|
برخورد قاطع امام علي(علیه السلام) با يك مفسد و اخلالگر اقتصادی
|
|
۱۸:۱۲, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در دوران حکومت امام علی علیه السلام، به آن حضرت خبر رسید که "ابن هرمه" مأمور حکومتی ناظر بر بازار اهواز، مرتکب خیانتی شده است. امام علیه السلام پس از اطلاع، به فرماندار خود در اهواز چنین نوشت: هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می شوی و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد. و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان و پاهایش را در بند بگذار و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان. مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن... ------------------------- ( دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲ / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹ / مستدرك الوسائل ج 17 ص403 ) |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۰۰, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بنده با اعمال همچین تنبیه هایی برای فساد هایی که اخیرا رخ داده(همونایی که تعداد صفراش تو چند تا پست بالاتر اومده) کاملا موافقم(البته برای عوامل اصلیش نه این خرده پاهایی که گرفتن و هر کدوم بالای 2 میلیارد هم نگرفتن) و به نظرم اگر جمهوری اسلامی 1/10 این کارهارو انجام میداد(البته اگه دستگیر بشن مطمئنا انجام میدن)دیگه بار دوم این اتفاق نمیافتاد...
ولی چیزی که نظرمو جلب کرد یکی از جمله ها بود... نقل قول: والا برداشت عقل ناقص من از این جمله اینه که بهش حق نده تا از خودش دفاع کنه و یاد بگیره که چهجوری از خودش دفاع کنه که کاملا با اون چیزی که من از حضرت علی میشناسم این حکم در تناقض هست. یکی هست مارو روشن کنه؟ |
|||
|
۹:۳۴, ۲۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۰/خرداد/۹۱ ۱۲:۰۰)Rman نوشته است: ولی چیزی که نظرمو جلب کرد یکی از جمله ها بود... با سلام به شما دوست عزیز و گرامی این برداشتی که فرمودید کاملاً اشتباه است. ببینید در زمینه محاکمه مسائلی وجود دارد که می تواند شخص گناه کار را که گناهش محرض شده و به اثبات رسیده را از اجرای احکام مبری گرداند. مانند نمونه کسی که ثبات عقلیش مختل شود و مثلاً خود را به دیوانگی بزند. اتفاقاً این درایت مولا رو نشون می دهد که ملاقات ها باعث می شود تا او راهی را پیدا کند تا از این گناه محرضش برهد. موفق و پیروز باشید.. |
|||
|
|
۲۰:۵۳, ۳۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۲:۲۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۱/خرداد/۹۱ ۹:۳۴)hesam110 نوشته است: ببینید در زمینه محاکمه مسائلی وجود دارد که می تواند شخص گناه کار را که گناهش محرض شده و به اثبات رسیده را از اجرای احکام مبری گرداند. مانند نمونه کسی که ثبات عقلیش مختل شود و مثلاً خود را به دیوانگی بزند. اصلاً چنین چیزی نداریم. اولاً حکم قرآن است که متهم حتماً باید مورد محاکمه قرار بگیرد، سپس در موردش حکم شود. پس، اینکه حضرت علی(علیه السلام) از دور، با شنیدن خبری، در مورد کسی حکم کردهباشد دروغ محض است. ثانیاً چیزی به اسم راه فرار از محاکمه هم نداریم. اگر اینطور باشد تمام وکلا وجودشان زیرسؤال است. همچنین اینکه یک نفر خود را به دیوانگی بزند، مال این روزهاست. آن روزها کسی نمیتوانست چنین ادعایی بکند، چون همه همدیگر را میشناختند. چه رسد به افراد صاحب منسب، که امروزه هم نمیتوانند چنین ادعایی بکنند، زیرا اگر دیوانه باشند، در رفتارشان نمایان میشود. میخواهید بدانید قضاوت در اسلام چگونه است، قرآن بخوانید. قرآن کریم - سوره ص - آیات 21 تا 25 : آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب(داوود) بالا رفتند به تو رسیدهاست (21) در آن هنگام که (بی مقدمه) بر او وارد شدند از دیدن آنها وحشت کرد، گفتند: نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده، اکنون میان ما بحق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن (22) این برادر من است، او نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم، اما او اصرار میکند که این یکی را هم به من واگذار و در سخن بر من غلبه کردهاست (23) داوود گفت مسلماً او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش بر تو ستم نموده و بسیاری از شریکان به یکدیگر ستم میکنند مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، اما عده آنان کم است. داوود دانست که ما او را آزمودهایم از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد (24) ما این عمل را بر او بخشیدیم و او نزد ما دارای مقامی والا و سرانجامی نیکوست (25) یعنی قضاوت، بدون اینکه قاضی حرف هر دو طرف را بشنود و تمامی مدارک را بررسی کند، گناهی بزرگ است. این داستان است که به شخصیت حضرت علی(علیه السلام) میخورد: در زمان خلافت حضرت علی(علیه السلام) در کوفه، زره ایشان گم شد. پس از چندی این زره نزد یک مرد مسیحی پیدا شد. حضرت علی او را به محضر قاضی بردند و اقامهی دعوی کردند که: "این زره از آن من است، نه آن را فروختهام و نه به کسی بخشیدهام، و اکنون آن را نزد این مرد یافتهام." قاضی به مسیحی گفت: "خلیفه ادعای خود را اظهار کرد، تو چه می گویی؟" او گفت: "این زره مال من است و در عین حال گفته خلیفه را تکذیب نمیکنم(ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد)." قاضی رو کرد به علی و گفت: "تو مدعی هستی، و این شخص منکر است، بنابراین بر تو است که شاهد بر مدعای خود بیاوری." حضرت علی خندیدند و فرمودند: "قاضی راست میگوید، اکنون باید شاهد بیاورم، ولی من شاهد ندارم." مسیحی نیز زره را برداشت و روان شد. ولی مسیحی که خود بهتر می دانست زره مال کیست وجدانش مرتعش شد و برگشت و گفت این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتار های بشر عادی نیست بلکه از نوع حکومت انبیاست، و اقرار کرد که زره از آن حضرت علی است. طولی نکشید که او را دیدند که مسلمان شده و با شوق و ایمان در زیر پرچم علی(علیه السلام) در جنگ نهروان می جنگد. منبع: داستان راستان، جلد اول، صفحه 60 با عرض سلام و ادب و احترام دو قسمت رو براتون رنگی کردم. من احساس می کنم یا بنده نتونستم منظورم رو برسونم یا جناب عالی برداشت درستی نداشتید. آبی پر رنگ: چطور می فرمایید چنین چیزی نداریم اون هم با این همه قاطعیت. امیدوارم هیچگاه من و شما کارمان به دادگاه نکشد ولی حتماً در این مورد با یک شخص آگاه در زمینه وکالت و قضاوت مشورت کنید و آگاهی بیابید.گاهی شخص قاتلی با اثبات این قضیه که ثبات عقلی نداشته است از حکم اعدام مبری می گردد و به فرض به تیمارستان منتقل می شود. حتی در بعضی از فیلم های صدا و سیما هم این قضیه به کرات برای تماشاچیان به اکران گذاشته شده. البته بازهم تاکید می کنم بعد از رای دادگاه... یعنی این طور که شما می فرمایید بدون حکم دادگاه خیر. قسمت صورتی رنگ: اتفاقاً با این جوابی که جناب عالی دادید فکر می کنم تناقضی وجود دارد. زیرا وکیل کیست و کارش چیست؟؟؟ وکیل به شخصی گفته می شود که به وکالت از شخصی با شناخت کامل از قوانین سعی بر دفاع از متهم دارد. خوب فرض بر این بگیریم که متهمی که قتل صورت داده یا بر فرض اختلاسی کرده و جرمش محرض است با فرمایش جناب عالی دیگر نیازی به وکیل ندارد و فقط باید بنشیند و حکم در موردش صادر شود و در نهایت مجازات. پس وکیل نقشش چیست؟؟؟ نقشش اینجا مستولی می شود که باید از ابزار شناخت کامل قانون دنبال بند یا تبصره ای باشد که متهمش را از اتهام وارده مبری سازد. قسمت سبز رنگ: در این مورد که فکر نمی کنم بحثی باشد . چون خیلی واضح است که شخص دیوانه را صاحب منسب نمی کنند و این عمل دیوانگی هم امری فرسایشی و تدریجی است. و اینکه من امروز مجنون و دیوانه شدم دلیل بر این نیست که دیروز هم اینگونه بوده باشم. فکر می کنم پاسخ ها واضح بود. اما باز هم به صحبت دوست و استاد عزیزم جناب messenger اکتفا می کنم و شما را دعوت می کنم به جای اظهار نظر شخصی به علمای علم رجال و درایه جهت صحت موضوع مراجعه فرمایید. ارادتمند یا علی التماس 2a
|
|||
|
|
۱۰:۳۰, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام
ضمن تشکر از توجه خوب شما 1- منبع حدیث ذکر شده است 2- صحت یا عدم صحت آن در علم "حدیث شناسی" و علم "رجال" هست که مجال بحث آن در این تالار نیست 3- لطفاً به عمق و محتوی کلام حضرت توجه شود: """ برخورد قاطع حضرت در برخورد با مفاسد اقتصادی """ 4- پر واضح هست که مسئله وکیل داشتن و این حرفا نیست !!! . . . در پناه خدای مهربان |
|||
|
|
۱۱:۳۱, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
قربان شما
(۱/تیر/۹۱ ۱۰:۳۰)MESSENGER نوشته است: 1- منبع حدیث ذکر شده استحدیث فقط برای تأکید آوردهشدهاست، و قرار نیست چیزی را اثبات کند. (۱/تیر/۹۱ ۱۰:۳۰)MESSENGER نوشته است: 3- لطفاً به عمق و محتوی کلام حضرت توجه شود:بله، بنده به آن توجه دارم. حرف من هم این بود که: لطفاً به تفاوت قضاوت با آنکه قرآن صحیح میداند توجه شود. اگر قضاوت قبل از محاکمه خلاف قرآن است، پس اعتبار این نامه خدشهدار میشود. از نظرات دیگر دوستان پیداست که لزوم برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی بر همگان روشن است. اما نامه مذکور فقط رساننده این لزوم نیست، بلکه دارای یک دستورالعمل کامل است، که شامل حکم دادن پیش از انجام محاکمه میشود. کاری که باید بکنیم فقط درست کردن ظاهر دنیا نیست(اینکه تمام کارهای فیزیکی درست انجام شوند) بلکه باطن ما و روش ما هم جزء آزمایش ماست. قضاوتی که در دنیا میکنیم برای اینست که معلوم شود چگونه قضاوت میکنیم. این قضاوت به دور از قرآن خدا و عدالت علی است. پس این میتواند ضربه بزند. قاطعیت آری، اما اصلاً و ابداً با زیرپا گذاشتن قضاوت عادلانه میانهای ندارد. ایراد شدیدی به این بخش وارد است، که هرگونه استفاده از دستورالعمل را غیرممکن میکند. نمیشود گفت بخاطر اینکه عدالت باشد و قاطعیت برخورد کم نباشد، از این طرف بام بیفتیم. عدالت عدالت است. فقط میخواستم بیشتر تأکید کنم. ببخشید اگر زیاد توضیح میدهم.
|
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۳/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۲:۲۰ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۱/تیر/۹۱ ۱۰:۳۰)MESSENGER نوشته است: 2- صحت یا عدم صحت آن در علم "حدیث شناسی" و علم "رجال" هست که مجال بحث آن در این تالار نیست (۲۱/خرداد/۹۱ ۹:۳۴)hesam110 نوشته است: فکر می کنم پاسخ ها واضح بود.با تشکر از توجه دوستان. ![]() برای بهتر توضیح دادن روش صحت حدیث، درباره آن جستجو کردم، و مطالب بسیاری این نظر را که در quran.porsemani.ir/node/1771 آمدهاست تأیید میکنند. روش بررسی صحت حدیث اینها هستند: 1 - بررسى سندى. در اين رابطه اگر در ميان سلسله راويان حديثى تنها اگر يك نفر از آنها فرد ضعيف يا مجهول مى باشد، آن روايت از اعتبار ساقط میشود. 2 - جهت ديگر عدم مخالفت مفاد حديث با مضمون قرآن كريم است؛ چنان كه امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند: «آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد؛ ولى اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايهاى است كه بر ما بستهاند و از ما نيست». 3 - انطباق مضمون روايت با حكم عقل. در اسلام چيزى كه برخلاف حكم عقل باشد مقبول نيست و جزو دين شمرده نمیشود. دين و عقل در اسلام با يكديگر همآغوش و همآوايند و مخالفت و تعارض بين آن دو وجود ندارد. بنابراين اگر روايتى، مضمونى برخلاف حكم عقل داشت، قطعاً از مجهولات است و يا مورد اعتماد نيست. البته مقصود از حكم عقل در اينجا حكم بدوى، غير روشمند و ظنى نيست. كه كسى بدون ژرفكاوى و تكيه به مبادى عقل قطعى و براهين نظرى چيزى را مخالف برداشتهاى ابتدايى و ظنى خود ببيند و بگويد: اين مسأله با عقل من جور در نمیآيد، بلكه منظور از حكم عقل، حكم عقل روشمند و ژرفكاو و حكم قطعى عقل است. پس علم رجال زمانی بکار میآید، که حدیث با قرآن و عقل مخالفت نداشتهباشد. امان از من که منظورم را بد توضیح میدهم. منظورم از جمله "اصلاً چنین چیزی نداریم" در مورد ادعای دیوانگی نبود. بلکه در مورد قضاوت پیش از محاکمه در اسلام بود، و سر زدن این حرکت از حضرت علی(علیه السلام)، که از ایشان دور است. اشکال اصلی من به این مطلب هم نقل انجام شدن این گناه بزرگ از سوی یک امام، و بدین صورت ترویج آن است.نظر بالا در عبارت زیر بیان شدهبود: (۳۰/خرداد/۹۱ ۲۰:۵۳)درست پسند نوشته است: اولاً حکم قرآن است که متهم حتماً باید مورد محاکمه قرار بگیرد، سپس در موردش حکم شود. پس، اینکه حضرت علی(علیه السلام) از دور، با شنیدن خبری، در مورد کسی حکم کردهباشد دروغ محض است. بعد، برای اینکه شاهد دیگری بر نادرست بودن این مطلب که از یک امام نقل شده بیاورم، گفتم که(یعنی منظورم این بود که ) : داشتن ملاقاتی قبل از محاکمه هیچ تأثیری در محکوم شدن یا نشدن ندارد، زیرا محکوم کردن یک متهم هیچ نیازی به ملاقاتی نداشتن او ندارد.برای توضیح بهتر، بیایید مراحل قضاوت را بررسی کنیم: *مرحله اول - مشاهده عینی و یا ظن: در ابتدا عدهای شاهد جرم میشوند(که خودش دلیل محکمهپسند است و دیگر حرفی نخواهدبود)، یا عدهای به شخص مظنون میشوند. زمانی که هنوز ادله کافی برای متهم کردن یک مظنون وجود ندارد، داشتن ملاقاتی برای وی یا همدستانش ممنوع میشود، تا به دروغ گفتنش در بازجویی کمک نشود. *مرحله دوم - اتهام: پس از اینکه توانستند دلایل عقلی و محکمهپسند بیابند، متهمش میکنند، و فقط حق دارند بگویند متهم به فلان امر است، و اگر نتوانند جرمش را اثبات کنند، خودشان محکوم خواهندبود. من تا به حال یک مورد نشنیدهام، که یک متهم از داشتن ملاقاتی ممنوع باشد. اینکه کسی بگوید "برای فرانگرفتن شیوه فرار از محاکمه است"، یعنی با شیوه محاکمه آشنا نیست. شیوه محاکمه اصلاً وابسته به اظهارات متهم نخواهدبود، بلکه وابسته به ادله عقلانیای است که از سوی اتهامزنندگان ارائه میشود. وکلا در تمام انواع پروندهها، حتماً با متهم ملاقات میکنند، تا با استفاده از اظهارات خود او بهترین روش دفاع را انتخاب کنند. وکلا درصورتی که بدانند موضوعی درست نیست و از آن استفاده کنند، باید پیش خدا جواب بدهند، ولی از نظر قانون برای دفاع کاملاً آزادند. حتی اجازه دارند به متهم پیشنهاد بدهند که ادعا کند در لحظه انجام جرم دچار جنون بوده. قسمتی از یک دادگاه واقعی از شبکه یک پخش میشد. یک مرد که متهم به قتل بود، ادعا میکرد در زمان انجام آن دچار جنون بوده و اصلاً نمیدانسته چه میکند. قاضی با ارائه دلیل(اینکه کارهایی که برای قتل و پس از آن انجام داده از روی فکر بوده و دیوانهوار نبوده) به خود متهم اثبات کرد که دچار جنون نبودهاست. طوری با متهم بحث میکرد، که گویا فرض را بر این گذاشتهاست که خود متهم هم واقعاً فکر میکند دچار جنون بودهاست. مانند اینکه متهم تعریف جنون را نداند. اگر بشود از محاکمه فرار کرد، پس ادله مطرح شده، واقعاً عقلانی نبودهاند. اگر بشود به راحتی ادعا کرد، پس کار قاضی و دادستان چیست؟ *مرحله سوم - محاکمه: پس از اینکه محاکمه شد، محکومش میکنند، و تازه آنجاست که میگویند فلانی مجرم است یا مفسد است. پس، این زمان در حکایت شما، باید قبل از فرستادن نامهای با مضمون مفسد بودن فلان مقام باشد، و اینکه حضرت علی(علیه السلام) این عبارت را قبل از محاکمه بپذیرد، بشدت مورد اشکال است، و نیز اینکه ایشان نحوه محاکمه آن شخص را بگویند، درحالی که از قبل مجرمش دانستهباشند، با ذات محاکمه تضاد دارد. |
|||
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,379 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 10,980 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,208 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,909 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,376 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|
| حسین علیه السلام آمد | عمار رهبری | 3 | 2,499 |
۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام | جواد مخبریان | 0 | 1,657 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹ آخرین ارسال: جواد مخبریان |
|











ببخشید اگر زیاد توضیح میدهم.