کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انرژی یا تلقین؟
۲۳:۰۱, ۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #1

یه سوال عمده که بعد دیدن این سریال برام ایجاد شد مبحث انرژی بود.تو یه قسمت این سریال میگه جنگ الان بر سره انرژیه.مفاهیمی مثله انرژی +یا - یعنی چی؟با همون انرژی فیزیکی یکیه؟ماورائیه؟یا اصلا یه تلقینیه که ساخته ذهن ماستHuh
با فرض درست بودن انرژی خیلی از سوالا از جمله قانون جذب یا نوع وضو گرفتن یا غسل رو میشه توجیه کرد.اینکه یک سری مناسک باعث ایجاد انرژی میشه یعنی چی؟مگه انرژی پایسته نیست؟ تبدیل انرژی از + به - یا برعکس از نظر علمی توجیه پذیره؟یا ما فقط اینطور به خودمون القا میکنیم که مسجد یا طبیعت و... انرژی مثبت داره و گناه و یهود و... انرزی منفی؟انرژی اشکال به چه معنیه؟از کجا معلوم فقط همین اشکال انرژیو انتقال میدن.این علمیه یا با استقرا از طریق دیدن کلی گنبدو هرمو 8ضلعی بوجود امده؟و کلی سوال دیگه.لطفا علمی جواب بدین!یا علی!

خداوندا!آرامش عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم
شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم
دانشی که تفاوت این دو را دریابم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، فرهاد ، m.hossein ، Eve ، عبدالرحمن
۰:۲۱, ۲/دی/۸۹
شماره ارسال: #2

این سوال به طور جدی به ذهن من هم اومده ولی هنوز بعلت مشغله ی شدید فرصت مناسبی برای پاسخ علمی یا اسلامی براش پیدا نکردم .
من سعی می کنم اول با دید اسلامی پاسخ رو برای خودم پیدا کنم .
مثلا در اسلام بنظرم میاد نه چیزی به نام "انرژی" وجود داره و نه چیزی به نام " عشق " دارای اصالته .
در مورد اینکه می گم "به نظرم می یاد" بخاطر اینه که کلمه ی انرژی که اصلاً در عربی وجود نداره و اگر معادلی داشته باشه - مثل ایمان یا جذب یا چیزهایی از این قبیل- تفاوتهای اون کلمات با این کلمه ی انرژی اینقدر زیاده که شاید نشه بهش معادل گفت . یا از نظر مفهومی مثلاً ما روایاتی در باب " چشم زدن " یا " ظنّ خوب بردن " و از این قبیل داریم که به مفهوم انرژی به این شکلی که در فیلم نشون داده شد قرابتهایی داره . اما بنده نمی تونم حکم قطعی در این مورد بدم و باید کارشناس دین ، وجه اسلامی موضوع رو کالبد شکافی کنه .
در مورد " عشق" هم باید بگم مرحوم شهید مطهری می فرمودن که فقط در روایات 2-3 جا از عشق حرف زده شده که یکی از اون جاها این روایته که پیامبر اکرم فرمودند : طوبی لمن عَشَقَ العبادة فعانقها ...
که ترجمه ی نسبی اون میشه : خوشا بحال کسی که به عبادت عشق بورزد پس با آن معانقه ( گردن در گردن شدن) کند و جای دیگه در مورد قضیه ی عاشورا است که چون روایت دقیق به یادم نیست نقلش نمی کنم .
اینکه چرا موضوع عشق رو هم در کنار انرژِی آوردم به این دلیله که اونچه که بعضی روانشناسان امروزی - از جمله در ایران - و بعضی فیلم ها - مثل راز - باب کردن و ظاهراً می خوان مخاطب رو به اون برسونن همون قانون جذبه که هم love = عشق و هم انرژی توش نقش کلیدی دارن و می تونه با اونچه که تو فیلم ظهور مطرح شده هم متناسب باشه.
اما از نظر فلسفی عدٌه ای از فلاسفه ی مسلمان اصلاً معتقد به اصالت عشق نیستند بلکه میگند : عشق کار عقله و این عقله که عاشق می شه و اگه عقل عاشق نشه ولی چنین حسی در انسان باشه در واقع هوسه نه عشق. البته این حرف خیلی ساده شده و خلاصه ی نتیجه ی حرفاشونه . اونچه رو که گفتم امید وارم با مدارک و بلکه کامل تر و همینطور در کنارش با رویکرد علمی سر فرصت و بعد از تحقیق اصولی رو تالار قرار بدم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mabbaszadegan ، فرهاد ، MAHDI59
۰:۵۰, ۲/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
با سلام
انرژی وجود داره. و قابل روئت نیز هست. ولی هر کسی نمیتونه این انرژی را ببینه یا درک کنه.
دقت کنید همین الان که این مطلب را می خونید چه میزان امواج در اطراف شما وجود دارد.
امواج رادیویی، مثل تلوزیون و رادیو، امواج ماکرو (امواج موبایل) ، شبکه های Wimax و Wireless امواج برد کوتاه و بلند بی سم رایویی و ... (که من اطلاع ندارم).
همین الان هزاران گیگابایت اطلاعات در اطراف ما در حال رفت و آمد هستند.
هدف من از گفتن این مطالب این بود که علم ما اینقدر پیشرفت کرده است که این امواج را از طبیعت کشف، تجزیه و تحلیل کند و پس از مهار، آنها را در جهت منافع خود بکار بگیرد.
شاید روزی برسد که هر کدام از ما دستگاهی را در همراه خود داشته باشیم که میزان انرژی مثبت و منفی ارسال شده به ما را نشان دهد.
به همین سادگی.
شک نکنید که این انرژی ها قسمتی از طبیعت و قابل دسترسی هستند. خداوند به ما لقب "اشرف مخلوقات" را داده است و پس از آفرینش ما، به خود تبریک گفته. این جسم فیزیکی ما در خود قابلیت های فراوانی دارد که ما از آن بی خبریم.

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mabbaszadegan ، فرهاد ، دادرس ، Eve
۱۳:۰۴, ۲/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۸۹ ۲۳:۴۵ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #4
آواتار
(۲/دی/۸۹ ۰:۲۱)مصاحبان نوشته است:  در مورد " عشق" هم باید بگم مرحوم شهید مطهری می فرمودن که فقط در روایات 2-3 جا از عشق حرف زده شده که یکی از اون جاها این روایته که پیامبر اکرم فرمودند : طوبی لمن عَشَقَ العبادة فعانقها ...
در مورد عشق من این حدیث قدسی را شنیده ام اما متاسفانه گوینده منبعش را ذکر نکرد:
قال الله عزوجل: من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانادیته

در مورد انرژی تا جاییکه به نظر من می آید در بین عرفا و فلاسفه مسلمان عبارتی تحت این عنوان به کار نرفته است. عرفا عموما همانند قرآن تعبیراتی همچون "نور" را به کار می برند. در میان فلاسفه هم از انرژی صحبت نشده است. حتی ملاصدرا درباره ماهیت موجودات عالم، بدون ذکر انرژی به بحث می پردازد.
اما مفهوم انرژی بحث نوظهوری نیست. انرژی در اغلب فرهنگ های گذشته و در میان راهبان و موبدان مطرح بوده و هنوز هم این طرز تفکر ادامه دارد. برای مثال تای - چی در چین، ری -کی در ژاپن، پرا-نا در هند و...(چی در زبان چینی معادل کی در زبان ژاپنی معادل نا در زبان سانسکریت و به معنای انرژی حیات است)به انرژی می پردازد. همچنین انرژی سیاه و سفید، انرژی ماه و خورشید، انرژی نر و ماده، یین-یانگ در چین باستان، و... همگی اشاره به انرژی مثبت و منفی دارند. آرم معروف تایچی به زعم ایشان نشاندهنده وجود دو نوع انرژی و ارتباط نزدیک و تعامل این دو با هم است:
[تصویر: yinYang.gif]
شما این مفاهیم را در هندوئیسم، تائوئیسم، آواتاریسم و... به خوبی می توانید مشاهده نمائید.
در عرفان های نوظهور و در انرژی درمانی، انرژی حیات و سرچمه حیات مطرح است.
ولی همه اینها در مکاتب ساخته دست بشر که قائل به عرفان بدون خدا هستند، پیدا می شود و در ادیان الهی اینها به اینگونه مطرح نیست...

این را هم بدانید:
چند سالی می شود که دستگاهی به نام KIRLIAN توسط دانشمند روسی ساخته شده است که قادر به تصویر برداری از میدان انرژی حول اجسام مختلف و حتی موجودات زنده می باشد. بعدها یک گروه محقق چند راهب بودایی را برای انجام یک آزمایش دعوت نمودند. آزمایش در چند روز ترتیب داده شد و از هاله یک شخص در زمان های و حالات مختلف عکس برداری نمودند. میزان انرژی و تقارن آن برای شخص وقتی به مراقبه و مدیتیشن می پرداخت (از روش های مراقبه ای این راهبان استفاده می شد) و یا تمرین خاص بصری را برای فعالسازی همزمان دو نیمکره سمت چپ و راست مغز انجام می داد بسیار بیشتر و بهتر از زمان های عادی بود. ولی در کل می خواستند بگویند این چیزهایی که بودائیان می گویند صحیح است. بعدها که نتیجه این آزمایشات اعلام شد عده ای از T.M کارها و به اصطلاح اینکاره ها گفتند نه خیر این انرژی همانی نیست که ما می گوئیم. (قائل به 7 لایه و ساختار انرژیکی و 7 ساحت و بدن برای انسان هستند). خلاصه دعوایشان ارزانی خودشان...

تصویر گوجه تازه در دوربین KIRLIAN
[تصویر: kirlian-tomato-raw.jpg]

گوجه پلاسیده
[تصویر: kirlian-tomato-cooked.jpg]
توضیح بیشتر در ویکی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: naji.eslam ، mohamad ، بیداری اندیشه ، فرهاد ، MAHDI59 ، بیداری12 ، Eve
۲۰:۰۵, ۲/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
آواتار
چرا . واژه انرژی در در آئین اسلام . برکت هست .

شب مبارک قدر.
تبرکی از حرم اما حسین .

یا مثلا فلان چیز برکت داره .
یا این روزا همه چیز بی برکت شده .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rahbin ، فرهاد ، بیداری12 ، Eve
۲۰:۵۹, ۲/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۸۹ ۲۱:۰۹ توسط علائم ظهور.)
شماره ارسال: #6

دوست عزیز یکی از اشکالات اساسی مستند ظهور همین بحث انرژی است و چون من جو علمی اینجا رو مناسب ندیدم در موردش چیزی نگفتم.اما حالا که بحثش پیش اومده بزارید یک مقدمه بگم!!!


انرژی در فیزیک چیست: تعاریف مختلفی براش وجود داره


1-توانایی انجام کار را انرژی گویند
2-علت و دلیل اصلی اتفاقات و رخدادها انرژی است
3- انرژی کمیتی است که برای توصیف وضعیت یک ذره، شیئ یا سامانه به آن نسبت داده می شود

در یک جمله غیر علمی و عامیانه انرژی رو میشه اینطوری تعریف کرد.چیزی که باعث همه چیز است


تقسیم بندی انرژی:

از لحاظ حالت: جنبشی و پتانسیل
از لحاظ شکلی:انرژی (حرکتی-نوری-هسته ای-گرمایی-صوتی-مغناطیسی-الکتریکی-گرانشی و ...)


مهمترین اصل در زمینه انرژی:

هیچ جرمی معدوم نمی شود و هیچ جرمی نیز از عدم بوجود نمی آید و یا به عبارت دیگر مقدار جرم مادی که در عالم وجود دارد همواره ثابت است اصل بقای انرژی می گوید انرژی هر دستگاه معین مقدار ثابتی دارد ، نمی توان انرژی را خلق کرد و نه آنرا از بین برد فقط اشکال آن می توانند به یکدیگر تغییرشکل دهند .

کامل شده توسط انیشتین:
مجموع جرم مادی و مقدار انرژی که در عالم وجود دارد همواره ثابت است ."به عقیده آلبرت انیشتین مقدار E که معرف انرژی است و از کلمه لاتین Energy اقتباس شده است یعنی انرژی هم ارز با جرم m بوسله رابطه زیر بیان می گردد E=m*c2 که در آن E ـ انرژی و m ـ جرم و C ـ سرعت نور در خلا می باشند.


مواردی که مستند ظهور آن را به اشتباه بیان کرده (یا حداقل ربطی به انرژی شناخته شده در فیزیک ندارد)
1-جنگ بر سر انرژی؟ مگر انرژی یک موجود تفکیک پذیر است که حالا بخواهد سرش جنگ باشد؟ اصلا انرژی به شکل خالص وجود ندارد

2-گنبد یا هرم خاصیت انتقال انرژی دارند.این یک حرف غلطی است یا ناکامل. گنبد و هرم کدام شکل از انرژی را انتقال می دهند؟در مورد 1 گفتیم که اصلا انرژی یک موجود مجزا نیست

3-وجود انرژی مثبت و منفی!!!! این یکی که دیگه اظهر من الشمس است که غیر ممکن است

4-انرژی روحانی و انرژی شیطانی... اگر اینها شکل جدیدی از انرژی هستند باید با استفاده از دستگاه سنجش قابل اندازه گیری باشند.
مثل انرژی الکتریکی.با استفاده از یکی از اشکال انرژی مثل گرمایی توربینهای عظیمی چرخانده می شود و کلی هم پارامتر برای بررسی آن وجود دارد و ...

5- و ...
حالا تا همینجا باشه تا ببینیم بازخور چگونه است


فقط توجه داشته باشد این حرفهای من ضد اسلامی پنداشته نشود.چون اصلا تا الان هیچکس نتوانسته ربط مستقیمی بین انرژی و احکام و مسائل اسلامی را ثابت کند
نور الهی-علم غیب-معجزه-برکت و متبرک و ... فعلا که هیچ ارتباط مستقیمی با انرژی ندارند
نقل قول:اما مفهوم انرژی بحث نوظهوری نیست. انرژی در اغلب فرهنگ های گذشته و در میان راهبان و موبدان مطرح بوده و هنوز هم این طرز تفکر ادامه دارد. برای مثال تای - چی در چین، ری -کی در ژاپن، پرا-نا در هند و...(چی در زبان چینی معادل کی در زبان ژاپنی معادل نا در زبان سانسکریت و به معنای انرژی حیات است)به انرژی می پردازد. همچنین انرژی سیاه و سفید، انرژی ماه و خورشید، انرژی نر و ماده، یینگ-یانگ در چین باستان، و... همگی اشاره به انرژی مثبت و منفی دارند. آرم معروف تایچی نشاندهنده وجود دو نوع انرژی و ارتباط نزدیک و تعامل این دو با هم است:
دوست عزیز کلی وارد این مباحث بشید به جایی نمی رسید.اما وقتی جزئی واردشون بشید همه اینها از لحاظ علمی راحت رد می شوند.
البته بحثهای فلسفی میشه روشون کرد اما مثلا همون عکسی که گذاشتید (یین یانگ) حتی با عقاید اسلامی ما هم متناقض است.بخوام ریز بشم کلی میشه ازش ایراد گرفت ولی میشه گفت برداشت مردم کهن چین از طبیعت بوده
مثل سایر برداشتهای اشتباه.مثلا شکل گیری طبیعت از 4 یا 5 عنصر آب و باد و ....


یا (چی) اصلا وجود خارجی ندارد.اگر بخوایم کلا ردش نکنیم باید در نهایت بگیم هماهنگی تنفس ، خونرسانی و عضلات یک انسان به معنای (چی) است

من خودم خیلی به سریالها و فیلمهای چینی و همینطور فرهنگ آنها علاقه دارم.اگر فرصتی شد به موارد مختلفی که در آنها دیدم که اتفاقا با دیگر فرهنگهای کهن در آن سر دنیا ارتباطات بی نظیری دارد ، بپردازم .این خود سندیست بر اینکه طراحی بسیاری از مکاتب انحرافی و خرافی از یک آخور است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد
۲۱:۲۵, ۲/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۸۹ ۱:۴۴ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #7
آواتار
سلام خدمت shahriar ss
سوال خوب و مهمی رو مطرح کردین

پاسخ:

اول واژه شناسی انرژی:

لغت انرژی در ابتدا در کارهای ارسطو دیده شده‌است. با این وجود به دلیل تغییرات زیاد در این کتاب‌ها و بازنویسی بسیار آنها به طور دقیق نمی‌توان تایید نمود که این لغت در ابتدا توسط چه کسی بکار برده شده‌است. بنابراین تاریخ شناسان ریشه لغت energy را لغت فرانسوی energie دانسته‌اند که خود از ریشه لاتین energia است. این لغت لاتین از کلمه یونانی energeia به معنی فعالیت و عملکرد و یا از لغت enorgus که ترکیبی از دو لغت en به معنای در و orgus به معنای کار است مشتق گردیده‌است.

مفهوم انرژی اولین بار به عنوان ویزویوا «vis viva» در کارهای لایبنیتز «leibniz» دیده شد که به عنوان ضرب جرم یک جسم در سرعت آن جسم به توان دو است. به عقیده لایبنیتز میزان کل ویزویوا در جهان ثابت است. برای حل کاهش سرعت در اثر اصطکاک او گرما را به عنوان حرکت ذرات ماده بیان نمود که در این زمینه او با نیوتون هم عقیده بود. با این وجود تا یک قرن قبل این مفهوم مورد پذیرش قرار نگرفته بود. در سال ۱۸۰۷ توماس یانگ «Thomas Young» کلمه انرژی را به جای ویزویوا به معنای امروزی آن به کار گرفت.

پس مشخص شد که خود واژه انرژی قدمت چندانی نداره.

نکته دیگر آنکه پیامبر ص و امامان معصوم علیهم السلام می بایست در حد عقول و درک مردم با انها سخن می گفتند نه فراتر از فهم آنها

مثلا در حدیث داریم پیامبر ص فرمودند: ناخن های خود را کوتاه کنید که شیطان در زیر آنها جای می گیرد.
خب امروزه مشخص شده اون شیطان اسمش میکروب هست. ( در پرانتز عرض می کنم اطلاق لفظ شیطان به میکرب امروزی ما اشاره بر شر بودن و پلیدی آن دارد. شرح این یک مثنوی جدا می خواهد).

پیامبران الهی نخستین و صادق ترین انرژی درمان گر های تاریخ بوده اند چراکه آنها انسان ها را
به منبع فرا انرژی (منبعی که خود انرژی را خلق کرده است) پیوند داده و دعوت کرده اند.

مفاهیمی چون توکل، دعا و حسن ظن (که امروزی ها می گویند تفکر مثبت) از اصلی ترین و بنیادی ترین
مفاهیم تعالیم ادیان الهی به خصوص اسلام و قرآن اند. به نور و برکت هم اشاره فرمودند دوستان.

سخن کوتاه کنم

توطئه ای در میان است
فراماسونری و حزب شیاطین بر این مسئله آگاهند که تمامی انسانها نیاز به مفهومی فرا طبیعی
جهت ارضای حس پرستش دارند امروزه نام آن را تجربه دینی گذاشته اند.
تعریف تجربه دینی: احساس اتکا به حقیقتی و قدرتی فرا طبیعی. حال این احساس می تواند با دعا حاصل شود، با نماز، با رفتن به کلیسا، یا
با مستی و سکر، موسیقی، مواد مخدر و حالت نشگی، و یا با پرستش شیطان، فرقی ندارد
مهم تجربه دینیست.

بودا دینی که خبری از خدا در آن نیست،
در قانون جذب خبری از خدا نیست
اومانیسم محض است
می گوید تو ای انسان هر آنچه اراده کنی در دست توست
تو خود خدای خودی!

اسلام اینها را کاملا رد نمی کند می گوید امر بین امرین.

امام علی ع فرمودند: من خداوند را از درهم شکستن تصمیم ها و اراده ها شناختم.

اما خدمت جناب علائم ظهور عرض کنم که
شما انرژی را منحصر در آنچه که قابل سنجش و تشخیص باشد کرده اید

انرژی هایی در جهان تثبیت شده که هیچ دستگاهی قادر به تشخیص آن نیست

در روسیه دو نفر که تلپاتی قوی داشتند را در دو طرف این کشور قرار دادند یکی
در شرق یکی در غرب، هر دو را در اتاقهایی کاملا مجهز که کوچکترین علائمی را
ثبت می کرد قرار دادند. به نفر اول یک عدد 8 رقمی دادند و به دومی گفتند
حدس بزن چه عددی است
نفر دوم تمام اعداد را به صورت تلپاتی از فرد اول گرفت بدون اشتباه
دستگاه ها هیچ علائمی ثبت نکردند.

منظور از انرژی که دوست ما مطرح کردن انرژی های کیهانی است.
از ویژگی های مومنین ایمان به غیب است
الذین یومنون بالغیب...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، mohamad ، بیداری اندیشه ، فرهاد ، بیداری12 ، دادرس
۲۲:۲۳, ۲/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۸۹ ۲۳:۴۶ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #8
آواتار
از توضیحات تفصیلی شما ممنونم. قصد بنده از ارائه مطالب فوق، اثبات درستی آن نبود بلکه بیان قسمتی از آرا و نظراتی بود که پیرامون انرژی در فرهنگ های مختلف مطرح می باشد. البته از توضیح بیشتر اجتناب نمودم تا تبلیغی برای آن مکاتب نباشد.
تنها ذکر موردی را لازم می دانم: در مورد خاص مفهوم انرژی در اسلام، بنده که مطلبی را مشاهده نکرده ام. اما اعتقاد به عالم غیب از مختصات مسلمانان است و مفاهیمی همچون نور و ظلمت در دین اسلام و در بین عرفا و فلاسفه اسلامی به وفور یافت می شود. و اگر در این رابطه خواهان اثبات همه چیز با علوم فیزیک باشیم طرفی نخواهیم بست. شاید "ربط مستقیمی بین انرژی و احکام و مسائل اسلامی" را نتوان یافت اما مسلما ربط بین احکام و مسائل اسلامی با نورانیت انسان، زنده بودن او و اثر بخشی در دل آدمی بر اشخاص "اهل" پوشیده نیست...
پیشنهاد می کنم کلمه نور را در قرآن جستجو نمائید.
بحث نور در عرفان ایرانی اسلامی ونیز فلاسفه بویژه سهروردی از اهمیت والایی برخوردار است. در فرهنگ ایرانی نور برای هر چیزی که محسوسات را آشکار سازد به کار می رود.(آیه الله نو السموات والارض الهام بخش اصلی آنان بوده است) نجم الدین کبرا نخستین عارف مسلمانی است که به پدیده رنگ ها و نورهای رنگی اشاره می کند. در ادامه به نقل کوتاهی از کتاب فوائح الجمال و فواتح الجلال ایشان می پردازم:

مراد الله است و مرید نوری از او. خداوند بر کسی ستم نکرده و در وجود هر کسی روحی از اوست و به هر کس عقل و چشم و گوش داد. مردم نابینایند مگر آن کس که خداوند پرده از برابر چشم و گوش وی برگیرد و پرده چیزی بیرون از مردم نیست بلکه وجود خود مردم است که تاریکی وجود ایشان است.
وجود در ابتدا ظلمت شدید است و چون اندکی صفا یابد مقابل تو به شکل ابری سیاه در می آید. کم کم که دایره وجه صافی شود و همچون چشمه ای که از آب، از انوار لبریز گردد، سالک جوشش انوار را از صورت خود احساس می کند و جوشش نور از میان دو چشم و دو ابروست. سپس صورت به تمامی در انوار مستغرق گردد. همانند چهره ای که از آن نور فیضان می کند و از ورای آن صورت (که صورت حقیقی توست)، خورشیدی دیده می شود...

شیخ رازی در کتاب مرصادالعباد می نویسد:

انوار چون مختلف اللون (رنگ) هستند. بسا باشد که در اول مرتبه نور سفید مشهود گردد و او علامت اسلام است. دوم نور زرد دیده می شود و او علامت ایمان است. سوم نور کبود و او علامت احسان است، چهارم نور سبز است و او علامت اطمینان است، پنجم نور آبی است و آن علامت ایقان است، ششم نور سرخ است و او علامت عرفان است، هفتم نور سیاه است و او علامت هیمان است. و نور ذات است. و مشاهده این انوار شامل حال سالک با معرفت است.

...انوار جمال چون از پرتو لطف خداوندی است در مقام مشهود و مشاهده ظهورات مختلف بر احوالات موجودات بر حسب نشئات غیب و شهاده، صوره و معنا، پدیدار می شود. ولی انوار جلالیه که احراق(سوزاندن) خاصیت اوست اول بروز او "لاتبقی و لاتذر" (نه باقى مى‏گذارد و نه رها مى‏كند28 مدثر - شروعش این باشد خدا به داد باقی اش برسد) که به حقیقت 7 دوزخ از پرتو آن نور است. هر فهم و عقل ادارک این معانی نکند، و گاه باشد که نور جلال، ظلمات صرف باشد و عقل چگونه فهم کند نور ظلمانی را که عقل جمع بین ضدیت را محال می شناسد؟!
...بدان اول نوری که به قلب سالک ظاهر می شود به صورت بروق یا لوامع یا لوامح یا قندیل و مشکوه و مصباح و زجاجه یا چراغ و شمع و آتش افروخته متلونه هر کدام بوده باشد اثر آن ، آنست که دنیا اندک اندک در دل او سرد می شود و رفته رفته تارک دنیا می گردد تا آنکه بسا باشد انقطاع از دنیا و لذات او حاصل کند و اگر انوار به مثابه نجوم رسید از تمام مشتهیات دنیا صرف نظر کند و اگر نور ترقی نمود به شکل قمر یا اقمار از دنیا و آخرت هر دو چشم بپوشد و اگر آن نور در قلب و باطن ترقی نمود به مرتبه شمس یا شموس رسید نه دنیا می بیند و نه آخرت و نمی شناسد و نمی بیند مگر رب خودش را بدون حجاب روح: فیکون قلبه نورا و جسده نورا و جسمه نورا و بصره نورا و یده نورا و ظاهره نورا و باطنه نورا و فمه و لسانه نورا

یواشکی می گویم: کلمات سبز را برای ندبه خوانان نوشتم. این بار که ندبه می خوانی این ها را به یاد داشته باش تا جگرت بسوزد، آنوقت که جگرت سوخت قاتلین و ظالمین اهل بیت را لعنت کن. التماس دعا

(أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ، أَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ؟ أَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ؟ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَةُ؟ أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَةُ؟ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَةُ؟ أَیْنَ أَعْلامُ الدّینِ، وَ قَواعِدُ الْعِلْمِ؟أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ ِ؟)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، mohamad ، بیداری12 ، unos
۲۳:۳۸, ۲/دی/۸۹
شماره ارسال: #9

1. مفهوم برکت برام جالب بود. از arnhمتشکرم
2.از همه ی اعضاء که تا اینجا اطلاعات خوبی رو دادن و مداخل جدیدیو برای تحقیقم باز کردن متشکرم . از علائم ظهور میخوام که اونجاهایی که بحث رو باز نکردن ، باز کنن تا هم بحث ابعاد بیشترشو نشون بده هم بحث بهتر پیش بره .
3. احتمال اینکه در بسیاری از عرفان های ساختگی به اسم انرژی درمانی از احضار جن استفاده کنند هست .
4. موردی یادم اومد که میخوام اگه کسی اطلاع داره لطف کنه بگه و اونم اینکه بنظر می رسه هم از نظر پزشکی ثابت شده که وقتی کسی می میره ، در لحظه ی مرگ چیزی حدود 20 الی 30 گرم از وزنش کم میشه و هم از نظر بعضی فیلسوفان مسلمان روح مجرد گرفته شده به این مفهوم که نه کاملاً خارج از حالت مادّی هست و نه کاملاً مادّی هست . ضمن اینکه بنده خودم شاهد بوده ام در حالت های خاصی- از نظر میزان توانایی نفس- انسان میتونه بر امواج مغناطیسی اثر مستقیم ماورایی داشته باشه و در این مورد مطمئنم - البته به هیچ وجه توصیه نمی کنم کسی به دنبال این حالت ها بره که همونطور که zarati313 این مفهوم رو اشاره کردند براحتی می تونه در دام همون شیاطین بیفته که به اسم عرفان از هر راهی و در هر کجای دنیا دارن جولون میدن و بازارشون حسابی گرمه - اما همونطور که بحث انرژی میتونه با جن - که در شماره ی 3 گفتم - در ارتباط باشه ، میتونه با روح هم در ارتباط باشه .
5. در مورد آرم تایچی یا همون یین و یانگ درسته که اونچه معروفه اینه که نشاندهنده ی ارتباط دو عنصر متضاد هست ولی از نظر علم نشانه شناسی قاعدتاً می شه این نتیجه رو گرفت که علاوه بر ارتباط ، نشاندهنده ی "امتزاج" و " اختلاط" دو عنصر متضاد هم هست . دلیلشم اینه که از نظر هندسی بخش سیاه و سفید به کاملترین وجه ادغامشون نشون داده شده ( مثل دو قطره که بواسطه ی کنار هم آمدن ، جذب هم شدن ) و علاوه بر اون یک نقطه ی سفید داخل بخش سیاه و یک نقطه ی سیاه داخل بخش سفید قرار داره که این امتزاج رو تشدید میکنه و گویی مهر تایید نهایی بر این امتزاج و اختلاطه . از نظر مفهومی در اسلام عزیز ، هیچگاه این دو عنصر نمیتونن خیر و شر یا مثلاً مثبت و منفی - به همون مفهوم خیر و شر - باشن . قرآن کریم در سوره ی اسراء /17می فرماید : " و قل جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً " و در سوره ی انفال آیه ی 8 می فرماید : لیحقّ الحقّ و یُبطِل الباطل و لو کره المجرمون "
و در سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی 42می فرماید " و لا تَلبِسوا الحقَّ بالباطل و تَکتموا الحقَّ و انتم تعلمون " . آیات مربوط به کلمه ی حق و کلمه ی باطل و عدم پوشانندگی بین ایندو و مثالهایی که در کلام الله در این رابطه بیان شده هم خیلی فراوان است و هم بسیار جالب . مثلاً در سوره ی مبارکه ی رعد آیات 14 تا 19 در مورد حق و باطل بطور خاص و با بیان های مختلف صحبت می فرماید . در آیه ی 19 می فرماید ( ترجمه تحت الفظی نیست ) : خداوند از آسمان آبی فرو آورد که هر رودی به قدر وسعت خویش از آن پر شد پس بر روی سیلاب کفی بر آمد و از آنچه در آتش برای زیور یا متاع ( مثل طلاجات زینتی و یا ظرف مسی ) ذوب کنند ، کفی مثل آن است . اینگونه خداوند برای حق و باطل ضرب (المثل )می زند . و امّا کف براحتی نابود می شود و امّا آنچه به مردمان سود رسانَد در زمین باقی مانَد . اینچنین خداوند مثلها میزند .
در این آیه و آیات مشابه پیشین و دیگر آیات مرتبط براحتی از تدبّر یافت می شود که در قرآن کریم به اصطلاح هیچگاه آب حق و باطل در یک جوی نمی رود و هیچگاه حق و باطل نمی توانند با هم یک ترکیب کامل بسازند ، چنانکه از اون علامت کذایی استنباط می شه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، mohamad ، بیداری12 ، unos ، دادرس
۰:۱۷, ۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/دی/۸۹ ۰:۴۰ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۲/دی/۸۹ ۲۳:۳۸)مصاحبان نوشته است:  در اسلام عزیز ، هیچگاه این دو عنصر نمیتونن خیر و شر یا مثلاً مثبت و منفی - به همون مفهوم خیر و شر - باشن . قرآن کریم در سوره ی اسراء /17می فرماید : " و قل جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً " و در سوره ی انفال آیه ی 8 می فرماید : لیحقّ الحقّ و یُبطِل الباطل و لو کره المجرمون "
و در سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی 42می فرماید " و لا تَلبِسوا الحقَّ بالباطل و تَکتموا الحقَّ و انتم تعلمون " در قرآن کریم به اصطلاح هیچگاه آب حق و باطل در یک جوی نمی رود و هیچگاه حق و باطل نمی توانند با هم یک ترکیب کامل بسازند ، چنانکه از اون علامت کذایی استنباط می شه.
این حرف شما درست است اما اولا یین - یانگ اصلا به معنای حق و باطل و یا خیر و شر نمی باشد!
در ثانی ما در مورد ناصحیح بودن مفاهیم ارائه شده در این مکاتب شک نداریم که بخواهیم برای اثبات عدم صحت آنها از قرآن کمک بگیریم.
اطلاعات بیشتر راجع به یین - یانگ:

از دیدگاه چینیان باستان و تائوباوران، در همهٔ پدیده‌ها و اشیاء غیر ایستا در جهان هستی، دو اصل متضاد ولی مکمل وجود دارد.

یین و یانگ نشان دهنده قطب‌های مخالف و تضادهای جهان هستند. البته این بدان معنا نیست که یانگ خوب است و یین بد است (در حقیقت این تحریفی نادرست است). بلکه یین و یانگ مانند شب و روز یا زمستان و تابستان بخشی از چرخه هستی هستند. وقتی تعادل و احساس خوبی به وجود می‌آید که تعادل بین یین و یانگ برقرار باشد. نقطه‌های متضادی که داخل شکل یین و یانگ دیده می‌شود به این مفهوم است که یین وقتی به حداکثر خودش برسد، و می خواهد تمام شود در درونش یانگ را دارد و وقتی هم که ینگ می خواهد به حداکثر خود برسد در درونش یین را دارد. یعنی وقتی یکی تمام می‌شود، دیگری در درونش رشد می‌کند و این چرخه ادامه پیدا می‌کند.
یین و یانگ به ترتیب نام اصل‌ها یا نیروهای مکمل مادینه و نرینهٔ جهان در فلسقهٔ ذن و تائوئیسم است که همهٔ وجوه زندگی را در بر می‌گیرد. یین در لغت به معنای سمت سایه گرفتهٔ تپه است و یانگ سمت آفتاب‌رو. یین معمولاً مترادف زمین شمرده می‌شود که تاریک و سرد است و هر چیز بدی به آن نسبت داده می‌شود و یانگ مترادف آسمان است و روشن و گرم و خوب شمرده می‌شود.
هیچ چیزی کاملا یین یا کاملا یانگ نیست. مثلا آب سرد در مقابل آب جوش یین است ولی در مقابل یخ یانگ است.
یین و یانگ کاملا به هم وابسته اند و هیچ کدام بدون دیگری نمی‌توانند وجود داشته باشند. نور بدون تاریکی معنی ندارد.
یین و یانگ می‌توانند خودشان تقسیم شوند به یین و یانگ: مثلا گرم در برابر سرد ینگ است ولی گرم خود تقسیم می‌شود به داغ (ینگ) و ولرم (یین) ، سرد نیز خود تقسیم می‌شود به خنک (ینگ) و بسیار سرد (یین)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%DB%8...9%86%DA%AF
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shahriar ss ، بیداری12 ، unos
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  انرژی و فرکانس khadem 8 6,653 ۱۰/شهریور/۹۰ ۱۵:۲۴
آخرین ارسال: khadem

پرش در بین بخشها:


بالا