|
چرا مشکلاتی مانند بدحجابی در جامعه به وجود می آید ؟
|
|
۱۳:۳۳, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چرا مشکلاتی مانند بدحجابی در جامعه به وجود می آید ؟
هر مشکلی که در جامعه به وجود می آید مسلما عدم پرورش سالم خانواده ها است .آن کوچکترین و در عین حال مهمترین رکن یک جامعه بزرگ است.باید اخلاق و فرهنگ اسلامی را در خانواده ها را آموزش داد به خصوص مسئله حجاب و بد حجابی در جامعه. مشکلی که در جامعه امروزی ما هست بیشتر بد حجابی مورد نظر می باشد و تاثیرات نامطلوب آن ، از بی حجابی بدتر است .چرا که پوشاندن چیزی که نقطه از آن نمایان است و یا با حالت برجستگی بروز می کند بیشتر از جلوه دادن اصل آن چیز است . انسان فطرتا به دنبال چیزهایی که از آن منع شده است می رود و این حس زمانی بیشتر خواهد شد که گوشه ای از آن واقعه را ببیند یا بشنود . یکی از خصلت های مهم انسانی خودنمایی، میل به ریاست و مشهور بودن است و هرکس می خواهد به نوعی خود را در جامعه نمایش دهد . یکی با مد غربی و دیگری با مد اسلامی و در موضوعات مختلف می توان این مثال را زد. مثلا حجاب . خانمی با چادر و مقنعه خود را در جامعه نشان می دهد که الگوی مناسبی است و دیگری با مانتوی چسبیده و کوتاه و روسری های دستمال جیبی که الگوی غربی است . آقایی با لباس رسمی و ظاهر آراسته در جامعه زندگی می کند و مردی با شلوار لی چسبیده و تن نما و پیراهن کوتاه بالاتر از ناف و مدهای در حال بیداد و ایستاده . و هرکدام می خواهند بگویند که من هستم. تا به امروز مسئله مهم بی حجابی برای زنان بوده اما متاسفانه مشکل دیگری تحت عنوان بی حجابی مردان در جامعه امروز می باشد و این یکی از نشانه های آخرالزمان است که مردان خود را شبیه زنان و عکس آن رخ داده است . با اجبار نمی توان جامعه را به اصلاح حجاب سوق داد باید اعتقاد درونی را معرفت انسان شناسی و هویت اسلامی آموخت تا ریشه بد حجابی بسوزد و نهالی نو از حجاب آدمیت کاشت و تا رسیدن به دوران فرهنگ سازی محفوظ داشت. دلایل بسیاری می توان در مورد بد حجابی در جامعه بر شمرد : الف – ضعف اعتقادات و عدم معرفت شناسی جامعه: آنان که ایمان و یقین در وجودشان نهفته است و خود را همیشه در محضر خدا حاضر و شاهد می بینند و به این باور رسیده اند که دنیا مزرعه آخرت است و تمام دستورات الهی و پیامبران و ائمه برای هدایت بشر و گذر از این دار فناست دیگر لزومی ندارد با اکراه و اجبار او را به حجاب کامل خویشتن راهنمایی کرد زیرا او یک انسان کامل است و انسان کامل قبل از صدور دستور و فرمان دادن وظایف خود را به خوبی انجام می دهد. هر کوچک و بزرگ پی به خوب و بد بودن کاری می برد. یک شخصی که دین آن اسلام است می داند نماز و روزه و حجاب واجب است و در کل می داند چه چیزحلال و حرام،صواب و گناه است. ولی با وجود این روزه اش را می خورد و به نماز توجهی نمی کند و با بد حجابی در جامعه نمایان می شود و این یعنی عدم معرفت شناسی او به خویش ،خدا،دنیا و آخرت است. چرا بسیاری از مردم علم به اشتباه انجام دادن کاری دارند ولی باز هم به آن عمل پایبندند ؟ شاید یکی از دلایل آن با توجه به ظهر عاشورا که امام حسین (علیه السلام) سپاه دشمن را بارها پند و نصیحت کرد ولی در دلهای ناپاکشان اثر نکرد و فرمودند:شکم های شما از لقمه حرام پر شده است برای همین سخن حق در دلهای سیاه شما اثر نمی کند و رحم و مروتی در دلهای شما نمی بینم. تاثیرات لقمه حرام آثار زیان باری در روح تن آدمی دارد و به طوری که چهل روز طول می کشد اثر یک لقمه از وجود انسان پاک شود . لقمه حرام انسان را نسبت به تکالیف الهی وامرونهی اسلامی سست و بی تفاوت می کند و این خطر بزرگی است برای یک جامعه اسلامی و ام القرای شیعه در جهان امروزی لقمه حرام خوردن فقط دزدیدن مال دیگران و خوردن آن نیست بلکه از وقت کار اداری دزدیدن ،استفاده از اموال بیت المال در منافع شخصی ،عدم توجه به مشکلات ارباب رجوع گزینش های نیروی کار فامیلی و ضایع کردن حق دیگران مثال هایی هستند از آن موارد. ب-پیروی از الگوی غربی بر ماهواره ای بعلت نبود الگوی مناسب و عدم زمینه سازی فرهنگ حجاب اسلامی : طراحان و تولید کنندگان مسئولین مرتبط در سال چند مدل لباس اسلامی برای جوانان به وجود اورده اند در سال چند نمایشگاه یا همایش با موضوعات پوشش اسلامی ،مدگرایی در اسلام و ...برگزار کرده اند. متاسفانه باید قبول کرد که در این زمینه سهل انگاری بسیاری شده است و این همه مدل لباس خارجی وارد کشور می شود والگویی برای تولید کنندگان داخلی میشود و باید قبول کرد که جوان امروزی چندان مقصر نیست. باید کار اساسی و برنامه ریزی دقیق کرد. ج - عدم توجه والدین به خصوص مادران به نحوه پوشش کودکان در دوران خردسالی و نوجوانی اگر می خواهیم جامعه را به سوی رشد فرهنگ اسلامی و رسیدن به کمال هدایت کنید باید از همان دوران طفولیت برای کودکان برنامه ریزی دقیق کرد .با پوشاندن لباسهای نازک به کودکان و آزاد بودن توجیه بچه بودن او را نداشته باشید. چرا که از همان کودکی به ان عادت خواهد کرد و زمانی که دوران بلوغ رسید دیگر قادر به حفظ حجاب اسلامی نخواهد بود و یک نوع دید منفی از اسلام خواهد داشت با این نظر که یک نوع محدودیت گریبانگیر او شده است. از همان دوران کودکی فرزندان خود را به درست پوشیدن و پوشش اسلامی داشتن عادت داد و وقتی یک چیزی عادت شد یک فرهنگ در جامعه به وجود می آید چه یک عمل خوب یا بد. برای انکه یک نهال درختی به ثمر برسد مهمترین دوران آن همان دوران نهال بودن ان است چرا که آن موسم ریشه گرفتن در خاک است تا با هر بادی نیفتد و تنومند شود تا با هر ضربه ای نشکند. د-تاثیرات مطلوب و نامطلوب برنامه های صدا وسیما به نظر شما این برنامه های کودک و نوجوان به خصوص برنامه های شاد عمو پورنگ و فیتیله جمعه تعطیله چه نقشی در شخصیت و شکل گیری خصوصیات جوانان آینده ما خواهد داشت؟ مسلما نقاط قوت و ضعفی دارد . قسمتی از این برنامه را زیر ذره بین می بریم. برنامه با موسیقی همراه با آواز و حرکات اندام بازیگران آغاز می شود و با جیغ کشیدن و هیاهوی بچه ها مجری برنامه شروع به سخن گفتن می کند .کودکان را می بینی که مانند عروسک های ویترین اسباب بازی فروشی ها تزئین شده اند و و هر کس فرزند خود را به بهترین وضع ممکن آرایش ظاهری کرده و به ویترین برنامه فرستاده است. درست است که در آن برنامه ها احترام به دیگران ، ادب در خانواده ،... آموزش داده میشود ولی چیبزهای مهمی در وجود آنان نقش می بندد. کودک از همان دوران با اهنگهای موسیقی رپ و حرکات موزون آشنا می شود و از الان با جیغ و هیاهو همراه با موسیقی آشنا می شود و با آن اخت می گیرد و این یک زنگ خطری است برای ما . فقط مشکل در برنامه های کودکانه نیست در جوانان و بزرگسالان نیز هست همیشه فیلم ها و سریال هایی پخش می شود که به اصلی ترین مشکل جوانان اشاره نکرده است . انگار همه مشکلات جوان اشتغال ،مسکن، وضع اقتصادی ، حل است که داستان عشق و عاشقی دو جوان پولدار را در خانه های مجلل به تصویر می کشند . سریال های ما ترویج تجمل و مدگرایی غیر اسلامی را اجرا می کنند . از سینماهای ایران که جای حرف بافی نیست . ه - نهادینه و فرهنگ سازی حجاب ، نه اجباری و سوری اجرا کردن در مدارس و دانشگاه ها آموزش و پرورش مسئولین و دانشگاه ها وظایف مهمی در این زمینه بر عهده دارند . باید در هر مقطع سنی و تحصیلی به نیازهای روحی و روانی دانش آموزان و دانشجویان توجه جدی داشت. مثلا برای فرهنگ سازی حجاب می توان یک کتاب مختص حجاب اسلامی در تمام سطوح واحد درسی دانش آموزان و دانشجویان عزیز باشد . در دوران راهنمایی و دبیرستان که شکل گیری بلوغ جسمی نوجوانان عزیز می باشد ، چه طرحهایی اموزش و پرورش ارائه داده است ؟چرا نباید یک کتاب درسی با موضوع بلوغ و تکلیف نباشد؟ چرا دانشگاه های ازاد ، مرکز بی حجابی جامعه باشند و همه نظاره گر این واقعه تاسف ؟ با همفکری و هم اندیشی مسئولین عزیز می توان بسیاری از مشکلات جامعه امروزی را در همان دوران کودکی و نوجوانی ریشه کن کرد تا به فردایی روشن وجامعه اسلامی بهتر رسید. مرا ترسی است... مرا ترسی است به دل آن دم ببینم دختری را به جای روسری ، دستمال جیبی بر سرش بسته است بدیدم مانتو ها مثل بلوزند ، شلوارها به سوی زانو گریزند ،و آن پیراهنت قهر است ز نافت . و این ملبوس تو یادم آورد که روزی این تنم بر گور تنگ است. چنان چسبیده بر تن مثل پوست که شاید پوشش محسوس نباشد. هوای شهوت آن کور چشمان بر این پوشش به از جمع برهنه است . چه رازیست ای خدا در رنگ کردن بر این شلوار ، نقاط جذبه تن. |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۵, ۳۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۰ ۱۴:۰۶ توسط عـلـی.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
دلایل حجاب گریزی در جامعه
اول: عوامل شناختی و نگرشی ۱. اعتقادی ۱-۱. جهان بینی نوع پوشش بشر، جدا از پیوستگی با شرایط و حالات گوناگون، با «جهان بینی و نظام فکری» او پیوند می خورد. هرگاه زنی پوشش مناسب دینی را روی کتف خود آزار دهنده و سنگین و غیر قابل تحمل می بیند، شاید این کار به جهت جهان بینی نادرست او و برگرفته از اعتقادش به دیدگاه «اومانیستی» باشد؛ زیرا طبق این تفکر، آرزو ها از زمین غرایز سر بر می آورند و آخر کار در خاک همین دنیا دفن می شوند؛ از این روی باید غرایز را تشنه و ناکام نگذاشت و وعده انبیا درباره ی قیامت را باور نکرد و به اشباع کامل غرایز روی آورد. طبیعی است که در این فرهنگ و میان مریدان و بین مصرف کنندگان محصولات فکری و اعتقادیش، لباس های مردانه و زنانه تنگ، تُنُک، کوتاه و چسبان» بوده و حاصل این خصوصیات بدن نمایی و رونمایی حجم و پوست اندام بوده باشد. ۲-۱. ضعف اعتقاد دینی ضعف اعتقاد به دین بنیاد هر کار مطلوب دینی را بر می اندازد. دل دل کردن در بود یا نبود خالق آفرینش،شکاکیت در حقانیت پیامبران و مکاتب آنان و کامل ندانستن روش دینی برای زندگی، برداشت ماتریالیستی از آموزه های مختلف دینی و آسمانی، تفسیر فردی از اعتقادات و احکام که همه معنایی دیگرند از سستی اعتقاد به دین، روش افراد را نسبت به اسلوب زندگی و زاویه دید آنان را درباره زندگی تغییر می دهد. تا زمانی که داربست اعتقادات انسانی استوار نایستد بنای ثبات رفتاری نیز شکل نمی گیرد. حجاب فرع بر اعتقاد تحقیقی و غیر تقلیدی به دین، حکیم بودن خداوند و توجه او به مصالح و مفاسد در تشرریع احکام است که اگر کسی به این ها با چشم شک بنگرد انگیزه ای بر رعایت آن نخواهد داشت. ۳-۱. نا آگاهی و کم آگاهی نویسنده کتاب اخلاق و رفتار های جنسی، نظر سنجی و تحقیق هشت ساله خود را دلیل مناسب می داند که اساسی ترین علت پدیده کم توجهی دختران و زنان بد حجاب نا آگاهی آنان است: «اظهارات هشتاد درصد از آنان نشان داد که بی اطلاعی از فواید پوشیدگی و پیامد های ناپوشیدگی، اصلی ترین عامل کم حجابی است. برخی از نتایج آن نظر سنجی به قرار ذیل است: الف) در میان بانوان بی اعتنا به حجاب برخی دختران از خانواده های مذهبی بودند که خانواده ایشان در توجیه و تربیت آنان موفق نبوده اند. ب) عده ای از دختران و زنان، پوشش ناکامل خود را کافی می دانستند. ج) به اظهار عده ای دیگر، مراعات پوشش اسلام مانع فعالیت های اجتماعی است. د) بعضی با اعتقاد به لزوم پوشش بهتر اعتراف می کردند که برای این کار باید ایمان قوی داشت که آنان از ایمان قوی بی بهره اند. و) گروهی حجاب را در زندگی خود عامل خوشبختی و موفقیت یا پیشرفت نمی دانستند و نقش آن را خنثی می پنداشتند، نزد این عده نه فقط حجاب، بلکه بیشتر امور اخلاقی عامل خوشبختی یا پیشرفت نیست». ۲. اخلاقی وسوسه شیطان (جنی و انسی) و خواهش غریزه گرای نفسانی (عجب، تکبر، غرور و ...)، هر کار متصل به معنویت را سخت و سنگین جلوه می دهند و فرد را نسبت به کلاس تربیت دینی گریز پا می کنند. بدون شک داشتن حجاب ارزشی است دینی و الهی. نفس اماره از درون و شیطان (انسی و جنی) از برون در کمین ارزش ها نشسته اند و چون از بی حجابی و خود آرایی زنان برای خود نمایی، گناهان فراوانی سر بر می آورد، ارزش حجاب بیشتر در معرض رصد و هدفگیری آن دو قرار می گیرد و باالقاءات گوناگونی مثل اظهار روشنفکری، تجدد، پیشرفت، تکامل اجتماعی و ... باعث کشیده شدن چادر از سر زنان می شوند. ۳. روان شناختی ۱-۳. شهوترانی خاموش تنوع طلبی و لذت جویی زن ممکن است دو محور فرعی و اصلی داشته باشد: اول جلب علاقه و محبت فرد غیر هم جنس (فرعی)، دوم برقراری رابطه زناشویی (اصلی). زنان متدین و آشنا به اصول اخلاقی و حجاب، این دو تمایل را به همسر خود بروز می دهند؛ اما با عدول از این روش و عادت به ناپوشیدگی اندام و موها تمایل نوع اول برای افراد غیر همسر نیز سر می جنباند؛ با آن که تمایل نوع دوم، هم چنان برای همسر خود دست نخورده مانده است. با عدم ارضاء عاطفی و جنسی در منزل، دریافت مهر و محبت از نامحرم، با گذشت زمان و هم سخنی با بیگانه و جلب توجه و محبت آنان در بعضی از زنان، میل رابطه زناشویی به میل به زنا تغییر جهت می دهد. در بعضی از جوامع غربی و دارای فضای باز جنسی معمولاً این اتفاق بدون مانع و نکوهش می افتد؛ ولی در جاهایی که زمینه ظهور این میل منع و قبح قانونی و عرفی دارد، اتفاق دیگری رخ می دهد: زنان کم پوشش می کوشند تا حدی که می توانند با جلا و جلوه هر چه بیشتر خود را در دیدرس جویندگان لذت در آورند که از این کار به شهوترانی خاموش تعبیر می شود. ۲-۳. احساس گناهکاری غیر قابل بازگشت عده ای که خواسته یا ناخواسته به گناهان و بدحجابی و عواقب برخاسته از آن گرفتار آمده اند در خود نوعی احساس گناه و ناامیدی دارند. احساس گناه و ناامیدی از نجات راه آنان را برای بازگشت به حجاب می بندد. ۳-۳. هویت جویی اشخاصی که هنوز به دلیل اعتماد به نفس عزت نفس و احساس ارزشمندی پایین از درون تهی مانده اند و هنوز به شخصیتی ارزنده و ممتاز