کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شب اول قبر به روایت یک دختر شاهد زنده
۱۶:۲۳, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان (صاحب عکس پروفایلم) نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.
این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.
هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟
در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟
آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم».
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.


گروه دین و اندیشه تبیان
علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، معادشناسی، ج 3، ص 110.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amongNames ، منتظر کوچولو ، zarati313 ، A L I ، هدهد ، mia'd ، صریا ، أین المنتظر ، meshkat ، janali ، ANTI satan ، montazer ، MohammadMeraj ، Agha sayyed ، ELENOR ، hesam110 ، سدرة المنتهی ، MohammadSadra ، رهجو ، mahdyshr ، عاشورايي ، mohammad reza ، عدالت ، سید ابراهیم ، فدايي ولايت ، taban ، خادمة الزهرا ، cernel ، bahareh ، freewish ، شیدا ، جویای حقیقت ، بیداری اندیشه ، یا صاحب الزمان ، s.majid hashemi ، saloomeh ، یوسف خان ، yaali1247 ، azade ، العبدالفانی ، Farzaneh ، paramida.ir ، ضحی ، aboutorab ، Fatemeee ، arman mohseny ، mohammadhadi ، fiftynine ، ilidin ، مهدی2012 ، soshiant ، مفقود الاثر ، parisan ، aliali ، حوریه سادات ، پرنیان ، termeh ، Bahar ، Negahi digar ، عبدالرحمن ، **.sahar.** ، عشقم کربلا ، غریب

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۵۱, ۲۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۱ ۱۱:۰۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #21
آواتار
دوست عزیزم حاج اقا عالی منبع حساب نمیشود . ایشان برداشت شخصی خود را بیان کرده
منبع : قران و اءمه (علیه السلام)
در مورد سوال و جواب میت انچه را در قلب دارد جواب خواهد گفت . همچنین حقیقت مثالی اعمال نیز طبق روایات همنشین انسان خواهد بود و منافاتی با هم ندارند

سؤال منکر و نکیر نیز پرسش از حقیقت و باطن اعتقادات و اعمال ما است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «یَجِی‌ءُ الْمَلَکَانِ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ إِلَی الْمَیِّتِ حِینَ یُدْفَنُ أَصْوَاتُهُمَا کَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَ أَبْصَارُهُمَا کَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ یَخُطَّانِ الْأَرْضَ بِأَنْیَابِهِمَا وَ یَطَئَانِ فِی شُعُورِهِمَا. فَیَسْأَلَانِ الْمَیِّتَ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ قَالَ فَإِذَا کَانَ مُؤْمِناً قَالَ اللَّهُ رَبِّی وَ دِینِیَ الْإِسْلَامُ فَیَقُولَانِ لَهُ مَا تَقُولُ فِی هَذَا الرَّجُلِ الَّذِی خَرَجَ بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ فَیَقُولُ أَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص تَسْأَلَانِی فَیَقُولَانِ لَهُ تَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَیَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ فَیَقُولَانِ لَهُ نَمْ نَوْمَةً لَا حُلُمَ فِیهَا وَ یُفْسَحُ لَهُ فِی قَبْرِهِ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَی الْجَنَّةِ وَ یَرَی مَقْعَدَهُ فِیهَا وَ إِذَا کَانَ الرَّجُلُ کَافِراً دَخَلَا عَلَیْهِ وَ أُقِیمَ الشَّیْطَانُ بَیْنَ یَدَیْهِ عَیْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَیَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ وَ مَا تَقُولُ فِی هَذَا الرَّجُلِ الَّذِی قَدْ خَرَجَ مِنْ بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ فَیَقُولُ لَا أَدْرِی فَیُخَلِّیَانِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الشَّیْطَانِ فَیُسَلِّطُ عَلَیْهِ فِی قَبْرِهِ تِسْعَةً وَ تِسْعِینَ تِنِّیناً لَو ْ أَنَّ تِنِّیناً وَاحِداً مِنْهَا نَفَخَ فِی الْأَرْضِ مَا أَنْبَتَتْ شَجَراً أَبَداً وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَی النَّارِ وَ یَرَی مَقْعَدَهُ فِیهَا»؛ «دو فرشته منکر و نکیر نزد میت در هنگامی که دفن می‌شود، می‌آیند؛ در حالی که صدای آنها همانند رعد بلند آهنگ و چشمانشان همانند برقی سهمناک و خیره‌کننده است، در این حال زمین را با دندان‌های خود زیر و رو می‌کنند و موهای خود را می‌کشند؛ پس از میت می‌پرسند: پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟
اگر او مؤمن باشد، می‌گوید: الله پرودگار من است و اسلام دین من. آنان به او می‌گویند: درباره مردی که از برای پشتیبانی شما بیرون آمده چه می‌گویی؟ می‌گوید: آیا از محمد(صلی الله علیه وآله) پیامبر خدا می‌پرسید؟ می‌گویند: شهادت بده که او پیامبر خدا است. او می‌گوید: شهادت می‌دهد که او پیامبر خدا است.
[بدین ترتیب او از آزمون سربلند بیرون آمد و آن‌گاه] به او می‌گویند: بخواب! خوابی که در آن رویایی نیست. قبرش را به اندازه نه ذراع توسعه می‌دهند و برای او، دری به سوی بهشت باز می‌کنند و او جایگاهش را می‌بیند.
اما اگر او کافر باشد، بر او وارد می‌شوند؛ در حالی که شیطان چونان دودی در کنار دیدگان او نشسته است. از او می‌پرسند: پرودگار تو کیست و دین تو چیست؟ درباره این شخص که برأی پشتیبانی شما بیرون آمده چه می‌گویی؟
می‌گوید: نمی‌دانم! [در این هنگام] بین او و شیطان را خالی می‌کنند و بر او در قبر 99 مار بزرگ را مسلط می‌سازند که اگر یکی از این مارها در زمین نفس بکشد، هرگز درختی نخواهد رویید. و دیدگان او را به سوی آتش می‌گشایند و او جایگاه خود را در آن می‌بیند» (کافی، ج 3، ص 236.)

سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.
این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَكَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْكَرٌ وَ الْآخَرُ نَكِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(كشف المحجة لثمرة المهجة، ص: 273) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى كه داخل قبر خود شود دو ملك نزد او حاضر شوند (یكى منكر و دیگرى نكیر است) و اول چیزى كه از وى سؤال كنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.
پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که: چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نكیر و منكر) نزد او آیند در حالى كه موهاى خود را به زمین می كشند و با پاهاى خود زمین را می شكافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏كننده چشم است و به او می گویند: كیست پروردگار تو و چیست دین تو و كیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه كه دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏2،152 )

نیز در خبرست آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،80 ،الباب الاول)‏
تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.
همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر 2/ 634 و 3/201 )
البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .
لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الكافی، ج‏3، 235)
در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود.

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج2،ص 237)
به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص109)
شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.
برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :
نماز
(2) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است.(نصحایح ،369، نماز بیست و نه خاصیت دارد ... )
نماز شب
و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل كردند كه: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مى‏گردد و... جواب منكر و نكیر و مونس و زائر او در قبر مى‏گردد.
روزه ماه شعبان
هر كس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منكر و نكیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص82)
دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام
هر كس على را دوست بدارد خداوند ... ترس منكر و نكیر را از او دور مى‏گرداند و قبرش را روشن مى‏سازد و چهره‏اش را نورانى مى‏نماید. (الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1،254)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Braveheart ، میثاق ، یوسف خان ، yaali1247 ، Havbb 110 ، 7parsa4 ، رمز شب ، ضحی ، مهدی2012 ، ilidin ، یاوران مهدی ، غریب
۱۲:۲۵, ۲۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
نقل قول:دوست عزیزم حاج اقا عالی منبع حساب نمیشود . ایشان برداشت شخصی خود را بیان کرده
ااااووووووه!!!!!!!!!!!!!!
من چقدر معروف شدمCoolCool
البته هنوز حاج آقا نشدم.نظر لطف شماستBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، یاوران مهدی
۰:۵۱, ۲۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #23

(۲۰/مرداد/۹۰ ۱۶:۲۳)hadi.ah نوشته است:  دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

سفيد شدن يكشبه ي موي سر چيزي است غلو آميز كه بيشتر از جهت مثال و بيان شدت فشار و غم و اندوه بيان مي كنند و در واقعيت چنين چيزي ناممكن است
من بيشتر با صحبت دوستاني كه چنين داستانهايي را عوامانه و سخيف مي دانند موافقم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۳, ۲۷/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۲ ۱۶:۱۰ توسط یاوران مهدی.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲۵/مرداد/۹۱ ۲۳:۴۷)ali.ashkan نوشته است:  با سلام خدمت دوستان....
اگه کسی در حال مرگ باشه باید چه دعاهایی برای او خواند و چه چیزهایی به او گفت و نیز بعد از مرگش باید چه دعاهایی برای او خواند تا بلکه کمی به او کمک کرده باشیم؟؟؟؟....
از هرکسی که اطلاع داره خواهش میکنم جواب سوالما بده.

یاری نمودن محتضر
اسلام برای آسانتر شدن سختی‌های مرگ و قرار گرفتن محتضر در حالاتی که مشمول رحمات الهی شود، سفارشاتی برای زمان احتضار دارد. رو به قبله خواباندن، تلقین کردن، باز گذاشتن روی سینه محتضر و خواندن بعضی سوره‌ها و دعاها از جمله آنهاست.
بنابر نظر اكثر فقهاء بر كسانی كه در اطراف محتضر هستند واجب است محتضر را به پشت بخوابانند؛ بدین صورت كه كف پاهای او را به طرف قبله قرار دهند چنانچه اگر بنشیند رو بروی قبله باشد و ضمناً بر محتضر هم به مقداری كه ممكن باشد واجب است به طرف قبله قرار گیرد.(یزدی، سید محمدكاظم، عروة‌الوثقی، ج 2، ص 18 تا 21)
... امام زین العابدین از پدرش و ایشان از امیرالمؤمنین(علیهم‌السّلام) نقل مى‏نماید كه رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) به دیدن مردى از فرزندان عبدالمطلب رفت كه در حال مرگ بود. او رو به قبله نبود. رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) فرمودند: بدنش را رو به قبله نمایید. زیرا در این صورت، تا زمانى كه قبض روح شود، فرشتگان و خداوند به او روى مى‏آورند.(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصارى، ص 375)




تلقین شهادتین
شهادتین، مهمترین نیاز هر کسی برای پشت سر گذاشتن سختی‌های اولیه پس از مرگ است که در فرض اعتقاد شخص در طول حیات خود به آن، تلقین آن در زمان احتضار سودمند است .
«... رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله: قَالَ لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّ مَنْ كَانَ آخِرُ كَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّة(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصارى، ص 375)؛ رسول خدا فرمودند: به مردگان خود «لا اله الّا اللَّه» تلقین كنید. زیرا كسى كه آخرین سخنش «لا اله الّا اللَّه» باشد، وارد بهشت مى‏گردد.
اقرار به اسامی چهارده معصوم، توسل به ادعیه وارده که در منابعی همچون مفاتیح الجنان موجودند ، و قرائت سوره‌هایی همچون یس و صافات و آیه سخره (اعراف/ 54) و سه آیه آخر سوره احزاب نیز سفارش شده است.
در صورت سخت جان دادن محتضر هم، بهتر است محتضر را به مکانی که در آن نماز می‌خوانده ببرند. البته اگر باعث آزار او نمی‌شود. زیرا لازم است در زمان احتضار از لمس بدن محتضر به جهت رعایت حال او پرهیز کرد. در روایت آمده است که هر گونه تماس و ارتباطی می‌تواند برای محتضر دردناک باشد.
از زراره نقل شده است که فرزند حضرت باقر(علیه‌السلام) سخت بیمار شد. امام در یك طرف خانه بود هر كس به او نزدیك می‌شد، می‌فرمود دست به بچه نزنید ضعف و ناتوانیش زیاد مى‏شود. انسان در این حال (حال احتضار) از همیشه ضعیف‏تر است هر كه به او دست بزند به ضررش كار كرده است. امام پس از فوت بچه دستور دادند دو چشم و چانه‏اش را ببندند.(زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهماالسلام ، 212، ترجمه ج 17بحارالانوار)
اموری که برای محتضر کراهت دارد
[size=medium]بعضی امور نیز برای محتضر ترک آنها سفارش شده است، زیرا اسباب کراهت اند.

مكروهات احتضار(عروة الوثقی،(المحشی)، ج 2، ص 21. با اقتباس از مقاله احتضار از سایت پژوهشکده باقرالعلوم)
الف) مس كردن محتضر در حال جان دادن
ب)‌سنگین كردن شكمش با آهن و هر چیز دیگر
ج) تنها گذاشتن محتضر
د) حاضر شدن جنب و حائض در نزدش
هـ) زیاد حرف زدن در كنارش
و) گریه در نزدش
ز) حاضر شدن مرده شور و مانند آن كه باعث ترس محتضر شود

بنده به اطرافیانم سفارش کرده ام که وقتی مرا در قبر گذاشتند Sad سوره واقعه و 7 مرتبه سوره قدر را برایم بخوانند در مفاتیح خواندم که خواندن این سوره ها باعث میشه عذاب از میت برداشته بشه..
یه نماز لیله الدفنی هم نوشتم و بروی صفحه ی آخر ادعیه ام چسباندم و سفارش کردم ک حتمن اون رو هم برام بخونن !!!!!!

آسانی مرگ و بخشش اموات
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است كه قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است كه اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می امرزد و اگر برای كسی كه در حال احتضار و مرگ است بخواند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود.
تفسیرالبرهان، ج5، ص250
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب
۲۲:۳۴, ۲۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
گویند که شب قبر علی را بینی
ای کاش که هرشبم شب قبر بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، SAViOR ، Zahra.B ، sagheb ، غریب
۲:۴۷, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #26

بسم الله الرحمن الرحیم
بله همین طور است.
فکر کنم این داستان در کتاب مهر تابان نوشته مرحوم علامه حسینی طهرانی نقل شده است.
انشاء ا.. توفیق معرفت به امامان رو پیدا کنیم و یک شیعه واقعی شویم.
التماس دعا
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، ســــــاقی ، السا ، غریب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا