|
پروژه های علمی شیطان
|
|
۱۵:۱۵, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
در این مبحث به بررسی پروژه های گمراهی شیطان از طریق علوم می پردازیم مگر شیطان کار علمی هم می کند؟ آیا تمام نظریه ها و فرضیه های علمی هیچ مقصود ضد دینی ندارند؟ اگر گفته می شود نظریه علمی-شیطانی ، مقصود چیست؟ یعنی خرافه یا ارتباط با جنها و ...؟ شیطان برای انحراف جامعه بشری از طرق و زمینه های مختلف اقدام کرده است.با ایجاد مکاتب و نظریات انحرافی یا با تحریف واقعیات یا عرضه دروغ و واقعیت در کنار هم به شکلی که قابل تفکیک نباشد!!! مثلا؟؟ در برابر توحید و پرستش خدای یگانه ----> شرک و پرستش جنها و بتها رو عرضه کرده در برابر روابط جنسی سالم انسانی ----> فرویدیسم و همجنس بازی رو عرضه و قانونی کرده در برابر سیاست اسلامی بر مبنای ولایت الهی ----> کمونیسم ، لیبرالیسم ، سکولاریسم و ... رو عرضه کرده در برابر اسلام ناب محمدی ----> فرقه های انحرافی وهابیت و بهائیت رو عرضه کرده (طالبانیسم هم همینطور) در برابر پوشش و پوشیدگی ----> فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی عرضه شده در برابر اقتصاد عدالت محور و غیر طبقاتی ----> اقتصادهای سوسیالیستی ، سرمایه داری رو عرضه کرده . . و لیست همچنان ادامه دارد... اما در زمینه خود علم به معنای اخص فیزیک و زیست شناسی هم نظریات مهم و تامل برانگیزی داریم که در عین داشتن موارد درست ، موارد بسیار مضحک و خنده داری هم درشون وجود داره که هر بیننده منطقی و دینداری متوجه میشه!!! روند تکمیل برخی نظریات(مخصوصا خلقت) به صورت کاملا آشکار و بدیهی به سمت حذف خدا پیش میره.این روند به چه صورته؟ 1-ابتدا نظری پردازان سعی می کنند طریقه به وجود آمدن و خلقت رو از منظر علم خودشون بررسی کنن!!! 2-بعد نظریات اولیه طوری است که حالت برزخی دارد.یعنی با تردید گفته می شود مثلا (احتمالا خلقت انسان تدریجی است) 3-کم کم تردیدها ، بدون آنکه اتفاق جدیدی افتاده باشد یا کشفیات بدیعی عرضه شود تبدیل به یقین می شود ، اما هنوز نقش کوچکی برای خدایی ناتوان در نظر گرفته شده 4-مرحله انتهایی این نظریه های خاص نیز کاملا مشخص است ! نیازی به خدا نیست.خدا وجود ندارد.خدا فقط توهم است بسم الله الرحمن الحریم «قل الله خالق کل شیء؛ بگو الله خالق همه چیز است» (رعد/16). «سبحان رب السموات و الارض رب العرش عما یصفون؛ منزه است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش، از آنچه وصف می کنند» (زخرف/82) فکر کنم همین 2 آیه برای رد نظریاتی از قبیل بیگ بنگ و تکامل تدریجی انسان و ... کافی باشد.اما برای بحث در مورد این نظریات ، هر چقدر که آنها را بیشتر بشکافیم ، بیشتر به ماهیت پوچ گرای آنها پی می بریم بحث سر این نیست که نظریه بیگ بنگ به کلی اشتباه است.بحث اینجاست که آیا روند پیشرفت این نظریه به سمت پی بردن به عظمت خداست یا حذف آن؟ آیا برخی از نظریات علمی حرف اول و آخرشان این نیست؟ در عالم هر حرکت و حادثه ای ، یا اتفاقی و خود به خود به وجود آمده است یا موجودات زنده باعث آن بوده اند و سلام علی من تبع الهدی |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
در قسمتی از سریال ظهور گفته می شود که نظریه تکامل را خود شخص "شیطان" به "داروین" آموخته است.
|
|||
|
|
۱۶:۳۳, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
جناب علایم ظهور گرامی دست روی مطلب بسیار مهمی گذاشتید
اما به نظر حقیر کمی زود هست و نیاز به ارائه یک سری مقدمات داره این مباحث که بدون ذکر این مقدمات شاید کار اون جوری که باید و شاید جواب نده البته هر جور خودتون صلاح میدونید |
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۹/دی/۸۹ ۱۶:۳۳)علی 110 نوشته است: جناب علایم ظهور گرامی دست روی مطلب بسیار مهمی گذاشتیدممنون از شما.بله موضوع مهمیه اما من چند جا دیدم جسته و گریخته داره در موردش بحث میشه. گفتم از یه جایی شروع کنم راستش در حد تحقیقاتی که من داشتم ، به یقین رسیدم که ارائه و انتشار بعضی نظریه های خاص اهداف بسیار پیچیده ای داره. شما می بینید نظریه های امروز کاملا در جهت عکس برهان های نظم و علیت است.نمی دونم اخیرا با ملحدان با تحصیلات بالا بحث داشتید یا خیر اما به طرز بسیار جالبی الان ترویج نظریات علمی از این نوع ، ضعف استدلالی آنها را تا حدی رفع کرده گزاره 1:علم ثابت می کند که خلقت جهان اتفاقیست گزاره 2:علم ثابت می کند که خلقت انسان یک سیر تدریجی داشته (مثلا ما اول پلانکتون بودیم) نتیجه= خدا اینوسط نخودی است و نقشی ندارد.پس خدا توهمی بیش نیست حالا من فعلا روی همین 2 نظریه بیگ بنگ و تکامل تدریجی زوم می کنم.بعدها نظریات جالبتری هم داریم که بسیار پیچیده تر خدا رو نفی میکنه و رد آنها واقعا مشکل است. همچنان منتظر مدافعان 2 نظریه طرح شده هستم |
|||
|
|
۲۰:۲۳, ۱۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۸۹ ۲۱:۰۴ توسط mosafer.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
و پديد آورنده آسمانها و زمين است ، و چون به كاري اراده فرمايد ،فقط مي گويد موجود باش و پس فوراً موجود ميشود/. در كتاب كافى و كتاب بصائر، از سدير صيرفى روايت كرده اند كه گفت : من از حمران بن اعين شنيدم : كه از امام باقر (عليه السلام ) از آيه : (بديع السموات و الارض ) مى پرسيد و آنجناب در پاسخش فرمود: خداى عز و جل همه اشياء را بعلم خود و بدون الگوى قبلى آفريد، آسمانها و زمين را خلق كرد، بدون اينكه از آسمان و زمينى قبل از آن الگو گرفته باشد، سخنم رو با توكل بر خدا شروع مي كنم و از خدا مي خوام كه نتيجه اين تاپيك بتواند نور معرفتي بر قلب من و همه بتاباند. دوست عزيزم مصاحبان عزيز و باقي دوستان ، در عقيده ام خشك نيستم و از شما هم ميخواهم اينگونه نباشيد. شما دو گونه مبحث رو جلو برده ايد. 1- گفته ايد كه بيگ بنگ از نمونه هدايت علمي شيطان است و 2- روند ادامه اين نظريه به زير سوال بردن عظمت خدا و خلقت او ميانجامد. در مورد اول كه عده اي اين نظريه رو مبناي حذف خدا از گردونه خلقت ارزيابي ميكنند با شما موافقم . ولي اين تحليل يه عده اي، از داده هاي اطلاعاتي است. ممكنه داده صحيح باشد ولي پردازش آن غلط. مثل فرماندهي كه اطلاعات از ميدان جنگ دارد ولي جريان جنگ رو اشتباه برآورد ميكند و جان خود و همه رو بخطر مي اندازد. شما اگه مهبانگ (بيگ بنگ) رو زير سوال ميبريد از جانب دوم است و من اينجا با شما اختلاف نظر دارم. شما در تمام پديده هاي اطرافتان بنگريد. تمام آيه هاي اطرافتان نشان هاي پيدا و پنهان خداوند و نشان از قانون بي بديل خداوند دارد. درختان ، حيوانات و ... مراحلي براي رشد وثبوتشان دارن و بعد مدتي هم از بين ميروند. اين مراحلي است كه طي زماني كوچك ما ميبينيم و چون مي بينيم درك ميكنيم. ولي عمر ما چند ميليون سال نيست كه ببينيم كوهي كه در كنار شهر ماست يك ميليون سال پيش به چه شكلي بوده است ، ولي اثرات و نشانه ها همه حكم ميكنند كه در كوهها و حركات زمين تغييراتي مشاهده ميشود. زمين براي رشد نوع بشر دو ميليون سال خالي از سكنه بوده تا ابتدا از گوي آتشين به درياي وسيع تبديل شد و كم كم خشكيها نمايان شد(رتق و زمين از بلندترين مكانش وسيع شد) نگاه كنيد به ارسال زير: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-403-page-4.html اين نمايي از زندگي كره ما در طول 4ميليون ساله اش است. حال اگر به گذشته برگرديم و تمام اثرات را پيگيري كنيم مي بينيم كه با توجه به نشانه ها جهان از ناحيه اي ناگهان منفجر شده است: (بازهم معناي رتق ر.ك به قبلي) برداشت من از حرفهاي شما اين است.شما صفت خالقيت خدا را به دليل وجود اين نظريه در خطر مي بينيد.(نعوذ بالله) در صورتيكه غير خالقيت ، عظمت، تدبير و بديع بودن او را بسيار نشان ميدهد. منتظر نظرات شما دوستان هستم. |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۸۹ ۲۲:۱۱ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام بر همه دوستان شرکت کننده در این بحث
در مبحث تعارض علم و دین سخن استاد نصرالله حکمت را بسیار سنجیده می دانم. تعارض علم و دین مبحثی گسترده است. این جا محل التقای امواج خروشانی از حیات فکری و فرهنگی بشر و نقطه پیدایی گردابی خوفناک است و ورود در آن بسیار دشوار و خطرخیز است. اگر علم را به معنای اعم آن لحاظ کنیم که شامل هر گونه ادراک و دانش بشری محض باشد، شاید بتوان گفت که با ورود در این حوزه کهنسال، قدم در وادی تاریخ عقلانیت بشر نهاده ایم... بحث منازعه علم و دین در دو بخش قابل طرح است: بحث کبروی و بحث صغروی. در بحث کبری یعنی کندوکاو در چگونگی تحقق این تنازع به طور کلی. بحث در صغری یعنی پژوهش در خصوص مواردی که این نزاع دقیقا در آنها صورت گرفته است. یعنی مطالعه در باب مصادیقی که منازعه علم و دین در آنها تعین یافته و مصاف آن دو بوده است. بی تردید جوانب این گفتگو هنگامی روشن تر خواهد شد که بدانیم علم چیست و دین چیست؟ حال خوب است هم به صورت کلی و هم به صورت مصداقی به بررسی و مباحثه بنشینیم... ای کاش آسیر اینجا بود. در این وادی بیش از تعصب، "مطالعه، اندیشه و نظام فکری" لازم است. استاد اندیشمندی را می شناسم که دانشجوی دکترای فسلفه است و تز او هم راجع به نظریه آشوب در حیطه علوم انسانی است و من به شخصه تاکنون مطالب بسیاری از ایشان آموخته ام. با او صحبت می کنم ان شاء الله که قبول کند و عضو تالار شود. |
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۱۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستان من با نظر mosafer موافقم. پذیرفتن قضیه بیگ بنگ هیچ دلیلی بر نبود خدا نیست. یادمه جایی این قضیه مطرح شده بود و دو نفر داشتن حسابی بحث می کردن. این وسط یه بنده خدا که شاید سواد درست و حسابی هم نداشت یه نکته ساده گفت: بر فرض که این بیگ بنگ واقعا اتفاق افتاده باشه، کی باعث به وجود اومدنش شده؟؟!!!
که البته همین سوال ساده بی جواب موند!! |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۲۰/دی/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
به نظر حقیر بهتر بحث ببریم به یک لایه عمیق تر!!!!! یعنی چی؟ با دوتا مثال براتون میگم ببینید دوستان حتماً کم و بیش درمورد پلورالیزم چیزهایی شنیدید خیلی ها در موردش بحث و مناظره هم کردن اما در مورد هر مطلبی که به گوش شما میرسه (یه به چشم شما میخوره ) قبل از هر چیز خوبه آدم بپرس خوب حالا منظور و هدف تو از این حرف چیه و ببین با قبول نظریه ی ارائه شده چه نتایجی حاصل میشه و با ردش چی؟به طور مثال اگه ما پلورالیزم رو مطرح قبول کنیم یعنی قبول کنیم همه ادیان و مبانی معرفتی اونا حقند و هر کس متناسب با شناخت و برداخت خودش میتونه به یکی از این ها یا قسمتهای از هر کدوم رو بیاره ، این در حقیقت یعنی ما راه فراری رو برای نفس لجام گسیخته خود برای فرار از عبودیت باز کنیم و توجیه هست که با تمسک به آن هم بگیم ما خدا رو قبول داریم و معنویات رو و هم در عین حال به حالو حو خودمون هم صدمه ای وارد نشه ؛ به هر حال بندگی حقیقی خدا محدودیت هایی داره و سخنانی از قبیل اینکه وحی تجربه معنوی پیامبر است و نعوذاً بالله کلام خدا نیست و در ادامه در عصمت پیامبر هم تشکیک کنیم در حقیقت ریشه اش این هست که با قبول این دو گذاره به بسیار از احکام خدا و رسول خدا میتونیم عمل نکنیم!!!!!!! مثال معروف دیگه هم همین تئوری تکامل داروین که در مستند ظهور به اندازه کافی روش بحث شده با قبول این تئوری شما یه تشکیک اساسی در خالقیت ارائه شده در کتاب مقدس رو به وجود میارید و این مقدمه ای میشه برای زیراب خود خدا رو زدن اما در خصوص علوم مدرن و تکنولوژی مولدِ این علوم مدرن که ابزار اصلی ایجاد نظم نوین جهانی شیطان شده قبل از پرداختن به این علوم باید بیایم و بررسی کنیم اصلاً در رنسانس در غرب چه اتفاقی افتاد که بشر غربی شروع کرد به اختراع و به وجود آوردن به اصطلاح علوم و... باید به فلسفه و جهانبینی که مولد این مدل تمدنی بر پایه علوم مدرن شده بپردازیم فرانسیس بیکن و مارتین لوتر رو هم باید شخصیتشون و هم آرا و نظراتشون رو که شالوده ی تمدن نوین جهانی هست رو بیشتر بشناسیم باید ببینیم در رنسانس دقیقاً چه تحولاتی رخ داده باید تفاوت ماحوی و محتوایی علوم و اختراعات قبل از رنسان و علوم و اختراعات بعد از رنسان رو بیشتر در موردش بدونیم باید ها بسیار است اما به نظر حقیر پرداختن به علل و ریشه های به وجود آمدن این تئوری ها و نظریه و اون عوامل هدایت کننده تمدن نوین یا همین نظم نوین جهانی که حتی کشور ما رو هم کاملاً درگیر خودش کرده بسیار مهم تر و راهگشا تر هست و در مناظرات باید بحث رو برد به این وادی و بحث روی مفاد خود این تئوری ها به نظر حقیر ما رو به اون نتیجه ای که باید نخواهد رسوند فکر میکنم فعلاً کافی باشه هر کس به آقا امام زمان ارادت داره برای سلامتی و تعجیل در فرجش یه صلوات بفرسته و دعا کنه که خدا ما رو در این بحث مهم هدایت کنه. یا علی |
|||
|
|
۲۳:۳۵, ۲۰/دی/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
اللهم صل علي محمد و آل محمد
تشكر از پاسختون. علي آقا نميدونم چرا چند وقته مورد بي مهري شما واقع شدم.اگه خطايي سرزده بگيد خوشحال ميشم. شما بحث رو به لايه عميقتر مي بريد اشكال نداره من هم موافقم . اما من در همين لايه ميخواهم ادامه بدهم. چون طبق نظر خودتون مبحث نظريه تكامل يا نظريه مهبانگ از لايه عميقتر اون (يحث پلوراليزم و ريشه هاي رنسانس) شكل مي گيرد و تغذيه مي شود. حال طبق يك قانون رياضي اگه ما يك مثال نقض براي يك تئوري بياريم عملا اون تئوري ناقص مي شود و احتياج به ترميم يا تجديد دارد. نقض اين تئوري اين است كه ثابت شود نظريه مهبانگ يك نظريه علمي است و براساس داده ها و الگوهاي كهكشاني شكل گرفته است . اگر تا اينجا سخن من ايراد دارد بفرماييد ، تا ادامه داده بشود. |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۲۰/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۸۹ ۰:۱۰ توسط علائم ظهور.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با سلام
من منتظر بودم دفاعیاتی در مورد نظریات ببینم اما همه حرفها حول تجزیه و تحلیل علم و دین بود.عزیزان این 2 نظریه مشکل دار هستند.بنده کجا از تضاد علم و دین گفتم؟ متاسفانه بحثها خیلی از اصلش دور میشه در مورد علومی که باعث هدایت شیطانی می شوند 3 حالت داریم: 1-برخی علوم طوری عرضه شدند که نیاز به خدا را به تدریج حذف کنند.ممکنه در آنها حرفها و مطالب درستی هم ببینید.ولی حالا یا با حذف برخی حقایق یا وارونه جلوه دادن آن ، باعث شدند امر بر بشر مشتبه شود 2-برخی از علوم از اساس مشکل دار هستند و جامعه جهانی(استکبار جهانی) با تکرار این دروغ و آوردن مستنداتی هر چند کم ، باعث شده این برای اذهان همه به اصل درستی تبدیل شود!!! 3-اینکه اصلا در بسیاری از دانشگاهها و رشته های تحصیلی اصلا خدا وجود ندارد و هیچ بحث راجع به آن نداریم یک بحث بسیار مهم است که البته دلیل این امر خارج از خود مباحث علمیست و من خیلی با این حالت 3 کاری ندارم(ولی اهمیتش به جای خود) نظریه داروین(تکامل تدریجی) در این نظریه هیچ مدرک مستدل و مهمی پیدا نمی کنید که ثابت کند انسان کنونی نتیجه تکامل یافته موجودی غیر عاقل (حالا به هر شکل) بوده!!! بیشتر سعی شده با شبیه سازیهایی بین جانوران مختلف و اصول مختلف طبیعی مثل بقا ، آن را معتبر جلوه دهند. و جالب است که چیزی که هنوز در حد فرضیه است در جهان به عنوان نظریه شناخته می شود! این ادعاهای داروینیان یک مورد از (بحث 2) است.اینکه چطور توانسته اند چنین دروغی را در حد نظریه بالا بیارن ، خودش جای تحسین فراوان داره و معلومه مغز متفکر پشتش چه موجودی هست اما متاسفانه قشر مسلمان هم حتی به خودشون زحمت نمیدن یکمی تحقیق کنن. در مقابل داروینیان پس از سالها ، همچنان به دنبال اثبات این نظریه هستند: http://barzigar.blogdoon.com/Post-374.aspx ![]() و این عکس نیز در دنیا مطرح است و خیلی ها حتی نمی دانند چرا؟!! از لحاظ قرآنی هم کاملا واضح است که اولین انسان مستقیما از خاک به انسان تبدیل شده و در این میان به هیچ حالت دیگری اشاره نشده.این که هنوز برخی به دنبال پیدا کردن رابطه بین اسلام و این نظریه دروغین و بی پایه هستند فقط جای تاسف دارد انسانها همه از یک پدر و مادرند آیات قرآن دلالت زیادی بر این مدعا دارد که انسانها همگی از نسل یک پدر و مادر خاص هستند.(سایر کتب مقدس جای خود) دسته اول آیاتی که انسانها را به عنوان فرزند آدم مورد خطاب قرار داده است: یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُم عِندَکُلّ مَسجِد (اعراف/31) وَ لَقَد کَرّمنا بَنی آدَم (اسراء/70) دسته دوم آیاتی که محتوای آنها تصریح بر نشات گرفتن انسانها از اصل و ریشهای واحد یعنی انسانی مشخص است: یا بَنی آدَمَ لا یَفتِنَنّکُمُ الشَیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَبکُم مِنَ الجَنّه (اعراف/27) دست سوم شامل آیاتی است که تفاوت میان نحوة خلقت نخستین انسان و ادامه نسل او را بیان میکند: وَ بَدَاَ خَلَقَ الاِنسانَ مِن طین ثمّ جَعَلَ نَسلَهُ مِن سُلالَهٍ مِن ماءٍ مَهینِ(سجده/7) این آیه شریفه انسانها را از نسل انسان خاصی دانسته که خلقت او از «نطفه» نبوده است بلکه از «گل» بوده و از این جهت در مقایسه با نحوة خلقت نسل و ذریهاش یک استثناء تلقی میشود. به هر حال اگر آیه ای وجود دارد که دال بر روند تکامل انسان دارد.یعنی اینکه بعد از خاک انسان به موجودی تبدیل شده و بعد به آدم ابولبشر ، خوشحال میشم مطلع بشم!!! ضمنا برای اطلاعات بیشتر در مورد اینکه این نظریه دروغ است ، خواندن این لینکها هم توصیه می شود.مطالبشان غیر از مطالبی است که بنده عضر کردم: http://www.hawzah.net/Hawzah/Questions/Q...ionID=2460 http://mmosadegh.blogspot.com/2010/10/blog-post_24.html |
|||
|
|
|
|
|














) قبل از هر چیز خوبه آدم بپرس خوب حالا منظور و هدف تو از این حرف چیه و ببین با قبول نظریه ی ارائه شده چه نتایجی حاصل میشه و با ردش چی؟![[تصویر: ead95a3f2abe4713853d.gif]](http://up.iranblog.com/Files3/ead95a3f2abe4713853d.gif)