دست نیافته اند در پی آنند که چیزهایی را بجویند جذابیت دار و چشم پرکن، با این تصور که بر جذابیت و استقلال شخصیتی خود افزوده اند و در نظر این و آن تشخص و امتیازی یافته اند. روی آوری به خود جلوه گری اجتماعی در دختران نوجوان و جوان از این عامل نیز ریشه می گیرد. لباس های رنگارنگ، نمایش موها و اندام ها و آرایش آن ها و حرکات توجه برانگیز در آنان نشان از هویت گمشده ای دارد که در پی آنند. مسائلی مثل بحران هویت، تلاش برای بازسازی باور ها و شناخت ها، پی بردن به رمز و راز وجودی خود و یافتن سؤال های بنیادین در مسیر رشد اگر به موقع و از کانال صحیح پاسخ داده نشوند، مخرب شخصیت می شود. ۴-۳. تأیید و تحسین خواهی یکی از خصوصیات انسان به خصوص زنان، میل به ستایشگری و تأیید دیگران از آنان است زن می خواهد مقبولیت کسب کند و از این راه به آرامش درونی دست بیابد. او می خواهد شخصیت و حقیقتش را بشناسند و او را تأیید کنند و بستایند. اگر این حس از گذرگاه سنجیده ای نگذرد، از بیراهه های جلوه نمایی اندام و فرم و خصوصیات و جاذبه های ظاهری او سر بر می آورد و با نوعی بی قراری، هر پدیده باز دارنده ای مثل حجاب را از سر راه بر می دارد. ۵-۳. بینش تعمیمی در تقلید از الگو ها: یکی از آسیب هایی که در مسیر فطری «میل به تقلید» وجود دارد، تعمیم در تقلید رفتار ها، منش ها و گفتار الگوهاست. افرادی که به الگویی وابسته اند و چشم دوخته اند و می خواهند پا جای پای آنان بگذارند فراتر از آن چه آن الگو ها را الگو کرده به مسائل فرعی و شخصی آنان نیز نظر می دوزند، مثل چگونگی سخن گفتن، غذا خوردن،سبک زندگی، پوشاک آنان و ... . که نام این کار را بیش تعمیمی می گذاریم. این بیش تعمیمی در تقلید از فرهنگ غربی نیز اتفاق افتاده است: افراد به جای آن که به آن چه غربی ها را پیش برده بنگرند به مظاهر و نماد های زندگی آنان توجه کرده اند و روی آورده اند. ۶-۳. تنوع طلبی و گریز از سنت ها: انسان به ویژه جوانان، بسیاری از چیز ها را جدید و دگرگونه می خواهند و دوست دارند قالب ها را بشکنند و از خود فردی جدید بسازند. این موضوع در طریقه پوشش، تفکر، به کار بردن لغات و اصطلاحات تازه و ... ظهور می یابد. این حس اگر درست رهبری نشود به رویگردانی از ارزش ها می انجامد؛ زیرا این اعتقاد پدید می آید که هر چیز نو بر کهنه آن می چربد که به جدال نمایان با سنت ها از جمله حجاب کشیده می شود. افراد بی توجه به عدم همه شمولی این قاعده ظاهراً بی نقص هر چیزی نو را با هر آن چه به نظر کهنه می آید به راحتی عوض می کنند و سنت گرایی را مساوی با تحجر و جمود فکری دانسته و شعار مدرنیته سر می دهند. ۷-۳. مد زدگی: بعضی در زندگی خود با ابزار های نفسانی، شیوه های روان شناختی، تبلیغاتی و ... به اسارت «مد» در آمده اند و به هیچ شکلی نیز توان گسستن از آن را ندارند، بدون این که بدانند «مد ها» با خود چه پیامی می آورند، چه به او می دهند و چه چیزی را از او می گیرند هر روز خیره به در می نشیند، که مد امروز بیاید و تا از آن پیروی کند. ۸-۳. مرد نمایی زنانی هستند که به هر دلیلی از زن بودن خود سیرند و در رؤیاهای خود عالم مردانگی را نقش می بندند آن گاه می خواهند این عالم را در خارج و در مرحله عمل نیز از تجربه بگذرانند. از این روی نیم برهنگی راهی خواهد بود برای ورود به دنیای مردانگی و تبدیل شدن به یک بدل برای مرد. تبلیغات خزنده فمنیستی نیز در این جا کارگر و موثر عمل می کند. ۹-۳. ابراز وجود و اظهار لیاقت: زن تحقیر شده به سبب ضعف جسمی اش و نادیده گرفتن بعد وجودیش و رسالت های بزرگش، می کوشد در مقایسه خود با مردان و حق از دست رفته اش با پوشیدن لباس کمتر رقیب خود را مجذوب توانایی خودش کند و به این دلخوش باشد که دیگران در او چیزی یافته اند که در خور توجه است. فرد خود نما نیروی متراکم آزاد نشده ای در خود احساس می کند که نمی داند از چه راهی باید آن را آزاد و دیگران را از وجود آن با خبر سازد؛ بنابر این بخشی از نیروی آماده و آشکار خود را استفاده می کند تا شاید بتواند راهی برای نفوذ در دلها بیابد و قدرت و استعداد خود را به اثبات رساند» ۱۰-۳. خود نمایی و جنسیت زن: زن در صفات جنسیتی خود و به طور ذاتی میل به خود نمایی دارد، چیزی که خداوند به او داده مثل همه نعمت های دیگر. اگر این میل در محیط خانواده و بین محارم مورد بی مهری قرار بگیرد سلامت روانی زن را به مخاطره و این حس شخصیتی خود را به عرصه جامعه خواهد کشاند و هنجار شکنی در خود نمایی را پدید می آورد. دوم: عامل فرهنگی ۱. وارفتگی فرهنگی و فهم عرفی آن که فرهنگ خودش را، ارزش های اصیلش را و آن را که دارد، نشناسد یا خرد و ناچیز بپندارد و داشته های دیگران برایش غنی و با هیبت و همینه جلوه کند به وارفتگی در مقابل فرهنگ دیگران دچار شده است چنان چه این اتفاق در کشور های شرقی و اسلامی در مقابل فرهنگ غربی رخ نمود. به مرور زمان یک برداشت فرا گستر اجتماعی در گوشه ها و خیابان ها در گوشی رد و بدل شد که فرهنگ خودی یعنی عقب ماندگی، در جا زدن یا بازگشت به گذشته های دور و فرهنگ غربی یعنی نویدی خوش برای آینده و راه و رسمی نیکو برای تعالی بشر؛ از این رو حجاب که یکی از نماد های اصلی و اصیل ملی و مذهبی در ایران به شمار می رود به معنای نماد عقب گرد، تحجر، کهنگی و ... تلقی شد و برهنگی و اندام نمایی مظهر تعالی و پویایی افراد بشر؛ چنین اتفاقی یک اعتقاد عرفی را بر جای گذاشت که زنان رو گرفته و پوشیده زنانی از همه جا رانده و مانده اند، زنانی اجتماع گریز، افسرده، جامد و امل و زنان روباز، زنده، اجتماعی، قابل توجه، بالنده، سیال و نوگرا. ۲. رسانه ها و تبلیغ منفی حجاب: در رسانه ها به تبع فهم عرفی از حجاب و خود باختگی فرهنگی رسوب گرفته در لایه های ذهنی جامعه، در بسیاری از مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی، تئاتر ها و ... کسانی که ارزش اجتماعی پایینی دارند با پوشش اسلامی و ظاهری دینی نقش بازی می کنند و کسانی که دارای جایگاهی ستودنی و بالا هستند با نمایی از فرهنگ بیگانه. نقش افراد ساه لوح، فقیر، فالگیر ها، گداها، جادوگران، جن زده ها، فلک زده ها و بخت برگشته ها حق بی بازگشت چادر ها و ریش دار ها و نماز خوانها و تسبیح به دست ها است و نقش افراد زیرک، باسواد، مودب، ثروتمند، فعال و رنگ و رودار حق زنان فاقد پوشش دینی و مردان متظاهر به فرهنگی غربی. از جمله تبلیغات منفی حجاب، بعضی از مجریان تلویزیونی و هنر پیشگانی هستند که در مجموعه ها و فیلم ها نقش یک زن یا دختر دارای پوشش دینی را بر عهده گرفته اند. رها کردن چادر روی سر، پوشیدن مانتو های کوتاه و جلوه دار و ... ازم صادیق پوشش های تحریک کننده و حساسیت برانگیز است که به جامعه الگو می دهند؛ علاوه بر آن گسترش چادر هایی به نام چادر ملی، دانشجویی و رنگی و امثال آن ها که بی ضابطه و عجولانه و بودن بازرسی کافی فضای جامعه را در می نوردد آینده مبهمی را پیش روی حجاب اسلامی