کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
۱:۵۹, ۹/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
باسلام
به دنبال مطرح شدن نام محمد علی طاهری در تالار، بد نیست به بررسی او و عرفان کیهانی اش پرداخته شود. ایجاد فرقه های الحادی با ظاهر شیک، فرینده و استفاده از مفاهیم الهی-عرفانی برای جذب افراد مختلف، یکی از خطراتی است که باید به آن توجه داشت.

طاهری - مشخصات و سوابق:

محمدعلی طاهری دارای 50 سال سن و تحصیل کرده خارج از کشور است.(البته تاکنون هیچ کس مدرک تحصیلی وی را ندیده) باتوجه به گرایش وی به کیهان و «انرژی­های کیهانی»، ظاهرا به رشته هوافضا نیز تمایل داشته است؛ اما خود او بارها اظهار داشته که از نوجوانی به اسرار آسمان علاقمند بوده است.

طاهری خود را در دوره جوانی یکی از نوابغ می­دانسته و به خاطر برخی از ادعاهایش از دست «امیرعباس هویدا» نخست­وزیر بهایی رژیم منحوس پهلوی هدیه دریافت کرده است. تاجائی که پیشنهاداتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور توسط برخی موسسات خارجی داشته و سرانجام توانسته در یکی از کشورهای نیمه اروپایی و نیمه آسیایی چندسالی زندگی و علی­الظاهر تحصیل کند.



فعالیتهای تشکیلاتی:

ایجاد تشکیلاتی به نام «شعور کیهانی» یکی از ابداعات طاهری برای القاء مطالب و مفاهیمی است که مبدأ و محل تعلیم اولیه آن مشخص نیست.

در داستانها و آثار انحرافی افرادی چون «پائولو کوئلیو» از منبع نامشخصی به نام شعور کیهانی و رازآلودگی این شعور یاد می­شود که بشر می­تواند با دسترسی به انرژی­های کیهانی، زبان مشترکی بین خود و هستی بیابد. کارشناسان معتقدند که ممکن است منشاء تفکرات طاهری نیز همین آثار باشد.

از طرفی منشاء تفکرات پائولو کوئلیو نیز شبه­عرفان صهیونیستی «کابالا» (یا قباله) است که از نگاه یهود به مباحث خلقت انسان سرچشمه می­گیرد. گاه در آموزشگاه­های طاهری نیز رگه­هایی از همین مفاهیم پیدا می­شود؛ بر همین اساس شالوده فکری طاهری برخلاف ادعاهایش، هیچ مبنای اسلامی و قرآنی ندارد. حتی وی از قرائت صحیح آیات قرآن ناتوان است؛ تا جائی که در مقاله­ای با نام آئینه­ی عاشورا که توسط او در دی ماه سال گذشته به مطبوعات ارسال شده آیات قرآن اشتباه نگارش شده است.



کلاسهای «فرادرمانی» و تألیف کتاب:

طاهری با دایر کردن دوره­های «فرادرمانی» توانسته تعداد زیادی نیرو جذب کند. در همین رابطه و برای توجیه بهتر نیروها کتابی به نام «انسان از منظری دیگر» توسط وی تدوین شده است. بسیاری از مطالب مطرح شده در این کتاب در تناقض با اندیشه­های شهیدمطهری به خصوص کتاب «انسان در قرآن» این متفکرِ اسلامی است.

در قسمتی از این کتاب آمده: «انسان باید از اسارت خودش رها شود تا بتواند به آگاهی­های کیهانی دستیابی پیدا کند.»

در حالی که انسان تا وقتی اسیر شهوات و صفات رذیله است نمی­تواند به سمت حق حرکت کند؛ نه اینکه بر طبق القائات طاهری در کالبد گوشت و پوست و... اسیر باشد.

«اسب تراوا» نام کتابچه­ای است که توسط طاهری تدوین و توزیع شده است. نویسنده در این کتاب به مباحث موسیقی پرداخته و خود را مبتکر «برگردان ترانه­ها» می­نامد. وی در برگردان هر ترانه ادعا می­کند که: «اشعاری در رثای ابلیس و شیطان در آن موج می­زند.»

این در حالی است که طاهری اساساً مبدع این کار نیست و نرم­افزار این کار در غرب تهیه شده­است. طاهری در پایان کتاب اسب تراوا در برگردان یک ترانه به عدد 2010 و عدد 6 رسیده و در توضیح آن می­نویسد: «2010 اشاره به تحولی است که بین سال­های 2010 و 2012 میلادی در جریانهای شیطان­پرستی دنیا اتفاق خواهد افتاد و خیلی­ها به 666، عدد سمبلیک شیطان لبیک خواهند گفت و جریان شیطان­پرستی وارد مرحله­ای جدید از فعالیت­های خود خواهد شد.»

مشخص نیست این پیش­بینی از کجا آمده و چرا طاهری معتقد است در سال 2012 اتفاقهای تعیین­کننده­ای رخ خواهد داد و اساسا چرا ادعا می­کند برگردان هر ترانه و شعری به نفع شیطان است؟ و چرا با طرح این موضوع ذهن جوانان را به سمت گرایش­های خاص سوق می­دهد؟

همچنین ببینید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-564.html
هر مکتبی در جهان برای آن که بخواهد تفکرات خود را تدوین شده و منظم بیان کند، انسان را مورد بررسی قرار می­دهد و تعریف خود از انسان را بیان می­کند. برای همین شهید مطهری نیز با تفکرات عمیق و پویای خود انسان را با نگاه قرآنی بررسی کرده و شخصیت او را معرفی کرده است.
انسان خلیفه خدا در زمین است.
ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت در بین مخلوقات است.
فطرت انسان خدا آشناست.
در سرشت انسان عناصر مادی، ملکوتی و الهی وجود دارد و ترکیبی است از جسم و جان و ماده و معنا.
آفرینشی حساب شده دارد.
شخصیتی مستقل، آزاد، امانتدار و با مسئولیت دارد.
از کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است.
از وجدانی اخلاقی برخوردار است.
انسان به جز با یاد خدا با چیز دیگری آرام نمی گیرد.
نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است.
از طرفی انسان غیر از این ارزشها، ضد ارزشهایی هم دارد که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است. مانند حرص و آز، شتابگر و عجول و طغیانگر و...(صفحه 7 تا 15 انسان در قرآن)

اما رهبر شبکه و فرقه شعور کیهانی آنان را از منظر قرآن بلکه از منظری معرفی کرده که هیچ مبنا و پایه­ای ندارد. او حتی کتابی با عنوان «انسان از منظری دیگر» نوشته است.
در این کتاب هیچ تعریفی از انسان وجود ندارد و انسان در اسارت حلقه­های پیچیده گرفتار است. در کتاب این فرقه خداوند متعال، مطرب معرفی شده (صفحه 51) و انسان و دیگر موجودات رقاص هستند. عرفا نیز همواره در حال پای کوبی و دنیا کاملا مجاز است و خیال.(صفحات 53 و 54)
تعریف رهبر این فرقه از عرفان بسیار ناقص و اصطلاحا من­درآوردی است. او عرفان را کنترل کیفیت می­داند و می­گوید: «همانطور که در یک کارخانه کنترل کیفیت داریم، عرفان را نیز می­توانیم کنترل کیفیت انسان بدانیم.» (جلسه مناظره با ابراهیم تبار)
طاهری که هیچگونه تسلطی به قرآن ندارد و حتی صحیح خواندن آن را بلد نیست، گاهی در صحبت­هایش برخی کلمات را به آیات قرآن منتسب می­کند. وی نمی­داند که عرفان فقط شناخت و تقرب به خداوند متعال است و هیچ معنای دیگر نمی­دهد. او فرق تقرب به خداوند و کنترل کیفیت را نمی­داند و عرفان را مادی­گرایانه تعریف می­کند.
وی در صحبتی با یکی از کارشناسان می­گوید: «راه راست همان است که قرآن می گوید «فاستقم الیه»(!) یعنی برو و استقامت کن در راه راست.» در حالی که چنین آیه­ای در قرآن کریم وجود ندارد و از ذهن بیمار این فرد تراوش کرده است.
این فرد و این فرقه قرآن را مزاحم تفکرات خود می­دانند؛ چرا که در جلسه­ای که فایل صوتی آن موجود است وی مدعی است: «قرآن ساخته پیامبر است و فقط خدا مطالب اصلی آن را وحی کرده و بقیه­اش را پیامبر مانند یک نویسنده خودش گفته­است.» (تهمتی که عربها به پیامبر زدند و ایشان را شاعر معرفی کرده­اند!) و بعد اظهار می­دارد: «قرآن با خودش مشکل دارد و ما باید مردم را در جریان بگذاریم.»
===========================
برخی از سخنان این فرد که عین شبهات و سخنان ماسون های شیطان پرست است :

طاهری: شیطان تنها موحد بارگاه الهی است!
در این فیلم گوشه ای از اهانت های این انسان گمراه و گمراه کننده به حضرت سلیمان را شاهدش هستیم که باز خیلی جالبه فراماسون ها و شیطان پرستان هم دقیقا به این پیامبر عظیم الشان توهین ها بسیاری می کنند و این رسول خدا را پادشاهی میدانند که جادو میدانسته

سخن زخم خوردگان که اکثرشون از آزار و اذیت جنیان و شیاطین مینالند که باز رکن مشابهی است با سخنان توابین از گروههای شیطان پرستی و ماسونی
=====================================

دو جن غول‌پیکر!
بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام و خسته نباشيد- مي خواهم بدون مقدمه بروم سراغ اصل مطلب ! متاسفانه همسر من يكي از هواداران عرفان حلقه است كه البته بهتر است بگويم يكي از آسيب ديدگان عرفان حلقه است.

از وقتي كه در اين كلاسها ثبت نام كرده ، زندگي خانوادگي ما به هم ريخته است به طوري كه حتي دختر سه ساله ي ما كه تنها فرزند عزيز ما ميباشد بخاطر كارهاي غير عادي پدرش دچار اضطراب و افسردگي شده است. همسر من قبل از ورود به اين كلاسها ، روحيه ي خوبي داشت و ما خانواده خوشبختي بوديم ؛ ولي حالا زندگي بسيار متشنجي داريم. شبي نيست كه كابوس نبيند و با داد و فرياد از خواب نپرد .

روزهاي اول كه به اين كلاسها رفته بود، حرفهاي به ظاهر خوبي ميزد، اما پس از مدتي مشكلات و بدبختي هاي ما شروع شد. همسر من حتي يكبار خودكشي كرده است.

الآن چند شبي است كه دچار مشكل جديدي شده و ميگويد نيمه هاي شب دو "جن غول پيكر " زير بغلش را ميگيرند و او را از خانه بيرون ميكنند!


چند شب پيش ديدم از خواب بلند شده و در حال حركت به سمت درب آپارتمان است ؛ به سرعت پريدم و دستش را گرفتم و صدايش كردم ، ولي با اينكه چشمانش باز بود، جواب مرا نداد و بدنش مثل چوب، خشك و سرد شده بود و هر چه سعي كردم نتوانستم او را برگردانم... خلاصه آن شب، شب پراضطراب و وحشتناكي براي ما بود، بخصوص براي سپيده كوچولوي ما كه تمام بدنش مي لرزيد و گريه ميكرد.

خدا باعث و باني‌اش را نيامرزد. هر چه به همسرم التماس ميكنم كه اين كلاسها را رها كند و به زندگي عادي برگردد، حرف مرا گوش نمي‌كند و حتي من را به بي‌خبري متهم مي‌كند و مي‌گويد اين اتفاقات عادي است و او در مسير درمان و عرفان قرار دارد! لطفاً بگوييد من بايد چكار بكنم؟


با تشكر فراوان – مريم س


نماز اول وقت و زیارت درمانم کرد
سه سال پیش بود. و یک سالی هم من سر این کلاس ها می‌رفتم. این‌طوری بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که کلاسی رو پیدا کرده و خیلی خوبه و اینکه توش از خدا می‌گند و راه رسیدن به عرفان و اینها... و خیلی تعریف کرد...
منم که از این کلاس‌ها خوشم می‌ومد، سریع قبول کردم... هدف؟ عرفـــــــــان... شایدم کمی کنجکاوی و خب حقیقتش اینه که من از زندگی کسل‌کننده روزمره و عادی بسیار خسته هستم.
بسیاری هستند که به همین زندگی و گشت و گذار، تفریح، دیدن مکان‌های جدید قانع هستند... زندگی برای اونها زیباست... برای من با وجود باور به ماورالطبیعه زیباست و الی این زندگی ارزش فکر کردن نداره... .
با این تفکرات وارد این ورطه شـــــــــــــدم... چند جلسه اول حیرت‌آور بود... حرف‌های جدید، کارهای جدید... مشتاقانه منتظر کلاس‌های بعدی و ترم‌های بعدی بودیم... ترم اول با تئوری و علاقه‌مندکردن ما به حلقه‌ها گذشت... و استاد وعده ترم دفاعی (یکی از ترم‌های مهم) رو به ما داد و می‌گفت که این زودهنگام هست و فقط به خاطر علاقة ما به ما این رو می‌گه... اون ترم که رسید، همه چیز رنگ دیگه‌ای به خودش گرفت...
در اولین جلسه، در خودم حالت عجیبی حس کردم و شروع به خنده‌هایی کردم که معمولاً به اون پیش دوستان معروف بود. دور یه میز بودیم، همه با تعجب به من نگاه می‌کردن، استاد بلند پرسید «اسمت چیه؟» و می‌گفت... عجب جن خنده‌رویی هستش!
من به خنده ادامه می‌دادم و حقیقتاً دست خودم نبود و ناگهان قطع شد! و دیگه هیچ‌وقت از اون سال نتونستم اون‌طوری بخندم و فهمیدم که واقعاً دارای قدرت‌هایی هستند این جماعت!
مشکل من از شب همون روز شروع شد... در اطاق تنها بودم... در دفتر کارم می‌خوابیدم... کسی اونجا نبود... احساس کردم که صورتم از حالت عادی داره خارج می‌شه... گونه‌هام، لب‌هام.. همه صورتم داره به‌شدت تکون می‌خوره؛ جوری که انگار یه موجود مثل این فیلم‌ها می‌خواد از زیر پوست صورتم بزنه بیرون و راه خودش رو باز کنه! هم کنجکاو بودم و هم... کمی متعجب... به سمت آینه رفتم...[b] چشم‌هام داشت از حدقه می‌زد بیرون... نشستم... یه آن گفتم «تو کی هستی؟» لبام جنبید... گفت: من یه جنم!
خیلی هیجان‌انگیز بود... خیـــــــــــــلی... برای اولین‌بار با یه موجود ماروالطبیعه صحبت می‌کردم... لبام جنبید... گفت: من تورو دوست دارم! و مداوم این رو می‌گفت... گفتم: تو از کی با منی؟!
گفت: خیلی ساله... شاید 20 سال پیش... به زمان شما انسان‌ها
گفتمان ما طول کشید... تا 4 صبح... ماه رمضان بود... گفتم: من رو برای نماز صبح بیدار کن! و طوری وانمود می‌کرد که یعنی من دوست خوب تو هستم و این کار رو می‌کنم و من گمانم این بود که این موجود دوست منه...
ولی اشتباه فاحشی بود... من با یک هیولای دهشتناک هم داستان شده بودم... روزگارم سیاه شد... به‌شدت آزارم می‌داد... تطمیع می‌کرد... اگر نمی‌شد... تهدید می‌کرد به همه‌چیز فحش می‌داد... یه بار گفت: خدای من شیطانه و می‌خوام تورو بکشم...
می‌گفت: با من باش تا بهترین دخترهای تهران رو برات بیارم تا التماست بکنند... ثروتمندت می‌کنم... حتی در خواب به من پیشنهاداتی می‌دادند که نشون می‌دادند جیب‌هام پر پول شده، ولـــــــــــــــی خداوند سرنوشت دیگه‌ای رو برام رقم زده بود!
روزگار همین‌طور بود که به عنایت امام حسین (علیه السلام) نماز اول وقت رو شروع کردم... به پابوس حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) رفتم... حالم خیلی بهبود پیدا کرد... الان از من ناامیده و من البته به مکر و حیله‌هاش آگاه‌تر شدم... و خداوند رو شکر می‌کنم که این موجود حقیر شده و البته هر لحظه با منه؛ حتی الان که می‌نویسم در جنب‌وجوش! خداوند وعده یاری داده به کسانی که به اون اعتماد و اعتقاد پیدا بکنند.
این عرفان هرگز مقصدش خدا نیست... چون اگر بود باید جلوه‌های اون مشخص می‌شد.. چیزی که نهایتاً شما به اون می‌رسید، خودپرستی و سپس شیطان‌پرستی (با هر اسم و با هر قالبی) هست...
طاهری رو من شخصاً نه دیدم و نه باهاش ارتباطی داشتم... استادمون از شاگردان برجسته‌اش بود و سفرهای متعدد اون رو ظاهراً از خودش یا از جایی دیدم که این کار رو انجام داده... درست به خاطر ندارم... ولی اون (طاهری) در واقع دو چهره داره... یکی اینکه می‌گه: من نه! بلکه انرژی کیهانی!
دوم اینکه می‌گه: از طریق من (بالاخره کارتون به من می‌افته) به کیهانی!
و این البته از نوعی قدرت‌طلبی و خودپرستی ناشی می‌شه... که طرفداران این نوع عرفان‌ها هرگز از اون خلاصی ندارند و به نوعی خودخواهی دائم گرفتار هستند... اگر چه چیزی نمی‌گن، ولی تمام افعال اونها در جهت جلوه‌دادن خودشون هست...
اونها دچار یه جور جنون دوست‌داشتن به طاهری هستند... و به هیچ عنوان حاضر به دست کشیدن از اون نیستند... یه جور مسخ‌شدگی شدید در اونها وجود داره...
هادی ج، دی 1391

برادری از رفتار های غیر عادی خواهرانش می گوید
------

اما بزارید یک خورده با شما راحت تر صحبت کنم
اسم من نوید هستش 24 ساله از کرج....... بچه مسلمونم و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری.... (بطور مطلق) ... حدود یک سال است که دو خواهر من بهمراه یکی از دامادهامون جذب فرقه ی حلقه شده اند و تو کلاسها شرکت میکنند... خواهر کوچکترم بارها و بارها دچار برونریزی (بقول خودشان) شده و علاوه بر دردهای فیزیکی و جسمانی حالات غیرمتعارف روانی هم گریبانگیرش شده.... مثلا در زمانهایی که خودشون میدونند و ارتباط میگیرند صداهای نامفهومی به زبان دیگر و با صدایی عجیب و غریب از دهان خواهرم خارج میشه.. و البته خواهرم و دامادمون همش میگن که اشکال نداره موجوداتش دارن حرف میزنن و .....جالب اینجاست که هنوز هم خوب نشده.. برای من اینجور چیزها و اتفاقات غیرمتعارف هیچ جذبه ای ندارد.. من اعمالی خیلی استثنائی تر از اینها را در عالم عرفان و مکاشفه دیده ام.... برای دامادمون هم تو ساعتهای خاصی از روز به قول خودش بهش الهام میشه و اشعاری رو مینویسه رو کاغذ که البته برای من جالب توجهه چون داماد ما دیپلمش رو به زور گرفته و تا حالا یک خط شعر نخونده... اما اشعاری که مینویسه حتی گاها به زبان عربیست و من مطمئنم که کار خودش نیست....
من بارها سعی در روشنگری خواهرها و دامادمون کردم و متاسفانه مثمر ثمر نبوده.... البته اونها هم میدونن که راه من (مکتب اهل بیت) درسته ....و یا شاید اینجوری نشون میدن.. والبته من مطمئنم چیزهایی رو از من قایم میکنند چون میدونند با خیلی از چیزهاشون مخالفت خواهم کرد...
====================================
جوانی که عاقبتش به دلیل ارتباط با جنیان به بیمارستان روانی ختم شد

پایان شوم یک رویا

با سلام

آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد:



برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود.



اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند .



از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند.



او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است)



دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد .



برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست .



او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد .



اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند



و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند.



از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند.



با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان
برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود .



"سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست "


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، saleh_mgh ، یکدوست ، zarati313 ، The Arrival ، مصاحبان ، فرهاد ، aliakbar ، oO DaViD Oo ، خاک ، سیماباروتیان ، Hadith ، Seyed Mohsen ، وحید الف ، Amirsaeed ، ztb ، ELENOR ، آفتاب ، عبدالرحمن ، Tolou ، ANTI satan ، یاســین ، میم.حسین.الف

آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۴۰, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #81
آواتار
نقل قول:یا موردی پیش امده که اضطراری است کاری هم از دست ما بر نمیاید بر ائمه توسل میکنیم و از خدا میخواهیم که به حق ابروی حضرت زهرا(سلام الله علیها) مشکل بر طرف شود. ایا اشکالی دارد ایا مکروه است ایا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) از این کار نهی کرده اند یا مراجع و علما حکمی بر باطل بودن اینچنین مواردی صادر کرده اند؟؟؟

البته ما گفتیم اینجا نشه شبهه دونی اما چون سوال شما رو از سر صداقت و نیت صاف دیدم یه راهنمایی می کنم. ایراد به توسل شبهه ای هست که خیلی مطرح شده و الحمدلله علمای ما هم کم نگذاشتن. چرا از علما و مراجع نمی پرسین؟ معلومه که اشکالی نداره. اینقدر جوابها زیاد و قانع کننده هست که اگر کسی عناد نداشته باشه می پذیره.
برای نمونه مطالب این 4 صفحه فروم رو مطالعه کنین:
http://www.daneshju.ir/forum/f894/t56730.html

توی گوگل بگردین. شهید دستغیب در کتاب ایمان خودشون هشدار شدیدی دادن به کسانی که براشون شبهه پیش بیاد و بدون اینکه دنبال جوابش برن اون رو بپذیرن و عقایدشون رو تغییر بدن. بسیار باید مراقب و مواظب بود.

نقل قول:یکی از اعضای بلندپایه عرفان کیهانی میگفت که :در قدیم مردم ساخته های دست خود را میپرستیدند یا خورشید و ستارگان را چون روشنایی بخش بوده یا راهنمای انها بودند رهبران مذهبی از جهل مردم سو استفاده کرده و برای خود منفعت کسب میکردند که با دادن پول یا قسمتی از اموال مثل دادن قربانی به انها بلا از انها برطرف شده یا مشکلشان حل خواهد شد یا جشنی عمومی است و برای تبرک قربانی بدهید . اینکار ها از جهل بوده خدا را انگونه که هست باید شناخت حال که شما برای یک کاری قربانی میکنید و به هیات میدهید یا از این دست موارد دقیقاً مثل همان کار است.

عزیز من قربانی کردن یک سنت الهی بوده و هست. این شیاطین بودن که مثل همه چیز از کارهای خدا تقلید کردن و بحث قربانی کردن رو برای خودشون مطرح کردن. اصل رو گم نکنین. شیاطین جن و انس اومدن از یه سنت الهی (که دلیلش رو شاید ندونیم) تقلید کردن و سوء استفاده کردن و و الان اسمش شده جهالت. ربطی به خود سنت نداره. چرا خدا از هابیل و قابیل قربانی خواست؟

نقل قول:گوسفند را میکشی که چه ؟ چون مشکلت حل شده ،اینکار صحیح نیست که یک حیوان را به خاطر خودخواهی خود بکشی این عمل باعث خشم طبیعت میشود و اثرات منفی دارد.

چرا خدا گفته در مکه گوسفند قربانی کنین؟ چرا باید هر از گاهی آیت الله بهجت به آقای خمینی بگن چند تا گوسفند قربانی کنن؟ این دو عارف بالله هم نعوذ بالله جاهل بودن؟ غیر از اینه که حداقل یه نتیجه کار کمک به فقرا هست؟ نمونه خیلی زیاده ....

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، ELENOR ، rastin
۱۲:۳۴, ۲۰/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۸۹ ۱۲:۵۳ توسط کمالجو.)
شماره ارسال: #82
آواتار
سلام به همه دوستان.

عجب بزني و بکشي بوده در اين تاپيک.


(۱۸/بهمن/۸۹ ۲۲:۱۴)zarati313 نوشته است:  بنده نخواستم تصاویری که به صورت واضح از ایشان و زنان شرکت کننده در جلسات ایشان در شبکه ها موجود است استفاده کنم. یک جستجوی ساده تصاویر بیشتری را به شما نشان خواهد داد.

راجع به باقی نظراتتون پاسخ و قضاوت را به خوانندگان گرامی وا می گذارم.
از شتابزدگی بپرهیزیم

دوست عزيز ميشه لطف کني و بنا به مدارک مستدل به مام بگي که آدرس اون کلاس کجاست؟

فکر نکنم اون منظره پشت رو در هيچ کجاي کشور عزيزمون پيدا کنيد.

اينجوري باشه تمام مسئولين حکومتي که ميرن خارج کشور و با سفرا و وزراي خانم عکسشون ديده ميشه هم منحرف هستن.


نقل قول:اگر مشکل بزرگی برای کسی پیش امد مثلا شخصی بیماری سختی داشت نذر میکنیم که اگر سالم از اتاق عمل بیرون امد گوسفندی را قربانی کنیم.

حالا که همه سوال کردن منم يه سوالي بکنم؟

حالا اگه طرف سالم نيومد چي؟

اينجوري که ميشه رشوه دادن به خدا. يعني خدايا اگر طرف خوب شد نذرم رو ميدم اما اگه نشد نميدم (ياد فيلم ليلي با من است افتادم!)

بحث قرباني کردن (شکرانه) جداست اما بحث نذر يه کم شبهه برانگيزه برا من.
قرباني بد جا افتاده. همون شکرانه که گفتيد درست تره.

نقل قول: به پیامبر فرمود که به شکرانه این نعمت قربانی کن

يعني به خاطر شکر خداوند از موهبتي که بهت داد، از قسمتي از داراييت ببخش (البته به مستمندان، نه به همسايه ها و فاميلت که ميدوني شکمشون سيره). آيا پيامبر گفته بود خدايا يه گوسفند نذر ميکنم تا بهم فرزند بدي؟

بهتر نيست اول نذر رو ادا کنيم (چي ميگن بهش؟ گره گشايي، مشکل گشايي؟) بعد واگذار کنيم به مشيت الهي؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۴۹, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #83
آواتار
یک پژوهشگر ادیان با خطرآفرین خواندن عضویت در فرقه «شعور کیهانی» یا همان «عرفان حلقه» گفت: این فرقه با مطامع مادی به دنبال سواستفاده از مردم است.

اسماعیل منصوری ‌لاریجانی در گفت‌وگو با فارس با زیر سؤال بردن سلامت فعالیت‌های فرقه شعور کیهانی اظهار داشت: نظر بنده نسبت به فعالیت‌های این فرقه منفی است.

وی که سال‌ها پیش برای یکی از کتاب‌های‌ عرفان حلقه مقدمه نوشته است، افزود: سرکرده این گروه در مسئله فرا درمانی حرف‌های متناقضی را مطرح و از آیات و روایات سوء استفاده کرده بود.

منصوری لاریجانی با بیان اینکه این شبکه‌ با نام درمانگری به دنبال سرکیسه کردن مردم ‌و همه فعالیت‌هایش غیرقانونی است، اظهار داشت: این فرقه در اجرای برنامه‌های خود گاهی از حدود موازین شرعی نیز عبور کرده و افراد موجه با سرکردگان این فرقه همراهی نمی‌‌کنند.

این پژوهشگر عرفان نظری تأکید کرد: زمانی که متوجه شیوه غیرقانونی فعالیت‌های این شبکه شدم، هم به آنها اعتراض کردم و هم به برخی مسئولین اطلاع دادم که طرفداران این فرقه افراد خطرناکی هستند و تا جایی که خبر دارم، فعالیت‌های این فرقه توسط مراجع قانونی متوقف شد.

وی دلیل گرایش برخی افراد به اینگونه گروه‌های انحرافی را غفلت از عرفان اهل بیت ‌(علیه السلام) خواند و گفت: اگر عرفان اهل‌بیت (علیه السلام)‌ به خوبی به جوانان و جامعه معرفی شود، دیگر کسی به دنبال پیوستن به چنین گروه‌های منحرفی نمی‌رود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، aliakbar ، rastin
۱۴:۰۳, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #84
آواتار
تا حالا 83 پست برای عرفان کیهانی گذاشته شده

فکر کنم دیگه کافیه ... حوصله امان سر رفت Sleepy

این همه تاپیک .. اگر همت میکردین خوب میشد در تاپیک های اصول عقاید و .....پست بگذارین تا تعداد پستها از 100 تا بیشتر میشد.UndecidedAngel
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 7parsa4
۱۵:۵۴, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #85

يك مشكل اساسي در اين بحث هست
خيلي از دوستان دارند درباره چيزي بحث مي‌كنند كه انگار زياد درباره اش مطلع نيستند. ضمن اينكه يك بدبيني كلي هم درباره عرفان وجود دارد و بعضي دوستان با اين پيش داوري وارد بحث مي‌شوند كه حتما اين عرفان حلقه هم يك جور كلاه برداري است يا حتما اينها يك ريگي به كفششان هست. به افراد علاقه مند پيشنهاد مي‌كنم اول اينجا را مطالعه بفرمايند:

http://rahmaniat.blogfa.com/post-5.aspx

با آرزوي آگاهي هاي مثبت براي همه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۲۳, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #86
آواتار
(۲۰/بهمن/۸۹ ۱۳:۴۹)F.E.A.R نوشته است:  یک پژوهشگر ادیان با خطرآفرین خواندن عضویت در فرقه «شعور کیهانی» یا همان «عرفان حلقه» گفت: این فرقه با مطامع مادی به دنبال سواستفاده از مردم است.

اسماعیل منصوری ‌لاریجانی در گفت‌وگو با فارس با زیر سؤال بردن سلامت فعالیت‌های فرقه شعور کیهانی اظهار داشت: نظر بنده نسبت به فعالیت‌های این فرقه منفی است.

وی که سال‌ها پیش برای یکی از کتاب‌های‌ عرفان حلقه مقدمه نوشته است، افزود: سرکرده این گروه در مسئله فرا درمانی حرف‌های متناقضی را مطرح و از آیات و روایات سوء استفاده کرده بود.

منصوری لاریجانی با بیان اینکه این شبکه‌ با نام درمانگری به دنبال سرکیسه کردن مردم ‌و همه فعالیت‌هایش غیرقانونی است، اظهار داشت: این فرقه در اجرای برنامه‌های خود گاهی از حدود موازین شرعی نیز عبور کرده و افراد موجه با سرکردگان این فرقه همراهی نمی‌‌کنند.

این پژوهشگر عرفان نظری تأکید کرد: زمانی که متوجه شیوه غیرقانونی فعالیت‌های این شبکه شدم، هم به آنها اعتراض کردم و هم به برخی مسئولین اطلاع دادم که طرفداران این فرقه افراد خطرناکی هستند و تا جایی که خبر دارم، فعالیت‌های این فرقه توسط مراجع قانونی متوقف شد.

وی دلیل گرایش برخی افراد به اینگونه گروه‌های انحرافی را غفلت از عرفان اهل بیت ‌(علیه السلام) خواند و گفت: اگر عرفان اهل‌بیت (علیه السلام)‌ به خوبی به جوانان و جامعه معرفی شود، دیگر کسی به دنبال پیوستن به چنین گروه‌های منحرفی نمی‌رود.

اين بنده خدا چه پژوهشگريه که اول تحقيق نکرده مياد مقدمه کتاب مينويسه، بعد ميره تحقيق ميکنه حرفش رو پس ميگيره؟

فکر کنم بعد از بحث هايي که سر عرفان حلقه پيش اومده و چند نفري رو زندان بردن، اين بنده خدا هم خوف برش داشته و تازه يادش افتاده اين اظهارات رو کنه. Smile

اگه اين اظهاراتش مثل اون تحقيقش و مقدمه نويسيش باشه که مشتري حرفاش فقط خودشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۱۷, ۲۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #87
آواتار
(۹/دی/۸۹ ۲:۰۸)مجید121 نوشته است:  در مورد ایشان اظهار نظر نمیکنم . اما مقدمه کتاب انسان از منظری دیگر که از ایشان است توسط دکتر لاریجانی ( کارشناس و مجری برنامه معرفت ) نوشته شده است .... بهتر است در قضاوت همیشه صبر بیشتری داشته باشیم .
لاریجانی حرفش رو پس گرفت:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=78673
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121
۲:۵۵, ۲۲/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۸۹ ۳:۱۲ توسط roammer.)
شماره ارسال: #88

در ادامه سلسله‌گزارش‌های «تابناک» در خصوص مرشدان گم‌کرده ره، در این گزارش به بررسی بخشی دیگر از انحرافات عرفان حلقه می‌پردازیم.

« بشتابید امشب و هر شب با هنرنمایی رقصندگان مشهور ساعاتی خوش را برای شما تدارک دیده‌ایم.»

شاید خواننده محترم از نوع شروع این نوشتار به این بیاندیشد که نویسنده چه منظوری را لحاظ کرده است؟ در واقع این بخشی از دیالوگ‌هایی است که افرادی که فضای لاله‌زار قدیم را به خاطر می‌آورند هر روز در مقابل یکی از تئاترهای آن روزگار، می‌دیدند.

اما قهرمان پوشالی داستان ما نیز از همین نقطه آغاز کرده است.

«م.ط» در مورخ 1/1/1335 در کرمانشاه پا به عرصه وجود گذاشته است. اطلاعات شناسنامه نامبرده حکایت از تولد در این تاریخ با شماره 31191 صادره از بخش یک کرمانشاه که پدرش به نام محمدآقا متولد کنگاور به شناسنامه 414 کرمانشاه و مادرش عزت‌الملوک اهل کنگاور.

نامبرده پیش از انقلاب در همین لاله‌زار خودمان به شغل دادزنی در مقابل تئاتر نصر و جامع باربد مشغول بوده و جهت تشویق مردم به حضور در مراسم اشخاصی چون جمیله، جبلی و حجتی فعالیت می‌کرده با توجه به فضای کسب و کار منطقه لاله‌زار و بورس لوازم برقی و الکتریکی بودن آن منطقه، نامبرده در ادامه وارد کارهای سیم‌کشی برق شده و این شغل را ادامه می‌دهد.

بنابر این گزارش در همین اوضاع و احوال و تب و تاب دهه 50 ایران با توجه به درک و فهم پایین سیاسی و اجتماعی جذب یکی از گروه‌‌های چپ مارکسیستی شده و بعد از شکست مفتضحانه این سازمان، از ترس مدتها خانه‌نشین می‌شود.

در این دوران یکی دیگر از هواداران این گروهک به نام «فریدون» به او پیوسته و با مطالعه بر روی افکار ریکی ـ از عرفان های ژاپنی ـ و در ارتباط مخفیانه با بقایای سازمان مذکور شروع به طراحی پدیده «عرفان حلقه» می‌نماید.

البته شاید یکی از ریشه‌های این انحراف را در القائاتی دانست که گروه‌های چپ برای اعضا و هواداران خود به وجود آورده که آنها از قدرت آنالیز برتر نسبت به دیگر طبقات اجتماعی برخوردار هستند.

نامبرده دارای هیچ‌گونه تحصیلات آکادمیک و دینی نمی‌باشد

برخلاف ادعای نامبرده که مدعی تحصیل در کشور ترکیه در دانشگاه «ارتادو» می‌باشد. بنا بر تحقیقات انجام شده این یک ادعای خلاف واقع بوده و وی دست به جعل عنوان زده است. البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوش‌گذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشان‌ها قبیح می‌باشد.

در ادامه به بررسی ریشه‌های این تفکر انحرافی و مدعیان نقد این فرقه خواهیم پرداخت. نامبرده این فرقه را از سال 1376 با راه‌اندازی کلاس‌هایی جهت ترویج افکار و عقایدش علنی می‌کند، در ابتدا برای وجه قانونی دادن به آن با یک سری رایزنی‌ها مجوزی نیز از سازمان ملی جوانان می‌گیرد که پس از تشکیل چند دوره و افشا شدن ماهیت واقعی دیگر تمدید نمی‌گردد.

ریشه‌ها

برخلاف ادعای نامبرده مبنی بر ابداع این روش با بررسی دقیق در این گزارش پی خواهیم برد که ریشه این تفکرات را باید در افکار مکتب شای و ریکی مشاهده کرد و این برخلاف ادعای نامبرده، مبنی بر این‌که سی سال زحمت کشیده است تا به این شعور کیهانی برسد، می‌باشد.

«میکائو اوسایی» ژاپنی در قرن 19 میلادی با تلفیق مکاتب بودایی چین و تبت و افکار هندو مکتبی را با نام «ریکی» بنیان نهاد که به معنای «انرژی کیهانی» می‌باشد. نامبرده با تلفیق مبانی این مکتب و برداشت‌های غلط و غیرکارشناسی خود! با مطالب دینی و عرفان اسلامی ملغمه‌ای از حقیقت و دروغ به وجود آورده است.
<br style="color: rgb(128, 0, 128); ">به عنوان شاهد مثال به گوشه‌ای از این برداشت‌ها اشاره می‌گردد:

ریکی: نیروی عمومی حیات، انرژی کیهانی، نیروی همگانی الهی و شفابخش جهان است.
ریکی: یک هنر است که از مستر به فراگیر منتقل می‌گردد.
ریکی: انرژی نامحدود و بی‌نهایت دایمی است.
ریکی: وجود هوشمند، زنده و آگاه است.

عرفان حلقه: اساس این عرفان بر اتصال به حلقه‌های متعدد شعور کیهانی (هوشمندی حاکم بر جهان هستی است)
عرفان حلقه: بیمار توسط مستر به شبکه شعور کیهانی متصل می‌شود.
عرفان لحقه: شفابخش تمام بیماری‌های روحی و جسمی لاعلاج است.
عرفان حلقه: یک شبکه کاملا آگاه و هوشمند است.

گفتنی است، همانگونه که ریکی مدعی است که روش او یک مذهب نیست گردانندگان عرفان حلقه نیز بر این ادعا استوارند ولی در اعمال با ورود به مسائل دینی و مذهبی آنها را به چالش کشیده و به سخره می‌گیرند.
<br style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 205); ">انحرافات:

1. رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین

2. تعبیر دین به خرافه

3. کلاس‌های خلاف شرع و عرف (کلاس‌های مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)

4. کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت می‌کرده است)

5. تبلیغ پلورالیسم دینی

6. وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها می‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

7. طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جن‌گیر در ارتباط بوده است).

8. بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌ای

9. بی‌بندوباری و فحشای معنوی

10. درمانگری با استفاده از روش‌های شیطانی

11. توهین به مقام الوهیت

12. جعل مدرک و عنوان
و ... .

این تنها گوشه‌ای از انحرافاتی می‌باشد که در سخنرانی‌ها و مکتوبات و اعمال این فرقه دیده شده است.

نتیجه فرقه‌بازی:

باید خوانندگان فهیم را به این موضوع آگاه کنیم که ظهور چنین پدیده‌هایی در واقع نتیجه عدم ثبات شخصیتی و رنج بردن از نوعی بیماری روانی سرکردگان این نوع فرقه‌هاست که با ریشه‌یابی در گذشته افراد و نوع سرخوردگی‌های اجتماعی آنها می‌توان به علت این ساختارشکنی اجتماعی پی برد و ظهور این‌گونه افکار التقاطی در جامعه باعث معضلاتی می‌شود که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. سست شدن کانون خانواده: بسیاری از کسانی که در این‌گونه جلسات شرکت کرده‌اند و کار آنان به جدایی از همسران خود کشیده است علت را نوع روش و منشی می‌دانند که در این کلاس‌ها تبلیغ می‌شود.

2. توسعه افکار الحادی: فرقه‌بازان با حرکتی نرم در مرحله اول به حمله به ارکان دین و باورهای دینی مردمان پرداخته و موازی با آن به تبلیغ شخص‌پرستی و دین‌های خودساخته می‌پردازند.

3. اعمال منافی عفت: فرقه‌گرایان با شکستن حریم شرع و عرف و تشکیل کلاس‌های مختلط، بدون رعایت موازین شرعی و عرفی زمینه‌ساز ارتباطات خارج از حد شرع و عرف شده که باعث مشکلات عدیده اجتماعی می‌گردد در مواردی نیز خود لیدرهای فرقه به هتک حرمت نسبت به مریدان خود اقدام نموده‌اند.

پرسش‌ها

1. اصحاب این فرقه که منکر شفاعت از طریق معصومین و توسل به آنها می‌باشند چرا خود مدعی هستند که تنها رابطه وصل به شعور کیهانی آنها هستند، نعوذ بالله وی مقامی فراتر از ائمه معصومین برای خود قائل هستند؟

2. با توجه به ادعای نامبرده در خصوص دارا بودن شعول کیهانی چرا به دنبال جعل مدرک جهت اثبات شعور زمینی گردیده است؟

3. نامبرده مدعی است که برای نجات انسان‌ها به این اعمال دست می‌زند پرسش اینجاست که یک مصلح اجتماعی چرا دست به اخاذی از مردم و دریافت وجوه نامتعارف (سیصد هزار تومان برای شش جلسه تدریس و بیست هزار تا پنجاه هزار تومان برای حق عضویت ماهانه) از افراد کرده و تعداد صفرهای حساب‌های بانکی خود را افزایش داده است؟

4. اگر روش فرادرمانی این فرقه فرمولی جامع جهت شفای کلیه بیماری‌های روحی و جسمی افراد است اساسا وجود کثیری از دانشمندان رشته پزشکی و مراکز درمانی و پزشکان محترم جهت درمان بیماری‌های مردم به چه کار آید، کافی است نامبرده اراده کند و مشکلات درمانی همه مردم اکناف عالم حل شود.

البته این نوشتار بر آن نیست تا به شرح کامل و جزییات انحرافات تفکری نامبرده بپردازد زیرا این بحث آنقدر بحر طویلی است که از حوصله خوانندگان عزیز خارج است و مجالی دیگر را می‌طلبد.


تابناک

انحراف در خداشناسی :

o طاهری : ما از " اله بودن " به سمت " رب بودن " سوق پیدا می کنیم !

o طاهری : ما رب الناس می شویم !

o طاهری : به زودی یقین حاصل می کنید که شما خدا هستید !

· انحراف در پیامبر شناسی :

o طاهری : تناقض در قرآن ... و پیامبر نمی دونسته که چی نوشته !

· انحراف در قرآن شناسی :

o هم فازی استاد با لوح محفوظ !

o طاهری : تناقض در قرآن ... و پیامبر نمی دونسته که چی نوشته !

o بررسی لعن در قرآن کریم

o طاهری ؛ ادعای اتصال به خداوند با تفسیر به رای قرآن !

o طاهری : کشتی نوح از نظر علمی نمی تواند اتفاق افتاده باشد !



· انحراف در امام شناسی :

o طاهری : اگر يزيد نبود امام حسين ارزشي نداشت !

o طاهری : زیارت قبور ائمه شرک است !

o طاهری : نفی مهدویت!

o اخلاق استاد عرفان کیهانی (حلقه ) - تمسخر ظهور امام زمان عج !

· انحراف در معاد شناسی :

o بحث با یکی از دوستان درباره ، نفخت فیه من روحی ، انا الیه راجعون و...

o طاهری : در جهنم آتشی از جنس آگاهی است !

· انحراف در شریعت و احکام دینی :

o دکتر ... : طاهری نماز نمی خواند !

o طاهری : ترمز دستی (عبادت ) بجا بود یا بجا نبود ؟

o اتصال با روح القدس ... یا کشتی گرفتن با زن نا محرم ؟

· شیطان پرستی نوین :

o طاهری : مدح شیطان !

o طاهری : مدح شیطان 2 !!

o طاهری : ما کمال را در این حلقه مدیون شیطان هستیم!

o طاهری : ابلیس احسن الخالقین است !

o طاهری : شیطان تنها موحد درگاه الهی است !

o طاهری : ابلیس از روح القدس بالاتر است !

· التقاط فکری :

o فلسفه گاوپرستی !

o طاهری : عزرائیل وجود خارجی ندارد !

o طاهری : ملائک با دو بال و .... اتم های با دو اوربیتال و سه اوربیتال هستند !

o جن گیری کیهانی ! یا همان اکسورسیزم مسیحیت تحریف شده !!


http://ezharezohoor.blogfa.com/
http://alef.ir/1388/index.php?option=com...d=99999999
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، مسافر ، بیداری اندیشه ، ELENOR
۱۱:۳۳, ۲۴/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۸۹ ۱۴:۰۶ توسط کمالجو.)
شماره ارسال: #89
آواتار
قسمتي از توضيحات با مراجعه به سايت منبع خبر تغيير کرد و توضيحات بيشتر شد
----------------------------------------------------------------------------------------------------
roammer عزيز، نويسنده اين مطالب کي بوده؟ کنجکاوم بدونم سطح سواد خودش از دين و عرفان چقدر بوده؟ تا حالا که هر چي نقد ديدم نويسنده جرات نداشته اسم و مشخصاتش رو بذاره !!!

اول يه چيزي رو روشن کنم که من نه پسر خاله آقاي طاهريم نه مريدش. فقط به همه چيز به ديد تحقيق نگاه ميکنم و تا چيزي برام اثبات نشه نميپذيرمش. حالا نيايد ما رو به سيخ بکشيد!! Smile

همون سايت اظهار ظهور رو گشتم اما اسمي از طرف نديدم.

http://ezharezohoor.blogfa.com/Profile/

در صفحه اصلي يه توضيحي تو ستون سمت راست بود که نفهميدم چي چي بود. خواب ديده بود، تو بيداري بود... شبيه فيلمهاي ترسناک توضيح داده...
نقل قول:...تا اینکه در آن هنگامه روحانی ، مشاهدات و دریافت هایی که از الطاف خدای متعال میدانم ، مولای من به یاریم آمد و " شیطان کیهانی " را نشانم داد و با ایجاد حلقه هایی رحمانی از حملاتش مصونم گرداند ...
من شیطان کیهانی را دیدم که بشکل عجوزه ای زشت رو بود و با ریسمان هایی از لباس کهنه اش افراد را که در اتصال های عرفان کیهانی "تسلیم" شده و اجازه ورود به او داده بودند، در دام خود گرفتار می کرد !!

من کاري به گذشته و حال و آينده آقاي طاهري ندارم و بحث رد يا تاييد صحبتهاي کسي نيست. اما بعضي از اين مسائل نقل قول شده نياز به درک بالايي داره و مسلما يه کلاس اولي هميچوقت نميتونه درکي راجع به درسهاي دبيرستان پيدا کنه. ما هم تا سند مستدل نداشته باشيم که نميتونيم يه نوشته بي صاحب رو ملاک ارزيابي قرار بديم. از کجا معلوم نويسنده خودش مدرس کلاس ريکي و يوگو (حالا نميگم ضد دين) نبوده باشه که شاگردان از دستش پريدن و رفتن سر کلاسهاي طاهري بعد اومده بازار اين بابا رو خراب کنه؟!!

طبق اظهاراتشون خودشون سر کلاسها رفتن و اين نتيجه گيري ها رو کردن، اما حتي اسم خودشون رو نذاشته که بشه فهميد طرف کي بوده، سابقه اش چي بوده و الان چه کارس. صرف اينکه بگه من اين بودم که نشد مدرک. مگه يه مخالف نميتونه بره سر کلاس يکي بعد بياد بکوبدش؟

متاسفانه من يکي که اينقدر آدم دو رو،مغرض و نامرد دور و برم ديدم که همچين راحت پشت مردم صفحه ميذارن و راحت در غياب طرف يه چهره کريه ازش ميسازن که اين چهار خط نوشته رو بدون سند و مدرک نميتونم قبول کنم و ملاک قضاوت قرار بدم.
در طول تاريخ بسيار پيامبران و دانشمنداني بودن که تنها به اين جرم شکنجه يا طرد شدن که حرفاشون يا به عقل مردم اون زمان غير منطقي بود يا به مذاق بعضي ها خوش نميومد و از تخته شدن دکونشون ميترسيدن. نمونه اش کليد دارهاي کعبه و ابوسفيان و امثالهم يا گاليله که کليسا اون رو بي دين و کافر ميخوند.

تا الان فقط نقدهاي با نام و نشون رو حجه الاسلام مظاهري سيف (اگه درست گفته باشم) نوشتن و بقيه ترسيدن اسم بذارن. هرچند نقدهاي ايشون هم خيلي متعصبانه ست و سطحي نگريهاي زيادي درش ديدم. نميدونم غرضي در اين اعمال بوده يا واقعا اينقدر ضعيف برداشت کردن.

به هر حال اگه اشکالي نداشته باشه بنده نظر خودم رو راجع به چند تا از نقل قول ها ميگم و نميدونم تو اين کلاسها چي گفته ميشده، فقط نتيجه هاي مطالعات و دانسته هاي خودمه از کتب و اساتيد. اگه جايي اشتباه فهميدم دوستان لطف کنن اصلاحش کنن. وقت نيست همه لينکهاي اون سايت رو بخونم و تا نظر بدم.

نقل قول:طاهری : در جهنم آتشی از جنس آگاهی است !
لابد نويسنده نقد فکر ميکرده تو جهنم نفت و گازوئيل و هيزم (جنيان هيزمهاي جهنم هستن) وجود داره و ملت رو ميخوان کباب پز کنن که ميگه اين جمله يعني جعل و خرافه پرستي. لابد خودش کبابي داشته که فکر ميکنه خدا هم منتظره تا انسانها رو بذاره رو باربيکيو !
ديديد آدم وقتي امتحان ميده، بعد جواب سوال رو ميفهمه و ميبينه غلط جواب داده چه جوري ته دلش ميسوزه و جلز و ولز ميکنه؟
خب اين ميشه آتشي از جنس آگاهي.
فکر کرديد خدا ميتونست برا عرب جاهليت بگه آتشي از جنس آگاهي؟ اونها فقط شمشير و آتش و اين چيزها حاليشون ميشد (يه معلم بينش اسلامي داشتيم ميگفت عرب جاهليت فقط 4 چيز حاليش ميشد: شير و شتر و شراب و شمشير).
يه توضيحاتي هم نويسنده در مورد لازمان و لامکان و يه پارادکس داده. وقتي ما درکي از لازمان و لامکان نداريم و واژه هاي زميني ما براي اونجا ساخته نشده آيا نبايد براي فهم بگيم يه جايي هست که لازمان و لامکانه؟
بحث ماندگاري در جهنم طبق آيات و اون توضيحات که همه از جهنم عبور ميکنند هم طولانيه و اينجا نميشه آورد. در عصر امروز ما هنوز نميتونيم درکي از لازمان داشته باشيم چه برسه به اون زمان که ميگفتن خدايي که نشده ديدش رو نميشه پرستيدش.

نقل قول:طاهری : ما از " اله بودن " به سمت " رب بودن " سوق پیدا می کنیم !
طاهری : ما رب الناس می شویم !
طاهری : به زودی یقین حاصل می کنید که شما خدا هستید !
دعوت ميکنم مطالب زير رو بخونيد.
راز اناالحق حلا ج چه بود؟

اينم بيتي از حضرت امام (رحمة الله علیه)

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم

توضيحات بيشتر در ادامه ميارم.


نقل قول: طاهری : شیطان تنها موحد درگاه الهی است !
تا جايي که ما ميدونيم قبل خلقت انسان، ابليس بالاترين مقام رو داشت و عزيز درگاه خدا و اولين موحد بود تا اينکه رانده شد (عزازيل شد رجيم). حالا بايد ديد جمله اي که نقل قول شده قبل و بعدش چي بوده.
آيا اين تاريخچه داشته بيان ميشده که در ابتدا شيطان اينگونه بوده يا اينکه گفت شده در حال حاضر شيطان اين مقام رو داره.

نقل قول:" شیطان تنها موحد درگاه الهی است که جزبر او بر کسی سجده نکرده ."
...
وی در ادامه می گوید :
"وقتی به درک وحدت اضداد می رسیم که همه چیز اوست !
به نقش سازنده پی می بریم .
به جای اینکه انرژی راصرف شیطان کنیم راه را دنبال می کنیم
و گفتیم راه کدام کوتاه ترین راه است.
لذا به یک جایی میرسیم که این ماجرا می شه یک نقطه
آن نقطه ی خاموشی در حرف نمی گنجد."

به نظر من که جملات تکه پاره گذاشته شده. بايد ايشون فايل صوتي رو هم ميذاشت. الان کسي بايد جملات منو از وسطش جدا کنه و انتشار بده، منم ميشم شيطان پرست!!!!!!!


نقل قول:طاهری : ابلیس از روح القدس بالاتر است !

توضيحات از سايت اظهار ظهور:

نقل قول:"س: شما مراتبی برای ملائکه قائل هستید ؟
استاد: ما درحلقه خودمان یک ملک هوشمندی داریم ( روح القدس ) که این خودش از احسن الخالقین است ،
روح القدس عامل ایجاد کننده ماده و انرژی و حرکت است ،
ابلیس از او بالا تراست چون ابلیس خالق کل حلقه است !!
ولی روح القدس جاری کننده هوشمندی هستی است ، تا بخشی از این حلقه هم بیشتر حضور ندارد و بعد از جهنم دیگر نقشی ندارد !
و جزو احسن الخالقین هاست .

توجه کنید هرکدام از اینها یک نقشی را برعهده دارند ، آنجائی که می گوید گفتیم سجده کنند و سجده کردند و....
مسئله اینجاست که همه اینها به کار گرفته شدند چه آنهایی که سجده کردند وچه اونی که سجده نکرد.
هرکدام به جوری به کار گرفته شده اند !!
مثل یک نمایشنامه هرکسی یک نقشی را بازی می کند که اگر یک کدام از آنها نباشد کار لنگ می ماند !!
ودر این وسط نقش اول را دادند به کی ؟ به ابلیس دادند !
و نقش دوم را دادند به هوشمندی یا روح القدس !
به این گفتند تو ایجاد تضاد کن !
و به اون گفتند تو بچین !
اما اگر ابلیس نبود چیدن او به چه دردی می خورد ؟

خب، در اين عرفان عقيده بر اينه که جبرئيل فقط تا در جهنم ميتونه بياد (معراج پيامير و اينکه جبرئيل گفت ديگه بالاتر نميتونم بيام) اما شيطان بعد از جهنم هم هست. ميگن بعد از جهنم وارد بهشتها ميشويم و خدا از قدرتش به ما ميده و ماهم تجربه خدايي و خلق کردن رو تجربه ميکنيم (ما رب الناس می شویم ) و ميريم ميريم تا به نقطه آخر (آزمون آخر) برسيم که خدا ميپرسه حالا که خدا شديد، آيا در کنار من ميخوايد خدا بشيد (منو قبول داريد) يا اينکه ميخوايد تنهايي خدايي کنيد؟ الست بربکم؟
چون ميتونيم بگيم نه و خودمون ميخوايم تنها باشيم، اين ميشه تضاد داشتن با خدا. در نتيجه اينجا هم هنوز دايره اثر گذاري شيطان هست. پس شيطان از روح القدس بالاتر ست.

چيز پيچيده اي بود؟


نقل قول:طاهری : زیارت قبور ائمه شرک است !

سندي که آورده شده:
نقل قول:توجه بفرمایید . مگه استاد نمی گفتند من خودم به زیارت امام رضا می روم ، ولی اینجا
می گن ، زیارت قبور ائمه ، کمک خواستن از مرده ها ، برج و بارو [ بخوانید حرم مطهر ] و
مصداق شرک است !!!

تو فايل صوتي فقط بحث مصداق شرک بودن پرستش و کمک خواستن از مرده هاست و نه اينکه من قبلا امام رضا ميرفتم. صدا واضح نيست اما گويا اون خانم داره ميگه مادرم ميگه چرا ديگه مشهد نميري.
دوستان جسارت نشه، اما بعضي ها همچين ميچسبن به ضريح و ماچ و موچ ميکنن که يادشون ميره خدايي وجود داره. چنان تقدسي براي يه قبر ايجاد ميکنن که من يکي ياد دست بوسي پادشاهان و پرستش فراعنه ميفتم. نميگن خدا کمک کن و يا امام رضا شفاعت کن. ميگن امام رضا من از تو ميخوام!!!
پس خدا چي؟ بابا اونم بنده بوده مثل ما، فقط عزيز تره در درگاه ربوبيت. فقط ميشه بهشون متوسل شد براي شفاعت. وگرنه تنها خداست که ميتونه حاجتي رو برآورده کنه.
اعراب زمان پيامبر، هم خدا رو قبول داشتن هم بت ها رو (مشرک بودن نه کافر) اما فقط يقه بتها رو ميگرفتن و همه چيزشون رو از بت ميخواستن.

پس توسل به ائمه و پرستيدن ائمه دو مقوله کاملا جداست. هر در خواستی بجز از درگاه خداوند شرک است.

توي قسمت نظرات هم نويسنده تاييد کرده که فايل اديت شده.

نقل قول:نویسنده: فایل ادیت شده
جمعه 3 دی1389 ساعت: 12:53
فایلی که شما گذاشته اید ادیت شده است و قبل و بعدش نیست و شما دستکاری کردید
پاسخ همراه :
بله درسته ولی موضوع همینطوری بیان شده ، اگه خواستید کل فایل رو هم می شه گذاشت ولی خیلی طولانیه و آپلود و دانلودش سخته !


نقل قول:طاهری : ما کمال را در این حلقه مدیون شیطان هستیم!
نقل قول:طاهری : اگر يزيد نبود امام حسين ارزشي نداشت !
برداشت من فلسفه لزوم وجود خير و شر در کنار هم هست. اگر شر و شيطان نبود و همه چيز خبر بود که ديگه رسيدن به کمال تلاش نميخواست و ارزشي نداشت. تا امتحاني نباشه نميشه داشته هاي کسي رو ارزيابي کرد. خير هم نباشه، با وجود شر خالص نميشه به کمال رسيد. به همين سادگي.

بابا اين نقاد فقط ميخواسته بکوبه. Huh
حالا خنده داري داستان ميدونيد چيه؟ اگه تو اولين لينکي که گذاشتم و مشخصات مدير سايت بود، يه جاش نوشته مثبت 3 (+3).
خب در عرفان حلقه ميگن که براي طلب خير و کارگشايي اعلام ميکنيم +1 و براي رحمت فرستادن براي مردگان و هدايت اونها به عالم بالاتر ميگيم +2. و فقط همين دو مثبت هست.
حالا اين بابا که همه چي رو نفي کرده اين +3 رو از کجا آورده و داره تقليد ميکنه.
در قسمت نظرات تاپيک "زيارت قبور ائمه شرک است" خودش گفته:

نقل قول:نویسنده: +1
شنبه 4 دی1389 ساعت: 20:13
بابا تو خیلی باهوشی. اینطور که تو داری میگیو پیش میری ایشالا از چند وقت دیگه +4 ام میاد به بازار. جمع کن این ذغال فروشی رو. حداقل از خدای واحدی که داریم بترس
-------------------------------------------
پاسخ همراه :
دوست گرامی
اینها شوخی نیست ، اگه مشکلی پیدا کردید ، مثبت سه رو دریابید ، کافی است شاهد باشید با کمی تعقل بیشتر !
ضمنا زمان مثبت چهار هم داره نزدیک می شه !
شما تاحالا اين چيزا رو شنيده بوديد؟ اين بابا مثل اينکه ميخواد دستک دنبک جديد راه بندازه. باز هم از قسمت نظرات همون تاپيک:
نقل قول:نویسنده: بچه مثبت
پنجشنبه 9 دی1389 ساعت: 0:52
همراه جونم میشه بگی چرا قبل ازآشنایی بااستادطاهری بحلقه هایی که بقول خودت هرکسی میتونه متصل بشه متصل نشده بودی ؟؟بهمین راحتیه که میگی!!!!
اگه اینجوریه که دیگه مشکلی نیست همه مردم متصلند !!! همه سالم !!! همه بدون مشکل ، نه بیماری ،نه گرفتاری!!!!!خوب حالا که همه چی خوبه تو هم دیگه زحمت نکش بروباخیال راحت بخواب ، خوابهای خوب ببینی ...شب بخیر .
-------------------------------------------
پاسخ همراه :
سلام بچه مثبت !
ما که ادعایی نداریم ، عزیز !
مشکل تو حلقه های قبلیه که آلودگی داشته !

اين مصداق بارز شيادي نيست؟ قبليا مشکل داشته و مال من مشکل نداره؟؟؟؟

از اينها بگذريم من که به شخصه از اون چند تا مطلب که vscteam نقل کردن از استادشون درباره فلسفه حجاب و حج، لذت بردم. خصوصا در مورد حج. تاحالا جايي نخونده و نشنيده بودم که تعبير هر جزء رو اينقدر واضح شرح داده باشن. نظر شما رو نميدونم. چون کسي هيچ نظري نداده بود و فقد کوبيده بودن اون بابا رو.

فکر نميکنيد کسي که با چنين ظرافتي مياد مناسک حج رو شرح ميده نميتونه خرافه پرست، شيطان پرست و منحرف فکري و مذهبي باشه؟
لابد ريکي و يوگا و عرفان سرخ پوستي هم چنين توضيحاتي از اسلام دارن و ما خبر نداريم Smile

بيايم محقق باشيم ...


راستي يه سوال هم دارم که برا اينکه با اين پست قاطي نشه بعدا از اساتيد عزيز ميپرسم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۰۸, ۲۴/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۸۹ ۱۳:۰۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #90
آواتار
کمال جو نوشته :ابليس بالاترين مقام رو داشت
که این کذب است که بالاترین مقام رو ابلیس داشته، ابلیس از اجنه ای بوده که در اثر عباداتی که ریشه اش هم حب خدا نبوده است و حب مقام بوده جایگاهی در یکی از آسمانهای هفت گانه پیدا میکنه و مهمترین عامل تکبر ورزیدنش هم همین بوده که ریشه عبادتش حب خدا نبوده و این یعنی عدم خلوص و اگر که خدا محبوبش بود روی حرف محبوبش حرف نمیزد
مثال دیگش هم میشه بلعم باعورا که با اینکه اسم اعظم داشت ولی باز عبادت و تقواش از روی حب نبوده و کارش به نفرین کردن حضرت موسی می انجامه و کافر از دنیا میره
و جبرئیل امین بالاتری مقام رو در بین فرشتگان داره و مقامش قابل مقایسه با ابلیس نبوده همون زمانی که این ملعون داشته به اصطلاح عبادت میکرده و در یکی از آسمانهای هفتگانه بوده جبرئیل امین بالاترین جایگاه رو در آسمان هفتم داشته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در مور بحث توسل در تشیع هم مفصل بحث شده
یه باره دیگه اینجا میارمش
این جمله جمله ی غلطی است {با توسل به شفاعت فرشتگان (كه آنها را دختران خدا تصور مى‌كردند) مى‌توانيم به او نزديك شويم و حاجاتمان را برآورده سازيم.}
مشرکین به بتها توسل نمی کردند
بلکه آنها را مستقل از خدا دارای اثربخشی در زندگیشان میدانستند و این شرک است
اما توسل در شیعه که مطمئن هستم همه ی شما میدانید به خصوص کسی که جمله ی بالارو نوشته به این معنانیست و حتی مفهوم توسل توسط خود خدا تصریح شده در قرآن بهش:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35 -مائده )
أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً (57)
كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى (براى تقرب) به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مى‏ترسند چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (57-اسراء)
در آیات و روایات آمده که یکی از وسایل تقرب جستن جلب محبت و توسل به پیامبر و اهل بیت پیامبر است که محبوب ترین مخلوقات نزد خداوند هستند
توسل رو ما در زندگی روز مره هم به کار میبریم به چه شکل؟
اگر بخواهیم کارمان نزد کسی که با او رابطه نزدیک و آشنایی زیادی نداریم راه بیافتد آن را به کسی میگوییم که با شخص مورد نظر ما آشناست و قرابتی دارد و خود خدا خواسته تا بندگان برای ایجاد ارتباط با خدا و رفتن به سمت خدا ما در خانه ی اهل بیت برویم
به این دو آیه توجه کنید
ِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْب (42-شوری)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (57-فرقان)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)
یعنی برای تقرب و یافتن راهی به سمت خدا باید رو به اهل بیت آورد
در این مورد مفصل در پست رابطه حب اهل بیت و ایمان بر طبق آیات و روایات قبلا صحبت شده
و اما یکی از محکمترین و صریح ترین آیات در باب توسل داستانهای بسیاری است که در قرآن آمده در بسیاری از مواقع قوم بنی اسرائیل برای توبه کردن به درگاه خدا سراغ موسی علیه السلام می آمدند و از او تقاضا میکردند تا دعا کند تا خدا ایشان را بیامرزد
و در جای دیگر صراحتاً میفرماید:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً (64-نسا) فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً (65-نسا)
ترجمه
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند (64)
به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلاف خود به داورى طلبند، و سپس در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)
اینجا صراحتاً به دو نکته ی بسیار مهم و تبیین کنند اشاره میفرماید خدا
اولین اینکه برای توبه خدا میگه برید به رسول اکرم بگید برایتان طلب مغفرت کند و به دعای او متوسل شوید!!!!!!!!!!!!!!!!
دوم اینکه در آخر آیه تصریح دارد که اگر چه پیامبر هم برایتان دعا میکند اما من باید توبه را بپذیرم و کس دیگری توبه پذیر نیست!!!!!
یعنی اثر بخش توبه و امضای قبولی توبه با خداست ولی برای افزایش احتمال قبولی حاجات باید حاجات را به کسی بگوییم که نزد خدا آبرویی دارد
و انجام این کار طبق آیه 65 سوره نسا از نشانه های ایمان واقعی و عدم انجام این کار از نشانه های کبر و غرور و عدم ایمان است!!!!!!!!!!
خلاصه قصه توسل در دستگاه معرفتی شیعه کاملاً مبرهن و واضح است و شیعه اثر بخشی مجزا و ذاتی برای هیچ کس جز پروردگار قایل نیست حتی رسول اکرم و اهل بیت و چون خدا توسل را از نشانه های ایمان میداند و در آیات و روایات به آن تصریح شده و از طرفی عقل هم حکم میکند درخواست را به کسی بگوییم که نزد همه کاره عالم جایگاهی دارد

طاهری : به زودی یقین حاصل می کنید که شما خدا هستید !
این حرف عین الحاد است
این آقا احتمالاً به مقاماتی رسیده که رسول اکرم شخص اول عالم خلقت هم نرسیده چرا که او بزرگترین مقامش را بندگی خدا میدانست آنهم بنده ای فقیر
و بالاترین تهدید های خدا در قرآن برای کسانی آمده که داعیه الوهیت دارند
آیات مربوط به تهدیدات و وعده های عذاب برای کسانی که الوهیت برای مسیح علیه السلام و عزیر علیه السلام قائل بودند رو هم میدونید
و حتی کسانی رو که به حضرت علی ادعای الوهیت نسبت دادند و هر چه ایشان اونها رو از اینکار نهی کردند نپذیرفتند دستور میده بسوزانند!!!!!!!!

طاهری : ما از " اله بودن " به سمت " رب بودن " سوق پیدا می کنیم !
این یکی از بزرگترین جملات انحرافی طول تاریخ است
أنا ربکم الاعلی جمله معروف فرعون است و همچنین جمله ای که دجال آخرالزمان میگه
و همچنین جمله ای که از دهان هیچ پیامبر و امام معصومی شنیده نشده
جالب هست که حضرات به مقاماتی میرسند که هیچ یک از انبیا و ائمه ادعای اون رو نداشتند و اسم این هم میگذارند عرفان حقیقی ! حقیقتی که به گفته ی انبیا و ائمه عین ظلالت و گمراهی است
در عرفان حقیقی شما به شدت فقر و عجز و ذلتت در پیشگاه الهی پی میبری و میفهمی هیچی نیستی نه این که خدا هستی نعوذاً بالله
ریشه این جور حرفها در این مکاتب انحرافی که از این مفصل ترش در مکاتب هندویسم و بودیسم و اوشو هم اومده در بزرگ کردن نفس انسان در خودش هست
کمالجو نوشته: اگر شر و شيطان نبود و همه چيز خبر بود که ديگه رسيدن به کمال تلاش نميخواست و ارزشي نداشت.
این حرف هم غلط هست
اولاً بزرگترین دشمن انسان نفس اماره خودش هست نه شیطان
شیطان بعد از ظهور به دست امام زمان بر طبق روایات کشته میشه و طبق صریح آیات قبل از قیامت خواهد مرد
اما نفس انسانها تا قیام قیامت با انسان است و محل ابتلا و آزمایش خود انسان و امیال نفسانی و قوه غضبیه و شهوانی اوست که باید تحت کنترل عقل در بیاد و با عمل به شریعت رام بشوند و به اعتدال عمل کنند!!!!
در ضمن فلسفه خیر و شر این نیست که چون شرور اقدام به شر انجام میدن تا یه عده سعی کنند در مقابلشون خوب بشن پس اینا هم کار خیری کردن و ارزش و منزلتی دارند
هر موجود مختاری از اجنه و انسانها خودشون نفسی دارند و مکلف شدند که از روی آگاهی و اختیار به رضای خدا عمل کنند و عامل به فرامین الهی باشند و هیچ شأن و منزلتی نزد خداوند ندارند اهل باطل
اینها بیشتر سفسطه گری هایی هست که شما مفصل میتونید در انواع کتاب های شیطان پرسیتی اونها رو پیدا کنید
یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، rastin ، کمالجو ، zarati313 ، مسافر ، بیداری اندیشه ، jerjis
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا