|
مناظره خواندنی امام صادق (علیه السلام) با یک طبیب هندی در زمینه طب
|
|
۲۳:۵۲, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ربيع حاجب مى گويد: روزى طبيبي هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق عليه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم عليه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بياموزم؟ حضرت فرمود: نه، زيرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبيب پرسيد: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پيامبر را به كار مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهيز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته بايد عادت داد».
طبيب گفت: طب جز اين چيزى نيست. امام گفت: مى پندارى كه من اين دستورها را از كتاب هاى بهداشتى ياد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من اين ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟ طبيب گفت:البته من. امام عليه السّلام فرمود: اگر اين چنين است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس. امام صادق(علیه السلام) سئوالات زير را از طبيب هندي پرسيدند:
"چرا جمجمه ي سر چند قطعه است؟ چرا موى سر بالاى آن است؟ چرا پيشانى مو ندارد؟ چرا در پيشانى خطوط و چين وجود دارد؟ چرا ابرو بالاى چشم است؟ چرا دو چشم مانند بادام است؟ چرا بينى ميان چشم هاست؟ چرا سوراخ بينى در زير آن است؟ چرا لب و سبيل بالاى دهان است؟ چرا مردان ريش دارند؟ چرا دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان بادام شكن بلند است؟ چرا كف دست ها مو ندارد؟ چرا ناخن و مو جان ندارند؟ چرا قلب مانند صنوبر است؟ چرا شُش دو تکه است و در جاى خود حركت مي كند؟ چرا کبد(جگر) خميده است؟ چرا كليه مثل دانه لوبياست؟ چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟ چرا گام هاى پا ميان تهى است؟ " طبيب هندي در پاسخ به تمامي سئوالات بالا گفت : نمي دانم.
امام فرمود: امام فرمود: من علّت اينها را مى دانم. طبيب گفت: بيان كن. *جمجمه به دليل اينکه ميان تهى است، از چند قطعه آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مى شد، لذا چون چند قطعه است، ديرتر مى شكند. *موى در قسمت بالاي سر است، چون از ريشه ي آن روغن به مغز مى رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بيرون مى رود و سرما و گرمايى كه به مغز وارد مى شود، دفع مي شود. *پيشانى مو ندارد، براى آنكه روشنايى به چشم برسد. *خط و چين پيشاني نيز عرقي را از سر مي ريزد، نگه مي دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب هاي روى زمين را نگهدارى مى كنند. ابروها بالاى دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ي کافي به آنها برسد. اى طبيب، نمى بينى وقتي شدت نور زياد است، دست خود را بالاى چشم ها مي گيري تا روشنى به مقدار کافي به چشم هايت برسد و از زيادى آن پيشگيرى كند؟! *بينى بين دو چشم قرار دارد تا روشنايى را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند. *چشم ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمى شد و دوا به همه جاي آن نمى رسيد و بيماري چشم درمان نمى شد. *خداوند سوارخ بينى را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مى آمد و نه بوي چيزي را در مى يافت. *سبيل و لب را بالاى دهان آفريد، تا فضولاتى را كه از مغز پايين مي آيد نگه دارد و خوراك و آشاميدنى به آن آلوده نگردد و آدمى بتواند آنها را از پاک کند. *براى مردان محاسن(ريش) را آفريد تا نيازي به كشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از يكديگر مشخص شوند. *دندان هاى پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد، و دندان هاى آسياب را براى خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان هاى آسياب را مانند ستونى كه در بنا به كار مى رود، استوار كند. *دو كف دست را بى مو آفريد تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي کشيد به خوبي آن را حس نمي کرد. *مو و ناخن را بى جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود. *قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه ها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود. *كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود. *كليه را مانند دانه لوبيا ساخت، زيرا منى قطره قطره در آن مى ريزد و از آن بيرون مى رود. اگر کليه چهار گوش يا گِرد بود، اولين قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بريزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زماني که منى از محل خود كه در فقرات پشت است، به كليه مي ريزد، كليه چون كرم بسته و باز مى شود و کم کم مني را به مثانه مى رساند. *خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود، و به همين علت حركات وى ميانه است، و اگر چنين نبود در راه رفتن مى افتاد. *پا را از سمت زير و دو سوى آن، ميان باريك ساخت، براى آنكه اگر همه پا بر روي زمين قرار مي گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مى شد. سنگ آسياب چون بر سر گردى خود باشد، كودكى آن را بر مى گرداند و هر گاه بر روى زمين بيفتد، مردي قوي به سختى مى تواند آن را بلند كند. آن طبيب هندى گفت: اين ها را از كجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى. راستى چه شگفت انگيز است كه حضرت صادق عليه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزى كه وسيله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه اي از شهر مدينه براى يك طبيب هندى شگفتي هاى خلقت انسان را با دلايل محکم بيان مى فرمايد.
|
|||
|
|
۱۳:۲۳, ۱۸/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۰ ۱۳:۲۶ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با عقل ناقص بنده:
مسائل گفته شده در این تاپیک بسیار ساده و ابتدایی است و اصلا جای شگفتی ندارد همچنین پاسخ هایی که از قول امام صادق (علیه السلام) به آن طبیب هندی داده شده است را نیز می توان با کمی اندیشیدن دریافت. به نظر من یا آن طبیب، طبیب نبوده است یا این سخنان برای امام صادق (علیه السلام) نیست. مخصوصا قسمتی که درباره "کلیه" سخن به میان می آید. احادیثی که از ائمه بزرگوار ما نقل می شوند همیشه مطابق عقل و قرآن است (البته بعضی از مسائل که با عقل بشری قابل درک نیست از این قضیه مستثنا است) ولی در این روایت مواردی مطرح شده است که اصلا با عقل جور در نمی آید. اگر مناظرات امام رضا (علیه السلام) را خوانده باشید، خواهید دانست که ائمه ما چگونه مناظره می کنند و چه پاسخ های کوبنده و حیرت آوری به سوال کننده گان می دهند. در ضمن منبع اصلی این به اصلاح مناظره نیز ذکر نشده است. |
|||
|
|
۱۴:۳۶, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۰ ۱۳:۲۳)mohamad نوشته است: با عقل ناقص بنده:من این مناظره را قبلا در یک مجله معتبر دینی خوانده ام. اما متاسفانه نام آن را به خاطر ندارم. |
|||
|
|
۱۵:۲۶, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۰ ۱۴:۳۶)parisan نوشته است: من این مناظره را قبلا در یک مجله معتبر دینی خوانده ام. قابل قبول نیست آیا متن این مناظره به نظر شما صحیح است و آیا پاسخ های ساده و ابتدایی آن را می توان به امام صادق (علیه السلام) نسبت داد؟ پیشنهاد می کنم یکبار دیگر کامل متن اصلی را مطالعه کنید |
|||
|
|
۱۶:۱۴, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۸/مهر/۹۰ ۱۵:۲۶)mohamad نوشته است:(۱۸/مهر/۹۰ ۱۴:۳۶)parisan نوشته است: من این مناظره را قبلا در یک مجله معتبر دینی خوانده ام. دوست عزیز این پاسخ ها از نظر بنده و شما با علمی به اندازه ی 1390 سال پاسخ های معمولی است. به نظر شما اگر امام به زبانی غیر از زبان و علمی غیر از علم انروز میگفت انها میفهمیدند؟ خیر. آن هم اعراب دوره جاهلیت. نتنها نمیفهمیدند بلکه ممکن بود نعوذبالله تهمت های ناروا از جمله گفتن هذیان به امام بزنند. حال به نظر شما اگر امام میخواست به صورت علمی بگوید چرا میبایست در حد میزان علم سال 1390 بگوید؟ اونوقت اگر ما در سال 1500 متولد میشدیم میگفتیم چه ساده گفته. مثل روایتی که پیامبر میگفته ناخن خود را کوتاه کنید تا زیرش شیاطین جمع نشود. آیا پیامبر میبایست به تشریح میکروب و ... می پرداخت؟ بنابر این بهترین جواب موجود را امام انتخاب کرده و در حد فهم انروز بیان کرده. |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
راستش به نظر منم مناظره خیلی پیش پاافتاده ست...
اصلا رسم مناظره این نیست که یه نفر اینقدر سوالای سطحی بپرسه و یه نفر دیگه هم جواب بده... تازه اون آقایی که سوال پرسیدن طبیب بودن یعنی سوادشون بالا بوده...از این نظر هم بخوای نگاه کنی میتونستن سوالای سخت تری بپرسن... اگه منبع این مناظره مشخص بشه ابهام برطرف میشه... |
|||
|
|
۲۰:۵۱, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نظر میاد بهتره قبل از هرگونه بحث محتوایی، منبع و سند این مناظره روشن شود......
من که با سرچ در اینترنت نتوانستم منبع آن را بیابم! |
|||
|
|
۲۱:۲۵, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام.
راستش این داستان رو قبلا تو یک کتاب خونده بودم.دقیقا اسم کتاب یادم نیست(فکر کنم کتاب15روز تا سلامتی بود)،ولی توی پاورقی منبعش رو نوشته بود که یه کتاب معروف بود که متاسفانه نام منبع رو هم فراموش کردم!! اما منظورم اینه که داستان مشکلی نداره در کتاب های معروف اومده.سعی می کنم کتاب رو گیر بیارم منبع رو ذکر کنم. التماس دعا. |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
این منبع را پیدا کردم.
البته از فرد دیگری هم پرسیدم و ایشان گفتند که در بحارالانوار امده است. 1- طب الصادق، تحقیق علامه عسکری، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمی بین شیعه و سنی، ص 98، به نقل از طبالصادق، محمدعلی خلیلی، ص 64. |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۰ ۱۰:۴۲)parisan نوشته است: سلام خدمت شما و با تشکر همانطور که می دانید همه مطالب گفته شده در بحارالنوار صحیح نمی باشد و همچنین با کمی تعقل و دوباره خواندن مطلب فوق براحتی می توان فهمید که کل این مطلب یا قسمت زیادی از آن نمی تواند منسوب به امام صادق (علیه السلام) دانست و البته با این کیفیت . توجه شما را به برخی از پاسخ های گفته شده جلب می کنم اگر عادلانه قضاوت کنیم خواهیم فهمید که این مطالب بسیار پیش پا افتاده و سطحی می باشد و به هیچ عنوان نمی توان نام این متن را "مناظره" گذاشت: نقل قول:خط و چين پيشاني نيز عرقي را از سر مي ريزد، نگه مي دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب هاي روى زمين را نگهدارى مى كنند. نقل قول: چشم ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمى شد و دوا به همه جاي آن نمى رسيد و بيماري چشم درمان نمى شد. نقل قول:خداوند سوارخ بينى را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مى آمد و نه بوي چيزي را در مى يافت. نقل قول:دندان هاى پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد، و دندان هاى آسياب را براى خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان هاى آسياب را مانند ستونى كه در بنا به كار مى رود، استوار كند. نقل قول: مو و ناخن را بى جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود. نقل قول: قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه ها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود. نقل قول:كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود. نقل قول: كليه را مانند دانه لوبيا ساخت، زيرا منى قطره قطره در آن مى ريزد و از آن بيرون مى رود. اگر کليه چهار گوش يا گِرد بود، اولين قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بريزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زماني که منى از محل خود كه در فقرات پشت است، به كليه مي ريزد، كليه چون كرم بسته و باز مى شود و کم کم مني را به مثانه مى رساند. نقل قول: خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود، و به همين علت حركات وى ميانه است، و اگر چنين نبود در راه رفتن مى افتاد. برخی از موارد ذکر شده در بالا آن قدر ساده است که براحتی با کمی فکر کردن می توان آن را دریافت. و بسیار ناگوار است اینکه در انتهای متن با چنین جملاتی روبروی می شویم: نقل قول: آن طبيب هندى گفت: اين ها را از كجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى. لطفا لااقل این مطلب از وبلاگ تالار حذف شود |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| امام صادق علیه السلام و دانش پزشکی | عشق | 0 | 1,047 |
۱۱/مهر/۹۴ ۱۲:۰۸ آخرین ارسال: عشق |
|
| خوردن ماء الشعیر طبی با مقدار کمی تمر هندی به بدن رطوبت میبخ | filiph | 0 | 1,078 |
۵/فروردین/۹۴ ۱۶:۲۰ آخرین ارسال: filiph |
|
| عملیات هضم غذا و چگونگی جریان خون در رگها(از زبان امام صادق(علیه السلام) خطاب به مفضّل) | آزرمشاه | 3 | 2,625 |
۱۷/مرداد/۹۰ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: libera |
|