خواهد گذاشت. در بوق و کرنا کردن طرح ساماندهی مد و پوشش و جنجالی کردن این طرح فرهنگی نیز عبارت «از قضا اسکنجبین صفرا فزود» را تداعی می کند؛ چون که تغییر فرهنگی در هر جامعه ای به صورت چراغ خاموش و بی صدا و با رعایت اصل تدریج تحقق خواهد یافت و از سرکشی ها و موانع و گزند حوادث بیشتر به دور خواهد ماند. مقایسه نوع عکس العمل جامعه با رفتار پهلوی اول و دوم در مسئله کشف حجاب و نهادینه کردن آن به اهمیت مطلب خواهد افزود؛ زیرا رفتار اولی مبتنی بر ارعاب، تحمیل و سر نیزه بود و رفتار دومی بر تبلیغات، کار های فرهنگی و اقداماتی از این دست. ۳. تهاجم فرهنگی: سوم: عامل محیط داخل (خانواده) و خارج (اجتماع) ۱. وراثت اخلاقی: خانواده هایی که حجاب گریزی را از نان شب واجب تر می دانند و اخلاقی ماندگار، سنتی و دیرینه در آن ها به شمار آید فرزندانشان نیز به طور کاملا طبیعی چنین صفتی را به ارث می برند و گذر زمان این کار را در آنان نهادینه می کند؛ ۲. اثر وضعی محیط و فضای اجتماعی محیطی که افراد در آن زندگی می کنند و یا معمولا با آن سر و کار دارند همانند محیط فامیل، بستگان، دوستان مراکز آموزشی و محل کار و کسب و نوع هنر و معماری و ... دانسته یا ندانسته فرد را به همرنگی و همسانی با خود می کشانند که در این میان برای نوجوانان و جوانان، دوستان قوی ترین و برنده و بُرنده ترین عامل اند برای گرایش به همفکری و هم داستانی در رفتار های مشابه و موازی. ۳. کنترل نداشتن مرد در مقام مسئول خانواده: مردانی که به هر دلیلی کنترل و نظارت موثر را در سلوک و رفتار و اخلاق خانواده خود از کف نهاده اند راه را برای روی آوری اعضای خانواده به هر نوع نگرش و رفتاری باز گذاشته اند. نداشتن تعصب و غیرت دینی، نبود حساسیت نسبت به حجاب برتر، تسامح و تساهل بی ضابطه، اشتغالات بیش از اندازه، عدم ارضای جنسی و عاطفی همسران خود، جذاب نبودن آنان برای زنانشان، رفت و آمد های ناسالم خانوادگی و بسیاری موارد مشابه سر آغاز انحرافات فکری، اخلاقی و رفتاری خانواده هاست که مرد در به وجود آمدن آن نقش اصلی را دارد. ۴. کنترل شدید: در بعضی از خانواده ها آن چه را خداوند نیز دستور به حرام بودنش، حتی مکروه بودنش نداده آنان حرامش می کنند. تعصب ورزی های بی مورد، غیرت ورزی های نامعقول و احساسی، منع از تفریح، مسافرت، مهمانی، بازی و سرگرمی و معاشرت های سالم نمونه هایی است که فضای خانه را به تنگی و فشار قبر شبیه تر می کند. وقتی از خرد سالی به دختران به طور مستقیم و غیر مستقیم تحمیل و تفهیم شود که دختر باید مقید، محدود و تحت سلطه باشد و پسر قرعه رهایی، قدرتمندی و سلطه گری را به نام خود زده، در بزرگی و سن استقلال شخصیت، او را به کوششی تلافی جویانه وا داشته ایم که با چشیدن طعم آزادی به همه مسائل تحمیلی پشت پا خواهد زد. این کار های او اعتراضی خواهد بود به آن چه تاکنون روح او را می آزرده است. ۵. تمرین نداشتن: تقید به حجاب کامل و رعایت کم و کیف آن علاوه بر پیوند شناختی و عاطفی نیاز به تمرین های رفتاری دارد. بی تردید خانواده هایی که خود در این جهت تلاش نکرده اند و یا برنامه ای حساب شده برای با حجاب کردن فرزندانشان به طور کامل از قبل از بلوغ و پس از آن نداشته اند. نمی توان انتظار داشت فرد بدون تمرین کارهای مثبت، خوب عمل کند. چهارم: عامل تاریخی هر رویداد تکان دهنده و تأثیر گذار تاریخی اگر چه با گذشت زمان فرو می نشیند و به موزه تاریخ می رود؛ اما پس لرزه های آن گاه تا چند نسل بعد یا چند قرن بعد هم چنان پا برجاست. واقعه کشف حجاب در تاریخ ایران و کار های اجرایی و فرهنگی انجام شده برای تثبیت آن که ما اکنون با نام یک حادثه تاریخی ازآن یاد می کنیم تخم و ترکه های خود را بر جای گذاشته و رفته است. پنجم: عامل سیاسی و اجرایی از نبود قانون قابل ملاحظه و مراجعه و دارای شفافیت و ضمانت اجرایی مناسب و مداوم و سیاست های سلیقه ای و چند گانه دولت ها در رویارویی با حجاب و لوازم سلبی و اثباتی آن بی توجه نباید گذشت. ششم: عامل اقتصادی ۱. دنیای سرمایه داری برای اینکه انبوه اجناس مراکز تولیدی و کارخانجات روی دست سرمایه داران نماند و بازار همواره جدید و همیشگی باشد و گاه صندوق های دنیای سرمایه داری لاغر و کم پول نماند، ضرورت دارد هر روز و پیاپی کالاهایی جایگزین کالاهای دیروز بشود و شمایلی تازه تر به آن بدهند و مردم را به مد زدگی بیشتر دچار کنند. اگر زن با پوششی مثل چادر قدم به میدان تماشای هزاران چشم بگذارد دیگر مجبور نیست نگران جلوه، آرایش و رنگ و لعاب لباس خود باشد و انگیزه چندانی هم به خرید وسواسی و مداوم لباس و تزئینات نخواهد داشت؛ این حجاب و این پوشش در برابر نظام سرمایه داری خواهد بود؛ برای همین آنان باید بخشی از پول خود را صرف مبارزه با حجاب و گسترش فرهنگ حجاب گریزی و گرایش های فمنیستی کنند. ۲. فقر و بیکاری: «کاد الفقر أن یکون کفراً» و «من الفراغ تکون الصبوه»؛ این که فقر با کفر همسایگی دارد و بیکاری سبکسری می آورد یکی از مصادیق خود را در پوشش زنان نشان می دهد. فقر مالی، انسان های ضعیف، کم اراده، مطیع و منفعل را در بسیاری موارد به خود فروشی وا می دارد. خود فروشی نیز جلوه گری می خواهد و نمایشگری، بلکه مشتری کالایش را بجوید و بپسندد و بپذیرد. ۳. ثروت و توانایی: از دیگر سو رد پای ثروت سرشار و جیب پر، در حجاب گریزی کم از دست تنگی ندارد. ثروت یکی از عوامل جنون زا و بر هم زننده تعادل روانی و روحی بعضی افراد است. خوشحالی به توانایی و ثروت به نوعی فرد را در گرداب خود فراموش می غلتاند و به توجه صرف به غرایز می خواند. ۴. فساد اقتصادی: بی شک، حجاب در زمره عبادات قرار می گیرد. فساد اقتصادی با تأثیر گذاشتن بر کسب درآمده نامشروع و غذای حرام و با اثر وضعی خود بر قلب، انسان را نسبت به عبادت بی اشتها می کند و لوازم خدا پرستی و توجه به معنویات را از او می دزدد. حجاب نیز در این میان استثنا نیست. ۵. بازار عرضه و تقاضا: در بازار عرضه و تقاضای جامعه ما این اتفاق می افتد که اجناس دارای ارزشهای هویتی و فرهنگی از چند چیز کم نصیب مانده اند: «تبلیغ، کیفیت و طراحی مناسب و مطابق با خواست افراد و منطبق با فرهنگ بومی، فراوانی و ارزانی» و کالاهای بیگانه و وارداتی در موارد گفته شده از نصیب بیشتری بهره مندند با این تفاوت که آن کالاها متاع فرهنگ خویش را به ما القا می کنند. نکته: عوامل دیگری که هر کدام به عوامل کلی پیش گفته باز می گردند، را نیز بر شمرده اند: «الگو های نماپذیرفته، احساس محدودیت، خشونت و سختگیری، خود آزمایی، کشف دنیای اسرار آمیز درون، شوق نظاره شادمانی دیگران، آشنایی با دنیای رازناک مردان، گریز از تحقیر، آزار رسانی (سادیسم)، تحقیر پذیری»، «ضعف حیا، ازدواج و ملامت گریزی» از آن جمله اند. |
|||
|
۲۳:۲۹, ۳۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
تمام مواردی که گفتین درسته.اما خیلی از این مسائل با هم یکی هستن و یا علتشون یکی هست.
اکثراین موارد رو میشه تو از بین رفتن دین دید و مسائل دیگه رو میشه توی هجوم فرهنگ غربی توسط رسانه ها دید. مثلا فساد اقتصادی یا خود نمایی و....اینا بر میگرده به دینی که توسط همون رسانه ها از بین رفته. یا در مورد نا اگاهی یا کم رنگ شدن اعتقادات ابراز وجود و....باز هم میشه همه این مسائل رو تو از بین رفتن دین توسط همون رسانه ها دید. خیلی چیزا تو این مقاله گنگ هست. کسی که این مقاله رو نوشته یکجا کم رنگ شدن اعتقادات رو بررسی کرده و اینو یکی از دلایل دونسته و جای دیگه گفته خود نمایی هم یکی از موراد هست.یعنی اگه اعتقادات کم شد و خود نمایی وجود نداشت بد حجابی نبود؟در صورتی که کلا بد حجابی یه مسئله دینیه و توی حیطه دین باید این مسئله رو دید. یا مورد مرد نمایی و همینطور برین جلو.... در هر صورت ممنون بابت مقاله |
|||
|
|
۳:۳۱, ۳۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
خوب ما نمبدونیم بفرمایید ثابت کنید کل دنیا این رو میدونند و چه کسی و بر اساس چه تحقیقات و مدارکی این جمله گفته شده . جلو سر قت رو میگیرند . اگر حرف شما درست باشه باید ازاد بزارندش تا ریشه کن بشه . و در تمام مغازه ها رو هم باز بزارند !
ایمان چه کسانی چند درصد مردم چقدر قویتر بود و ایا به دلیل ازاد بودن حجاب بوده؟ قسم خوردن شما نمیتونه از نظر علمی و اماری و جامعه شناسی به موضوع مشروعیت و صحت بده . هر چند از اون جمله اول شما خیلی مسایل روشن است . اما این یک تفکر تلقینی و عوامانه است که هیچ پایه منطقی ندارد یا حق [/quote] دوسته گلم از طرز صحبته شما معلومه که دوا داری. 1-شما تاحالا با گشت محترم ارشاد برخورد کردید یک جور با دختران و پسران صحبت میکنند که انگار ادم کشتند پس باتوجه به این قضیه انسان تحریک میشود و دوباره به این عمل رو میاورد.اگه یک کلمه لطفا یا خواهشن استفاده کنند انقد جوون های احساسی ما تحریک نمیشوند 2-اگه میخاید خدا ازتون راضی باشه اگه میخواید آقا ازتون راضی باشه با مشکل درست رفتار کنید.دنبال کوبدن جوون ها نباشید دنباله حله ماجرا باشید صورت مسله را حذف نکنید |
|||
|
۰:۱۴, ۱/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۰ ۰:۱۵ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
|
سلام
من فکر می کنم حجاب درست برای مردم درست تعریف نشده مثلا یکی از اشتباهاتشان این است که فکر می کنند افراد با حجاب امل و خشکه مذهب هستند ![]() یا فکر می کنند که حجاب مانع فعالیت است ![]() یا حجاب قدیمی شده ![]() یا حجاب برای دخترهاست و پسرها میتونند همه جوره بیاند بیرون ![]() یا حجاب داشتن مساوی با زشت بودن ![]() یا حجاب برای آدمای فقیره ![]() و هیچ کس هم به سوالات آنه درست جواب نمیده و فقط میگن خدا گفته ![]() درسته خدا گفته اما شما افتادن یه برگ یا یه قانون خدا را بی دلیل پیدا کن حداقل هزار دلیل هست ![]() اصلا هم ما ندیدیم یه فیلم به درد بخوری در مورد حجاب بسازند ![]() البته اگه از حق نگذریم بعضی از وقت ها یه اشاراتی بهش میشه
|
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۶/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۰ ۱۱:۴۶ توسط moh3n.)
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
قسمت اول
چكيده از جمله مسائل مهمي كه رسالت بررسي و تبيين آن را جامعه شناسي به عهده دارد، ناهنجاري هاي اجتماعي و ارائه ی راهكارهاي مناسب براي حل آنها است. بسته به فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي هر جامعه، ناهنجاريهاي رفتاري و اجتماعي هم متفاوت است و نقش جامعه شناس در شناخت اين پديده ها حساس تر مي نمايد . در جوامع دين مدار، ارزش هاي ديني، بخش جدانشدني اجتماع است كه تاثير تخطي از آن در روان و امنيت اجتماع بد و جبران ناپذير است . وانگهي اين ارزش ها گاه چهره ی قانوني به خود مي گيرد و گذر از آن، جرم به شمار مي رود. حجاب يك بايد ديني و يك ارزش عرفي در نگاه جامعه ی ما است. مساله حجاب و نقش آن در ايجاد امنيت رواني- اجتماعي، توسعه فرهنگي و اقتصادي و يك حق مسلم براي زنان مسلمانان در آيات و روايات گوياي اهميت ويژه اين واجب الهي است و همه زن و مرد جامعه را به رعايت آن فرا مي خواند. اسلام با طرح اين مساله اولا زمينه حضور اجتماعي زنان مسلمان را فراهم كرد و ثانيا نگاه جنسيتي و حيواني مردان به زنان را از بين برد و نگاه انساني به زن را در جامعه پديد آورد. با اين همه، پرسش اين است كه چرا در جامعه اسلامي خودمان، ناهنجاري بي حجابي را مي بينيم؟ در اين مقاله قصد داريم به ريشه ها، آثار و راهكارهاي مقابله با اين پديده اجتماعي بپردازيم. در بررسي اين موضوع نگاه ما هم به بِعد روانشناسي مساله و هم به بعد جامعه شناسي آن معطوف است. مقدمه اسلام در نگاه دقيق خود براي حفظ حريم عفت عمومي، جلوگيري از شيوع فحشا و فساد ، كنترل غريزه شهوت، پيشگيري از هدررفتن انرژي ها و ركود بازار اقتصادي و علمي، ارزش نهادن به كرامت انساني زن كه يك دوم نيروي انساني جامعه است و جلوگيري از نگاه جنسيتي و ابزاري مرد به زن، جلوگيري از فروپاشي خانواده ها و ايجاد نسل بي پايه و اساس، ايجاد آرامش رواني در سطح جامعه و در يك جمله "آزادي واقعي زن از قيد هوسها " مساله حجاب را مطرح كرد و چه جاهلانه است كه بشر امروز براي به اصطلاح ارج نهادن به حريم الهي اين موجود مقدس شعار برداشتن محدوديت زن يعني حجاب را سر داده و براي پر كردن هوس هاي آلوده و جيب هاي سرمايه داري از جسم لطيف و دستان ظريف اين آينه جمال الهي، او را بازيچه افكار سود محور خود قرار داده است. اصل حجاب 1- تساوي زن و مرد يا تفاوت؟ از نگاه اسلام- نه نظام حقوقي فمنيستي در غرب - و بر اساس آيات زيادي از جمله سوره مباركه احزاب آيه 35، حجرات 13، نحل 97، روم 21، قصص 7 و آل عمران 45، خمير مايه زن و مرد يكي است و رسيدن به مراتب كمالي براي هر دو ميسر است اما تفاوت هاي جسمي ، رواني و احساسي از نظر تكويني و تشريعي بين اين دو موجود، منشاء تفاوت هاي حقوقي و اجتماعي شده است هر چند در بسياري از موارد حقوقي و اجتماعي بين اين دو تساوي و بلكه ارحجيت زن حاكم است. [1] 2- حجاب از جمله تفاوت هاي زن و مرد يكي از تفاوت هاي قراردادي و اجتماعي زن و مرد، حجاب به معناي اصطلاحي و عرفي آن است كه اسلام حضور اجتماعي زن را نسبت به مرد با پوشش بيشتري مقيد كرده است. نكته ظريف اين كه حجاب هرگز به معناي محدوديت زن نيست؛ فلسفه اصلي حكم حجاب، ورود زن به عرصه اجتماع است و اين همان آزاد كردن زن است نه حصر و محدود كردن او. در اين صورت است كه نگاه مرد به زن ديگر نگاه جنسيتي نخواهد بود و لذا حجاب يعني تغيير نگاه مرد به زن. 3- تاريخچه ی حجاب با رجوع به تاريخ و كتب تاريخي، روشن مي شود مساله حجاب، ويژه به جامعه اسلامي نبوده و حتي در جوامع پيشين، اين مساله، جدي بوده چه برسد به جوامع ديني يهوديت، مسيحيت و اسلام كه بخشي از دستورات ديني آنها بوده و هنوز هم در برخي هست. در اين زمينه مرحوم شهيد مطهري در كتاب حجاب [2] اين مساله را در قوم يهود، ايران باستان، جاهليت عرب و هند بررسي مي كند. جناب استاد اسدالله محمدي نيا نيز در كتاب بهشت جوانان[3] به تاريخچه ی حجاب در آسيا، آفريقا، آمريكا، اقيانوسه، هند و عربستان، يونان و روم ، چين ، بابل؛ مردم غير متمدن، مي پردازد و آمارهاي جالبي ارائه مي دهد. مرحوم علامه طباطبايي نيز ذيل آيات شريفه 228 تا 242 بقره و 190 تا 199 آل عمران و 2 تا 6 و 11 تا 35 سوره نساء بحث مبسوطي پيرامون دين تاريخچه دارد. نكته مهمي كه در بخش تاريخچه حجاب قابل ذكر است اينكه اين گرايش عمومي جوامع متمدن و غير متمدن ، ديني و غير ديني به مساله حجاب برخي را بر آن داشته كه فطري بودن حجاب را مطرح سازند كه آموزه هاي ديني ما نيز مويد اين تفكر است.[5] 4- عمده ترين ادله ی بيان شده در منابع مراجعه شده در بحث فلسفه ی حجاب عبارتند از: الف): آرامش رواني: پر واضح است از جمله غرايز بشر كه در طول تاريخ سبب فتنه ها ، جنگ ها، تنش هاي عصبي، ناهنجاري هاي رفتاري و هزاران بلاي ديگر شده و مي شود و اكنون نيز ابزار تحميل فرهنگ و سياست و رشد مصرف گرايي و تسلط بيگانگان است، غريزه جنسي است كه عامل گسترش و تهييج آن طبق قانون خلقت در وجود زن بيشتر قرار داده شده و حجاب روشي است براي جلوگيري از طغيان اين غريزه و آرامش روحي افراد جامعه. ب): رشد معنويت: بي ترديد زني كه در دام بي حجابي افتد و تمام وقت خود را صرف آرايش و مد گرايي كند فرصتي براي ارتقاي روحي و معنوي خود نمي يابد، به علاوه بي حجابي سبب افول معنويت كلي در سطح جامعه مي شود. در مقابل، زن مومن با حجاب، هر رفتاري را به جا بروز مي دهد و ضمن آن كه كانون خانواده را با مهر و زيبايي خويش ، معطر مي كند در جامعه نيز عنصري فعال، انسان ساز و مربي اخلاق و خوبي ها مي شود. ج): استحكام خانواده: وقتي راه رسيدن به هوس ها براي جوانان در عرصه خيابان ها و پاساژها باز باشد روشن است كسي به فكر تشكيل خانواده و قبول مسئوليت استكمالي خانواده نمي افتد، چنانكه آمارهاي ميداني در غرب حكايت از اين مهم دارد. اين در حالي است كه با كنترل غريزه هاي جنسي با روش هاي معقول و كارآمد و سالم، بشريت بشر ، نسل به نسل ادامه مي يابد و مادران فهيم، فرزنداني برومند تحويل جامعه مي دهند و ازدواج، عبادتي مقدس و انسان ساز شناخته مي شود. د: سلامت اقتصادي و علمي: روشن است در مراكز علمي و اقتصادي ، حجاب مانع هدر رفتن انرژي هايي مي شود كه بايد در رشد علمي و اقتصادي مصرف شوند. ه: مانع فرزندان نامشروع و بي سرپرست: از جمله معضلات امروزي جوامع بشري در غرب كه تبعات سنگين اقتصادي، اجتماعي ، حقوقي در پي داشته وجود فرزندان نامشروع و بي سرپرست است كه يقينا يكي از علل بروز آن نبود حريم خاص بين زن و مرد و روابط اجتماعي غرب است و اين مهم بار سنگيني را بر حاكميت تحميل مي كند جداي از تبعات اجتماعي و اخلاقي آن. و: از نظر سياسي: يك زن با حجاب به قول يكي از بزرگان، مسجدي متحرك است كه پشت نقاب حجاب بر حفظ باورهاي ديني خود و فرهنگ ديني اسلام و جلوگيري از سوء استفاده قدرت هاي استعمارگر اصرار مي ورزد. ز: حفظ عزت و كرامت زن و جلوگيري از آزار سوء استفاده از شخصيت وي:[6] شايد اين قسمت مهم ترين فلسفه حجاب باشد چنانكه در سوره احزاب 59 مي فرمايد: " يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يعْرَفْنَ فَلا يؤْذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً " اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: "جلبابها[ روسرىهاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است. به قول ويل دورانت: " زن وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه به او مايه حمايت اوست ". اين نياز عاطفي و رواني سبب مي شود كه زن به اصطلاح قرآن، به تبرج و آرايش ميل بيشتري داشته باشد ، حال اگر اين ميل رواني از مجراي حقيقي خود يعني حريم خصوصي خانواده به عرصه اجتماع كشيده شود طبعا نگاه حيواني و جنسي مردان را به خود جلب خواهد كرد و اينجاست كه به جاي حفظ كرامت و ارزش حقيقي زن- يعني يك انسان - وي اسير هوس هاي زودگذر و آزار مردان خواهد شد. ريشه هاي بد حجابي 1- بعد روان شناسي ريشه هاي بدحجابي در اين قسمت مهم ترين عوامل را ميتوان به صورت ذيل مطرح كرد: الف: هوسراني: يكي از ابعاد روحي و رواني انسان وجود غرايزي است كه به تعبير امير بيان در خطبه اول نهج البلاغه : " وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا " در وجود انسان نهاد شده است. قوه شهوت از قويترين قواي غريزي انسان است كه به باور فرويد و طرفدارانش اساس ساير قوا و تمايلات انسان است. اين قوه به ويژه در زنان طبق اطلاعات روانشناسي و ديني بيشتر نمود و بروز دارد و انگيزه برخي زنان از بي حجابي نيز همين است . ب: كسب موقعيت و جلب توجه ديگران موقعيت طلبي، كسب شهرت و جلب توجه ديگران نيز از جمله زواياي روحي انسان است كه گاهي به صورت حقيقي مثل تحصيل علم و فضايل اخلاقي به دست مي آيد و گاهي به صورت كاذب در افرادي كه معمولا فاقد ارزش هاي حقيقي اجتماعي هستند. البته چنين افرادي مانند ساختماني هستند با نماي زيبا و دروني خراب ، در حالي كه استحكام بنا به نماي آن نيست. ج: ضعف ايمان و عدم شناخت و آگاهي ايمان، اعتقاد قلبي و التزام عملي به دستورات الهي است كه از نظر رواني ضامن حفظ انسانها از سقوط در ورطه خودخواهي و فساد است. بي حجابي نتيجه فقر فرهنگ ديني است؛ كسي كه از اين فرهنگ غني دور است و نسبت به آن دانسته و ندانسته جهل مي ورزد يا التزام عملي به بايد هاي ديني از جمله حجاب ندارد، نمي تواند به راحتي تن به پذيرش آن دهد. اميرمومنان عليه السلام مي فرمايد: الناس اعداء ما جهلوا[7]؛ مردم دشمن چيزهايي هستند كه نمي دانند. ثار بدحجابي الف: عقده اي كردن مردان و بروز جنايت: از ديدگاه علم روانشناسي تا هنگامي كه انسان چيزي را نبيند به آن ميل پيدا نمي كند و در نتيجه تعادل رواني او حفظ مي شود اما اگر ببيند و نتواند به آن برسد ناآرام و ملتهب مي گردد. اين مساله در مورد ساير غرايز انساني غير از شهوت هم صادق است. در صورت شعله كشيدن غريزه و نرسيدن خوراك آن يا انسان تحمل مي كند و به اصطلاح قرآني "غضّ " و حفظ و امساك مي ورزد كه اين ايماني بس بلند مي طلبد و تنها به مدد الهي ميسر است و يا براي رسيدن به آن از هر راهي تن مي دهد كه اين مساوي است با بروز فسادها و جايت ها و شكسته شدن حريم ها و يا اين كه سر از عقده هاي روحي و رواني در مي آورد. ب: سقوط شخصيت زن و مرد: حجاب براي زن، قانون فطرت است و سر پيچي از قوانين فطري، زن را از هويت خويش خارج مي سازد در اين هنگام است كه زن در ظاهر از قيد حجاب آزاد مي شود اما در بند هزاران قيد ديگري مي افتد و گاهي در اين مسير ارزش هاي مسلم انساني مثل حب نفس و تن و مال را از دست داده و تن به هر خفتي مي دهد. از طرف مردان نيز وقتي چشم هوس و طمع با بي حجابي باز شد چشمه هاي عقل و حكمت و معنويت بسته مي شود و مرد را به ورطه سقوط انساني مي كشاند. ج: بلوغ زودرس و عواقب آن: اسلام با ظرافت خاص در سوره نور دو راهكار كنترل غريزه جنسي را مطرح مي كند: يك راهكار سلبي كه همان عفت چشم و دامن و مبارزه با اميال و دعوت زنان به حفظ پوشش و پرهيز از زينت است و يك راهكار ايجابي كه فرمان به والدين و نهادهاي اجتماعي و حكومتي براي زمينه سازي ازدواج جوانان است.9 حال اگر راهكار سلبي اسلام عمل نشود و با بي حجابي اين غريزه خطرناك تشديد شود و از آن سو راهكار ايجابي نيز بر اثر تجمل ها و خودخواهي بسته شود روشن است كه با بلوغ زودرس جوانان و عواقب وخيم آن روبرو مي شويم. 10 د: تكذيب آيات الهي و احساس پوچي به تعبير قرآن " ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يسْتَهْزِؤُنَ "11 ميل به تبرج و بروز زيبايي ها و فرار از فرمان مقدس الهي نتيجه اي جز تكذيب ساير فرامين الهي نخواهد داشت چنانكه در عرصه اجتماع اين مهم قابل مشاهده است. سرنوشت اين گونه افراد بعد از عبور دادن از دوران كوتاه زيبايي و طراوت جواني چيزي جز احساس پوچي و تنهايي نخواهد بود. زيرا نگاه هاي هوس آلود كساني كه در پي افراد بوده اند تا زماني بدرقه آنهاست كه لطفي براي آن نگاه ها داشته باشند لذا حتي در دستورات فقهي؛ محدوده حجاب براي زنان سالخورده و روستايي و بيابانگرد كه از زيبايي كم تر بهره دارند بسيار متفاوت است با دختران جوان تازه به دوران رسيده. از بين رفتن كانون خانواده، عقاب آخرتي و غفلت، از ديگر عوارض بي حجابي است . راهكارهاي مقابله با بي حجابي به صورت كلي جامعه شناسان در برخورد با ناهنجاري هاي رفتاري در سطح جامعه دو راهكار مهم رشد و توسعه فرهنگي و برخورد هاي قانوني را مطرح مي كنند. در بخش اول مي توان به شاخص هاي كار فرهنگي اشاره كرد: الف: اطلاع رساني و آگاهي زنان و مردان به جد مي توان گفت در بسياري موارد بي حجابي ريشه در عدم آگاهي فرد دارد كه گاهي با يك تلنگر متوجه عواقب آن شده و با ميل و رغبت آنرا مي پذيرد. در عرصه فرهنگي مهم ترين بخش هاي جامعه عبارتند از رسانه هاي گروهي، صدا و سيما، مطبوعات ، نشريات ، سخنوران ، نويسندگان ، اولياء و مربيان . نقش هنرهايي چون شعر و نقاشي و مقالات بويژه هنرهاي تصويري مثل فيلم ها و سريال ها و سينماها بي بديل است بويژه با توجه به مولفه الگو پذيري براي نسل جوان از اين ابزارها. تعيين روزي بنام حجاب آن هم نه در حد شعار مثل روز 22 تير كه مردم در دفاع از حجاب اسلامي در مسجد گوهرشاد توسط عمال رضا شاه كشته شدند موثر خواهد بود. ب: ترويج فرهنگ غيرت و تحكيم بنيه تقوا بي ترديد خانم ها با هر سليقه شخصي و تفكري كه باشند نظر و سليقه همسر خود را ترجيح مي دهند از جمله در وضع ظاهري ، اينجاست كه غيرت ناموسي مردان نقش مهم خود را باز مي يابد؛ در اين قسمت نيز استفاده از ابزارهاي تبليغي در قسمت الف مهم و سرنوشت ساز است نقش طلاب علوم ديني در اين بخش و نيز بخش الف غير قابل انكار است. ج: تقويت بخش نظارتي دستگاه حاكم بر رسانه هاي جمعي امروزه نقش صداو سيما در تغييرات فرهنگي جامعه حتي تغييرات ارزشي از نظر دين غير قابل انكار است. نقشي كه گاهي در ساير عرصه ها مثل سياست و اقتصاد نيز به روشني مشهود است. گاه تبليغات يك جنس و يك شخص چنان موجي در جامعه ايجاد مي كند كه از آن نمي توان به سادگي گذشت. د: معرفي الگوهاي مناسب پوششي و رفتاري قبلا هم متذكر شديم كه انسان بخصوص نقش الگو پذيري را همواره مد نظر دارد . تشويق هم در روانشناسي آنچنان مهم است كه قرآن كريم با ذكر نعمات بهشتي سعي در ايجاد انگيزه انسانها براي انجام اعمال خير دارد. در مواردي نيز قرآن به ارائه الگوهاي عملي و رفتاري انسان هاي شايسته مي پردازد البته در اين مهم يعني الگو ها و تشويق دختران جوان بخصوص به امر حجاب بايد از راهكارهاي ظريف روانشناسي استفاده كرد. در بحث ارائه الگوي برتر جامعه و نهادهاي مرتبط به اين امر بايد چنان عمل كنند كه از ديد افراد جامعه حجاب يك ارزش ملي و ديني و انساني و بي حجابي يك ضد ارزش اجتماعي محسوب شود چنانكه اول انقلاب اسلامي نيز چنين بود. آموزش حجاب در مدارس و ارائه الگوهاي عملي رفتاري مثل خود معلمان نقش مهمي در اين رابطه دارد تعليمات ديني بايداز حد يك كتاب فراتر رود چرا كه لا اكراه في الدين شيوه اي كه خود اولياء دين هم بكار بردند همين بود. وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك 12 . نمونه اي از همين شيوه زيباي تبليغي است. اسلام مهم ترين الگوي عملي حجاب را در شخصيت بي نظير حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها نشان داد و به اين هم بسنده نكرد و شخصيت بي نظير حضرت زينب سلام الله عليها را در سخت ترين شرايط اجتماعي به نمايش گذاشت تا بهانه را از دست برخي بهانه جويان بگيرد. نقش خانواده ها نيز در اين ميان كم نظير است. دختري كه تا سن 9 سالگي هيچ گونه حد و مرزي در پوشش نداشته و گاه مثل يك عروسك آرايش شده به عرصه جامعه و محافل خانوادگي كشانده مي شود چگونه مي تواند به يكباره اين مهم را رعايت كند. |
|||
|
|
۱۴:۰۰, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
حجاب را درست بنویسیم درشت ننویسیم! ![]() یکی از مترقی ترین و اجتماعی ترین احکام اسلام که زمینه ساز تحرک و نقش آفرینی نیمی از نیروی جامعه در صحنه سیاسی- اجتماعی و اقتصادی است، «حجاب» است. حجاب عاملی است که حضور اجتماعی زنان را در تمامی عرصه ها فارغ از نگاه های جنسیتی تعریف کرده و بدین وسیله با رویکردی انسانی، شرایط حضور اجتماعی زنان را بدون استثمار و سوء استفاده از جذابیت های ظاهری زنانه فراهم می سازد. به دلیل اهمیت، بازتاب های روانی و اجتماعی مختلف و جایگاه والای این حکم دینی است که در وصیت نامه شهدای دفاع مقدس که به نوعی عصاره هدف رزمندگان از جهاد در راه خداست، اهمیت سیاهی چادر بانوان همطراز سرخی خون شهیدان ارزیابی می شود؛ - ای خواهرم؛ قبل از هرچیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من. «شهید محمدحسن جعفرزاده» - توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند، این است که حجاب خود را حفظ کنند. «شهید آبیاران» - ... و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شماست. «شهید اسماعیل اسکندری» - وصیت من به خواهرانم این است که در شهادت من مثل زینب(سلام الله علیها) عمل کنید و حجاب که اصلی ترین مسئله است را رعایت کنید که حجاب حمایت از خون شهداست. «شهید علی آقاباقری» 2- از کشف حجاب اجباری رضاخان تا قانون منع حجاب و پوشش اسلامی در کشورهای مدعی آزادی، تساهل و مبانی پلورالیستی چندان فاصله نیست. حجاب و پوشش اسلامی پرچم ایستادگی و مبارزه در برابر اندیشه های سکولاریستی غرب، مبنی بر جدایی دین از عرصه اجتماعی و سیاسی از یک سو و رشد فردیت، شیء انگاری و اصالت لذت برمبنای باورهای انسان گرایانه از سوی دیگر و نهایتا تقلیل انسانیت زن به ابزاری سودجویانه و لذت طلبانه است. برخلاف دیدگاه ترویج شده کنونی، حضور زن بدون پوشش ظاهری و حریم، حضوری کاملا مردسالارانه است. وقتی زنان با نمایش «تن» خویش وارد فضای جامعه می شوند، نتیجه چنین حضوری، لذت جویی بیشتر مردان، نادیده گرفتن شخصیت انسانی زنان و استثمار هرچه بیشتر آنان در یک میدان قدرت نمایی مردانه است. به همین دلیل، اسلام با احترام به کرامت و شخصیت زنان، نه تنها مانع این حضور نیست، بلکه با تجویز حجاب، مانع از نگاه ابزاری و مردسالارانه به زن و استثمار اوست. هرچقدر انسان غربی بیشتر خدا را نادیده می گیرد، زن غربی بیشتر از شخصیت انسانی خویش فاصله گرفته و در قالب ابزار و کالایی لذت بخش استثمار می شود. مخالفت غرب با حجاب نیز دقیقا ناشی از همین مسئله است، چرا که حجاب فقط هویت بانوی مسلمان نیست، بلکه سلاح وی نیز هست. سلاحی که علاوه بر کارکردهای فردی مانند امکان فعالیت اجتماعی زنان به دور از نگاه های جنسی، کارکردهای اجتماعی مانند آرامش بخشی، حفظ استحکام خانواده، جلوگیری از ابتذال فضای اجتماعی و مقابله با نقشه های دشمنان برای ترویج اباحه گری را نیز به همراه دارد. 3- در روند اعمال سیاست های رضاخانی در راستای کپی برداری از آتاتورک و فرنگی و مترقی شدن ایران، مهمترین مخالفت علما و مراجع با رژیم رضاشاه در ماجرای کشف حجاب رقم خورد. مرحوم آیت الله حائری یزدی ضمن رعایت جوانب قضایا از مسئله کشف حجاب اظهار نفرت نمود و چون احساس کرد این نقشه شنیع، جدی است و کارگزاران رژیم به شدت پیگیر عملی ساختن آن حتی در شهر مذهبی قم هستند، به عنوان اعتراض، جلسات درس و بحث و نماز جماعت خود را تعطیل کرد و تنفر خویش را از حوادث پیش آمده اعلام نمود. چون عده ای از روحانیون و بازاریان نزد ایشان آمدند و درخصوص کشف حجاب و عوارض ناگوار آن مطالبی به عرض آیت الله حائری رسانیدند، آن مرجع عالیقدر به رگهای گلویش اشاره کرد و گفت: باید تا پای جان مقاومت نمود. من ایستاده ام، چرا که مسئله حجاب چیزی [ است] که ضرورت دین است و بنا به نص قرآن واجب شمرده می شود. (آثار الحجه ، ص 05، خورشید حوزه های علمیه، محمد محمدی اشتهاردی، ص 105) قیام گوهرشاد، مجاهدت بی دریغ علما و شهادت هزاران مسلمان در حریم رضوی گواه پیشینه و ریشه خلل ناپذیر حجاب در جامعه ایران است. 4- پیرامون شکل و سیاق حجاب در جامعه ایرانی، بهترین و متعالی ترین نوع حجاب به انتخاب بانوان ایرانی «چادر» است. در این باره رهبر معظم انقلاب بیانات قابل توجهی مطرح فرمودند: زن در این جا حجاب خودش را حفظ می کند. مردم ما چادر را انتخاب کرده اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتما چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجابهای دیگر است.» ولی زنان ما می خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملی ماست. چادر، پیش از آن که یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است. مال مردم ما و لباس ملی ماست (بیانات رهبری به مناسبت ولادت حضرت زینب(سلام الله علیها) 02/7/1373). به نظر ما، بحثهایی که در باب پوشش زن می شود، بحثهای خوبی است که انجام می گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثی در این زمینه های مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتی غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلا بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطی است. نه این که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من می گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد. اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن می تواند چادر باشد و همان طور که عرض کردم- چادر بهترین نوع حجاب است. (بیانات رهبری به مناسبت میلاد حضرت زهرای مرضیه 4/01/1370) حجاب برتر که شما اشاره کردید- که مراد همین چادر ایرانی خود ماست- حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدی در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایی اجباری کنند؛ اما همیشه گفته ام که چادر یک حجاب ایرانی است و زن ایرانی این را انتخاب کرده و خوب حجابی هم هست و می تواند کاملا حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضیها هستند که از هر چه ایرانی و خودی است، ناراحتند و دلشان را می زند؛ دلشان می خواهد سراغ چیزهایی بروند که از خودی بودن دورتر است! به هر حال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعی انجام نداده اند؛ منتها چیز بهتری را از دست داده اند. (4/21/1377) 5- هیچ کشور و سیاستمداری هرگز پیرامون اصول اولیه و منافع اصلی کشور خود بحث نمی کند. همیشه دعواهای سیاسی در سطح داخلی منوط به اختلاف نظر در فرعیات و حواشی است. مثلا هیچ کدام از سلیقه های سیاسی جاری در کشور از گروه های مختلف اصولگرایی گرفته تا جریان اصلاح طلبی هرگز پیرامون اصل نیاز به انرژی هسته ای یا استقلال از بیگانگان با یکدیگر نزاع نمی کنند. چرا که هر نوع تشکیک در اصول باعث به هم ریختگی کل ساختار و مجموعه خواهد شد. باتوجه به خلل ناپذیری و استواری حکم حجاب و اهمیت و ارزش «چادر» به عنوان «حجاب برتر و لباس ملی» همه سیاستمداران از همه سلیقه های مختلف باید تمام همت خویش را بر وحدت نظر پیرامون این باور دینی و ملی قرار دهند. زیرا «چادر» بانوان ایرانی اکنون به عنوان سمبل اسلام امام خمینی(رحمة الله علیه) و به نوعی پرچم انقلاب اسلامی در جهان است. تقلیل این باور دینی، اصولی و ملی به سفره ای برای بازی ها و سهم خواهی های سیاسی و نردبانی برای کسب آرای مردم بزرگ ترین ظلم به باور دیرینه مردم و در حکم زدن ریشه است. اینکه عده ای تصمیم بگیرند با سوءاستفاده از عنوان عفاف و حجاب براساس سلیقه خویش در آستانه انتخابات، ویژه نامه ای ترتیب داده و سپس افرادی دیگر به دلیل مخالفت با محتوا و نوع کار، جنجالی بر سر موضوع راه بیندازند کمترین نتیجه اش دستمایه شدن این باور اصولی، تردید در پذیرش و اجرای آن است. در این باره هشیاری نیروهای متعهد ضروری است تا بدون قرار گرفتن در پازل بازی های سیاسی به تبیین موضوع به دور از نگاه های سلیقه ای و سکولار بپردازند. طرح گزینش بانوان نقش آفرین به بهانه بررسی نجابت و پوشش زن ایرانی و اتخاذ رویکرد یکی به نعل و یکی به میخ، بررسی پدیده گشت ارشاد، سیره اهل بیت در برخورد با خانواده، موضوع والدین و تربیت، پیشینه حجاب، بیانات امام و رهبری، بحث معرفی بانوان ورزشکار و علمی برتر و... مشخص است که آش شله قلمکاری خواهد شد که نه درست به این پرداخته و نه آن را بافته و طبیعی است که موجبات بهره برداری سیاسی عده ای و شادی دشمنان نظام خواهد شد.وقتی نگاه های لیبرال، سکولار و سیاست زده تمام تلاش خود را می کنند تا بین شرایط و الزامات زندگی مدرن و امروزی با قوانین دینی فارغ از تبیین صحیح موضوع، رجوع عالمانه و عمیق به مبانی دینی و فهم وضعیت موجود جمع ببندند، انتظاری جز این نمی توان داشت. بنابراین لازم است تا با تغییر نگاه به مقوله حجاب از یک امر سلیقه ای و شخصی به یک باور عمیق و ریشه دار دینی، ملی و اصولی مانع موج سواری رسانه ای، ایجاد جنجال و برهم زدن آرامش روانی جامعه از یک سو و تقلیل و تنزل اعتقاد به حجاب و چادر شویم. |
|||
|
|
۱۵:۲۰, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
|
حجاب در مشرق و مغرب!! ![]() |
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
من از تمام خواهران دینی خودم چه در این تالار و در جاهای دیگر واقعا تشکر میکنم که برداشتن حجاب خود را خط قرمزی می دانند برای خود . امیدوارم شفاعت حضرت زهرا و حضرت زینب شامل حالتان شود .
|
|||
|
|
۱۵:۵۹, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
این مشکلات بدحجابی همش از اونجایی شروع میشه که حیا از بین میره جایی خوندم که:"باید در جامعه بدنبال توسعه فرهنگ حیا قبل از حجاب باشیم؛ طرح گسترش حجاب باید به طرح توسعه حیا و عفاف تبدیل شود چون حجاب یکی از ثمرات داشتن حیا است."
یه نمونش بدحرف زدن بچه ها با والدینشونه،شکسته شدن حرمتهاو... ماباید روی فرهنگ حیا کار کنیم... |
|||
|
|
۱۲:۵۷, ۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
دوستان سلام
نقل قول:ماباید روی فرهنگ حیا کار کنیم...خانه از چای بست ویران است کلا باید روی فرهنگ کار کنیم علی علی |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جامعه هنری در رواج بدحجابی متهم است | Aleyasin | 2 | 1,946 |
۲۲/مهر/۹۰ ۱۸:۱۲ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|












![[تصویر: _1.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7125526662/حجاب_1.jpg)
![[تصویر: 201101141341502666.jpg]](http://s1.picofile.com/file/6381603618/201101141341502666.jpg)