|
اخبار و سخنرانی ها و رهنمودهای سید حسن نصرالله
|
|
۱۱:۱۰, ۳۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم والحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا، شفیع ذنوبنا و حبیب قلوبنا ابا القاسم المصطفی ابن عبدالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی آله الطیبین الطاهرین السلام علیکم و رحمةالله و برکاته من با اینکه خیلی به زبان فارسی وارد نیستم ولی تصمیم گرفتم که ان شاء الله در این مجلس با این زبان مبارک صحبت کنم. یقین دارم که آن مطالب و مسائل که قصد دارم بیان کنم، نمی توانم بیان کنم. ولی فکر کردم اگر با زبان عربی صحبت کنم و ترجمه بشود، هم مجلس شاید یک کمی تلخ شود و از یک طرف دیگر اگر من با فارسی شکسته مستقیماً با زبان فارسی صحبت کنم شاید حرف از دل، به دل بنشیند. خلاصه اگر بعضی کلمات یا جملات خیلی روشن نبود یا ناقص بود مخصوصاً از علما و اساتید و همه ی برادران و خواهران معذرت می خواهم که شما هم قبول دارید. اگر معذرت مرا نمی پذیرید باید به زبان عربی حرف بزنم. من دوست دارم که در این فرصت کنونی یک مختصری از منطقه یمان بگویم، جدا از بحث های فکری و فرهنگی که الحمدلله این جا شما از علما و اساتید بهره مند هستید. اوضاع لبنان قبل از انقلاب اسلامی ایران قبل پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (قدس سره الشریف) منطقه ی ما به مرحله یأس و ناامیدی رسیده بود و اسرائیل بر فلسطین و یک قسمت هایی در سرزمین های اسلامی در لبنان، سوریه و اردن کاملاً مسلّط شده بود. دولت های عربی به این نتیجه رسیدند که با اسرائیل نمی شود جنگید و باید تسلیم شد و باید برویم در خط مذاکره. آن ها منتظر بودند یک فرصتی برای این چنین کاری -یعنی مذاکرات صلح – آماده بشود. ملت ها هم مأیوس شدند. از یک طرف ظلم رژیم های عربی به این ملت ها بود، که دیگر آن ها روحیه ی شان را از دست دادند. فرهنگ غیر اسلامی ای که بر جوامع عربی غالب شد، تاثیر داشت. کسی نبود بیاید به این ملت ها و این دولت ها نشان بدهد که نه! می شود با اسرائیل مبارزه کرد، می شود در مقابل اسرائیل ایستاد و می شود او را شکست داد. منطقه و ملت ها، خصوصاً کشورهای عربی منتظر چنین چیزی بودند و الّا اوضاع همیشه به این سمت پیش می رفت و بالاخره همه تسلیم می شدند، هم دولت ها هم ملت ها. در این میان حتی آن روزها سازمان آزادی بخش فلسطین به ریاست یاسر عرفات به این نتیجه رسیده بودند و به دنبال بهانه برای مذاکره با اسرائیل بودند و دیگر بحث نابودی اسرائیل، در آن جا مطرح نبود. اگر کسی در آن منطقه می آمد و می گفت، باید کاری بکنیم که اسرائیل نباشد به او می گفتند «دیوانه! اصلاً غیر واقعی فکر می کند. » انقلاب همه چیز را عوض کرد… در این میان انقلاب اسلامی ایران پیروز شد. یک قدرت عظیمی برای اسلام به وجود آمد، تحولات زیادی در منطقه و در کل جهان ایجاد شد. معادلات جهانی و محاسبات جهانی عوض شد. من می توانم بگویم که از مهم ترین مناطق دنیا، که با انقلاب و حضرت امام و این فرهنگ همراهی می کردند و از آن متأثر بودند، منطقه ی ما یعنی لبنان و فلسطین و شامات بود و آن منطقه تحت تأثیر قرار گرفت. می دانید کسانی که ضعیف، ذلیل و مأیوسند، بالاخره این ها منتظر غیبند. این عطیه الهی به مسلمین جهان، همین انقلاب اسلامی و وجود مقدس امام (قدس سره الشریف) بود و تحول بزرگی در منطقه ی ما به وجود آمد. در درجه اول تحول فرهنگی یعنی طرز تفکر، افکار و مفاهیم، داشت در منطقه ما عوض می شد و از پیروزی انقلاب و حرکت حضرت امام (قدس سره) الگوهای زیادی گرفتند. این خیلی مهم بود. وقتی همه تسلیم می شوند! تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ۲۳ سال اسرائیل به لبنان حمله می کرد و می-خواست لبنان را تصرف کرده و همه آن را اشغال کند. یک دولت مزدور لبنانی بر او بسازد و این دولت مزدور لبنانی بیاید و با اسرائیل سازش کند و یک قرارداد صلح با اسرائیل امضا کند و دیگر لبنان مبدل بشود به یک کشورغیر اسلامی، که کاملاً تابع اسرائیل باشد و یک دولت طایفی بر آن حاکم باشد. حالا من نمی خواهم در این جزئیات وارد شوم. اسرائیل به لبنان حمله کرد. متاسفانه سازمان های فلسطینی تا یک حد کم جنگیدند و دیگر تسلیم شدند. احزاب لبنانی هم، تعداد زیادی از این احزاب تسلیم شدند. فشار شدیدی بود و ارتش اسرائیل توانست بیشتر از ۵۰ درصد از سرزمین لبنان را اشغال کند و بقیه مواضع که آزاد بود آماده تسلیم شدن بود، یعنی روحیه مقابله و مقاومت نداشتند. این حرکت اسرائیلی که به ظاهر یک کار خطرناک بود- حالا من زیاد نمی توانم با زبان فارسی توصیف کنم.- یعنی ظاهرها العذاب ولی باطنها کان رحمة باطنش رحمت بود! !و همان جا هم، همان حرف امام درست شد ” الخیر فی ما وقع” همان جا هم حاصل شد. و عسی ان تکرهوا شئ و هو خیر لکم همان جا هم حاصل شد. تشکیل حزب الله حمله اسرائیل به لبنان یکی از علت های اصلی تسریع در تشکیل جریان حزب الله و مقاومت اسلامی شد. یعنی قبل از آن حمله وسیع اسرائیل چیزی به نام حزب الله و جریان جهادی انقلاب اسلامی در لبنان اصلاً وجود نداشت. آن زمان یک جمعی از علما و مؤمنین و مجاهدین و در خط مقدّم آن سیدالشهدای مقاومت اسلامی شهید سید عباس موسوی آمدند خدمت حضرت امام که لبنان اینجوری شد و سازمان های فلسطینی این طور کردند؛ سازمان های لبنانی این طور کردند، تسلیم شدند و لبنان افتاد دست اسرائیل و بیشتر از این هم دولت لبنان به اسرائیل وابسته شده ، و در ارتش لبنان هم یک عده کنار ایستادند. یک عده هم با اسرائیل همکاری کردند. یک عده از مردم لبنان، بعضی جریانات طایفی هم با اسرائیل همکاری کردند، هماهنگ کردند. بالاتر از این نیروهای چند ملیتی (نیروهای آمریکایی، فرانسوی و دیگران) برای تقویت و حمایت اسرائیل از دولت لبنانی وابسته به اسرائیل به لبنان آمدند. شما از صفر شروع کنید ! شرایط آن روز خیلی سخت بود. خیلی دشوار بود. ما که چیزی نداشتیم معجزه ی الهی اینجاست. قضیه حزب الله اینجاست. حالا ما نمی خوهیم زیاد در مسائل سیاسی بحث کنیم. ما آمدیم گفتیم وظیفه ما چیست؟ و ما مقلد شما هستیم، تابع شما هستیم. هر چه بفرمایید ما می رویم آن جا عمل می کنیم. گفتیم ما چیزی نداریم. تعدادمان کم است امکانات نداریم و از لحاظ مادی چیزی نیستیم مخصوصاً در مقابل اسرائیل و نیروهای عظیمی که به لبنان آمدند. خب این مسئله فقیه می-خواهد. ولی امر می خواهد. باید یک روحانی به لبنان بیاید به جوانان لبنانی و ملت لبنان بگوید باید ایستاد، باید مقاومت کرد، باید شهید داد. با اینکه تعداد زیادی از روشنفکران و حتی علما با این نوع مبارزه مخالفند. می گویند این ” القا النفس فی التهلکه” است، این خودکشی است. یعنی مبارزه با اسرائیل در منطقه مخصوصاً با آن شرایط، در جامعه ی ما خودکشی تلقی می شد. حضرت امام فرمودند: وظیفه ی شرعی و اصلی شما این است که بروید مبارزه کنید، بجنگید، مقاومت کنید. لبنان را به یک قبرستان یهودی تبدیل کنید. یعنی لبنان باید یک قبرستان یرای سربازان اسرائیل باشد. کار شما این است. وظیفه تان این است. امام می دانست ما چیزی نداریم و نداشتیم. می گفت: ” شما از صفر شروع کنید ولی بدانید که پیروزی از آن شماست. بروید و این کار را بکنید. زیاد حرف نزنید بروید کار کنید و مبارزه کنید، جهاد کنید.” حزب دیوانه ها! برادران برگشتند و این جریان جهادی تشکیل شد و مبارزه شروع شد. آن روزها کسی ما را قبول نمی کرد. نه حرف ما را و نه منطق ما، و به ما می گفتند که تو حزب الله نیستی – حزب المجانین هستی- دیوانگان. می گفتند شما چند جوان دیوانه، روحانی جوان، مجاهد جوان و استاد جوان آمدید اینجا و می خواهید در این کشور خرابی ایجاد کنید. مقاومت مظلومانه مجاهدین حزب الله در سال های اول وقتی که مبارزه می کردند خیلی مظلوم بودند. نه فقط از طرف دشمن از طرف دوست هم مظلوم بودند. یعنی وقتی که هسته ای از هسته های مقاومت یک عملیاتی انجام می داد و می خواست یک جایی مخفی شوند و فرار بکنند، کسی از مردم آن ها را نمی پذیرفت، در می زدند ولی آن ها را رد می کردند. می ماندند در خیابان، اسرائیلی ها هم می آمدند و آن ها را دستگیر می-کردند. خیلی مظلومانه هم مبارزه می کردند. ولی به خاطر صداقت این مجاهدین، خلوص، عشق به شهادت، پیروی صادقانه از حضرت امام، علاقه به امام حسین(علیه السلام)، امیدی که در دل هایشان به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود، این جریان جهادی را ادامه دادند. عملیات استشهادی سلاح پیروزی! یک نوع جدیدی از عملیات به نام عملیات استشهادی در صحنه عمل کرد که در تاریخ مبارزه با اسرائیل نبود. ۵۰ سال قبل از حزب الله، نشد کسی با یک ماشین پر از مثلاً مواد منفجره بیاید یا این که مواد را به خودش ببندد و مثلاً به کاروان نظامی یا دفتر نظامی یا اردوگاه نظامی حمله کند و خودش را با بشر و خوشحالی و چهره خندان منفجر کند. این در تاریخ جنگ بین اعراب و اسرائیل نشده بود. خلاصه در این مبارزات خدا کمک کرد و واقعاً یک پیروزی عظیمی برای مقاومت اسلامی فقط در طول ۳ سال حاصل شد. اسرائیلی ها کشته دادند، زخمی دادند و خودشان می-گویند که اگر خساراتی که در لبنان به ما وارد شد و خساراتی که در کل جنگ های عرب و اسرائیل وارد شده را حساب کنیم، بیشتر در لبنان خسارت دیدیم. چون لبنان کوچک و ضعیف است و چیزی نداشت و آن ها مجبور شدند که بعد از کمتر از ۳ سال به این منطقه ی کوچکی که امروز می گویند ” کمربند امنیتی جنوب لبنان” عقب نشینی کنند. به این بهانه که می خواهند برای دفاع از شهرک های شمال فلسطین و مرزهای شمالی فلسطین که مجاهدین به شمال فلسطین حمله نکنند و از جنوب لبنان برای چنین عملیاتی استفاده نکنند، آنجا حضور داشته باشند. ما فکرش را هم نمی کردیم! این پیروزی بزرگی بود؛ اول برای امام، حرف امام، خط امام، تفکر امام و برای مومنین و مجاهدین که این پیروزی را واقعآ خدا داد. ما اصلاً فکر نمی کردیم حتی آن لحظه که اسراییلی ها اعلام کردند ما عقب نشینی می کنیم، ما فکر کردیم دارند دروغ می گویند، ولی عقب نشینی کردند، با ذلت، اصلاً می شود گفت فرار کردند نه اینکه عقب نشینی کردند. نقشه دشمن نقش بر آب شد! خوب بعدش ما در این چند سال اخیر ادامه دادیم تا به این مرحله رسیدیم .حالا اینجا مرحله کنونی چیست؟ پنج سال قبل، مذاکرات صلح شروع شد. آمریکا خیلی روی این قضایا زحمت کشید و همه دنیا جمع شدند تا این مذاکرات به یک نتیجه مثبتی برسد، مثبت به معنی تامین منافع آمریکا و اسراییل در منطقه و اینکه دولت های عربی و ملت های عربی سازش را می پذیرند، همین. یعنی منظور از نتیجه مثبت این است، و بعد از جنگ دوم در خلیج فارس، معروف به “عاصفه الصحرا” وضع ملت های عربی و دولت های عربی خیلی بد شد. اصلاً نه می شد مقابله کرد نه می شد مبارزه کرد ولی حرکت و مجاهدات حزب الله در لبنان و مجاهدات برادران ما در حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، این جریان را عوض کرد. مذاکرات صلح به بن بست رسید و حالا در بدترین شرایط ،الحمد لله. اسراییلی ها از آن روزی که به سرزمین لبنان وارد شدند و با حزب الله جنگیدند یعنی سیر صعودیشان پایان یافت و سیر نزولی یشان آغاز شد. اسرائیل کبری ساقط شد! اسراییل ده-دوازده سال قبل به خاطر فشار و مبارزات حزب الله مجبور شد عقب نشینی کند، این به معنای انتهای اسراییل کبری است، یعنی آنها یک برنامه داشتند به عنوان “اسراییل کبری” از نیل تا فرات. این در لبنان دفن شد، این در لبنان تمام شد. دیگر اسراییلی ها چنین فکری حداقل در کوتاه مدت یا در میان مدت نمی توانند بکنند چرا؟ اسراییل کبری که باید از نیل تا فرات تشکیل شود باید نیروهای مسلح حضور و امکانات و تسلط کامل در منطقه داشته باشد، خوب وقتی که ارتش اسراییل نتوانست بر پنجاه در صد از سرزمین لبنان تسلط پیدا کند، نتوانست در مقابل جند صد نفر مجاهد بایستد و نتوانست در مقابل یک تشکل و یک جریان جهادی انقلابی نه در مقابل یک ارتش، نه در مقابل یک دولت، در مقابل یک تشکل و یک جریان جهادی بایستد و مجبور شد عقب نشینی کند، پس چگونه می تواند از نیل تا فرات دولت تشکیل بدهد. این دولت بزرگ ساقط شد، یعنی این جوانان مبارز حزب اللهی، برنامه های بزرگ اسراییل را خراب کردند وشکست دادند. غیر از اسراییل کبری، یک برنامه دیگر به نام ” اسراییل عظمی” مطرح است. اسراییل کبری! اسراییل عظمی! فرق بین اسراییل کبری و اسراییل عظمی چیست؟ اسراییل کبری این است که اسراییل یک کشور بزرگی باشد یک مرزش نیل و یک مرزش فرات است. یعنی یک کشور. کشورهای دیگر ادغام بشوند. یعنی دیگر چیزی به نام لبنان، مصر، سوریه و اردن و اینها نیست، یک کشور بزرگی در منطقه به نام کشور اسراییل بوجود آید. این اسرائیل کبری است. اسرائیل عظما یک چیز دیگری است. و آن این است؛ همین فلسطین اشغالی، آنجا اسرائیل باشد یعنی دولت و ارتش و جامعه، ولی اسرائیلی ها بیایند بر کل منطقه خاورمیانه مسلط بشوند، دست بالایی داشته باشند از طریق دولت ها، سازمان های امنیتی، اقتصاد، رسانه های گروهی، احزاب، فرهنگ، آن چیزی که آقای شیمون پرز به عنوان خاورمیانه نو عنوان کرد. این اسرائیل عظما است. یعنی اسرائیل یک کشور است در فلسطین ولی اقتدار و تسلط بر منطقه دارد ، لذا حذف کشور لبنان و کشور سوریه و مصر و … و مکروا و مکر الله… آن ها می خواستند از طریق مذاکرات صلح به نتیجه برسند، ولی عملیات استشهادی داخل فلسطین و تقریباً یک سال و نیم پیش اگر یادتان یاشد، جنگ در ماه آوریل – ما می گوییم نیسان- هم ت ه اسم جنگ ۱۶روزه تعریف شد. که حزب الله در مقابل اسرائیل ۱۶ روز ایستاد. از نیروی هوایی، تانک و ابزارهای پیشرفته در مقابل این جوانان حزب الله. ۱۶ روز نتوانستند کاری انجام دهند و بنابراین شیمون پرز هم ساقط شد و همه ی روسای دنیا در شرم الشیخ اگر یادتان باشد، جمع شدند. آنجا جمهوری اسلامی را به عنوان حامی تروریست جهانی و منطقه ای متهم کردند و تصمیم گرفتند در مقابل جمهوری اسلامی بایستند و تصمیمی گرفتند که حزب الله و حماس و جهاد اسلامی را نابود کنند و این سازمان ها و جریان ها باید از بین بروند. در شرم الشیخ همه ی دنیا جمع شدند ولی خدا به این مجاهدین نصرت عطا کرد. شیمون پرز شکست خورد و یک کسی مثل آقای نتانیاهو آمد سرکار که آن جا هم مذاکرات صلح به بن بست رسید و عامل اصلی به بن بست رسیدن مذاکرات سازش همین مبارزات مجاهدان در فلسطین و لبنان بود که حالا من نمی-گویم برنامه ی اسرائیل عظما شکست خورد ولی من می گویم به بن بست رسید در کوتاه مدت و میان مدت. این هم یک پیروزی عظما بود. ولی بالاتر از آن تحول عظیم فرهنگی در منطقه ی ما، در ملت های ما، در ملت های عربی، چه شیعه باشد چه سنی، مسلمان کند . برای مطالعه کامل متن سخن رانی به آدرس زیر مراجعه کنید. .http://antiasrail.blogfa.com |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۳۵, ۳۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام وقتی سید حسن نصرالله در دهه شصت هم از ولایت فقیه دفاع می کرد و گاف های کروبی را جواب می داد! رجانیوز- عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. این ضرب المثل دقیقا بر ماجرای مخالفان ولایت فقیه و حضرت سید حسن نصرالله منطبق است. اخیرا، برخی از این افراد، به زعم خود برای آنکه شخصیت سید حسن نصرالله را زیر سؤال ببرند، یک فایل قدیمی ویدئویی از او را منتشر کرده اند که طی آن، سید حسن نصرالله از رابطه حزب الله با انقلاب اسلامی می گوید. طبق قرائن، این فایل به سال های 64 تا 67 مربوط است. در حالیکه منتشر کنندگان این ویدئو سعی داشته اند اینگونه جلوه دهند که سید حسن نصرالله به «ایران» ابراز وفاداری می کند، محتوای سخنان سید دقیقا برعکس آن است و سید حسن نصرالله ضمن تأکید بر وابستگی و پیوستگی به «انقلاب اسلامی» و «ولایت فقیه»، تأکید می کند حرفهای کسانی مانند آقای کروبی (نماینده وقت امام در حج) که می گویند حزب الله وابسته به «ایران» است مطلقا صحیح نیست. با هم این ویدئوی قدیمی و جذاب را می بینیم. گرچه زیرنویس در فیلم درج شده است، ولی برای سهولت امر، ترجمه کامل سخنان سید حسن نصر الله را هم تقدیم می کنیم: این ویدیو را از اینجا دریافت کنید
شکل نظامی که حزب الله در حال حاضر برای لبنانی می خواهد (با توجه به وضعیت کشور و تعدد مذاهب در آن) چیست؟این سؤالیست که همه مباحث گذشته، جوابش با این سؤال داده می شود. برای ما، خلاصه می کنم: در حال حاضر، ما هیچ طرحِ [اجرایی ای] برای نظام حکومتی در لبنان نداریم. ما معتقدیم که باید اول این حالت استعماری و اسرائیلی [که بر لبنان حاکم است] را پاکسازی کنیم و تازه آن وقت ممکن است که طرحی را اجرا کرد. [و لذا الان طرحی برای نظام حکومتی لبنان نداریم] و طرح [آن موقع ما]، یعنی طرحی که ما به عنوان مؤمنین معتقد، نمی توانیم طرحی جز آن داشته باشیم، طرح دولت اسلامی و حکومت اسلام است. و اینکه لبنان، فقط یک جمهوری اسلامی واحد نشود، بلکه جزئی از جمهوری اسلامی بزرگ بشود که حاکم اصلی آن امام زمان است و نائب بر حقش، ولی فقیه، امام خمینی بر آن حکمرانی می کند. ... ولی اگر بیایی و بخواهی این سلاح را به «قوات اللبنانیة» [یعنی فالانژهای ضد مقاومت] بفروشی. یا یخواهی به اسرائیل بفروشی. آیا در آن صورت جایز است؟ نه، جایز نیست. خب، ممکن است کسی بگوید این سلاح مال من است [پس به هر کس بخواهم می توان بفروشم]. بله، اما خدایی که تو را مالک این سلاح قرار داده، همان خدا برای تو حدودی مشخص کرده است و از طریق آن حدود، می گوید که فروختن سلاح به دشمنان خدا جایز نیست. سؤالی آمده است: گفته شده آیت الله کروبی ... این سؤال در چارچوب اسامی وارد شده و در اصل راجع به رابطه حزب الله با جمهوری اسلامی و رهبری انقلاب اسلامی ایران پرسیده است. این رابطه، برادران، برای ما اینگونه است: من یکی از کسانی هستم که در مسیر حزب الله و در دستگاه اجرایی آن فعالیت می کنم. من شخصا حتی یک لحظه در این سیستم نمی مانم اگر یقین و قطع نداشته باشم که این سیستم از طریق سلسله مراتب متصل است به ولی فقیهی که رهبر است و گوش کردن به حرفش از نظر شرعی مبرء الذمه است و دستورش لازم الاجراست. برای ما، این امری است یقینی و به آن اطمینان داریم. صحبت های دیپلماتیک و سیاسی در این بحث، اساس کار محسوب نمی شود. یعنی طبیعی نیست که آیت الله کروبی بایستد و بگوید: «بله، حزب الله، گروه ما در لبنان است.» این از نظر سیاسی صحیح نیست. از نظر رسانه ای صحیح نیست. [یعنی ما وابسته به ولی فقیهیم از نظر شرعی، نه به ایران از نظر سیاسی و ...] در سطح رابطه مستحکم و رابطه ماهوی ای که با رهبری جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه داریم، این مسئله برای ما مسئله ای قطعی است و به آن مطمئنیم. و این مسیر [حزب الله] را، فقط به این علت به آن پیوسته ایم و در آن جانفشانی می کنیم و خود را در معرض خطر قرار می دهیم چونکه قطعیت و اطمینان داریم که این خون، در مجرای ولایت فقیه جاری می شود. هر کس مطمئن نیست، باید برود و از [مسئولین] انقلاب اسلامی ایران درباره این موضوع بپرسد تا اطمینان و یقین پیدا کند. چه کسی درباره وضعیت سیاسی لبنان و اقتضائات آن اعلم محسوب می شود؟ مجتهدینی که دربرابر [مشکلات] این وضع ایستاده اند، یا مسئولین در جمهوری اسلامی ایران؟ اعلم کسی نیست جز امام خمینی. چرا؟ چون من پیشتر گفتم که وضعیت سیاسی لبنان جدای از وضعیت سیاسی منطقه نیست، بلکه بخشی از جنگی است که امت اسلامی درگیر آن است. بخشی از وضعیت کلی امت است. لذا همانطور که امام، این بخش [از درگیری] را می شناسد، آن بخش دیگر را هم می شناسد. در بعضی از دیدارهایی که در ایران با آقای خامنه ای داشته اند، بعضی هایشان به او گفته اند که لازم است مثلا هیئتی به لبنان بفرستید که وضعیت سیاسی آنجا را بررسی کند. آقای خامنه ای به آنها جواب داده: «ما دور از وضعیت لبنان [و بیگانه با آن] نیستیم. ما می دانیم در لبنان چه می گذرد.» نمی خواهم وارد جزئیات بشوم. ولی [باید بگویم که] امامی که برنامه ریزی می کند، برای امت برنامه ریزی می کند [نه برای یک کشور]. مجتهدین، نقششان در هر کشوری به عنوان مکمل خط امام محسوب می شود و به عنوان مکمل طرح امت واحد اسلامی. فلذا جایز نیست که درگیری امت با دشمنانش را تکه تکه کنیم. تا وقتی که دشمنان، جنگ واحدی را علیه کل امت در پیش گرفته اند، واجب است که مدیریت امت در این نبرد هم مدیریت واحد باشد، و آن هم از طریق امام. آیا ولی فقیه است که حاکمان را در همه کشورهای اسلامی منصوب می کند یا به آنها مشروعیت می دهد؟ بله؛ به این دلیل که ولایت او محدود به مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه ولایتش تا هر کجا که مسلمانان باشند امتداد دارد. ضمنا برای آنکه معلوم شود این مشی دینی حزب الله (که بیش از مسائل زودگذر سیاسی، برخاسته از نگاه عمیق اعتقادی است) امری مستمر بوده و از ابتدای تأسیس آن تا کنون ادامه داشته است، یک ویدئوی کوتاه دیگر از سید حسن نصرالله را هم که مربوط به همین چند سال پیش و مراسم سالگرد پیروزی حزب الله در آزادسازی جنوب لبنان است در ادامه می آوریم: این ویدیو را از اینجا دریافت کنید
ترجمه کامل سخنان حضرت سید در این کلیپ:... و [دشمنان ما] خیال می کنند وقتی که می گویند، ما [یعنی حزب الله] حزب ولایت فقیه هستیم، خیال می کنند این توهینی برای ماست. ابداً اینطور نیست. من امروز اعلام می کنم و این حرف جدیدی نیست: من شخصا افتخار می کنم که یک فرد در حزب ولایت فقیه باشم. حزب ولایت فقیهی که عادل، عالم، حکیم، شجاع، صادق و مخلص است. و به آنها می گویم: ولایت فقیه به ما که حزبش هستیم می گوید: «لبنان کشوری دارای تنوع طایفه ای و تعدد مذهبی است، و شما باید از آن محافظت کنید.» صلوات یا الله |
|||
|
|
۱۱:۴۵, ۲۵/مهر/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
من تاکنون معجزههای زیادی از این مرد خدایی آیت الله خامنه ای دیدهام اما در خلال این جنگ سه روزه لبنان در سال ۲۰۰۶ نفس خدایی او ما را بر رژیم صهیونیستی که خود را از لحاظ نظامی اولین ارتش منطقه میدانست پیروز کرد . آقا در جلسهای گفتند که به احتمال زیاد رژیم صهیونیستی در این تابستان یک عملیاتی برای اشغال نظامی قسمتهایی از لبنان و حذف حزبالله کلید بزند و شما باید آمادگی آن را داشته باشید. این در حالی بود که بررسیهای نظامی و اطلاعاتی ما چنین چیزی را نشان نمیداد بعد از چند روزی ما دقت خود را افزایش دادیم تا اینکه دو افسر صهیونیستی را دستگیر شدند و بعد از بررسیهای متعدد توطئه آنها کشف شد و رژیم صهیونیستی برای اینکه طرحش زیاد لو نرود عملیات خود را جلو کشید و زودتر از موقع اولیه به لبنان حمله کرد و به این طریق خیلی از طرحهای نیمه تمام آنها شناسایی و اطلاعات آنها ناقص ماند و ما به پیروزی بزرگی رسیدیم . معجزه دوم این مرد خدایی این بود که گفتند به بچهها در حزباله بگویید دعای جوشن صغیر بخوانند . گفتند آقا چرا این دعا؟ فرمودند: این دعا ، دعای افراد مضطرب و گرفتار است و انشاءالله روحیه آنها را تقویت و آنها را پیروز میگرداند. و ما هم پیام را رساندیم و در این ۳۳ روز همه رزمندگان حزبالله لبنان این دعا را میخواندند و حتی سنیها و مسیحیها هم در مورد ماهیت این دعا و نقش آن در مقاومت حزبالله سوال میکردند و در بسیاری از موارد این دعا را میخواندند و الحمداله این جنگ با پیروزی حزبالله به پایان رسید و مقاومت حزبالله به نقش بیبدیل ولیفقیه در کنترل این بحران پی برد و حقانیت ایشان حتی برای دشمنان حزبالله و ایران هم آشکار شد. سید حسن نصر الله هم در بخشی از مصاحبه خود با هفته نامه پنجره به بیان برخی از این خاطرات می پردازد:خیلی مسایل در گذشته داشتیم. اکثریت همه مسئولین یک نوع فکر میکردند و نظر میدادند و آقا هم نظر دیگری میداد. بعد میدیدیم نظری که آقا دادهاند صائب است و نتیجهبخش. من خیلی با حضرت آقا محشور بوده ام .مسایل زیادی دارد که اگر بگویم تا صبح تمام نمیشوند، بعد از حادثه یازده سپتامبر آقا فرمودند: نگران نباشید. یازده سپتامبر شروع نزول آمریکا است. آمریکا به اوج خود رسیده است و آغاز نزول آن است. اینها از کجا است؟ اینها از هدایت الهی است. همیشه آقا به آینده خوشبین است. قدر آقا را بدانید. یکی از علمای شیعه مدینه آمده بودند و نگران بودند. به ایشان بعضی از مسایل را تعریف کردم و مسایلی درباره آقا گفتم و اطمینان دادم. در جنگ تموز (جنگ سیوسه روزه)، تحلیلها حاکی از یک جنگ محدود بود. فکر میکردند چند تا ساختمان را میزنند، حملات محدودی برای آزادی اسرا انجام میدهند و تمام میشود، لکن از روز دوم تهاجم وسیعی را آغاز کردند و تقریبا همهجا را زدند. در اتاق عملیات بودیم و مقابله میکردیم. وضعیتمان خوب بود، ولی چند نفر از دوستان از نظر روحی و عاطفی ناراحت بودند. آیا اسیر گرفتن امل باعث این تهاجم و جنگ شده است؟ این سؤال ذهنمان را آزار میداد و بچهها را در فشار روحی قرار میداد. هرچند این مسئله در اصل اداره جنگ و مقاومت تأثیری نداشت. در این شرایط حساس بود که پیام الهام بخش آقا، رسید: «این حمله از قبل تدارک دیده شده است. میخواستند در غفلت حزب الله تهاجم وسیع داشته باشند. همهجا را بزنند و بعد حمله زمینی بکنند و مسلط بشوند و شروط خود را تحمیل کنند. اینهایی که رفتند اسیر گرفتند، لطف خدا بود، این جنگ احزاب است «ستبلغ القلوب الحناجر» اگر به خدا توکل کنند و مقاومت کنند پیروزند به آقای سید حسن نصرا… بگویید پیروزید و اگر در این جنگ پیروز شوید قدرتی میشوید که هیچ قدرتی در مقابلتان نمیایستد. این را هم بگویید که آنها میخواستند حمله کنند. اسیر گرفتیم جنگ را جلو انداختند و آخرین سفارششان هم این بود که به امام زمان (علیه السلام) توسل کنید. این پیغام، بسیار الهامبخش بود. مشکل روحی و عاطفی ما را حل کرد. آن را لطف الهی دانستیم و امیدوار به پیروزی شدیم. در سخنرانیها هم گفتیم که دشمن از قبل برنامهریزی برای حمله داشته و میخواستند در پاییز حمله کنند و لکن بعد از حادثه اسیرگیری حمله را به تابستان آوردند، وقتی ما این حرف را زدیم، خیلی از تحلیلگران سیاسی جهان عرب آمدند آن را تأیید کردند. آقای حسین هیکل در حمایت از این حرف مصاحبه کرد و گفت من هم اطلاع داشتم و در تحلیل به آن رسیده بودم. روزنامههای معروف جهان عرب هم این تحلیل را واقعبینانه معرفی کردند. از سیاسیون لبنان افرادی مثل میشل عون هم آن را تأیید کردند. اما یک چیز برای خود من سؤال بود که آقا، این حرف را از کجا میدانسته و با چه دلیلی گفته است؟ بعد از جنگ، از طریق یکی از دوستان آن را از آقا پرسیدم. آیت الله خامنهای فرموده بودند اطلاعات خاصی در اینباره نداشتم. به ذهنم خطور کرد. گفتم این الهام خدایی است که به ذهن بندهاش جاری کرد. [/B] |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۲۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
![]() ما دولت که نـه ، قــــریه کـه نــه ، مــــزرعـه که نه ، حتی « طــــویـلـه ای » به اسم اسرائیل را هم به مشروعیت قبول نمیکنیم حتی اگر کل عالم آن را به رسمیت بشناسد ! |
|||
|
|
۲۲:۴۸, ۱۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۲ ۲۲:۵۷ توسط yektasepas.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم دبیرکل حزب الله لبنان که به مناسبت روز قدس سخنرانی کرد، تاکید کرد که به ما هرچه میخواهید بگویید، رافضی، تروریست، مجرم، هرچه میخواهید بگویید. ما را در هرگوشه و کناری در هر جبهه، بر درب هر حسینه و مسجدی بکشید؛ ما شیعیان علی بن ابی طالب فلسطین را رها نمیکنیم. [url=http://abna.ir/][/url] منبع :ابنا
|
|||
|
|
۲۳:۴۲, ۱۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۲ ۲۳:۴۲ توسط AFG Shia.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
سلام
ما قدس رها نمیکنیم دست یهودیا بیفته بعضی از این نمک بهراما هم مارو رها نمیکنن میان سوریه جهاد علیه شیعه |
|||
|
|
۱:۲۷, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ان شاءالله خدا این سید عزیز و بزرگوار حفظ کند این قسمت از سخنانش هم مانند مابقی سخنانش عالی دبیرکل حزبالله لبنان با انتقاد از مواضع منفعلانه و سازشکارانه رژیمهای عربی در خصوص مسئله فلسطین گفت: کشورهای عربی میلیاردها دلار در جنگ علیه ایران هزینه کردند که اگر یکپنجم آن را برای آزادی فلسطین اختصاص میدادند، فلسطین تاکنون آزاد شده بود. ![]() لینک سخنان امروزش یاعلی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اگر امام نیست؛ خدای او، راه او، رهنمودهای او هست.... | عمار رهبری | 62 | 11,935 |
۲۳/خرداد/۹۴ ۲۲:۴۴ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|










![[تصویر: 88857286121925361959.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/88857286121925361959.jpg)
حفظ کند ![[تصویر: 13920511000522_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/05/11/13920511000522_PhotoA.jpg)