|
من فقط گرمم است برادر! - به نقل از جهان زن
|
|
۱۸:۵۳, ۱۷/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۲۰:۰۰ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
متنی خوندم که جالب بود برام یک سری عکس گذاشته بود توی گوگل ریدر و این نوشته رو هم قرار داده بود دوستان لطفا جواب بدید. برای خود بنده سوال هست که آیا این گشت ارشاد واقعا راه درست مبارزه با بد حجابیه؟؟؟؟ اصلا جواب میده؟؟؟؟ نقل قول:من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم یا الله |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۳۷, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
به به خیلی جالبه .کم کم پیش بره کلا بهشت و جهنم میره زیر سوال .من خانم هستم .با عادت و حرفهای مامان مهربونم چادر پوشیدم .از ترس خدا و جهنم چادرم رو نگه داشتم و حالا اونقدر عاشق چادرم هستم که تازه معنای عمل کثیف و پلید کشف حجاب رو می فهمم .در آشکار و خفا هم با دقت تمام مراقب حیا و حجابم هستم .
کاش اگر بنده خدا نیستیم جهنم خدا رو باور کنیم .آخه عقل من و شما چه میرسه به این حرف ها .من که دنیا رو نمی فهمم چطور میخوام حقیقت بهشت و جهنم رو بفهمم ؟؟؟ آره من یک زنم و با کمال افتخار و بندگی از جهنم و عذاب الهی می ترسم و این افتخار من است نه ترس زشت و قبیح . خداجان من گرمای خفه کننده این تهران رو از ترس گرمای سوزاننده جهنمت ___که ماهیت اعمال من است نه فقط تنبیه شما ____تحمل میکنم و حاضرم خیس عرق شوم و بیهوش شوم ولی دست از فرمانت نکشم تا کمی نگاهم کنی و به خاطر بدحجابی به اتش دچار نشوم . الهی شکرت که به من خوف از خودت رو کمی عطا کردی . |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
بسیاری از احکام که رعایت آنها بر ما واجبه آسون نیست.مگه روزه گرفتن تو گرمای تابستون راحته؟مگه مبارزه با نفس میتونه کار راحتی باشه ؟ از نظر نویسنده این متن اونهایی که در گرما حجابشون را رعایت میکنند خدایی نکرده به بیماری خود آزاری مبتلا هستند؟؟؟؟
حالا تابستون گرمه بهانه داریم ، زمستون چی؟؟حتما 3 الی 4 ماه آینده مقاله ای با این تیتر درمیاد: من فقط تحمل این همه لباس را ندارم برادر!!! من خودم یک زنم و بسیار گرمایی.خدا میدونه از اول همین ماه 4 بار به علاوه روزهای تعطیل به خاطر گرما زدگی مجبور شدم محل کارم رو ترک کنم یا مرخصی بگیرم.اینو گفتم که بدونید منم این شرایط را میگذرونم و درک میکنم. اما میبینم دو وجب مانتوم بالا و پایین باشه به خدا هیچ تاثیری در خنک شدن من نداره.اگر کفش رو باز بپوشم یا مانتو آستین کوتاه جز این نیست که باعث آفتاب سوختگی خودم میشم.(بگذریم از اینکه نگاه ما در اسلام به این موضوع اصلا نباید همچین چیزی باشه). اما یه چیزیو تجربه کردم که خیلی موثر هست.قبل از خروج از منزل دوش آب خنک باعث میشه که گرما اینقدر آزار دهنده نباشه. _عذر میخواهم _چون هر چی پوست چرب تر و کثیفتر باشه ، تعریق نامطبوعتر و کلافه گی ما هم بیشتر خواهد شد. |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
خدا خیری شون بده برن سینما رو درست کنند گیر دادن به چهار تا تو خیابانhttp://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/sleepy.gif
|
|||
|
|
۱۹:۱۲, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
در ضمن از مدیریت یا مسئول این بحث تقاضا میشه عنوان رو تصحیح کنن
یعنی چی جهان زن؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
|
|||
|
|
۹:۳۳, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۹:۳۳ توسط rajaby.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
می ترسم از خدا که نمی ترسد از کسی
می ترسم از کسی که نمی ترسد از خدا |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۱۱:۲۹ توسط سوشیانس.)
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
سلام من نمی دونم شرایط گشت ارشاد رو که چه جوری هست فقط ادامه بحث رو با عقل کوته خودم نقد میکنم
من هم گرمم هست خواهر اما 3 موضوع گرمای بدنم را رفع میکند 1:یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) که ایشان هم زن بودند و بخاطر مومن شدن ما چه گرماهایی راتحمل کردند {حتی اگر آتش بگیرم باز هم کم است} 2:آن افریدگاری که همه میداننداز همه داناتر است در سوره ی فکر کنم نور به پیامبر دستور حجاب را دادند. پس او که دانا هست فکر همه جا را کرده 3:یا تحمل این گرمای کوچک یا تحمل سوختن در آتش و تمام عذاب هایی که پیامبر در معراج دیدند یکی را باید انتخاب کنم نمی دونم درست میگم یانه اما شما به درستی خودتون درستش کنید...! |
|||
|
|
۱۴:۱۶, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
یکی از علل بی حجابی بی غیرتی مرداست !!؟
باور ندارید !! جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت: «ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟» مرد که اصلاً توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: «مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمیکشی؟ ...» جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و عکسالعملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: «خیلی عذر میخوام فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم» مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد... |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
(۳۰/تیر/۹۰ ۱۴:۱۶)ثامن ضامن نوشته است: دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن،یعنی ما ایرانی ها اینگونه هستیم؟ به یک زن غریبه نگاه می کنیم و لذت می بریم. اگر همین طور است وای به حال ما و روزگاری که ما را به این روز انداخت. یاد آن کارگردانی افتادم که می گفت: مگر می شود در ایران به دنیا آمده باشی و عقده ای نباشی. |
|||
|
۱۶:۵۶, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
منظورم توهین به شخص خاص یا به هموطنام نبود
اما خودتون تو جامعه هستین و از وضعیت آگاه ... در ضمن ضمیر خودش مرجعش رو پیدا میکنه rahbar گرامی شما غصه شو نخور ![]()
|
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: S.png]](http://s1.picofile.com/file/6990298788/S.png)

