|
کاستیهای ما - ما چه کم داریم و یا چه کم میزاریم.
|
|
۱:۵۲, ۱۲/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۰ ۲:۱۷ توسط omoridi.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
من توی چند پست خداحافظی کردم و دوستان گقتند نرو اینجا ممکنه کسی با تو موافق نباشه ولی دلیل نمیشه که بری. میخواستم یک پست ایجاد کنم. و بگم اولین دشمن خود ما هستیم قبل از اینکه شیطان باشد. هر چند شیطان قسم خورده است. ولی این ما هستیم که این اجازه و فرصت را به شیطان میدهیم. توی پستهای متعددی تونستیم شیطان را تا حدی بشناسیم ولی همیشه این فضا هست که این اجازه را میدهد تا ما را خواسته و یا ناخواسته به شیطان و اهدافش پیوند بزند. خدایا میدونم هستی ولی نمیبینمت. خدایا میدونم به حرفام گوش میدی ولی چرا کمکم نمیکنی. خدایا میدونم میتونی کمکم کنی ولی چرا منو فراموش کردی؟ آیا کسی هست که به وجود خدا اعتقاد نداشته باشه؟ بله هست. آیا میدونید سلسله اعتقاد چه شکلی؟ از پایین به بالا میگم (البته این نظر منه). 1- بی اعتقادی 2- شک و تردید 3- اعتقاد 4- کشف 5- اعتماد 6- ایمان اینهایی که گفتم یعنی چی؟ شما درباره موجودات فرازمینی چی فکر میکنید؟ یکسری ها میگن وجود نداره یعنی هیچ اعتقادی به وجود آنها نیست. بعضی ها میگن ممکن است وجود داشته باشه ولی کی دیده تا بحال به این میگن شک و تردید و یکسری میگن وقتی ما هستیم خوب حتما موجودات دیگری هم وجود دارند به این میگن اعتقاد. چندین دانشمند وجود چنین موجوداتی را اثبات میکنند و شما به استناد حرفهای اونها باور دارید که هستند به این میگن اعتماد ولی وقتی یکی از اونها را دیدید به وجود اونها ایمان می آورید. حالا این چیزهایی که گفتم به چه دردی میخوره. به نظر من پیامبران مهمترین رسالتشان این بود که بی اعتقادی را به ایمان مبدل سازند و شیطان و تیم او تلاش میکنند که ایمان را به بی اعتقادی بکشونند. شیطان قسم خورد که انسان را گمراه کنه، اینو زیاد شندید ولی از چی گمراه کنه؟ از راه پاکی و راستی؟ بنظر من که این نیست چون خیلیها رو من دیدم که در راه پاکی گمراه هستند. طرف آدم خیلی خوبیه ولی.... داشتم با دوستی صحبت میکردم میگفت من یک زمانی دعا میکردم ولی دیگه دعا نمیکنم چون خدا به حرفهام گوش نمیده. کمی که صحبت کردیم گفت گوشم از حدیث و دعا و ... پره، همه را حفظم. منم یک مثالی زدم براش اون مثال این بود. شما امتحان ریاضی دارید. شب امتحان کلیه فرمولهای را حفظ کردید و یا اصلا تقلب کردید و روی یک کاغذ نوشته اید. سر جلسه برگه امتحانی را جلوتون میزارند و شما میدونید که این مساله با کدوم فرمول حل میشه، فرمول اونو هم میدونید ولی نمیتونید بنوسید. دلیل چیه؟ دلیلش اینه که مفهوم فرمول را نتونسید درک و یاد بگیرید. شما میدونید این مشتق یا انتگرال هست ولی نمتونید حلش کنید. مشکل ما آدمها اینه که از بچگی اعتقاد به دین داشتن به خدا داشتن را یاد دادند ولی کسی نبوده یا خودمون اونقدر تنبل بودیم که بدنبال درک مساله اصلی که ایمان به خدا هست را نرویم. شما دعای حضرت ... را میخونید و میگید چقدر قشنگ گفته و لذت هم میبرید و شاید هم هر شب تکرارش کنید ولی میبینید توی زندگی برای شما اثربخش نیست. چرا؟ علت عدم ایمان به خداست. شما به خدا اعتقاد دارید حتی اعتماد هم دارید ولی ایمان ندارید. کافیه مورد آزمایش قرار بگیرید. اولین سوالی که به ذهنتون میرسه اینه خدایا چرا؟ آیا مگر غیر اینه که خداوند غیر خوبی چیزی برای بنده اش نمیخواد. پس چرا چی؟ میدونید سوال فرق فرد با ایمان با فرد معتقد چیه؟ فرد معتقد میگه خدایا چرا این بالا بسرم اومد؟ فرد با ایمان میگه خدایا چکار کنم که این بلا را بتونم تحمل و از اون بگذرم. دقت کنید بلا برای هر 2 یکسان است ولی طرز نگرش فرق میکنه. یکی میگه خدایا چرا من بی پولم. اون یکی میگه خدایا رزق و روزی منو زیاد کن. این رو بدونید وقتی از خدا چیزی را درخواست میکنید. باید درست درخواست کنید. یکی میگفت اگه از خدا پول میخواهی بگو 100 میلیارد تا 1 میلیون بهت بده. ولی من یک خاطره براتون تعریف میکنم که برای خودم اتفاق افتاده. یک شب ساعت 12 شب داشتم بطرف خونه میرفتم وضع مالی شدیدا خراب بود و من اون روز از یکی 10 هزارتومن قرض گرفته بودم. توی مسیر باید پیاده میشدم و یک ماشین دیگه سوار میشدم. توی این حین بود که واستاده بودم دیدم 1 پسری یک ساعت دستشه و جلوی آدمهایی که هر از چندگاهی رد میشن را نگه میداره و میخواهد اون ساعت را بفروشه. من از این طرف خیابون به سمت اون رفتم و گفتم چند؟ گفت هرچی شما بدید. نگاه کردم دیدم ساعت 500 تومن هم نمی ارزه. گفتم این ساعت ارزشی نداره برای چی میخواهی بفروشی، گفت میخوام با مادرم شب بریم مسافرخونه بخوابیم و مادرشو نشونم داد. من کمی فکر کردم دستم رو توی جیبم بردم و در آوردم بدون اینکه نگاه کنم چقدر است گفتم ساعتت به درد من نمیخوره امیدوارم این بدرد شما بخوره. دادم و اومدم. راننده ماشینی که ایستاده بود منو دید و گفت اینا کارشون اینه. گفتم اگر راست میگی چه حیف که زندگیشونو چقدر ارزون میفروشند. بعد فردا فهمیدم که 4 هزار تومن داده بودم و بارم 4 هزار تومن دیگه باقی مونده بود. با اون پول فردا دوباره به سرکار برگشتم و یکی از دوستان قدیم زنگ زد و گفت فلانی من یک کاری دارم که باید برای انجام بدی. گفتن فلان کار را میگی گفت آره. گفتن این کار رو کن درست میشه. گفت من نمیدونم خودت بیا انجام بده و پولشو بگیر. من رفتن انجام هم دادم و خود حسابداری 100 تومن داد. اینو تعریف کردم که بگم نیاز نیست شما برای رفع یک مشکل حی خودتو به در و دیوار بزنی هی نق بزنی هی ناله کنی. کافیه بعضی وقتها کمی عمل کنی. خدا خودش میبینه. تو نیاز نیست بگی آهای خدا ببین من نماز خوندم، روزه گرفتم برات. پس چرا فلان کار را نمیکنی؟؟؟ ببین خدا من ماه رجب فقط بخاطر تو 3 روز روزه گرفتم که فلان کار صورت بگیره. آیا بنظر شما اون 3 روز روزه برای خدا بوده یا برای صورت گرفتن اون کار؟ فرق آدم با ایمان و معتقد از نظر من اینه. آدم با ایمان خودشو توی معرفت خدا حل میکنه ولی آدم معتقد کارهایی که برای خودش میکنه را بحساب خدا میگذاره. و شیطان وسیله ای ایجاد میکنه که ایمانت را به اعتماد و اعتماد را به اعتقاد و اعتقاد را به شک و شک را به بی اعتقادی بکشونه. این مساله را درون خود جستجو کنید. ببنید شما جزء کدوم دسته هستید. آیا مومن (کسی که ایمان داره) هستید یا کافر (کسی که بی اعتقاد است). شایدم فکر میکنیم مومن هستیم چون همه درسها رو از بر هستیم ولی امیدوارم سرجلسه امتحان حداقل من باوجود همه تقلبهام بتونم حلش کنم. مهمترین و لازم ترین شرط برای ورود به عرص سلوک داشتن روحی پاک است. و برای پاک کردن روح روشهای بسیاری وجود داره که مهمترین و آسانترین راه و همچنین کاربردی و قابل انجام برای هر فرد اینی که میخواهم بگم. توجه داشته باشید که این سیر زندگی را شما میتوانید هر روزی از سال شروع کنید ولی در برخی مواقع شروع اون در بعضی روزها ساده تر است ولی این تمرین شروع دارد ولی پایانی ندارد. یکی از ماه هایی که بسیار راحت میشود در آن این تمرین را انجام داد ماه رمضان است، نه بخاطر سور فلکی اون بلکه بخاطر اینکه شرایط عمومی انجام در این ماه توسط دیگران نیز ساده تر میشه. برای تزکیه روح چه کارهایی را نباید انجام داد و یا انجام داد؟ مهمترین عامل برای سیاه کردن روحتون گفتن دروغ است، از همین امروز دروغ گفتن را کنار بزارید. دروغ در هر رتبه و به هر منظور روحتان را سیاه میکنه حتی اگر دروغ برای خدا باشد. به هیچ وجه سعی نکنید دروغ بگید. دروغ نگفتن کاری بسیار دشوار است. آنقدر که بعضی ها روزیشان بدان بسته است. خوب نونی که از راه دروغ در می آید معلوم نیست که به چه منظوری هزینه شود و اثراتش در تو و خورنده اون چیست. چطور دروغ نگوییم؟ 1- این قدم اول برای کساییکه به اصطلاح خالی بند هستند و عادت به این کار کردند و هیچ هدفی پشت حرفاشون نیست و بیشتر یا برای سرگرمی است یا برای مطرح کردن خودشونه. خوب شما اگر جزء این دسته هستید سعی کنید کمتر حرف بزنید. هم در این ماه بابت این کار انرژی ذخیره میکنید و هم یاد میگیرد نصف حرفاتون چه زده بشه و چه زده نشه هیچ فرقی نمیکنه! 2- سوال به سوال جواب دادن، این برای زمانی است که طرف پا پیچ شما شده و میخواهد بداند که چه اتفاقی افتاده و شما دوست ندارید بگید. 2 راه دارید یا 1 خالی ببندید و تمام یا اینکه طرف را با سوالات دیگه منصرف کنید یعنی چی؟ یعنی مثلا چرا میخواهی بدانی؟ حالا اگر فهمیدی چه فایده ای برای تو داره؟ و .... 3- گفتن نه، اگر طرف بسیار اصرار کرد شما خیلی راحت میتونید بگید که من دوست ندارم در این باره چیزی به شما بگم و اگر فکر میکنید طرف از دست شما ناراحت میشود میتوانید به مرحله بعدی بروید. 4- مرحله راست نگفتن، شما میتوانید راست نگید ولی دروغ هم نگید. یعنی چی؟ برای مثال شما یک لیوان خریدید به قیمت 100 تومن و نسبت به شرایط باید اونو 500 تومن بفروشید. (البته چرا 5 برابر فعلا در این مبحث مهم نیست) دوست شما اصرار میکنه که چند خریدی که داری 500 میفروشی. شما میتونی بگی کرایه مغازه ساعتی اینقدر، پول آب و برق و گاز ساعتی اینقدر، پول شاگرد و .... ساعتی اینقدر حالا تو آلان با این سوالت اینقدر به من ضرر زدی که نتونستم فلان جنس را بفروشم. یاا اینکه میتونی بگی قیمت غیر عمده این کالا اینقدر است و... حالا در بخشهای مختلف حالتهای مختلفی وجود داره. از همین امروز سعی کنیم که دروغ نگیم. به چه کسانی دروغ نگیم. مهمترین کسی که نباید بهش دروغ گفت خود آدم است. گذاشتن کلاه شرعی سر مردم خود یک دروغ گفتن بزرگ است به خود آدم. هیچ وقت یادم نمیره که یکی از دوستان مشتری داشا که نیاز به پولی داشت و ایشون گفتند ما پول نه قرض میدهیم نه نزول ولی اگر بخواهی میتوانی این جنس را قسطی بخری و بعد به اون مغازه بفروشی. طرف چون مجبور بود اینکار را کرد. و از هر طرف کلی ضرر کرد. من به این دوست گرفتن کارت درست نیست گفت نه! من خلافی نکردم یک جنس قسطی فروختم. گفتم اون طرف ارزون تر خریده؟ گفت اون به قیمت خرید خودش خریده انگار از عمده فروش خریده باشه. من مال اونو میخرم اون مال منو میخره! خوب به ظاهر شاید نشه اشکال شرعی گرفت ولی همه میدانیم که انسانی نیست و نکته جالب همین جا بود که میگفت اگر من پول را بهش میدادم میشد نزول ولی با اینکار دیگه نزول نیست. خوب طرف هم میدانست که داره سر خودش و کلاه میزاره ولی چاره ای نداشت. خوب پس مجبور بود به خودش دروغ بگه. حالا وقتی شما عادت کردی به خودت دروغ بگی به دیگران که کاری نداره. اگر تونستی به خودت دروغ نگی؟ به راحتی میتوانی غیبت نکنی، سر دیگران کلاه نزاری، حق کسی را پایمال نکنی و .... پس سعی کنید اگر روزه میگیرید روزه دروغ هم بگیرید. و اگر روزه نمیگیرید ولی حتما روزه دروغ را بگیرید. بعد ببینید امسال رمضان با سال گذشته چقدر تفاوت داره. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۴۶, ۱۶/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۰ ۱۲:۵۰ توسط victor.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۵/شهریور/۹۰ ۱۶:۴۸)omoridi نوشته است: ولی روشهای روانشانسی تا حد بسیار خوبی جواب میدن. علمهای دیگه چون با مادیات سر و کار دارند وضعیتشون مشخصتره ولی روانشانسی چون با روح آدم کار داره مشکل تره.آخه اين فيلسوفهاي روانشناسي رو شما بريد زندگي نامشون رو بخونيد كدومشون به يه جايي رسيدن بيشترشون انسانهاي ماليخويايي و دپرسي بودن چرا بايد به روش اونها عمل كنيم اونا كه نتونستند با روشهاشون خودشون رو نجات بدن. نكته دوم هم اينكه روانشناسي ربطي به روح نداره روان شناسي با عقل انسان سرو كله ميزنه اون فيلسوفهاي روان شناسي اصلا روح رو قبول نداشتند شما وقتي ميري پيش يه روانشناس رو عقل و طرز فكرت و رو روشت كار ميكنه نه رو روحت |
|||
|
|
۲:۳۸, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۶/شهریور/۹۰ ۱۲:۴۶)victor نوشته است:(۱۵/شهریور/۹۰ ۱۶:۴۸)omoridi نوشته است: ولی روشهای روانشانسی تا حد بسیار خوبی جواب میدن. علمهای دیگه چون با مادیات سر و کار دارند وضعیتشون مشخصتره ولی روانشانسی چون با روح آدم کار داره مشکل تره.آخه اين فيلسوفهاي روانشناسي رو شما بريد زندگي نامشون رو بخونيد كدومشون به يه جايي رسيدن بيشترشون انسانهاي ماليخويايي و دپرسي بودن چرا بايد به روش اونها عمل كنيم اونا كه نتونستند با روشهاشون خودشون رو نجات بدن. شما برو زندگی نامه سردارن جنگ را هم بخون اغلب همین مشکل را دارند!!! این که نشد دلیل. دوم اینکه شما روانشانسی خوندید؟ یا دوست و آشنای روانشناس دارید؟ یا پیش دکتر روانشانس رفتید؟ که این خرف را میزنید. بعد اگر این علم بد کار میکرد. غرب دنیا را فتح نمیکرد، فقط که کار شیطان نیست. یکم هم به مخت فشار بیاری میبینی میشه خیلی کارها را کرد. خیلی از آموزه های دینی ما هم منشا روانشناسی داره. مثل دعا خوندن و گرفتن آرامش. این بیشتر روانشانسیه تا چیزی دیگه. بعد اگر قرار بود روی عقل باشه بهش میگفتند عقل شناسی یا همون علم منطق بهش نمیگفتند روان شناسی. نمیدونم آیا روان همون عقله!!! |
|||
|
۱۲:۲۷, ۱۷/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۱۲:۳۷ توسط victor.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۷/شهریور/۹۰ ۲:۳۸)omoridi نوشته است:عزيزم من رشته ي خودم روانشناسيه تمام زندگي نامه هاي اين روانشناسها رو خوندم همشون رو هم ميشناسم ميدونم هم كه هيچ كدوم آدم نرمالي نبودن(۱۶/شهریور/۹۰ ۱۲:۴۶)victor نوشته است:(۱۵/شهریور/۹۰ ۱۶:۴۸)omoridi نوشته است: من كه نگفتم اين علم وجود نداره كه جو گير ميشي ما تو اسلام هم روانشناسي داريم كه از بهترين هاست من ميگم بريم از اسلام روانشناسي بياموزيم نه از يه مشت فيلسوف كه هيچكدوم نرمال نبودن اگه 2 تا كتاب ازشون خونده باشي كتاب زندگي نامشون رو ميگم خودت حرف من رو تاييد مي كني علم حقيقي روانشناسي رو بايد تو دين خودمون پيدا كرد .اون فيلسوفان هيچكدوم روح را قبول ندارن همچي رو عقل ميدونن اگه ميرفتند دنبال علم روح شناسي حتما به آخرش كه خدا بود ميرسيدند.ولي بيشترشون ديوونه شدند. من نميخوام به دكترهاي روانشناس خودمون توهين كنم همشون آدماي مومن و خوبيند ولي شما اين دكتر ها رو ببينيد وقتي پيششون ميرين براي ويزيت چيزي از خودشون نميگن هرچي كه ميگن مبتني بر كتابهايي كه خوندن هستش خوب اگه حرف من غلطه برين اون فيلسوفهايي كه كتابهاشون رو اينا ميخونند درموردشون تحقيق كنيد ببينيد چه جور آدمايي بودن ؟!!!! |
|||
|
|
۰:۱۳, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۷/شهریور/۹۰ ۱۲:۲۷)victor نوشته است: عزيزم من رشته ي خودم روانشناسيه تمام زندگي نامه هاي اين روانشناسها رو خوندم همشون رو هم ميشناسم خوب، یعنی همه حرفاشون غلطه؟ یعنی ارائه دادن نقصان ها و رفع اونها غلطه؟ من آخرش نفهمیدم. یکی میگه فقط جلوی خدا اعتراف کن. یکی دیگه میگه اگر مشکل داری برو پیش دکتر. اون یکی میگه دکترها خودشون دیونه هستند! آخرش ارائه دادن نقصان ها و ارائه راه حل عملی اون، گناه؟ مرضه؟ اشتباه؟ اصلا ما بیکاریم درباره دیگران فکر کنیم؟ یا اینکه مگر خود آزاری داریم جلوی همه بگیم ما چه مشکلی داشتیم و تونستیم حلش کنیم یا هنوز نتونستیم. یک دفعه دیدی یک جایی حرفی زدیم طرف میدونست زد تو پر و بالمون نه؟؟ چقدر از این دنیا میترسیم. |
|||
|
۰:۵۹, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:خیلی از آموزه های دینی ما هم منشا روانشناسی داره.خوب این حرف یعنی اینکه دین روانشناسی غربی رو تایید میکنه؟! نقل قول:یکی میگه فقط جلوی خدا اعتراف کن. یکی دیگه میگه اگر مشکل داری برو پیش دکتر.اگه منظور بنده هستم . گفتم پیش متخصص نه دکتر منظور من هم همون روانشناسی دینی هست نمیشه گفت روانشناسی غلطه . اما چون اونها با روح و فطرت اشنا نیستند امراض رو خوب نشناخته اند که درمان خوبی ارائه بدهند . از طرفی بعضی بیماریهای روانی که جنبه جسمانی داره و با دارو خوب میشه و غیره رو باید علم روانپزشکی درمان کنه ... از طرف دیگر روانشناسی یک علم کلی و قطعی نیست . ازمایش کردن نظریات هم روی همه ممکن نیست و نهایتا نتایج روی همه جواب نمیده .پیش روانشناس هم که در موردی میری هر کدوم نظر خاص خودش رو داره اصولا روانشناسی رو یک علم هم نمیدونند . از اینها گذشته شما یک اشکال سیتمی در افکار و اعمال رو بیان میکنید . به این مشکل مبتلا هستید . ایا در این تالار متخصصی چه دینی و چه علمی وجود داره که شما رو راهنمایی کنه؟ ایا شما به راهنمایی بنده که نه متخصص اخلاق و نفس هستم و نه پزشک روانی اعتماد میکنید؟! اما اینکه اشکالات کلی رو مطرح کنیم و در یک حوزه مشخص مثلا دین دنبال راهکار باشیم شاید فکر بدی نباشه . مثلا عصبانیت و درمان اون و احادیث مربوطه و نظرات علمای علم اخلاق ... که این هم درمان ظاهریست.... یا حق |
|||
|
|
۳:۱۵, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
من خودم چند مثال زدم و گفتم چطور هم تونستم با این مشکل کنار بیام و تقریبا حلش کنم. روند ترمیم و تکمیل مشکل را از زبان خودم گفتم. خوب ممکنه شما هم مثل من همین مشکل را داشته باشید. و در صدد برطرف کردن این مشکل باشید. ولی ندونید از کجا باید شروع کرد. میدونید شروع خیلی مهمه. اگر بقیه دوستان بتونند از تجربیات خودشون بگن. ممکنه من ببینم ای بابا این مسیری که ایشون رفته راحتتره.
این که بگیم مثلا فلان حدیث گفته تهذیب نفس یا ... خودش یک دنیاست. پس توی مرحله شروع کاربردی برای من یکی نداره ولی آشنایی باهاش خوبه. چرا وقتی صحبت از علم میشه فورا غربیش میکنید؟؟ مگه اغلب علمها از سرزمین خودمون سرچشمه نگرفته! خوب روانشانسی ایرانی اسلامی باشه چه ایرادی داره؟ بعد مگر غرب همه چیزش بده! اگر بده کی این امکان را ایجاد کرده که بتونیم باهام حرف بزنیم. کمی عادل باشیم. غرب همه چیزش بد نیست و همه آدمهاش بد نیستند. فقط عده ای هستند که از تکنولوژی و علمها در راستای اهداف خودشون استفاده میکنند. مثل خیلی از روحانیون درباری که زمان شاه دست بوس ایشون بودند. این یعنی روحانیت بده! ![]() ولی در کل مبحث این بود که درباره کاستیهای خودمان حرف بزنیم. مبحث انسان سازی. مبحثی که روز قیامت با اون سنجیده میشیم. من فکر نمیکنم و جایی هم نخوندم روز قیامت بگن چرا دهن شیطان را صاف نکردی؟ همش از کرده های ماست که سوال میشه. بهتر نیست اول آدم باشیم بعد دشمن شناس؟ مگر خدا شناسی از خود شناسی نمیاد؟ وقتی ما نمیتونیم معضلات خودمونو حل کنیم و حتی ابراز کنیم. چطور میتوانیم معضلات یکی دیگر را حل کنیم.؟؟ ![]() کلا من بیشتر به جنبه خودسازی بیشتر علاقه دارم تا دشمن شناسی! حالا شناختیم خوبه! وقتی هیچ کاری نمیتونیم بکنیم چون خودمون سرچشمه هزاران ایراد هستیم چه فایده!! میدونید بعضی وقتها درد من درد تو هم هست فقط ممکنه تو ندونی. یک مثال میزنم جالبه. یک روز توی شرکت داشتم با یکی از همکارا صحبت میکردم و گفتم. نمیدونم چرا سرم سنگینه، حوصله کار ندارم، بی حس هستم، و... بعد گفت اااا تو هم اینطوری هستی فکر میکردم من اینطورینم. بعد گفتم چرا؟ گفت فکر کنم بخاطر زمستانه! گفتم خوب مگه هفته پیش زمستون نبود؟ کلی صحبت کردیم ولی به نتیجه خاصی نرسیدیم. تا اینکه شب اعلام کردند آلودگی هوا زیاد شده و 4 روز تعطیله. من گفتم آها پس مشکل ما مال آلودگی هواست و به چیزهایی که گفتیم هیچ ربطی نداره. بعد از تعطیلات یک دستگاه تصویه هوا گرفتیم و دستی هم یک الکترولیز درست کردیم. تا آخر سال حالمون دیگه اینطوری نشد. خوب حالا اگر من از مشکلم نمیگفتم دوست من هم که نمیفهمید و بعد که فهمیدیم یک مشکل کلی است دنبال راه حلهای موجود گشتیم و راه حلی پیدا کردیم که جواب داد. البته برای ما. همیشه میگن آدم زرنگ آدمیه که از تجربه دیگران استفاده کنه و نخواد خودش دوباره تجربه کنه! |
|||
|
۱۱:۰۴, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام برادر omoridi بلا در لغت به معنای محک و آزمایش است و کسی که به خدا ایمان داشته باشد هیچگاه نمی پرسد چرا...؟ قطعا این مصراع را بارها شنیده اید که : هرچه از دوست رسد نیکوست
انسان به واسطه ی اعتقاد خود به یقین می رسد و وقتی به یقین برسیم خداوند دل ما را به نور ایمان روشن خواهد کرد مومنی که دلش به نور خدا روشن شده باشد از خوبی دنیا بسیار خوشنود نمی شود و از بدی آن نیز بسیار نمی رنجد چرا که بهترین خوشنودی را در رضای حق تعالی و بدترین رنج را در عدم رضای حضرت دوست میداند اگر هر انسانی خود را با دعا و قرآن مانوس کند و در مفاهیم ژرف قرآن و مناجاتی که ائمه برای ما به جای گذاشته اند تدبر کنند هیچ گاه اسیر غم و اندوه دنیوی نمی شوند در این وا نفسای ظلمانی عصر حاضر درد شیعه غیبت امام زمان است بهترین دوای روح بیمار روانشناسی نیست(به عقیده ی بنده) چرا که حق تعالی می فرماید: برای رسیدن به آثار آرامش بخش دعا می بایست دل را برای او صاف کنیمالا بذکر الله تطمئن القلوب تنها با یاد خدا قلب ها آرام می گیرند به تاپیکی که برادر وحید 110 در مورد خلوص نیت ایجاد نموده اند سر بزنید (بنده واقعا از این تاپیک استفاده کردم) یا حق |
|||
|
|
۰:۵۵, ۱۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
اصلا بحث روانشانسی نبود. دوستان بحث را به انحراف کشیدند. من هر چی میگم منظور اینه کسی متوجه نمیشه.
خوب اگر اینطوریه و کسی جرات نداره و اونو گردن احادیث و ... میزاره باشه ما هم میندازیم گردن همونا. بعد میگیم همونا گفتند مردم ما آدم نشند.
|
|||
|
۱۴:۰۷, ۲۰/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۰ ۱۴:۰۸ توسط victor.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۹/شهریور/۹۰ ۰:۵۵)omoridi نوشته است: اصلا بحث روانشانسی نبود. دوستان بحث را به انحراف کشیدند. من هر چی میگم منظور اینه کسی متوجه نمیشه.شما داري بحث رو به انحراف ميكشي ما هم ميدونيم بحث يه چيزه ديگه اي بود ولي دليل نداره بين صحبتهات بخواي چيزي رو القا كني |
|||
|
|
۱:۴۰, ۲۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
خوب مثل اینکه کسی نمیدونه چه مشکلی داره.
بچها بسیج بشید و بگید من چه مشکلی دارم؟ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












