|
مدرنیته و تحول خانه در معماری مدرن
|
|
۱۳:۳۵, ۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۱ ۱۱:۳۵ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نظر مي رسد هر چه مدرن تر مي شويم معضلات و مشکلات شهرهايمان بيش و بيشتر مي شود.
پذيرش شتابزده مدرنيته و بي اطلاعي از ريشه ها و شيوه هاي آن و طرد فرهنگ سنتي به تصور عنصري متناقض با مظاهر توسعه، منشا بروز انواع مسائل عديده شد تا جايي که ناهنجاريهاي اجتماعي و آلودگي هاي زيست محيطي، مجالي براي آسودن و غنودن به شهروندان نمي دهد. شهرهاي امروزي ديگر چندان براي زيست انسان مناسب به نظر نمي رسند زيرا آسيب هايي که شهر امروزي بر انسان وارد مي کند تنها مختص عرصه هاي مادي زندگي او نيست بلکه وجود معنوي او را بيش از هميشه در معرض انواع و اقسام بلاها و بليه هاي متعدد قرار داده است. در شهرهاي پيشرفته صنعتي جهان، موفقيت هايي در جهت کاهش آسيب ها در عرصه مادي زيست (مانند آلودگي آب و هوايي، صوتي، بصري، حمل و نقل، شلوغي، حومه نشيني، تفکيک طبقاتي نظام ساخت شهر يا همان حاشيه نشيني، تفکيک عملکردهاي شهري و... ) به وقوع پيوسته است اما آسيب هاي معنوي همچنان به قوت خود باقي است و آن به طور خلاصه عبارتند از؛ - محدوديت روزافزون عرصه هاي اختيار فردي در انتخاب نوع زندگي و فرهنگ. - اجبار شهروندان به استفاده از خدمات تحميلي يکسان و در نتيجه مسدود شدن راههاي زندگي ارزشي و فرهنگي؛ آنچنان که در گذشته پيشينيان ما بر اساس نظام اعتقادي خود به آن عمل مي کردند مانند قناعت و زهد. - ورود سرعت لجام گسيخته در روابط و مناسبات اجتماعي شهروندان براي به دست آوردن امکانات زيست متعارف. بدين سان لحظه هاي آسودن و اوقات فراغت به مرور زمان براي شهروندان به مثابه آرزويي بزرگ درآمده و پيوندهاي انساني ضعيف گشته است. - کم فروغ شدن استعدادهاي انساني، بويژه طبقات کم درآمد در چرخه توليد و مصرف بي رويه. - به هدر رفتن توان هاي ارجمند مادي و معنوي مردم در جريان تردد در شبکه هاي بيروني، پيراموني و دروني. - بروز نابساماني هاي شديد فرهنگي، اخلاقي، عصبي و رواني. اين مهم بخصوص در قطب هاي بزرگ اقماري و اقامتي جديد بر اثر فقدان پيوند معني دار ميان توسعه و رشد ساخت و سازها و شبکه ها با رشد رواني و اخلاق فردي و اجتماعي حادث شده است. يکي از بهترين گزينه هايي که مي تواند شهرهاي ما را براي سکونت و زيست همه جانبه مادي و معنوي مسلمانان متناسب گرداند بهره وري عالمانه و مدبرانه از پشتوانه هاي تاريخي خود براي ترميم و بهسازي موقعيت هاي تقويمي است. با بررسي تاريخ اقوام گذشته و ديگر پيامبران الهي (علیه السلام) که بخشي از آن در قرآن کريم آمده است، به خوبي مي توان چهره شهرها را در تاريخ انبياء (علیه السلام) تبيين کرد. از مجموع آيات الهي چنين بر ميآيد که شهر اسلامي از تقدس خاصي برخوردار است و بايد در جهت گسترش و اعتلاي شهر و شهروندان آن از هر نظر کوشيد. او از بدو تولد به دنبال تأمين امنيت خود بوده و اين خواسته او بر سه رکن دسترسي به «جان پناه»، «زندگي جمعي» و «آسايش» استوار بوده است. بدين سان آرمان اسلامي با واقعيات اجتماعي و اقتصادي سازش يافت؛ به طوري که از همان اوايل مسلمانان و غيرمسلمانان در نواحي تجاري، در کنار يکديگر کار و حتي در نواحي مسکوني به صورت آميخته زندگي ميکردند. غير مسلمانان در معاملات تجاري ميان خود به «قاضي» مراجعه ميکردند و احساس «همشهري بودن» در آن پايتخت فارغ از تعصبات ميهني بر امتيازات مذهبي و تباري برتري داشت. در زمينه مقولات کالبدي شهر نيز فضاها به گونهاي استقرار يافته بودند که هيچ يک از نيازها و موقعيتها نقش اخلاقي، معنوي و الهي را خدشه دار نميساختند. روابط بنيادي در شهر به گونهاي بود که انسانيت و معنويت را در ميان ساکنان آن به وجود ميآورد و هرگونه تبعيض فضايي، اقليمي که با روح عدالت و تقسيم منابع و امکانات مغايرت داشت منتفي ميگرديد. شهر استانبول (اسلام بول) به عنوان نمونهاي از يک شهر اسلامي، در بردارنده تفکرات عميق دين مبين اسلام بود و تأسيسات و امکانات به گونهاي ساماندهي شده بود که افراد نيازمند و فقير جامعه نيز در درجه اول بتوانند نيازهاي بنيادي خود را (چون مسکن، کار، رفاه و فرهنگ) در آن بازيابند. نکته قابل توجه ديگر، اولويتهايي بود که در تجليات کالبدي شهر وجود داشت و بر اساس آن بناها و فضاهاي اصلي شهرسازي اسلامي مانند مساجد، مدارس، مراکز فرهنگي و کتابخانهها در جايگاه واقعي خود استقرار مييافتند. شهر اسلامي علاوه بر موقعيت طبيعي و محلي و ويژگيهاي کالبدي، بازتاب دهنده ساختارهاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي عام جامعه جديد التأسيس بود. به عنوان مثال نخستين اصل بازگو کننده ماهيت شهر اسلامي، همانا سازگاري طرح و شکل ساختماني شهر با شرايط طبيعي اعم از موقعيت طبيعي و شرايط آب و هوايي بوده است. استفاده از مفاهيمي چون حيات خلوت، خيابانهاي سرپوشيده باريک و باغها، بيانگر اين شرايط بودهاند. اين قبيل عناصر به منظور تطابق با شرايط آب و هوايي گرم حاکم بر محيط زندگي مسلمانان طراحي ميشدهاند. همچنين باورهاي مذهبي، کانون يا هسته اصلي زندگي فرهنگي مردم مسلمان را تشکيل ميداده است، از اين رو مسجد در سلسله مراتب نهادي و مکاني از جايگاه عمده اي برخوردار بوده است. باورهاي فرهنگي و اعتقادي، تفکيک کننده زندگي خصوصي و عمومي و نظام دهنده مناطق مختلف شهر بوده است. در نتيجه، طرح شهري شامل قلمروهاي خصوصي و عمومي از يکديگر بوده است؛ پس هرگونه فعاليت اقتصادي که با مبادله و حضور اجتماعي سر و کارداشته باشد از کاربري (خانههاي شخصي) مسکوني جدا بوده و بيشتر اين قبيل فعاليت ها در مناطق عمومي و خيابانهاي اصلي متمرکز بوده است. در شهر اسلامي، اصل حريم شخصي به قانون عرفي و شرعي تبديل شده بود؛ مثلا ارتفاع ديوار را بالاتر از ارتفاع فرد شتر سوار تعيين مي کردند. سازمان اجتماعي جامعه شهري مبتني بر چشماندازهاي فرهنگي، خاستگاه هاي اعتقادي و همخواني مشترک استوار بوده است. بنابراين توسعه در جهت برآورده ساختن اين گونه نيازها بويژه اتحاد و خويشاوندي، دفاع، نظم اجتماعي و اعمال مذهبي بوده است. عواملي چون حرمت ساختار خانواده، حريم شخصي، تفکيک جنسي و تعامل اجتماعي نيرومند به وضوح در شکل ساختماني متراکم منازل حياط دار، متجلي و متبلور بوده است. مسائل اجتماعي و حقوقي در تيررس نظر محققان و انديشمندان مذهبي بوده که در مکاني نزديک به مسجد اصلي (نهاد اجتماعي اصلي) و زندگي اجتماعي - جايي که اکثر مشاجرات در مي گرفته - زندگي ميکردهاند. متاسفانه تغيير قدرت سياسي از نظام شورايي اسلام آغازين به رژيمهاي خود کامه - بويژه اواخر دوران عثماني - منجر به انتقال اماکن سياسي از مرکز شهر به کناره شهر به شکل دژ يا (ارگ) شد؛ تا مگر به اين وسيله محافظت بهتري از حاکمان صورت پذيرد. نمونههايي از اين قبيل تدارکات را ميتوان در شهرهاي آفريقاي شمالي تحت نام کسبه يا قصبه يافت. زندگی در خانه سنتی بر پایه ارزش های سنتی و هنجارهای مشترک شکل می گیرد در حالیکه در خانه مدرنیته زندگی با تکیه بر ارزش های فردی و فردگرایی از اهمیت برخوردار است. شناخت اثرات مدرنیته بر الگوهای سکونت و فرهنگ خانه تمام جوامع معاصر علی الخصوص جوامع در حال پیشرفت فرایند بسیار پیچیده ای را به همراه آورده است. تحولات مدرن در این کشورها باعث این شده که فرایندهای ارتباطی پیچیده ای بین فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها از طریق فرایند ادغام و اشاعه فرهنگی بوجود آورد و به شکل گیری کلیت منسجم و یکپارچه ای فرهنگ جدیدی این خرده فرهنگ ها را سوق دهد. به خاطر همین است که آن تناسب تاریخی و سنتی بین خانه و فرهنگ از میان رفته است و فرهنگ جوامع به یک فرش " چل تکه ای" با سلایق گوناگون چون یک سوپر مارکت بزرگ تبدیل شده اند که همه چیز در آن یافت می شود. در واقع در خانواده های ایرانی بدون توجه به باورهای شرعی همگی به سمت داشتن آشپزخانه های اُپن ( باز) سوق یافته اند، دیگر در خانه های امروزی بخش اندرونی و بیرونی معنا ندارد و کمتر می توان در خانه و سبک های معماری فضاهای داخلی منازل مسکونی تحلیلی از نشانه های دینی و جهت گیری های مذهبی افراد یافت. با توجه به اینکه رشد فردگرایی علاوه بر اینکه در کلانشهرها و شهرستان های ایران رشد یافته است و همچنین روستاهای ایران هم از این مسئله بی بهره نبوده اند مفهوم حریم خصوصی اهمیت بسیاری یافته است و جمع گرایی ها و ارزش های جمعی در خانه جای خود را به ارزش های فردی و فرهنگ فردگرایی داده است. در شهرها فرزندان اتاق های مخصوص به خود را دارند و ... این مسائل بیانگر این است که در فرهنگ خانه های ایرانی نمادها و نشانه های درون خانه ها و برون خانه کمتر بیانگر روح فرهنگ سنتی است. در جامعه سنتی استفاده از مصالح و مواد ساخت خانه دارای هویت تاریخی است که امروزه می توان در ابناهای بسیار قدیمی که به عنوان میراث فرهنگی در جوامع به خصوص در ایران جنبه گردشگری و جهانگردی دارد و حتی قدیمی و بسیار کهن می باشد مورد مشاهده و مطالعه قرار داد. در جامعه سنتی یا پیشامدرن خانه کمتر جنبه موقتی به خود می گیرد و خانواده اغلب در تمام طول عمر خود تا چند نسل هرگز جای خود را جا به جا نمی کند و این خانه بین خانواده به عنوان میراث به ارث می رسد. درچنین موقعیت هایی خانه پایگاه نسبتاً ثابتی است که ممکن است چندین نسل را در خود جای دهد و استمرار این چند نسل در یک خانه آن را به حافظه عینی و مادی تبار خانواده و خاندان تبدیل کرده است و همراه با آن نوعی حافظه تاریخی را بوجود می آورد. اما معماری مدرن خانه ها را به سمت 1- کوچک بودن.2-ساده بودن.3-حداکثر از فضا بهره بردن .4-فاقد نشانه و رنگ داشتن.5-تقسیم کار فضایی ایجاد کردن. و... که مهمترین ویژگی های معماری مدرن سوق یافته است و به نوعی خانه امروزی بودن یا امروزی گشتن را شکل داده اند. در واقع ویژگی هایی که برای معماری مدرن بیان شد بیانگر وجوه عقلانی شده مسکن و خانه می باشد. که این وجوه به معنای تلقی کردن ابزاری و مصرفی بودن خانه در عصر حاضر را می رساند که این وجوه براساس کارکردهای محاسبه پذیر و کمی سنجیده می شود. شهری شدن خانه فرآیند دیگری است که مطرح می شود. به واسطه این موضوع نسبت جمعیت شهرنشین همراه با بسط و گسترش شبکه های ارتباطی، فعالیت های اقتصادی، سازمان سیاسی و اداری در مناطق شهری افزایش می یابد. امروز در جوامع از جمله در ایران هویت یابی و جامعه پذیری فرزندان و کودکان ما در مکان ها و فضاهای مختلف شهر چون ( مدرسه-خیابان- سینما- پارکها- کافی شاپ ها و...) و حتی از طریق رسانه های تصویری و مجازی شکل می گیرد اما در گذشته چنین فرایندهایی در خانه بوجود می آمده است و با روش های بسیار سنتی و قدیمی شکل می گرفته است. اما امروزه این شیوه ها متفاوت، متنوع و متمایز گردیده است. در واقع خانه ها در شهر جزء کوچکی از شهر و در ارتباط با شهر معنا پیدا می کند و بر اساس ویژگی های شهر خانه های شهری شکل و هویت به خود می گیرد. این مسئله را امروزه می توان در نواحی مرکزی ایران در استان یزد یافت که به دلیل حفظ هویت سنتی و فرهنگی خانه ها از نمای بیرون با همان موقعیت تاریخی و بافت قدیمی شکل و بنا می گیرد اما اینچنین خانه هایی از درون کاملاً متحول شده و مدرنیته و شهری گردیده است. توسعه شهرنشینی و شهری شدن، خانه ها را متحول کرده است و بسیاری از کارکردهای سنتی اش را مانند خانه به مثابه غذا خوردن، محل تفریح، و آسایش، محل ملاقات و میهمانی، محل جشن ها و برگزاری آیین ها و محل کار و البته تولید، همه چیز به جزء محل خواب را به سایر فضاهای شهری منتقل کرده است. در واقع رستوران ها و کافی شاپها، ییلاقات ، مجموعه های آبی و تفریحی، پارک ها، باغها و تالارها، ورزشگاه ها، سینماها، خیابان ها، پاساژها و سنترشاپ هاو.... همگی از فضاها و مکان هایی است که جایگزین کارکردهای سنتی خانه شده است و این مسئله تحت تأثیر شهرنشینی و افزایش روند شهری شدن جوامع از جمله ایران می باشد. شعاری که در جای جای فضاهای شهری ما با آن روبرو هستیم که "شهر ما خانه ما" جنبه واقعیت پیدا کرده است. در نتیجه وقت بسیار کمی از اوقات خود را به درون خانه اختصاص می دهیم در حالی که در گذشته اکثر اوقات خود را در خانه سپری می کردیم، چنین زمانی هایی باعث شکل گیری خاطرات و تجربیات کودکی ما می شده است، اما در عصر حاضر خاطرات ما دیگر هیچگونه اختصاصی به خانه ندارد. روی آوردن به معماری و شهرسازی اسلامی را می توان راهکاری برای حل مشکلات ناشی از معماری مدرن دانست. البته شهرسازی اسلامی كاری نيست كه معماران به تنهايی بتوانند آن را عملی كنند؛ جامعهشناس، اقليمشناس، بومشناس، شهرساز و معمار بايد با همانديشی یکديگر برای يك شهر كار كنند چون نوع بناها از نظر فضای شهری در اجتماعات مختلف دارای يكسری قوانين خاص است كه میتواند بر اساس اخلاقيات و اجتماعيات در قوانين شهرسازی متفاوت باشد. نحوه زندگی، اشراف خانههای مسلمانان، روابط همسايگی، عرصه خصوصی و عمومی و محرميت از جمله پيامدهای اعتقادات اسلامی در معماری است. وجه مميزه معماری مسلمانان با انواع ديگر معماری فرهنگ اين كشورهاست. معماری به مكان، زمان و فرهنگ وابسته است. یک جامعهشناس مسلمان كه در عين حال به فرهنگ معماری نيز اشراف دارد میتواند درباره شهر اسلامی دستورالعملهای كلی بدهد با محوريت اين مساله كه يك شهر اسلامی از نظر تركيب حركتی چگونه بايد باشد. تقريباً اصول شهرسازی در شهرهای ایران رعايت نشده است. شهرستانهای ايران بيشتر به دليل اينكه در مسير و گذر بودهاند، بهوجود آمدهاند. يعنی شهر در گذر جاده اصلی بوده بهطوری كه از جاده اصلی وارد شهر شده و بعد از شهر خارج شده و دوباره به جاده اصلی میرسيم. در حالی كه در شهرسازی اسلامی با پديدهای به نام مركز محله مواجه هستيم. در مركز محله شهر قديم ايرانی تجمعاتی داشتيم، بدين معنی كه تمام عناصر شهر از مركز محله در كنار هم قرار میگرفتند. تهران قديم اين عناصر را داشت ولی امروز همه اينها خراب میشوند و ديگر شاهذ آن كوچهها و گذرها نيستيم. در شهرهای اصفهان، كرمان و يزد اينگونه عناصر در شهر وجود دارد ولی بيشتر شهرهای معمولی و خيلی بزرگ به دليل غالببودن وجه اقتصادی در شهرسازی فاقد اين عناصر هستند. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۵:۵۳, ۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دوستان سلام
دستتون درد نکنه مطلب واقعا مفیدیه امیدوارم دوستان دیگر هم وقت بذارند و بخونند من که زبونم داره مو در میاره بس که این حرفا رو به بقیه گفتم اما حاشا که بچه بسیجی خسته بشه علی علی |
|||
|
۱۵:۵۸, ۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۱ ۱۱:۳۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام.
ممنون از مطلب مفيد شما. ولي شما ميتونستيد اين مطلب رو در ساير تاپيك هاي مرتبط بنويسيد. التماس دعا. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حرم امام رضا(علیه السلام) در محاصره معماری پست مدرن | nooromahdi | 7 | 7,286 |
۳/دی/۹۰ ۴:۴۸ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا | پرنده بهشتی | 0 | 5,128 |
۲۴/دی/۸۹ ۲۱:۲۳ آخرین ارسال: پرنده بهشتی |
|








