| نظرسنجی: فکر میکنید خدا چقدر جواب دعاهاتون رو داده؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| همه | ![]() ![]() |
6 | 100.00% |
| متوسط | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| کم | ![]() ![]() |
0 | 0% |
| تمام | 6 رأی | 100% | |
|
دلنوشته ها و اشعار
|
|
۲۰:۱۷, ۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۲۲:۰۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت کابران گرامی بیداری اندیشه
2 پیشنهاد دارم که نمی دونم با استقبال مواجه می شود یا خیر؟؟ اما به هر حال مطرح می کنم چون جاشون خالیه یک بخش، بخشیه که در آنجا موضوع فناوری اطلاعات و تبلیغ پیوند می خورد ببینین الان افزونه های فایر فاکس، تم ویندوز، اسکرین سیور، تصویر بک گراند، نرم افزارهای اسلامی مختلف به خصوص در موضوع مهدویت و آخر الزمان، ای بوک های مبایل اینا همشون جای کار دارن آقا اگه کسی بلده چند قالب وبلاگ با موضوع آخرالزمان و مهدویت درست کنه بگذاره تو این بخش معرفی نرم افزار های مختلف اسلامی در این بخش یه دستی بالا بزنیم در این بخش هایی که گفتم وارد بشیم که دشمنان ما خیلی وقته وارد شدن خودمون تم بسازیم خودمون اسکرین سیور مهدوی درست کنیم و .... قطعا چیزهای دیگری هم هست که به ذهن شما می رسه. اما بخش دوم از همون اول جای خالی این بخش رو احساس می کردم دنبال زمانی مناسب برای طرحش بودم من خوودم خیلی دوست دارم بخشی باشه که در اون اشعار و دلنوشته های خطاب به آقا رو داشته باشیم اشعار در مدح اهل بیت، اشعار عرفانی و معرفتی مداحی های منتخب هم هست که نمی دونم در کدوم بخش بگذاریم بهتره اما من از مداحی های پیشنهادی دوستان استقبال می کنم کلا شعر، پیامک های مهدوی و آخرالزمانی، دلنوشته ها، متن های ادبی زیبا، جملات قصار و نغز من خودم گاهی یه بیت شعر آنچان به دلم می شینه که چندین صفحه نثر نمی تونه اون احساس رو به من منتقل کنه. شعر انتخابی من تقدیم به ادب دوستان:
گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست
یا علی
سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست محمد علی صولی |
|||
|
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۱۰, ۱۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۰ ۱۰:۱۱ توسط peimane.)
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
هيچ داري از دل مهدي خبر ؟
گريه هاي هر شبش را تا سحر ؟ او كه ارباب تمام عالم است ، من بميرم سر به زانوي غم است . شيعيان مهدي غريب و بي كس است ! جان مولا معصيت ديگر بس است ، ما عبيد و عبد دنيا گشته ايم غافل از مهدي زهرا گشته ايم من كه دارم ادعاي شيعه گي چه بگويم من به جز شرمندگي ... كاخ همه شاهان جهان را كه بگردي دربار كسي پنجره فولاد ندارد...
|
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۱۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۰ ۱۷:۲۱ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان این حرف دل من روسیاهه،الحمدلله دوستان همسنگر از خوبانند.تو این روزای مبارک دعا به دل بیمار بنده کنید... تا ببينيم تو را، چشم به راهيم هنوز آرزومند لقاي رخ ماهيم هنوز جمعه ها هفته به هفته پي هم مي گذرد از غم دوري تو شعله ي آهيم هنوز در بيابان طلب آبله در پا داريم روز و شب منتظر نيمه نگاهيم هنوز نشد آقا که شبي يا سحري يا که دمي با تو باشيم،ز بس غرق گناهيم هنوز! حبّ دنيا پر و بال دل ما را سوزاند بي سبب نيست که افتاده به چاهيم هنوز اين که آقا نمي آيي به خدا حق داري!!! چون که ما در پي اميال و رفاهيم هنوز هر چه هستيم گداي پسر فاطمه ايم کاسه بر دست در خانه ي شاهيم هنوز تا نيايي گره اي باز نگردد هرگز حاجت خويش همآره ز تو خواهيم هنوز انتقام در آتش زده را مي گيريم ... در پي آرزوي گاه به گاهيم هنوز محمد فردوسي
|
|||
|
|
۱۰:۱۷, ۱۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۰ ۱۰:۱۹ توسط peimane.)
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
|
روزگار غريبي است... موسي به طور مي رود ، فاطمه س به خانه علي ع ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه ، محمد ص با علي ع به غدير و حسين با تمام هستي اش به كربلا...! به ياد ندارم نا بينايي به من تنه زده باشد ، اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد ... گفتند ؛ مگر كوري !
|
|||
|
|
۱۰:۳۸, ۱۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
خورشید می شود به نگاه شما بدل
آیینه چشم های تو را می کند بغل آقای دیده های به تقویم زل زده در چشم هات ثانیه ها می شوند حل تلخ است بی تو شهد تمام شکوفه ها طعم بهار از نفست می شود عسل اسفند دود کرده برای تو آسمان روح زمین سرشته شده با تو از ازل حال دلم گرفته هوا نیمه ابری است از این به بعد بوی تو را می دهد غزل کز کرده اند پنجره ها گوشه ی حیات ای چشم هات نقطه ی میزان کاینات دیگر برای ظلم نمانده ست طاقتی تنها تویی برای همه نقطه ی نجات شطرنجی است بی تو خوشی هایمان بیا بازی تما م شدهمه ی شهر کیش ومات رفتی مسافر همه ی شعر ها شدی باران دوباره ریخت کمی ابر پشت پات پیچیده است عطر گلاب محمدی این جمعه هم گذشت چرا پس نیامدی؟ از دوری تو قلب زمین، درد می کند از خانه اش بهار، مرا ترد می کند حسرت به روی پنجره آوار می شود حتی نگاه آینه هم تار می شود از این به بعد بوی تو را می دهد غزل مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل خورشید می دود به هوای وصال تو آیینه چشم های تو را می کند بغل [b]حسنا محمد زاده[/b]
|
|||
|
|
۹:۲۹, ۱۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۹:۳۲ توسط peimane.)
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
|
آسمان را آبي كن و زمين را سبز ... شب را ستاره باران كن فردا جمعه است ميهمان داريم ...! چهاده روز است كه باران مي بارد ! يابن الحسن ع ؛ من باراني را دوست دارم كه غم از دلت بشويد ...
|
|||
|
|
۱۰:۵۷, ۱۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۱۰:۵۷ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟ من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟ برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
|
|||
|
|
۱۱:۲۳, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
تا كجا فاصله افتاد میان من و تو چند فرسنگ جدایست مكان من و تو كاشكی خیر نبیند دلش آتش گیرد بانی این همه دوری میان من و تو چند سال است قنوت من و تو یكسان است آیه های فرج روی زبان من و تو نقطه مشترك ماست همین هم خوبست اشك سرخی كه مسیحای نشان من و تو باز هم جمعه شد و نبض زمان بالا رفت مثل این ثانیه ها و ضربان من و تو حسن کردی |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۱۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۰ ۱۳:۴۲ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان ---------------------- موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد رود را از جگر کوه به دريا بکشد گيسوان تو شبيه است به شب؛ اما نه، شب که اينقدر نبايد به درازا بکشد! خودشناسي قدم اول عاشق شدن است واي بر يوسف اگر ناز زليخا بکشد عقل يکدل شده با عشق، فقط ميترسم هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد زخمي کينه من! اين تو و اين سينه من من خودم خواسته ام کار به اينجا بکشد يکي از ما دو نفر کشته به دست دگري است واي اگر کار من و عشق به فردا بکشد فاضل نظري [/b] [b]یا علی (علیه السلام) مدد است.
|
|||
|
|
۱۹:۵۳, ۱۸/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۰ ۱۲:۴۴ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
|
دردا که مثل میثم و سلمان نمیشویم سلمان شدن که هیچ، مسلمان نمیشویم وقتی که غرق سستی و جهل و تغافلیم لبریز استجابت وایمان نمیشویم هر سال چند مصحف زرکوب میخریم اما انیس و همدم قرآن نمیشویم یک عمر بین پیلهی تن دست و پا زدیم پروانگی ما چه شده؟ جان نمیشویم! بیمار معصیت شده یک عمر نفسمان همت نمیکنیم که درمان نمیشویم با این کویر بخل و حسد خو گرفته ایم افسوس، رود و چشمه و باران نمیشویم رنج و غم تمامی ما بی ملالی است از غصهی کسی که پریشان نمیشویم در این زمانه آدمیت جان سپرده است رنجی نبرده ایم، نه! انسان نمیشویم باری ز دوش خلق خدا بر نداشتیم بیهوده نیست همدم جانان نمیشویم این کوره راه ختم به جنت نمی شود اینگونه هم قبیلهی سلمان نمیشویم در محضر امام زمان، لاف می زنیم وقتی که یار رهبر خوبان نمیشویم با این حساب کرب و بلا هم شود به پا شود قربانی امام و شهیدان نمی شویم شاعر: یوسف رحیمی |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
|
سلام
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه و چه بایدهایی که گفتی نکردم و چه نبایدهایی که به رویم نیاوردی ولی کردم حالا با تمام این اوصاف باز هم امید به رحمت زود هنگامت دارم در را به رویم باز می کنی؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دلنوشته | nicolo | 0 | 799 |
۲۲/خرداد/۹۶ ۹:۰۶ آخرین ارسال: nicolo |
|















