کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاسخ به شبهات وارد بر عقیده 12 امامی شیعه #
۳:۴۳, ۱۸/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً.

پاسخ به شبهات و دفاع از اصول عقاید، بخش مهمی از علم کلام است؛ از جمله شبهاتی که در عصر حاضر به‌شدت ترویج می‌شود، حمله به عقیده شیعه به امامت و ولایت و به تبع آن نظریه حکومت است. لبه تیزتر این حملات با توجه به حساسیت خاص اعتقاد شیعه به مهدویت، متوجه این موضوع شده است.

و متاسفانه این شبهات چندین بار در تالار بیداری اندیشه که کاربران آن خود از معتقدین به امام عصر عج و منتظران آن حضرت هستند مطرح گردیده است.

اگر چه انتشار شبهات و اشکالات می تواند اثرات منفی در نشر و گسترش حقایق را به دنبال داشته باشد ولی با این حال نباید اثرات مثبت شبهات و پرسش ها را در تحریک حق جویان به پاسخ گویی از یاد برد که نتیجه آن تعمیق و غنا بخشیدن به مباحث فکری و کنار زدن پرده ها از چهره نورانی حقیقت است به گونه ای که ظلمت جهل, کج فهمی و بد فهمی ها را از میان می برد.

از جمله کتاب‌هایی که در زمینه شبه افکنی عقاید شیعه انتشار یافته کتاب «تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه» نوشته احمد الکاتب است.

او علاوه بر نشر این کتاب از طریق نشریات و سایت‌های اینترنتی به نشر شبهات خود در این موضوع پرداخته و فعالیت خود را گسترش داده است. شبهات وارده در این تالار و مشابه آنها در دیگر تالارها همگی از این کتاب است.

کتاب های مهم اعتقادی در حوزه اسلام و تشیع که ناظر به آرای مخالفان است در واقع در پاسخ به شبهات دیگران نگاشته شده است هم چون کتاب (غیبت نعمانی) و (اکمال الدین) در پاسخ به شبهات زیدیه, کتاب (الشافی فی الامامه) سید مرتضی در پاسخ به کتاب (المغنی) عبد الجبار, کتاب (عبقات الانوار) میر حامد حسین در پاسخ به کتاب (التحفة الاثنی عشریه) شاه عبدالعزیز دهلوی, کتاب (الهدی الی دین المصطفی والرحله المدرسیه) شیخ جواد بلاغی در پاسخ به کتاب (الهدایة) پاره ای محققین مسیحی.

شبهات و ردود عنوان سه جلد کتابی است که توسط (سید سامی البدری) پژوهنده عراقی در پاسخ به شبهاتی که (احمد کاتب) درباره عقیده امامیه مطرح کرده, نگاشته است. (این کتاب انشاء ا.. در بخش معرفی کتاب به صورت مفصل تری بحث و معرفی خواهد شد).

آری چنین کتاب های گران سنگی که هم چون آینه ای حقایق مسائل نبوت, امامت, سیره و تاریخ را باز می تاباند, نتیجه جست و جو و پاسخ به شبهات و اشکالاتی است که نه تنها خللی در مجموعه اعتقادهای اسلامی و شیعی وارد نساخت بلکه موجب قوت, غنا, سرزندگی و پویایی اصول عقیدتی و باور داشت های دینی گردید.

بحث احادیث دوازده امام(علیهم السلام)، هفت صفحه (127 تا 133) از کتاب 244 صفحه‌ای احمد الکاتب را به خود اختصاص داده ‌است.

حال به بعضی از مواردی که در این هفت صفحه آمده فهرست‌وار اشاره می‌شود، تفصیل و توضیح هر مورد در متن نوشته موجود است:

تکرار شبهه‌های نخ‌نما شده بدون اشاره به پاسخ‌های دانشمندان شیعه:

الف) تحیر مردم بعد از شهادت هر امام (مربوط به زمان شیخ صدوق که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
ب) بدا در امامت (مربوط به زمان شیخ صدوق که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
ج) تردید در تعداد امامان به دلیل وقایع بعد از امام دوازدهم (مربوط به زمان سید مرتضی شاگرد شیخ مفید که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)
د) چگونگی دلالت احادیث دوازده امام(علیهم السلام) بر امامت فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) (مربوط به زمان شیخ طوسی شاگرد شیخ مفید که ایشان و بسیاری دیگر جواب داده‌اند.)

نیاوردن اسناد و دلیل‌های معارض و مخالف:

الف) به متن کتاب‌های ابوسهل و ابراهیم نوبختی که دوازده امام(علیهم السلام) را دارند اشاره‌ای نکرده است.
ب) روایاتی را که امامان(علیهم السلام)، چند امام بعد از خود را معرفی کرده‌اند، نیاورده است.
ج) روایتی را امام رضا(علیه السلام) تصریح کرده زراره امام بعد را می‌شناخته و سند صحیحی هم دارد ذکر نکرده است.
د) به روایت رحلت زراره استناد می‌کند اما اصلاً تذکر نمی‌دهد که در سند آن احمد بن هلال واقع شده است.
ه‍( روایت آمدن دوازده امام بعد از امام دوازدهم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را آورده اما روایتی را که بیان کرده منظور از دوازده امام، دوازده مهدی که از شیعیان هستند نمی‌آورد.
و) آمار احادیث دوازده امام(علیهم السلام) را در کتاب‌های مرحوم کلینی و شیخ‌صدوق و خزاز می‌آورد اما به آمار آنها در کتاب نعمانی که نظر وی‌ را نقض می‌کند هیچ اشاره‌ای نکرده است.
ز) در سندهای کتاب سلیم تنها به سندهایی که به دلیل وجود ابوسمینه و ابن هلال ضعیف هستند اشاره می‌کند و هرگز سخنی از سندهای صحیح به میان نمی‌آورد.
ح) در سراسر بحث هیچ اشاره‌ای به روایات صحیح السند دوازده امام(علیهم السلام) نمی‌کند. و هیچ پاسخی به آنها نمی‌دهد.

ادعاهای بی‌دلیل:

الف) می‌گوید کتاب سلیم در قرن چهارم نوشته شده اما هیچ مدرکی که آن را ثابت کند ارائه نمی‌دهد.
ب) ادعا می‌کند احادیث دوازده امام را به مرور زمان جعل کردند اما دریغ از یک سند برای این ادعا.
ج) می‌گوید عموم شیعه در کتاب سلیم شک داشتند اما دلیلی که این عمومیت را ثابت کند ارائه نمی‌کند.
د) علی بن ابراهیم قمی را از جاعلان حدیث می‌شمارد اما یک سند هم ارائه نمی‌کند که وی را جاعل یا حتی ضعیف خوانده باشد.

خلط مباحث برای اثبات نظر خود:

الف) شهرت روایات دوازده امام را با اصل وجود احادیث دوازده امام مخلوط کرده است و دلیل‌هایی که می‌آورد در صورت صحت، شهرت را رد می‌کند نه اصل وجود روایت را.
ب) امتداد امامت تا قیامت را با آمدن پی در پی امامان یکی گمان کرده است در حالی که دو بحث جدا از هم است.
ج) خلط امامت شأنی و امامت بالفعل و به تبع آن برداشت نادرست از روایات الامام کیف یعرف امامته؟ که اشاره به فعلیت یافتن امامت است و غیر شأن امامت است که از ازل معلوم بوده است.
د) خلط روایات عدد امامان با روایات نام و اوصاف امامان که باعث شده حیرت مردم را دلیل نبود روایات عدد امامان بگیرد در حالی که این دو جدا از هم است و ممکن است کسی تعداد را بداند اما مشخصات را نداند.

نتیجه‌گیری‌های غلط در اثر ایجاد ملازمه‌های نادرست و مغالطه در مباحث:

الف) چون متکلمان به احادیث دوازده امام استناد نکرده‌اند پس چنین احادیثی نبوده است.
ب) چون امامت تا قیامت امتداد دارد پس باید پی در پی امام بیاید.
ج) چون امامان راه‌هایی را برای تشخیص امام بعد بیان کرده‌اند پس لیست اسامی امامان وجود نداشته است.
د) چون امامان در پاسخ سؤال از امام یا امامان بعد لیست اسامی امامان را ارائه نکرده‌اند پس لیستی نبوده است.
ه‍( چون شیعیان از لیست اسامی امامان اطلاع نداشتند پس معتقد به انحصار تعداد امامان هم نبودند.
و) چون مؤلفان بعدی تعداد بیشتری از روایات را در باب دوازده امام آورده‌اند پس آنها را جعل کرده‌‌اند.
ز) چون روایتی را راوی ضعیف نقل کرده است پس جعلی است.
ح) چون شیخ صدوق اتفاقات بعد از امام دوازدهم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌داند پس در تعداد امامان شک دارد.

تحریف روایات و نسبت ناروا به امامان(علیهم السلام):

الف) در روایت رحلت جناب زراره، می‌گوید: فرزندش برای خبر گرفتن از امام جدید رفته بود با آن که شیخ صدوق تصریح می‌کند در روایت، خبر بدون قید آمده است و هرگز نیامده رفته بود خبر از امام بعد بگیرد.
ب) مدعی می‌شود در تعدادی از روایات، امام هادی(علیه السلام) ابتدا به فرزندش سید محمد وصیت کرده بود در حالی که شیخ صدوق تصریح می‌کند در هیچ روایتی وصیت نیامده است.
ج) در روایت شفاعت زراره، عبارت «لجهله بالامام» وجود ندارد بلکه چنان که شیخ صدوق تصریح کرده نشان علم زراره به امام بعد است. اما نویسنده این عبارت را اضافه کرده است.

تحریف سخنان دانش‌مندان شیعه و نسبت ناروا دادن به آنها:

الف) نوبختی امتداد امامت در نسل امام عسکری(علیه السلام) را گفته و نویسنده آن را تحریف به نسل امام دوازدهم(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) کرده است.
ب) شیخ صدوق در جواب زیدیه برای مرحوم زراره جواب مستقلی داده است اما نویسنده ادعا کرده او برای همه یک جواب داده است.
ج) انتقاد شیخ مفید از شیخ صدوق برای بحثی در باب تقیه است اما نویسنده برای کتاب سلیم آورده است.
د) شیخ مفید برای استفاده از کتاب سلیم به عموم هشدار می‌دهد اما نویسنده نسبت تضعیف به شیخ مفید می‌دهد.
ه‍( شیخ صدوق روایت شفاعت زراره را برای اثبات علم او به امام بعدی آورده اما نویسنده درست عکس آن را معنا کرده و مدعی شده شیخ صدوق چند بار از سخن خویش برگشته است.
و) مدعی شده مرحوم کلینی و نعمانی و شیخ صدوق در اعتقاد به دوازده امام(علیهم السلام) به کتاب سلیم اعتماد کرده‌اند در حالی که این بزرگان کمتر از ده در صد روایات را از سلیم نقل کرده‌اند و بیش از نود در صد روایات را از غیر این کتاب نقل کرده‌اند.
ز) می‌گوید شیخ صدوق اشکالات زیدیه را آورده و رد نکرده است در حالی که ایشان مورد به مورد به تفصیل پاسخ داده است.

چنان که ملاحظه می‌شود تنها در کمتر از سه در صد این کتاب حدود چهل مورد را می‌توان به صورت فهرست‌وار شمرد که همگی خلاف واقع و نادرست است و دور از رویه تحقیق و شأن آزاد اندیشی است و کسی که به علم و صداقت، حرمت قائل است و حقیقت را دنبال می‌کند هرگز به خود اجازه نوشتن آنها را نمی‌دهد.

چکیده پرسش ها و پاسخ ها بدین شرح است:

۱ اثری از تعیین عدد ائمه(علیه السلام) به دوازده امام معصوم, در بین شیعیان قرن سوّم یافت نمی شود و نوبختی در (فرق الشیعه) و علی بن بابویه در (الامامه و التبصره من الحیره) به آن اشاره ای ننموده اند.
پاسخ:
چنین نسبتی صحیح نیست, علی ابن بابویه در مقدمه کتاب فوق بدان اشاره نموده و هم چنین ابراهیم بن نوبخت نیز که معاصر نوبختی بوده در کتابش (یاقوت الکلام) این مطلب را عنوان نموده است.

۲ مفاد پاره ای روایات بیان گر این است که ائمه(علیه السلام) جانشینان خود را تا نزدیکی وفات خود نمی شناختند پس معلوم می شود لیستی که حاکی از اسامی امامان از قبل تعیین شده از علی(علیه السلام) تا مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود نداشته است.
پاسخ:
روایات معارض مخالف این مطلب را اثبات می نماید.

۳ در نیمه قرن چهارم است که نظریه دوازده امام معصوم(علیه السلام) در اندیشه شیعه تثبیت می گردد و شیخ صدوق نیز در این مسئله اظهار تردید نموده است.
پاسخ:
کلام شیخ صدوق نه تنها مؤید ادعای مذکور نیست بلکه ناظر به فترت زمانی پس از ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است نه نیمه قرن چهارم.

۴ زراره فقیه بلند پایه شیعی در حالی از دنیا رفت که جانشین امام صادق(علیه السلام) را نمی شناخت پس معلوم می شود لیست امامان از قبل تعیین شده ای وجود نداشته است.
پاسخ:
پاسخ این اشکال را شیخ صدوق به خوبی بیان نموده که زراره در حالی از دنیا رفت که امام کاظم(علیه السلام) را می شناخت و فقط به خاطر شرایط دشوار سیاسی تقیه نمود.

۵ عدد امامان معصوم پس از غیبت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جامعه شیعی بر سر زبان ها افتاد و حتی برخی روایات عدد معصومین را سیزده تن نقل می کنند.
پاسخ:
محققان شیعه بر این باورند که جمله این روایات بر اثر خطای غیر عمدی نسّاخ بوده است و هیچ یک از علمای شیعه بر این اعتقاد نیستند که عدد ائمه(علیه السلام) سیزده تن است و راویان این احادیث نیز مورد اعتماد نمی باشند.

۶ در برخی روایات آمده است که امام هادی(علیه السلام) ابتدا فرزندش محمد را جانشین خود معرفی کرد و چون محمد در حیات پدر از دنیا رفت فرزند دیگرش حسن(علیه السلام) را معرفی نمود.
پاسخ:
این روایات چون با دسته ای دیگر از روایات که به جانشینی امام حسن(علیه السلام) تصریح می کند, معارض است, تأویل می گردد.

۷ کتاب سلیم بن قیس و اشکالات وارده بر برخی راویان آن.
پاسخ:
این کتاب فقط از طریق راویان مردود نقل نشده تا به کلی بی اعتبار باشد بلکه راویان مورد وثوق دیگری نیز آن را روایت نموده اند.

۸ ضعف روایاتی که مبین نظریه امامت اند.
پاسخ:
بحث سندی در چنین روایاتی خلاف مدعی را ثابت می کند.

۹ بعض متأخرین برای اثبات نظریه امامت اثنی عشری به تورات و انجیل استناد می کنند و شاید عبداللّه بن سبا (اگر وجود واقعی داشته باشد) با مقایسه بین (موسی(علیه السلام) یوشع) و (محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علی ع ) موجب شده تا شیعه را متهم نمایند که عقایدش مأخوذ از اسرائیلیات است.
پاسخ:
استدلال به تورات و انجیل از ابتکارات متأخرین نبوده است بلکه در طول تاریخ وجود داشته و اول شخصی که چنین مقایسه ای را مطرح ساخت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود که فرمود: (یا علی انت منی بمنزله هارون من موسی…).

محققان مباحث کلامی نیک می دانند که این اشکال ها در طول تاریخ مطرح بوده و عمدتاً از سوی زیدیه مطرح می شده است و کتاب های کلامی ما مشحون از چنین پرسش ها و پاسخ هایی است, اشکال های دوم, چهارم و ششم در حقیقت اشکال واحدی است که نویسنده به گونه ای که ملاحظه گردید مطرح نموده است.


پاسخ تشریحی به شبه سیزدهم:

نویسنده برای آن که ثابت کند اعتقاد به دوازده امام، تا نیمه قرن چهارم ثابت نشده بوده است، دعایی از مرحوم کفعمی نقل می‌کند که به امامان بعد از امام دوازدهم اشاره دارد.

پاسخ: اولا چون مرحوم کفعمی متوفای 905 قمری است جا دارد از جناب نویسنده سؤال شود که چگونه با این کتاب به شش قرن قبل‌تر استدلال می‌کند و می‌گوید چون در کتاب قرن دهم این مطلب آمده پس در قرن چهارم چنین بوده است؟

ثانیا اگر وجود یک دعا یا یک حدیث در کتابی به تنهایی، بدون در نظر گرفتن مطالب دیگر نشان‌گر اعتقاد مؤلف است، چرا به نیمه قرن چهارم بسنده کرده است و مدعی نمی‌شود که: نه تنها تا نیمه قرن چهارم که تا قرن دهم نیز نظریه 12 امام(علیهم السلام) ثابت نشده بود؟ حتی می‌تواند بالاتر از این را نیز ادعا کند و بگوید چون بسیار از علمای معاصر شیعه مانند شیخ عزیز الله عطاردی در مسند الرضا، ابراهیم کاشانی در الصحیفه الهادیه، محمد ری‌شهری در اهل البیت(علیهم السلام) فی الکتاب و السنه، جواد قیومی در صحیفه الرضا(علیه السلام) و باقر شریف قرشی در حیاه الامام المهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) این دعا را آورده‌اند پس در حال حاضر نیز عقیده حصر عدد ائمه(علیهم السلام) در میان شیعیان جا نیفتاده است و هنوز هم مشکوک است. به راستی می‌تواند چنین ادعایی نماید؟

روشن است که در یک کتاب اگر صدها دلیل صریح بر یک مسئله وجود داشته باشد و در کنار آن مطلبی نیز موهم خلاف آن باشد. نمی‌توان از تمام آن دلایل و تصریحات چشم پوشی کرد و همان یک مطلب را برای کشف حقیقت، دست آویز خود قرار داد؟ نقل گزینشی مطالب، تنها باعث سوء ظن به ناقل آن می‌شود و ممکن است چنین به نظر آید که وی غرض ورزی کرده است.
حال که معلوم شد این فراز از دعا نمی‌تواند دلیلی بر مدعای ایشان باشد، دیگر لزومی به گفت‌گو درباره آن نیست اما برای روشن‌ شدن معنای این عبارت، توضیحی در مورد آن داده شود.
1) مرحوم کفعمی در مصباح این دعا را بدون سند و مرسل نقل ‌کرده: ... و اجعلنا ممن تنتصر به لدینک و تعز به نصر ولیک و لا تستبدل بنا غیرنا، فإن استبدالک بنا غیرنا علیک یسیر و هو علینا کثیر، اللهم! صل على ولاه عهده و الأئمه من بعده و بلغ آمالهم و زد فی آجالهم و أعز نصرهم..
اما سید بن طاووس که زمانا نیز مقدم بر ایشان است همین دعا را با سند نقل کرده:

و در فراز پایانی دعا، جمله مورد استشهاد نویسنده (و الأئمه من بعده) وجود ندارد: اللهم و صل على ولاه عهوده، و بلغهم آمالهم و زد فی آجالهم و انصرهم ..
پس جمله‌ای که نویسنده آن را دلیل آورده اولا در کتاب متأخر است و سند هم ندارد و کتاب متقدم که سند هم دارد فاقد این جمله است. اگر از این اشکال نیز صرف نظر کنیم و آن نقل را نیز معتبر بدانیم تازه نسخه بدل خواهد شد یعنی احتمال دارد نقل چنین یا چنان باشد و روشن است که نمی‌توان برای اثبات یک مطلب یک طرف احتمال را دلیل قرار داد بلکه باید گفت اذا جاء الإحتمال بطل الإستدلال.

2) بر فرض پذیرش این قسمت و نبود احتمال (نسخه) دیگر، می‌گوییم: الف) این دعا ویژه امام دوازدهم صادر نشده است تا اشکال شود که منظور از امامان بعد از وی چه کسانی هستند بلکه این دعا مانند زیارت جامعه برای همه امامان است و در امامان قبل چنین دعا کردنی هیچ اشکالی نداشته است بنابر این اگر و الأئمه من بعده آمده به اعتبار امامان سابق است. چنان که به این مطلب صاحب مختصر بصائر الدرجات (هم عصر مرحوم کفعمی) تصریح کرده است. اعلم أن هذا الدعاء یدعى به لکل امام فی زمانه و مولانا صاحب الامر و الزمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ابن الحسن(علیه السلام) أحدهم. البته خواندن این دعا به نیّت امامان دوازدهم از باب تغلیب و تابع اکثر بودن، محذوری ندارد.

ب) اگر نخواهیم حمل بر تغلیب نماییم می‌توان امامان بعد از ایشان را در امام دوازدهم با رجعت تصور کرد. نکته مهمی که نویسنده به سادگی و بدون ذکر هیچ دلیلی از کنار آن می‌گذرد ادعای جدید بودن امامان بعد از امام دوازدهم است. به همین دلیل نتیجه می‌گیرد تعداد امامان منحصر در 12تن نیست در حالی که یکی از مشهورترین عقاید شیعه رجعت است. با اعتقاد به بازگشت مجدد ائمه(علیه السلام) به دنیا دیگر نمی‌توان لزوما (و الأئمه من بعده) را بر امامان جدید حمل نمود و برای این ادعا باید اقامه دلیل کرد.

ج) کلمه «بعد» در این عبارت می‌تواند به معنای ترتیبی باشد نه زمانی یعنی سلام بر امام زمان حاضر و بعد از او سلام بر امامان دیگر( چه قبلی‌ها و چه بعدی‌ها). در این معنا می‌تواند عهد به معنای عهد امامت باشد و منظور از ولاه عهده نیز امامان(علیهم السلام) باشد. یعنی کسانی که سرپرستان عهد امامت‌اند، بنابر این «بعد» زمانی نیست تا گفته شود بعد از امام دوازدهم باز هم امام دیگری خواهد آمد.

3) اگر کسی این سه معنا را قبول نکند و بگوید: مفاد این جمله آمدن امامان جدید است. گوییم: صدها روایت بر حصر عدد امامان در 12 دلالت دارد. حال اگر یک یا چند دلیل موهم خلاف آن باشد و قابل تفسیر صحیح نباشد در مقام تعارض، ساقط شده و از حجیت می‌افتد و توان ایستادگی در مقابل دلیل‌های قطعی را ندارد. بنابر این این فراز دعا از دلیل بودن خارج می‌شود.

جهت مشاهده پاسخ کامل به شبهات 12 امامی به آدرس های زیر مراجعه فرمائید:

http://toraath.com/index.php?name=Sectio...122&page=1
http://toraath.com/index.php?name=Sectio...127&page=1
http://toraath.com/index.php?name=Sectio...131&page=1
http://toraath.com/index.php?name=Sectio...146&page=1


والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، مصاحبان ، علی 110 ، فرهاد ، MAHDI59 ، مجید121 ، مسافر ، ضد ماسون ، ارتش1نفره ، aliakbar ، وحید الف ، Mahdy2021 ، آرین (الهه.ع) ، نا بلد ، MESSENGER ، وحید110 ، خادم الرضا ، خادمة الزهرا ، Shahadat ، ريحانه الرسول ، مجید املشی ، عبدالرحمن ، Patriot ، fighters
۱۵:۲۹, ۱۸/دی/۸۹
شماره ارسال: #2

با سلام به zarati313 و همه ی خوانندگان محترم و تبریک به مناسبت میلاد امام محمد باقر - علیه السلام -
بنده به نوبه ی خودم در این پست مجزّا تشکرم رو از شما اعلام می کنم . اجرتون با خدا . از خداوند متعال میخوام در یاری امام عصر علیه السلام و عجّل الله فرجه الشریف به هر شکل و از جمله از طریق نظری همیشه موفق باشید و باشیم و در حالی از این دنیا بریم که بر ولایت و محبت همه ی ائمه ی طاهرین علیهم السلام باشیم و شفاعتشان شامل حالمون بشه
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، zarati313 ، وحید الف ، خادم الرضا ، عبدالرحمن
۱۸:۲۸, ۴/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
احسنت به این همه احساس مسولیت به دین خود و ایمه ی اطهار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادم الرضا ، عبدالرحمن
۱:۵۲, ۱۷/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۱:۵۶ توسط NARJES.)
شماره ارسال: #4
آواتار
با این که هیچ سنّی به اهل بیت (علیه السلام) ناسزا نمی‌گوید. چرا شیعه ناسزا گفتن به بزرگان اصحاب، به خصوص خلفا را عبادت می‌شمارد؟
پاسخ:
اولاً «سبّ» و ناسزا مطلقاً در اسلام حرام است و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به شدت از آن نهی کرده است. محدثان اسلام از هر دو گروه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نقل می‌کنند که آن حضرت فرمود: «سبابُ المؤمن فسوق» دشنام دادن به مؤمن و ناسزاگویی به وی، فسق و گناه است.

اما مسأله لعن كه به معنی بیزاری از اعمال زشت یک فرد است ـ خواه از صحابه باشد یا از تابعین یا از گروه دیگر ـ شاخه‌ای از امر به معروف و نهی از منکر به شمار می‌آید و از شئون انسان‌های وارسته است. حتی خداوند متعال نیز در قرآن گروهی را لعن کرده است.

ثانیاً این موضوع مربوط به همه‌ی صحابه نیست. مجموع صحابه‌ی پیامبر، حدود یکصدهزار نفر بوده‌اند که نام حدود پانزده هزار نفر از آنان ثبت شده و بقیه از هر نظر مجهول و ناشناخته‌اند. چگونه می‌شود فرد خردمند، تیر به تاریکی اندازد. و افراد ناشناخته را دشنام دهد؟

ثالثاً در میان پانزده هزار صحابی که نام و خصوصیات آنان آمده، گروه زیادی از آنها در مصائب و رنج‌هایی که به اهل بیت رسیده، نقشی نداشته و اساسا گروهی از آنها پیشگامان تشیع بودند و علی عليه‌السلام را از آغاز به عنوان خلافت و امامت شناختند و بر این فکر پایدار بودند. چگونه می‌توان به افرادی که هیچ جرم و خطایی ندارند، دشنام داد؟

البته آنان که نسبت به حقوق اهل بیت عليهم السلام تجاوز کرده و مقام و منزلت ایشان را رعایت نکردند، مستحق بيزاري و لعن هستند و شیعیان به خاطر این برخی از آنها لعن می‌کنند که آن فرد از مقام و موقعیت خود غافل گردیده و با وجود درک مصاحبت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بر خلاف دستور او رفتار کرده، به نحوی که مستحق بیزاری گردیده است.

رابعاً: اگر «سبّ» صحابه کفرآور است پس چرا معاویه و پیروان او را که به فرد اکمل از صحابه و افضل خلفا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب عليه‌السلام سبّ و لعن نمودند کافر نمی‌خوانید. و اگر «سبّ» صحابه مخصوصاً خلفای راشدین کفرآور است پس چرا حکم به کفر عایشه امّ المؤمنین نمی‌نمائید که تمام علماء و مورخین خودتان نوشته‌اند پیوسته به خلیفه عثمان «سبّ» و شتم می‌نمود و علناً می‌گفت (اقتلوا نعثلا فقد کفر) یعنی بکشید ابن پیر خرفت را (که مراد عثمان باشد) چرا كه به تحقیق کافر شده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سخنی با زنانی که شیعه هستند ! و پاسخ به شبهه ناقص العقل بودن زنان ! سنت 1 2,323 ۶/مهر/۹۱ ۲۱:۵۸
آخرین ارسال: علی 110
  شـــــــرکــــــــــــــــ (با توجه به قرآن کریم)+پاسخ شبهات میلاد.م 12 8,138 ۱۰/مرداد/۹۱ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: faateme-313

پرش در بین بخشها:


بالا