کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
منهاج فردوسیان
۲:۲۳, ۷/بهمن/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۹۶ ۲:۳۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

قبلش عرض کنم این یه مقاله نیست ... فعلاً اینجا زدم تا بعدا اگر فرصتی بود و توفیقی بهتر تحلیلش کنم

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-25514.html

در مورد یه تفکر میخوام صحبت کنم که مانند لینک بالا حساب شده داره کار میکنه

واقعیتش اینه که همونطور که یه ویروس میتونه خودشو ارتقا بده برای ادامه حیات تفکرهای التقاطی هم همینطورن

از زمان هبوط آدم تا اکنون این تفکرها خودشونو اصلاح کردن! ............نه! کم اشتباه شدن

و همینطور که جلو میریم کم اشتباه تر میشن طوری که واقعاً تشخیص درست و غلط برای افراد بسیار مدعی هم سخت میشه

شخصی که حاج فردوسی نامیده میشه داره ترکیبی از تفکر تفکیکی-وهابی (نظر شخصی) رو در قالب اسلام بسیار اصیل به سائلان ارائه میده

قضیه ایشون قضیه کسیه که برای اغفال افراد کم اطلاع میاد و تمام روش درستی که باید هر کسی داشته باشه رو (که توش اشتباه هم میشه پیدا کرد) ارائه میده ولــــــــــــــی به اسم یه روش جدید و در رو روی اون افراد میبنده و از این به بعده که اون افراد روش دین و دنیاشون رو فقط از این شخص میگیرن

در این تفکر انحرافی بجای لفظ امام زمان از استاد حاضر استفاده میشه که در خور توجهه!

عکس زیر از کانال رسمی ایشونه

لحن صحبتو در پست ببینید


[تصویر: o85n_menhaj.png]


خب اینم یه عکس از Heart

[تصویر: imtt_imam_quran.jpg]


یا این

[تصویر: ye66_menhaj2.png]


قطعا موارد زیادی هست. مثلا این موارد رو از وبلاگی دیدم که استفتاء گرفته بودند:

نقل قول:سلام علیکم

در سال‌های اخیر، شاهد فعال شدن نگرشی خاص به امر تربیت (سیر و سلوک) در میان جمعی از متدینین با عنوان

«منهاج فردوسیان» (به معنی راه روشن بهشتیان) هستیم که دیدگاه‌هایشان بدین قرار است:

1. فقط محدّثین و فقهای شیعه را میراث‌داران رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و اهل بیت ایشان (علیهم‌السلام) می‌دانند و آنان را واسطه‌ی رساندن برنامه‌ی تربیتی وحیانی به نسل‌های بعد از عصر حضور معرفی می‌کنند و گرفتن برنامه‌ی تکامل دینی از فلاسفه، عرفا، مشایخ صوفیه و ارباب علوم غریبه و مرتاضان را غیر موجّه و خالی از حجت شرعی می‌دانند.

2. به کرامات و مکاشفات ارباب طریقت و اهل دل، به دیده‌ی انکار و تردید می‌نگرند و قسمت عظیمی از آن را غیر واقعی می‌دانند.

3. فقط اذکاری که در قرآن کریم و روایات معتبر شیعه آمده را قبول دارند و از ذکرها و دستورالعمل‌هایی که عرفا و ارباب طریقت بر اثر ریاضات و تجربیات به دست آورده‌اند، استفاده نمی‌کنند.

4. هر روایتی را قبول ندارند و فقط روایاتی که در منابع معتبر حدیثی شیعه آمده و مورد تأیید و اعتماد جمهور فقها قرار گرفته باشد را می‌پذیرند.

5. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) را استاد اعظم تربیت و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) را جانشینان ایشان در امر تربیت نفوس مستعدّه می‌دانند و امر تربیت در عصر غیبت را بر دست امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می‌شمارند.

6. پیوستگی روحی و سرسپردگی طریقتی در نزد هر انسان غیر معصومی به عنوان قطب و مرشد را رد کرده و فقط به ولایت، دلدادگی و سرسپردگی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) سفارش می‌کنند.

7. چون دوازده‌امامی بودن را شرط لازم برای رسیدن به کمال و سعادت می‌دانند، عرفا و شعرا و ارباب طریقت مانند مولوی رومی، عطار نیشابوری، محی الدین عربی و تمام مشاهیر عرفان و ادبیات که غیر دوازده‌امامی بودنشان ثابت است را محروم از درجات عالیه می‌دانند.

8. تعالیم قرآن کریم به تنهایی و تعالیم ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) بدون پشتیبانی قرآن را کامل نمی‌دانند بلکه معتقدند باید به ثقلین، تمسک جست و از هر دو منبع قرآن و روایت معتبر برای یافتن راه کمال و سعادت، به صورت همزمان استفاده نمود.

9. به دستاوردهای علوم متافیزیک مانند روانشناسی در رساندن انسان به خوشبختی و کمال، اعتماد نمی‌کنند.

10. اصل و اساس رسیدن به کمال و سعادت را پس از اصلاح اعتقادات، عمل به دستورات وحی می‌دانند و خواندن، نوشتن و دانستن راه کمال را ـ گر چه لازم است ـ ولی کافی در رساندن، نمی‌دانند و پایه‌ی اصلی را همان «عمل کردن» می‌شمارند.

11. مقصود از سلوک را کسب رضای خدا و مقصد را درجه‌ی صدم بهشت (فردوس اعلی) در جوار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) می‌دانند.

12. مفاهیمی مانند «فنای فی الله» و «بقای بالله» را چنان که در عرفان نظری مطرح است، قبول ندارند و نهایت کمال بشر را استقامت بر عبودیت حق تعالی می‌دانند.

13. رسیدن به خوارق عادات و به دست آوردن قدرت‌های روحی مانند طی الارض، ضمیرخوانی، تصرف در اجسام و مانند اینها را مقصود عبادات نمی‌دانند و به دنبال کسب آن نیستند.

14. معتقدند رسیدن به کمال و سعادت برای کسانی که دیدگاه‌ها و اعمالشان را بر طبق قرآن کریم و روایات شیعه، تصحیح کنند، از سوی خدای تعالی و رسول اعظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) تضمین شده است.

15. شعارشان این است: «معتقد شدن به اعتقادات مکتب شیعه‌ی اثنی‌عشریه و عمل کردن به واضحات و مسلّمات آن، تنها راه رسیدن به کمال واقعی و سعادت ابدی در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی در دنیا و آخرت است».






مورد بعدی رسم الخط ایشونه که باز برای خودش به نام زده

مهمتر از همه در ابتدا بسم الله الرحمن الرحیم تبدیل شده به بسم الله الرحمان الرحیم

در لفظ و معنی فرقی نداره ولی............


#منهاج
#حاج_فردوسی
#منهاجی
#منهاج_فردوسیان
#تشیع_نانوشته


کانالشو ببینید (قصد تبلیغ ندارم)

@MenhajeFerdowsian

ضمناً توجه کنید هرچی اشتباه کمتر تشخیص سخت تر
خوب دقت کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عمار94 ، mahdy30na ، soheyl68 ، MohammadSadra ، AMINI
۸:۵۹, ۷/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #2
آواتار
سوال:‌ اخیرا گروهی به نام منهاج فردوسیان فعالیت های گسترده ای را دارند. این گروه چقدر قابل اعتمادند؟

پاسخ:
ما نمی گوییم که گروه منهاج فردوسیان همچون فرقه های انحرافی دیگر است. اما حداقل معتقدیم مسئولین باید نسبت به این گروه حساس باشند. چرا که سرنخ هایی از انحراف در اندیشه های آنان یافت می شود.
به عنوان نمونه به موارد زیر اشاره می کنیم:
یکی از خط مشی هایی که این گروه در سایت رسمی خود نوشته اند چنین است:

" برنامه‌ی تربیتی «منهاج فردوسیان» به آنچه در نزد فقهای عظام شیعه در طول هزاره‌ی اخیر، روشن و مسلّم بوده، به عنوان اصل و مبنا نگاه می‌کند. یعنی اگر هر اعتقادی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند، ما هم به همان معتقد شویم؛ و هر عملی که همه‌ی بزرگان بر آن اتفاق نظر دارند که انجام دادن یا ترک کردنش ما را به کمال و سعادت می‌رساند،‌ ما هم همان کار را انجام دهیم یا ترک کنیم؛ به کمال و سعادت خواهیم رسید.
و به اموری که دو دستگی و اختلاف در آن وجود دارد (یعنی یک عده، معتقدند ما را به سعادت می‌رساند و یک عده، معتقدند ما را از سعادت دور می‌کند) اعتنا نمی‌کنیم.
این،‌ توضیح خیلی ساده شده‌ی منهاج است."

عبارت فوق و آنچه این ها در سایتشان نوشته اند یعنی زیر سوال بردن فتاوای مراجع عظام. یعنی شخصی که مرجع تقلیدش حکمی متفاوت با مرجع دیگر را دارد، به هیچ کدام عمل نکند. می دانید اگر این نظریه باب شود چه مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.. در این صورت اساسا فقه معنای خود را از دست خواهد داد.

از عبارت دیگری که در سایتشان نوشته اند انحرافشان کاملا آشکار است. به عبارت دیگر کلمه حق یراد بها الباطل. آنان در قالب چند سوالی که واضح البطلان است، تحت عنوان اختلاف نظر مراجع، کل نظرات و اختلافات فقهی مراجع عظام در امر تقلید را زیر سوال برده و رد می کنند. به این عبارتشان دقت کنید:

" ولی ما معتقدیم که نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به سعادت و کمال، همانا عمل کردن (خیلی روی عمل کردن تأکید می‌شود)‌ فقط عمل کردن به دستورات واضح و آشکار رسول معظم و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) است.
وقتی می‌گویند: روز عید قربان، قربانی کن. یعنی یک گوسفند را سر ببر و گوشتش را بین فقرا تقسیم نما.
وقتی می‌گویند: نماز شب بخوان. یعنی نیم ساعت به اذان صبح بیدار شو و پنج دو رکعتی و یک، یک رکعتی نماز معمولی بخوان.
وقتی می‌گویند: دروغ نگو. یعنی آنچه خلاف واقع است را بر زبان میاور.
وقتی می‌گویند: نمازت را اول وقت بخوان. یعنی صدای مؤذن که بلند شد،‌ هر کاری داری رها کن و به نماز بایست.
پس ملاک منهاج این است که توضیح این دستورات را می‌توانید از روحانی محل یا حداکثر از مراجع معظم تقلید بپرسید و همه، یک جور به شما جواب می‌دهند.
اما وقتی می‌گویند: «ذکر انفسی» بگو.
وقتی می‌گویند: «مجلس نبات» برگزار کن.
وقتی می‌گویند: «دیگ جوش» بده.
وقتی می‌گویند: «کلاه چهار ترک» برای خودت درست کن.
وقتی می‌گویند: «زنّار» پاره کن.
از بزرگترین دانشمندان راه کمال و سعادت یعنی فقهای بزرگوار که بپرسید، جوابش را نمی‌دانند. چون اینگونه چیزها در کتاب مقدس قرآن و روایات معتبر رسول خدا و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) نیامده است و واضح و مسلّم نیست که نقشی در رساندن انسان به کمال و سعادت داشته باشد."


به نظر شما کدام مرجع تقلیدی گفته است که مجلس نبات برگزار کن یا کلاه چهار ترک برای خودت درست کن و ... . به این روش بحث روش مغالطه پهلوان پنبه می گویند که فرد چون اصل استدلال را نمی تواند رد کند، به بیان مثال ها و استدلال هایی واضح البطلان از مخالف خود می پردازد و سپس آن را برجسته و رد می کند. در حالی که اختلافات مراجع معظم تقلید در این گونه مثال هایی که گروه منهاج فردوس و در راسشان حاج فردوسی ذکر کرده اند نیست. اساسا مراجع چنین چیزهایی نمی گویند که سایر مراجع حالا جوابش را بدانند یا ندانند. کدام مرجع تقلیدی از زنار که مربوط به آیین زرتشت می شود سخن گفته و می گوید؟!

آنچه گفتیم از حیث نمونه های محتوایی جریان انحرافی حاج فردوس بود. در روش این جریان نیز شباهتی با آنچه در بهائیت و بابیت بوده است وجود دارد. به عنوان مثال به نقل از حاج فردوسی پایه گذار این گروه در سایتشان نوشته اند:

او پیروان «منهاج فردوسیان» که «اصحاب منهاج» خوانده می‌شوند را از مجادله با کسانی که روش او را نمی‌پسندند، برحذر می‌دارد و می‌گوید:
« با بعضی‌ها برای اثبات «منهاج» مباحثه مکن! که اگر با خوک، کُشتی بگیری، تو کثیف می‌شوی، ولی خوک لذت می‌برد».
از آثار او، دوبیتی مشهوری است که در آن، با صراحت، آمدن «منهاج فردوسیان» را پایان عصر درخشندگی «عرفان» و «تصوف» بیان می‌کند؛ می‌گوید:

بر گوش جان نوای خوش «حاج» می‌رسد *** گویا ردای اطلس و دیباج می‌رسد
«عرفان» تمام گشت و «تصوف» به سر رسید *** اینک لوای «حضرت منهاج» می‌رسد

وقتی متن فوق را می خوانید به یاد ایقان و کتب بهائی می افتید که مخالفان خود را همج رعاع و ... توصیف می کردند تا مردم سخنان و استدلال های آنان را علیه انحرافاتشان نشنوند. لذا حاج فردوسی نیز مخالفان خود را در کنایه ای خوک می خواند.. به نظر شما ایشان که انقدر مدعی هستند در تقوا و رسیدن به فردوس و سعادت راه احتیاط را می پیمایند، آیا شایسته است به این راحتی دیگران را خوک بخوانند و بی تقوایی کنند؟! این احتیاط افراطی و نیز عدم احتیاط افراطی آیا با هم همخوانی دارد؟‌ این برخورد ها این گروه را مشکوک نمی کند؟

اینها معتقدند بوسیدن دست پدر و مادر به دلیل حدیث زیر مجاز نیست:
قال علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام):
«لَا یقَبِّلِ الرَّجُلُ یدَ الرَّجُلِ فَإِنَّ قُبْلَةَ یدِهِ کالصَّلَاةِ لَهُ» یعنی: «کسی دست کسی را نبوسد؛ زیرا بوسیدن دست کسی، مثل نماز گزاردن برای اوست» (بحار الأنوار/۷۵/۳۴۵؛ مستدرک ‏الوسائل/۹/۷)

اولا: این ها انقدر در برداشت از روایات و فقه ضعیف و کم مایه اند که حتی چنین مساله ای را نمی توانند درست تحلیل کنند.
ثانیا: مگر اینها نمی گویند ما مسائل اختلافی را نمی پذیریم. کدام مرجع تقلیدی گفته بوسیدن دست پدر و مادر حرام است؟‌ بوسیدن دست پدر و مادر به اتفاق نظر همه مراجع بی اشکال است. پس این ها مشی خود را هم قبول ندارند.
ثالثا: این نظر حاج فردوسی بوی نامطبوع وهابیت را از شهر قم به مشام می رساند و لابد بعد از این می خواهند به بحث بوسیدن ضریح و ... برسند.

جریان انحرافی منهاج فردوس ،‌ در مورد دیدگاهشان در شهادت ثالثه در اذان، یعنی اشهد ان علیا ولی الله ، هم دیدگاه خاصی دارد. حاج فردوسی در پایان مقاله ای در این باره می نویسد:
"بعد از ملاحظه‌ی تفصیل دعوای اخباریون و اصولیون در مورد شهادت ثالثه، راه اعتدال و مورد قبول همه‌ی علمای اسلام را بر می‌گزینیم. به این صورت که اگر منهاجی، گفتن شهادت ثالثه را در اذان و اقامه، ترک کند (بدون اینکه گفتنش را حرام بداند) هم نظر اخباریون تأمین شده و هم نظر اصولیون. پس راه احتیاط این است که این اضافات و مانند آن (شهادت رابعه و. ..) را در اذان و اقامه نگوییم."

درست است که شهادت ثالثه در اذان به اتفاق نظر همه مراجع واجب نیست و حتی اگر به عنوان جزئی از اذان گفته شود به اذعان برخی از فقهای عظام بدعت و حرام است، و مردم هم به این نیت شهادت ثالثه را نمی گویند. اما از این همه موضوعاتی که داریم دست گذاشتن روی این گونه اعمال در جامعه، فعالیت های این گروه را مشکوک می کند و باز همان بوی وهابیت از آن به مشام می رسد.
لذا به مسئولین امر سفارش می کنم که به این جریان بسیار حساس باشند و خوانندگان عزیز این مطلب نیز به سادگی در دام این گروه نیفتند.


منبع:

http://shahabd.mihanblog.com/post/116
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عمار94 ، mahdy30na ، MohammadSadra ، AMINI
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا