کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلم برا خوابگاه تنگ شده! محیط خوابگاه برای شما رشد دهنده بوده است یا ...؟؟
۱۶:۵۰, ۱۲/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۰ ۱۹:۱۴ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
آواتار
روز های شروع سال تحصیلی جدید نزدیکه و تا مدتی دیگه عده زیادی از شما راهی خوابگاه های دانشجوییتون
میشین، بعضی هاتون اولین تجربتونه و بعضی دیگه سال دوم یا سومه که محیط خوابگاه رو تجربه می کنند.

از اونجایی که محیط خوابگاه و فضای دانشگاه دارای کارکردی چند گونه است، شما سعی می کنید چگونه باشید
آیا احساس می کنید که بیشتر چیزهای خوب اطرافیانتان بر شما تاثیر گذاشته یا نکات منفی
؟

چقدر تاثیر پذیرفته اید؟؟ مثبت یا منفی؟؟
چقدر تاثیر گذاشته اید؟؟ مثبت یا منفی؟؟


آداب معاشرت در خوابگاه به طور خلاصه :
1. احترام به ديگران؛ احترام به معني عدم تجاوز به حقوق آنان است كه شامل احترام به جان، مال، ناموس و آبروي آنها مي‏شود. پيامبر اسلام‌صلي‌الله‌عليه‌وآله مي‌فرمايد: مسلمان كسي است كه مردم از دست و زبان او در آسايش باشند؛ يعني در رفتار و گفتار خود هيچ زياني به ديگران نرساند و حقوق چهارگانه آنان را حفظ كند.

2. سلام و احوال‌پرسي؛ شايسته است يك مسلمان هنگام ديدار برادران ديني خود، با سلامي آرامش‌بخش و شادي آفرين، آنان را شاد و مسرور سازد و به اين وسيله، روابط اجتماعي خود را تحكيم بخشد.

3. زيبايي كلام؛ ما در سخن گفتن با ديگران، دو وظيفه داريم؛ اول: سخن خوب بگوييم و از سخن زشت و خلاف ادب، پرهيز كنيم و دوم اين كه خوب و زيبا سخن بگوييم. گاهي انسان سخنان خوبي دارد؛ ولي آنها را درست بيان نمي‏كند. به همين جهت در روايات بسياري سفارش شده كه قبل از سخن گفتن، كاملاً فكر كنيد تا نسنجيده سخني نگوييد. چه بسا سخن حقي كه در محل نامناسبي بيان شود و باعث بروز مشكلات فراواني گردد.

4. مزاح و شوخي؛ اسلام براي مزاح و شوخي هم آداب خاصي دارد. مزاح و شوخي، چون باعث خنده و شادي مي‏شود، يكي از بهترين عوامل آرامش رواني و رفع خستگي روحي محسوب مي‏شود و سبب ايجاد پيوند دوستي بين افراد مي‌شود. پيامبر خداصلي‌الله‌عليه‌وآله و اهل بيت‌عليهم‌السلام نيز اهل مزاح و شوخي بوده‏اند و براي رفع خستگي و كسالت افراد، از آن استفاده مي‏كردند؛ ولي همان طور كه گفتيم، آداب و قوانين خاص هم براي آن قرار داده‏اند كه برخي آداب آن عبارتند از:

الف) باعث آزار و اذيت طرف مقابل نشود.
ب) غيبت يا تمسخر مسلماني در آن نباشد.
ج) زياده‏روي و افراط در آن نكنند كه باعث مي‏شود هيبت و وقار شخص لكه‏دار شود و ارزش او در بين مردم از بين برود.

5. رعايت شئون اجتماعي؛ مانند پاكيزگي، وقار، احترام به بزرگ‌ترها، نظم و انضباط، وفاي به عهد، رازداري، مهرباني و گذشت كه ميزان نفوذ انسان را در ديگران بالا مي‏برد.

6. موارد ويژه؛ در آداب معاشرت گرچه بر ما لازم است كه نسبت به همه انسان‌ها و بلكه همه موجودات، خيرخواه و مهربان باشيم، ولي دين اسلام در بعضي از موارد، تأكيد بيشتري كرده است؛ مانند صله رحم و رسيدگي به اقوام و آشنايان و از همه مهم‌تر، اعضاي خانواده، همسايه‏داري و رعايت حقوق آنان، ميهمان‌نوازي و آداب پذيرايي از آنان، عيادت مريض و رسيدگي به مشكلات او، تشييع جنازه و تسلي دادن به بازماندگان و رسيدگي به مشكلات آنان.
هر كدام از موارد فوق، داراي مطالب و انواع فراواني است كه احتياج به توضيح و مطالعه وسيعي دارد؛ ولي از مجموع آنها مي‏توان نمايي كلي از آداب معاشرت اسلامي را به دست آورد.

7. آفات معاشرت؛ معاشرت با ديگران، اگر به صورت رفت و آمد باشد، مانند صله‌رحم و رفت و آمد اقوام و نيز معاشرت با دوستان و آشنايان، ممكن است داراي آفات و زيان‌هايي هم باشد كه بي‏توجهي به آنها، اثرات زيان‌باري به دنبال دارد. بنابراين، لازم است اين معاشرت‏ها، دقيق و حساب شده باشند. ما در اين جا به بعضي از نكات مهم در اين زمينه اشاره‏ مي‏كنيم:

1. پرهيز از گناه؛ رفت و آمدها و معاشرت‏ها، زماني مفيد و مؤثر و موجب خشنودي خداوند خواهند بود كه سبب گناه نشوند؛ چه بسا ميهماني‌هايي كه در آنها شئون اسلامي رعايت نمي‏شود؛ به طور مثال، حريم بين زن و مرد از بين مي‏رود. شركت در اين جلسات، براي خانواده‏ها و به ويژه بچه‏ها، بسيار خطرناك خواهد بود.

2. پرهيز از مزاحمت و تشكيل جلسات پرهزينه؛ ممكن است افرادي به بهانه صله رحم و رفت و آمد، سبب تحميل زحمت و مخارج زيادي بر ديگران شوند. اين گونه معاشرت‏ها، نه تنها جلب محبت نمي‏كند، بلكه باعث دشمني و كينه مي‏شود.

3. پرهيز از خوش‌رويي و خوش اخلاقي بيجا؛ يكي از آداب معاشرت، خوش اخلاقي و خنده‌رو بودن است؛ به شرطي كه به جا باشد؛ اما گاهي خوش اخلاقي و خنده‏رو بودن، سبب سوء استفاده افراد مي‏شود و افراد را در انجام وظايف خود سست مي‏كند؛ به طور مثال اگر معلم هميشه با بچه‏ها شوخي كند و سخت‌گيري را به بهانه خوش‌اخلاقي كنار بگذارد، بچه‏ها دست از درس بر مي‏دارند و هيچ كدام به آن اهميت نمي‏دهند. بنابراين، حسن معاشرت، هميشه به معناي خوش‌رويي و خنده‌رويي نيست و به همين جهت، در روايتي آمده كه با گناهكاران، با چهره‏اي عبوس روبه‌رو شويد؛ تا از كارهايشان دست بكشند.

در اين جا ما به بعضي از فنون اساسي در رفتار با ديگران اشاره مي‏كنيم:

1. اگر خواستيد شخصي را نسبت به موضوعي متقاعد سازيد، سعي نكنيد پيرامون آن چه شما مي‏خواهيد با او به بحث بپردازيد؛ بلكه اول از خواسته خود كوتاه بياييد و خواسته او را در نظر بگيريد و آن‌گاه نظر خودتان را مطرح كنيد.

2. در روابط اجتماعي با ديگران، سعي كنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه، خودداري كنيد.

3. سعي كنيد نكات مثبت در رفتار و شخصيت ديگران را شناسايي كرده، آنها را به خاطر آن ويژگي‌ها و رفتارها، تحسين كنيد؛ نه آن كه روي نكات منفي انگشت گذاشته، شخص را مذمت كنيد.

4. سعي كنيد شنونده خوبي براي ديگران باشيد و ديگران را تشويق كنيد تا درباره خودشان با شما حرف بزنند.

5. به ديگران احترام بگذاريد و كاري كنيد كه احساس كنند مهم و با ارزش هستند و اين كار را صميمانه انجام دهيد.

6. در برخورد با ديگران، با چهره‏اي گشاده و با لبخند، سخن را آغاز كنيد.

7. به جاي اين كه مستقيما به ديگران دستور دهيد تا كاري براي شما انجام دهند، خواسته خويش را به شكل سؤال طرح كنيد و به طور غيرمستقيم از آنها بخواهيد تا خواسته‏تان را عملي كنند.

8. اگر ديگران كاري براي شما انجام دادند، آنها را به هر طريقي كه ممكن است، خوشحال كنيد و از آنها تشكر و قدرداني كنيد. همچنين لازم است از حقوق ديني، اخلاقي و اجتماعي‌اي كه ديگران بر انسان دارند، شناخت بيشتري پيدا كنيد؛ تا بتوانيد براي اداي آن حقوق، تلاش كنيد. طبيعي است گاهي «ديگران»، پدر و مادر يا برادران و خواهران انسان هستند و گاهي، اقوام و خويشان و گاهي نيز همسايگان و گاهي استادان و معلمان و... مي‏باشند كه هر گروهي، ويژگي‌ها و حقوق خاص خود را دارند كه در اين زمينه، بايد با مطالعه بيشتر، شناخت خويش را گسترش دهيد؛ تا متناسب با روحيات هر گروه، با آنان رفتار كنيد.

درباره روابط اجتماعي - از خانواده گرفته تا جامعه - عمل به ارزش‏هاي ديني و اخلاقي، بيانگر كرامت و ارزش والاي خود شخص است و نبايد منتظر اين بود كه عين اين رفتار از طرف مقابل سر بزند؛ بلكه در هر شرايطي، وظيفه شما عمل به ارزش‏هاي به دست آمده است. هر قدر رفتار و كردار منطبق با اصول ارزشي باشد، سير پيشرفت و ترقي در مراتب انساني، آسان‏تر و سريع‏تر خواهد شد.

امیدوارم زینتی باشیم برای پیشوایانمان در میان هم اتاقی هایمان (که حق همسایگی و همنشینی با ما دارند)
و محیط خوابگاه...


ترم اولی ها خوش آمدید...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، paradise ، r_bashiri89 ، rastin ، MAHDI59 ، وحید110 ، محمود ، EMPERATOR ، ريحانه الرسول ، Tolou ، رمز شب ، احیاء
۰:۱۶, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
از لحاظ اخلاقی آدم یه چیزایی رو یادمیگیره اما از لحاظ دینی مذهبی, کلاهتو نگیری بادبرده.تازه کجای کاری 2سال با کسایی هم خوابگاه بودم که وقتی میگفتم امروز روز شهادته میگفند کی گفته چراحرف در میاری.شوخی نیکنم دارم جدی میگم.بعضی هاشون نمیدونستند که حضرت زهرا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)چگونه به شهادت رسیده.
توی خوابگاه یه بار نماز خواندم(البته باآداب حروف)بهم خندیدند.دیگه تاآخر ترم توی خوابگاه نماز نخوندم.
رهبر میفرماند:دانشگاه باید انسان ساز باشد.اما اون کسایی که سرکارندوفقط پول مردم رو میخورند و حتی حاظر نیستند یه اتوبوس دراختیار بچه های دانشگاه قرار بدهند تا شبهای شهادت دانشجویان برند به مراسمهای عزا.
آره عزیز همش مثل دانشگاه شمانیست که چیزای خوب یادبدهند.
بعضی دانشگاه ها چیزای بدش صدبرابر تاچیزای خوبه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، paradise ، EMPERATOR ، zarati313
۸:۱۰, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
من که خواگاهی نبودم ، اما چند تا از بچه ها که خوابگاهی بودند ، حتی در مشهد که خوابگاه هاش مقرراتی هستند و بهتر از بقیه جاهاه ، می گفتند خیلی ها به سمت مواد مخدر می رن.
در شهرهای دیگه که بدتر ، می گفتند خیلی ها در محیط خوابگاه مواد مخدر و مشروبات الکلی ، اون هم به صورت علنی مصرف می کردند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۴, ۱۳/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۰ ۹:۱۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام عزیزان حقیر 5-6 سالی خوابگاه بودم. خوابگاه همونطور که از اسمش پیداست خوابگاهه نه جایی برای درس خوندن پس اگه مثل من یاد گرفته باشید توی محیط گرم و راحت خونه درس بخونید، خدا به دادتون برسه.
از ایرادات خوابگاه حضور در جمع همسالانه که نتیجش میشه،.... اتلاف وقت نگیم بهتره بگیم وقتو قورت میده تازه این جاییه که با مذهبی ها باشید.
خدا نکنه با جمع غیر مذهبی بیفتید، از مشرو... فیلم غیر اخل... و فحش گرفته تا بحثهای سیاسی بی سروته مهمون هر شبتون خواهد بود. خلاصه یادتون باشه دیگه از غذاهای خوشمزه مامان و محیط پاستوریزه خونه خبری نیست باید مواظب باشید. اگه حواستون نباشه واقعا دچار دردسر میشید.
توصیه اکید می کنم حتما تو هم اتاق شدن مذهبی ها رو انتخاب کنید وگرنه ........ راستی مذهبی ها هم فکر نکنید از ناف بهشت اومدن بیرون ها اونها هم ایراداتی دارن ولی باز بهتر از موارد گفته شده در بالاست. معمولا مذهبی ها دچار بیماری وسواس هستند. این بیماری خودشو جاهای مختلف نشون میده تو خوندن وسواسی نماز با مخارج حروف (که خود حضرت آیت الله بهجت هم اونطوری نماز نمی خوند) گرفته تا آب کشیدن موکت و ... امیدوارم هم اتاقی گیرتون نیفته که نصفه شب با لگد بزنه و بگه "یالا بیدار شو وقت نماز شبه"!!!
تنها چیزی که تو دانشگاه و خوابگاه به ماها یاد نمیدن و به نظر من بزرگترین نقص و عقب موندگی دانشگاه نسبت به حوزه است اینه که آدم باشیم آدم بودن مهم تر از پروفسور بودنه.
تو خوابگاه راز دوستی و داشتن هم اتاقی خوب یا بهتر بگم هم اتاقی خوب بودن گذشت و فراموش کردن خودخواهی هاست. (یه روز یکی از بزرگترها تو خوابگاه به من گفت فلانی لیمیت یک شب ظرف نشستن هم اتاقیت در بینهایت چهار سال دانشگاه، صفره، پس بی خیال)
بیایید آدم باشیم بیاید خودخواه نباشیم. به خدا چیز زیادی نیست کار سختی نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، yamin
۳:۵۰, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
براي من كه 5-6 سالي خوابگاه بودم خوابگاه مثل يه خونه بود . البته شايد من و دوستم خيلي خوش شانس بوديم چون از دوران دبيرستان با هم همكلاس و دوست بوديم 4 سال هم ، با هم ، هم اتاق بوديم تا اون فارغ التحصيل شد

هرچقدر خدا رو شكر كنم بازم كمه به خاطر دوستان خوبي كه تو خابگاه پيدا كردم هرچند خيلي هاشون از من بزرگتر بودن اما درسهاي بزرگي ازشون ياد گرفتم.در واقع به جاي دوست برام معلم بودن.

فكر نكنيد اينقدر دارم تعريف ميكنم دانشگاه ما و خوابگاه ما خيلي جاي گل و بلبلي بود نه
اونجا هم سختگيري هاي خودشو داشت . ضوابط سخت ، آدم هاي خلاف اعم از معتاد و اهل فساد و فحشا و حتي چاقو كش و ... دوستان بعضا حسود و سخن چين و .... هم خوابگاهي هاي بي بهداشت و بي نظم ... گربه هاي ملوس كه بدون پرداخت شهريه در خوابگاه سكونت داشتن و از همه مهتر عصر هاي دلگير جمعه كه غربتش آدمو ميكشت .


اما خوابگاه ما يه امتياز ويژه داشت كه با عالم عوضش نميكردم.
هر 5 شنبه سرويس ها جلوي خوابگاه قطار ميشدن تا بچه ها رو ببرن حرم امام رضا
و هر جمعه زيارت آل ياسين برگزار ميشد با بهترين سخنران ها و مداح ها

هنوز دلم براي خوابگاه تو تمام فصول سال تنگ ميشه براي همه چيزش

خاطرات تلخ و شيرينش و آدمهاي جور واجور و حتي بوي غذاهاي آخر هفته

براي دعاي كميل حرم و تفريحا ت سالم دانشجويي (پياده روي بعد از شام خريدن هله هوله ديد و بازديد ،خريد سوغات و...)

اونجا تقريبا اولين جاييه كه بايد تمرين كني خودت باشي بدون اينكه به ديگران آسيب برسوني

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، user313 ، رمز شب
۲۱:۴۱, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۰ ۳:۵۰)ريحانه الرسول نوشته است:  
اما خوابگاه ما يه امتياز ويژه داشت كه با عالم عوضش نميكردم.
هر 5 شنبه سرويس ها جلوي خوابگاه قطار ميشدن تا بچه ها رو ببرن حرم امام رضا
و هر جمعه زيارت آل ياسين برگزار ميشد با بهترين سخنران ها و مداح ها


عزیزم منم دانشگاه فردوسی بودم و می تونم بگم خیلی خوب و فوق العاده بود. در کل برای من و دوستام خیلی رشد دهنده بود.
غربت اصلا توی مشهد آدم رو اذیت نمی کنه. انگار تازه طعم "خانواده" داشتن رو می چشی. چون خود امام رضا ع گفته که "امام والد شفیق است."
همون روز اول همه کارها رو سپردم به امام رضا ع و ایشون هم با بزرگواری هم اتاقی های خوبی سر راهم گذاشت و کارهامو رو به راه کرد...
به نظر من خوابگاه برای کسی که به رشد نسبی رسیده و زیاد از محیط تاثیر نمیگیره جای خوبی هست چون با افرادی از فرهنگهای مختلف آشنا میشه و یا میگیره باید چطور در زندگی زیر یک سقف تعامل درستی با بقیه داشته باشه و به نوعی تمرین برای زدگی مشترکش هست.
من قبل خوابگاهی شدن خیلی زود رنج و حساس بودم ولی این تجربه 4 ساله منو تعدیل کرد و عادت های بد و حساسیتهای بی خودی رو که در مورد غذا و جای خواب داشتم ازم گرفت و کمکم کرد که مستقل بشم و توی مشهد بودن هم بزرگترین شانس تمام زندگی من بود که با هیچ چیز عوضش نمیکنم.
همیشه آرزو دارم خدا یک بار دیگه طعم "مجاور" بودن رو به من بچشونه...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ريحانه الرسول ، paradise
۰:۳۸, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
منم 4 سال خوابگاهی بودم... به نظرم مهمترین ثمره ی خوابگاهی بودن افزایش قدرت سازگاریه...این که وقتی محیط بر وفق مرادت نیست ایراد گرفتن از دیگران کاری رو از پیش نمیبره... یادمه روزای اول همه اش با هم اتاقی هام به خاطر ساعت خواب، خاموش بودن برق وقت خواب، ساکت بودن اتاق و... بحث داشتیم(البته این فقط یکی از موارد ساده اشه) اما خیلی زود به این ها عادت می کنی فقط یه کم باید تحمل داشته باشی. و در بهترین حالت و با در نظر نگرفتن مسایل مهمتر، بزرگترین مشکل خوابگاه، اتلاف وقته....اگه کسی بتونه روی وقتش کنترل داشته باشه شاهکار کرده.... اما درکل تجربه ی خیلی خوبیه... و شاید یک عمر با خاطراتش زندگی کنی...

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  **** محیط کار شمام اینجوریه؟**** mahpare 33 15,330 ۱۶/بهمن/۹۲ ۱۷:۵۷
آخرین ارسال: ضحی
Lightbulb مسکن ما، از مامن ارامش تا خوابگاه شبانه tyujhgfd 5 2,833 ۲۳/مهر/۹۰ ۲:۱۲
آخرین ارسال: ابن داود

پرش در بین بخشها:


بالا