|
جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم (10 قسمت کامل)
|
|
۱۰:۳۴, ۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۸۹ ۱۱:۴۴ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا هو
بنده یکی از ارادتمندان آیت الله بهجت بوده و هستم به این سبب همیشه توصیه ها و کتب راجع به ایشان رو مطالعه می کردم و هنوز هم ادامه دارد که واقعا حاوی نکات ارزشمند و ظریفی است. چندین جا خوانده بودم که ایشان در پایان دیدارهاشون با افراد گوناگون اینطور دعا می فرمودند: ...خداوند شما را از شر شیاطین جن و انس محفوظ بدارد... در جایی دیگر خواندم ایشان جهت محفوظ ماندن توصیه بر این ذکر فرموده اند: براي محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگويد: (أَللهُمَّ اجعَلِني فِي دِرعِكَ الحَصينَةِ الّتي تَجعَلُ فيها مَن تُريد: خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوي خود - كه هر كس را بخواهي در آن قرار مي دهي - قرار بده!)[گوهرهاي حكيمانه:14] این دو مورد برام عجیب بود یعنی به اهمیت مسئله استعاذه (یعنی پناه بردن به خدا از شر شیاطین) پی نبرده بودم. تا اینکه مقاله فراماسونری دجال آخرالزمان رو خوندم که انصافا عالی است و بعد مستند ظهور به دستم رسید اما با این همه هنوز اهمیت این موضوع رو درک کاملی نکرده بودم و دوست داشتم بیشتر بدونم. داشتم راجع به چشم زخم تحقیق می کردم که دیدم جایی مطلبی رو از کتابی با این عنوان نقل کرده :جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم. درضمن متوجه شدم نویسنده کتاب جناب اصغر طاهرزاده است نویسنده کتابی که چندی پیش به توصیه دوست و برادرم علی110 مطالعه کردم که اونهم کتاب خوبی بود. نام کتاب گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی بود. القصه کتاب جايگاه جنّ، شيطان و جادوگر در عالم دانلود کرده و خوندم . دیدم وه چه خبره!! لینک دانلود: http://lobolmizan.ir/files/articlefile/a...2_Jenn.doc این کتاب به من دید و عمق بیشتری داد نمی دونید که چقدر از خوندن این کتاب لذت بردم این کتاب به بسیاری از پرسش های در زمینه جن و شیطان، جادوگری و سحر، چشم زخم و .. به خوبی پاسخ داده. واقعا چقدر دانستن لذت بخشه، دوست دارم شما رو هم در این لذت و معرفت سهیم کنم تصمیم گرفتم انشا ا.. قسمت های مهم و گزیده این کتاب ارزشمند رو براتون بگذارم تا شما رو هم در این لذت فهم دین و شناخت دشمن سهیم کنم. قسمت 1 واقعيت اين است که هميشه انسانها در صدد بودند از رازهاي عالم وجود آگاهي يابند تا بتوانند از تأثير و نقش آنها در زندگي خود بهره گيرند و با ملکوت عالم مأنوس باشند. قرآن نيز انسانها را به اين امر تشويق کرده و فرموده: «أَوَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...» و علاوه بر اين؛ قرآن با تشويق مؤمنان به تدبّر در آيات کتاب خداوند عميقترين و دقيقترين اسرار و سنن واقعي عالمِ وجود را در اختيار انسانها قرار ميدهد تا عطش رازآموزي انسان را به صورتي صحيح سيراب کند. ولي از آنجايي که خداوند در مقابل هر غذاي حلالي غذاي حرامي نيز قرار داده تا معلوم شود چهکسي طالب حق است و چه کسي طالب ارضاي نفس امّاره، در مورد توجه به غيب هم موضوع همينگونه است ، و انسانهاي گرفتار نفس امّاره بدون آنکه بدانند؛ نحوهي رويکردشان به راز و امور غيبي، رويکردي وَهمي و بيثمر مي باشد، که نمونههاي اين رويکرد انحرافي را در جادوگران ميتوان ملاحظه کرد. همانطور كه ميدانيد و قرآن هم به ما خبر داده است بالاخره مجموعهاي از قواي غيبي در عالم موجود است که اگر بخواهيم انواع آنها را بشماريم به اين صورت است که متوجه باشيم، اصل همه غيبها حضرت غيب الغيوب يعني حضرت رب العالمين است، خداوند غائبي است كه تمام عالم تحت تأثير و سيطرهي اوست. ملائكه نيز از حقايق غيبياند که بر عالم و آدم تأثير ميگذارند و علاوه بر تدبير عالم، به اولياءالهي نيز كمك ميكنند. از جمله قواي غيبي عالم که ميتوانند تأثيرگذار باشند، جنيان هستند، حالا چه از جهت مثبت و چه از جهت منفي. جنّياني را که نقش منفي دارند شياطين مينامند. و باز از جمله موجودات غيبي که ميتوانند تأثيرگذار باشند، نفس انسانها است، بعضي از انسانها ميتوانند بر روح و روان ساير انسانها تأثير بگذارند. ميتوان از وجودات غيبي، درست استفاده كرد، همچنانکه ميشود از انوار آنها محروم شد. همانطور که ميتوان از خدا استفاده کرد و قلب را آماده پذيرش انوار الهي نمود، ميشود با پشتکردن به دين الهي، از انوار حضرت ربالعالمين محروم شد. حال اگر خود را از انوار الهي محروم کرديم، قواي غيبي منفي جاي آن را ميگيرد. زيرا همانطور که اين يک قاعده است كه: «ديو چون بيرون رود فرشته درآيد»، عكس آن هم هست که: «فرشته چو بيرون رود ديو درآيد» ديو همان شيطان است. از قديميها شنيدهايد که ميگفتند در حمامها اگر صبح زود ميرفتيم جنيان را ميديديم. چون اولاً: وقتي تنها در حمام بودند جنيان را ميديدند زيرا تنهايي؛ خيالپرور است. ثانياً: در آن فضا به جهت بخارِ زياد، اكسيژن به اندازه كافي موجود نبود و لذا به بدن فشار ميآورد و قوهي وَهميه قوي ميشد، وقتي قوه وهميه قوي شد انسان هرچه را انتظار دارد ميسازد، آنقدر هم شديد ميسازد كه از آن تأثير ميگيرد. البته نميخواهم وجود جن را رد كنم، فعلاً ميخواهيم نقش قواي نفس روشن شود، تا آرامآرام برسيم به جايگاه جن و ملك و سِحر. موقعي که طرف از خيالات خود تأثير ميگيرد آن قدر به خيال خود اجازهي رشد داده است که آن خيال ميتواند روي بدنش او تأثير گذارد. حتماً شنيدهايد طرف خواب رفيقش را ديد که صحراي محشر است رفيقي که در جهنّم بود، جلو او را گرفت که يك ريال از تو طلبكار هستم بده وگرنه نميگذارم از پل صراط به سوي بهشت رد شوي، گفت اينجا که پول ندارم، گفت پس بگذار براي اينكه يك کمي خنك شوم انگشتم را روی بدنت بگذارم، از سوزِ تماس انگشت او روي بدنش فرياد کشيد و بيدار شد، ديد راستيراستي آن جاي بدنش زخم شده است و به شدت ميسوزد. آري خيالِ طرف، به عالم قيامت سير كرد و تحت تأثير آن عالَم قرار گرفت و آن تأثير را به بدن منتقل کرد. بدن او كه به قيامت نرفت، بدنش در رختخواب خوابيده بود، روحش به قيامت رفت و از آن عالَم متأثر شد ولي بدنش زخم شد. اگر كسي قاعده خيال را بشناسد بسياري از اسرار تفکر برايش حل و روشن ميشود و ميبيند نقش خيال تا کجاها گسترش دارد و روح ما با قدرت فوقالعادهاي که دارد، چگونه بر جسم ما تأثير ميگذارد. روح اگر از ملك تأثير بگيرد مثل آنها «عِباد مُكرم» ميشود، اما اگر انسان دريچهي روح خود را به سوي وسوسه باز كرد، شيطان داخل ميشود، وقتي شيطان آمد، بستگي دارد كه شما چطور دعوتش كنيد اگر كم دعوتش كنيد، و نور ملائکه را به کلي در خود خاموش نکرده باشيد جنگ بين ملك و شيطان در جان شما شروع ميشود، گاهي غلبه با آن است و گاهي غلبه با اين. مثلاً ملک به قلب الهام ميکند که خدا انسان را تنها نميگذارد، به خدا توکل کن و اضطراب به خود راه نده. چيزي نميگذرد شيطان ميآيد و وسوسه ميکند که نه آقا اگر دير بجنبي بدبخت ميشوي، با رشوه هم که شده بايد اين کار را بکني. باز ملک با الهاماتش به دادمان ميرسد و باز شيطان با وسوسههايش فکر ما را به دست ميگيرد و همينطور جنگ بين ملك و شيطان هست تا اينكه يا قلب مَلَكي ميشود يا شيطاني. عموماً از چهل سال به بعد تكليف آدمها معلوم ميشود. اگر انسان بيشتر ميدان را به شيطان داد، اينقدر او جلو ميآيد تا تمام قلب را شيطاني کند. حالا كه تمام قلب انسان شيطاني شد، ديگر خودش را كاملاً در اختيار شيطان ميگذارد، که کار جادوگران حرفهاي از اين قرار است. از اينرو جادوگري حرام است چون جادوگر کارهايي ميکند که شيطان به کمکش بيايد و در همين رابطه مجبور ميشود به هر پستي و رذالتي تن دهد. يكي از همينها كه عجيب هم زحمت كشيده بود چندين سال رفته بود آمريكا از آن جادوگران آمريكايي درس گرفته بود بعد هم رفته بود شيراز به قول خودش چهارسال هم در شيراز آموزش ديده بود، آنقدر ظاهرش خراب بود كه نگاهش هم که ميکردي شيطنت را در نگاهش ميديدي و اذيت ميشدي. استاد شيرازياش که يک خانم بوده به او دستور داده بود بايد مدتي خون بخوري و در مدفوع خود بنشيني- تا روحش پست شود و بتواند با شيطانها مرتبط گردد- شهيد مطهري«رحمةاللهعليه» در تفسير سوره جن ميفرمايند: رويهم رفته جنيان نسبت به انسانها در درجهي وجودي پائينتري هستند. حال شما حساب کنيد شيطانها که از جنيانِ پست هستند چه اندازه پائين ميباشند و براي ارتباط با آنها چقدر بايد روح را پست کرد. پایان قسمت اول انشاا.. ادامه دارد قسمت های بعدی را در همین پست دنبال فرمائید |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۰۰, ۲/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۸۹ ۱:۳۷ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
قسمت هشتم
خواب و رویا چند روایت در مورد ارتباط امامان علیهم السلام با جنیان: از سعد اسكاف هست كه نزد ابىجعفرامام باقر(علیه السلام) رفتم و اجازه شرفيايى خواستم، مواجه شدم با كاروانهايي از شتر كه در پشت در صف كشيده بودند و با صداهايي بلند نيز مواجه شدم، در آن هنگام قومى عمامه بر سر از در بيرون شدند مانند هندوها. گفت: من نزد امام(علیه السلام) رفتم و گفتم: يابنرسولالله؛ امروز دير اجازه فرموديد و من مردمى را ديدم بيرون شدند عمامه بر سر و ناشناس. فرمود: اى سعد ميدانى اينها چه كساني بودند؟ گفتم: نه. فرمودند: «همكيشان تو از طايفهي جنّ بودند، مىآيند مسائل حلال و حرام و احكام دين خود را از ما ميپرسند.» سدير صيرفى گويد: امام پنجم(علیه السلام) حوائجى در مدينه داشتند به من سفارش فرمودند. در اين ميان كه در دره روحاء بر شترم سوار بودم ناگاه ديدم يك آدمى جامهاش را به خود ميپيچيد، گويد براى او ايستادم و پنداشتم تشنه است و قمقمه را به او دادم، گفت: نيازى بدان ندارم و نامهاى كه گِلِ مُهرش تر بود به من داد، نگاه كردم مُهر امام(علیه السلام) را داشت. گفتم چه وقت حضورِ نامهنويس بودى؟ گفت: هم اكنون. و ديدم در نامه كارهايي است كه به من فرموده ، نگاه برگرداندم و كسى را نديدم. گويد: امام(علیه السلام) آمد و ديدارش كردم و گفتمش قربانت؛ مردى نامهاى با گِلِ تَر برايم آورد. فرمودند: كار شتابانه اى كه داشته باشيم يكى از آن جنّيان را به دنبالش ميفرستيم. به سندى از سعد اسكاف كه از ابىجعفر(علیه السلام) با ياران خود اجازهي شرفيابى خواستيم و ناگاه هشت تن كه گويا از يك پدر و مادرند و جامهي زرّابى و قباهاى طاقى و عمّامه هاى زرد دارند، وارد شدند و زود بيرون آمدند. به من فرمودند: اى سعد! آنها را ديدى؟ گفتم: آرى قربانت؛ اينان چه كسانى بودند؟ فرمودند؛ برادران جنّي شما، آمده بودند از حلال و حرام خود پرسش كنند، چنانچه شما بپرسيد در بارهي آنها. گفتم: قربانت براى شما نمايان شوند؟ فرمودند: آرى . جابر ابن عبدالله انصاري ميگويد كه سه روز راه از مدينه از خدمت امام صادق(علیه السلام) دور شده بودم که يكمرتبه ديدم آدم بلند قدي با چهرهاي زرد رنگ، نامهاي از امام صادق(علیه السلام) به دستم داد. نگاه كردم ديدم هنوز جاي مُهر نامه مرطوب است، که به من دستور دادهاند. از ماجرا پرسيدم گفت: همين حالا حضرت اين نامه را به من دادند. گفتم: تو چطوري اين همه راه را طي کردي؟ گفت من از جنّيان هستم. سؤال: در فيلم سفر به ماوراء جادوگر ساكن كشور غنا براي مدتي در ميان زمين و هوا ميايستاد، اين کار چگونه انجام ميشود؟ جواب: اگر در آن فيلم دقت ميکرديد آن آقا از صبح تا عصر کنار رودخانه بود و همينطور بر رودخانه و آب آن متمرکز شد. بعد دور خود آتش روشن کرد و در وسط حلقهاي از آتش قرار گرفت و آرامآرام از سطح زمين بالا رفت. علتش آن است که آب براي خود مدبّري دارد که در اصطلاح فلسفه به آن عقول عَرْضيه ميگويند. هر چيزي مدبّر مخصوص به خود را دارد که در حکم نَفْس براي آن موجود است، همانطور که گياه توسط نفس نباتي تدبير ميشود، يک بلور در معدن نيز توسط مدبّر خود تدبير ميشود و به آن صورت منظمي كه شما ميبينيد در ميآيد. آب هم مدبّر دارد و نحوهي حضور آب در عالم را تدبير ميکند، مدبّر آب؛ وقتي آب حرارت ببيند آن را بالا ميبرد. جادوگر غنائي در اثر تمرکز طولاني با مدبّر آب ارتباط برقرار کرد و يک نحوه اتحاد با آن در خود پديد آورد، در آن حالت، همانطور که آتش آب را بالا ميبرد، او را نيز بالا برد. کار جالبي است ولي بسيار پوچ است، چون بالأخره پس از مدتي پايين افتاد. در حالي که اگر همين تمرکز را به نور شريعت نسبت به پروردگار خود پيدا کرده بود، چه برکاتي که نصيب او نميشد. چيزي که شما در مناجات شعبانيه از خدا ميخواهيد که «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ»؛ خدايا نهايت جدايي از غير و اتصال به خودت را به من عطا کن، خيلي فرق ميكند با امثال كارهايي كه آن جادوگر كرد. جايگاه خواب و رؤيا سؤال: رويهمرفته جايگاه خواب و رؤيا در عالم کجاست؟ چقدر بايد به آن اعتماد کرد؟ چگونه است بعضي افرادي که رعايت مسائل شرعي را آنطور که بايد نميکنند، خوابهاي خوبي، مثل خواب امامان را ميبينند؟ جواب: نفسِ انسان چون مجرد از ماده است و فوق زمان و مکان ميباشد همينکه انسان به خواب رفت و نفس او از کنترل حواس ظاهرياش آزاد گشت ميتواند به گذشته و آينده نظر کند و واقعياتي را که بعداً تحقق مييابد ملاحظه کند. در قرآن از خوابهايي نام برده است كه از رابطهاي بين آنچه شخص در خواب با آن روبهرو ميشود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم(علیه السلام) نسبت به ذبح فرزندشان، و يا رؤياي حضرت يوسف(علیه السلام) که در خواب ديدند خورشيد و ماه و يازده ستاره بر ايشان سجده ميکنند، و يا رؤياي دو رفيق همزنداني حضرت يوسف(علیه السلام)، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسولخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در رابطه با فتح مكه؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطهاي با عالَم خارج داشتند و صرف خيالات افراد نبود. با توجه به اينکه ميتوان در رؤيا يا خواب با موضوعاتي روبهرو شد که بعداً واقع ميشود، بايد دانست: 1- رؤيا؛ امري است ادراكي، به طوريكه نميتوان نقش و تأثير قوهي خيال را در آن انکار کرد، اين قوه دائماً مشغول کار است و در خواب و بيداري در ذهن انسان صورت ميسازد. 2- اکثر رؤياها تحت تأثير تخيلات نفساني است و آن تخيلات شديداً تحت عوامل خارجي مثل گرما و سرما و يا عواملي مثل بيماري و پُربودن معده ميباشد. همچنانكه صفات اخلاقي مثل «عداوت» و «عجب» و «تكبر» و «حرص» و «طمع» در خيالات او و بالتّبع در خواب انسان تأثير ميگذارند. پس در حقيقت نفس در رؤيا همان تأثيرات را در خودش حكايت ميكند به همين جهت بايد متوجه بود؛ اولاً: اکثر رؤياها تحت تأثير تخيلات نفساني است و حقيقت ديگري جز احوالات نفس ندارند. ثانياً: هر رؤيايي به حقيقت متصل نيست، هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن يا مربوط به عوامل طبيعي و يا مربوط به عوامل اخلاقي است. 3- با اينهمه چون نفسِ ناطقهي انسان مجرد و فوق مکان و زمان است، رؤياهايي هم هست كه نفس با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط مييابد که به آن رؤياها از يک جهت رؤياهاي صادق و از جهت ديگر رؤياهاي رحماني گفته ميشود. تفاوت رؤياي صادق با رؤياهاي رحماني در آن است که در رؤياي رحماني انسان با معنايي از سنن الهي روبهرو ميشود و سپس در بيداري مصداق آن معاني را مييابد. ولي در رؤياي صادق ابتدا انسان با علت حادثه روبهرو ميشود و سپس در بيداري با آن حادثه روبهرو ميشود، که ميتوان هر دو را تحت عنوان رؤياهاي حق نام برد. رؤياها، يا خوابهاي حق مبناي رؤياهاي حق عبارت از اين است که نفس ناطقه انسان به عنوان موجودي که فوق زمان و مکان است، با سببِ غيبي حادثهاي كه بعداً در ظرف مكان و زمانِ خاص محقق ميشود، ارتباط پيدا ميکند. ابتدا نفس به علت مجردبودنش، در خواب، با وجود برزخي يا عقليِ حادثه ارتباط برقرار ميكند و بعداً آن حادثه، در عالَم ماده حادث ميشود، و روشن ميشود که آن رؤيا صادق بوده است. البته نفسِ انسان پارهاي از حقايق آن عالَم را در حدّ استعداد خود دريافت ميكند. حال اگر نفس انسان، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش روي خود حاضر ميبيند. ولي اگر نفس، كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورتهاي جزيي كه با آنها مأنوس است مييابد. مثل اينكه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم روبهرو ميشود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد ميشود، و يا معني «مَكر» در خيالش صورت «روباه» بهخود ميگيرد، چون عظمت را به كوه، و مَكر را به روباه ميشناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» ميبيند. و يا چون رابطهاي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهانِ» مردم در ذهن، براي خود ميسازد. البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد، بهطوري كه گاهي از يك معنا كه در خواب مييابد صورت عكس آن را در خود ميسازد. مثل اينكه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل ميشود. پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و لذا انسان هماني را که در خواب ديده در بيداري مشاهده ميکند، و گاهي متمثّل معنايي است كه نفس انسان با آن معنا روبهرو شده و در خيال خود آن را به صورتي که با آن مأنوس بوده در ميآورد، و يا در عيني که با معنايي روبهرو ميشود، در ذهن خود به چيزي منتقل ميشود که مناسب است با آن معنا و يا ضد آن معنا، و گاهي در عين روبهروشدن با يک معناي حقيقي، آنچنان آن معاني با تصورات شخص مخلوط ميشود كه اصلاً نميتوان فهميد از كداميك از معانيِ مأنوسِ شخصِ خواببيننده تأثيرگرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» يا رؤياهاي پراکنده گويند. در رؤياهايي كه نفس ناطقه با اصل موضوع روبهرو ميشود و در آن حال به صورت مناسبِ آن معنا منتقل ميشود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه ميشود، بهطوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمعكردن كثافت است، در واقع صورت بهدستآوردن مال زياد دنيا را به او نشان ميدهند، در عين آگاهيدادن به او كه مال دنيا سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبهرو ميشود با اينكه بدنش ورم كردهاست، با صورت بهدستآوردن مال زياد روبهرو شده است، در عين آگاهيدادن به او كه بدان! مال زياد چرك و آلودگي است. همچنانكه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرتيابياش روبهرو شده، در عين آگاهيدادن به او كه اين شهرت زندان است. همچنانكه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوشگذرانيِ دنيايياش روبهرو شده، در عين آگاهيدادن به او كه آن گناه و گرفتاري ، زنجير است. در هرصورت با همهي اين احوال نميتوان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آنقدر جَوَلان دارد كه با ميل خود صورتها را تغيير ميدهد و از جايگاه خود خارج ميكند. از قول پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست كه حضرت فرمودند: «لا يَحْزَنْ أَحَدُكُمْ أَنْ تُرْفَعَ عَنْهُ الرُّؤْيَا فَإِنَّهُ إِذَا رَسَخَ فِي الْعِلْمِ رُفِعَتْ عَنْهُ الرُّؤْيَا» اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد، زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته ميشود. چون انساني که در علم راسخ شود توجه نفس او به مرتبهاي بالاتر از مرتبهي خيال است، در حالي که جايگاه رؤيا در خيال و ذهن ميباشد. اينكه دستور دادهاند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و ذهن ميشود و در نتيجه از خوابها و رؤياهاي باطل آزاد خواهد شد. مرحوم محدثنوري در جلد4 كتاب «دارالسلام» ميفرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمانها را مييابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري ميشود. رسولخد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)ميفرمايند: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ، وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ، وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ» خواب؛ سهگونه است: يكي القائاتي كه شيطان ميكند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند ،و يكي هم آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را ميبيند - با تغييراتي از طريق صورت خياليه- و يكي هم خوابهايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت. امامصادق(علیه السلام) ميفرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير کرده و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايدهاي نبود. از اماممحمدباقر(علیه السلام) داريم كه: « إِنَّ رُؤْيَا الْمُؤْمِنِ تُرَفُّ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ عَلَى رَأْسِ صَاحِبِهَا حَتَّى يُعَبِّرَهَا لِنَفْسِهِ أَوْ يُعَبِّرَهَا لَهُ مِثْلُهُ فَإِذَا عُبِّرَتْ لَزِمَتِ الْأَرْضَ فَلَا تَقُصُّوا رُؤْيَاكُمْ إِلَّا عَلَى مَنْ يَعْقِل» رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آنكه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين ميآيد و قطعي ميشود ،خوابتان را جز به كسى که خردمند است نگوئيد. در همين رابطه به ما دستور دادهاند اولاً: خواب خود را به هرکس نگوييد تا تعبير کند. ثانياً: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: اگر آن خواب ناخوشايند بود وضو بگيرد و نماز بخواند و بداند آن از شيطان است و از شرّ آن به خدا پناه برد و از آن با کسي سخن نگويد. قسمت های قبلی و بعدی را در همین پست دنبال فرمائید انشاا.. ادامه دارد |
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۱۲/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۸۹ ۱۵:۴۴ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
قسمت نهم
تغيير اسم؟! سؤال: اخيراً ديده ميشود که عدهاي براي رفع مشکل افراد و يا جهت شفا از بيماري توصيه مي کنند آن ها اسم خود را تغيير دهند تا آن جا که به افراد مي گويند اسمي مثل محمد و يا فاطمه را تغيير دهند و مثلاً پوريا يا صدف بگذارند. جالب است که بعضاً با تغيير اسم مشکلشان رفع شده و يا بيماري آنها بهبود يافته، موضوع اين کار چيست؟ لزوم انتخاب نام نیکو جواب: به ما توصيه شده است که نام نيک بر فرزندانتان بگذاريد. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايند: «مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ ثَلَاثَةٌ، يُحَسِّنُ اسْمَهُ، وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتَابَةَ، وَ يُزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغ» از حقوقى كه فرزند بر پدر خود دارد سه چيز است: اسم نيكو براى او انتخاب كند، نوشتن به وى بياموزد، وقتى بالغ شد وسائل تزويجش را فراهم نمايد. حتي رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايند: «مَنْ وُلِدَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَوْلَادٍ وَ لَمْ يُسَمِّ أَحَدَهُمْ بِاسْمِي فَقَدْ جَفَانِي»؛ اگرکسي چهار فرزند دارد و نام يکي را محمد نگذاريد به من جفا کرده است. و نيز روايات از حضرت صادق(علیه السلام) خبر ميدهد؛ «اسْتَحْسِنُوا أَسْمَاءَكُمْ فَإِنَّكُمْ تُدْعَوْنَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ قُمْ يَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ إِلَى نُورِكَ قُمْ يَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ لَا نُورَ لَكَ»؛ نامهاى نيكو بگذاريد زيرا روز قيامت به آن نامها صدايشان مىزنند و مىگويند: اى فلان پسر فلان! به سوى نورت برخيز! و اى فلان پسر فلان! برخيز! ولى نورى ندارى. اگر پدر و مادري نام نيک بر فرزندشان نگذارند در قيامت فرزندشان از آنها شکايت ميکند. از سليمان جعفرى روايت شده كه گفت از اباالحسن(علیه السلام) شنيدم مىفرمود: «لَا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِيٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَيْنِ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللَّهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ»؛ فقر داخل خانهاى كه در آن نام محمد و يا احمد و يا على و يا حسن و يا حسين و يا جعفر و يا طالب و يا عبد الله و يا فاطمه باشد نمىشود. «إِنَّ الشَّيْطَانَ إِذَا سَمِعَ مُنَادِياً يُنَادِي يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ ذَابَ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ»؛ از ابىجعفر(علیه السلام) نقل شده كه فرمود: شيطان وقتى صداى كسى را كه به اسم محمد و يا على صدا مىزند بشنود مانند سرب ذوب مىشود. اما اينکه عدهاي با محاسبههاي غير قابل اعتماد ميآيند بر اساس حروف اَبجد عدد مربوط به اسمي را تعيين ميکنند و سپس آن عدد را نسبت به امري ديگر مثل عددِ مربوط به اسم همسر آن فرد، مقايسه ميکنند و ادعا مينمايند اين دو عدد همخواني ندارد، پس بايد اسمهايشان را عوض کنند تا همخواني پيدا کنند؛ نهتنها حرف بيپايه و اساسي است، بلکه پشتکردن به عقل و دستور شريعت الهي است. و اينکه چرا بعضاً با تغيير اسم، مشکلات فرد يا خانواده مرتفع ميشود و يا بيماري طرف بهبود مييابد، پاي شيطان در ميان است. آري شيطان براي هلاکت انسان مشکلاتي را ايجاد ميکند تا او را از خدا باز دارد و به غير خدا متوسل شود و عملاً از دين الهي فاصله بگيرد و لذا در اين راستا راههاي موفقيتهاي ظاهري را براي او ميگشايد ولي در زير اين موفقيتها ايمان طرف را از او ميگيرد و سپس همان موفقيتهاي ظاهري را نيز از آن فرد دريغ ميکند. در اینجا کتاب به پایان می رسد بحث تکمیلی و آخر در قسمت 10 قسمت بعد، قسمت 10 و پایانی انشاا.. |
|||
|
|
۱:۳۰, ۱۸/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۸۹ ۱۸:۲۳ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
قسمت 10 پایانی و تکمیلی
ضمن تشکر از توجه و عنایت تمامی دوستان در اینجا قسمت تکمیلی که شامل اطلاعاتی از جن است و در کتاب ذکر نشده آورده می شود تا به شناخت بیشتر ما از این موجودات کمک کند: پارهای از باورهای مسلمانان پیرامون جن از قرآن سرچشمه میگیرد. در قرآن جن موجودی توصیف شده که «از آتش (نار) آفریده» شده است. جن دارای دو جنس نر و ماده† و دارای علم و ادراک معرفی شدهاست. همچنین به آنان ویژگیهای اخلاقی داده شده و مواردی از تماس آنها با انسان را متصور شدهاست. به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین میزیستهاست. در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سورهای به همین نام است. هم چنین بنا بر گفته قرآن شیطان رجیم یا همان ابلیس از جنس جن است. در سوره نمل (مورچه) در کتاب قرآن در آیه ۱۷ به این مورد اشاره شدهاست که سلیمان نبی بر سپاهیانی از جن تسلط و آنها را در خدمت خود داشته است. نیز در آیه ۳۹ از سوره نمل به توانایی خارق العادهٔ این موجودات اشاره میشود. آنگونه که در بخشی از کتاب «در محضر استاد» که به پرسش و پاسخهایی با آقای علامه طباطبایی(شیعه)میپردازد، به نقل از او، عمر این موجودات بسیار بیشتر از عمر انسانها بوده و جمعیتشان نیز از جمعیت انسانها بیشتر است. در همین کتاب اشاره شده است که سپاهی از جنها به رهبری زعفر در واقعه کربلا به کمک امام حسین آمد ولی امام کمک او را نپذیرفت زعفر جنی تا زمان آیت ا.. بروجردی زنده بود و آیت ا.. بروجردی ره در منزل خویش مجلس ختم زعفر را بر پا کرد . همچنین یکی از جنگهای امام علی علیه السّلام با جن (نصیبین) بود. همچنین در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن، نوشته: «مراد از پناه بردن انس به جن بطوری که گفتهاند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب، به بیابانی برمیخوردند از شر جانوران و سفیهان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه میبردند و میگفتند: من پناه می برم به عزیز این وادی،از شر سفهاء قومش» به گفته علامه طباطبایی: « تقسیم آیه مبارکه بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در مربعات به حروف ابجد، برای رفع جنیان و افراد مبتلا به جن مفید است». ابن خرم در کتاب الفصل مینویسد: «طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفتهاند. آمیزش میکنند اولادی از آنها بوجود میآید و مرگ نیز آنها را در بر میگیرد و چون جسمشان زود فنا میشود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارای اجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنانکه عنصر انسانها از خاک است» صدر المتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا مینویسد: «جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است میباشد آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است، چون جدا گشت، قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان میگردد» در آیه ۱۳۰ سوره انعام، آمده: «یا معشر الجن و الانس الم یاتکم رسل منکم» یعنی: «ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از بین شما برای شما نیامدند؟» که ظاهرا و بنا به نظر بسیاری از معتقدان به دین اسلام، آیه مذکور نشان دهنده این است که جنها پیامبرانی از جنس خودشان هم داشتهاند. # موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را میبینند ولی ما آنها را نمیبینیم . # از آتش (نار) آفریده شدهاند . # آب جوش و اجسام فلزی تیز میتواند به آنها آسیب برساند . # ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند . # تفکر و احساسات دارند . # بینشان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد . در اینجا نکته جالبی قابل ذکر است، جنی ها یا شیعه اند یا کافر، سنی، مسیحی یا ... ندارند زیرا عمر ایشان طولانی است و ما را می بینند در حالیکه ما نمی بینیم، آنها سیر جریانات غدیر و توطئه های علیه حضرت رسول را مشاهده کرده اند و در حقانیت تشیع برای آنها شکی نیست.اما با اینحال باز عده ای از ایشان ایمان نمی آورند. # جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عدهای از آنها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند. # جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شدهاست. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسانها گناه هم مرتکب میشود . # برخی میگویند جنها نمیتوانند به انسان آسیب برسانند. برخی میگویند که میتوانند و نوع شرور آنها این کار را میکند. برخی میگویند که جنها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شدهاند اما اگر انسان بهانه به دست جنها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جنها یا آسیب رساندن به آنها در آن صورت میتوانند و اجازه پیدا میکنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند . # عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آنها را دور میکند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال و ... پایان یا حق |
|||
|
|
۰:۰۵, ۲۵/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
چند نکته را هم بنده اضافه کنم قران خدامی دارد که به انها موکل ایات گفته میشود و هم از ملائک و هم از اجنه هستند .افرادی که از طریق روحانی کاری انجام میدهند با ایشان ارتباط بر قرار میکنند که با ریاضتهای شرعی و استفاده از ایات و اسما الله است. بوسیله همین موکلین اجنه مزاحم را تنبیه کرده و حتی در صورت لزوم از بین میبرندو کار حرامی هم انجام نمیدهند علوم اسلامی که از طریق روح پاک کارهایی رو انجام میدهد قوی تر و افضل از اعمال شیطان هست .مثلا شما با دعا و ... میتوانید هر سحری را باطل کنید اما هیچ سحری در متقین راهی ندارد این علوم بقدری قوی است که حتی خود ساحر را هم میتواند از بین ببرد. معمولا اجنه مزاحم کسانی میشوند که طهارت روح و جسم را رعایت نمیکنند. و ضعیف النفس هستند. اکثر جنیان از بهره هوشی پایینی برخوردارند و تند مزاج هستند . هیج گاه به دعا نویس مراجعه نکنید .بهترین راه استفاده از دعا هایی است که در مفاتیح امده . و از اینکه طرف شما از طریق الهی عمل میکند مطمئن شوید قوی ترین دعاها توسل به ائمه میباشد که اثرات عجیبی دارد .هم در رفع گرفتاری ها و هم هر خواسته ای که مصلحت شما در ان باشد. هیچ گاه به این احضاراتی که در کتب قدیمی امده عمل نکنید به هیچ عنوان .بسیاری از نکات در این کتابها نیامده و انجام انها باعث چیره شدن انها بر شما شده و در زندگی با مشکل مواجه میشوید. موفق و در پناه خدا باشید |
|||
|
|
۲۰:۱۵, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یه سوال به جز کتاب گنجهای معنوی کتابی دیگه هست که فقط مخصوص این جور دعاها باشه؟
|
|||
|
|
۱۱:۱۲, ۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۰ ۱۷:۵۳ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
روایات فراوانی داریم كه به موجودات ریز و زیان بخش (میكروب) هم شیطان گفته میشود در این باره به چند حدیث اكتفا می شود.
1) امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از قسمت سوراخ شده و طرف دستگیره و قسمت شكسته كوزه و ظروف دیگر آب نخورید ، زیرا شیطان روی دستگیره و قسمت سوراخ شده ظروف لانه می كند. 2) نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده كه ایشان فرمود :از طرف دستگیره و قسمت شكسته شده كوزه آب نخورید كه شیطان هم از آنجا آب می آشامد. 3) از قول پیامر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میخوانیم كه فرمود: موهای شارب (سیبیل) خود را بلند مگزارید ،زیرا شیطان آن را جای امن برای زندگی خویش قرار میدهد و در آنجا مخفی و پنهان میگردد. نكته: بعضی ها سیبیل های خود را كوتاه نمی كنند به طوری كه وقت غذا خوردن و آشامیدن آب با غذا تماس پیدا میكند و آلوده میگردند و در اثر نفس كشیدن هم موها مرطوب شده و جی مناسبی برای رشد میكروب ها می شوند، آنگاه هنگام غذا خوردن میكروبها همراه با غذا بلعیده میشود و مریضی های ایجاد می كند. 4) و در دیگر روایتی از قول پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه فرمودند: دستمال آلوده به گوشت را در خانه نگذارید كه جایگاه شیطان است. و همین میكروب ها بودند كه حضرت ایوب علیه السلام را احاطه كرده و او را فزع آوردند به طوری كه با خدا مناجات كرد و گفت: خدایا شیطان با بدنم تماس گرفته و مرا عذاب میدهد. میتوان گفت شیطان در روایات فوق و قول ایوب علیه السلام همان میكروب است. شیطان اولین كسی كه ... شیطان نخستین كسی بود كه بعضی كارها را مرتكب شده و پیش از او كسی آنها را انجام نداده بود و آنها از این قراراند: 1-اولین كسی كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم (علیه السلام ) برتر و بالاتر دانست و گفت :من از آ تشم و او از خاك در حالی كه آتش از خاك بالاتر است. 2-اولین كسی كه در پیشگاه با عظمت الهی تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. 3-اولین كسی كه معصیت و نافرمانی خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود. 4-اولین كسی كه به دروغ گفت :خدا گفته از این درخت نخورید چون درخت جاوید است و اگر كسی از آن بخورد تا ابد زنده می ماند و با خدا شریك می شود. 5-اولین كسی كه قسم به دروغ خورد و گفت :من شما را نصیحت می كنم. 6-اولین كسی كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید. 7-اولین كسی كه منبر رفت و برای ملائكه سخنرانی و صحبت كرد. 8-اولین كسی كه به خدا مشرك شد. 9-اولین كسی كه بعد از خوردن آدم و حوا از درخت نهی شده آواز وغنا خواند. 10-اولین كسی است كه بعد از آمدن آدم و حوا به زمین از خوشحالی سرود خواند. 11-اولین كسی است كه بعد از رانده شدن و به زمین آمدن از فراق بهشت و نعمت های آن نوحه خواند و گریه كرد. 12-اولین كسی است كه میان قوم لوط آمده خود را در اختیار آنان قرار قرار داد تا با او لواط كنند و خود با آنان لواط كرد. 13-اولین كسی است كه در زمان حضرت سلیمان علیه السلام برای نظافت زنان سلیمان و مردم دستور ساختن حمام را داد. 14-اولین كسی است كه برای به آتش انداختن حضرت ابراهیم علیه السلام دستور ساختن منجلیق را داد. 15-اولین كسی است كه در زمان حضرت سلیمان علیه السلام برای این كه موهای اضافی پاهای بلقیس پادشاه صبا را از بین ببرد و دستور ساختن نوره را داد. 16-اولین كسی كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روی خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند. 17-اولین كسی كه دستور ساختن صا بون را داد تا مردم بدن و لباس خود را با آن بشویند. 18-اولین كسی كه دستور ساختن آسیاب را داد تا مردم گندم های خود را به وسیله آن آرد كنند. 19-اولین كسی كه با ابوبكر بیعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسیر حق برگرداند.(كتاب سلیم بن قیس ) 20-اولین كسی كه خدا را در آسمان هفت گانه پرستید. 21-اولین كسی كه عبادت و بندگی او فرشتگان را به تعجب در آورد. 22-اولین كسی كه درباره خلقت آدم به خدای خود اعتراض كرد. 23-اولین كسی كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد. 24-اولین كسی كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد. 25-اولین كسی كه ساز درست كرد و خود آن را نواخت. 26-اولین كسی كه برای زیبایی زلف گذاشت. 27-اولین كسی كه برای مخالفت پیامبران ریش خود را تراشید. 28-اولین كسی كه برای مست شدن مردم شراب درست كرد. 29-اولین كسی كه ساختن آلات لهو و لعب و موسیقی را به قابیل آموخت. 30-اولین كسی كه وارد جهنم می شود خطبه می خواند. 31-اولین كسی كه مكر و حیله و خدعه نمود. 32-اولین كسی كه نقاشی كرد و جهره كشید. 33-اولین كسی كه آتش حسدش شعله ور شد. 34-اولین كسی كه به نا حق مخاصمه و جدال كرد. 35-اولین كسی كه وقتی خدای تعالی او را لعنت نمود او از نا راحتی فریاد كشید. 36-اولین كسی كه به خدا كفر ورزید. 37-اولین كسی كه گریه دروغین نمود. 38-اولین كسی كه عبادت و خلقت خود را ستود و گفت :من از آدم بهترم. 39-اولین كسی كه صورت های مجسمه و بت را ساخت. 40-اولین كسی كه جبرئیل و میكائیل و اسرافیل او را لعنت كردند. 41-اولین كسی كه از دست ملائكه فرار كرد و خود را مخفی نمود. 42-اولین كسی كه دستور مساحقه را به زنان زمان لوط داد. برچسب ها: شیطان شناسی، نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 بهمن 1388 | توسط: sailor | | نظرات(9) ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام شناخت شیطان قبل از ورود در بحث شیطان شناسی لازم است كه معنای شیطان را بدانیم و آن اینكه كلمه شیطان دو معنی دارد: یكی معنی لغوی آن است. شیطان از (( شطن )) و(( شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنی پلید خبیث پست و موجودی سركش متمرد و نافرمان به كار برده می شوند. به عبارت دیگر به هر چیز مرموز موذی و آزار دهنده گفته می شود. همچنین به معنی منحرف و منحرف كننده و یاغی و طاغی شریر و شرارت كننده دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت دور شدن از رحمت و مغفرت الهی و بدخوی و سخت دل بد جنس بد ذات و......... است. این معانی و صفات در انسان باشد یا در جن در چهار پا باشد یا وحوش و خزندگان و غیره همه اینها از معانی و مصادیق آشكار شیطان است. و در اصطلاح دیگری همان است كه بر سر زبان مردم است .وقتی كلمه شیطان گفته می شود ذهن مردم متوجه آن ملعونی می شود كه رو در روی خدا ایستاده و نافرمانی كرد و در برابر آدم (علیه السلام ) سجده نكرد. و فرد شاخص آن همان كسی است كه در تعریف اصطلاحی به آن اشاره شده آن است كه در میان مردم معروف و مشهور است و آن ابلیس و لشگریان و اعوان و یاوران او هستند. همان كسی كه باعث بدبختی خود و آدم (علیه السلام) و باعث بیرون شدن خود و آدم از بهشت شد. از قدیم الایام افسانه شیطان همواره انسان ها را در دنیایی از وحشت و ابهام فرو برده است و همچنان ادامه دارد. می گویند :بچه بازی گوش و نافرمان شیطان اند و همچنین افراد بی دین سركش و منحرف را شیطان اغوا كرده است .هر كار بد فرجامی از وسوسه های شیطان است و در كار بد شیطان دست دارد. می گویند : شیطان در همه جا هست اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند او با همه مردم كار دارد در برابر همه قد علم می كند هر انسانی را به بهانه ای فریب میدهد و دامهای گوناگونی در اختیار دارد. شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله ای برای رام كردن و ترسانیدن آنان است. قصه نویسان برای سرگرمی كودكان از شیطان یك موجود خیالی ساخته و از نخستین سال های زندگی یك شبح وحشتناك و یك قدرت اسرار آمیز در ذهنشان می آفرینند. میگویند :برای بزرگسالان شیطان عامل فریب و گناه است انسان را به معصیت وا میدارد تمایلات نفسانی را بیدار می كند و موجب سقوط و لغزش انسان می شود خواسته های نا مشروع را پدید می آورد باعث تجاوز و تعدی می گردد شهوات ویرانگر را تحریك می كند خشم و غضب را شعله ور می سازد مصیبت و رنج می آفریند آدمی را به تباهی و فساد می كشاند لجاجت و خود سری را رونق می دهد. و نیز تمامی این صفات از شیطان و كارهای او است انسان از روی ندامت با فریادی بلند می گوید :نفرین بر شیطان لعنت خدا و ملائكه بر او باد. این شیوه از زمان حضرت آدم علیه السلام معلوم بوده كه شیطان را مسئول هر كاری ناپسند و باعث هر گناهی و معصیت می دانسته اند. برخی در تعریف او گفته اند :شیطان قدرتی است بسیار نابكار و بدكار روحی است پلید سركش و طغیان گر. برخی دیگر هم گفته اند: شیطان اسم خاصی نیست تا بر موجودی معین و مشخص دلالت كند و او وجود مستقلی ندارد. اسمی است بی نشان مانند سیمرغ كه وجود خارجی ندارد و هیچ نام نشانی برای او نیست. |
|||
|
|
۵:۰۷, ۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
ممكنه اين نوشته كمى نابجا به نظربياد
ولى ابتداى اين مبحث اونجا كه اشاره شده بود كه انسان براى ارتباط با عالم غيب لازمه اهل حلال وحرام و اموختن علم ومعارف وتزكيه و اخلاق سليم باشه به اسم كتاب جنود عقل وجهل امام خمينى رحمة الله عليه اشاره شده بود من يه نسخه مناسب موبايل با فرمت jar ازش توى اينترنت ديده بودم كه جهت استفاده دوستان لينكش رو اينجا ميزارم: http://www.irpdf.com/book-4676.html باذكر صلوات |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شيطان پرستي يا خود پرستي؟ شيطان كاهن اعظم معبد نفس!! | aliakbar | 0 | 2,554 |
۸/خرداد/۹۰ ۱۹:۳۲ آخرین ارسال: aliakbar |
|










