|
نفوذ آموزشی با سند 2030
|
|
۱۳:۰۱, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اردیبهشت/۹۶ ۱۳:۱۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سند 2030 چیست؟ چرا امام در موردش چنین تذکری دادند؟ http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=36415 این سند ۲۰۳۰ یونسکو چیزی نیست که جمهوری اسلامی تسلیم آن شود. اصل کار غلط است؛ اینکه برویم سندی امضا کنیم و بعد بیسروصدا آن را اجرا کنیم؛ مطلقاً مجاز نیست. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گلهمندم. باید مراقبت میکردند و نباید میگذاشتند کار به جایی بکشد که ما جلوی آن را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است. محمدحسین محترم طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: 1- در دو هفته گذشته سند ملی آموزش 2030 ایران رونمایی و موجب نگرانی جامعه علمی - آموزشی کشور شد. اولاً سؤال این است چرا سند به این مهمی بدون هیچگونه اطلاعرسانی قبلی و حتی بدون حضور نهادهای تصمیمگیر، سیاستگذار و قانونگذار از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و چهرههای علمی کشور و خبرنگاران رونمایی شد و جزئیات آن منتشر نشده است؟ثانیاً وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفته کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 و مطابق با آخرین مصوبات و دستورات بینالمللی اقدام به تدوین سند ملی آموزش ملی 2030 ایران کرده است. سؤال اول: چرا چنین سندی در سکوت کامل و بدون نظرخواهی از کارشناسان تدوین شده و در معرض نقد و بررسی عالمانه جامعه علمی - آموزشی کشور قرار نگرفته است؟ سؤال دوم: آیا چنین سندی باید در مراجع قانونی صاحب صلاحیت کشور مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و براساس معیارهای تربیتی و سبک زندگی ایرانی- اسلامی تدوین و به تصویب برسد یا از سوی یونسکو و با همکاری بانک جهانی و براساس معیارهای لیبرالی و سرمایهداری دیکته شود؟ سؤال سوم: وجاهت قانونی و صلاحیت علمی - آموزشی کمیسیون یونسکو چیست که تدوین سند ملی آموزشی کشور به دست آن سپرده شده است؟ ثالثاً وزیرعلوم گفته اهداف آموزش سند 2030 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علم و فناوری کشور و برنامه توسعه ششم گنجانده شده است. سؤال: چرا قبل از اینکه این سند به تصویب مراجع قانونی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی برسد، دولت آن را به اجرا گذاشته؟ آیا نمایندگان مجلس که اکنون مشغول بررسی و تصویب برنامه ششم هستند، به این امر واقفند؟ رابعاً از سال 94 دولت تعهد کرده سند 2030 یونسکو و شاخصهای 18گانه آن را اجرا و مطالبات آموزشی سازمان ملل را وارد کتب درسی و آموزشی کشور کند. وزیر علوم گفته ایران موظف است گزارش پیشرفت کار را سالانه به مراجع بینالمللی ارائه دهد. سؤال: چرا دولت بدون مصوبه مجلس شورای اسلامی و تائید شورای محترم نگهبان، در پاریس مقر یونسکو متعهد به اجرای آن شده است؟ مگر براساس اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی هرگونه ایجاد تعهد برای کشور در مجامع بینالمللی نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی ندارد؟ و آیا اگر این تعهد موجب سلطه بیگانه شود براساس اصل 153 ممنوع نمیباشد؟ آیا سند 2030 موجب سلطه فرهنگی بر کشور نمیشود و با قاعده حقوقی و فقهی نفی سبیل در تضاد نیست؟ خامساً این سند و توافق با یونسکو که قرار است مبنای تعلیم و تربیت تمام دوران تحصیل دانشآموزان و دانشجویان کشور قرار گیرد، کجای نقشه جامع علمی کشور قرار دارد؟ قطعاً چنین سندی اهداف نفوذی دارد و آسیب جدی متوجه نظام تعلیم و تربیت میکند. سادساً وزیر علوم تصریح کرده تهیه سند ملی آموزش 2030 یک حرکت هوشمندانه است. با توجه به سؤالات بیپاسخ فوق، راز محرمانه تدوین و تصویب و اجرا کردن و دادن تعهد بینالمللی این سند و رونمایی آن چیست و چه جریان و افرادی پشت پرده این حرکت هوشمندانه! قرار دارند؟ 2- سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف نظام سلطه جهانی و مبنای یونسکو تفکر لیبرالِ غرب میباشد و با تفکر اسلامی در تضاد است. همچنین با استناد به سند منتشر شده از سوی پنتاگون، یونسکو طبق دکترین امنیت ملی آمریکا جزو بازوهای اجرای سیاستهای آمریکا در سایر کشورها به شمار میرود و دستورالعملهای اصلی خود را از این مرکز دریافت میکند، که تازهترین مورد آن سال۲۰۱۱ توسط اوباما رئیسجمهور آمریکا ابلاغ و در سال 2015 با حضور و سخنرانی میشل اوباما همسر رئیسجمهور آمریکا در کنفرانس بینالمللی «نوآوری در آموزش» تحت عنوان «سرمایهگذاری برای توسعه» در دوحه پایتخت قطر بهروزرسانی و براساس آن سند 2030 در همان سال - 13 آبان 94 - در مقر یونسکو در پاریس با حضور وزرای آموزش و پرورش کشورهای عضو از جمله ایران تصویب شد. اوباما خرداد 93 در دانشکده نظامی وست پوینت نیویورک تاکید کرده بود «نهادهای بینالمللی از سازمان ملل گرفته تا صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را آمریکا شکل داده و این نهادها تقویتکننده نیرو و توان آمریکا و بخشی از رهبری آمریکا هستند.» نکته جالب اینجاست که سیاستهای دکترین امنیت ملی آمریکا با کمک دستگاهها و بودجههای دولتی در کشور اجرا میشود! 3- براساس چه معیار عقلی و منطقی چنین اعتمادی از سوی مسئولان کشور به یک نهاد بینالمللی شده که سوابق آن مشخص است؟ باید گفت این اعتماد از جنس همان اعتمادی است که استراتژیستهای جریان لیبرال، مذاکرات هستهای را طراحی و به دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کردند که اکنون وزیر امور خارجه مجبور به اعتراف به اشتباه بودن آن شد. 4- متاسفانه علیرغم ادعای دفاع از حقوق شهروندی و رونمایی از سند آن، محرمانهسازی بسیاری از مسایل برای مردم و دور زدن نهادهای قانونی کشور و دادن تعهدات بینالمللی مغایر با قوانین و ارزشهای کشور جزو اتفاقاتی است که طی سالهای گذشته شاهد آن بودیم، در حالیکه دانستن حق مردم است. حق جامعه است بداند سند 2030 متضمن منافعی برای کشور است یا موجب تعارضات بین نسلی و انحراف نسل آینده کشور میشود و هویت ایرانی - اسلامی را هدف قرار داده است؟ قطعاً این اقدامات ناشی از حساسیت و نگرانی از واکنش جامعه به ویژه جامعه علمی- آموزشی کشور بوده و به همین دلیل جریان پشتپرده آن تلاش دارد مسائل در سکوت برگزار شود. 5- در سند 2030 در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست میآید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاستهای نظام سلطه سرمایهداری تحت عنوان نظم جهانی است. همانگونه که در دیگر اسناد بینالمللی سخن از صلح جهانی گفته شده اما نتیجه آن اسناد، جنگ و خونریزی و خشونت در اقصی نقاط جهان است. 6- از دلایل توجیهی این سند استقاده از توانمندیهای بینالمللی بیان شده، در حالی که حقیقت امر این است که در پس قول و قرارهای داده شده، باید دادههای اطلاعاتی آموزشی و پرورشی کشور را در اختیار خارجیها بگذاریم، چنان که وزیر علوم تصریح کرده سالانه باید این اطلاعات ارسال شود و نگرانی این است که این اطلاعات در اختیار نهادهای جاسوسی دنیا و بهویژه سیا و موساد قرار گیرد!، آنگونه که قبلاً رخ داده است. 7- با توجه به محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند 2030، نگرانی مهمتر این است که دادن اینگونه تعهدات بینالمللی بدون تصویب در مراکز تصمیمگیری و قانونگذاری کشور، خود زمینهساز فشارهای بینالمللی و تصویب قطعنامههای سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانههای حقوق بشری خواهد شد و بر مبنای همین تعهدات عدهای وطنفروش اقدام به نوشتن نامه به رئیسجمهور آمریکا میکنند و از او میخواهند تحریمها را علیه ملت ایران تشدید کنند، همانند آنچه که طراحان و حامیان و سران فتنه 88 در آن سال در نامه به اوباما و در چند هفته اخیر با نامه نوشتن به ترامپ انجام دادند. 8- خصوصیسازی مدارس را نیز باید در جهت اجرای همین سند2030 ارزیابی کرد. رئیسجمهور سال 94 در آیین نکوداشت مقام معلم تاکید میکند «آموزش و پرورش باید به تدریج و گام به گام از حالت دولتی بودن خارج شود». در حالی که خصوصیسازی آموزشی و سلب اختیار از دولتها و حاکمیت کشورها که توسط میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی پیشنهاد شده، مهمترین ویژگی سند آموزشی2030 دیکته شده از سوی یونسکو و در راستای اهداف نظام سرمایهداری جهانی است و مهمترین دستاورد آن نفوذ جریانها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزههای غربی است. این هدف آشکارا در کتابچههای راهنمای یونسکو با عنوان «آموزش همگانی جهانی» به چشم میخورد. به همین دلیل است که برخی تئوریسینهای دولت یازدهم علنا اعلام میکنند «دوره آموزش و پرورش ایدئولوژیک به پایان رسیده است.»! 9- جریان پشت این تفکر برای فراهم کردن اجرای این «سند نفوذ آموزشی» ابتدا نشستی در تیر93 با حضور مشهورترین چهرههای اقتصاد سرمایهداری داخلی و خارجی در دانشگاه شریف و دومین همایش را تحت عنوان «کنفرانس توسعه عدالت آموزشی» با حضور برخی مسئولان اجرایی کشور برگزار کرد. 10- نکته فاجعهبار اینجاست که تاکنون اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی واکنشی به تدوین و اجرای غیرقانونی سند 2030 از خود نشان ندادهاند و بیتوجهی به این سند مهم آموزشی کشور زمانی قابل درک میشود که رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ۸ آذر ۹۴ در مصاحبهای در خصوص سند بینالمللی«آمایش آموزش عالی در عرصه سلامت» تاکید میکند «در مکاتبه و گفتوگو درباره فاجعهبرانگیز بودن آن، با شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاون آموزشی وزارتخانه مربوطه و رؤسای کمیسیونهای فرهنگی و آموزش عالی مجلس، همه گفتند ما نفهمیدیم چی بود و تصویب شد!!!» 11- درحالی دولت اصرار دارد طرحهای غیربومی و خلاف قانون یونسکو را به جای طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش که یک طرح بومی و مصوب است، به اجرا گذارد تا زمینه هضم هویت ملی - اسلامی و نسل آینده کشور در پروژه جهانی شدن فراهم شود، که رهبر معظم انقلاب تاکید دارند «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بینالمللی» مواجه هستیم که برای نسل جوان ملتها به ویژه ملت ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربیها کاری غلط است. آموزش و پرورش در قانون اساسی، مسئلهای «حاکمیتی» است و دولت باید نقشآفرینی کند». (12 اردیبهشت 95) سند اصلی 2030 به زبان اصلی http://www.uis.unesco.org/Education/Docu...ion-en.pdf نقل قول:به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، حسن رحیمپور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست بررسی تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند 2030 با عنوان برجام آموزشی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در تالار شیخ انصاری این دانشکده برگزار شد، گفت: اصل مسئله فراتر از بحث دولت، سیاست و انتخابات است، من هیچ هدف انتخاباتی از هیچ جلسهای ندارم، ولو نزدیک انتخابات باشد. |
|||
|
| آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۰, ۳/دی/۹۶
شماره ارسال: #131
|
|||
|
|||
|
درود برشما
وزیر آموزش و پرورش: اگر جایی سند ۲۰۳۰ اجرا میشود گزارش دهید ?سخنگوی فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس در گفتوگو با فارس: بطحایی امروز در نشست فراکسیون اعلام کرد که سند ۲۰۳۰ در هیچ بخشی از آموزش و پرورش اجرا نمیشود و اگر دیدید در جایی اجرایی میشود به ما گزارش دهید. fna.ir/a372d9 |
|||
|
۱:۱۶, ۴/دی/۹۶
شماره ارسال: #132
|
|||
|
|||
|
دکتر زهرا آیتاللهی
دفاع از حقوق مادی و معنوی همه اقشار جامعه از وظایف اولیه حکومتها و به خصوص حکومت اسلامی است. از جمله لوازم این دفاع وجود قوانین قضایی و حمایتگر از مظلوم و بازدارنده از جرم است. زنان به عنوان اصلیترین قشر جامعه که نه تنها نیمی از پیکره اجتماع را میسازند، بلکه تولد و تربیت نیم دیگر را نیز بر عهده دارند، باید از هر جهت مورد حمایت و مراقبت قرار گیرند، چرا که هرگونه آسیب به جسم و روان و از این دو مهمتر شأن و منزلت آنان، آسیبی است که مستقیماً به خانواده و جامعه وارد میشود؛ از این روی بررسی قوانین موجود و تدوین قانونی که حمایت این قشر ارزشمند را تأمین کند ضروری است. خشونت علیه زنان از جمله مسائل گریبانگیر همه جوامع از گذشتههای دور بلکه همزمان با حضور بشر بر روی کره خاکی بوده و هست. توجه به این مسئله مهم و اقدام لازم برای کاهش و کنترل آن و همت برای پیشگیری از بروز آن، وظیفه هر حکومتی به ویژه جمهوری اسلامی ایران است. خوشبختانه این مهم بارها و بارها در محافل حقوقی و نهادهای سیاستگذار امور زنان مطرح بوده و هست و اقداماتی در پیرامون آن انجام گرفته است از جمله بندهایی از قانون اساسی، قانون مدنی لایحه حمایت از خانواده، اصلاح قانون کار و.... البته همه این تلاشها نسبت به اهمیت موضوع یعنی امنیت زنان و حفظ و حراست از منزلت زن مسلمان و خانواده بسیار ناچیز بوده و نیازمند گامهایی بس اساسیتر و جدیتر است. «لایحه جامع تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» توسط معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری تهیه شده است تا در مجلس به تصویب برسد. این لایحه از آنجا که ذینفعانی به گستردگی کل ملت ایران دارد، از جوانب مختلف قابل بررسی و دقت فراوان است. علاوه بر نگاه حقوقی که قطعاً وظیفه قوه قضائیه و کارشناسیهای تخصصی قضایی کمیسیون بررسی لوایح این قوه میباشد، از منظر تبعات فردی، خانوادگی و اجتماعی نیز قابل تأمل و بررسی کارشناسی است. 1- در مقدمه این لایحه یکی از اهداف لایحه، تحکیم بنیان خانواده دیده شده اما بررسی تبعات اجرایی اکثر مواد این لایحه، تهدید و مقابله علیه خانواده را به همراه دارد که نتیجه نهایی آن از سویی نادیده گرفتن مصلحت و کیان خانواده و تضعیف این نهاد بنیادین در جامعه خواهد بود و از سوی دیگر کاهش ازدواج دائم و تشکیل خانواده و از دیگر سوی محرومیتهای دیگری برای زنان. 2- با اقرار به اینکه چتر قانونی برای اقشار مختلف باید به نحوی باشد که حتی یک فرد هم مورد ظلم واقع نشود؛ به خصوص یک زن، آن هم در خانواده - امر مهمی که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده و هست - این لایحه به نحوی تنظیم شده که حمایت تنها درصدی از زنان که تحت ظلم همسرانشان یا دیگر مردان در خارج از منزل یا در خانواده قرار میگیرند را شامل میشود؛ اما نتیجه آن همه خانوادهها را تهدید میکند و مردان را به وحشت میاندازد که مبادا هر رفتار و اقدام آنها مصداقی از مصادیق خشونت علیه زنان تلقی شود و در نهایت، به آرامش و روح صمیمیت و یکپارچگی در خانواده آسیب میزند و خانه را به معرکهای تبدیل میکند برای فرار زنان از مسئولیتهایشان و خارج کردن مردان از جایگاه اصلیشان که مدیریت خانواده است. 3- تخصیص این لایحه به زنان، آن هم تنها در موضوع خشونت علیه آنان، آن را به الگویی جدید برای حل مشکلات و آسیبهای اجتماعی تبدیل میکند و اگر احقاق حقوق با این مدل رسمیت یابد، باید به زودی لایحه جامع تأمین امنیت مردان در برابر خشونت، لایحه تأمین امنیت خانواده در برابر خشونت، لایحه جامع تأمین امنیت کودکان، دختران، سالمندان، کارگران و.... در صف لوایح قرار گیرند. 4- تجربه نشان داده است که بهترین نوع حمایت از زنان همانطور که اسلام هدایت کرده، آن است که حمایت از زنان را به مردان خانواده بسپاریم. پدر، همسر، برادر، پدر بزرگ، پدر همسر و محارمی که قدرت حمایت و دفاع از زن را دارند و دیدهایم که هرگاه حکومت، قانون و هر قدرت دیگری مثل فشارهای بینالمللی و رسانهای به حمایت زنان آمدهاند، مردان را مقابل زنان قرار داده و به موضعگیری و بعضاً انتقامجویی وادار کرده است و یا مردان را به فاصله گرفتن از ازدواج و پناه بردن به انحرافات اخلاقی سوق داده است. 5- این حمایت از زنان به سبک غربی نتیجهای مشابه غرب به همراه دارد. اکنون در انگلستان چهل درصد خشونتها علیه مردان گزارش میشود. البته حجم واقعی خشونتهای زنان علیه مردان بیش از این است و دلیل مهم آن هم خودداری مردان از اعلام وضعیت به جهت ترس از تمسخر و انگ بیعرضگی به آنها است. به همین دلیل اقدام اساسی در موضوع خشونت باید در کنار خشونت علیه تمام آحاد جامعه باشد سیر افزایش قتل مردان به وسیله همسرانشان در کشور در سالهای اخیر و مراجعات رو به افزایش مردان به پزشکی قانونی که بهواسطه همسر خود مورد خشونت قرار گرفتهاند، این واقعیت را روشنتر میسازد. علاوه بر آن در این لایحه خشونتهای زنان علیه فرزندان در شکم خود اصلاً زشت و ناپسند قلمداد نشده است؛ این یعنی وجاهت بخشیدن به سقط جنینهای غیرقانونی که متأسفانه در کشور رو به گسترش است. 6- ادعای اولیه این لایحه حمایت از کیان خانواده است اما حاصل 92 بند حقوقی مندرج در آن، از همسران در خانواده که به لحاظ تعهداتی که به یکدیگر دادهاند قرار است بنیان یک آرامشکده را برای خودشان و نسلهای دیگر بریزند؛ دو خصم مقابل هم و مترصد بهانهجویی و انتقامکشی میسازد. زن که مظهر لطافت و محبت و آرامش است به موجودی تبدیل میشود بهانهجو، ایرادگیر و نازپرورده که میتواند هر اقدام مرد را به خشونت علیه خود تعبیر کند، حتی اگر توهم خشونت از رفتار مرد را داشته باشد، قانون به او حق میدهد که مرد را محکوم کند و دادگاه را به وسط خانه بکشاند. به تعبیر خانم معاون رئیسجمهور، چهاردیواری دیگر اختیاری نیست و باید چشمان و دستانی از قانون و قاضی مراقب باشد تا در خانواده کسی به زن نگوید بالای چشمت ابروست. خدا میداند با چنین وضعیتی کدام پسری ولو 40 ساله و 50 ساله جرات ازدواج کردن را خواهد داشت حتی اگر رستم دستان باشد. 7- روح حاکم بر لایحه، حمایت از زنان آسیبدیده و مورد خشونت در خارج از فضای خانواده است. البته طبق بندهای لایحه، زنانی که با مردان ارتباط دارند و این ارتباط عموماً ارادی و با رضایت زن است مورد حمایت قرار میگیرند. در یک کلام باید بگوییم لایحهای در حمایت از زنان روسپی است تا زنان عفیف و مظلوم در خانواده. پیشبینی کنید که جامعه به چه سمتی خواهد رفت؛ همان لجنزاری که غرب را به سقوط کشانده، در انتظار ایران اسلامی هم خواهد بود، باید گفت که «أینَ تذهبون!» در ادامه ارزیابی مواردی از این لایحه به صورت مستند ارائه میشود: 1- علیرغم ادعای تنظیمکنندگان لایحه مبنی بر اینکه یکی از اهداف تدوین لایحه تحکیم بنیان خانواده است، در این لایحه، مصلحت خانواده لحاظ نشده، بلکه سیاق آن فردمحور بوده و تنها حمایت از زن فارغ از نقش همسری و مادری وی مد نظر قرار گرفته است. 2- لایحه با تعیین مکرر «مجازات اشد» در موارد مختلف در قدم اول خواسته مناسبات خانواده را با شدیدترین مجازاتها جرمانگاری کند، درحالیکه تعیین اینگونه مجازاتها با تعمیق روابط خانوادگی و تحکیم بنیان خانواده منافات دارد. 3- از دیگر پیامدهای لایحه کاهش نقش مرد در خانواده و تزلزل جایگاه وی به عنوان پدر و رئیس خانواده است. 4- رویکرد حقوقی صرف در هر موضوعی از جمله خشونت با سیاستهای تحکیم بنیان خانواده در تعارض است؛ اهتمام سیاستگذاران جامعه باید بر حکومت اخلاق در خانواده باشد نه حاکمیت قانون و حقوق. 5- تعریف خشونت در لایحه مبهم و مبتلا به کلیگویی است و با به کار بردن واژههایی چون «و نظیر» دست قاضی را در تعیین مصادیق خشونت باز گذاشته است. ضمن اینکه زنان خودخواه نیز میتوانند هرگونه رفتاری که علیرغم خواست آنها یا به زعم ایشان ظلم و یا تضییع حقشان بوده، تحت عنوان خشونت مطرح کنند. 6- خشونت متناسب با ویژگیهای دینی و فرهنگی جامعه ایران تعریف و مصادیق آن مطابق با این اصول ذکر نشده است. تعریف واژهها به جای اینکه با تعریف آنها از اسلام همخوانی داشته باشد، بر اساس معانی غربیشان لحاظ شده است. 7- این لایحه کاملا صبغه جنسیتی و دفاع بیحدومرز از زنان دارد و به هیچ وجه رفتارهای خشونتآمیزی که از سوی زن علیه مرد رخ میدهد، لحاظ نشده است. 8- تعریف خشونت در این لایحه به قدری وسیع است که حتی برخی سختگیریها که گاهی مرد به خاطر مصلحت خانواده آنها را اعمال میکند، خشونت اجتماعی یا خشونت اقتصادی یا خشونت روانی تلقی شده است. 9- علیرغم اینکه سیاستهای کنونی قضایی مبتنی بر جرمزدایی است نه جرمانگاری، تصویب این لایحه موجب افزایش مصادیق جرم و جنایت در قوانین شده و یکی از پیامدهای آن افزایش پروندههای دادگاهها خواهد بود. 10- مواد لایحه با نادیده گرفتن قاعده مهم «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» هرگونه ادعای زنان مبنی بر حتی احساس خشونت علیه آنها را رفتار خشونتآمیز و جرم تلقی کرده است. درحالیکه مطابق این قاعده مهم فقهی مدعی باید با استدلال قوی و محکمهپسند ورود خشونت بر خود را به اثبات برساند نه اینکه به محض ادعای خشونت بر وی مرد را محکوم کرد. 11- از دیگر اشکالات موجود در لایحه، مداخله بیش از حد دولت در مناسبات خانوادگی است که این با اصول حقوق عمومی در تعارض است. دولت نمیتواند خارج از چارچوب در روابط خصوصی افراد یعنی حقوق خصوصی آنها دخالت کند. بخش مهمی از این روابط باید بین طرفین تنظیم و حل و فصل شود. 12- قوانین سابق هر یک به گونهای از زنان حمایت کرده و با در نظر گرفتن شرایط جسمی و روحی زنان از ورود هرگونه آسیب و صدمه به ایشان جلوگیری کرده است؛ اصولی از قانون اساسی و قوانینی همچون قانون حمایت از زنان بیسرپرست یا بدسرپرست، قانون حمایت از خانواده، قانون ترویج تغذیه با شیر مادر، موادی از قانون مدنی همچون نحله و اجرتالمثل، موادی از قانون مجازات اسلامی، موادی از قانون کار و تأمین اجتماعی، منشور حقوق و مسئولیتهای زنان در نظام جمهوری اسلامی و... علیرغم وجود این قوانین حمایتی، این لایحه اصرار دارد که برای هر خطای کوچکی از جانب شوهر، حکم حبس شوهر صادر شود. 13- لایحه به نوعی از زنانی که با اراده خویش، خود را در معرض تعرض قرار میدهند، حمایت میکند. 14- لایحه در مواد مختلف راههای حل مسالمتآمیز مشکلات خانواده همچون مراجعه به مشاورههای خانواده و بزرگترهای فامیل و... را مسدود کرده و برای حل این مشکلات تنها راه را حبس و مجازاتهای سنگین پیشنهاد داده است. در واقع لایحه آخرین راهحل مشکلات خانوادگی را به عنوان اولین راه و شاید تنهاترین راه پیشنهاد داده است. 15- ماده 5 که موضوع تشدید مجازات را مطرح میکند عملاً پدر را در اعمال مسئولیت تربیتی خود با مجازاتهای شدیدتر مواجه میسازد. 16- دفاع از حق مظلوم نباید به تغییر اشکال ظلم منجر شود. در ساختار حقوقی اسلام و ایران اصل بر بیگناهی و عدم مجرمیت است مگر آنکه خلافش ثابت شود. بنابراین لازم است مدعی با اقامه دلیل یا شاهد اثبات جرم نماید. اینکه طبق ماده 59 لایحه مذکور حق به مدعی داده شود و متهم موظف به اثبات بیگناهی خود باشد، یک دفاع بیقاعده از زنان است که بروز خشونتهای زنانه علیه مردان را مشروعیت میبخشد. ظاهرا نویسندگان نتوانستهاند بین مداخلات اجتماعی و مددکارانه هنگام احتمال خطر با مداخلات حقوقی و مجازاتی تفکیک نمایند. به نظر ما در صورت قرائنی بر احتمال وجود خطر، تحتالحمایه قرار دادن شخص تا زمان حصول اطمینان از رفع خطر میتواند قابل دفاع باشد، اما انکار قواعد مسلم حقوقی جایز نیست. 17- الگوبرداری از کشورهای دیگر ضرورتا باید با لحاظ تمایزات فرهنگی و معرفتی انجام شود. چه بسا یک اقدام در یک فرهنگ هدف مورد نظر را تأمین کند اما در اقلیم فرهنگی دیگر هزینههایی بیش از فایده تحمیل نماید. امروزه کشورهای حوزه اسکاندیناوی دارای بالاترین شاخصهای جهانی در کنترل خشونت و ایجاد شادکامیهای فردیاند و توانستهاند شاخصهای جهانی توسعه را به بهترین نحو ممکن اجرا کنند اما هزینه انجام شده برای این اقدام در آن کشورها چه بوده است؟ در کشورهایی مثل سوئد بیش از نیمی از فرزندانی که در دهههای اخیر متولد شدهاند نامشروعاند. میزان طلاق در برخی از این کشورها معادل نیمی از ازدواجهاست و هیچ مردی حق ندارد مزاحم حریم خلوت جنسی همسر یا دخترش شود. یک سند خوب درباره کنترل خشونت باید بر این محاسبه استوار باشد که کاهش این میزان از خشونت چه نسبتی با کاهش یا افزایش جرایم، گناهان و آسیبهای دیگر دارد و چه پیامدهایی را بر مناسبات اجتماعی، خانوادگی و تربیتی برجای میگذارد؟ اگر اعمال مجازاتهای بازدارنده از خشونت به افزایش طلاق، کاهش انگیزه تربیت از سوی والدین، افزایش زنا و حرامزادگی و از میان رفتن غیرت، عفت و امر به معروف و نهی از منکر منجر شود چه باید کرد؟ 18- از زاویهای دیگر میتوان خشونت را تقسیم نمود. خشونت گاه تبدیل به یک عادت شده و گاه به شکل موردی و اتفاقی اعمال میگردد. مگر میتوان کسی را یافت که در طول حیات خود عصبانی نشده و عصبانیتش را به دیگری منتقل نکرده باشد؟ از سوی دیگر میتوان خشونت را به موارد جزئی و موارد حاد تقسیم کرد. حال باید دید آیا در تمام موارد خشونت باید مجازاتهای بازدارنده را در نظر گرفت یا مجازاتها را صرفا شامل کسانی نمود که خشونتهای حاد، هرچند به شکل موردی و یا خشونتهای مکرر انجام میدهند؟ به نظر میرسد لایحه مورد بحث نگاه حداکثری به حقوق زنان مجازات شوهران داشته و خواسته است هر مشکلی را با روشهای سخت مهار کند. 19- پیشفرض پنهان در لایحه مورد بحث صلاحیت حداکثری حاکمیت برای مداخله در مناسبات خانوادگی و اجتماعی است. این دیدگاه در ابتدا از سوی افلاطون مطرح شد. وی برای اولین بار ایده نابودی خانواده، ازدواج اشتراکی و سرپرستی کودکان توسط دولت را مطرح کرد. از نگاه وی والدین فرهیختگی لازم را برای تربیت فرزندان ندارند. پس از انقلاب فرانسه این ایده توسط سیاسیون جدید که حاکمیت را بیش از خانواده واجد صلاحیت مداخله در شئونات فرزندان میدانستند پی گرفته شد. لایحه امنیت زنان به وضوح بر پیشفرض انکار نقش سرپرستی و اولویت پدر در تربیت و بر ضرورت کاهش جایگاه مرد در سرپرستی خانواده استوار است که نمیتوان بر اساس منطق دینی از آن دفاع کرد. از این رو تأکید میگردد که مداخله سخت حاکمیت در شئون خانواده باید به موارد حاد محدود گردد و در بقیه موارد باید بر ارتقای جایگاه خانواده و توانمندسازی مردان و زنان در ایفای صحیح نقشهای خود استوار باشد. 20- الگوبرداری متن لایحه از اسناد سازمان ملل و قوانین غربی کاملا واضح و مشهود است. البته توجه به این نکته بسیار مهم است که این لایحه در جهت اطاعت از بند 2 هدف 5 سند 2030 تهیه شده است. تعجب نکنید که چرا معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری اصرار دارد که حتماً سند 2030 عملی شود. به این اخبار کوتاه توجه کنید: ایران با عضویت در هیئت اجرایی نهاد زنان سازمان ملل متحد، عهدهدار اجرایی کردن برنامه سازمان ملل مبنی بر«برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان هدف 5 سند 2030» شده است. در سال 1395 نیز سایت رسمی معاونت امور زنان ریاستجمهوری برنامه خویش را بر اساس هدف پنجم اهداف توسعه پایدار (سند 2030) با عنوان«دستیابی به برابری جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران» اعلام نمود. هرچند در مدت کوتاهی پس از آن اعلام کرد: «معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری در نظر دارد به منظور برنامهریزی برای دستیابی به هدف پنجم اهداف توسعه پایدار«SDG» با عنوان«دستیابی به عدالت جنسیتی و توانمندسازی تمامی زنان و دختران» و تدوین نقشه راه ملی در این زمینه، اقدام به تدوین گزارش وضع موجود مبتنی بر شاخصهای مندرج در هدف 5 نماید». این سایت سپس برای انجام پروژه مذکور و به منظور ارائه طرحهای پیشنهادی فراخوان همکاری داد. |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۴/دی/۹۶
شماره ارسال: #133
|
|||
|
|||
(۴/دی/۹۶ ۱:۱۶)MohammadSadra نوشته است:درود برشما وسپاس نقد خوبی بود البته لایحه تا به مجلس برود وبعد شورای نگهبان هفت خوان رستم را باید بگذراند . نظر بنده درخلل درمدیریت خانواده که بردوش مرد است قبلا در جامعه با عملکرد بد لطمه شدید دیده ودیگر مردان به تنهائی قادر به مدیریت نیستند وباید ازیاری زنان کمک بگیرند |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








