| نظرسنجی: چرا شاهد بدحجابی و بی حجابی در جامعه هستیم این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| سوغاتی کشور های خارجی است. | ![]() ![]() |
5 | 33.33% |
| عقده ی دیده شدن در زنان به وجود آمده است. | ![]() ![]() |
7 | 46.67% |
| جامعه فرق کرده ، خانوم ها نمی خوان از مد عقب بمونن. | ![]() ![]() |
3 | 20.00% |
| تمام | 15 رأی | 100% | |
|
ضرورت حجاب در اسلام
|
|
۱۷:۲۸, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۱۸:۳۲ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد.
![]() فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. حجاب, گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی،عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) بر می گزیند, بدان می بالد و براساس آن زندگی می کند و تمامی رفتارهای خود را براساس آن شکل می دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان, عمیق تر شود, عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛یعنی محصول شناخت و بینش هایی است که (زن) از هستی, انسان, روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی آورد, چرا که هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه های ثروت، شهرت, مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد, رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمایش گذاشتن آن ها, چشم و دل انسان های کم ظرفیت را کور می کند و از نور معرفت محروم می دارد; از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است. این چنین پوشش, برای سیه دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه ها هستند, همیشه مانع بزرگی بوده است, از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می دیدند, کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت, به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور, بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر, تونس و اندونزی نیز آغاز شد. در زمانی که رژیم شاه سخت می کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی بندوباری و بی حجابی را ترویج کند, استاد شهید مطهری همواره تلاش می کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است, خانم های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند. استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می نویسد: (در یکی از سال ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات, نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند که شماری از آن ها [را] دختران و… تشکیل می دادند. و قهراً در آن روز شماری از زنان بی حجاب بودند, استاد بزرگوار شهید آیهٔ اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی حجاب آسیب نبیند, در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند, باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیهٔ اللّه شهید مطهری بسیار احترام می گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده, استاد گران مایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می کردند, بخشی از این روسری ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می شود, یکی از این روسری ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده ای که بسان یک مکان مقدس است, نیاید. در آن روز از این روسری ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱ مستر همفر, جاسوس انگلیس می گوید: (در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت, وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲ متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه های جدید ـ بی آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج اندیش القا می شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد. ● فلسفه حجاب حجاب یعنی پوششی که کرامت, عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می گوید: (مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند, و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی گذارند; چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد… ما مجموع آن ها را ذکر می کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می شود: ۱) میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی); ۲) عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی); ۳) پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی); ۴) حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی); ۵) عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد, به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)).۳ استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آن ها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم های غیر اسلامی تأثیر داشته است, در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴ فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند, با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست, بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد, حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می کرد, حضرت زهرا(علیه السلام) برای دفاع از خود به همراه عده ای از زنان با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود, به طرف مسجد رفت, و یا حضرت زینب(علیه السلام) که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست, اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند. ● اهمیت حجاب در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می کند. در این جا به سه آیه اشاره می کنیم: ۱) (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ;۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می خواهید, از پشت پرده بخواهید; این کار برای پاکی دل های شما و آن ها بهتر است.) در این آیه, خداوند به مؤمنان فرمان می دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است, زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست, زیرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ ها می بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است. ۲) (یا ایها النَّبی قُل لازواجک وبناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ;۶ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسری های بلند] خود را بر خود فرو پوشند, این مناسب تر است تا شناخته شوند.) اما این که (جلباب) چیست, نظرها مختلف است; بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند, عده ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می دانند و برخی آخر به جامه ای از چارقد بزرگ تر و از عبا کوچک تر۹ می گویند; لکن از مجموع این معانی معلوم می شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می کرده اند. ۳) (وقُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ ولا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ;۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است, سرپوش های خود بر گریبان ها بزنند و زینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.) اسلام می خواهد زن, وقار, کرامت و شخصیت خود را حفظ کند, از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست, که تضمین کننده عفاف است. به خاطر اهمیت بحث حجاب و ضرورت شناخت فلسفه حجاب, علاقه مندان به پژوهش در مقطع دیپلم و بالاتر می توانند با انتخاب یکی از موضوع های زیر, مقاله خود را تهیه و به دفتر مجله ارسال دارند. منبع http://www.aftabir.com |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۲۳:۰۰ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اینم کاریکاتور های مربوط به حمایت از حجاب و عفاف
![]() ![]() «جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند. پوشاندن موی سر از دیر باز در همه دین ها رواج داشته و زن و مرد کم و بیش از آن پیروی می کنند. در آیین یهود، مردان با کلاهک کوچک سیاه رنگی موی را می پوشانند و در باب 14 از سفر پیدایش چنین می خوانیم:«چون «ریوقا »(زن آینده او)از آمدن اسحاق به وسیله غلام خود آگاهی یافت، برقع(روبند) بر گرفته خودرا بپوشاندی» بدین روی، زنان هم موی وروی از مرد بیگانه پنهان می کردند. در میان رومیان و یونانیان باستان، زنان بایستی با لباسهای بلند و موی پوشیده در روسری در اجتماع دیده می شدند. در شاخه کاتولیک مسیحیت، زنان دیر نشین در لباسهای روحانیت، با موی پوشیده و روی بدون آرایش، به کارهای مذهبی و اجتماعی می پردازند. به عقیده «پولس»، حواری معروف عیسی مسیح(St.Paul ): « نقاب شرف زن است. پس اگر گیسو فرو گذارد این مایه بزرگواری اوست» «جرجی زیدان» می نویسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». در آیین بودا، مردان موی سر را تراشیده و سیک ها در هندوستان موهای خود را لابلای شالی پنهان و به دورسر می پیچند. در اسلام، مردها دستار به سر می بندندو زنها موی سر را بایستی از مردان(غیر از پدر، برادر، شوهر، عمو ودائی و فرزندزادگان مرد آنان) بپوشانند. اسلام از مومنان خواست:«به مردان با ایمان بگو دیدگان از نظر بازی فرو گذارندو عفت خود را حفظ کنند. این کار برای پاک ماندن آنها بهتر است. به زنان مومن بگو دیدگانشان را فرو گذارند و عفت خود را حفظ کنندو زینت خودرا آشکار نکنند، مگر آنچه ظاهر است و روسری های خود را بر گریبان هایشان بیاندازند...» سوره نور 30-31 حجاب آنچنان که در آیات قرآن در سوره های مختلف آمده، سدی برای فعالیت اجتماعی زنان و یا پیشرفت علمی و یادگیری و آموختن دانش برای آنها نبوده است. در نخستین دوران گسترش اسلام و زندگی پیامبر، زنان با مردان در میدان های جنگ دوشادوش شراکت داشتند، با هم به نمازهای دسته جمعی و مسجد میرفتند. در میان آنان زنان شاعر، دانشمند، پزشک و بازرگان دیده شده است.پس از پیامبر، سپری شدن دوران خلفای راشدین(چهار خلیفه جانشین پیامبر) زندگی اجتماعی و آزادی زنان به صورتی چشم گیر بر پایه چند انگیزه رنگ دیگری گرفت. 1) اعراب با آشنا شدن به فرهنگ ایرانی و رومی، از زندگی ساده دوران پیامبر روی گردان و به زندگی اشرافی و درباری (به ویژه در دوران خلافت عثمان) آشنا شدند. هرچه بیشتر به زندگی تجملی خو گرفتند، از ارزش زن کاسته شد، زیرا توانائی مالی، اجازه چند همسری به آنها داد و زن برایشان موجودی بی ارزش و وسیله خوش گذرانی بود. 2) با جنگهای پیاپی، ثروت و غنیمت همراه با کنیزان و اسیران به چنگ آوردند و مردان به همخوابه های گوناگون دسترسی پیدا کردند. مردان با کنیزان واسیران نرد عشق می باختندو زنها را رها کرده و آنگونه که باید مهر ومحبتی به آنها نمی شد. بازده این پدیده شوم، بی اعتمادی زنان به مردان شد و همبستگی و باور زن و مرد نسبت به هم در خانواده، جای خودرا به بدگمانی و نا باوری داد. 3) چون ساختار اجتماعی بر پایه مرد سالاری بود، مرداختیارات بیشتری داشت وپی آمد این رویداد فشار هرچه بیشتر مرد به زن و تنگ کردن دامنه آزادی اجتماعی او شد. زن را هرچه بیشتر خانه نشین کردند و این را نشانه از برتری و قدرت برای خود به حساب آوردند. گرچه این ستمگری نسبت به زنان با دستورات قرآن مخالف بوده، اما توجهی به آن نمی شد.در سوره رم آیه 30 میخوانیم: «از آیات الهی یکی اینکه برای شما از نوع خودتان جفت آفرید تا به وسیله آنان آسایش یابید و خداوند میان شما و آنان دوستی و مهربانی برقرار ساخت» و یا در سوره نسا، آیه 23 چنین گفته شده:« همانطور که شما حق بر زنان دارید، آنها هم حقوقی دارند که باید به نیکوئی ادا شود». ولی مردان جز خودکامگی و نافرمانی از قوانین مذهبی چیزی نخواستندو به ستمگری و بدرفتاری و بی توجهی به حقوق زن ادامه دادند. بهر روی حجاب در بین اشراف رواج بیشتری داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهای مسلمان که پایه اقتصاد کشاورزی داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ایران تا به امروز در کشتزارهای برنج و چایکاریهای شمال،چراگاه های غرب و در کارخانه های ریسندگی و قالیبافی ها شاهد این پدیده هستیم. دختران و زنهای زحمتکش بدون پوشش در چادر سیاه، در این بخشها برای گسترش نیروی اقتصادی کشور به کار می پردازند. پوشش چادر سیاه رنگ برای زنان تا چندی پیش متداول نبوده و زنها از چادرهای زیبای رنگین استفاده می کردند. «راوندی» در این راستا می نویسد: «تا در حدود 1880 م (1298 هـ) چادر های زنان رنگارنگ و بسیار زیبا بود. در این وقت، سیاحان و جهانگردان فرنگی که به اسلامبول می آمدند، از زنان مسلمانی که در قبرستانها ایستاده بودند عکسبرداری می کردند. این امر، و انتشار رمان«پیرلوتی» به نام Aziadee (آزاده خانم) که داستان معاشقات یک نفر فرنگی با زوجه یک افندی مسلمان است، موجب نارضائی سلطان عبدالحمیدخان شد و فرمود که منبعد خانم ها چادر های سیاه بپوشند و پیچه بزنند، و این عادت کم کم به سایر بلاد از جمله تبریز و تهران سرایت کرد، و بعدها(در عهدآتاترک) کشف حجاب نیز از 1924 م( 1343 هـ) به بعد در اسلامبول معمول شد و بعد به تهران راه یافت». بدین روی، پرده پوشی سختی که در میان خانواده ها در کشورهای مسلمان دیده می شود، بازده بدگمانی مرد از زن و خودکامی او است، نه پیروی از آیات قرآن و قانون. پژوهشی از دکتر درخشنده صادقی(حمیدی) |
|||
|
|
۱۷:۳۷, ۱۳/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۰ ۱۷:۴۹ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اهمیت حجاب در قرآن
در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.) جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است. مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است. اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید. علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند. هدف و فلسفه حجاب هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛ اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند. از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است. حجاب چشم قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند. قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند. حجاب در گفتار نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است: فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. حجاب رفتاری نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشهی لغوی عفت نیز وجود دارد؛ حجاب و عفت دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. حجاب زنان سالمند قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است. وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60) علاوه بر رابطهی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطهی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحلهی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همهی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است. آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟ با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست. البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر که حجاب، میوهی عفاف، و عفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم میکنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نکتهی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاکِ بیحجابی نخواهد شد. آیات حجاب در قرآن کریم - آیه 31 سوره نور آیات مربوط به موضوع حجاب در دو سوره از قرآن آمده است: یکی سوره " نور " و دیگر سوره " احزاب ". در سوره نور آیهای که مربوط به مطلب است آیه 31 میباشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حکم مقدمه این آیه میباشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع میکنیم: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون (27) فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم (28) لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون (29) قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون (30) و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء، و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون (31)». ای کسانی که ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازید. و بر اهل خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید. اگر کسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گردید، بازگردید که پاکیزهتر است برای شما. خدا بدانچه انجام میدهید داناست. باکی نیست که در خانههائی که محل سکنا نیست و نفعی در آنجا دارید (بدون اجازه) داخل شوید. خدا آنچه را آشکار میکنید و آنچه را نهان میدارید آگاه است. به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ کنند. این برای شما پاکیزهتر است. خدا بدانچه میکنید آگاه است. به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامنهای خویش حفظ کنند و زیور خویش آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند، زیور خویش آشکار نکنند مگر برای شوهران، یا پدران، یا پدر شوهران، یا پسران، یا پسر شوهران، یا برادران، یا برادر زادگان، یا خواهرزادگان، یا زنان، یا مملوکانشان، یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند، یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند (یا بر کامجوئی از زنان توانا نیستند) و پای به زمین نکوبند که زیورهای مخفیشان دانسته شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد که رستگار شوید. مفاد آیه اول و دوم اینست که مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه کسی داخل شوند. در آیه سوم مکانهای عمومی و جاهائی که برای سکونت نیست از این دستور استثناء میگردد . سپس دو آیه دیگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با یکدیگر که شامل چند قسمت است: 1 - هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظر بازی اجتناب کند. 2 - مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد. 3 - زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند. 4 - دو استثناء برای لزوم پوشش زن ذکر شده که یکی با جمله «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و دیگری با جمله «و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن الخ» ذکر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز میکند. امیدوارم مورد استفاده شخص شما قرار گرفته باشد. در پناه حق |
|||
|
|
۲۲:۲۱, ۱۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۰ ۲۲:۵۵ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
مگر خداوند در قرآن نفرموده که زنها در انتخاب حجاب آزاد هستند، پس چرا چادر را به دختران جوان تحمیل می کنند؟
در هیچ یک از ایات قرآن نیامده که زنها در نوع و مقدار پوشش بدن (حجاب) آزاد هستند، بلکه آنچه در قرآن آمده، واجب بودن حفظ پوشش(حجاب) برای زنان است، اما اینکه این پوشش حتماً باید با چادر صورت گیرد، ایهای به صراحت نداریم. آنچه در احکام دینی بیان شده ، مقدار پوشش زنان و اصل حجاب است، اما این که این پوشش حتما باید با چادر صورت گیرد ، چیزی نیامده است و تنها به بهتر بودن استفاده از چادر برای حجاب اشاره شده است. خانم ها باید تمامى بدن خود به غیر از گردى صورت و دست ها تا مچ را بپوشانند, (خواه پوشش باچادر باشد یا با مانتو), ولى پوشیدن چادر بهتر است و از لباس هایى که توجه نامحرم را جلب کند (مثلاً برجستگى ها را نمودار کند) باید اجتناب شود.[1] یک ایه در قرآن آمده که برخی از مفسران از آن معنای پوشش با چادر را برداشت کرده اند. قرآن مجید خطاب به پیامبر فرموده: «به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که: خویشتن را با جلباب بپوشند که این کار براى اینکه به عفت شناخته شوند و از تعرض محفوظ بمانند، براى آنان بهتر است»[2] بعضى از مفسّران ، جلباب را پوششى فراگیر معنا کرده اند که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است.[3] البته دیدگاه دیگر ، جلباب را پوشش تا زانو[4] و دیدگاه سوم ، جلباب را مقنعه مى داند[5] بر اساس دیدگاه اوّل مى توان گفت: قرآن از چادری ا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، سخن گفته است. علاوه بر این:درباره پوشش حضرت فاطمه(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک، همی ن پوشش نقل شده است. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مقنعه خوی ش را بر سر و جلباب بر تن کرد[6]؛ یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مى گرفته است. علاوه بر این، عقل نیز بر برتر بودن چادر، حکم مى کند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مى ماند. به همین خاطر فقها به برتر بودن چادر برای حفظ حجاب حکم کرده اند ، نه اینکه فقط آن واجب باشد. پوشش کامل با مانتو و روسرى نیز مى تواند مورد استفاده قرار گیرد، ولى حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو و روسرى پوشش صورت مى گیرد، ولى باز حجم بدن مشخص است و با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد. آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعة سالم است. آنچه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم باید با حفظ عفت و حجاب، زن نقش اجتماعى خود را ایفا کند. براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است: 1. توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است. پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است. 2. توجه به ساختار فیزیولوژى انسان نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه اى مستقیم با تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد. در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک هاى چشمىِ شهوت انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینای زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان و سیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک هاى شهوانى قرار مى گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک هاى حسى پاسخ مى دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است. از این گذشته چون هورمون هاى جنسى زن به صورت دوره اى ترشح مى شوند و به طور متفاوت عمل مى کنند، تأثیر محرّک هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است. با توجه به مطالب فوق مى توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى ریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست. ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى 1. بهداشت روانى اجتماع و کاهش هی جان ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است 2. تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین. با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى هاى جنسی خود تلقّى مى کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى گیرند. این مقایسه ها، آتش هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى سوزاند. در محیطى که حجاب است و شرایط دیگر اسلامى رعایت می شود دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساسات و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است، ولى در بازار آزاد برهنگى و بى حجابى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترک (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسی ) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویى مفهومى نمى تواند داشته باشد. بنابراین ، دین مقدس اسلام براى حفظ حرمت زن و حراست از آلودگى اجتماع و جلوگی رى از شعله ورشدن غریزة جنسى ، رعایت حجاب را براى زنان لازم دانسته است 3. استوارى اجتماعى روى کار و فعالیت دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارایى آن ها کاسته مى شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است 4. بالارفتن ارزش واقعی زن و جبران ضعف جسمانى او حیا، عفاف و حجاب زن مى تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیت زن در برابر مرد است. اسلام می خواهد زن کرامت داشته باشد و وقتى درجامعه حضور پیدا می کند به عنوان یک انسان ظاهر شود نه به عنوان جنس مخالف مرد. زن و مرد در درجه اول هر دو انسانند و هر دو باید در محیط اجتماع و در برخورد با یکدیگر به گونه اى ظاهر شوند که مایة آلودگى و ناپاکى جامعه نشوند. زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش و داشتن حجاب به نوعى احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاه هاى شهوانى و حیوانى است. اسلام حجاب را براى محدودیت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت مردان هرزه مى باشد که در صدد کام جویى هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است. علاوه بر مطالب فوق، استاد مطهری در بیان اینکه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى گرى او ناشى مى شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس هاى بدن نما و آرایش هاى تحری ک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى خواهد دلبرى کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین، انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است[7]» به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، ی کى از علت هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى اند نمى باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نی اید. به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر مى گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى شود، و شهوت خود را به صورتی ک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى آورد.[8] و وضعی ت جهان معاصر و کشانده شدن عده اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است. بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسی ت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغی ان غری زه جنسى آنان نی ز مى گردد و چه بسا پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد. جهت مطالعه بی شتر به کتاب فلسفه حجاب ، استاد مطهری مراجعه فرمائید. خاطرات زیبا از حجاب ... برای اولین بار که روسری پوشیدم و به مدرسه رفتم. خوشحال بودم. روز اول شروع کلاس*ها هم بود. فکر می*کردم دوستانم با دیدن من خیلی خوشحال خواهند شد. وقتی سوار سرویس مدرسه شدم، همه به من خیره خیره نگاه کردند. سکوت عجیبی حاکم شده بود... "زهرا گونزالس"، مسلمان آمریکایی، سی و هفت سال دارد و اهل "ایالت کالیفرنیای آمریکا" است. بیست و پنج سال پیش مسلمان شده و چهار فرزند دارد. نه سالی است که به "ایران" آمده و هم اکنون ساکن "مشهد" است. با صحبت*ها و راهنمایی*های مادرش از یک کاتولیک مسیحی به مسلمانی آگاه، تبدیل شده است. در مصاحبه با ما، برخی سختی*ها را که مسلمان شدن و محجبه شدن برایش ایجاد کرده، بازگو کرده است. مسلمانان بی*حجاب! در سال ۱۹۷۹.م بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فضا یک مقدار باز*تر شد. مادرم در یکی از دفا*تر اسلامی در آمریکا با یک خانم ایرانی آشنا شد و در طول یک سال، تحقیقات مفصلی کرد و جاهای مختلفی رفت و نهایتاً تصمیم گرفت، دینش را عوض کند و مسلمان شود، ولی آن موقع به خانواده*اش و به ما نگفت که مسلمان شده و مخفیانه نماز می*خواند و کارهای عبادی*اش را انجام می*دهد؛ البته حجاب نداشت، چون خود آن خانم هم حجاب نداشت و راستش آن زمان خیلی کم خانم با حجاب پیدا می*شد. ولی کم*کم، بعد از پیروزی انقلاب، خیلی تغییر و تحول ایجاد شد و همه مسلمان*ها با حجاب شدند. مسلمانی پنهانی ما کاتولیک بودیم و مادر بزرگم خیلی آدم سنتی، مذهبی و متعصب بود و مسلّماً نمی*گذاشت دخترش به این راحتی دینش را عوض کند. به همین خاطر، مادرم پنهانی عباداتش را به جا می*آورد. کم*کم برای ما هم از توحید گفت، ولی هیچ وقت مستقیماً از اسلام و اینکه به این دین گرایش پیدا کنیم، صحبتی نمی*کرد. دائماً به طور غیر مستقیم اشاراتی می*کرد و از مهربانی*ها و بزرگی خداوند می*گفت و حرفی از دین دیگری نمی*زد و از صفت*های خداوند می*گفت و ما را به تفکر و تأمل وا می*داشت. مسلمان با حجاب تا اینکه یک روز که به خانه رفتیم، مادرم ما را دور خودش جمع کرد و گفت: «این حرف*هایی که من درباره خدا و اخلاق و این*ها گفتم از دین کاتولیک نیست. از دین اسلام است و اسلام؛ یعنی تسلیم. تسلیم در برابر خدا نه در برابر نفسمان!» و بعد هم گفت که من مسلمان شده*ام و به دین اسلام در آمده*ام و می*خواهم با حجاب شوم، ولی شما را مجبور نمی*کنم که مسلمان شوید، شما را آزاد می*گذارم. ابتدا تعجب کردیم ولی وقتی مادرم ما را تنها گذاشت، ما به حرف*هایش فکر کردیم. بعد از صحبت کردن با یکدیگر به این نتیجه رسیدیم که ما هم مسلمان شویم و بعد عبادات را از مادرم فرا گرفتیم. گرایش فطری به توحید بعد*ها از مادرم پرسیدم آن موقع که اسلام را به ما معرفی کردید، نگران نبودید که ما مسلمان نشویم؟! گفت: «نه، من مطمئن بودم که اسلام را انتخاب می*کنید، چون من زمینه*سازی لازم را کرده بودم.» مادرم زمینه*ای ساخت تا فطرت ما رشد کند و به بالندگی برسد. مادرم از روشی ساده و فطری استفاده کرد و به زیبایی، ما را به اسلام جذب کرد. وقتی ما مسلمان شدیم، خانواده*های مادر و پدرم، خیلی ما را اذیت کردند. نمی*توانستند، قبول کنند که ما مسلمان شده*ایم و ارتباطشان را با ما قطع کردند. حدود بیست سال رابطه*اشان با ما قطع بود. چند سال پیش مادربزرگم با ما تماس گرفت و گفت: «من دارم می*میرم، بیایید آشتی کنیم!» جالب بود که هنوز بعد از این همه مدت سعی می*کرد ما را به دین کاتولیک برگرداند! در شهر خودمان غریبه شدیم! بعد از مسلمانی، احساس کردیم در** همان شهر خودمان غریب شدیم. دیگر خانواده*ای و دوستی که بخواهد با ما رفت و آمد کند، نداشتیم! آن موقع تعداد مسلمانان در آمریکا خیلی کم بود. اگر مسجدی هم بود، مال وهابی*ها بود. عربستان در مناطق مستضعف*نشین، شام می*داد، به خاطر همین، اگر مسلمانی هم در آمریکا بود، حتی اگر به طرف وهابی*ها نمی*رفت، سنی می*شد. با شکوفایی انقلاب اسلامی ایران، روح تازه*ای در جهان اسلام دمیده شد و با اینکه عربستان پول زیادی خرج می*کرد، ولی ایران بدون این کار، فقط از طریق انقلاب خود، توانسته بود مردم را به سمت اسلام جذب کند. البته متأسفانه نتوانسته بود آن را پرورش و به طور ارادی گسترش دهد. آن موقع کتاب*هایی با موضوع شیعه و اسلام خیلی خیلی کم بود، ولی کتاب درزمینه وهابیت و عقاید اهل سنت خیلی زیاد بود. فقط ما یک نشریه داشتیم به نام "محجوبه" که از ایران می*آمد و متعلق به سازمان تبلیغات بود. وقتی به دست ما می*رسید، بین خودمان پخش می*کردیم و می*خواندیم، ولی از جزئیات احکام اسلام چیزی نمی*دانستیم. اولین تجربه حجاب برای الین بار که روسری پوشیدم و به مدرسه رفتم. خوشحال بودم. روز اول شروع کلاس*ها هم بود. فکر می*کردم دوستانم با دیدن من خیلی خوشحال خواهند شد. وقتی سوار سرویس مدرسه شدم، همه با دیدن من ساکت شدند و به من خیره خیره نگاه کردند. سکوت عجیبی حاکم شده بود. خیلی ترسیدم. از برخورد آن*ها مات بودم. راننده به من گفت: بیا بشین یا برو! در اتوبوس هنوز باز بود! یک لحظه به ذهنم رسید که فرار بکنم و بروم، ولی بعد با خود گفتم فردا و پس فردا و روز*های آتی را چه کنم؟ بالأخره که باید با این پوشش به مدر سه بروم. از خدا کمک خواستم که به صندلی آخری که خالی بود، بتوانم برسم و بنشینم ولی حس کردم پا*هایم خیلی سنگین شده است. ناگهان پسری گفت: به او نگاه کنید به سرش پارچه بسته و به مدرسه آمده و همه شروع کردند به خندیدن! بعد هم به سمتم آشغال پرت کردند و رویم آب دهان ریختند! خدا خودش کمک می*کند هر روز رفتن من به مدرسه** همان طور بود! با مادرم صحبت کردم و از او راهنمایی خواستم. او گفت: «خدا خودش ما را هدایت کرده، پس ما را وسط راه،** رها نمی*کند.» یک روز از سنی*ها خواستم تا مرا راهنمایی کنند. آن*ها به من گفتند: که خیلی به خودت سخت نگیر! می*توانی در مدرسه روسری*ات را در بیاوری و بعد دوباره سر کنی! فهمیدم این حرف آن*ها از دین و شریعت نیست و از نفس خودشان است؛ یعنی برای راحتی خود فرد، این حرف را می*زنند، ولی من در قرآن خوانده بودم که باید روسری یا** همان چیزی که برای پوشش استفاده می*کنید، بلند باشد و گردن و سینه را بپوشند. کتاب*های پاسخگو سؤالاتم یک روز نشستم و با خدا درد دل کردم و گفتم: «خدایا کمکم کن! من می*دانم که حجاب درست است ولی پس چرا مسلمان*ها این طور هستند؟! فلسفة حجاب چیست؟! من چه سطحی از حجاب را باید داشته باشم؟!*» واقعاً کسی نبود که جواب من را بدهد و کتابی هم در این زمینه نبود! یک روز که به خانه آمدم، مادرم به من گفت که یک بسته پستی از ایران برای ما آمده است. وقتی باز کردیم، دیدیم چند تا کتاب بود که از سازمان تبلیغات برای ما فرستاده بودند. کتاب "فلسفه حجاب" شهید مطهّری و چند تا کتاب از شهید بهشتی و کتاب "فاطمه فاطمه است" دکتر شریعتی، همه به زبان انگلیسی جزء آن*ها بودند. من فقط دوازده سال داشتم و هر چند این مباحث برایم سنگین بود، ولی چون خیلی علاقه*مند به مطالعة آن*ها بودم، مثل تشنه*ای که به آب می*رسد وآن را** رها نمی*کند، شده بودم. چگونه شیعه شدیم؟ یک روز به خانه*ای که یک زن عرب آدرس آن را به ما داده بود، رفتیم تا پرسش*های دینی خود را مطرح کنیم، آن خانه، مال وهابی*ها بود برخورد بسیار تند و زننده آن*ها باعث شد که به حمدالله هیچ*گاه به سمت وهابی*ها نرویم. حسین، قلبمان را تکان داد! اما روز بعد رفتیم جایی که می*گفتند، حسینیه شیعیان است. در آنجا همه در حال سینه زدن و نوحه خوانی به زبان عربی و فارسی بودند و با سوز خاصّی کلمه حسین را می*گفتند و اشک می*ریختند. وقتی با این صحنه روبه*رو شدیم، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتیم. با اینکه ما آمریکایی*ها زیاد احساساتی نیستیم و ابراز احساسات نمی*کنیم. در واقع این فرهنگ را خود آمریکایی*ها تزریق می*کردند که هیچ چیز در دنیا ارزش ندارد که خود را به خاطر آن اذیت کنید یا جانتان را بدهید و حسّ ایثار و فداکاری اصلاً در آنجا معنی ندارد! در درون آدم*ها این حس را خفه کردند! ولی وقتی با این صحنه روبه*رو شدیم، بی*اختیار در درونمان یک حسّی ایجاد شد که اصلاً توصیف کردنی نبود. یک حالت روحانی که تا آن زمان آن را درک نکرده بودیم. این سؤالات هم در ذهنمان ایجاد شد که این حسین کیست که همه برای او گریه می*کنند؟!! مگر با او چه کردند؟ ما در این مراسم با خانمی آشنا شدیم و خیلی با هم صحبت کردیم و چند ماه بعد هم با مطالعات و جست*وجو اعلام کردیم که ما شیعه هستیم. احترام به مخالف دروغ است فضای آمریکا طوری است که اگر کسی را مخالف فرهنگ، ایده و جامعه خودشان ببینند، تحمل نمی*کنند و فرصت بیان حرف و استدلال را به طرف مقابل نمی*دهند و فوراً به او انگ می*زنند!؛ یعنی تا موقعی که شما در چارچوب آمریکا هستید، همه چیز خوب است، ولی وقتی به دین دیگری بروی فوراً در برابر تو گارد می*گیرند و مخالفت شدیدی نشان می*دهند وآن دمکراسی وآزادی آمریکایی که می*گویند، فقط در حدّشعار است و واقعیّت بیرونی ندارد! حیای قبل حجاب مادرم حتّی وقتی که مسلمان نبود، همیشه درباره حیا صحبت می*کرد. یادم هست مادربزرگم در یک تابستان برای من یک دست لباس تابستانی خرید که یک تاپ کوتاه با یک شلوارک خیلی کوتاه بود، ولی من آن*ها را نپوشیدم. مادر بزرگم اصرار کرد، ولی مادرم به او گفت: «دست بردار! چرا این قدر به او اصرار می*کنی؟ دخترم وقتی این*ها را می*پوشد، احساس بدی دارد. نمی*خواهد بدنش را نشان دهد، چرا شما مجبورش می*کنید؟» یعنی حجاب را نمی*شناختیم، ولی حیا داشتیم و کم*کم که رشد کردیم، آن حیا را حفظ کردیم. مهاجرت به خاطر اذیت! چون خانواده پدر و مادرم خیلی ما را اذیت می*کردند، ما به شهر دیگری مهاجرت کردیم. شهر کوچکی بود ولی چون مسلمان زیاد داشت، مادرم آنجا را انتخاب کرده بود. در همسایگی ما چند ایرانی هم زندگی می*کردند. ۱۷ سال در آن شهر ماندیم و بعد از آن به قم آمدیم. خواهرم به حوزة علمیه و رفت و ادامة تحصیل داد، ولی من ۲ سال در حوزه درس خواندم و بعد ازدواج کردم و به آمریکا برگشتم. همسرم در "واشنگتن دی*سی" کار می*کرد. دوباره به ایران آمدیم و در مشهد ساکن شدیم. فلسفه حجاب را تبیین کنیم عده*ای می*گویند ما برای ترویج حجاب در جامعه، کار را نمی*توانیم با زور جلو ببریم ولی من معتقدم ابتدا کمی زور و اجبار لازم است. حجاب یک امر تربیتی است که خانواده*ها از سنین کودکی باید آن را برای کودکان خود مطرح کنند. مثلاً مسواک زدن را چطور به بچه*ها یاد می*دهیم؟ خوب بچه ابتدا که نمی*داند مسواک چه مزیت*هایی دارد! پس در ابتدا او را مجبور می*کنیم که حتماً باید مسواک بزند تا خودش کم*کم عادت کند و علاقه پیدا کند که مسواک بزند. تا جایی که حتی اگر جایی رفت و مسواکش نبود با انگشتانش و مقداری نمک هم این کار را می*کند. اما وقتی بزرگ*تر شد، برایش باید کاملاً توضیح بدهید و بعد هم تشویقش کنید تا حالا خودش انتخاب کند که این کار را انجام بدهد. آنگاه اگر ما نباشیم هم خودش مراعات این قضیه را خواهد کرد. پس ابتدا ما مجبورش کردیم، اما بعد از آن عادت کرد که این کار را انجام دهد و بعد از آن ما از مزیت*های آن گفتیم و یاد دادیم، فکر کند و خودش انتخاب کند. برای مسئله حجاب هم ما همین کار را باید انجام بدهیم. من نمی*گویم صد درصد با زور، چون انجام*پذیر نیست، مخصوصاً برای نسل امروز، اما باید از سنین کودکی حجاب را به بچه آموزش داد. خانواده*ها و مخصوصاً مادران خیلی در این امر مؤثر هستند. ولی امروز می*بینم حتی مادرانی که چادر دارند هم، دختر بچه کوچکشان را با لباس*های نامناسب بیرون می*آورند! مادر می*گوید بچه گرمش می*شود یا اذیت می*شود و باید آزاد باشد. خوب اگر این طور هست، بعدش نباید انتظار داشته باشیم که در نُه سالگی حجاب کامل داشته باشد! ما اصلاً نمی*نشینیم با بچه*های خودمان صحبت کنیم و از مزیت*های حجاب برای آن*ها بگوییم. فقط اینکه اگر بی*حجاب باشی، مدرسه یا جامعه به تو فشار خواهد آورد یا چون در خانواده مذهبی هستی، پس باید با حجاب باشی، کافی نیست! نسل امروز این استدلال*های بی*اساس را قبول نخواهد کرد، حتی اگر اجبار و زور بالای سرشان باشد. در مسلمانان خارج هم حجاب غریب است در کشور*های خارجی هم برنامه خاصی برای حجاب ندارند. البته نشریات اسلامی در این زمینه مؤثر بوده، ولی خیلی کم هستند! در واقع آنجا هم این والدین و خانواده*ها هستند که باید مسئله حجاب را برای فرزندان خود، با استدلال*های قوی، بازگو کرده و ابهاماتشان را بر طرف کنند. البته در خارج، آثار حجاب، نمود و عینیت بیشتری در فرد ایجاد می*کند. او خیلی ملموس می*بیند، این حجاب است که باعث شده کمتر در جامعه به جنس مخالف جذب شود و آرامش روحی و روانی زیادی برایش فراهم شده است. موبایل بلوتوث*دار در آمریکا محدودیت سنی دارد و اینجا نه! هم دولت و هم خانواده*ها باید سعی کنند طرح حجاب را اصلاح و اجرا کنند. مثلاً اگر آموزش و پرورش، طرحی را اجرا کند ولی دولت یا خانواده*ها با آن هماهنگ نباشند، چه فایده*ای دارد؟! یا اگر دولت و نیروی انتظامی طرحی دارد که آموزش و پرورش حمایتش نکند، چه فایده*ای دارد؟! ما باید وحدت داشته باشیم و والدین در این امر خیلی خیلی مؤثر هستند. ولی متأسفانه بعضی از خانواده*ها در امر دین بی*سوادند! شاید مسلمان و انقلابی باشند، ولی بلد نیستند این دین را چطور به بچه*هایشان یاد بدهند! دین، مسئله لطیفی است، چیزی مربوط به روح و روان بچه*هاست. خانواده*ها در همین استفاده از تکنولوژی هم متأسفانه بی*سواد هستند و نمی*دانند که استفاده درست را چطور باید به بچه*شان آموزش دهند. مثلاً چه لزومی دارد که بچه راهنمایی یا ابتدایی موبایل دستش باشد؟! ما فکر می*کنیم فقط دارد بازی می*کند، ولی این طور نیست. ما نمی*توانیم به نسل امروز بگوییم استفاده نکنید، ولی باید طرز استفاده صحیح را هم به آن*ها بگوییم. در کشور*های مدرن مثل آمریکا همه ضرر استفاده آزادانه از این تکنولوژی*ها را می*دانند. بنابراین برای استفاده از آن*ها خیلی محدودیت ایجاد کرده*اند. مثلاً جوان*ها نمی*توانند به همه سایت*ها وارد شوند؛ بلکه سایت*های غیر مجاز برای آن*ها فی*ل*تر شده*اند یا از یک سنی مجاز به استفاده از موبایل*های بلوتوث*دار هستند؛ ولی ما اینجا آزادانه و بدون هیچ محدودیتی از آن*ها استفاده می*کنیم و اگر هم کسی اعتراض کند، می*گویند: در کشور*های غربی آزادی هست، چرا ما را محدود می*کنید؟! در حالی که از آنجا اطلاع درستی ندارند. در کشور*های توسعه یافته مدرن، استفاده از تکنولوژی محدود شده، چون ضربه*اش را خورده*اند ولی ما هیچ برنامه و ضابطه*ای برای استفاده از این وسایل نداریم! استقبال زنان چادری در ذهنم ماند زمان انقلاب که ورود امام را در تلویزیون نشان می*داد، شش ساله بودم؛ اما قشنگ یادم هست که خلبان دست امام را گرفت و از پله*های هواپیما پایین آمدند و با استقبال بی*نظیر مردم روبه*رو شدند. نکته قابل توجّه برای من این بود، که دیدم خانم*ها همه با چادر به استقبال امام آمده*اند. من آن موقع کاتولیک بودم، ولی این صحنه معنوی را که از تلویزیون دیدم، خیلی برایم جالب بود. برداشت من این بود که پوشیدن چادر به معنای احترام به این آقاست، بنابراین این تصویر هنوز در ذهنم باقی است. حجاب را نماد اسلام می*دانند اسلام هراسی در کشورهای مختلف نمود*های مختلفی دارد. مثلاً در ترکیه از اسلام می*ترسند، چون قدرت وحدت اسلام را می*شناسند و می*ترسند که ترکیه هم مثل ایران بشود و قانون اسلامی داشته باشد! اما کشور*هایی مثل فرانسه، سوسیالیستی هستند. آن*ها حتی به خواهران کاتولیک هم اجازه حجاب نمی*دهند! رویه آن*ها بر یکسان*سازی است و این ایده سوسالیسم است که همه باید یکسان باشند! فکر می*کنند با این حرکت، جامعه آرام است؛ در حالی که آدم را خفه می*کنند و این رویه، خلاف فطرت است. در آمریکا، دانمارک و بلژیک هم مشکل نژاد*پرستی دارند. آن*ها اعتقاد دارند* نژاد سفید، پاک و بر*تر است و غیر از آن را قبول ندارند. آن*ها واقعاً از اسلام می*ترسند، مخصوصاً بعد از پیروزی انقلاب، چون قدرت اسلام را دیدند و آن را تجربه*اش کردند. یادم هست وقتی که موقع جنگ ایران و عراق بود، صدام حسین به آمریکا قول داد که سر یک هفته ایران رافتح خواهد کرد، اما بعد از چند ماه، روزنامه "نیویورک تایمز" تیتر بزرگی زد با این عنوان که با انقلاب اسلامی ایران نباید روبه*رو شد!؛ یعنی ترسیدند و فهمیدند این موج اسلامی را نمی*شود، خفه کرد. آن*ها حجاب را علامت بزرگی از اسلام می*دانند. برنامه*ای در یکی از شبکه*های آمریکایی ـ فکر کنم تگزاس بود ـ پخش می*شد تا این حس نژاد پرستی را کم کند. از همه خانم*ها و آقایان پرسیده بودند اگر یک خانم با روسری بیاید، تدریس کند شما مخالف هستید؟ آقایان گفتند: ما مسئله*ای نداریم! از لحاظ ما اشکالی ندارد. ولی خانم*ها گفتند: نباید این کار انجام بشود!؛ یعنی خانم*ها مخالف حجاب همکار خودشان بودند! خوب چرا؟ گفتند: برای اینکه اگر یک خانم خیلی خوب باشد؛ یعنی معلم خوب و مهربانی باشد، بچه*ها به سمت اسلام می*روند یا اینکه اگر آن معلم محجبه خصوصیت خوبی داشته باشد، در بچه*ها خیلی تأثیر می*گذارد و باعث جذب آن*ها به اسلام می*شود، به همین خاطر در محیط*های آموزشی و علمی، مثل مدارس یا دانشگاه*ها، حجاب را ممنوع کرده*اند. چون حجاب را یک راه موثر برای جذب نوجوانان و جوانان به اسلام می*دانند. مطالعه، راه سعادت است در پایان می*خواهم عرض کنم که اولین کلمه قرآن این است: إقرا؛ یعنی بخوان! من مطمئنم اگر هر کس چه مسلمان و چه غیرمسلمان اهل مطالعه باشد و به دنبال دین واقعی، قطعاً به اسلام می*رسد. به** همان جملة حضرت زینب(سلام الله علیها) می*رسد که گفتند به جز زیبایی چیز دیگری ندیدم! نمی*گویم خدا ما را آزمایش نمی*کند، چطور می*شود ما را آزمایش نکند و به بلایا دچار نسازد؛ در حالی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) را که بهترین زنان عالم است، آزمایش کرده و چقدر مشکلات داشتند و چقدر سختی و درد کشیدند، پس زندگی بدون *خطر و مشکلات نمی*شود، ولی آن کسی راه نجات را می*یابد و در این آشفتگی*ها آرامش خواهد یافت و همه چیز را زیبا می*بیند که به سمت اسلام واقعی برود، نه اسلام نفسانیت، نه اسلام آمریکایی! خاطره حجاب زنى از كشمير خانم سيده آسيه آندرابى از كشور كشمير مى گويد: سال 1360 نقطه عطفى در زندگى من بود، در آن سال من به كتابى تحت عنوان افكار عميق زنان مسلمان برخوردم كه تاءثير زيادى در روح من گذاشت و سپس با آثار خواهر مريم جميله آشنا شدم كه باعث گرايش * من به درك عميق مفاهيم قرآن شد. به آخرين تفسير مولانا مودودى پى بردم با مطالعه در سيره پيامبرانى چون حضرت ابراهيم ، موسى عيسى و محمد (ص ) به اين واقعيّت پى بردم كه همه آنها به خاطر مبارزه با خدايان دروغين زمان خود همواره در رنج بوده اند. اين مطالعات باعث ايجاد يك انقلاب درونى من گرديد و من حجاب را به عنوان اوّلين اقدام انتخاب نمودم و آن را در بين تمام اعضاء خانواده ام رواج دادم و سپس خانه به خانه و مدرسه به مدرسه شروع به تبليغ نموديم و جايگاه والايى را كه اسلام به زن اختصاص داده براى زنان جامعه معرفى كرديم . حجاب زن آلمانى به نام خدا اسم قبلى من زابنيه است ماجراى تشرفم به اسلام از اين قرار است كه در آلمان در همسايگى ما يك خانواده مسلمان اهل تركيه زندگى مى كردند. دختران آنها در مدرسه با من دوست بودند و با هم رفت و آمد داشتيم وقتى كه من به خانه آنها مى رفتم مى ديدم آنها نماز مى خوانند كم كم جذب آنها شده و با اسلام آشنا شدم در تاريخ 4/12/1990 در مسجد اسلامى هامبورك به سرپرستى برادر محمد مقدم به دين اسلام تشرف يافتم . آيا فكر نمى كنيد الگوى حجابى كه اسلام براى زن در نظر گرفته زحمت دارد؟ هر موجودى براى مصونيت از آسيب دشمن و بيگانه به دنبال حفاظ و مأ من و پناهگاهى مى گردد تا در پناه آن احساس امنيت و آرامش كند شما اگر يك لاك پشت را در نظر بگيريد، مشاهده مى كنيد كه چگونه درون پوستى سخت و مقاوم مى رود تا از گزند و دشمن ايمن باشد. چرا انسان وزن مسلمان اينگونه نباشد آدم وقتى كه دنبال محافظى مى گردد تا اورا انگشت نماى غير نكند و او را از جلب توجه بديگران حفظ كند چه بهتر كه حجاب را انتخاب نمايد. حجاب براى من نه تنها زحمت و تحميل نيست ، بلكه يك اصل مسلم و خدشه ناپذيراست كه از عقيده ام سرچشمه گرفته است و در صددم كه عقيده و حجابم را براى همگان ابراز داشته و توضيح بدهم . اين من بودم كه در حجاب وارد شدم و دريافتم كه حجاب يك ارزشى است و ارزشهاى ديگر در كنار حجاب به من ارزانى مى شود، نه اينكه حجاب بر من تحميل شده باشد. من خودم اينطور تصميم گرفتم . از اين پوشش احساس آرامش مي كرد يكي از خاطرات به ياد ماندني من اين خاطره است: در زمان پهلوي، يك زن هنر پيشه*ي خارجي، به تهران دعوت شده بود. وقتي به تهران رسيد، براي اوّلين بار، زني چادري را ديد. بسيار شگفت زده شد و پرسيد: « اين چيست؟». گفتند:« چادر، حجاب زنان ايراني است». به همراهانش گفت كه مي*خواهد از ماشين پياده شود و در كنار آن زن قرار گيرد و چادر به سر اندازد. وقتي آن هنرپيشه براي نخستين بار، چادر به سر گرفت و چونان زنان ايراني كاملاً خود را در درون چادر قرار داد، يكي از خبرنگاران از فرصت استفاده كرد و پرسيد:« خانم! اكنون چه احساسي داريد؟» و او پاسخ داد: « احساس آرامش!». اين پاسخ يك زن هنرپيشه به همه*ي تاريخ، به همه*ي مدگرايان، به همه*ي خودباختگان و به همه*ي غرب*خواهان است. حجاب حجاب نه تنها مايه آرامش بلكه عزت نفس .عفاف .پاك دامني اصالت و............ را به همراه دارد.يا به قول يكي از شهدا (وصيت نامه) خواهرم سياهي چادر تو از خون من هم رنگين تر است. |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۱۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۰ ۶:۱۵ توسط libera.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
ویرایش متن:::
سلام با تشکر از گردآوری مطالب سوال سوم: همیشه حرف از خودآرایی و به نمایش گذاشتن دختران و زنان به میون میاد..اما..اما مگه ما در جامعه نداریم پسران و حتی متاسفانه برخی افراد مذهبی و با ایمانی که شلوار لی میپوشند..تیشرت میپوشند ..بعضی هاشون آستین کوتاه میپوشند..موهاشون ژل میزنن یا فرم میدن..ساعت شیک میندازن به مچ دست آستین میدن بالا (مدلشه)ته ریش انواع و اقسام مدل ها رو به معرض میزارن...عموما هم بلوزاشون داخل شلوارشونه..(کلا بحثم اینه که تیپ میزنن)..خب این به معرض دید گذاشتن نیست؟آیا اینها دل دختران رو نمیبره؟هیچکدوم ازین پسرها دارن نمیگن ما خوشگلیم و خوشتیپ؟ البته اینها من باب سوال در ذهنم پرسیده شده..اگه جواب داده بشه ممنون میشم ممنون از مقالات |
|||
|
|
۰:۳۶, ۱۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۱۴:۲۵ توسط paradise.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول:سلام با تشکر از گردآوری مطالبسئوال اولتون گنگ هست.لطف کنید بیشتر توضیح بدید تا پاسخ مناسب داده بشه. نقل قول:سوال دوم:در مورد اینکه چرا حس تحریک پذیری زن هارو به لمس محدود کردید؟کدوم دانشمند بی عقلی همچین چیزی رو به همه ی و عموم زن ها نسبت داده؟یه همچین پدیده ای فقط محدود به عده ی خاصی از زنها میشه..نه عموم!(البته مقصر عفت و حیا خانومهاست که هیچ وقت بیان نمیکنند ..وگرنه در محافل دخترانه عکس یا فیلم پسری به نمایش در بیاد پسر خوب آقا وبا ایمان فقط مشکل این باشه که یکم جنتلمن باشه و خوشتیپ..مثلا ارتشی ها بعضی هاشون خیلی شیکند...چرا دخترها با نیشخند میگن وای جای داداشم چه بازویی..چه قدی..چه نگاهی..چه نفسی..(بازم بگم؟)(همه میدونن داره در ذهن خودش آرزوی بودن باهاشو میپرورونه..و این در بقیه دخترهای محفل هم وجود داره...شکی نیست که زنها هم تحریک میشن اما این تحریک با تحریکی که جنس مذکر میشه خیلی متفاوت هست.اکثر دختران علاقه دارن قبل اون فرد رو بدست بیارن اما پسرا بدن زن رو دوست دارن.یعنی غریزه جنسی مرد به شدت از غریزه جنس زن قوی تر هست.زنها بیشتر از اینکه به غریزه جنسی توجه کنن به عاطفه و احساسات و اونم احساسات پاک ت.جه میکنن. شما در مورد قدرت غریزه جنس در مردان کمی تحقیق کنی متوجه میشی که چرا بیشتر در مورد زنان صحبت میشه. البته حجاب در مورد مرد هم وجود داره و باید رعایت بشه اما به طور کلی این مسئله به خاطر فطرت زن و مرد برای زن بیشتر مطرح شده. نقل قول:الانم همونطور که میدونید بیشتر پسرانی که خدا پیغمبر حالیشونه با زنان مطلقه ای یا دخترانی که نیاز به اذن ولی ندارند که آزادند صیغه میکنند برای روابطشون...تا زمانیکه بتونند ازدواج کنند به سراغ یک دختر آفتاب مهتاب ندیده میرن و کسی هم از روابط قبل ازدواجش خبر ندارهاولا این اصلا بیشتری نیست و اکثریت پسرای مذهبی سراغ این کار نمیرن. دوما فکر میکنید این رابطه به خاطر چی به وجود میاد؟؟؟ وقتی خودمون رو میکشیم هی میگیم حجاب کامل ،حجاب کامل به خاطر همین مسائل هست.که جوون رو زودتر از موعد تحریک نکنن که دست به این کارها بزنه. وقتی یه خانم با مانتوی کوتاه میاد بیرون یک جوون رو تحریک میکنه.این جوون کجا باید خودش رو ارضاء کنه؟؟؟؟میدونید که تحریک شدن و تخلیه نکردن کاملا کار فکری مرد رو مختل میکنه و باعث خیلی اختلالات روانی و ...میشه.حالا این جوون چندتا راه داره.اول خود ارضایی.که کاملا با اثرات منفیش آشنایی دارین. دوم ارتباط با یک دختر که این هم آسیبهای روانی و اجتماعی زیادی داره. سوم ازدواج دائم که این هم به خاطر همین مسائل اجتماعی و بالا رفتن توقع دخترا و جامعه و شرایط سخت خیلیا نمیتونن برن سراغش. چهارمن ازدواج موقت.که این راه راه شرعی اما با تمام اون آسیبهاست و فقط برای اینکه جوون از حیطه دین خارج نشه و دچار قبح شکنی نشه.که البته کلی آسیب روانی هم داره. این برای صدمین بار توی تایپیکها داره گفته میشه که مرد بادی چشم رو کنترل کنه و نوع پوشش مناسبی داشته باشه.اما این مسئله برای زنان چندین برابر هست.اون هم به علت فطرت زن و مرد و طالب و مطلوب بودن زن و مرد هست.مرد نمیتونه چشم رو ببنده و راه بره اما زن میتونه بپوشه و راه بره.بدن زن برای مرد آنچنان تحریک کننده هست که حتی حضرت علی هم به زنان جوان سلام نمیکرد.اگه یک زن با پوشش بد بیاد تو خیابون اینکه مردان تحریک نشن یک رویا بیش نیست.چون نمیتونن نبینن.چشم چرونی برای وقتی هست که یک حانم حجاب مناسب داشته باشه اما یک لحظه از روی غفلت حجابش مختل بشه اینجا مرد وظیفه داره که چشم خودش رو کنترل کنه.نه اینکه زن عریان بیاد تو خیابون و توقع داشته باشه مرد نگاه نکنه.زن حریمی براش تعریف شده که باید این حریم رو نگه داره و بعد از اون برای مرد حریمی هست که مرد باید اون حریم رو نگه داره. در مورد طلاق و چهار زن و...هم باید بگم این حکم برای شرایط بسیار خاصی هست و اینکه گفته بشه هر کی خواست میتونه این کار رو بکنه اصلا درست نیست.کنیز و...هم که دیگه الان منسوخ شده. |
|||
|
|
۱:۵۲, ۱۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۰ ۶:۱۹ توسط libera.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ویرایش متن:::
در مبحث جشن هالوین یک عکس ارائه شده که آقایی خودش رو سرتا پا آبی کرده و فقط یه تیکه لباس پوشیده..دوستان تالار اعتراض کردند که زشته عکس رو بردارند....من یه چیزی عرض میکنم...تا حالا کنار دریا رفتید؟؟با چه مناظری روبرو شدید؟؟؟ در ورزشهایی مثل فوتبال یا والیبال ساحلی یه تیکه شرت ورزشی میپوشن ....سوال:چرا؟ در ورزشهایی باشگاهی لباس های حلقه ای میپوشند..سوال:چرا؟ چطور شده که ارزشی مثل حجاب مردان ما که حتی مثل زنان لباس هایی بلند مانند ردا به تن میکردند شده کت وشلوار ..بلوز شلوار...شد بلوز آستین کوتاه شلوار لی...شد شلوار لی فاق کوتاه..یه تیشرت یقه باز تا ناف آستین حلقه ای؟؟بعضی ها هم که با شلوارک های سه ربع یا تا زانو میان در انظار عموم...چطور شد واقعا؟ کدوم بشری میاد میگه دل دختر نمیلرزه جناب 4815 فرمودند کمی تحقیق انجام میدهند تا بتونند پاسخ ها رو بیابند.. ممنون |
|||
|
|
۱۳:۳۴, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
چشم چرانی یا ذهن چرانی؟
نیاز به جنس مخالف، یکی از نیازهای اساسی است که وقتی توسط شخصی از جنس مخالف برطرف می شود آن قدر در فرد احساس رضایت و خشنودی ایجاد می کند که مسلما هر فردی برای رسیدن به این خشنودی نسبت به جنس مخالف کشش پیدا می کند و... چشم چرانی یا ذهن چرانی؟ نیاز عاطفی اشتیاق و خواسته ای است که در صورت ارضا شدن در فرد احساس رضایت و شادمانی ایجاد می کند و در غیر این صورت موجب احساس ناکامی و ناخشنودی در فرد می شود. شاید هزاران نیاز عاطفی وجود داشته باشد، نیاز به تفریح، تماشای فوتبال، رفتن به خرید، شرکت در مهمانی و ... بعضی از این نیازها در ما وجود دارد و بعضی دیگر وجود ندارد. اما برخی از نیازهاست که در همه ما مشترک است. نیاز به جنس مخالف، یکی از نیازهای اساسی است که وقتی توسط شخصی از جنس مخالف برطرف شود آن قدر در فرد احساس رضایت و خشنودی ایجاد می کند که مسلما هر فردی برای رسیدن به این خشنودی نسبت به جنس مخالف کشش پیدا می کند و به طور قطع برای کنترل و هدایت و ارضا این نیاز در مجرای طبیعی است که اسلام ازدواج را امری مستحب موکد قرار داده است. اما گاهی اوقات این کشش شکل غیر طبیعی به خود گرفته و تبدیل به اختلال می گردد. یکی از انواع این اختلالات چشم چرانی است که عمدتا در مردان مشاهده می شود. این که مشکل به چه دلیل در افراد شکل می گیرد می توان دلایل مختلفی را نام برد. به تعریف و نشانه شناسی این مشکل نخواهیم پرداخت چرا که برای همگان روشن است ولی ذکر این مطلب ضروری است که این مشکل در بسیاری از موارد علی رغم میل باطنی فرد شکل گرفته و افراد بعد از ارتکاب این عمل، عمدتا احساس گناه می کنند و همچنین سعی دارند این رفتار را مخفیانه و به دور از چشم قربانی انجام دهند. به طور کلی برای بروز این رفتار چند عامل مهم را می توان برشمرد * تربیت دوران کودکی، نوجوانی و بزرگسالی * قدرت تجسم * جذابیتهای(محرکهای) محیطی * تغذیه های فکری شامل دوستان که یک کلاس آموزشی غیر رسمی به شمار می روند و خصوصا در دوران نوجوانی بسیار نقش دارد. * رسانه های گروهی، ماهواره، سایتهای اینترنتی * جو خانوادگی(مانند عدم رعایت شئونات رفتاری از جانب پدر و مادر و یا پوشش نادرست مادر در منزل * فیلمها و کتابهایی که در سنین نامناسب در اختیار کودک یا نوجوان قرار گیرد * محرومیتهای شخصی منظور از مدیریت ذهن این است که محتوای ذهن و فکرمان را خودمان انتخاب و کنترل کنیم. افراد مبتلا به چشم چرانی فاقد چنین توانایی مدیریتی هستند و وقتی انتخابی بر روی محتوای ذهن خود ندارند مسلما هر فرد نیازمند آن است که از لحاظ عاطفی و احساسی مورد توجه قرار گیرد. اگر این ارضا عاطفی و احساسی به موقع صورت نگیرد، مسلما این نیاز در فرد شکل گرفته و برای تامین آن ممکن است به رفتارهای نامعقول اقدام نماید. برخی از افراد وارد روابط تعریف نشده با جنس مخالف می شوند. این دسته از افراد از لحاظ شخصیتی دارای تیپ برون گرا هستند ولی تیپ شخصیتی درون گرا رفتارهای دیگری مانند چشم چرانی را اتخاذ می کند. فقدان مدیریت ذهن منظور از مدیریت ذهن این است که محتوای ذهن و فکرمان را خودمان انتخاب و کنترل کنیم. افراد مبتلا به چشم چرانی فاقد چنین توانایی مدیریتی هستند و وقتی انتخابی بر روی محتوای ذهن خود ندارند، خود ذهن محتواها را پیدا کرده و کار می کند که مسلما محتوای انتخابی ذهن ما تحت تاثیر آرزوها، نیازها، اضطراب، کمبودها و ناکامی ها و ... خواهد بود. وقتی ذهن ما درست کار نکند و تنها تحت تاثیر ناکامی ها باشد مسلما بر روی رفتار هم تاثیر نامطلوبی خواهد گذاشت. حال برای رفع این مشکل چه باید کرد؟ چشم چرانی یا ذهن چرانی؟ اگر شما فردی هستید که از این مشکل رنج برده و دایما احساس گناه می کنید بهتر است که به این نکات توجه داشته باشید: * این تعهد را در خودتان ایجاد کنید که به محض قرار گرفتن در موقعیت چشم چرانی، فرمان توقف یا "ایست" به خودتان بدهید. این تمرین را می توان از موقعیتهای خنثی آغاز کرد. مثلا وقتی مشغول تماشای تلویزیون، یک فیلم، یک شی و .. هستید این فرمان را به خودتان بدهید و خودتان را موظف کنید که مثلا پانزده دقیقه به تماشای آن صحنه نپردازید. از آن طریق می توانید بر روی نگاههای خود کنترل بیشتری بیابید و هنگامی که در موقعیت تحریک کننده قرار بگیرید بر روی رفتارتان تسلط بیشتری داشته باشید. * به طور قطع افرادی که دچار مشکل چشم چرانی هستند خوب می دانند که در چه موقعیتهایی و در مقابل چه افرادی بیشتر دچار این مشکل می شوند لذا توصیه می شود حتی الامکان این موقعیتها را شناسایی کرده و از قرار گرفتن در این موقعیتها احتراز کنند. * اگر ناخواسته در چنین موقعیتهایی قرار گرفتید(مثلا در یک اتاق انتظار و یا آسانسور با تعداد زیادی خانم رودر رو شدید) آرامش خودتان را حفظ کنید، چند نفس عمیق بکشید و سعی کنید فکرتان را متمرکز کنید. به خاطر داشته باشید که این یک موقعیت طبیعی است که هر کسی می تواند در معرض آن قرار بگیرد اما شما به خاطر مشکلی که داشته اید با این نوع موقعیتها دچار چالش می شوید. در هر حال سعی کنید نگاه خود را متوجه محرکهای خنثی محیط مانند مطالعه مجله، نگاه کردن به زمین و در صورت امکان به ترک موقعیت بپردازید. * موفقیتها و شکستهای خود و همچنین موقعیت هر کدام از آنها را ثبت کنید. ثبت این موارد و این خود نظاره گری، بر توانایی کنترل شما می افزاید. * زود تسلیم نشوید احساس ناکامی، رنجش، اضطراب، خشم و تنفر و .. احساساتی است که مسلما با تلاشهای شما برای غلبه بر این مشکل توام می شود. بنابراین زود نا امید نشوید. اگر تمرکزتان را حفظ کرده و به تلاشتان ادامه دهید این احساسات زودگذر خواهد بود. چشم چرانی اگر به صورت عادت در آمده باشد همچون خصایص طبیعی و ذاتی، دامنه دار و پرنفوذ می گردد و به منزله طبیعت دوم در می آید. در این حال رهایی از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمی راسخ دارد * طرد افکار شیطانی برای کنترل نگاه باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانی دور نگه داشت زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. * تقویت اراده چشم چرانی اگر به صورت عادت در آمده باشد همچون خصایص طبیعی و ذاتی، دامنه دار و پرنفوذ می گردد و به منزله طبیعت دوم در می آید. در این حال رهایی از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمی راسخ دارد. آنچه در شروع کار مهم است خواستن و انگیزه داشتن است. برای مبارزه با چشم چرانی باید دو کار انجام داد: * به خواسته نفس پاسخ داده نشود. * عادت پسندیده ای جایگزین گردد و خود را به کارهای مناسب و مطلوب مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول ساخت. |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۱۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۱۴:۱۹ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
چرا مسأله حجاب بیشتر روی زنان تكیه شده است؟
![]() برای روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است: الف- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی بر اساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است كه برای رسیدن به كمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یك از آنها در حدّ نیاز طبیعی، سبب شكوفایی همه استعدادهای انسان شده و او را به سوی كمال سوق داده است. پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است. ب- توجه به ساختار فیزیولوژی انسان نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهای مستقیم با تفاوتهای جسمی و روحی زن و مرد دارد. در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و نیز روانشناسی زن و مرد ثابت شده كه مردان نسبت به محرّكهای چشمیِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است، از سوی دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتی یكنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده تحت تأثیر محرّكهای شهوانی قرار میگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّكهای حسی پاسخ میدهند. حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیك است. از این گذشته چون هورمونهای جنسی زن به صورت دورهای ترشخ میشوند و به طور متفاوت عمل میكنند، تأثیر محرّكهای شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار كمتر است. با توجه به مطالب فوق میتوان گفت: حجاب در اسلام از یك مسئله كلّی و اساسی ریشه گرفته است. اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی (چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها برای كار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربی كه حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم میآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم میریزد. اسلام قائل به تفكیك میان این دو محیط است و برای تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بی بند و باری در پوشش به معنای عدم ضابطه در تحریك غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسی است كه آثار شوم آن بر كسی پوشیده نیست. پوشش زن در اسلام به این معنا است كه*، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه*گری و خودنمایی خودداری كند. بنابراین*; لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ كرامت زن است تا مورد بهره*برداری هوسبازان*، قرار نگیرد. درست است كه حجاب*، در ظاهر محدودیت زن را نشان می*دهد; اما واقع و روح مسئله*، حكایت از محدودیت كامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است.* ج- آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی 1- بهداشت روانی اجتماع و كاهش هیجانها و التهاب جنسی كه سبب كاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است. زیرا آزادی معاشرتهای بی*بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می*كند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه*ای نیرومند است كه هر چه بیشتر اطاعت شود، سركش*تر می*شود. افزون بر این*، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می*شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می*بندد. یعنی نگاه كه اولین واسطة ارتباط زن و مرد است*، باید كنترل شود. به مرد می*گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می*گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن*ّ و یحفظن فروجهن*ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی كنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه كنند، و یك وظیفه خاص نیز برای زن دارد; و آن این كه خود را از مردان بیگانه بپوشاند. 2- تحكیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت كامل زوجین. اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در كادر ازدواج مشروع*، پیوند زن و شوهر را محكم می*سازد و به هر یك از طرفین این اعتماد را می*دهد كه او تنها كسی است كه مورد عنایت و علاقه شریك زندگی خود قرار دارد. در حالی كه در جوامع غربی و سیستم*های آزاد; رقیب و مزاحم*، امنیت خاطر زوجین را از بین می*برد. با رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میكنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهای خطرناك میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند. 3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی كار و فعالیّت ارتباط حساب نشده و بی*بند و باری*ها، نیروی كار و فعالیت اجتماع را ضعیف می*كند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی*، اقتصادی*، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست*. ولی با آلوده كردن محیط كار و فساد مخالف است*. لذا در اجتماعی كه حریم بین زن و مرد رعایت نشود، ركود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود. دختر و پسری كه در محیط كار و دانشگاه تحریك شهوانی شوند، از تمركز و كارآیی آنها كاسته میشود و حكومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فكری و كاری است. 4- بالارفتن ارزش واقعی زن و جبران ضعف جسمانی او زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری*، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می*شود. اسلام تأكید دارد كه هر اندازه زن متین*تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می*شود. حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یكی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلكه برای مصونیّت او توصیه كرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، ركود و سركوبی استعدادهای زن نیست، بلكه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع كرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد كه در صدد كام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است. علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این كه چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است كه میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها، مرد شكار است و زن شكارچی، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی. میل زن به خود آرایی از حس شكارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریك كننده به كار برند. این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است".(1) به عبارت دیگر: جاذبه و كشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری جنس مردانه، یكی از علتهای این حكم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل كه تنها فریب شیطانیاند نمیباشد، بلكه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این كاملاً معقول است كه هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل یك ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید. به یاد داشته باشیم كه غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سركشتر میگردد، همچون آتش كه هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یك عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در میآورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و كشانده شدن عدهای به همجنس بازی نشانه آشكاری از این حالت است. بنابراین رعایت نكردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد. گاهی نیز لذت غریزة جنسی را به واسطة زیاده روی و افراط از بین می برد و انسان را به امور دیگر می كشاند. در مورد مردان نیز این گونه نیست كه بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلكه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و كارهای سخت و به جهاتی كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است. پي نوشت ها : 1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص 2. همان، ص 434 |
|||
|
|
۱۴:۴۹, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
با عرض سلام خدمت کاربران محترم... بدون هیچگونه صحبتهای اضافی میرم سر اصل مطلب... متاسفانه در چند روز اخیر شاهد یک سری بحث و جدل های بی مورد در زمینه حجاب بودم. حرفها و صحبتهایی که متاسفانه توام با توهین و فاقد هرگونه ارزش معنایی بوده که نه تنها بنده بلکه هر انسان عاقلی چنین بستری برای گفتگو رو نمی پذیره! اگر قرار باشه کسی بهمون توهین کرد، ما هم در ادامه به توهینش جواب بدیم، اینجا تبدیل به میدان جنگ میشه نه تالار گفتگو!!! هرکس میتونه از دکمه "گزارش توهین و تخلف به مدیران" استفاده کنه که حتما مورد رسیدگی قرار میگیره... این دکمه در پایین هر پست وجود داره! متاسفانه کسانی هستند که هنوز از اخلاق گفتگو بهره ای نبردند، البته بنده امیدوارم چنین شرایطی عمدا بوجود نیومده باشه!! در تاپیک "چادر اذیتت نمیکنه؟" هم شاهد چنین بی نظمی هایی بودم که دیروز مجبور شدم تعدادی از پستها رو حذف و ویرایش کنم. با چند نفر از کاربران مشورتی انجام دادم و همگی خواهان بستن این تاپیک بودند. اگر آداب گفتگو بخواد به همین منوال پیش بره، علی رغم میل باطنیم مجبور میشم تاپیک ها رو ببندم. این نکته برای تمامی تاپیکها در بخش "اخلاق اسلامی و سیره معصومین" صدق میکنه. موفق و پیروز باشید. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فلسفه ی حجاب در اسلام چیست؟!!! | zarati313 | 33 | 22,363 |
۱۵/آذر/۹۳ ۱۴:۰۵ آخرین ارسال: خادم المهدی |
|
| بررسی و تحلیل روایات حجاب در اسلام | seamoosavi | 1 | 1,823 |
۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: seamoosavi |
|








![[تصویر: hijab2.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/a/a3/hijab2.jpg)



![[تصویر: 92_900421_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/9004/ImageNews/900421/92_900421_L600.jpg)
![[تصویر: 94_900421_L600.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/9004/ImageNews/900421/94_900421_L600.jpg)
![[تصویر: 0010292.jpg]](http://rasekhoon.net/userfiles/Article/1389/08%20dey/04/0010292.jpg)
