کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام)
۲۱:۲۵, ۳۰/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۰ ۲۱:۳۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
آواتار
یا علی


.حتما بخوانید که معرفت و محبت رابطه ای دو طرفه است.


در روز بيستم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجري، آثار مرگ بر چهره امام علي(عليه السلام) ظاهر شده بود. امام به فرزند بزرگش امام حسن(عليه السلام) فرمود: به شيعياني که جلو درب منزل اجتماع کرده اند اجازه دهيد تا بيايند و مرا ببينند. درب باز شد و شيعيان، دور آن حضرت جمع شده و به گريه و زاري پرداختند. امام علي(عليه السلام) خطاب به آنان فرمود: «قبل از آن که فرصت از دست رود و ديگر نتوانيد مرا ببينيد، هر سؤالي داريد از من بپرسيد، ليکن سؤالاتتان کوتاه و مختصر باشد.»

يکي از سؤال کنندگان، صعصعه بن صوحان بود که روايات او حتي در صحاح اهل سنت هم، آورده شده و مورد اعتماد علماي فريقين مي باشد. او از امام پرسيد :
«شما فضيلت بيشتري داريد يا حضرت آدم؟»
حضرت فرمود: «خوب نيست که کسي از خودش تعريف نمايد»[1] لکن از اين جهت که خداوند فرموده است: «نعمت هاي خدادادي به خود را نقل کنيد: (وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ) [2] بايد بگويم: «من از حضرت آدم افضل ام».

صعصعه دليل اين برتري را جويا شد و خلاصه پاسخ امام علي(عليه السلام) چنين است: «براي آدم همه جور وسايل راحتي و آسايش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود اين ممنوعيت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالي که من از خوردن گندم منع نشده ام، و چون دنيا را قابل توجه نمي بينم به ميل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده ام». منظور حضرت آن است که کرامت و فضيلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقواي آن ها است. هر کسي از دنيا اعراض بيشتري داشته باشد، يقيناً نزد خدا مقرب تر است. کمال زهد و تقوي هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است که ايشان اين کار را انجام داده اند.

سپس صعصعه پرسيد «شما افضل ايد يا نوح شيخ الانبياء؟» حضرت پاسخ داد:

«من از نوح افضل ام» و علت اين برتري بر نوح را چنين فرمود: «نوح(عليه السلام) قوم خود را به سوي خدا دعوت کرد، ولي آن ها او را اطاعت نکردند و به آن بزرگوار آزار و اذيت بسياري رساندند. سپس نوح پيغمبر، آنان را نفرين کرد و گفت: پروردگارا! احدي از کافرين را بر روي زمين باقي نگذار. اکنون با وجود اين که بعد از وفات خاتم الانبيا، صدمات و آزار فراواني از اين امت به من رسيده است، هرگز آنان را نفرين نکرده و کاملاً صبر پيشه کردم».

ايشان صبر خود را در خطبه شقشقيه چنين توصيف مي کند: «در حالي صبر نمودم که در چشمم خار و در گلويم استخواني بود.»[3] منظور امام اين است که هر کس که بر بلاها و سختي ها بيشتر صبر داشته باشد مقرب تر است.

آنگاه صعصعه پرسيد: «شما افضل هستيد يا ابراهيم(عليه السلام)؟»
ايشان پاسخ داد: «من از ابراهيم افضل مي باشم» و دليلش را در قرآن، از زبان ابراهيم(عليه السلام) چنين مي فرمايد:
(رَبِّ أَرِنِي کَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتي قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلي وَلکِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي)؛ پروردگارا چگونگي زنده کردن مردگان را به من نشان ده. خداوند فرمود: آيا باور نداري؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما مي خواهم با مشاهده آن دلم آرام گيرد».[4] اما من گفتم: «اگر کشف حجاب گردد و پرده ها بالا رود، يقين من زيادتر نخواهد شد».[5] منظور امام آن است که علو درجه هر کس، درجه يقين او مي باشد که واجد مقام حق اليقين گردد.

در ادامه پرسشِ صعصعه، امام خود را از موسي(عليه السلام) نيز افضل و برتر خواند و دليل آن را چنين فرمود:
«وقتي که خداوند او را ماموريت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجيد، ايشان عرض کرد: (رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ وَأَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُکَذِّبُونِ)؛
«خداوندا من از آنان يک نفر را کشته ام و مي ترسم که آنان مرا به قتل برسانند. برادرم هارون را که زبان فصيح تر و گوياتري از من دارد، با من همراه گردان تا ياور و شريک من در امر رسالت باشد، و مرا تصديق نمايد؛ زيرا مي ترسم آن ها رسالتم را تکذيب نمايند».[6]
اما موقعي که پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) به من مأموريت داد تا به مکه معظمه روم، و آيات اول سوره برائت را در بالاي بام کعبه بر کفار قريش قرائت نمايم ـ با آن که در آنجا کمتر کسي را مي توان يافت که يکي از خويشان و بستگانش به دست من کشته نشده باشدـ هرگز و ابداً نهراسيدم. امر پيامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهايي مأموريت خود را انجام داده، آيات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت کردم.»

اين سخن امام کنايه از توکل او به خدا است؛ چون هر کس توکلش بيشتر باشد فضيلت بيتشري دارد و موسي کليم الله به برادرش هارون اتکا و اعتماد داشت، ولي اميرالمؤمنين(عليه السلام) به طور کامل به خداي بزرگ توکل و اعتماد نمود.

همچنين امام علي(عليه السلام) خود را برتر و افضل از عيسي مسيح دانست و دليل آن را نيز چنين بيان کرد:
به اذن و قدرت پروردگار، وقتي جبرئيل در گريبان مريم دميد، او حامله شد و زماني که موقع وضع حملش رسيد به مريم وحي شد که: «از خانه بيت المقدس بيرون آي، اين خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زايشگاه.»[7] به همين دليل از بيت المقدس بيرون رفت و عيسي در بيابان خشکيده اي متولد شد.

اما وقتي مادر من ـ فاطمه بنت اسد ـ درد زاييدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق اين خانه کعبه و بحق کسي که اين خانه را بنا نهاده است، درد زايمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت ديوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه با نداي غيبي به داخل خانه راه يافت، من در همان خانه کعبه متولد شدم.

بنابراين چون مکه معظمه بر بيت المقدس برتري دارد و مريم از زادن عيسي در بيت المقدس ـ مکاني پائين تر از مکه ـ نهي شد؛ ولي مادر علي(عليه السلام)، براي زادن او به درون کعبه ـ مکاني برتر از بيت المقدس ـ دعوت شد، بدين جهت روح، نفس و بدن او از عيسي پاکيزه تر است.

بالاخره کساني چون ابن ابي الحديد، امام حنبل، امام فخر رازي، شيخ سليمان بلخي حنفي و بسياري ديگر، حديث زير را از پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) نقل نموده اند که فرمود:

«هر کس مي خواهد به علم آدم نظر کند، به علم علي توجه کند. هر کس مي خواهد حقيقت تقواي نوح و حکمت او را ببيند و نيز حلم و خلت ابراهيم، هيبت موسي و عبادت عيسي را ببيند پس به سوي علي بن ابي طالب(عليه السلام) نظر کند».[8] بالاخره ميرسيد علي همداني شافعي در پايان اين حديث مي افزايد: «نود خصلت از خصلت هاي انبيا در حضرت علي(عليه السلام) جمع مي باشد که در کس ديگر نمي باشد».[9]

البته تشبيه نمودن علي(عليه السلام) به آدم از بعد علم، بدان جهت است که خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: (وعَلَّمَ آدَمَ الأسْماء کُلَّها)؛ «خداوند همه اسماء را به آدم آموخت»[10] و تشبيه نمودن حلم علي(عليه السلام)به حلم ابراهيم از آن جهت است که خداوند در سوره توبه فرمود: (إنَّ إبْراهِيمَ لأوَّاهٌ حَليمٌ)؛ به درستي که ابراهيم بردبار و حليم بود».[11] .

بنابراين چنانچه کسي در ويژگي بارز هر يک از انبيا با آن نبي مساوي شد مي توان نتيجه گرفت که تمام ويژگي هاي همه انبيا را دارد و لذا برتري او بر آن ها اثبات مي گردد.

بلخي حنفي و گنجي شافعي در کفاية الطالب از امام احمد حنبل نقل نموده اند: فضائلي که براي علي ابن ابي طالب(عليه السلام) آمده براي هيچ يک از صحابه نيامده است.[12] .






[1] الامام علي(عليه السلام)، ص369؛ اللمعة البيضاء، ص220؛ شبهاي پيشاور، ص474 «تزکية المرء لنفسه قبيح».
[2] ضحي (93): 11.
[3] الغدير، ج 10، ص124؛ شبهاي پيشاور، ص474 «فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًي وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا».
[4] بقره (2): 260.
[5] شرح الاسماء الحسني، ج 1، ص190؛ شبهاي پيشاور، ص475 «لو کشف الغطاء ما ازددت يقيناً».
[6] قصص (2): 33.
[7] الامام علي(عليه السلام) ص369؛ اللمعة البيضاء، ص221؛ شبهاي پيشاور، صص476 و 814 «اخرجي عن البيت فإنّ هذه بيت العبادة لا بيت الولادة».
[8] کفاية الطالب، باب 33؛ مسند احمد بن حنبل؛ فخر رازي در تفسير آيه مباهله؛ محي الدين عربي 172؛ يواقيت و جواهر ص121، فصول المهمه، باب 40، ينابيع المودّة و.... «من أراد أن ينظر إلي آدم في علمه و إلي نوح في تقواه و إلي إبراهيم في حلمه و إلي موسي في هيبته و إلي عيسي في عبادته فلينظر إلي علي بن أبي طالب(عليه السلام)».
[9] ينابيع المودة لذوي القربي، ج 2، صص307 و 80؛ الامام علي(عليه السلام)، ص301؛ شبهاي پيشاور، ص477 «فإنّ فيه تسعين خصلة من خصال الأنبياء جمعها الله فيه و لم يجمعها في أحد غيره».
[10] بقره (2): 31.
[11] توبه (9): 114.
[12] ينابيع المودّة باب 40 ـ مناقب خوارزمي، کفاية الطالب، باب 2.



خداوندا توفیق معرفت روز افزون مولا علی و مظلومیت ایشان را نصیب ما گردان و محبت
ایشان را در قلوب ما شعله ور گردان آنگونه که سوزش حرارت آن را احساس کنیم، تا قبل از آنکه
به آتش معصیت تو بسوزیم به شراره های محبت علی (علیه السلام) بسوزیم و خاکستر گردیم آنگونه که اولیاء تو سوختند...

امضای zarati313
اَللّـهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا

وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۱, ۲۱/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۳ ۲۰:۳۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #2
آواتار
[تصویر: Besmella.png]
صعصعة بن صوحان عبدی؛ يكی از بزرگترين صحابه اميرالمؤمنين‏ علی(علیه السلام)

صعصعه از خواص اصحاب مولای متقيان بود، حضرت به او علاقه داشتند . مرد خطيب و سخنوری بود . جاحظ در البيان و التبيين او را به قدرت بيان و قوت‏ منطق وصف می‏كند و می‏گويد: از هر دليلی بالاتر بر اينكه صعصعه مردی سخنور و خطيب بوده اين است كه علی بن ابی طالب گاهی تكليف می‏كرد به او كه خطابه ايراد كند و او حركت می‏كرد و در حضور علی به ايراد خطابه می‏پرداخت .


  • صعصعه درباره علی يك سخن كوتاه دارد در روز اول خلافت ، و سخنی ديگر دارد درباره آن حضرت در حالی كه در اثر ضربت خوردن به شمشير مرادی‏ حضرت در بستر افتاده بود ، و سخنی هم دارد مفصل بعد از دفن آن حضرت .

در روز اول خلافت رو كرد به آن حضرت و گفت :
يا اميرالمؤمنين ! تو به خلافت زينت و افتخار دادی، اما خلافت برای تو زينت و افتخاری نيست ، مقام خلافت با خليفه شدن تو بالا رفت اما خلافت مقام ترا بالا نبرد ، خلافت به تو محتاج‏ تر است از تو به خلافت .


جمله دوم بعد از ضربت خوردن اميرالمؤمنين بود . صعصعه مثل همه ياران خاص آن حضرت فوق العاده متأثر بود . آمد بلكه بتواند عيادتی بكند ، مجال نيافت . به وسيله كسی كه در اطاق بيمار رفت و آمد می ‏كرد سوز دل و پيام محبت خود را با اين دو جمله بيان كرده ، گفت : سلام مرا به آقا برسان ، بگو صعصعه می‏گويد :
رحمت خدا در حيات و ممات شامل حال تو باشد يا أميرالمؤمنين ! خداوند در انديشه تو بسيار بزرگ بود ، تو عارف و شناسای ذات خدا بودی. پيغام صعصعه به حضرت رسيد ، فرمود : از طرف من به صعصعه بگوييد:
خدا ترا رحمت كند ای صعصعه ! تو خوب يار و ياوری برای من بودی ، كم توقع ، كم زحمت ، كم خرج بودی . از آن طرف پركار ، خدوم و فداكار بودی.


سخن سومش بعد از دفن حضرت است . بدن مبارك أميرالمؤمنين(علیه السلام) را شب دفن كردند . به ملاحظاتی جز افراد معدودی از خواص اصحاب ، كسی ديگر در تشييع جنازه و هنگام دفن نبود . يكی از آنها همين صعصعه بود . همينكه از دفن فارغ شدند ، آمد كنار قبر ، يك دست را روی قلب خود گذاشت ، با دستی ديگر مشتی خاك برداشت و بر سر ريخت ، گفت :
" بأبی أنت و أمی يا أميرالمؤمنين " پدر و مادرم به قربانت . " هنيئا لك يا أباالحسن" اين مردن با اين همه سعادت و پاكی با اين مقام در نزد حق گوارای تو باد .
بعد جمله ‏هايی دارد : " فلقد طاب مولدك ، و قوی صبرك ، و عظم جهادك ، و ربحت تجارتك ، و قدمت علی خالقك " تا آنجا كه می‏گويد :
" فأسأل الله أن يمن علينا باقتفائنا أثرك ، و العمل بسيرتك " . از خدا مسئلت‏ می‏كنم كه بر ما منت بگذارد كه موفق بشويم از تو پيروی بكنيم .
" فقد نلت ما لم ينله أحد ، و أدركت ما لم يدركه أحد "
تو به چيزی رسيدی كه‏
احدی نرسيد ، به مقام نائل شدی كه كسی نائل نشد .
در آخر بار تكرار می‏كند و می‏گويد : " فهنيئا لك يا أباالحسن " گوارا باد ترا ای ابوالحسن !
" لقد شرف الله مقامك " خدا مقام تو را خيلی شريف و بزرگوار قرار داد .
" فلا حرمنا الله أجرك ، و لا أضلنا بعدك ، فوالله لقد كانت حياتك‏ مفاتيح للخير ، و مغالق للشر " خدا ما را از اجری كه به وسيله تو بايد ببريم محروم نكند ، خدا ما را بعد از تو گمراه نكند . به خدا قسم كه‏ زندگی تو كليدهايی بود برای خير ، قفلهايی بود برای شر و بدبختی .
" و لو أن الناس قبلوا منك لاكلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم و لكنهم آثروا الدنيا علی الاخره "
اگر مردم سخن ترا شنيده بودند و اگر ترا می‏شناختند ، از آسمان و از زمين ، از بالای سر و از زير قدمهای آنها نعمتهای الهی می‏جوشيد، و افسوس كه قدر تو را نشناختند ، دنيای دنی آنها را فريب داد.
" ثم بكی بكاء شديدا ، و أبكی كل من كان معه "
بعد خودش‏ گريست - گريستن شديدی - و هر كه را در آنجا بود گريانيد .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۹, ۳/آذر/۹۴
شماره ارسال: #3

ذکر علیٍّ عبادهٌ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! علی 110 38 11,739 ۲۸/مرداد/۹۵ ۲۲:۳۹
آخرین ارسال: irantrn
  زندگینامه حضرت علی علیه سلام 1 جواد مخبریان 1 384 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۰
آخرین ارسال: zaviyehdid
  هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت ghoran 7 1,032 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۳۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه وحید110 112 21,041 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۵۷
آخرین ارسال: zaviyehdid
  مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) ghoran 4 941 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۴۵
آخرین ارسال: zaviyehdid
  《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 آوا 0 317 ۱۷/تیر/۹۴ ۱۱:۴۳
آخرین ارسال: آوا
Question عصمت انبیا و اهل بیت mahdy30na 95 24,953 ۱۷/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۰
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا