|
چیستی و کیستی دجال!!!
|
|
۲۳:۴۴, ۱۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۰ ۲۳:۴۵ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پس از نقد دجال بودن فراماسونری حال نوبت به تبیین چیستی و کیستی دجال است!!!
تبیین رجعتی بودن و بدن اثیری داشتن دجال و حل معماهای حل نشده موجود در روایات درباره دجال با این نظریه. *** حاج آقا قنبریان (سخنران نظریه) پاسخگوی سوالات و اشکالات دوستان هستند.*** درضمن، عزیزان لطف کنند سوالات خود را پس از گوش دادن کامل نظریه مطرح کنند. با تشکر http://www.radepaclip.com/?p=1469 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۳۵, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
با سلام وعرض ادب
اقا من اون ٤ قسمت سخنرانى حاج اقا رو با عنوان دجال كيست دانلودكردم و بسيار شنيدنى و مستند ومنطقى بودن وكلى ديدم نسبت به قضايا تغيير كرد بنيان اشنايى من با فوروم بيدارى انديشه دانلود سخنرانيهاى اقاى رائفى بود كه ايشون هم خيلى جذاب صحبت ميفرمايند و قدرت بيانشون هم خوبه ولكن تا اينجاى كار باتوجه به جمع بين روايات و قران و عقل ومنطق ،نقطه نظرات جناب اقاى قنبريان(؟) به نظرحقير توى يافتن حقيقت كمك بهترى ميكنه غرض اينكه خواستم به دوستان توصيه كنم اين سخنرانيها رو حتما بشنوند و اينكه تشويق كنم وبه نحوى درخواست كنم كه ايشون بيشتر وبيشتر از اين دست معارف منتشركنند كه ما تشنه شديم |
|||
|
۸:۵۰, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
با سلام
چیزی که ذهن من را مشغول کرده است این است که دجال واقعا چه موجودی هست؟ - یک ربات فوق پیشرفته است - یک موجود آزمایشگاهی است (موجودی ترکیبی از آمیزش جن و انسان و دخالت مهندسی ژنتیک) که توسط عوامل زیادی برای عوام فریبی به وسیله جن گیران برای فتنه انگیزی تربیت شود؟ (دوز از ذهن نیست و در عصر حاضر امکان پذیر هست) مورد سوم را نمی توانم جدس بزنم و از دوستان میخواهم که خودشان مورد سوم را بنویسند. منتظر نظر بقیه دوستان هستم. با تشکر. |
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
پاسخ استاد محسن قنبریان به مقاله بازی دو سرباخت سایت وعده صادق:
میدان دوسر برد ! ۱- چرا«بازی» چرا«دوسر باخت» ؟! میدان «نقد» و «نظر»، «میدان باز» است نه «بازی» و ثمره اش صد در صد «برد» است نه با خت. جناب خادم الامام ما پیرو مکتب علی(علیه السلام) هستیم مکتب «احدی الحسنیین» یعنی دو سر برد. باخت کدام است؟! اگر نقد این کمترین بر نظریه شما وارد باشد که واضح است رشدی برای جامعه مهدوی است چون تطبیقی ناروا را ابطال کرده است و اگر نقد وارد نباشد هم باز برد است برای منتظران چون با نقد نقد و اصلاحهای درونی، نظریه پخته تر عرضه می شود. فرمایشات امیر المومنین(علیه السلام) را به یادتان می آورم که فرمود: - اضربوا بعضٍ الرأی ببعض یتولدُ منه الصواب (غررالحکم/۱۰۰۶۳): تضارب آرا کنید تا ازآن رأی صواب پدید آید - امخضوا الرأ مخضَ السّقإ ینتج سدید الاراء (غررالحکم/۱۰۰۶۲): نظریه و رای را مثل مشک بزنید(نقد کنید) تا آرا محکم نتیجه دهد - مناقشةُ العلمإ تنتجُ فوائدهم و تکسب فضائلهم(غرر الحکم/۲۷۳): مناقشه علما با هم (در آرا و نظریات)ثمره اش ظهور فواید آنها و کسب فضایل است دوست عزیز اگر در واقع نفس الامر فراماسونری و دجال منطبق نباشد روزی بر ملا می شود واگر قبل از تحقیق کافی به باور منتظران رسیده باشد آنروز خسارتی عظیم ترداریم نمونه ای از این ریزشها را در برخی تطبیقهای غیر اصولی و غیر مستند به تازگی از سر گذرانده ایم (سی دی ظهور بسیار نزدیک است که مصور وب سایتها و وبلاگهای متفاوت بود) باخت واقعی آنجاست نه بررسی های مدقانه در مرحله تحقیق وسخت گیری درقبال باور داشتها. فراموش نکنید «لا سنة افضل من التحقیق» [علی(علیه السلام)/غرر الحکم/۶۸۴] اگر نظریه ای با اشکالاتی منطقی و به حق منقرض شود و صاحب آن گردن نهد این مغلوب شدن و باخت نیست عین برد است «المغلوب بالحق غالب /امام علی(علیه السلام)» فراموش نکنید بنده هم مثل شما از بدی فراماسونری و حتی زمینه سازی اش برای خروج دجال سخن بسیار گفته ام اما آنرا عین دجال نمیدانم تا به روایات اهلبیت پای بند بمانم ۲- عدم رعایت انصاف ! دوست عزیز آنچه بین صاحبان نظریات و ناقدان خوب است مورد کنکاش و مناقشه باشد «انگیخته ها» و خود نظرات و نقد هاست نه «انگیزه ها» و نیت ها یا نمره دهی ها و… رعایت یا عدم رعایت انصاف علمی، واتقان یا سستی حرف رقیب را بر عهده مخاطبان بگذارید و به اصل بحث بپردازید. اگر از اطناب گویی و مفصل نویسی که دأب شماست پرهیز و از حواشی حذر کرده به اصل بحث و اشکالات بپردازید مخاطب از شما راضی تر و به اخلاق هم نزدیک است بگذریم که همین نوشته اخیر هم صراحتاً دارید: «در هر صورت انسان جایز الخطاست و خطا کردن جزئی از ذات انسان میباشد بنابراین ما نیز از این قانون مـسـتـثـنی نیستیم در مورد تطبیق دجال با فراماسونری نیز باید ذکر کنیم که ما این مسئله را به صورت احتمال قوی ذکر می کنیم اما ادعا نمی کنیم این مطلب صد در صد قطعی است» این خلط بین ساحت «بساطت» و «ترکیب» در علم و جهل است و مشکلی را حل نمی کند. شما در ساحت بسیط علم، قاطعانه می گویید فراماسونری دجال است چون عدم اصابه به واقع و احتمال خطا در ساحت ترکیب بالای سر هر نظریه ای هست می گویید انسان جایز الخطاست و… از حواشی بکاهید و به متن ما جرا توجه کنید. ۳- مناقشه در مثال بجای پاسخ به اشکال ! در نوشته قبلی تان که بلافاصله پس از نقد بنده نگاشتید اصلا تصور کردید بنده کریس آنجل رادجال گرفته ام! و اشکال کردید که کجا او از اصفهان خروج کرده یا خراسان؟ http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43...l#pid28804 حالا هم که ظاهرا رفته اید و کامل گوش داده اید و شاید در سایر صحبتهای این کمترین تحقیق کرده اید کمی تعدیل شده اید اما باز به جای استدلال به مناقشه در مثال روی آورده اید که او یک دغل کار است و جزئی از جریان فراماسونری و می فرمایید بنده اطلاعات غلط داده ام و بازی خورده ایم و…! ظاهرا از الفبای نقد این است که در مثال جای مناقشه نیست. بنده درآن سخنرانی هویت جمعی داشتن دجال را قویا رد کرده و دو گزینه احتمالی (البته قابل جمع) بجایش طرح میکنم: ۱- دجال می تواند یک موجود متشخص رجعتی باشد (که در بسته کیستی دجال مفصل بدان پرداخته ام). دانلودبسته کیستی وچیستی دجال http://www.radepaclip.com/?p=1469 2- دجال یک انسان موجود آخرالزمان اما ساحر و جادوگر یا شعبده باز سپس برای دادن نمونه کوچک و تنظیر از باستان المقنع و ماه کذایی او و در عصر مدرن هم مثل آنجل را مثال آورده ام : http://s2.picofile.com/file/7172501505/moghna.3gp.html و تا کید هم کرده ام که هر گز کریس آنجل در قد قواره دجال نیست http://s2.picofile.com/file/7172502254/t...l.mp3.html بلکه یک نمونه و مثل است برای دادن تصویر. البته اگرضربدر هزار کنید نمایی از دجال می تواند باشد. حال مناقشه در این مثال و به حاشیه بردن بحث و اتهام بازی خوردن و… چه مشکلی از شما حل می کند؟ پاسخ کدامیک از اشکالات به نظریه شما می شود! دوست عزیز سلمنا که انجل یک دغل کار است و حرف شما درست باشد این دقیقا یعنی طرح دستی شعبده بازی (که غیراز سحر و جادوست و آنجا توضیح داده ام) باز هم مثالی برای بنده می تواند باشد به تعبیر دیگر آنجل از دوحال خارج نیست. الف – ساحر و جادوگر ب – شعبده باز و… (چنانچه ماه المقنع هم چین بود) در هر دو احتمال یک تنظیر و مقیاس کوچک برای دجال بنابر احتمال مرد متشخص در اخرالزمان و آشنای فنون جادو و شعبده می باشد. (که البته احتمال موجودی رجعتی راجح تر است که مفصل بدان پرداخته ام) پس به جای این حاشیه پردازی ها به اشکالات رجوع و برای آنها پاسخ منطقی تدارک کنید. تا مخاطب را اقناع کنید و وقتش را بی خود هدر ندهید. مثالها را اهل لب و عقل خوب دریافت کرده جای خود بحث نمیگذارند (ضروب الامثال تضرب لاولی النهی والالباب . امام علی(علیه السلام)/غرر/۶۸۳) ۴- نظر علما و بزرگان در این بخش با جناب خادم الامام دو سخن دارم الف – در مباحث نظری- که البته جای تقلید نیست- در هنگام آوردن نظریه خود خوب است برای تایید (بعنوان موید نه دلیل) نظرات همراستای از بزرگان را هم بیاورید اما هیچ وقت در جواب منتقد خود آن بزرگان را به رخ نکشید که نوعی مغالطه است. ومناقشه بر سر آرا و نظرات را به سر اشخاص می آورد که سد راه فهم یا خدای نکرده جسارت به بزرگان را منجر می شود. اگر نظرآن بزرگ را قبول دارید- که بعنوان تایید خود آورده اید- خوب ازطرف او پاسخگوی اشکالات باشید نه اینکه دوباره رای آن عزیز را به رخ بکشید که نوعی مصادرۀ بحث است. به این فرمایش رهبر معظم ارج نهید که اخیرا باز گله نمودند که چرا علی رغم تاکید صدباره باز کرسی های آزاد اندیشی دایرنشده است! دوست عزیز این طلبه کوچک از همان بزرگان فراگرفته ام که بر سر درس با اشکال و انتقاد علمی علی رغم ارجمندی مقام استاد اتقان علمی خود و نظریات را منجر شوم امیرالمومنین به ما آموزاند:«با اهل ورع و حکمت همنشین باش و زیاد با آنها مناقشه کن چرا که اگر جاهل باشی (از این طریق) به تو علم می آموزند و اگر عالم باشی (صاحب نظر) علمت (با این روش) زیاد تر می شود» (غرر/۹۸۸۷) همچنین فرمود: الشرکة فی الرأی تؤدی الی الصواب (غرر/۱۰۰۶۱) «مشارکت کردن رای و نظر موجب رسیدن به صواب می شود» دوست عزیز کتاب آن بزرگان چند دهه قبل نوشته شده و اولین تلاشها در این حوزه پژوهشی است با این همه مواجهه آراء و تضارب صورت گرفته اگر نظریه ای از آن بزرگان عوض شود ملامتیی و تنقیصی برای آنان نیست رهبر معظم انقلاب درباره برترین متفکر معاصر ما – شهید مطهری – فرمود نباید در او ماند. عادت کنید این فرمایش علوی را در خود نهادینه کنید که «خذالحکمة ممن اتاک بها وانظر الی ماقال و تنظره الی من قال»(غرر/۶۱۲) «حرف حکیمانه را از هر کسی که آورد دریافت کن به گفته نظاره کن نه گوینده» همچنین فرمود:« رای خطیر (نظریه بزرگ) را کوچک نشمار حتی اگر مرد حقیری آنرا عرضه کند» ب ) تحمیل نظریه خود به رهبران دینی ! توصیه دیگر به جناب خادم الامام این است که برای درست کردن کثرت موید از سخنان بزرگان، نظریه خویش را به رهبران دینی تحمیل ننمایند. ـــ درباره امام خمینی(رحمة الله علیه) آورده اند: «از سوی دیگر امام خمینی هم بارها آمریکا را شیطان بزرگ نامیده اند این نامگذاری ها نشان میدهد که در ورای الفاظ ظاهری باید به لایه های پنهانی معانی روایات نیز توجه کرد»! اینکه امام، آمریکا را شیطان بزرگ خوانده چگونه تاییدی برای فراماسونری بودن دجال است؟! حتی چگونه تاییدی براصل این رویکرد یعنی تأویل ظاهر کلمه «دجال» بر یک هویت جمعی (مثل نظام سلطه، فراماسونری و…) است؟! در اینکه تعبیر امام عزیز، استعاری و کنایی است بین ما و شما اختلافی نیست اما استفاده اش در ما تحن فیه جز دو احتمال دارد: الف)دجال در کلمات معصومین هم مثل این تعبیر در کلام امام باشد! ب) این تعبیر کنایی و استعاری را امام از روایات گرفته و در واقع فهم امام از روایات است. که ظاهرا منظور شما این است و این احتمال هم بدرد شما می خورد. ولی آیا واقعا این تاییدی بر نظریه یا حتی رویکرد شما می شود؟! توضیح اینکه استعمال الفاظ دو گونه است: الف) استعمال حقیقی: جایی که لفظ برای همان چیزی استعمال شود که برای آن وضع شده است مثل استعمال «شیر» در «حیوان درنده ای که می شناسیم» ب) استعمال مجازی: جایی که لفظ برای چیزی غیر از آن حقیقت که برایش وضع صورت گرفته استفاده شود مثل بکار گرفتن لفظ «شیر» برای «انسان شجاع»(۱) حال به ما پاسخ دهید استفاده «شیطان بزرگ» برای آمریکا یک لفظ مجازیاست یا حقیقی؟! شکی نیست که شیطان نزد امام یک موجود متشخص است و افرادی در جن و انس دارد حال بر سبیل مجاز آمریکا را هم یکی از شیاطین بلکه بزرگترین آنها می شمارد. این چه ربطی دارد که شما از این استعمالات مجازی – که بسیار هم شایع است و عقلایی – استفاده کنید و تطبیق دجال بر فراماسونری را نتیجه بگیرید؟ اگر فراماسونری را «دجال وش» و «دجال گونه» میخوانید هیچکس مخالفتی نداشت اما «فراماسونری دجال آخر الزمان است» یعنی نام دجال از سوی ادیان برای حقیقتی بنام فراماسونری وضع شده و استعمالش در اینباره حقیقی است. این تحمیل نظر خود بر رهبران را درباره رهبر معظم انقلاب هم سرایت می دهید می نویسید: «مقام معظم رهبری گرچه صریحا از دجال نام نبرده اند اما بارها به خطر نظام سلطه اشاره کرده اند» سپس گفته اید چون نظام سلطه و فراماسونری بر هم منطبق اند پس این فرمایشات را هم موید خود گرفته اید! متوجه هستید چه لازمه گیریهای فاسد می کنید؟ ۱) خط نظام سلطه در زبان رهبری ۲) نظام سلطه همان فراماسونری است (به اثبات شما) ۳) فراماسونری هماد دجال است (به ادعای شما) »»»»» پس رهبری هم موید ماست ! درحالی که رهبر انقلاب منطقا می تواند دوتای اول را ملتزم باشد (که فقط به اولی تصریح کرده اند) اما سومی را منکر باشند. چه ملازمه ای بین گزاره ۱و۲ باگزاره ۳ وجود دارد؟ چون نظام سلطه فراماسونری است و بد پس دجال آخر الزمان همان فراماسونری است؟!! اما تعبیر خر دجال در تعبیر ایشان (بوق استکبار و خردجال) که ذکر کرده اید واضح است همان استعمال مجازی و تشبیهی است که اقتضاء سخن بلیغ گفتن است به همان دلیل و متدی که امام آمریکا را شیطان بزرگ می خواند رهبر معظم انقلاب هم بوق استکبار و خر دجال را با هم می خواند. چنانچه عرض شده هیچ منعی نیست شما بگوئید فراماسونری «کأن» دجال است، «شبه دجال» است در فتنه گری،دجال وش است و… اما اینها دلالتی ندارد که مفهوم دجال و مصداق فراماسونری در خارج تصادق داشته باشند.خادم الامام عزیز ما در بحث علمی به دنبال کشف مدلولهای مطابقی و معانی حقیقی واژگان روایات (مثل دجال) هستیم نه استفاده مجازی از این واژه در ادبیات سیاسی – اجتماعی (که بجا هم هست) و بین این دو فرق بسیار است که نزد شما خلط شده و به غلط رهبر انقلاب را مؤید خود گرفته اید. ((دقت بفرمایید) ۵)مرور اشکالات بجای حواشی بنده به این احتمال قوی شما مبنی بر انطباق دجال روایات بر جریان فراماسونری اشکالاتی کرده ام که منتظر پاسخ عالمانه هستم اما متأسفانه تا کنون جزء حاشیه پردازی از شما و برخی دوستان دیگر ندیده ام : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-73...l#pid52673 اشکالات گذشته از جمله: ــــ تغییر منطبَق در شواهد ۱۵ گانه شما. ــــ سانسور روایات و گزینشی انتخاب کردن فرازها و … را تکرار نمی کنم. لینک پاور پوینت http://s2.picofile.com/file/7172508381/r....ppsx.html لینک مستند فراماسونری دجال نیست http://www.radepaclip.com/?p=691 اینجا چند اشکال دیگر می افزایم و ما بقی را وا می گذارم. دوست عزیز حتما قبول دارید فرضیه ای کاملتر و قویتر است که آثار و نشانه های بیشتری را توجیه کند فرضیه شما این است که دجال همان فراماسونری است و فراماسونری هم یک جریان جهانی است با توجه به اینها این مضامین روایی درباره دجال را برای ما توجیه کنید:روایات ۱) نامش صائدبن صید یا… است وشبیه «ابن قطن خزایی» خوانده شده است.(صحیح بخاری/۶۵۰۸) واضح است ابن قطن یک شخص بوده است و معاصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و قبیله بنی مصطلق. پس موی مجعد و رنگ صورت و … تنها گفته نشده بلکه صراحتا فردی بعنوان شبیه معرفی شده است چگونه یک شبکه اجتماعی و جریان جهانی را شبیه یک شخص می کنید؟! 2) در روایات شیعی متکثر از عذاب شدن او به همراه چند نفر دیگر (جمعا۱۲ نفر) در تابوتی در قعر جهنم سخن است (از جمله بحار الانوار ج۸ ص۳۹۶ و تفسیر قمی و …) همنشینان او در تابوت، نمرود، سامری، فرعون و … شمارش شده اند به ما توضیح دهید چگونه یک هویت جمعی (چه نظام استکباری چه تمدن غرب یا فراماسونری) می تواند کنار اینها در یک تابوت عذاب شود؟! 3) روایاتی از ائمه شیعه او را مصداق آیه ای از آسمان (من فوتهم) می خوانند (بحار ج۹ ص۲۰۴ و ص۲۰۵) در روایتی دیگر از هبوط دجال سخن است (امالی شیخ طوسی ص۲۵۶) چگونه فراماسونری را آیه ای از آسمان دانسته و چه راهی برای توجیه دارید؟! 4) در دو نقل از «آب شدن دجال هنگام مشاهده مسیح سخن است» آنهم با این وصف که مثل پی و شمع آب میشود ! (بحار ج۳۳ ص۲۵۶ و مند احمد/۴۴۲۶) خیلی مشتاقم توجیه شما را درباره مثل شمع آب شدن جریان فراماسونری هنگام مشاهده مسیح بشنوم. 5) جای دقیق کشته شدن دجال توسط مسیح( ۱۷ زراعی باب لد یا… )را چگونه توجیه می کنید؟ (روایت شیخ طوسی در کتاب امالی)گیریم زایل شدن فراماسونری را بجای کشته شدن از شما بپذیریم! این آدرس دقیق دادن برای زوال یک جریان را چگونه توجیه می کنی؟! آیا یک جریان عریض و طویل را می توانید در ۱۷زراعی باب لد فلسطین تشخصی(جزء تشخیص فردی) بدهید که با دیدن مسیح آب شده و سپس کشته شود؟! اگرمجبور شدید یک فراماسونری را جای فراماسونری در این مصاف بیاورید از نظریه خود عدول کرده و عملا دجال را یک شخص گرفته اید و تازه اقرار به نظریه رقیب کرده اید چرا که ما هم فراماسونری را زمینه ساز خروج دجال می دانیم. جالب است بدانید در این روایات «حربه ای خاص در دست عیسی» برای کشته شدن او هم سخن است که مشتاق شنیدن تأویل شما هستم.(ر.ک تفسیر ذیل آیه انه للعلم للساعة) بقیه اشکالات بماند تا مجالی دیگر. خواهشا بیش از این بنده و مخاطبان را معطل نکرده و بجای حاشیه نویسی به متن اشکالات و پاسخ به آنها بپردازید با التماس دعا محسن قنبریان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱) حتی برای آشنایان با مبانی اصولی امام که قائل به مجاز عقلی است هم می افزاییم آنجا نیز استعمال مجازی است البته همراه ادعا و مناسبتی کانه متکلم می خواهد بگوید این انسان شجاع واقعا و البته ادعائا یکی از مصادیق شیر است(ر.ک: تهذیب اصول ج۱ ص۴۴ امام خمینی ره ) |
|||
|
۱۱:۵۳, ۱۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام علی من اتبع الهدی
بنده بارها به عزیزانی که در زمینه مهدویت و دشمن شناسی تحقیق می کنند عرض کردم و بخاطر مباحثی که اخیرا پیش اومده و متاسفانه با عدم توجه به مسائل کلی به تخریب مؤمنین انجامیده مجبورم دوباره عرض کنم: الف- بنده در مقاله ای که چند سال پیش درباره دجال با عنوان "دجال شناسی سازمان مخفی فراماسونری" منتشر کردم که بخش هایی از اون در سه شماره ماهنامه موعود نیز منتشر شد دو احتمال برای دجال ذکر کردم: 1- شخصی حقیقی 2-جریانی ضد دینی و ضد منجی اینجا قصد بازآوری مطالب و شواهدی که آنجا اوردم رو ندارم اما نکته مهمی که آقای قنبریان از سخنرانی های بنده یا مقالاتم توجه نکردن اینه که من نگفتم فراماسونری همون دجاله بلکه بنا بر احتمال دوم یکی از مصادیق دجاله امیدوارم به این نکته توجه کنن ب-این مسأله اگر در محیط علمی بررسی می شد که ماهیت دجال چیه واقعا مفید بود اما چون در فضای باز گفته می شد نتیجه بحث ها توهین میشه نمونه اش هم چندین توهین این بزرگوار در مطالب بالا به بنده است ج-آیا واقعا این مساله اینقدر مهمه که تمام توان عرصه مجازی مهدویت ما رو صرف کنه و هر روز با نوشتن مقاله و نقد و جواب و... فضای سایت های مهدوی ما متشنج بشه؟ آیا واقعا موضوع مفید تر و مهم تری وجود نداره که بهش پرداخته بشه؟ د- به نظر بنده دجال بیشتر از اونکه از نشانه های ظهور باشه از نشانه های قیامته هرچند که نمیتوان دجال دوران ظهور رو بصورت کامل نادیده گرفت اما میشه بخاطر وجود اشارات روایات اون رو تأویل نمود (ر.ک: دجال شناسی ، سازمان مخفی فراماسونری) ه-همینجا از همه بزرگواران می خوام این مساله رو که واقعا ارزش این سرمایه گذاری رو نداره رها کنن و آقای قنبریان هم اگر واقعا معتقده نظریه اش درسته با همون ادله ای که تا حالا عنوان کرده بهتره موضوع رو تمام شده فرض کنه و دیگران رو به مقاله اش ارجاع بده همونطور که بنده واقعا هر کسی نکته ای گفته سعی کردم اون رو به مسائل مهم تر و بروز توجه بدم نمونه اش هم توصیه به این برادر بزرگواره که در دو سه مورد به ایشون به عنوان یک برادر که چند سالی در زمینه مهدویت تحقیق، تالیف و تدریس داشته ام گفتم بهتره کلی تر به موضوع فکر کنه چون این نظریه در جهت قدرت بخشیدن به جبهه مخالف و شیطان گرایان عالمه و من نمی دونم چرا باید مدام در این شرایط حساس آخرالزمانی که شیطان پرستان علنا تبلیغ م یکنن که بزودی منجیشون میاد و حکومت جهانیشو برقرار می کنه ما هم باید برای این شخص موهوم تبلیغ کنیم! ملتمس دعا غفاری |
|||
|
|
۱:۴۵, ۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
سخنان پست های قبل و ویدیو آقای قنبریان رو دیدم بنظرم یه نکته رو همین الان براتون روشن کنم که دجال بی یار و یاورش و بی آنکه قدرت و افرادشو کاملا جمع نکنه وارد معرکه نخواهد شد هرچند یک فرد باشه و یا یه گروه!!!!!خودم الان واقعن حس می کنم فردی به نام دجال 100 درصد وجود داره!!!فقط نکته خیلی مهمی که این جا وجود داره اینکه همینطور که یارای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با تزکیه نفس و صبر و پافشاری بر حق انتظار آقاشون رو می کشن و هر لحظه درتلاش برای ایجاد موقعیتی برای اذن پروردگار برای ظهور هستند شیاطین و نیروهای دجال نبز با تقویت خود به دنبال پیدا کردن دجال هستند!!!! یعنی چی پیدا کردن؟؟؟؟ یعنی خدا کارو برای اونها نیز سخت و طاقت فرسا کرده بنظرم این جریان فراماسونری و اینکه اونها تا این حد آماده شدن خودشون را ظاهر و اطلاعاتشون لو بره بیشتر به منظور همین بوده!!!یعنی فراخوانی و دعوت از دجال برای ظهور علنی!!!البته من فکر می کنم این فردی که دجال واقعی هست خودشم کامل به توان مندی هاش واقف نیست و نیاز به فعال سازی یا wakeupproject داره!!!یعنی دجال یکی از ego های این فرد هزار چهرست!!!!و اون خودشو ظاهر نمیکنه چون ترس از جونش وجود داره و منتظر تا همچی براش هلو برو تو گلو شه!!!!! نمیدونم چرا این حرف فراماسون ها رو که دجال از ایران ظهور می کنه رو باید قبول کرد چون تنها این طوری عمق سختی کار فراماسون های بیچاره قابل درکه!!!! پیدا کردن فردی که قابلیت های خاصی داره اونم تو کشوری که شیعه و در دست مسلموناست انقلاب اسلامی کرده!!!! وقتی پایگاه تو کشوری نداشته باشی و تنها راه ارتباطی با یک فرد کاملا وجود نداشته باشه تنها را دادن سیگنال های مختلف به امید بیداری می باشد!!! نظریم چقدر می تونه درست باشه؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
۲۲:۱۰, ۴/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
![]() مقدمه براساس روايات يکي از نشانههاي ظهور خروج دجّال است. که در باره آن آراء و احتمالات مختلفي بيان شده است در ذيل به بررسي اين عنوان ميپردازيم. « دجّال » در زبان عربي به معناي «آب طلا» و طلا اندود کردن است و به همين علت، افراد بسيار دروغگو که باطل را حق جلوه ميدهند « دجّال » ناميده ميشوند.[۱] از روايات استفاده ميشود، دجّال ستمکاري است که در آخر الزمان، مردم را گمراه خواهد کرد. البته در آموزههاي هر سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام از آن سخن به ميان آمده است. افرادي در هر سه جامعه ديني ميگويند: دجّال تولد يافته و زنده است.[۲] در برخي روايات از خروج « دجّال » به عنوان نشانة ظهور و در برخي ديگر، از آن، به عنوان يکي از «اَشْراطُ السَّاعَة» (نشانههاي برپايي قيامت) ياد شده است. اين نشانه، در کتابهاي اهل سنّت بيشتر يکي از نشانههاي برپايي قيامت دانسته شده است؛[۳] ولي در منابع روايي شيعه، بيشتر از آن، به عنوان حادثهاي مهّم که مقارن ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ خواهد داد، ياد شده است.[۴] دجّال کيست؟ دربارة دجّال ، چند احتمال وجود دارد: احتمال اول: دجّال نام شخص معيّني نيست و هر کس که با ادعاهاي پوچ و بياساس و با توسل به حيلهگري و نيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجّال است. اينکه در روايات، از « دجّال »هاي فراوان سخن به ميان آمده است، اين احتمال را تقويت ميکند. پيامبر اکرم- فرموده است: قيامت، برپا نميشود، تا وقتي که مهدي از فرزندانم قيام کند. مهدي قيام نميکند، تا وقتي که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگويند: من پيامبرم.[۵] در روايات، از اين « دجّال »ها و دروغگويان فراوان نام برده شده است؛ در بعضي دوازده، در برخي سي و در برخي شصت و يا هفتاد دجّال آمده است.[۶] از ميان اين دجّال ها فردي که در دروغگويي، حيلهگري و مردم فريبي سرآمد همة دجّالان و فتنهاش از همه بزرگتر است، نشانة ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و يا برپايي قيامت است. بر اين اساس، دو نوع دجّال هست: يکي همان دجّال حقيقي و واقعي است که پس از همة « دجّال »ها ميآيد و ديگر گروهي شيّاد و دروغگو که دست به فريب کاري و گمراهي مردم ميزنند. پيامبر اکرم- ميفرمايد: «پيش از خروج دجّال ، بيش از هفتاد دجّال خروج خواهد کرد.»[۷] حقيقت داستان دجّال ، بيانگر اين واقعيت است که در آستانة هر انقلابي، افراد فريبکار و منافق که معتقد به نظامهاي پوشالي گذشته و حافظ ضد ارزشهايند، براي نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلي گذشته، همة تلاش خود را به کار ميگيرند و با سوء استفاده از زمينههاي فکري و اجتماعي و احساسات مردم، دست به تزوير و حيلهگري ميزنند. در انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين خطري پيشبيني شده است. از آنجا که اين انقلاب از همة انقلابهاي تاريخ بزرگتر و گستردهتر است، خطر فريبکاران دجّال صفت نيز به مراتب بيشتر و گستردهتر است. در آستانة ظهور، آنان همة تلاش خويش را به کار خواهند گرفت که مردم را فريب دهند و آنها را از نتيجة قيام حضرت، دلسرد و نااميد سازند و سرانجام از پيروزي حتمي آن جلوگيري کنند. البته در اين احتمال ميتوان گفت: ممکن است يکي از آن دجّال ها که صفات زشت در او بيشتر از همه وجود دارد، نشانه ظهور باشد. احتمال دوم: فردي معيّن و مشخص به نام « دجّال » در دورة غيبت ـ با همان ويژگيهايي که براي وي بيان شده است ـ خروج ميکند و مردم را به انحراف ميکشاند. برخي با استناد به بعضي از روايات، او را زنده ميدانند؛ براي مثال گفته ميشود که او در زمان حضرت رسول اکرم-زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند.[۸] برخي از کتابها و فيلمها نام « دجّال » برخود دارند. « دجّال » لقب دغلبازي است که نزد يهوديان «آرميلوس» و نزد مسلمانان «صائدبنصيد» ناميده ميشود.[۹] اصل داستان « دجّال » در کتابهاي مقدس مسيحيان نيز آمده است. در انجيل، واژة « دجّال » بارها به کار رفته و به کساني که منکر حضرت مسيح عليهم السلام باشند يا «پدر و پسر» را انکار کنند، « دجّال » گفته شده است: «دروغگو کيست، جز آن که مسيح بودن عيسي را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند.»[۱۰] طرفداران احتمال دوم به روايتي استناد کردهاند که اصبغ بن نباته از حضرت علي عليهم السلام پرسيد: اي امير مؤمنان! دجّال کيست؟ آن حضرت فرمود: « دجّال ، صائد بن صائد (صيد) است. بدبخت کسي است که او را تصديق کند و خوشبخت آن است که او را تکذيب کند… چشم راستش ممسوح [به هم چسبيده و حدقه ندارد] و چشم ديگرش بر پيشاني است و مانند ستاره صبح ميدرخشد. در آن، نقطه عَلَقهاي [خون بسته شده] است که با خون در آميخته است و ميان دو چشمش نوشته است: «کافر» و هر خواننده و بيسواد آن را ميخواند. در درياها فرو ميرود و آفتاب با او ميگردد. مقابل او کوهي از دود و عقبش کوهي سپيد است که مردم تصور ميکنند طعام است. در زمان قحطي سختي خروج ميکند؛ در حالي که بر الاغ سپيدي سوار است. هر گام الاغش، يک ميل [حدده ۱۸۵ متر] است و زمين، منزل به منزل زير پايش در نورديده شود. بر آبي نگذرد؛ جز آنکه فرو رود. تا روز قيامت. به آوازي که همة جن و انس و شياطين ـ در شرق و غرب ـ عالم آن را ميشنوند، فرياد کند: اي دوستان من! نزد من آييد. منم آن که آفريد و تسويه کرد و تقدير کرد و رهبري نمود. منم پروردگار شما. دشمن خدا دروغ ميگويد. او يک چشمي است که غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود. به راستي که پروردگار شما، نه يک چشم است و نه غذا ميخورد، نه راه ميرود و نه زوال دارد و خدا از اين اوصاف برتر است. آگاه باشيد! بيشتر پيروانش در آن روزگار، ناپاک زادگاناند و صاحب پوستينهاي سبز. خداوند تعالي او را در شام بر سر گردنهاي که آن را افيق نامند به دست کسي که عيسي عليهم السلام پشت سرش نماز ميخواند، هنگامي که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشيد پس از آن، حادثه بزرگ و قيامت کبرا باشد.»[۱۱] احتمال سوم: مراد از « دجّال » همان سفياني است که در کتابهاي اهل سنّت بيشتر با عنوان « دجّال » و در کتابهاي شيعي با عنوان سفياني آمده است. البته اين احتمال مردود است.[۱۲] احتمال چهارم: دجّال ، کنايه از کفر جهاني و سيطرة فرهنگ مادي بر جهان است. برخي از اهل نظر، اين احتمال را تقويت کرده و همة ويژگيهايي را که براي دجّال بيان شده، با ويژگيهاي استکبار جهاني برابر دانستهاند. «استکبار» به معناي واقعي، دجّال است که خود را قيّم[سرپرست] ملتها ميداند و با تکيه به ثروت انبوه و قدرت عظيم، در همه جاي زمين دخالت ميکند و همه را به زير سلطه خويش ميآورد.[۱۳] از نکات شگفآور و تأمل برانگيز در انبوه روايات شيعه و سنّي، ارتباط تنگاتنگ بين دجّال و يهوديان است. در روايات، بيشتر پيروان دجّال يهودي معرفي شدهاند.[۱۴] در منابع اهل سنّت به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست حضرت عيسي عليهم السلام است.[۱۵]و[۱۶] نتیجه گیری از ميان اين دجّال ها فردي که در دروغگويي، حيلهگري و مردم فريبي سرآمد همة دجّالان و فتنهاش از همه بزرگتر است، نشانة ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و يا برپايي قيامت است. پی نوشت: [۱]. ر.ک: لسان العرب، ج۴، ص۲۹۴٫ [۲]. ر.ک: کنزالعمال، ج۱۲، ص۳۲۳٫ [۳]. صحيح، مسلم، باب في الآيات التي تکون قبل الساعة؛ سنن، ترمذي، ج۴، ص۵۰۷٫ [۴]. کمالالدين و تمام النعمة، ج۱، ص ۲۵۰٫ [۵]. لاتقوم الساعة حتي يخرج المهدي من ولدي و لايخرج المهدي حتي يخرج ستون کذابا کلهم يقول انا نبي؛ الارشاد، ج۲، ص۳۷۱٫ [۶]. کنز العمال، ج۱۴، ص۲۰۰ -۱۹۸٫ [۷]. همان، ج۱۴، ص۲۰۰٫ [۸]. الغيبة الطوسي، ص ۱۱۳، ح ۸۶٫ [۹]. هزارهگراييدر فلسفه تاريخ مسيحيت، ص۲۶٫ [۱۰]. رساله يوحنا، باب۲: ۱۸ و ۲۲٫ [۱۱]. همان، ص۵۲۷٫ [۱۲].الغيبة الطوسي، ص۴۶۳٫ [۱۳]. تاريخ غيبت کبري، ص۵۳۶ـ ۵۳۲ [۱۴]. کمالالدين و تمام النعمة، ج۲، ص۵۲۸٫ [۱۵]. تفسير طبري، ج۳، ص ۲۹۰٫ [۱۶]. فرهنگ نامه مهدويت، ص ۲۰۵ -۲۰۱ منبع: ماهنامه امان / به سوی بیداری (گروه چشمان منتظر) |
|||
|
|
۰:۰۲, ۲/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که دجال چه وقتی ظهور می کند . به نظر من دجال همان فراماسونری می باشد زیرا فراماسونری جهانی شباهت زیادی با ویژگی های نقل شده در احادیث درباره ی دجال دارد البته نظر قطعی نمی توان داد . پیشنهاد می کنم کلیپ ظهور دجال را ببینید ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا دجال همان شیطان است؟ (شناخت کامل دجال) | Imam12 | 16 | 15,866 |
۳۱/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۸ آخرین ارسال: غربت تشیع |
|








![[تصویر: %D8%AF%D8%AC%D9%91%D8%A7%D9%84.jpg]](http://www.besoyebidari.ir/wp-content/uploads/%D8%AF%D8%AC%D9%91%D8%A7%D9%84.jpg)
![[تصویر: Dajjal-HamraheMontazer.Com.jpg]](http://dl2.karballa.ir/images/sayet/1/Dajjal-HamraheMontazer.Com.jpg)