کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
۱:۵۹, ۹/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
باسلام
به دنبال مطرح شدن نام محمد علی طاهری در تالار، بد نیست به بررسی او و عرفان کیهانی اش پرداخته شود. ایجاد فرقه های الحادی با ظاهر شیک، فرینده و استفاده از مفاهیم الهی-عرفانی برای جذب افراد مختلف، یکی از خطراتی است که باید به آن توجه داشت.

طاهری - مشخصات و سوابق:

محمدعلی طاهری دارای 50 سال سن و تحصیل کرده خارج از کشور است.(البته تاکنون هیچ کس مدرک تحصیلی وی را ندیده) باتوجه به گرایش وی به کیهان و «انرژی­های کیهانی»، ظاهرا به رشته هوافضا نیز تمایل داشته است؛ اما خود او بارها اظهار داشته که از نوجوانی به اسرار آسمان علاقمند بوده است.

طاهری خود را در دوره جوانی یکی از نوابغ می­دانسته و به خاطر برخی از ادعاهایش از دست «امیرعباس هویدا» نخست­وزیر بهایی رژیم منحوس پهلوی هدیه دریافت کرده است. تاجائی که پیشنهاداتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور توسط برخی موسسات خارجی داشته و سرانجام توانسته در یکی از کشورهای نیمه اروپایی و نیمه آسیایی چندسالی زندگی و علی­الظاهر تحصیل کند.



فعالیتهای تشکیلاتی:

ایجاد تشکیلاتی به نام «شعور کیهانی» یکی از ابداعات طاهری برای القاء مطالب و مفاهیمی است که مبدأ و محل تعلیم اولیه آن مشخص نیست.

در داستانها و آثار انحرافی افرادی چون «پائولو کوئلیو» از منبع نامشخصی به نام شعور کیهانی و رازآلودگی این شعور یاد می­شود که بشر می­تواند با دسترسی به انرژی­های کیهانی، زبان مشترکی بین خود و هستی بیابد. کارشناسان معتقدند که ممکن است منشاء تفکرات طاهری نیز همین آثار باشد.

از طرفی منشاء تفکرات پائولو کوئلیو نیز شبه­عرفان صهیونیستی «کابالا» (یا قباله) است که از نگاه یهود به مباحث خلقت انسان سرچشمه می­گیرد. گاه در آموزشگاه­های طاهری نیز رگه­هایی از همین مفاهیم پیدا می­شود؛ بر همین اساس شالوده فکری طاهری برخلاف ادعاهایش، هیچ مبنای اسلامی و قرآنی ندارد. حتی وی از قرائت صحیح آیات قرآن ناتوان است؛ تا جائی که در مقاله­ای با نام آئینه­ی عاشورا که توسط او در دی ماه سال گذشته به مطبوعات ارسال شده آیات قرآن اشتباه نگارش شده است.



کلاسهای «فرادرمانی» و تألیف کتاب:

طاهری با دایر کردن دوره­های «فرادرمانی» توانسته تعداد زیادی نیرو جذب کند. در همین رابطه و برای توجیه بهتر نیروها کتابی به نام «انسان از منظری دیگر» توسط وی تدوین شده است. بسیاری از مطالب مطرح شده در این کتاب در تناقض با اندیشه­های شهیدمطهری به خصوص کتاب «انسان در قرآن» این متفکرِ اسلامی است.

در قسمتی از این کتاب آمده: «انسان باید از اسارت خودش رها شود تا بتواند به آگاهی­های کیهانی دستیابی پیدا کند.»

در حالی که انسان تا وقتی اسیر شهوات و صفات رذیله است نمی­تواند به سمت حق حرکت کند؛ نه اینکه بر طبق القائات طاهری در کالبد گوشت و پوست و... اسیر باشد.

«اسب تراوا» نام کتابچه­ای است که توسط طاهری تدوین و توزیع شده است. نویسنده در این کتاب به مباحث موسیقی پرداخته و خود را مبتکر «برگردان ترانه­ها» می­نامد. وی در برگردان هر ترانه ادعا می­کند که: «اشعاری در رثای ابلیس و شیطان در آن موج می­زند.»

این در حالی است که طاهری اساساً مبدع این کار نیست و نرم­افزار این کار در غرب تهیه شده­است. طاهری در پایان کتاب اسب تراوا در برگردان یک ترانه به عدد 2010 و عدد 6 رسیده و در توضیح آن می­نویسد: «2010 اشاره به تحولی است که بین سال­های 2010 و 2012 میلادی در جریانهای شیطان­پرستی دنیا اتفاق خواهد افتاد و خیلی­ها به 666، عدد سمبلیک شیطان لبیک خواهند گفت و جریان شیطان­پرستی وارد مرحله­ای جدید از فعالیت­های خود خواهد شد.»

مشخص نیست این پیش­بینی از کجا آمده و چرا طاهری معتقد است در سال 2012 اتفاقهای تعیین­کننده­ای رخ خواهد داد و اساسا چرا ادعا می­کند برگردان هر ترانه و شعری به نفع شیطان است؟ و چرا با طرح این موضوع ذهن جوانان را به سمت گرایش­های خاص سوق می­دهد؟

همچنین ببینید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-564.html
هر مکتبی در جهان برای آن که بخواهد تفکرات خود را تدوین شده و منظم بیان کند، انسان را مورد بررسی قرار می­دهد و تعریف خود از انسان را بیان می­کند. برای همین شهید مطهری نیز با تفکرات عمیق و پویای خود انسان را با نگاه قرآنی بررسی کرده و شخصیت او را معرفی کرده است.
انسان خلیفه خدا در زمین است.
ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت در بین مخلوقات است.
فطرت انسان خدا آشناست.
در سرشت انسان عناصر مادی، ملکوتی و الهی وجود دارد و ترکیبی است از جسم و جان و ماده و معنا.
آفرینشی حساب شده دارد.
شخصیتی مستقل، آزاد، امانتدار و با مسئولیت دارد.
از کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است.
از وجدانی اخلاقی برخوردار است.
انسان به جز با یاد خدا با چیز دیگری آرام نمی گیرد.
نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است.
از طرفی انسان غیر از این ارزشها، ضد ارزشهایی هم دارد که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است. مانند حرص و آز، شتابگر و عجول و طغیانگر و...(صفحه 7 تا 15 انسان در قرآن)

اما رهبر شبکه و فرقه شعور کیهانی آنان را از منظر قرآن بلکه از منظری معرفی کرده که هیچ مبنا و پایه­ای ندارد. او حتی کتابی با عنوان «انسان از منظری دیگر» نوشته است.
در این کتاب هیچ تعریفی از انسان وجود ندارد و انسان در اسارت حلقه­های پیچیده گرفتار است. در کتاب این فرقه خداوند متعال، مطرب معرفی شده (صفحه 51) و انسان و دیگر موجودات رقاص هستند. عرفا نیز همواره در حال پای کوبی و دنیا کاملا مجاز است و خیال.(صفحات 53 و 54)
تعریف رهبر این فرقه از عرفان بسیار ناقص و اصطلاحا من­درآوردی است. او عرفان را کنترل کیفیت می­داند و می­گوید: «همانطور که در یک کارخانه کنترل کیفیت داریم، عرفان را نیز می­توانیم کنترل کیفیت انسان بدانیم.» (جلسه مناظره با ابراهیم تبار)
طاهری که هیچگونه تسلطی به قرآن ندارد و حتی صحیح خواندن آن را بلد نیست، گاهی در صحبت­هایش برخی کلمات را به آیات قرآن منتسب می­کند. وی نمی­داند که عرفان فقط شناخت و تقرب به خداوند متعال است و هیچ معنای دیگر نمی­دهد. او فرق تقرب به خداوند و کنترل کیفیت را نمی­داند و عرفان را مادی­گرایانه تعریف می­کند.
وی در صحبتی با یکی از کارشناسان می­گوید: «راه راست همان است که قرآن می گوید «فاستقم الیه»(!) یعنی برو و استقامت کن در راه راست.» در حالی که چنین آیه­ای در قرآن کریم وجود ندارد و از ذهن بیمار این فرد تراوش کرده است.
این فرد و این فرقه قرآن را مزاحم تفکرات خود می­دانند؛ چرا که در جلسه­ای که فایل صوتی آن موجود است وی مدعی است: «قرآن ساخته پیامبر است و فقط خدا مطالب اصلی آن را وحی کرده و بقیه­اش را پیامبر مانند یک نویسنده خودش گفته­است.» (تهمتی که عربها به پیامبر زدند و ایشان را شاعر معرفی کرده­اند!) و بعد اظهار می­دارد: «قرآن با خودش مشکل دارد و ما باید مردم را در جریان بگذاریم.»
===========================
برخی از سخنان این فرد که عین شبهات و سخنان ماسون های شیطان پرست است :

طاهری: شیطان تنها موحد بارگاه الهی است!
در این فیلم گوشه ای از اهانت های این انسان گمراه و گمراه کننده به حضرت سلیمان را شاهدش هستیم که باز خیلی جالبه فراماسون ها و شیطان پرستان هم دقیقا به این پیامبر عظیم الشان توهین ها بسیاری می کنند و این رسول خدا را پادشاهی میدانند که جادو میدانسته

سخن زخم خوردگان که اکثرشون از آزار و اذیت جنیان و شیاطین مینالند که باز رکن مشابهی است با سخنان توابین از گروههای شیطان پرستی و ماسونی
=====================================

دو جن غول‌پیکر!
بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام و خسته نباشيد- مي خواهم بدون مقدمه بروم سراغ اصل مطلب ! متاسفانه همسر من يكي از هواداران عرفان حلقه است كه البته بهتر است بگويم يكي از آسيب ديدگان عرفان حلقه است.

از وقتي كه در اين كلاسها ثبت نام كرده ، زندگي خانوادگي ما به هم ريخته است به طوري كه حتي دختر سه ساله ي ما كه تنها فرزند عزيز ما ميباشد بخاطر كارهاي غير عادي پدرش دچار اضطراب و افسردگي شده است. همسر من قبل از ورود به اين كلاسها ، روحيه ي خوبي داشت و ما خانواده خوشبختي بوديم ؛ ولي حالا زندگي بسيار متشنجي داريم. شبي نيست كه كابوس نبيند و با داد و فرياد از خواب نپرد .

روزهاي اول كه به اين كلاسها رفته بود، حرفهاي به ظاهر خوبي ميزد، اما پس از مدتي مشكلات و بدبختي هاي ما شروع شد. همسر من حتي يكبار خودكشي كرده است.

الآن چند شبي است كه دچار مشكل جديدي شده و ميگويد نيمه هاي شب دو "جن غول پيكر " زير بغلش را ميگيرند و او را از خانه بيرون ميكنند!


چند شب پيش ديدم از خواب بلند شده و در حال حركت به سمت درب آپارتمان است ؛ به سرعت پريدم و دستش را گرفتم و صدايش كردم ، ولي با اينكه چشمانش باز بود، جواب مرا نداد و بدنش مثل چوب، خشك و سرد شده بود و هر چه سعي كردم نتوانستم او را برگردانم... خلاصه آن شب، شب پراضطراب و وحشتناكي براي ما بود، بخصوص براي سپيده كوچولوي ما كه تمام بدنش مي لرزيد و گريه ميكرد.

خدا باعث و باني‌اش را نيامرزد. هر چه به همسرم التماس ميكنم كه اين كلاسها را رها كند و به زندگي عادي برگردد، حرف مرا گوش نمي‌كند و حتي من را به بي‌خبري متهم مي‌كند و مي‌گويد اين اتفاقات عادي است و او در مسير درمان و عرفان قرار دارد! لطفاً بگوييد من بايد چكار بكنم؟


با تشكر فراوان – مريم س


نماز اول وقت و زیارت درمانم کرد
سه سال پیش بود. و یک سالی هم من سر این کلاس ها می‌رفتم. این‌طوری بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که کلاسی رو پیدا کرده و خیلی خوبه و اینکه توش از خدا می‌گند و راه رسیدن به عرفان و اینها... و خیلی تعریف کرد...
منم که از این کلاس‌ها خوشم می‌ومد، سریع قبول کردم... هدف؟ عرفـــــــــان... شایدم کمی کنجکاوی و خب حقیقتش اینه که من از زندگی کسل‌کننده روزمره و عادی بسیار خسته هستم.
بسیاری هستند که به همین زندگی و گشت و گذار، تفریح، دیدن مکان‌های جدید قانع هستند... زندگی برای اونها زیباست... برای من با وجود باور به ماورالطبیعه زیباست و الی این زندگی ارزش فکر کردن نداره... .
با این تفکرات وارد این ورطه شـــــــــــــدم... چند جلسه اول حیرت‌آور بود... حرف‌های جدید، کارهای جدید... مشتاقانه منتظر کلاس‌های بعدی و ترم‌های بعدی بودیم... ترم اول با تئوری و علاقه‌مندکردن ما به حلقه‌ها گذشت... و استاد وعده ترم دفاعی (یکی از ترم‌های مهم) رو به ما داد و می‌گفت که این زودهنگام هست و فقط به خاطر علاقة ما به ما این رو می‌گه... اون ترم که رسید، همه چیز رنگ دیگه‌ای به خودش گرفت...
در اولین جلسه، در خودم حالت عجیبی حس کردم و شروع به خنده‌هایی کردم که معمولاً به اون پیش دوستان معروف بود. دور یه میز بودیم، همه با تعجب به من نگاه می‌کردن، استاد بلند پرسید «اسمت چیه؟» و می‌گفت... عجب جن خنده‌رویی هستش!
من به خنده ادامه می‌دادم و حقیقتاً دست خودم نبود و ناگهان قطع شد! و دیگه هیچ‌وقت از اون سال نتونستم اون‌طوری بخندم و فهمیدم که واقعاً دارای قدرت‌هایی هستند این جماعت!
مشکل من از شب همون روز شروع شد... در اطاق تنها بودم... در دفتر کارم می‌خوابیدم... کسی اونجا نبود... احساس کردم که صورتم از حالت عادی داره خارج می‌شه... گونه‌هام، لب‌هام.. همه صورتم داره به‌شدت تکون می‌خوره؛ جوری که انگار یه موجود مثل این فیلم‌ها می‌خواد از زیر پوست صورتم بزنه بیرون و راه خودش رو باز کنه! هم کنجکاو بودم و هم... کمی متعجب... به سمت آینه رفتم...[b] چشم‌هام داشت از حدقه می‌زد بیرون... نشستم... یه آن گفتم «تو کی هستی؟» لبام جنبید... گفت: من یه جنم!
خیلی هیجان‌انگیز بود... خیـــــــــــــلی... برای اولین‌بار با یه موجود ماروالطبیعه صحبت می‌کردم... لبام جنبید... گفت: من تورو دوست دارم! و مداوم این رو می‌گفت... گفتم: تو از کی با منی؟!
گفت: خیلی ساله... شاید 20 سال پیش... به زمان شما انسان‌ها
گفتمان ما طول کشید... تا 4 صبح... ماه رمضان بود... گفتم: من رو برای نماز صبح بیدار کن! و طوری وانمود می‌کرد که یعنی من دوست خوب تو هستم و این کار رو می‌کنم و من گمانم این بود که این موجود دوست منه...
ولی اشتباه فاحشی بود... من با یک هیولای دهشتناک هم داستان شده بودم... روزگارم سیاه شد... به‌شدت آزارم می‌داد... تطمیع می‌کرد... اگر نمی‌شد... تهدید می‌کرد به همه‌چیز فحش می‌داد... یه بار گفت: خدای من شیطانه و می‌خوام تورو بکشم...
می‌گفت: با من باش تا بهترین دخترهای تهران رو برات بیارم تا التماست بکنند... ثروتمندت می‌کنم... حتی در خواب به من پیشنهاداتی می‌دادند که نشون می‌دادند جیب‌هام پر پول شده، ولـــــــــــــــی خداوند سرنوشت دیگه‌ای رو برام رقم زده بود!
روزگار همین‌طور بود که به عنایت امام حسین (علیه السلام) نماز اول وقت رو شروع کردم... به پابوس حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) رفتم... حالم خیلی بهبود پیدا کرد... الان از من ناامیده و من البته به مکر و حیله‌هاش آگاه‌تر شدم... و خداوند رو شکر می‌کنم که این موجود حقیر شده و البته هر لحظه با منه؛ حتی الان که می‌نویسم در جنب‌وجوش! خداوند وعده یاری داده به کسانی که به اون اعتماد و اعتقاد پیدا بکنند.
این عرفان هرگز مقصدش خدا نیست... چون اگر بود باید جلوه‌های اون مشخص می‌شد.. چیزی که نهایتاً شما به اون می‌رسید، خودپرستی و سپس شیطان‌پرستی (با هر اسم و با هر قالبی) هست...
طاهری رو من شخصاً نه دیدم و نه باهاش ارتباطی داشتم... استادمون از شاگردان برجسته‌اش بود و سفرهای متعدد اون رو ظاهراً از خودش یا از جایی دیدم که این کار رو انجام داده... درست به خاطر ندارم... ولی اون (طاهری) در واقع دو چهره داره... یکی اینکه می‌گه: من نه! بلکه انرژی کیهانی!
دوم اینکه می‌گه: از طریق من (بالاخره کارتون به من می‌افته) به کیهانی!
و این البته از نوعی قدرت‌طلبی و خودپرستی ناشی می‌شه... که طرفداران این نوع عرفان‌ها هرگز از اون خلاصی ندارند و به نوعی خودخواهی دائم گرفتار هستند... اگر چه چیزی نمی‌گن، ولی تمام افعال اونها در جهت جلوه‌دادن خودشون هست...
اونها دچار یه جور جنون دوست‌داشتن به طاهری هستند... و به هیچ عنوان حاضر به دست کشیدن از اون نیستند... یه جور مسخ‌شدگی شدید در اونها وجود داره...
هادی ج، دی 1391

برادری از رفتار های غیر عادی خواهرانش می گوید
------

اما بزارید یک خورده با شما راحت تر صحبت کنم
اسم من نوید هستش 24 ساله از کرج....... بچه مسلمونم و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری.... (بطور مطلق) ... حدود یک سال است که دو خواهر من بهمراه یکی از دامادهامون جذب فرقه ی حلقه شده اند و تو کلاسها شرکت میکنند... خواهر کوچکترم بارها و بارها دچار برونریزی (بقول خودشان) شده و علاوه بر دردهای فیزیکی و جسمانی حالات غیرمتعارف روانی هم گریبانگیرش شده.... مثلا در زمانهایی که خودشون میدونند و ارتباط میگیرند صداهای نامفهومی به زبان دیگر و با صدایی عجیب و غریب از دهان خواهرم خارج میشه.. و البته خواهرم و دامادمون همش میگن که اشکال نداره موجوداتش دارن حرف میزنن و .....جالب اینجاست که هنوز هم خوب نشده.. برای من اینجور چیزها و اتفاقات غیرمتعارف هیچ جذبه ای ندارد.. من اعمالی خیلی استثنائی تر از اینها را در عالم عرفان و مکاشفه دیده ام.... برای دامادمون هم تو ساعتهای خاصی از روز به قول خودش بهش الهام میشه و اشعاری رو مینویسه رو کاغذ که البته برای من جالب توجهه چون داماد ما دیپلمش رو به زور گرفته و تا حالا یک خط شعر نخونده... اما اشعاری که مینویسه حتی گاها به زبان عربیست و من مطمئنم که کار خودش نیست....
من بارها سعی در روشنگری خواهرها و دامادمون کردم و متاسفانه مثمر ثمر نبوده.... البته اونها هم میدونن که راه من (مکتب اهل بیت) درسته ....و یا شاید اینجوری نشون میدن.. والبته من مطمئنم چیزهایی رو از من قایم میکنند چون میدونند با خیلی از چیزهاشون مخالفت خواهم کرد...
====================================
جوانی که عاقبتش به دلیل ارتباط با جنیان به بیمارستان روانی ختم شد

پایان شوم یک رویا

با سلام

آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد:



برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود.



اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند .



از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند.



او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است)



دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد .



برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست .



او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد .



اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند



و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند.



از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند.



با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان
برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود .



"سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست "


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، saleh_mgh ، یکدوست ، zarati313 ، The Arrival ، مصاحبان ، فرهاد ، aliakbar ، oO DaViD Oo ، خاک ، سیماباروتیان ، Hadith ، Seyed Mohsen ، وحید الف ، Amirsaeed ، ztb ، ELENOR ، آفتاب ، عبدالرحمن ، Tolou ، ANTI satan ، یاســین ، میم.حسین.الف

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۰۱, ۱۷/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۸۹ ۲۳:۰۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #71
آواتار
آقای ولایت، آتش شما بسیار داغ و حرفهای شما بسیار تند و تلخ هست. لطفا عکس آواتار خودتون رو تغییر بدین و اسم کاربری خودتون رو هم عوض کنین چون کاملا دارین کلمه ولایت و چهره آقای خامنه ای رو تخریب می کنین. حرفهای قبلی شما و نوشته این پست اخیر شما کاملا بر خلاف مواضع همون کسی هست که دارین ازش مثلا دفاع می کنین.
اینجا همه می دونن بهترین راه تخریب یک نفر، بد دفاع کردن از اوست. پس در رفتار و گفتار خودتون اصلاح بفرمایین.
کجا گفتن خوندن مطالب شرک آمیز مثل خود شرک هست؟ طبق کدام آیه و حدیث؟ با کدوم تفسیر؟ مگر نه اینکه امثال شهید بهشتی با رهبر حزب توده مناظره زنده تلویزیونی انجام می داد؟
ضمن اینکه برادران اهل تسنن نیستن که با عزاداری ما مخالفن بلکه وهابیت (شیطان پرستی) هست که با اینکار مخالف هست.
در هر صورت برای خودتون بهتره نگرش خودتون رو اصلاح کنین.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، F.E.A.R ، مجید121
۲:۰۳, ۱۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۸۹ ۱۷:۰۴ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #72
آواتار
بدون شرح! در خانه اگر کس هست یک حرف بس است

[تصویر: attachment.php?attachmentid=2666&amp...1276159501]

متن کامل مناظره ی طاهری با حجت الاسلام عابدینی (استاد حوزه و دانشگاه) دانلود متن pdf:

http://tinyurl.com/2ea8ccw

اگر باز هم حوصله دارید و علاقه مندید:
http://www.askdin.com/showpost.php?p=286...tcount=114
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، علی 110 ، aliakbar
۱۰:۵۶, ۱۸/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #73
آواتار
لینک اول رو جناب زراتی لطفاً تصحیح بفرماید

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313
۱۷:۲۸, ۱۸/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #74

بعنوان یک یوزر نمیخواستم ثبت نام کنم ولی چون دیدم نمی توانم ارسال پست کنم یکی از یوزر های شما شدم .
بعنوان یک شخص که از بیرون دارم بحث های شما را میخوانم و وابستگی به هیچیک از شما ندارم به یک مطلب و نظر بسنده کنم .
آنچه مشخص است توهین - افترا - تجسس - هتک حرمت و دروغ بافی همگی خوب هست وقتی که طرف در مقابل ما ایستاده و یا زمانی که مثلا آبروی ما و محدوده ما در خطر است .
ولی همین ها در موارد دیگر خیلی بد و زشت است .
حتما شیعه بودن شما باعث میشود که آقایی با عنوان کاربر فعال اصول عقاید شیعه اینطور بی محابا به حریم خصوصی افراد تجاوز کند .
خیلی با مزه است که شخصی که عکس خانوادگی دیگران را بی محابا و بدون هیچ ذره احساس گناهی در سایت میگذارد و هیچکس نه تنها به ایشان تذکری داده نمیشود بلکه تشکر هم میشود آنهم از طرف گردانندگان سایت ! ولی وقتی کسی نظرش را با احترام و با آرامش میگوید همه سرش میریزند و انگاری که با جانی و قاتل طرفند . مسئله دیگر این بود که همه کسانی که با ایشان به مخالف بر خواسته اند همگی در اداره این سایت دخیل هستند . یاد مثلی افتادم که : خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی !
من فکر کنم سایت شما بنوعی در مخالف با ایشان ذینفع است و احتمالا شما به ارگان های حکومتی وابستگی هایی دارید . احتمالا هم حرفهای من سانسور خواهد شد .
اقایان محترم ! من شما و همه در آلبوم عکس خود صد ها مثل همین عکس داریم . آیا وارد شدن به حریم خصوصی دیگران هم مثل دیگر عقاید شما در اسلام مجاز است ؟ آقای کاربر فعال اصول عقاید شیعه :
در خانه اگر کس هست یک حرف بس است
بله یک حرف بس است ولی این حرف باعث محکومیت شما و عقاید شماست نه باعث بر حق بودن شما .
اگر بر فرض عکس های خانوادگی یکی تو اینترنت بخاطر همین اعتقاداتی که شما هم دارید و برای کوبیدن طرف از هیچ کاری فرو گذار نمی کنید پخش شود آیا من و شما هم باید از این حربه برای کوبیدن طرف مقابل بهره ببریم ؟
آقای مسافر و آقای علی 110 که اینگونه دارید همه را متهم میکنید . چگونه به خودتان اجازه میدهید عکس خانوادگی شخصی را معیار برای متهم کردن او بدانید ؟
ایا شما خودتان با خواهرتان . مادرتان . عروستان و خواهر یا برادر زاده یتان عکس ندارید ؟ لطفا یکی از همان عکس های خودتان را برایم ایمیل کنید تا من هم این عکس را در اینترنت پخش کنم تا ببینیم اسلامی که شما از ان دم میزنید چیست و کجاست ؟
من از اینکار شما بسیار بسیار ناراحت شدم . در جایی که آقای کاربر فعال اصول عقاید شیعه ! اینطور است و مدیرکل مهدویت آن اینطور . ناظر معرفی کتابش و ... جای برای شکایت بسیار است . بسیار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: کمالجو
۲۱:۵۲, ۱۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۸۹ ۲۲:۳۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #75
آواتار
من در مورد تأیید اون عکس تشکر نکردم تشکر من به خاطر لینک هایی بود که در اون نقد نظریه ی کیهانی توش هست
اولاً شما با دیدن یک پست چه طور حکم کلی دادید؟
ثانیاً این همه پست اینجا هست که در اون سخنان خدا و پیغمبر و اهل بیت هست شما به این بهانه اگه بخواید نفی کنید کل رو که باید حکومت امیر المومنین رو هم نفی کنید چون در همونجا هم کارگزارانی رو که خود حضرت امیر انتخاب میکردند هم بعضاً خائن به جان و مال مسلمین از آب در میومدند
ثالثاً ما کی بی دلیل و بدون استناد سخن گفتیم و به قول شما همه رو متهم کردیم ؟ آیا همین گفته شما در مورد ما منصفانه هست؟
خداوند از سر تقصیرات همه ما به خصوص من حقیر بگذرد
شخصاً سعی میکنم بیشتر مراقبت گفتار و رفتارم باشم و معتقدم انتقاد شما به حقیر در کل تا حدی وارد است و من سعی میکنم جبران کنم البته بر سر مواضعم در مورد عرفان کیهانی که با استدلال و نه قیل و قال بیان کردم هستم و این ربطی به نظرم در مورد مطالب مربوط به عرفان کیهانی نداره!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin
۲۲:۱۴, ۱۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۸۹ ۲:۵۹ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #76
آواتار
خطاب به جناب maryam1

علی رغم اجتناب بنده نسبت به پاسخ به اظهارات شتاب زده جهت تنویر اذهان عرض می کنم:

تصویر مورد نظر هیچ یک از اعضای خانواده آقای طاهری را به صورت واضح نشان نمی دهد، پس تجاوزی به حریم ایشان صورت نگرفته.

تصویر مورد نظر تصویری که در محیط خانواده گرفته شده باشد نیست این امر از وضعیت لباس افراد و همچنین کف دستی که بر دست فرد کنار طاهری است مشخص است، پس تجاوزی به حریم شخصی فرد صورت نگرفته.


بنده نخواستم تصاویری که به صورت واضح از ایشان و زنان شرکت کننده در جلسات ایشان در شبکه ها موجود است استفاده کنم. یک جستجوی ساده تصاویر بیشتری را به شما نشان خواهد داد.

راجع به باقی نظراتتون پاسخ و قضاوت را به خوانندگان گرامی وا می گذارم.
از شتابزدگی بپرهیزیم

وبلاگی در مورد بررسی انحرافات و اشکالات فرقه حلقه همراه با مدارکی مستدل و موثق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، rastin
۲۲:۱۵, ۱۸/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۸۹ ۲۳:۴۴ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #77
آواتار
جناب maryam1 به احترام شما که نظر دادید، من هم برخلاف تصمیمم که می خواستم دیگر در این تاپیک، پست جدید ندهم تا دوستان راحت تر کار کنند، یک پست اضافه می کنم.
خواهرم، من از شما معذرت می خواهم بابت روالی که اتخاذ شد.
(البته کسی که راجع به حجاب افاضات عالمانه می کند، نباید خود عامل به آن باشد؟!
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند***چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس *** توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند)
اگر پست های بنده را مشاهده فرموده باشید، متوجه دید اینجانب شده اید: به عقیده بنده بحث منطقی و روشن تنها روش اصیل جهت ایجاد یک گفتمان پایدار است و تا زمانیکه ما نتوانیم در حوزه های مختلف زندگی شخصی مان از جمله تبادل نظر و گفتگو، خود را به سطح معقول برسانیم، به ساحت انسانیت راه نیافته ایم. که مخاطب وحی الهی انسان معقولی است که از ایمان احساسی و خوشم آمدن ها و بدم آمدن ها عبور کرده باشد.
در ضمن، روال انتخاب شدن ناظران و کاربران فعال، توسط مدیران سایت، به این گونه بود که افرادی که سابقه بیشتری در تالار داشتند، با توجه به کم و کیف ارسال هایشان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفتند و از سوی مدیر تالار، سمت گرفتند. من همیشه گفته ام قبل از اینکه مدیری در تالار باشم یک انسان صاحب اندیشه ای آزاد و مستقل هستم که در محضر دوستان به یادگیری مشغولم و آنچه را که گهگاه در تالار در قالب پست ارائه می کنم، به منظور اصلاح و تکمیل خویشتن خویش می باشد. والسلام علی عباد الله الصالحین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، F.E.A.R ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، rastin
۱:۰۳, ۱۹/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #78
آواتار
قابل توجه مدیران گرامی که به من می گن اسپم نگذار.
لطفا یک نگاهی به تعداد صفحه این تاپیک بیاندازید و پست هایی که دادید خدا وکیلی کدومش حرف علمی یا درباره ی موضوع بود؟ 6 صفحه دارید به هم می پرید آقا اصلا همتون بهشتی خوبه؟
چرا کسی یه نظری می ده زودی همه می خواین جوابشو بدید؟ چرا فکر می کنید همیشه حق با شماست؟ من با بعضی از حرف های maryam1 موافقم و با بعضی دیگه مخالف ولی نمیام نظرمو بهش تحمیل کنم که تو اشتباه می گی ومن درست. این همه به ما تذکر می دید که پست های بیهوده و خارج از بحث ندیم ولی خودتون رعایت نمی کنید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 7parsa4
۱۵:۱۸, ۱۹/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #79


به نام بي نام او
دوست و همراه صديق و شفيق vscteam عزيز
با سلام و خدا قوت
پس از خواندن اكثر جوابهاي انديشمندانه شما و آشنايي با آیینه ی افکار نابتان كه برخاسته از آموزه هاي الهي عرفان كيهاني است، سرشار از شور و شعف گرديدم. برايتان و تمامي رهروان صديق مسير كمال طلب خير كثير اعلام و معرفتي هميشگي را خواستارم.
و اما خطاب به ساير دوستان در اين قسمت:
نظرات دوست عزيزم نشانگر عشقی عمیق است؛ عشقی توام با درد؛ دردی همراه با حزن؛ حزنی که بودنش مایه ی لذت است و غیابش به معنای فراق. شاید سخن عشق زیبا باشد، اما....... شاید زیباتر از نوای عشق؛ نوای داعیان عشق باشد، دلسوختگانی که خود مظهر عشقند؛ چرا که:

قصه ها از عشق آتشناک می گویند خلق
اما ..................
شمع از آتش به جانی ، مجلس آرا می شود.

با آرزوي توفيق الهي و آشنايي تمامي بشريت با عرفان الهي كيهاني بدور از باورها و تعصبات و فی*ل*ترهاي بيشمار غلط ذهني.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۰۵, ۱۹/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #80

دوستان ببخشید سوال داشتم :
اگر مشکل بزرگی برای کسی پیش امد مثلا شخصی بیماری سختی داشت نذر میکنیم که اگر سالم از اتاق عمل بیرون امد گوسفندی را قربانی کنیم.
یا موردی پیش امده که اضطراری است کاری هم از دست ما بر نمیاید بر ائمه توسل میکنیم و از خدا میخواهیم که به حق ابروی حضرت زهرا(سلام الله علیها) مشکل بر طرف شود. ایا اشکالی دارد ایا مکروه است ایا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) از این کار نهی کرده اند یا مراجع و علما حکمی بر باطل بودن اینچنین مواردی صادر کرده اند؟؟؟
یکی از اعضای بلندپایه عرفان کیهانی میگفت که :در قدیم مردم ساخته های دست خود را میپرستیدند یا خورشید و ستارگان را چون روشنایی بخش بوده یا راهنمای انها بودند رهبران مذهبی از جهل مردم سو استفاده کرده و برای خود منفعت کسب میکردند که با دادن پول یا قسمتی از اموال مثل دادن قربانی به انها بلا از انها برطرف شده یا مشکلشان حل خواهد شد یا جشنی عمومی است و برای تبرک قربانی بدهید . اینکار ها از جهل بوده خدا را انگونه که هست باید شناخت حال که شما برای یک کاری قربانی میکنید و به هیات میدهید یا از این دست موارد دقیقاً مثل همان کار است(هرچند که بسیاری از هیات داران متاسفانه همان عمل کاهنان باستانی را راحت تر از انها انجام میدهند که این عمل خود باعث شبهه ای بزرگ میشود که عده ای به راحتی سو استفاده کنند و به مذهب دیدی ناخوشایند داشته باشند و این حرف ها را باور کنند). گوسفند را میکشی که چه ؟ چون مشکلت حل شده ،اینکار صحیح نیست که یک حیوان را به خاطر خودخواهی خود بکشی این عمل باعث خشم طبیعت میشود و اثرات منفی دارد.یک نفر در میان قبایل جنگلی افریقا بدنیا می اید که حتی خدا را نمی شناسد چه برسد به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا امام حسین(علیه السلام)، ایا خدا او را رها میکند؟مشکلش را بر طرف نمیکند؟ چون امام حسین(علیه السلام) را نمیشناخته محکوم به نابودی است و چون تو میشناسی باید همیشه یکه تاز میدان باشی؟ این نمیشود این طور درست نیست که امام حسین(علیه السلام) را علم کنی و هر چیزی را از او بخواهی اصلاً یعنی چه که واسطه قراربدهیم مگر نامسلمان ها که به خدا اعتقاد دارند امام حسین(علیه السلام) ما را میشناسند که واسطه قرارش دهند، خوب انها چه گناهی کرده اند.مگر خودت نمیتوانی با خدا صحبت کنی که واسطه قرار میدهی فکر میکنی خدا اهل پارتی بازی است.
دوستان نظر شما چیست؟؟؟ خواهشاً بدون تعصب و دوستانه بحث کنیم.اگر موارد مطرح شده تکرار است دوستان به بزرگی خود ببخشند و پاسخ فرمایند متشکر شان خواهم شد.
اما این را میدانم که وقتی مولود سرتاسر خیر و برکت خانه ای که در آن بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وحی نازل میشد به دنیا امد خداوند اورا در کتابش کوثر خطاب کرد و به پیامبر فرمود که به شکرانه این نعمت قربانی کن. ایا این مطلب درست است یا نه یا شاید من بد فهمیدم.
میدانم که میدانید اما باز میگم خداوند همواره حجتی بر روی زمین دارد که اگر نباشد زمین اهل خود را فرو میبرد پس به واسطه ی او این جهان پایدار مانده غیر از این است؟ مگر از خدا نمیخواهیم که به واسطه حجتش دعای مارا قبول کند ،امورمان را اصلاح کند،گناهانمان را ببخشد و برکتش را برما نازل کند؟ مگر نه اینکه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حق بندگان خدا وشیعیان دعا میکرد و میکند و خواهد کرد و اشک میریخت و میریزد و خواهد ریخت که خدایا این ها را ببخش که اگر دعای او نبود از اسمان سنگ بر ما میبارید.
مطمئن باشید اگر در کاری موفق شدید اگر دعایتان مستجاب شد اگر باران می اید اگر بلا نازل نمیشود به خاطر اوست. پس خدا خاطر این یک نفر را میخواهد و اگر نباشد خیری نیست یعنی او یک واسطه فیض است .
من اینگونه برداشت میکنم اگر دوستان لازم میبینند نکته ای را عرض کنند که جایی را اشتباه میکنم و قصد خیر و اصلاح دارند منتظر پاسخشان هستم که اگر توسل اشتباه است بفرمایند.
در مورد عرفان کیهانی حرف زیاد است اگر خدا بخواهد با هم بحث میکنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا