| نظرسنجی: فکر میکنید خدا چقدر جواب دعاهاتون رو داده؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| همه | ![]() ![]() |
6 | 100.00% |
| متوسط | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| کم | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| تمام | 6 رأی | 100% | |
|
دلنوشته ها و اشعار
|
|
۲۰:۱۷, ۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۲۲:۰۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت کابران گرامی بیداری اندیشه
2 پیشنهاد دارم که نمی دونم با استقبال مواجه می شود یا خیر؟؟ اما به هر حال مطرح می کنم چون جاشون خالیه یک بخش، بخشیه که در آنجا موضوع فناوری اطلاعات و تبلیغ پیوند می خورد ببینین الان افزونه های فایر فاکس، تم ویندوز، اسکرین سیور، تصویر بک گراند، نرم افزارهای اسلامی مختلف به خصوص در موضوع مهدویت و آخر الزمان، ای بوک های مبایل اینا همشون جای کار دارن آقا اگه کسی بلده چند قالب وبلاگ با موضوع آخرالزمان و مهدویت درست کنه بگذاره تو این بخش معرفی نرم افزار های مختلف اسلامی در این بخش یه دستی بالا بزنیم در این بخش هایی که گفتم وارد بشیم که دشمنان ما خیلی وقته وارد شدن خودمون تم بسازیم خودمون اسکرین سیور مهدوی درست کنیم و .... قطعا چیزهای دیگری هم هست که به ذهن شما می رسه. اما بخش دوم از همون اول جای خالی این بخش رو احساس می کردم دنبال زمانی مناسب برای طرحش بودم من خوودم خیلی دوست دارم بخشی باشه که در اون اشعار و دلنوشته های خطاب به آقا رو داشته باشیم اشعار در مدح اهل بیت، اشعار عرفانی و معرفتی مداحی های منتخب هم هست که نمی دونم در کدوم بخش بگذاریم بهتره اما من از مداحی های پیشنهادی دوستان استقبال می کنم کلا شعر، پیامک های مهدوی و آخرالزمانی، دلنوشته ها، متن های ادبی زیبا، جملات قصار و نغز من خودم گاهی یه بیت شعر آنچان به دلم می شینه که چندین صفحه نثر نمی تونه اون احساس رو به من منتقل کنه. شعر انتخابی من تقدیم به ادب دوستان:
گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست
یا علی
سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست محمد علی صولی |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۰۷, ۲۲/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
یا اباعبدالله
زیر باران دوشنبه بعد ظهر، اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم، زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روی خاک غلتیدند چادرش در میان گرد و غبار قبلا این صحنه را نمیدانم، در من انگار، می شود تکرار آه سردی کشید حس کردم، کوچه آتش گرفت از این آه و سراسیمه گریه در گریه، پسر کوچکش رسید از راه گفت آرام باش چیزی نیست، به گمانم، فقط، انگار کمی کمرم دست من را بگیر، گریه نکن، مرد، گریه نمی کند پسرم چادرش را تکاند با سختی، یا علی گفت و از زمین، پا شد پیش چشمان بیتفاوت ما، گریه هایش فقط تماشا شد صبح فردا، به مادرم گفتم گوش کن، این صدای روضه کیست طرف کوچه رفتم و دیدم، در و دیوار خانه ای مشکی ست با خودم فکر می کنم حالا، کوچه ما، چقدر تاریک است گریه، مادر، دوشنبه، درد، کوچه، راستی فاطمیه نزدیک است |
|||
|
|
۱:۱۲, ۱/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۰ ۱:۱۴ توسط moje12.ir.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
سلام آقا
دلم گرفته،نمی گم دلم براتون تنگ شده چون من شما رو درست نمی شناسم، فقط می دونم اگه بیای دیگه دل کسی نمی گیره ، دیگه کسی یواشکی گریه نمی کنه..... از شما می خوام من رو واسه خودتون انتخاب کنی، اول سعادت پیدا کنیم شما رو بشناسیم ، دوم عاشقتون بشیم ، انتظار بکشیم ....... آقا به خدا دلم گرفته ، دل هممون گرفته...... |
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم كسي به فكر شما نيست راست مي گويم دعا براي تو بازيست راست مي گويم اگرچه شهر براي شما چراغان است براي كشتن تو نيزه هم فراوان است من از سرودن شعر ظهور مي ترسم دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم من از سياهي شب هاي تار مي گويم من از خزان شدن اين بهار مي گويم درون سينه ما عشق يخ زده آقا تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست (سیدامیرحسین میرحسینی ) شعر جالبیه اما به نظر من اندکی هم با نگاهی تیره و مایوسانه سروده شده.نظر شما چیه؟ |
|||
|
|
۱۳:۳۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سرویس شعر و ادب خبرگزاری اهلبیت(علیه السلام) ـ ابنا ـ «كاظم رستمي» شاعر متعهد بحرینی، شعر جدید خود را در همدردی با مردم مظلوم بحرین و خطاب به حاکمان عرب اینگونه سروده است:
قرنهایی است
تا نسیم آه «اویس قرن» از یمن فریاد میدارد یا محمدا ... قرنهایی است تا لؤلؤ بحرین میچکد از چشم زنان سوگوار رودها رود رود رود بطحای خونین ... قرنهایی است تا سرگذشت تلخ این قوم تکرار سقیفه ایست از ظهر صفین تا عصر عاشورا به مویه بر بدن چاک چاک رسول الله یا محمدا زیتونزارهای لبنان و فلسطین نخلهای عراق دخترانی دلبر از دست دادهاند نشسته بر ساحل "مرج البحرین" عقیق سرخ یمن میبارند ویلی ویلی ویلی دورافتاده ای از یتیمانت یا فارس الحجاز ... اینجا سرزمین عرب است در جاهلیت مدرن زنده به گور میکنند دختران آرزوهای ما را نالههای «سمیح القاسم» [۱] شکوههای «محمود درویش» [۲] صدای یار یار «نزار قبانی» است [۳] پیچیده در کلمات شعر من «آه بلقیس تو را از پا در آوردند این کدام امت عرب است که صدای قناری را از پا می اندازد؟» [۴] اینان چه حاکمانیاند ما را لیبی را شرحه شرحه یمن را خاک و خون بحرین را ابوغریبی بزرگ آه بحرین بیدفاع ! شهدایت را به خاک بسپار و برخیز [۵] من عرب را رسوا خواهم کرد... من خطابههای «توفیق زیاد» فلسطینم [۶] فریاد «البیاتی» عاشق [۷] «اگر اصحاب کهف در انتظار معجزه خوابیدند من به انتظار معجزه به حرکت و افروختن آتشها ادامه دادم...» [۸] های نوکران تاریخی شیطان سپاسگذاریم برای هر مسلسل که کتف جوانان را سوراخ سوراخ کرد سپاسگزاریم برای خون اطفالمان که شراب شمایان شد در رقص شمشیرهای جاهلی حاکمان رسوای عرب! رسوایتان خواهم ساخت به آوای «ابو سلمی» [۹] کاش در وجود نبودید [۱۰] ای خوکهای نفت و چربی کفتارهای نشسته بر مزار رسول خدا جناب شیخ صخره آل بته و ای مفلوک لات که ملک میخواندی خودت را عبد ابلیس سر برون کنید از حرمسراها از آخورهای نفت و شراب بشنوید صدای پاهای منظمی است همچون آوای قطرات باران سپاهی میآید سپاه باران باران شکستناپذیر از ایران اسلام از عراق علی از لبنان حسین از یمن حسن لشکر اسلام است شورش مستضعفان صالح بشنوید جبرئیل امین است به استقبالشان "ان الارض یرثها عبادی الصالحون" [۱۱] جاروکشان بتخانه شیطان بنی صیون بشنوید از افریقیه و حجاز آواز سپاه محمد را استخوانهایتان را خرد می کند این سیل تا به اربابانتان برسد ابتدای نبرد نهایی است پرچمهای سیاه و سرخ برافراشته شدهاند ای غولهای بیابانهای نجد پایانتان رسیده ای اولاد جهالت و بردگی امت واحده از شرق به پا خاسته [۱۲] بشنوید... پژواک فریاد «روح الله بن محمد» را خمینی بتشکن از حنجره خونین اسماعیلها بکشید ما را امت ما زنده تر می شود بکشید ای آل خلیفه فرزندان بیسلاح قتال العرب [۱۳] را بکشید ما را نزدیک است روز سگکشی ما ... صبر کنید ای خواهران خونجگر شده ای برادران زخم خورده ام یا شعب الاسلام گوش بسپارید آوای آسمانی علی را سوار بر اسب انتقام: «الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتکم و کبرائکم الذین تکبرو عن حسبهم و ترفعوا فوق نسبهم والقوا الهجینة علی ربهم و جاحدوا الله علی ما صنع بهم مکابرة لقضائه و مغالبة لالائه فانهم قوائد اساس العصبیة و دعائم ارکان الفتنة و سیوف اعتزاء الجاهلیة» [۱۴] خوب نگاه کن های «زرقای یمامه» [۱۵] که حلول کردی در شعر من و بگو رویت ما رأیت... رأیت ما زویت [۱۶] تکسواری میرسد از راه با عمامه رسول الله ذوالفقار حیدر یا محمدا ... ـــــــــــــــــــــــــــــ پینوشتها : [۱] - شاعر فلسطینی معاصر. [۲] - شاعر فلسطینی معاصر که یکی از مشهورترین شاعران مقاومت به شمار میآید. [۳] - شاعر عراقی سوریالاصل که او را بزرگترین عاشقانهسرای جهان عرب خواندهاند. [۴] - از شعر بلند "بلقیس" که نزار در سوگ همسر عراقیتبارش که در انفجار سفارت عراق در بیروت کشته شد سروده است (از ترجمه موسی بیدج). [۵] - برگرفته از نام کتاب شاعر فلسطینی توفیق زیاد. [۶] - شاعر مقاومت فلسطینی که بسیاری از شعرهایش به عنوان سرود مقاومت بر زبان فلسطینیان جاری بوده (مردگانتان را به خاک بسپارید و برخیزید ـ "موسی بیدج"). [۷] - شاعر مطرح عراقی که عشقی همچون گوته آلمانی به شعر و عرفان ایران داشت [۸] - گفتاری از عبدالوهاب البیاتی (ترانههای عاشق آواره ـ "عبدالرضا رضایینیا") [۹] - شاعر فلسطینی که سروده های تندی خطاب به حکام عرب دارد (فراتر از میراث خون ـ "موسی بیدج") [۱۰] - سطری از ابوسلمی [۱۱] - قرآن مجید ـ سوره انبیاء ـ آیه ۱۰۵ . [۱۲] - مصرعی از علی معلم دامغانی (امت واحده از شرق به پا خواهد خواست) . [۱۳] - یکی از القابی که به حضرت حیدر کرار ـ صلوات الله علیه ـ داده بودند. [۱۴] - بخشی از خطبه ۱۹۲ امیرالمومنین علی بن ابیطالب، که گفتهاند سوار بر اسب آن را ایراد فرمود: «آگاه باشید! زنهار زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می نازند، و خود را بالاتر از آنچه هستند می پندارند، و کارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند، و نعمتهای گسترده پروردگار را انکار می کنند، تا با خواسته های پروردگاری مبارزه کنند، و نعمتهای او را نادیده انگارند. آنان شالوده تعصب جاهلی، و ستونهای فتنه، و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند». (ترجمه نهج البلاغه ـ محمد دشتی ـ صفحه ۳۸۴). [۱۵] - زنی کبودچشم بوده که در جزیرة العرب زندگی میکرد و با چشمان تیزبین خود فاصلهی سه روز راه را به چشم می دیده است. در شعر معاصر عرب، منظور از زرقای یمامه ملت عرب است.(گفتگوی تندر و آذرخش ـ موسی بیدج). [۱۶] - عبدالوهاب البیاتی. |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
شنیده می شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ... نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که... نوشت نام تورا، نام آشنایی که پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد دلیل خلق زمین و زمان معین شد نوشت فاطمه؛ یعنی، خدا غزل گفته است غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد ز درک خاک مقام فراتری دارد خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد درون خانه بهشت معطری دارد پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست و جای صحبت این شاعر زمینی نیست و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست خدا فراتر از این واژه ها کشیده تورا گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا- که گرد چادر تو آسمان طواف کند و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند که این شکوه جهان را پر از عفاف کند کتاب زندگی ات را مرور باید کرد مرور "کوثر" و "تطهیر" و "نور" باید کرد در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود و وصف مردمش الهَیکم التکاثر بود درون خانه ی تو نان فقر آجر بود شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود بهشت عالم بالا برایت آماده است حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است به حکم عشق بنا شد در آسمان علی علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی چه عاشقانه همه عمر مهربان علی! به نان خشک علی ساختی، به نان علی از آسمان نگاهت ستاره می خواهم اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم- به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادری کن و اینبار هم اجازه بده به افتخار بگوییم: از تبار توایم هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم کنار حضرت معصومه در کنار توایم فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست کرم نما و فرود آ که خانه، خانه ی توست سید حمیدرضا برقعی -------------------------------------------------------------------------------- |
|||
|
|
۰:۰۴, ۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سلام بر آل یاسین! سلام بر تو كه ندیده تو را عاشق شدیم.
مهدیا! ما شهادت می دهیم كه عصیان ما غیبت تو را طولانی ساخت و معترفیم به اینكه جهالت ما بر قلب پرعطوفت تو زخمها زده است. ما شهادت می دهیم كه كتاب تو را نخوانده بستیم و بعضا تو را نشناخته معرفی كردیم. ما شهادت می دهیم كه پیروانی ناسپاس بودیم و دشمنانت را بر تو جری ساختیم. اما، اما ای رفیع... تر از مسند عشق! بر ما ببخش قصورمان را كه قاصریم و دعا كن بر هدایتمان كه گمراهیم و مران ما را كه رمیدگان درگه نامحرمانیم. نگارا! تو را دوست می داریم و قسم به چشمانت كه این بار دروغ نمی گوییم. هجر تو بر ما چه گران آمد . ای معشوق ما كه در عشقبازی ممتازی و در محبت استادی. ای آیینه كمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور خدا، اعجاز كن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و اعتكاف هجران را بشكن. روزه غربت را افطار كن و نقوس مردگان را زندگی بخش. یارا! دستانمان را می گشاییم تا به شبنم پیشانی تو وضو سازیم و سر می ساییم بر عبادت تا به غبارش سجده كنیم. ای سبزتر از برگ بهشت خوشبوتر از عطر سرشت! رقیبانت را در خاكستر توبه دفن كردیم تا فقط با تو دلدادگی كنیم. بی تو لبها به خنده مباد و نرگس چشمان بی تو گریان باد. ای واصل زمین و آسمان! ای وارث آدم تا خاتم! ای آخرین برهان روشن! بی تو دلتنگی ما را پایان نیست. بی تو گذر زمان را توان دیدن نیست. بی تو عشق را نگاه باور نیست. شمع در فراغت اشكریز است و گل برگ ریز و ما در عجبیم كه با وجود این حزن و اندوه ، زندگی همچنان در چرخش است. بگذار برایت بگرییم. بگذار بر دلتنگی مان ندبه كنیم. بگذار با پرندگان ناله زنیم و بگذار چون آسمان ابری شویم. می خواهیم بار دیگر با تو عهد بندیم اما نشكنیم. می خواهیم با تو بمانیم اما نه تا ساحل كه تا دریا. آفتابا! از چه در پرده غیبت ، رخ برگرفتی ! این حجاب را كدام دست زمان كنار خواهد زد. این سر، سر به مهر، به چه سان شكسته خواهد شد؟ به كدام تضمین پس از یافتنت تو را از دست نخواهیم داد؟ كدام دلی را یارای فصل بعد از وصل خواهد بود؟ مقصدمان چه بعید و دور است از تو، چه سخت است باور گم شدن تو، نه... تو پیدایی و این ماییم كه گمشدگانیم. ***اللّهم عجّل لولیک الفرج***
|
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۹/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۰ ۱۱:۰۰ توسط Anti-satanism.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلام
امروز داشتم به این مسئله پایین فکر میکردم دلم گرفت...: حتما تا حالا دقت کردین که خیلی از دختر و پسرای ما عاشق هم میشن؟ دقت کردین که چقد خودشونو میکشن به خاطر هم دیگه؟ یا میگن من عاشق فلانی شدم ولی یارو خیلی خوشگله هاااا ! خلاصه بحث،بحث خوشگلیه، خوشگلیه خیلی چیزا و خیلی آدما.! دقت کردین اونقد که به مخلوقین خدا توجه میشه به خود خدا توجه نمیشه؟ دقت کردین اونقد که ادما از معشوق زمینی شون شناخت دارن و خودشونو میکشن تا رضایتشو جلب کنن انقد تلاش نمیکنن تا رضایت خداشونو که افریننده همون معشوق زمینیه رو جلب کنن؟ فکر میکنم تاحالا متوجه منظورم شده باشین! به نظم بهتره اول خدامونو درست بشناسیم... رضایتشو با کارامون جلب کنیم و بعد دم از عشق به امامش بزنیم ...(خدایی نکرده توهین به هیچ کدومتون نیست) فکر میکنم اونقد که به زیبایی این دنیا و مخلوقات خدا توی زمین توجه داریم به خود خدا نداریم... خدایی خودش همه این زیبایی ها رو افریده.که این زیبایی ها نیم میلیونیوم خدا هم نمیشه(نمیدونم چه نسبتی بگم خودتون مخرجش رو بینهایت بگیرین) فکر میکنم شناخت خدا و عشق حقیقی به این معشوق آسمانی یکی از وظایف مهم منتظران حقیقی باشه. از الان اعتراف میکنم ممکنه تکراری باشه و حذف بشه... ![]() فقط میخوام نظرتونو بگین. یا علی... |
|||
|
|
۲۱:۵۷, ۹/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
فقط میتونم بگم راست میگید...
یاعلی |
|||
|
۰:۲۸, ۱۰/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۰ ۰:۵۵ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی وقتا فکر میکنم اگر امام زمان ظهور کنه و از من بپرسه تو که خودت رو شیعه ما فرض میکردی واسه ما چه کاری کردی،چه جوابی دارم؟ اگر بپرسه چرا همش به فکر گناه بودی؛ چه جوابی دارم؟ فقط اینو دارم بگم که هرچی بودم باز شما رو دوست داشتم. روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟ بسم الله الرحمن الرحیم کاش صاحب برسد این جوانان همه را در ره خود پیر کند هیچ کس کاش نباشد نگه اش بر راهی،چشم بر در بود و دلبر او دیر کند کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد،با نگاهش به دل غم زده تاثیر کند کاش از روی ترحم نگرد بر دل من،خود بسازد دل ویرانه و تعمیر کند کاش صاحب نفسی هم دم این خسته شود،که ز گرمی لبش مساله تغییر کند چند سالی است که از هجر رخش می گرییم،کاش با یک نیمه نگه از همه تقدیر کند کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم،با همان لحن علی نغمه تکبیر کند کاش جز مجلس او جای دگر پا ننهم،تا فقط مجلس او جان مرا سیر کند |
|||
|
|
۰:۵۲, ۱۳/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۰ ۰:۵۳ توسط آرین (الهه.ع).)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
روح جنگل سرد و خاموش شب گرفته بیشه ها را
میزند دستی تبر دار ساقه ها و ریشه ها را ......... در چنین قرنی بلاخیز در شب تاریک تردید یک نفر با قلب من گفت مردی می آید زخورشید مردی می آید ستم سوز در نگاهش موج دریا شیر مرد بیشه ی عشق مرد مردستان طاها میرسد آن غائب آخر با بهاری نو رسیده شب شکافی همچو حیدر نسلش از جنس سپیده میرسد از خطه ی نور تا فروزد جان شب را شعله ی تیغش بسوزد پرده ی ایوان شب را مردی از نسل محمد بر تنش شولای طوفان زین و برگ اسبش از نور آخرین منجی انسان مردی از دنیای بهتر روحش از آئینه برتر در گلویش نی نوایی... اوج پرواز کبوتر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دلنوشته | nicolo | 0 | 775 |
۲۲/خرداد/۹۶ ۹:۰۶ آخرین ارسال: nicolo |
|













