|
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
|
|
۱۳:۳۳, ۳۰/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/خرداد/۹۱ ۱۵:۲۴ توسط sarallah.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عطر را بسیار دوست داشت و اگر عطری به ایشان تعارف میشد، خود را با آن معطّر میساخت. در «ذخیرالعباد» نقل است که محبوبترین عطرها پیش آن حضرت مشک بود.
به گزارش ماهنامه موعود ، بشر همواره به دنبال عقاید و معلومات ویژه خود و افکار و عواطفی که او را احاطه کرده، به یک سلسله آداب و رسوم پایبند بوده است. آداب و سنّتها در حقیقت، آینه و نمایشگر روح انسانها و جوامع بشری است؛ زیرا تصوّرات، اندیشهها و عقاید و افکار در آداب و رسوم ملّتها و افراد جلوهگر میشود. از زمان هبوط حضرت آدم(علیه السلام) به زمین تا به امروز یک سلسله آداب و رسوم در میان خداپرستان و موحّدان مرسوم بوده که با سنن نوع بشر متفاوت است، این رجال و برگزیدگان به نام انبیا، مطالبی را به صورت وحی و الهام از دستگاه آفرینش دریافت کرده و به مردم جهان عرضه کردهاند. سیره و روش زندگی حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به عنوان خاتم پیامبران، از جمله روشهایی است که خداوند آن را به عنوان یک نمونه مورد تأیید برای انسانها توصیه کرده است و به روشنی در قرآن کریم رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به عنوان یک اسوه و الگوی حسنه که متخلّق به اخلاق الهی و پسندیده میباشد، معرفی کرده است. آداب نماز پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در کتاب «مکارم الاخلاق» روایت شده که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «نور چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است؛ یعنی آن دو را از هر چیز دوستتر دارم.» در کتاب «امالیِ» شیخ طوسی از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده که فرمود: «ای اباذر! خدای عزّوجلّ روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و آن را محبوب من گردانیده، همچنان که طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است.» سپس فرمود: «آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر میشود؛ امّا من با خواندن نماز سیر نمیشوم.» ۱٫ نمازهای مستحبّی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو برابر نمازهای واجب، نماز مستحبّی به جا میآورد، ایشان هنگام اذان ظهر هشت رکعت نافله، چهار رکعت نماز ظهر و سپس هشت رکعت نافله و چهار رکعت نماز عصر، سه رکعت نماز مغرب و سپس چهار رکعت نافله و چهار رکعت عشا و دو رکعت نمار شفع، سپس هشت رکعت نماز شب و سه رکعت وتر (۲ رکعت شفع و یک رکعت وتر) و دو رکعت نماز نافله صبح و دو رکعت نماز صبح به جای میآورد. ۲٫ نماز جماعت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): در «تنبیه الخواطر» آمده است که لقمان میگوید: پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صفوف ما را منظّم میکرد که گویا مانند چوبهای تیر هیچ گونه کجی نداشت و گاهی که میدید ما غفلت داریم، تذکّر میداد و بنابراین روزی هنگام تکبیر\ الاحرام متوجّه مردی شد که سینهاش جلوتر از دیگران است. فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظّم کنید؛ وگرنه بین دلهایتان اختلاف و تفرقه خواهد افتاد. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در نماز دست به شانههای ما میگذاشت و میفرمود منظّم و صاف بایستید؛ وگرنه دلهایتان دچار تفرقه خواهد شد. آداب قرائت قرآن پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیخ ابوالفتوح رازی در «تفسیر» خود نقل کرده که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نمیخوابید تا مستحبّات را تلاوت کند و میفرمود:در این سورهها آیهای است که از هزار آیه برتر است»، گفتند: چه سورههایی است، فرمود: «سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.»در کتاب «مجمع البیان» روایت شده که حضرت علی(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سوره «سبّح اسم ربّک الاعلی» را دوست داشت و فرمود: اوّل کسی که گفت: «سبحان ربّی الاعلی» همانا میکائیل بود.»در مجمع البیان آمده است: پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی که سوره اعلی را میخواند، میفرمود: «سبحان ربّی الاعلی». آداب دعا کردن پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دعای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگام برخاستن: هنگامی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جایی برمیخاست، میفرمود: «سبحانک الّلهمّ و بحمدک اشهد ان لا اله الّا انت استغفرک و اتوب الیک؛ یعنی منزّه هستی ای خداوند که به ستایش تو مشغولم گواهی میدهم که جز تو خدایی نیست و از تو آمرزش میخواهم و به سوی تو توبه مینمایم.» دعای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگام نگاه کردن در آینه: پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی که در آینه نگاه میکرد، میفرمود: «الحمدالله الّذی اکمل خلفی و احسن صورتی و زان منّی ماسان من غیری و هدانی للاسلام و من علی بالنبوّه» به این معنا که ستایش خداوندی را که آفرینش من را کامل و صورت من را زیبا قرار داد و مقابل عیب دیگران مرا زینت بخشید، به اسلام هدایتم کرد و با نبوّت، نعمت بزرگی به من عطا کرد. شمایل پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دنیا و ناملایمات آن، هرگز به خشم نمیآمد و چون حقّی پایمال میشد، از شدّت خشم کسی او را نمیشناخت و از هیچ چیز پروا نداشت تا آنکه حق را یاری کند.امام حسین(علیه السلام) در خصوص برخی ویژگیهای آن حضرت میفرماید: «از پدرم از وضع داخلی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سؤال کردم، پس فرمود: «به منزل رفتنش به اختیار خود بود و چون به منزل تشریف میبرد، اوقات خویش را به سه بخش تقسیم میکرد: قسمتی را برای عبادت خدا و بخشی برای اهل بیت خود و جزئی را به خود اختصاص میداد. آن بخشی را که مربوط به خودش بود، به صادر کردن دستورهای لازم به خواصّ اصحاب و رسیدگی به کارهای عمومی مردم صرف میکرد.» در جای دیگر امام حسین(علیه السلام) میفرماید: «از پدرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) از سیره رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در خارج از منزل پرسیدم، فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زبان خود را از غیر سخنان مورد لزوم باز میداشت و با مردم انس میگرفت و آنان را از خود دور نمیکرد، بزرگ هر قومی را گرامی میداشت و او را بر قومش حاکم میکرد».» باز هم از امام حسین(علیه السلام) نقل است که فرمود: «به طور دائم خوشرو و خوشخوی و نرمخوی بود، خشن و درشتخو و فحّاش و عیبجو نبود و کسی را زیاد مدح نمیکرد و از چیزی که به آن رغبت و میل نداشت، غفلت میورزید و به طوری که مردم از او نه مأیوس و نه ناامید میشدند. هرگز کسی را سرزنش نمیکرد و از او عیب نمیگرفت و لغزش و عیبهای مردم را جستوجو نمیکرد و سخن نمیگفت: مگر در جایی که امید ثواب در آن داشت.» امام محمّد غزالی در کتاب «احیاء العلوم» خود، پیرامون برخی از آداب و سنن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگوید: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتارش از همه فصیحتر و شیرینتر بود، سخنانش همه کوتاه و جامع و خالی از فضول و وافی به تمام مقصود بود و کلمات گفتارش به یکدیگر پیوستگی داشت. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در خصوص خصوصیّات فردی خود در جایی میفرماید: «بدانید که هر عبادتی در ابتدا شدّت و افراطی دارد، بعد این حالت به فترت و سستی بر میگردد، پس کسی که شدّت عبادتش بر طبق سنّت من بشود، راه را پیدا کرده و هر کس مخالف سنّت شد، گمراه گشته و عمل او تباه خواهد بود، مردم بدانید من نماز میخوانم، میخوابم، روزه میگیرم، افطار میکنم،میخندم و گاهی میگریم. پس هر کس از راه روشن سنّت من اعراض کند، از من نیست.» آداب معاشرت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باب نیز روایات بسیاری نقل شده که هر یک بیانگر خلق و خوی و آداب معاشرت نیکوی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که میتواند راهنمای مناسبی برای پیروان آن حضرت باشد.دیلمی در کتاب «ارشاد القلوب» روایت کرده که: آن حضرت اگر به خوردن چیزی دعوت میشد، آن را کوچک نمیشمرد؛ هر چند خرمایی پوسیده باشد. مخارج زندگی ایشان سبک و دارای طبع بزرگ و خوش معاشرت و خوشرو بود. بدون اینکه بخندد، همیشه تبسّمی بر لب داشت، بدون اینکه چهرهاش درهم کشیده باشد، اندوهگین به نظر میرسید، بدون اینکه از خود ذلّتی نشان دهد، همواره متواضع بود، بدون اینکه اسراف بورزد، سخی بود. دلنازک و به همه مسلمانان مهربان بود و هرگز دست طمع به سوی چیزی دراز نکرد. تواضع و فروتنی از خصوصیّات بارز آن حضرت بود تا آنجا که ایشان در جایی میفرماید: «از چند چیز تا هنگام مرگ دست بر نمیدارم، روی زمین با بردگان غذا خوردن، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن تا اینکه بعد از من سنّت شود.»در کتاب «اخلاق» از ابوالقاسم کوفی نقل شده که گفت: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای خود از کسی انتقام نگرفت؛ بلکه از آنان که آزارش میدادند، میگذشت و آنان را عفو میکرد. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز در روایات مختلف به رفتار و آداب معاشرت خود اشاره کرده است؛ چنان که در کتاب «کافی» از امام صادق(علیه السلام) در حدیثی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده که فرمود: «پروردگارم! به من فرمان داد که مسلمانان فقیر را دوست بدارم.» همچنین در حدیثی از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که فرمود: «جبرئیل از جانب پروردگارم بر من نازل شده و گفت: ای محمّد بر تو باد که حسن خلق را بر خود ملازم سازی؛ زیرا که بدخلقی خیر دنیا و آخرت را از بین میبرد»، سپس آن حضرت فرمود: «آگاه باشید که شبیهترین شما به من کسانی هستند که اخلاقشان از همه نیکوتر باشد.» خداوند بزرگ نیز در قرآن کریم هنگامی که میخواهد پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به انسانها معرفی کند، بزرگترین مدالی را که به برگزیدهاش میدهد، ستایش خلق نیکوی اوست، به طوری که خطاب به آن حضرت میفرماید: «انّک لعلی خلق عظیم؛ به راستی که ای پیامبر تو به نیکو خلقی آراستهای.» آداب سفر کردن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیخ صدوق در «فقیه» از امام باقر(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز پنجشنبه مسافرت میکرد.» در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت شده که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مؤمنانی که میخواستند به مسافرت روند، تودیع میکرد و میفرمود: «خداوند تقوا را توشه شما قرار دهد و هر خیری را به سوی شما پیش آورد و حاجات شما را برآورد و دین و دنیای شما را نگه دارد و شما را به سوی من سالم برگرداند.» قطب راوندی در «لبّ الالباب» روایت کرده که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از منزلی به منزل دیگر کوچ نمیکرد؛ مگر آنکه در آن دو رکعت نماز میخواند و میفرمود: «تا برایم به نماز خواندن گواهی دهد.»همچنین از امام صادق(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده که فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سفر چون از بلندیها سرازیر میشد، میگفت: «سبحان الله» و چون بر بلندیها بالا میرفت، میگفت: «الله اکبر».در «کافی» از ابوالحسن(علیه السلام) روایت شده که فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صبحگاهان از «منی» که حرکت میفرمود، از راه «ضب» میآمد و هنگام برگشتن از راه میان «معشر و عرفه» بر میگشت و به طور کلّی آن حضرت از راهی که میرفت، در مراجعت از راه دیگری برمیگشت.» آداب لباس پوشیدن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) غزالی در «احیاء العلوم» در خصوص نحوه لباس پوشیدن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگوید: آن حضرت لباس سبز را دوست داشت، قبایی داشت از سندس که چون بر تن میکرد، رنگ سبز آن با سفیدی رنگ آن حضرت نمایی جذّاب و زیبا داشت. اغلب لباسهایش سفید بود و میفرمود: «زندههای خود را سفید بپوشانید و مردگان خود را در آن کفن کنید.» لباسی که روی همه لباسها میپوشید، با زعفران رنگ شده و بسا با همان یک لباس با مردم نماز جماعت میخواند. چون لباس نو میپوشید، لباسهای کهنه خود را به فقیر میداد و میفرمود: «هر مسلمانی که برای رضا خدا، لباسهای کهنه خود را به یک مسلمان بپوشاند، مادامی که آن لباس به تن فقیر است، در ضمانت و نگهداری و خیر خداوند خواهد بود، خواه دهنده لباس زنده باشد یا در قید حیات نباشد.»شیخ صدوق در کتاب «خصال» از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از پوشیدن چیزی که به رنگ سیاه باشد، کراهت داشت؛ مگر در سه چیز: عمّامه، کفش و عبا.» آداب نظافت و زینت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نظافت و زینت از جمله مواردی بود که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای آن اهمّیت و ارزش بسیاری قائل بود و همواره به دیگران نیز توصیه میکرد تا خود را پاک و پاکیزه نگه دارند. حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عطر را بسیار دوست داشت و اگر عطری به ایشان تعارف میشد، خود را با آن معطّر میساخت. در «ذخیر العباد» نقل است که محبوبترین عطرها پیش آن حضرت مشک بود. در «کافی» از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیش از آن مقداری که برای خوراک خرج میکرد، به عطر پول میداد.» در کتاب «مکارم» روایت شده که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «یا علی! بر تو باد که هر جمعه خود را خوشبو کنی؛ زیرا که آن از سنّت من است و تا زمانی که بوی آن از تو استشمام شود، برایت حسنه مینویسند.» در کتاب «عروس» تألیف جعفر بن احمد، از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده که فرمود: «دوستم جبرئیل به من گفت: یک روز در میان خود را معطّر ساز و روزهای جمعه حتماً این کار ترک نشود.» آداب فراش حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طبرسی در «مکارم» گوید: زیرانداز رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک عبا و متّکایش از پوست و بار آن از لیف خرما بود، دیگری نیز از پوست داشت که بار آن از لیف خرما بود و یک عبای دیگر داشت که به هر جا نقل مکان میفرمود، آن را برایش دو طاقه فرش میکردند. در «مکارم» همچنین نقل است که آن حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گاهی از اوقات روی حصیر میخوابید و جز همان حصیر چیز دیگری زیرانداز نداشت.در «خصال» از امام صادق(علیه السلام) از آباء گرامیاش از امام علی(علیه السلام) در حدیث اربعماه روایت شده که فرمود: «بیداری آخر شب، باعث تندرستی و خوشنودی پروردگار و در معرض رحمت حق قرار گرفتن است، علاوه بر اینکه تمسّک به شیوه پیغمبران است.» در کافی از محمّد بن مروان روایت شده که: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «آیا به شما خبر بدهم، هنگامی که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به بستر خواب میرفت، چه میگفت؟ من عرض کردم: بلی بفرمایید. امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن حضرت «آیـ[ الکرسی» را میخواند، سپس میگفت: « به نام خدا، ایمان به خدا دارم و از طاغوت بیزارم، بار الها! در خواب و بیداری مرا حفظ فرما.» سیّد بن طاووس در «فلاح السّائل» از امام هادی(علیه السلام) روایت میکند که آن حضرت فرمود: «ما اهل بیت موقع خوابیدن چند چیز را رعایت میکنیم، طهارت داشتن، صورت بر کف دست راست نهادن، ۳۴ مرتبه الله اکبر، ۳۳ مرتبه سبحان الله، ۳۳ مرتبه الحمدالله و آیه «شهد ان لا اله الّا هو» را تا آخر خواندن، پس هر کس به آن عمل کند، بهره خود را از شب گرفته است. در کتاب «التّهذیب» از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: «بر ما باد که نماز شب را ترک نکنید؛ زیرا که سنّت پیغمبران است.» |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام چقدر ما بد بختیم که نام مبارک پیامبر اسلام روی یه موضوع هست اونوقت تعداد بازدید 1هست خاک برسرمون آقای ثارالله 73 از مطلبتون واقعا ممنونم صلوات یا الله |
|||
|
|
۱۶:۲۸, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۳۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۵۳)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم بله متاسفانه شاید اگر نعوذبالله به جای نام فعلی_پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) _نام مبحث را به اسم یکی از افراد فراماسون قرار میدادم خیلی بیشتر از اینها بازدید داشت! شاید به این دلیل هست که ما پشوایان دینمون رو خیلی میشناسیم. انشاءالله که همینطور هست |
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۳۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۱ ۱۶:۱۳ توسط sarallah.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
زندگینامه
حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)نام: محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود. كنیه: ابوالقاسم و ابوابراهیم. القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه و... . منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیانگذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام. تاریخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانستهاند.عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت. محل تولد: مكه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.از پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در كتابهاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(علیه السلام) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(علیه السلام) به هفت پشت مىرسد. مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، كمنظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خادمهاش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگهدارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار كرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهدهدار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت. تاریخ و سبب رحلت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است كه پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در بیمارىِ وفاتش مىفرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود. محل دفن: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانهاى كه وفات یافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد. همسران: 1. خدیجه بنت خویلد. 2. سوده بنت زمعه. 3. عایشه بنت ابى بكر. 4. امّ شریك بنت دودان. 5. حفصه بنت عمر. 6. ام حبیبه بنت ابى سفیان. 7. امّ سلمه بنت عاتكه. 8. زینب بنت جحش. 9. زینب بنت خزیمه. 10. میمونه بنت حارث. 11. جویریه بنت حارث. 12. صفیّه بنت حىّ بن اخطب فرزندان: الف) پسران: 1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تولد یافت. از این رو پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ابوالقاسم نامیدند. 2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مىگفتند. 3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (سلام الله علیها) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند. ب) دختران:1. زینب (سلام الله علیها). 2. رقیه (سلام الله علیها). 3. ام كلثوم (سلام الله علیها). 4. فاطمه زهرا (سلام الله علیها).دختران پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همگى از حضرت خدیجه(سلام الله علیها) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جز فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسانها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(علیه السلام) است.گرچه پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقهمند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (سلام الله علیها) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علاقهمند بوده و اظهار محبت و لطف مىفرمود. برگرفته شده از كتاب " خاندان عصمت علیهم السلام |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۳۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۱ ۱۴:۱۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۳۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۵۳)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم اره دیگه, تا اسم امام زمان(علیه السلام)میاد,همه اونجان,ولی نفهمیده اند که این پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست,که اسلام بر پایه ی ان زنده هست. درضمن وقتی مسلمان ناب محمدی اینقدر با پیامبرش اشنا میشه و میره دنبالش,باسه همین امام زمانش تا حالا313 تا یار پیدا نکرده دیگه. امام زمان(علیه السلام) تو ما رو ببخش,اخه رومون سیاهه و نمیتونیم ازپیامبر عذر خواهی کنیم, به پیامبر بگو ما رو ببخشه,اخه تو بعثتش حتی 3 تاپیک هم نزدیم. بیاید شرمنده باشیم و حداقل بدونیم به ما نمیگن مسلمان. وای از دست ریا کارها |
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
زندگی نامه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): نام: محمد بن عبد الله حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود. كنيه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ابوالقاسم و ابوابراهيم. القاب حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و... منصب حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): آخرين پيامبر الهى، بنيانگذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام. تاريخ ولادت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانستهاند. عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت. محل تولد حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.
حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتابهاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(علیه السلام) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(علیه السلام) به هفت پشت مىرسد. مادر حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خادمهاش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگهدارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. زندگی نامه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهدهدار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت. همسران حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
1. خديجه بنت خويلد.
2. سوده بنت زمعه.
3. عايشه بنت ابى بكر.
4. امّ شريك بنت دودان.
5. حفصه بنت عمر.
6. ام حبيبه بنت ابى سفيان.
7. امّ سلمه بنت عاتكه.
8. زينب بنت جحش.
9. زينب بنت خزيمه.
10. ميمونه بنت حارث.
11. جويريه بنت حارث.
12. صفيّه بنت حىّ بن اخطب.
نخستين زنى كه افتخار همسرى حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود. خديجه كبرى (سلام الله علیها) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به احترام خديجه كبرى (سلام الله علیها) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنجهاى پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مىكردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى میداد. خديجه كبرى(سلام الله علیها) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مىرساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام». حضرت خديجه (سلام الله علیها) در ايام همسرى با حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از احترام ويژه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برخوردار بود و پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد میكرد. از عايشه، سومين حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، روايت شده است: «كانَ رَسُولُ اللّهِ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ. (1) حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هيچگاه از خانه بيرون نمیرفت مگر اين كه يادى از خديجه مىكرد و از او به نيكى نام مىبرد. يك روز كه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خديجه (سلام الله علیها) ياد كرده و خوبىهاى او را بيان میكرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد. زندگی نامه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرزندان حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
الف) پسران ان حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
1. قاسم. او پيش از بعثت پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تولد يافت. از اين رو پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ابوالقاسم ناميدند.
2. عبدالله. اين كودك چون پس از بعثت به دنيا آمده بود، وى را «طيّب» و «طاهر» مىگفتند.
3. ابراهيم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات يافت.
عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (سلام الله علیها) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند. ب) دختران حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): 1. زينب (سلام الله علیها). 2. رقيه (سلام الله علیها). 3. ام كلثوم (سلام الله علیها). 4. فاطمه زهرا (سلام الله علیها). دختران حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همگى از حضرت خديجه(سلام الله علیها) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جز فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسانها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(علیه السلام) است. گرچه پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقهمند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه، به خديجه كبرى (سلام الله علیها) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) علاقهمند بوده و اظهار محبت و لطف میفرمود. زندگی نامه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آغاز بعثت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
محمد امين ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد . درآن شب بزرگ جبرئيل فرشته وحی مأمور شد آياتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست . زندگی نامه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود . جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند . حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اندکی به خواب رفت . خديجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانايان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت . معراج حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
پيش از هجرت به مدينه که در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيش آمد که به ذکر مختصری از آن مي پردازيم : در سال دهم بعثت "معراج " پيغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و بهمراه امين وحی (جبرئيل ) و بر مرکب فضا پيمايی به نام "براق " انجام شد. حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود. سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد. به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی گفته اند. در قرآن کريم در سوره "اسرا" از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است : "منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست ". در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است .
اصحاب و ياران حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه در مكّه معظمه و چه در مدينه، داراى اصحاب و ياران باوفايى بود كه برخى از آنان پيش از آن حضرت و برخى ديگر پس از ايشان از دنيا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مىرسد. در اين جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره میشود: 1. على بن ابىطالب(علیه السلام).
2. ابوطالب بن عبد المطلب.
3. حمزة بن عبدالمطلب.
4. جعفربن ابىطالب.
5. عباس بن عبدالمطلب.
6. عبداللّه بن عباس.
7. فضل بن عباس.
8. معاذبن جبل.
9. سلمان فارسى.
10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).
11. مقداد بن اسود.
12. بلال حبشى.
13. مصعب بن عمير.
14. زبير بن عوام.
15. سعد بن ابى وقاص.
16. ابو دجانه.
17. سهل بن حنيف.
18. سعد بن معاذ.
19. سعد بن عباده.
20. محمد بن مسلمه.
21. زيد بن ارقم.
22. ابو ايوب انصارى.
23. جابر بن عبدالله انصارى.
24. حذيفة بن يمان عنسى.
25. خالد بن سعيد اموى.
26. خزيمة بن ثابت انصارى.
27. زيد بن حارثه.
28. عبدالله بن مسعود.
29. عمار بن ياسر.
30. قيس بن عاصم.
31. مالك بن نويره.
32. ابوبكر بن ابى قحافه.
33. عثمان بن عفان.
34. عبدالله بن رواحه.
35. عمر بن خطّاب.
36. طلحة بن عبيدالله.
37. عثمان بن مظعون.
38. ابو موسى اشعرى.
39. عاصم بن ثابت.
40. عبدالرحمن بن عوف.
41. ابوعبيده جراح.
42. ابو سلمه.
43. ارقم بن ابى ارقم.
44. قدامة بن مظعون.
45. عبدالله بن مظعون.
46. عبيدة بن حارث.
47. سعيد بن زيد.
48. خَبّاب بن اَرَت.
49. بريده اسلمى.
50. عثمان بن حنيف.
51. ابو هيثم تيهان.
52. ابىّ بن كعب. تاريخ و سبب رحلت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): دوشنبه 28 صفر، بنا به روايت بيشتر علماى شيعه و دوازدهم ربيع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال يازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدينه بر اثر زهرى كه زنى يهودى به نام زينب در جريان نبرد خيبر به آن حضرت خورانيده بود. معروف است كه پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در بيمارىِ وفاتش مىفرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورده بود. محل دفن حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانهاى كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحلت یا شهادت؟= | zarati313 | 104 | 32,952 |
۲۱/آذر/۹۵ ۱۹:۱۶ آخرین ارسال: عمار94 |
|
| سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) | عبدالرحیم | 11 | 29,604 |
۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::. | میلاد.م | 91 | 29,494 |
۳/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۸ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| غزوات و جنگ های صدر اسلام و زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)!! | m.hossein | 26 | 15,784 |
۲۸/دی/۹۲ ۱۳:۲۴ آخرین ارسال: m.hossein |
|
| سه نوشته بر شمشیر پیامبر اکرم | ali0077 | 0 | 988 |
۳۱/خرداد/۹۲ ۲۲:۴۰ آخرین ارسال: ali0077 |
|
| جانشینی بعد از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مباحثه | وحید110 | 21 | 12,910 |
۱۳/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۳ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| اعتراف قیصر روم به نبوت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) | سجاد313 | 0 | 1,180 |
۲۷/تیر/۹۱ ۱۱:۴۶ آخرین ارسال: سجاد313 |
|










![[تصویر: hhr51.jpg]](http://www.beytoote.com/images/stories/religious/hhr51.jpg)
![[تصویر: hhr52.jpg]](http://www.beytoote.com/images/stories/religious/hhr52.jpg)