|
شاعران نامی که اشعارشان را به نام امام علی(علیه السلام) زینت داده اند
|
|
۷:۲۹, ۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۷:۴۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام الله
شاعران مشهوری که نام امام علی (علیه السلام) اشعارشان را مزین کرده است دوستان مشارکت کنند )اپتدا شعری از حافظ: در بعضی دیوان های حافظ این شعر زیبا را آورده اند: مقدری که ز آثار صنع کرد اظهار / سپهر و مهر و مه و سال و ماه و لیل و نهار مدار سیر کواکب به امر کن فیکون / قرار داد بر این طاق گنبد دوار ز هفت کوکب سیار و دوازده برج / کنند سیر مخالف کواکب سیار نه آسمان ز ملائک ابر حق مشغول / به سجده در که به تسبیح و ذکر و استغفار چهار عنصر او و مختلف پدید آورد / مدار آتش و آب و غبار و خاک مجار قرار داد به بالای خاک و باد آتش / گرفته کوه و زمین در میان آب قرار به دوستی نبی و دلی اساس نهاد / جهان و هرچه در او هست خالق جبار اگر نه ذات نبی و دلی بدی مقصود / جهان به کتم عدم رفتی همچو اول بار نوشته بر در فردوس کاتبان قضا: / نبی رسول و ولی عهد حیدر کرار امام جنی و انسی علی بود که علی / ز کل خلق فزون است از صغار و کبار ز نام اوست معلق سما و کرسی و عرش / ز ذات اوست مطبق زمین بدین هنجار علی امام و علی ایمن و علی ایمان / علی امین و علی سرور و علی سردار علی علیم و علی عالم و علی اعلم / علی حکیم و علی حاکم و علی گفتار علی نصیر و علی ناصر و علی منصور / علی مظفر و غالب علی سرور و سردار (علی مظفر و غالب علی سپهسالار) علی عزیز و علی عزت و علی افضل / علی لطیف و علی انور و علی انوار علی است فتح فتوح و علی است راحت روح / علی است فاضل و فضل علی سرور و سردار (علی است راحت روح و علی است کوه وقار) علی سلیم و علی سالم و علی مسلم / علی قسیم قصور و علی است قاسم نار علی صفی و علی صافی و علی صوفی / علی وفی و علی صفدر و علی سردار علی نعیم و علی ناعم و علی منعم / علی بود اسدالله قاتل کفار علی ز بعد محمد ز هرچه هست بهشت / اگر تو مؤمن پاکی نظر دریغ مدار به حق نور محمد، به آدم و به خلیل / به حق شیث و شعیب و یهود کم آزار به حق یوسف و یعقوب و یحیی و لقمان / به حق نوح نبی در میان دریا بار به حق عزت تورات و حرمت انجیل / به حق جمع زبور و به حق روز شمار به حق دانش اسحاق و شوق اسماعیل / که در رضای خدا کرد جان خویش نثار به حق یوشع و الیاس و لوط و اسکندر / به حق نغمه داوود و صوت خوش گفتار به حق مهر سلیمان و زهد ابراهیم / به حق عیسی و موسی و یونس غم خوار به حق قوت جبریل و صور اسرافیل / به حق قابض ارواح در یمین و یسار به حق حائل عرش و به قرب میکاییل / به حق چار کتاب ستوده جبار به حق جمله قرآن به صحف ابراهیم / به حق جمله مردان واقف اسرار به حق سوز فقیران بی گنه دربند / به حق زاری و رنجوری بی کس و بی یار به حق چهره زرد فقیر سرگردان / به حق درد اسیران خانمان بیزار به حق ضرب جوانان رای دین با کفر / به حق زاری پیران خوار و زار و نزار به حق دین محمد به خون پاک حسین / به حق مردم نیک مهاجر و انصار که نیست دین مدی را به قول پاک رسول / امام غیر علی بعد احمد مختار ز بعد او حسن و حسین محبت او / مجوی جهل بر این کار مؤمن دین دار به جهل غافل مستغرقی به غفله همی / ز رنگ می نشاسد سفیدی از زنگار به جهد و سعی من خسته دل چه سود تو را / مگر ز خواب جهالت همی شوی بیدار به جهل بیشتر و بیش آن چنان هستم / که کس مباد چنان کامدم در اول بار سپاس و منت و عزت خدای را که نمود / ره نجات و شدم از حیات برخوردار به گاه هفصد و هفتاد بد که در شیراز / تمام گشت بیکروز جمع این اشعار به دشمنان منشین حافظا تولا کن / نجات خویش طلب کن به جان هشت و چهار حرام زاده و بدفعل و شوم و بی بنیاد / به مدح شاه جهان کی، کجا کند اقرار؟ علی ز بعد محمد ز هر که هست به است / اگر تو مومن پاکی بکن به این اقرار یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۰:۲۷, ۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
تا صورت پیوند جهان بود، علی بود/تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود/ سلطان سخا و کرم و جود، علی بود هم آدم و هم شیث هم ایوب و هم ادریس/هم یوسف و هم یونس وهم هود، علی بود هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس/هم صالح پیغمبرو داوود، علی بود در ظلمت ظلمات به سرچشمه حیوان /هم مرشد و هم راهبر خضر، علی بود داود که میساخت زره با سر انگشت /استاد زره ساز به داود، علی بود مسجود ملایک که شد آدم ز علی شد / در قبله محمد بد و مقصود، علی بود آن عارف سجاد که خاک درش از قدر / بر کنگره عرش بیفزود، علی بود هم اول هم آخر و هم ظاهر و باطن / هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود وجهی که بیان کرد خداوند در الحمد / آن وجه بیان کرد و بفرمود، علی بود عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت/آن نطق و فصاحت که در او بود، علی بود
|
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
mall">خواجه ى حق پيشواى راستين
کوه حلم و باب علم و قطب دين ساقى کوثر، امام رهنماى ابن عم مصطفا، شيرخداى مرتضاى مجتبا، جفت بتول خواجه ى معصوم، داماد رسول در بيان رهنمونى آمده صاحب اسرار سلونى(1) آمده مقتدا بي شک به استحقاق اوست مفتى مطلق على الاطلاق اوست چون على از غيبهاى حق يکيست عقل را در بينش او کى شکيست از دم عيسى کسى گر زنده خاست او بدم دست بريده کرد راست گشته اندر کعبه آن صاحب قبول بت شکن بر پشتى دوش رسول در ضميرش بود مکنونات غيب زان برآوردى يد بيضا ز جيب گر يد بيضا نبوديش آشکار کى گرفتى ذوالفقار آنجا قرار گاه در جوش آمدى از کار خويش گه فرو گفتى به چه اسرار خويش در همه آفاق هم دم مي نيافت در درون مي گشت و محرم مي نيافت mall">منطق الطيرعطار
|
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۱۵:۱۳ توسط خادمة الزهرا.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
علی علیه السلام، انسان کامل يا علي نام تو بردم نه غمي ماند و نه همّي بـابـي انـت و امـّي [/font] گوئيا هيچ نه همي به دلم بوده نه غمّي بـابـي انـت و امّـي تو که از مرگ و حيات اين همه فخري و مبـاهات علي اي قبله حاجات گوئي آن دزد شقي، تيغ نيالوده به سمّــي بـابـي انـت و امّـي گوئي آن فاجعه دشت بـلا هيچ نبوده است در اين غم نگشوده است سينه هيچ شهيـدي نخراشيـده به سُمّي بـابـي انـت و امّـي حق اگر جلوه با وجه اَتَـم کرده در انسان کان نه سهل است و نه آسان بخود حق کـه تـو آن جـلوه با وجه اَتمـّي بـابـي انـت و امّـي منکر عيد غدير خم و آن خطبه و تنزيل کر و کور است و عزازيل با کـر و کـور چه عيد و چه غديري و چه خمّي بـابـي انـت و امـّي در تولا هم اگر سهو ولايت، چه سفاهت؟ اف بر اين شم فقاهت بي ولاي علي و آل چه فقهي و چه شمّي بـابـي انـت و امـّي آدمي، جامع جمعيت و مـوجود اتم است گر به معناي اعم است تو بهين مظهر انسان، بـه معناي اعمـي بـابـي انـت و امـّي تو کم و کيف جهاني و به کمبود تو دنيا از ثـري تا بـه ثريا شر و شور است و دگر هيچ، نه کيفي و نه کمّي بـابـي انـت و امّـي چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم پس بـه ذريّه آدم جـز شمـا مهـد نبوت نبـود چيز مهمّي بـابـي انـت و امّـي عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم منکرت مستحق ذم وز تو بيگانه نيرزد نه به مـدحي نه بذمّي بـابـي انـت و امّـي بي تو اي شير خدا سبحه و دستار مسلمان شده بازيچه شيـطان [font=tahoma] اين چه بوزينه که سرها همه بسته به دمّي بـابـي انـت و امّـي لشکر کفر اگر موج زند در همه دنيـا همه طوفان همه دريا چه کند با تو که چون صخره صمّا و اصمّي بـابـي انـت و امّـي يا علي! خواهمت آن شعشعه تيغ زر افشان هم بدو کفر سر افشان بايدم اين لمعان ديده، ندانم به چه لمّي بـابـي انـت و امّـي
شاعر : محمد حسین شهریار لینک دانلود این شعر زیبا با صدای شهریار : http://www.persiangig.com/pages/download...hriyar.mp3 |
|||
|
|
۱۳:۰۰, ۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
البته این شاعر رو من تا حالا اسمشون رو نشنیدم ولیکن چون شعرش زیباو خاص بود و
همینطور بدون نقطه تصمیم گرفتم برای شما هم بگذارم تا مثل من استفاده کنید. شعر بی نقطه در وصف امام علی (علیه السلام) mall">السّلام ای هادی دلها علی اول طومار هر املا علی در سرای دل سهی سرور علی ای امام اوّل و مولا علی وی عوالم را عمادِ داد و عدل سالک سرمد گل گلها علی آمر مهر ومه و حور و ملک دوم آل کسا والا علی هم طلوع مهر و هم ماه مسا هم سحر ها را سرور آرا علی ای امم را هم مراد و هم مدد راح روح و لولو لالا علی محرم اسرار الله الصّمد اسوه اسلامی و سلمی علی لوح و کرسی را مُمِدّ و داوری حامی دارا گدا اعمی علی هم ولیّ و هم وصیّ اعلمی صهر احمد همدم طاها علی همسر امّ الائمّه طاهره والد دو گوهر اعلا علی هم دوای درد هر اهل دلی هم علوم وحی را دارا علی مولد وی در سرای کردگار در مصلّی کرده سر سودا علی رادمردی رهروی عُلوی مرام در دوعالم عالی و اولا علی عالمی عمّار در علم وعمل داد هود و صالح و موسی علی راس کلّ ماسَوَالله ما حصل اول احمد دوّمی امّا علی هم صدای احمد و رام احد سلّمو صلّی علی مهما علی واله مهر علیّ اعلمم کرده در دلهای ما ماوا علی در سروده اسم را محروم دار کرد لاادری کلام ما علی مدح مولا کرده دل آسودهام در لحد عالی دهد اعطا علی هر کسی دارد گلی ما سروری ها علیٌ ها علیٌ ها علی mall">حاج ناصر تبسمی اردبیلی mall">به نقل از mall">http://yavareali.blogfa.com/post-10.aspx
|
|||
|
|
۱۲:۳۷, ۳/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۰ ۱۲:۴۰ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
شعری از مشفق کاشانی تقدیم می کنم اي علي، اي آيت جان، آمدي آمدي، اي جان جانان، آمدي ذات حق را جلوه گر چون آفتاب دل فروز، از مشرق جان آمدي کعبه از نور جمالت روشن است کز حريم لطف يزدان آمدي اي ز تو، آيين احمد در کمال اي دليل راه انسان، آمدي شهر بند عشق را، مفتاح راز تا گشايي راز قرآن آمدي خاتم دين خدا را پاسدار اي به حشمت چون سليمان آمدي تا بر افروزي چراغ معرفت در طريق علم و عرفان آمدي يار با مظلوم و با ظالم به جنگ رحمتِ اين، زحمتِ آن، آمدي برفراز قله آزادگي عالم آرا، مهر تابان آمدي دردهاي دردمندان را به لطف اي طبيب جان، به درمان آمدي تا بسوزي پرده هاي شرک را شعله آسا، گرم و سوزان آمدي اي ولي حق زمين را از فروغ چون فلک، اختر به دامان آمدي آسمان احمدي را، همچو مهر سرکشيده از گريبان آمدي دست حق، آمد برون از آستين تا تو، اي بازوي ايمان آمدي موج خيز مکتب توحيد را همچو مرواريد غلطان آمدي قبله جان محبان خدا مرحبا، اي شير يزدان آمدي |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
مولوی در مثنوی، در نخستین اشاره به امام علی علیه السلام، عشق خود را به ایشان با دو بیت زیبای عربی آشکار میسازد:
مرحبا یا مجتبی یا مرتضی ان تغب جاء القضا ضاق الفضا انت مولی القوم من لا یشتهی قدردی، کلا لئن لم ینتهی. (3) مولوی با سخنان حضرت علی علیه السلام آشنایی کامل داشته و بیت اول سخنی است منسوب به علی علیه السلام که فرمودند: «اذا جاء القضا ضاق الفضا» . (4) این نقل قول تاکیدی استبر نقش ولایتحضرت علی علیه السلام که دین را نگهبان است; زیرا با تداعی آیهای از قرآن مجید هشدار میدهد که «کلا لئن لم ینته لنسفعا بالناصیه.» (علق: 15) (5) این آیه قرآن خطاب استبه فردی بتپرست از مردم مکه که برده مسلمان خود را از نمازگزاردن منع میکرد. (6) وظیفه مولایی و نگاهبانی دین از آن جهتبه عهده حضرت علی علیه السلام است که خود قرآن ناطق است. بنابراین، علی علیه السلام مردی است که رهروان و پیروانش او را عاشقند و بتپرستان و منکران تعالیم قرآن از او در بیم. خدا شکرت به خاطر عشقی که از مولا در دلم قرار دادی
|
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۳/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۰ ۱۴:۵۰ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علی است
هرکه گوید یاعلی ، در روز محشر با علی است در طواف کعبه گر با دیده دل بنگری هر طرف آئینه ای باشد کزان پیدا علی است گر خدا خوانم علی را کفر باشد ، کفر محض به که گویم المثنای حق یکتا علی است ای یهودی ، ای مسیحی ، ای مسلمان ، ای فلان رکن کعبه ، چلچراغ مسجدالاقصی علی است در شب معراج احمد نور از لب نور بود دید در افلاک ، ماه لیله الاسرا علی است مردگان دم میگرفتند گر ز عیسی مسیح غافل از آنکه مسیحای دوصد عیسی علی است اوست سر اسم اعظم ، واقف است او بر امور راز پنهان در عصای پنجه موسی علی است خواستگاران فراوان داشت دخت مصطفی از خدا دستور آمد همسر زهرا علی است قدرت کل دول از ناخن او کمتر است امپراطور بلند آوازه دنیا علی است تا ابد پرونده شیعه بدون خدشه است قاضی دیوان کیفر ، صاحب الامضاء علی است سید حسن خوش زاد آنانکه علی را خدا می پندارند کفرش به کنار ، عجب خدایی دارند !
|
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۳/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۰ ۱۵:۱۷ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شعری از مولوی:[align=CENTER]قاضی و شیخ و محتسب دارند به دل بغض علی[align=CENTER]هر سه شدند از دین بری ، الله مولا نا علی
شعری که در بعضی نسخ دیوان های حافظ نوشته شده:[align=CENTER]حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق[align=CENTER]بدرقه ره ات شود همت شحنه نجف ببخشید این ادیتور سایت اوضاعش خرابه هروقت دلش میخواد کار می کنه
|
|||
|
|
۲۰:۱۵, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شب و علی على آن شير خدا شاه عرب الفتى داشته با آن دل شب شب ز اسرار على آگاهست دل شب محرم سر الله است شب على ديد و به نزديكى ديد گرچه او نيز به تاريكى ديد شب شنفته است مناجات على جوشش چشمه عشق ازلى شاه را ديد و به نوشينى خواب روى بر سينه ديوار خراب قلعه بانى كه به قصر افلاك سر دهد ناله زندانى خاك اشگبارى كه چون شمع بيزار ميفشاند زر و ميگريد زار دردمندى كه چولب بگشايد در و ديوار به زنهار آيد كلماتى چون در آويزه گوش مسجد كوفه هنوزش مدهوش فجر تا سينه آفاق شكافت چشم بيدار على خفته نيافت روزهدارى كه به مهر اسحار بشكند نان جوين افطار ناشناسى كه بتاريكى شب ميبرد شام يتيمان عرب پادشاهى كه به شب برقع پوش ميكشد بار گدايان بر دوش تا نشد پردگى آن سر جلى نشد افشا كه على بود على شاهبازى كه ببال و پر راز ميكند در ابديت پرواز شهسوارى كه ببرق شمشير دردل شب بشكافد دل شير عشقبازى كه هم آغوش خطر خفت در جايگه پيغمبر آن دم صبح قيامت تاثير حلقه در شد از او دامنگير دست در دامن مولا زد در كه على بگذر و از ما مگذر شال شه واشد و دامن بگرو زينبش دستبدامان كه مرو شال مىبست و ندائى مبهم كه كمر بند شهادت محكم پيشنوائى كه ز شوق ديدار ميكند قاتل خود را بيدار ماه محراب عبوديتحق سر به محراب عبادت مشتق ميزند پس لب او كاسه شير ميكند چشم اشارت باسير چه اسيرى كه همان قاتل اوست تو خدائى مگر اى دشمن دوست در جهانى همه شور و همه شر ها على بشر كيف بشر كفن از گريه غسال خجل پيرهن از رخ وصال خجل شبروان مست ولاى تو على جان عالم بفداى تو على محمد حسين بهجت (شهريار)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جلوههاي هنري حرم امام رضا(علیه السلام) | arax | 17 | 8,284 |
۲۳/بهمن/۹۲ ۱۹:۰۰ آخرین ارسال: neyestan23 |
|
| اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) | ali0077 | 17 | 7,498 |
۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸ آخرین ارسال: پرنیان |
|
| 40 ثانیه در حرم امام حسن مجتبی علیه السلام | soshiant | 0 | 1,456 |
۱۸/اردیبهشت/۹۲ ۱:۰۳ آخرین ارسال: soshiant |
|
| حرم امام حسین (علیه السلام)، کی و چگونه ساخته شد ؟ | Abasaleh | 4 | 3,325 |
۲۸/آبان/۹۱ ۱۷:۳۱ آخرین ارسال: mohammadhadi |
|
| امام زمان محبوب واقعی شاعران ایران زمین | Imam12 | 18 | 9,763 |
۲۹/اسفند/۹۰ ۹:۳۶ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| حرم امام رضا(علیه السلام) در محاصره معماری پست مدرن | nooromahdi | 7 | 7,274 |
۳/دی/۹۰ ۴:۴۸ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|






دوستان مشارکت کنند )




