کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: راه رسیدن به استجابت این دعا ؟
صفای درون در پناه خدا
سعی در پرهیز از گناه
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 17 رای - 4.47 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
"مناجات شبانه" (درددلی با خدای مهربان)
۰:۰۶, ۲۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۳ ۳:۲۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خداوند بخشنده مهربان

[تصویر: monajat_talar.jpg]

بسم رب الحسین ع
این تاپیک رو برای "مناجات" و "درددل" با خدای مهربان خدمت دوستان امام زمانی ام تقدیم می کنم..
عزیزانی که دلشون میخواد آخرای شب یه "نجوایی کوتاه" با محبوبشون داشته باشند..
برای حوائج آخرتی هم دعا کنیم..
.
.
.
برای تبرک:
قسمتی از مناجات امام علی علیه السلام در دل شب:


خدای من!
چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیبایی‌ات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی!
و چه بسیار رسوایی‌هایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی!
خدایا!
اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامه‌ی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم!
خدای من!
آنگاه که به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک می‌شود!
و آنگاه مؤاخذه و مجازات هول‌انگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت می‌گردد!
آه!
اگر تو در نامه‌ی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کرده‌ای، آنگاه فرمان دهی که او را بگیرید!
پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیله‌اش سودی برایش نداشته باشد!
آه از آتشی که جگرها و کلیه‌ها را می سوزاند...!

(بحارج41 و امالی شیخ صدوق)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، parisan ، boghz ، Hadith ، Seyed Mohsen ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، user313 ، EMPERATOR ، محب الزهرا ، Reza14 ، nafas ، MohammadMeraj ، rastin ، آزرم‌شاه ، Unname28 ، نسیم ، MAHDI59 ، فقط خودم ، ياسر ، أین المنتظر ، محیصا ، rajaby ، خادمة الزهرا ، janali ، hesam110 ، علیرضا110 ، حسن عزتي ، heavenbird ، shafagh_mah ، مسافر ، abas_341 ، ترنم ، Abasaleh ، meshkat ، mohammad727 ، yashar1374 ، black ، vahid1878 ، Islam ، fandogh ، behzad-jn ، فدک زهرا ، Tolou ، SARV ، ats ، اکبر.ع ، help me ، علمدار133 ، azade ، ساقی ، 59-11(یامهدی) ، Farzaneh ، مهدی110 ، mahdy30na ، N.Mahdavian ، Mohammad Trust ، saloomeh ، سلیلة الزهراء ، رمز شب ، netlog36 ، faateme-313 ، somayeh ، m.hossein ، ضرغامیان ، Dragonborn ، سدرة المنتهی ، صوفی ، medad.sefid ، amir11 ، بچه شیعه ، zahra.shakiba ، *مهاجر* ، mohaddese ، montazer 128 ، مجید املشی ، من انقلابی ام ، منادی حق ، 135 ، حفیظ ، شیدا ، مفقود الاثر ، عماره ، SARA 2020 ، fiftynine ، مهدی2012 ، آفتاب ، آلاله ، s-r ، مجتبی110 ، رهگذر. ، بیداری12 ، مرتاح ، sagheb ، عبدالرحمن ، یا امام رضا ، Bamdaad ، meisamtiger ، ali.khm ، fafa* ، صهبا ، Night_World ، هانا ، السا ، aboutorab ، مرهم ، انتصـار ، اميرمهدي ، چکاوک92 ، الهی313 ، عبدالرحیم ، Just God ، سیمرغ ، bahman6307 ، sabrina ، soora ، mohsen . ، ali0077 ، حوریه سادات ، حضرت عشق ، حسنیه ، Anti gods ، ( علقمه ) ، sayyed amir ، جواد مخبریان ، نورالسادات ، rj13103 ، amirak ، MohammadSadra

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۰۷, ۲۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #41
آواتار
چی بخوام؟ که بالاتر از حب تو باشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، nafas ، خادمة الزهرا ، محیصا ، بیداری اندیشه ، meshkat ، حسن عزتي ، Farzaneh
۱۸:۳۹, ۲۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #42
آواتار
پروردگارا دوستانی دارم بیمار ولی بیدار،
دلشکسته ولی آرام ،
تو را به عظمت بیدارانت دست از یاری ما برندار



در بیکران زندگی دو چیز است که افسونم می کند؛
آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست ،
و خدایی که نمی بینم و می دانم که هست .
دکتر شریعتی



خداوند به حضرت موسی فرمود: با زبانی که گناه نکردی مرا بخوان تا اجابت کنم.
حضرت موسی عرض کرد :کدام زبان است که گناه نکرده!
خداوند فرمود:تو با زبان دیگران گناه نکردی بگو برایت دعا کنند.
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، Agha sayyed ، MohammadSadra ، yamin ، مبينا ، rastin ، nafas
۲۲:۴۹, ۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #43
آواتار
مناجاتی آسمانی از شهید دکتر مصطفی چمران
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم..
با ستارگان نجوا کنم..
و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم..
آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم..
محو عالم بی نهایت شوم..
از مرزهای علم وجود در گذرم..
و در وادی ثنا غوطه ور شوم..
و جز خدا چیزی را احساس نکنم...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SARV ، خادمة الزهرا ، محیصا ، رهیافته ، nafas ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، meshkat ، حسن عزتي ، Farzaneh
۱۵:۵۶, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #44

الهى ! دهن آلوده را با كتابت چه كار كه " لا يمسُّهُ الاّ المُطهَرون " ، واى بر آن مرشدى كه دهنش پليد است چه آن نارشيد خود شيطان مريد است، اگر در آشكار " بايزيد " است در پنهان ، با يزيد است.




الهى ! حشر و صحبت‏ با خيالات نوعى از ماليخوليا است.كه الجنون فنون بحرمت عوالم عقول از آنم بـِرَهان و به اينم برسان كه اين حضور ، نور دهد و آن صحبت ظلمت.


الهى ! چگونه شور و نوايم نباشد كه از آنچه در كامم ريختى اگر كوه دماوند از آن لب تر كند ، پاى كوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دست ‏برود.


الهى ! اگر علم رهزن شود ، عاصم جز تو كيست ؟




الهى ! اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است.


الهى ! حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهان را جهانبانى است و انسان را سروسامانى.


الهى ! ستاره‏ شناس شدم و خودشناس نشدم، از رموز زيج و ربع مجيب و اسطرلاب با خبرم و از اسرار جام جم خويش بي خبر.

الهى ! اگر سر مويى باورم شود كه پيشه‏ام در پيشگاه تو پذيرفته است ، چون سروى كه از وزش صبا به چپ و راست مي چمد چنان پاى كوبى و دست افشانى كنم كه سنگ و گل را از شورم بشورانم و كوه را از سازم برقصانم.


الهى ! سرتاسر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند چگونه " حسن " خاموش باشد.


الهى ! خروس را سحر باشد و حسن را نباشد !؟


الهى ! سر در راه سردار دادن آسان است و دل به دست دلدار دادن دشوار، كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر.


از مناجاتهای عاشقانه ی علامه حسن زاده - برای سلامتی ایشون صلواتی بفرستین -
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، nafas ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، meshkat ، حسن عزتي ، Farzaneh ، بچه شیعه
۱۶:۴۵, ۳/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۰ ۱۶:۴۶ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #45
آواتار
بنام ستار معاصی عاصیان


لذت اشک مناجات سحر، مشهود است
حال آشفته دل از دیده تر مشهود است
منتی نِه ز کرم، دست زمین خورده بگیر
همه جا سایه لطف تو به سر مشهود است
راه خود را سحری جانب ما مایل کن
دست خالیِ گدا وقت گذر مشهود است
حال و روز من هجران زده دیدن دارد
حال دل سوخته از آه جگر مشهود است
هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
بین خاکسترِ پروانه هنر مشهود است
هر که فانی نشود جام بقایش ندهند
مردیِ مرد به هنگام خطر مشهود است
من و تنهایی در قبر خودم می دانم
اوج بیچارگیم وقت سفر مشهود است
قاسم نعمتی


امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، خادمة الزهرا ، Agha sayyed ، MESSENGER ، nafas ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، meshkat
۲۲:۰۹, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #46
آواتار
سلام علیکم

بنام او که که هر چه دارم از اوست

خدايا چرا هيچ چراغي شبستان دلم را روشن نميكند؟
چرا مرغان دريايي روي امواج صداي من بال نميزنند؟
چرا ميخك سپيدي در باغچه احساسم نميرويد؟
چرا اين قدر شبيه سنگها شده ام؟

خدايا مرا در كوره راههاي پر سنگلاخ نفس تنها مگذار
به فرشته ها بگو ماه را در كف بگيرد و تاریكی هاي روح مرا به روشنايي مبدل كند .
به ستاره ها بگو ذره اي از اسمان را برايم معنا كنند.
خدايا چقدر پيوسته از تو گفتن را دوست دارم
خدايا اگر چه از تو دور مانده ام اما نخلستانها و نيستانها را دوست دارم و هيچ گاه بد خاكريزها رو نخواستم و عليه ابشارها حرفي نزدم در روز حشر مرا در نزد شقايقها شرمنده مخواه
خدايا دل سرد سيرم را همنشين خورشيد هاي نا مكشوف كن چشمهايم را به سفري بي زوال ببر به دستهايم عدالت را بياموز و به پاهايم صبر بده تا بي كفشي را تاب بياورند.
خدايا چطور بر من خشم نمي گيري ؟ صبر تو کاسه صبر مرا لبريز کرد ، خشم تو در کجاي اين عالم خاکي پنهان شده ؟
خدايا ! ياد زيبايت را از خاطرم مگير ..عشق عالم گيرت را از اين بنده حقيرت دريغ نکن ..
خدايا ! شرمم مي آيد که مرا مي خواني و من رو بر مي گردانم ..
خدايا ! شرمم مي آيد که پاکي را از ياد برده ام ..
خدايا ! شرمم مي آيد که عشق تو فراموشم شده ..
خدايا ! يادت را از خاطرم دور مکن..
مي دانم که مستي ام و هشياريم از اراده توست ، مي دانم که خواب و بيداريم از اراده توست ..
مهري که بر گوش و چشمم زدي باز کن ..
دلم بسته تر از هر روز ، غرق در دنياي هوس ، عشق تو را به ياد نمي آورد ..
مي دانم که اينجايي ، مي دانم که دوستم داري ..
مي دانم که نزديک تري به من ، از خودم ...
خدايا پرده از رويم بردار تا عشقت وجودم را شعله ور کند..
دلم طاقت دوري از تو را ندارد ،
خدايا می دانم که مرا نگاه میکنی ! توانم بده تا نگاهت کنم ............ ......


راز و ناز یک دوست..

موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، nafas ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، meshkat ، حسن عزتي
۰:۲۱, ۴/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۰ ۰:۲۱ توسط رهیافته.)
شماره ارسال: #47
آواتار
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

ای خدایا بار الهی تو ببخشای بنده را


گر گنه کرده تو ببخشای این جفای

جهل و سهو و مکر و حیله چون بر او مغلوب گشت

دیده آلوده به قهر و خشم و ناپاکی گشت

در پناه حق
یا علی مدد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، nafas ، shafagh_mah ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، meshkat ، حسن عزتي
۱:۴۵, ۴/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۰ ۱:۴۶ توسط SARV.)
شماره ارسال: #48
آواتار
به نام خداوند آفریننده آسمان ها و زمین
الهی نامه استاد حسن زاده آملی
الهی، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده!
الهی، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهی، «یا مَن یَعفو عن الكثیر و یُعطی الكثیرَ بالقَلیل»، از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده!
الهی، سالیانی می‌پنداشتم كه ما حافظ دین توایم، «استغفرك اللهمّ». در این لیله الرغائب 1390 فهمیدم كه دین تو حافظ ماست، «أحمدك اللهمّ»!
الهی، چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است، و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است.
الهی، ما همه بیچاره‌ایم و تنها تو چاره‌ای، و ما همه هیچ كاره‌ایم و تنها تو كاره‌ای.
الهی، از پای تا فرقم، در نور تو غرقم. «یا نورَ السموات و الأرض، أنعمتَ فَزِدْ»!
الهی، شأن این كلمه كوچك كه به این علوّ و عظمت است، پس «یا علیُّ یا عظیم»، شأنِ متكلّمِ این همه كلمات شگفت لاتتناهی چون خواهد بود؟
الهی، وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم!
الهی، چون تو حاضری چه جویم، و چون تو ناظری چه گویم.
الهی، چگونه گویم نشناختمت كه شناختمت، و چگونه گویم شناختمت كه نشناختمت.
الهی، چون عوامل طاحونه، چشم بسته و تن خسته‌ام؛ راه بسیار می‌روم و مسافتی نمی‌پیمایم. و ای من اگر دستم نگیری و رهایی‌ام ندهی!
الهی، خودت آگاهی كه دریای دلم را جزر و مدّ است؛ «یا باسط» بسطم ده، و «یا قابض» قبضم كن!
الهی، دست با ادب دراز است و پای بی‌ادب؛ «یا باسطَ الیَدَیْنِ بالرَحمه، خُذ بِیَدی»!
الهی، بسیار كسانی دعوی بندگی كرده‌اند و م از ترك دنیا زده‌اند، تا دنیا بدیشان روی آورد، جز وی همه را پشت پا زده‌اند. این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است، به حقِّ خودت «ثَبِّت قلبی علی دینك!»
الهی، ناتوانم و در راهم و گردنه‌های سخت در پیش است و رهزن‌های بسیار در كمین و بار گران بر دوش. «یا هادی، اهدنا الصراطَ المستقیم،صراطَ الّذین أنعمتَ علیهم غیرِ المغضوبِ علیهم ولاالضّالّین!»[/url]

الهی، از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‌ام، از انس و جان شرمنده‌ام، حتی از روی شیطان شرمنده‌ام، كه همه در كار خود استوارند و این سست عهد، ناپایدار.
الهی، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم، تو از ما بگذر!
الهی، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید كرد؟
الهی، عارفان گویند «عَرِّفنی نفسَك»، این جاهل گوید «عَرِّفنی نفسی!»
الهی، اهل ادب گویند به صدرم تصرفی بفرما، این بی‌ادب گوید بر بطنم دست تصرفی نه!
الهی، در راهم، اگر درباره‌ام گویی «لمْ نَجِدْ له عَزْماً» چه كنم؟
الهی، آزمودم تا شكم دایر است، دل بایر است. «یا مَن یُحیی الأرض المیته» دلِ دایرم ده!
الهی، همه گویند خدا كو، حسن گوید جز خدا كو.
الهی، همه از تو دوا خواهند،‌و حسن از تو درد.
الهی، آن خواهم كه هیچ نخواهم.
الهی، اگر تقسیم شود به من بیش از این كه دادی نمی‌رسد، «فلك الحمد!»
الهی، ما را یارایِ دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم؟!
الهی، همه گوینده بده، حسن گوید بگیر.
الهی، همه سرِ آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.
الهی، همه آرامش خواهند، و حسن بی‌تابی؛ همه سامان خواهند، و حسن بی‌سامانی.
الهی، چون در تو می‌نگرم از آنچه خوانده‌ام شرم دارم.
الهی، از من برهان توحید خواهند، و من دلیل تكثیر.
الهی، از من پرسند توحید یعنی چه، حسن گوید تكثیر یعنی چه.
الهی، از نماز و روزه‌ام توبه كردم؛ به حق اهل نماز و روزه‌ات توبه این نااهل را بپذیر!
الهی، به فضلت سینه بی‌كینه‌ام دادی، به جودت شرح صدرم عطا بفرما!
الهی، عقل گوید «الحَذر الحَذَر!» عشق گوید «العَجَل العَجَل!»؛ آن گوید دور باش، و این گوید زود باش!
الهی، ضعیف ظَلوم و جهول كجا، و واحد قهّار كجا.
الهی، آن‌كه از خوردن و خوابیدن شرم دارد، از دیگر امور چه گوید.
الهی، اگر چه درویشم، ولی داراتر از من كیست، كه تو داراییِ منی.
الهی، در ذات خودم متحیّرم تا چه رسد در ذات تو.
الهی، نعمت سكوتم را به بركت «واللهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاء»[url=http://www.andisheqom.com/Files/doa.php?idVeiw=842&level=4&subid=842#_ftn3]
، اَضعافِ مضاعفه گردان!
الهی، به لطفت دنیا را از من گرفته‌ای، به كرمت آخرت را هم از من بگیر!
الهی، روزم را چون شبم روحانی گردان، و شبم را چون روز نورانی!
الهی، حسنم كردی، اَحسنم گردان!
الهی، دندان دادی، نان دادی؛ جان دادی، جانان بده!
الهی، همه از گناه توبه می‌كنند، و حسن را از خودش توبه ده!
الهی، گویند كه بُعد، سوز و گداز آوَرَد؛ حسن را به قرب سوز و گداز ده!
الهی، خودت گفته‌ای «ولاتَیْأسُوا من رَوْحِ الله»[url=http://www.andisheqom.com/Files/doa.php?idVeiw=842&level=4&subid=842#_ftn4][/url]، ناامید چون باشم؟
الهی، انگشتری سلیمانی‌ام دادی، انگشت سلیمانی‌ام ده!
الهی، سرمایه كسبم دادی، توفیق كسبم ده!
الهی، اگر ستّار العیوب نبودی، ما از رسوایی چه می‌كردیم؟
الهی، من «الله الله» گویم، اگر چه «لا إله الّا الله» گویم.
الهی، مست تو را حدّ نیست، ولی دیوانه‌ات سنگ بسیار خورد. حسن مست و دیوانه تو است.
الهی، ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.
الهی، علمم موجب ازدیاد حیرتم شده است؛ ای علم محض و نور مطلق، بر حیرتم بیفزا!
الهی، اثر وصنُع توام، چگونه به خود نبالم.
الهی، دو وجود ندارد و یكی را قرب و بُعد نَبُودَ.
الهی، هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم، بر نادانی‌ام بیفزا!
الهی، تا كعبه‌وصلت فرسنگ‌هاست و در راه خرسنگ‌ها، و این لنگ به مراتب كمتر از خرچنگ است. خرچنگ را گفتند: «به كجا می‌روی؟» گفت: «به چین و ماچین» گفتند: «با این راه و روش تو؟»
الهی، دل داده معنا را از لفظ چه خبر و شیفته مسمّا را از اسم چه اثر.
الهی، كلمات و كلامت كه این قدر شیرین و دلنشین‌اند، خودت چونی؟
الهی، اگر از من پرسند كیستی، چه گویم؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، nafas ، Seyed Mohsen ، shafagh_mah ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، خادمة الزهرا ، meshkat
۱:۲۱, ۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #49
آواتار


...اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ‏أَنْ تُسَامِحَنِی وَ تَرْحَمَنِی وَ تَجْعَلَنِی بِقِسْمِکَ رَاضِیاً قَانِعاً وَ فِی جَمِیعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاًاللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُکَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِیمَا عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ‏...
...خدایا از تو مسئلت مى‏کنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسکنت
که کار بر من آسان گیرى
و به حالم ترحم کنى
و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازى
و در هر حال مرا متواضع گردانى
خدایا!
من از تو مانند سائلى در خواست مى‏کنم که در شدت فقر و بیچارگى باشد
و تنها به درگاه تو در سختیهاى عالم عرض حاجت کند
و شوق و رغبتش به نعم ابدى که حضور توست باشد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hajiali.m ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، Seyed Mohsen ، خادمة الزهرا ، nafas ، meshkat ، Farzaneh
۱۸:۱۵, ۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #50
آواتار
بنام ستار معاصی عاصیان


بسیار کار دلچسب و تاثیر گذاریست این حرکت ناب تان.
اجرکم عندالله


یا علی (علیه السلام) مدد است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، خادمة الزهرا ، nafas ، Farzaneh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا