|
چادر اذیتت نمی کنه؟
|
|
۱۷:۰۰, ۳۰/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۰ ۱۷:۰۱ توسط سپهسالار.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دقت که کرده باشی، چادر خودش همه را غربال میکند. شده است وسیلهی محک بسیاری از دختران و زنان سرزمین من.
بچهتر که بودیم، وقت بازی که میشد، پارک که میرفتیم، مسابقه که میگذاشتیم، کوه که میرفتیم، ... مدام باید در کلنجار بودی ، هم با خودت و هم با دیگران. ![]() که وقتی دخترکان همسن و سالت چادر از سر بر میدارند - به راحتی - و مشغول بازی میشوند، تو هم میخواهی بازی کنی، اما با چادر. چادری که اصلاً دوست نداری از سر درش بیاوری و این در حالیست که مورد شماتت یا سرزنش بزرگتر و کوچکتر قرار میگیری که : "وقت بازی چادرت رو دربیار، چه طوری می تونی با چادر بازی کنی؟" .. دبیرستانی که شدیم، مهمانیهایی که باید کمک میکردیم به بزرگترها، سینما که میخواستیم برویم، کوه که میرفتیم، ... مدام باید در کلنجار میبودی، با خودت و با دیگران. که "مگه با چادر می تونی سفره پهن کنی و کمک کنی؟ " یا "مگه با چادر می تونی ظرف بشوری؟" و "سینما می خوای با چادر بیای؟ ضایع است بابا. اونجا کسی این جوری نمیره" "با چادر می خوای بری کوه؟؟؟ میافتی نمی تونی خودتو کنترل کنیا" و... چادری که حتی به بهانهی یک ساعت کار و فیلم و کوه نوردی هم حاضر نبودی درش بیاوری. چرا که در صورت نبودش، حس نبود چیزی و سنگینی نگاههای ناسالم دیگران شدیداً احاطه ات میکرد... انگار باید در برابر این نگاهها چیزی میداشتی که الآن نداری و قرار است سنگینی نگاههایشان کم کم شانهات را خم کند... باید میدیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبودهایی که حس میکنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند. به دانشگاه که رفتیم، وسایلی که باید مدام دستمان میگرفتیم، کلاسها و... و البته بهتر بگویم، جو دانشگاه ... مدام تو را به کلنجاری دوباره سوق میداد. کلنجاری با خودت و با دیگران. .. ![]() باید میدیدی دختران جوانی را که روز اول با چادر میآیند و یک ماه بعد کم کم چادر از سرشان میافتد. باید میدیدی، به اجبار، دخترانی را که تا در دانشگاه از ترس ... (هر چیزی یا کسی) چادر سر میکنند و دم در، سریع چادر را از سر درآورده ، تا میکنند و وارد محوطه میشوند. باید میدیدی دختران چادری ناراضی از چادر سر کردنشان را... باید میدیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبودهایی که حس میکنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند. و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش میداری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفتهای و آمدهای تا صرفاً درس بخوانی و فعالیت کنی، ... و به خاطر خودت که پسران دانشگاهتان ، تو را با عروسکهای مد روز دانشگاه اشتباه نگیرند که بخواهند با هر بهانهای نزدیکت شوند... و تو همچنان دوست داری درس بخوانی، کلاس بروی، طراحی کنی، کارگاه شرکت کنی، اردو بروی ، ... و زندگی کنی، با چادر! ازدواج که کردیم، مهمانیهایی که باید به اجبار، خودمان را به عنوان تازه عروس زیبای رویایی فرض میکردیم تا در خانواده همسرمان، ناچاراً بدرخشیم، رقابتهایی که با دختران و زنان دیگر ایجاد میشد و ما نا خواسته وسط ماجرا بودیم، سفرهایی که با فامیل میرفتیم، تولدها و میهمانیهایی که شرکتمان در آنها اجباری بود، همه جا و همیشه باید مدام در کلنجار میبودی، هم با خودت و هم با دیگران. که تو هنوز دوست داری چادر حریم تو باشد با نامحرم حتی اگر این نامحرم، فامیل باشد، که تو هنوز دوست داری چادر چتر حفاظ تو باشد از نگاههای گاه و بیگاه نامحرمانی که در اطرافت حضور دارند، که تو هنوز چادر سر کردنت را دوست داری چه مشکیاش باشد و چه رنگی که هر دفعه قرار است با رنگ لباسها و روسریات ست شود... و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش میداری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفتهای و آمدهای تا صرفاً درس بخوانی و فعالیت کنی. اما باید تحمل کنی وقتی میشنوی "چادر اذیتت نمی کنه؟" در حالی که تو دوست داری هنوز هم مهربان باشی و باعث اذیت دیگران نشوی، گرچه چادر تو را هم اذیت نمیکند. بلکه مهربانترت میکند تا زنان دیگر در حضور تو آرامش داشته باشند همسرشان توجهش جلب نمیشود... اما با این همه؛ باید تحمل کنی وقتی میبینی دختران و زنان فامیل، گاه و بیگاه، با بهانه و بی بهانه، با کمال بی تفاوتی به دیگران و در اوج نامهربانی، چادر از سر در میآورند ، تا مثلاً زیباییهایشان مخفی نماند (حالا برای چه کسی معلوم نیست) باید تحمل کنی حرفهای زنان و دخترانی را که مدام شکایت دارند "اگر شوهرم چیزی نگه، میخوام چادرم رو بردارم. چادر به نظر من چیز اضافی ایه" باید تحمل کنی ، وقتی تو چادر را دوست داری و با بودنش آرام میشوی،و البته مهربانتر... ... حتی اگر تنها مؤنث چادری کل مهمانی فامیلیتان یا جمع حاضر باشی... بخش اجتماعی تبیان منبع:جهان نیوز |
|||
|
| آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۰۳, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #131
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
هنوزم چادرم رو دوست دارم ، منو چادرم تازه چند ماهه که با هم آشنا شدیم ؛ هنوز وقتی با دوست با هم میریم جلو آینه ، از این که با منه احساس خوشحالی میکنم. هنوزم احساس میکنم چقدر برام نو هست و هیچ وقت این احساس کهنه نمیشه. چند وقته پیش یکی گفت با چادرم چطورم؟گفتم خیلی عالی گفت هنوز تابستون نشده ![]() اما نمیدونم تو این هوای گرم بازم با سالهای قبل خیلی برای فرقی نداره ؛ تازه احساس بهتری هم دارم. منکر حرف دوستان در سخت بودن جمع و جور کردن چادر به خصوص با همراه داشتن وسایل نیستم اما ؛ هر که طاووس خواهد .............. یه چیز دیگه هم هست کسایی که چادر رو انتخاب کردن ؛ اگه سختی هم داشته باشه در نظرشون شیرینه لیلی رو باید از چشم مجنون دید ........................................................................... |
|||
|
|
۱۲:۴۲, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #132
|
|||
|
|||
|
منم عاشق چادرمم همیشه باهاش احساس امنیت کردم. وقتی دوستام بهم میگن که ما توی این هوای گرم جای تو پختیم من میگم گرماش از آتش جهنم خیلی کمتره
|
|||
|
|
۱۳:۳۱, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #133
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سلام برا من سواله، خانومای دیگه بدون چادر چه جوری میتونند بیان بیرون . . . . . . چادر آرامش بخشه، این حس با هیچ چیز دیگه ای قابل تعویض نیست ..... |
|||
|
|
۸:۴۰, ۱۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #134
|
|||
|
|||
|
واقعاً
نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوشرنگترين زنهاست را مىزند . نمىدانيد چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازهاى مىشوم و مىپرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمىدهد؛ دوباره مىپرسم: آقا!اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش كرده و آرايش زن ديگرى است و حالش دگرگون شده ، من را اصلاً نمىبيند. باز هم سؤالم بىجواب مىماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون مىآيم . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مىآيند تا لذت ببرند، ذره اى به تو محل نمىگذارند و نگاهت نمي کنند . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان قدم مىزنيد؛ در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشه اى از آرايشتان ، پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديكترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبايى خود را كنترل كنيد؛ زيبايى از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و... راه مىرويد و صد قافله دل كثيف، همراه شما نيست . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى كرم سر قلاب ماهىگيرى شيطان براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد . واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى مىبينى كه مىتوانى اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هوايت را . چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مىرويد؛ در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد . نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد اين حجاب ! خدايا! لذتم مدام باد |
|||
|
|
۳:۳۵, ۷/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۲ ۳:۳۷ توسط رمز شب.)
شماره ارسال: #135
|
|||
|
|||
|
با یک تکون محکم تمام خاکش رو میگیرم و با یک حرکت تاش می کنم و به چوب لباسی آویزونش می کنم.
چادرمو میگم...! دستی روش می کشم.لطافتش گواه این رو میده که پول تقریبا زیادی براش خرج شده و این یعنی چیزی که برای من ارزش داره... تاج سر بندگی ست پس باید ارزشمند باشه! تا باشه از این تاج ها و از این بندگی ها... نگاه ها و صحبتهای دیگران هم برای من,برای چادرم,برای همون تاج بندگیم ... بگذریم ...بعضی وقتها شکستنی ست,فقط بعضی وقتها! بعضی از دیگران می گن:هرجایی نپوش...جاش توی هرجایی نیست,یک سری جاها نباید بپوشی! چادرم رو میگن... من اما...نه نمی شکنم...فقط فکر می کنم: دقیقا این هرجایی کحاست؟یا یک سری جاها کجا می توونه باشه!؟ مگه مردم هرجایی,همون مردم یک سری جاهای دیگه نیستن.مگه چشمها,فکرها فطرتاَ از یه جنس نیست؟ باز هم فکر می کنم...جالب شد...فکر می کنم من که هر جایی رفتم جنس ها همونی بود که بود و تاج سرم هم که بود و مردم هم همونی بودند که بودند... اشکالی نداره,من با این حرف نشکستم.خب این هم برای خودش عقیده ای هست و من هم مثل همیشه به عقاید دیگران احترام میگذارم. بگذریم... حس افتخار و آرامش من برام خیلی شیرینه! بی شعار,صادقانه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| *** آیا چادر حیا می آورد یا حیا چادر ؟؟؟؟؟ (مشارکت کنید) *** | أین المنتظر | 38 | 18,125 |
۲۴/شهریور/۹۴ ۲۱:۳۲ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|





![[تصویر: zy6bw9ca22cxx6v1t84.jpg]](http://www.irupload.ir/images/zy6bw9ca22cxx6v1t84.jpg)
![[تصویر: b5xci5beoz5y3iole1u.jpg]](http://www.irupload.ir/images/b5xci5beoz5y3iole1u.jpg)




