|
بیان عجایبی از کربلا
|
|
۱۷:۰۰, ۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۱۷:۰۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان. قصدم از ایجاد این تاپیک این بود که خواستم شما رو با زمین کربلا و همچنین عجائبی که در احادیث و روایات در رابطه با این شهر و این زمین و همچنین حادثه کربلا بیان شده، آشنا کنم. امیدوارم مورد نظر و مورد قبول خداوند و امام حسین (علیه السلام) قرار بگیره.
1- ارزش زمین کربلا بیشتر است یا زمین کعبه؟؟؟ امام صادق (علیه السلام):زمین کعبه گفت: کیست مثل من و حال آنکه خانه خدا بر پشت من ساخته شده است که مردم از اطرف عالم بسوی من می آیند و حرم خدا و محل امن او هستم. خداوند به او وحی فرمود: ساکت شو و آرام بگیر. فضلی که تو داری، در مقابل سرزمین کربلا فضلی نیست مگر به اندازه رطوبت سرسوزنی که در دریا فرو برند. و اگر تربت کربلا نبود، تو را فضیلت نمی دادم و اگر کسی که زمین کربلا او را در بر می گیرد نبود، اصلا نه تو را می آفریدم و نه آن خانه ای که به آن فخر کردی. پس آرام بگیر و در مقابل کربلا متواضع و ذلیل باش و در برابرش تکبّر مکن. وگرنه تو را در آتش می افکنم. بحارالأنوار، ج 101، ص 106 |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۱۰, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
زائر حسين اگر در آتش هم باشد نجات مى يابد
سيد بن طاووس عليه الرّحمه از محمد بن احمد بن داوود نقل كرده است كه مى گفت : من همسايه اى داشتم كه او را على بن محمد مى گفتند. گفت كه من هر ماه يك مرتبه به زيارت امام حسين (ع ) مى رفتم . و چون سنّم بالا رفت و جسمم ضعيف شد مدّتى به كربلا نرفتم ، و بعد از مدّتى پياده روانه شدم ، و در مدّت چند روز به كربلا رسيدم ، زيارت كردم و نماز خواندم و چون به خواب رفتم ديدم كه حضرت امام حسين (ع ) از قبر بيرون آمده و به من مى گويد: چرا مرا جفا كردى ؟ و قبل از اين به من نيكوكار بودى ! گفتم اى سيّد جسمم ضعيف شده است و پايم بى قوّت شده است و در اين وقت ترسيدم كه آخر عمر من باشد چند روز راه آمده ام تا به زيارتت رسيده ام و روايتى از شمابه من رسيده است مى خواهم از شما بشنوم ، فرمود: بگو! گفتم كه روايت مى كنند كه شما فرموده ايد: هر كه به زيارت من آيد در حيات خود من او را بعد از وفاتش زيارت مى كنم . فرمود: كه بلى من گفته ام و اگر او را در آتش جهنّم بيابم از آتش او را بيرون مى آورم . mall">بحارالانوار ج 101 ص 16 - المستدرك ج 2 ص 324 |
|||
|
|
۱۹:۲۴, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
به تعبیر یکی از خادمان حرم که مستقیماً به دوست ما که خیلی باهاش رفیق شده بود گفته بود:
در تمام این سالها آب به عذر خواهی کنار قبر قمر منیر بنی هاشم طواف می کند. یعنی آب اومده عذر خواهی
|
|||
|
|
۹:۵۰, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بهترین درختان، درختى است كه از ناحیه آن، به موسى علیه السلام خطاب آمد همانا من خدایم. در روایات آمده است كه آن درخت در محل قبر حسین علیه السلام بوده است. و با فضیلت ترین درخت خرما، نخل مریم است كه خطاب به مریم علیهاالسلام وحى شد شاخه آن درخت را تكان بده. و فرزندش عیسى علیه السلام نیز در پاى آن متولد گردید، كه در روایات آمده آن درخت در كربلا بوده است.
[b]ترجمه خصائص الحسينيه |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۲۱/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۰ ۱۵:۵۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
نخل مریم نخل مریم، عبارت از نخلی است که چون حضرت مریم در زمان در زمان تولد عیسی (علیه السلام) از درد حاملگی بی قرار شد، در صحرا زیر درخت خرمایی که خشک بود، رفت و از برکت آن زن پاک، درخت مزبور سبز شد: و تكاني به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد. مریم / 25 تا پیش از سال 1947م، در سمت جنوب غربی حرم، جایی که در بالای سر ضریح مطهر قرار میگیرد، و آن را محل نخل مریم نامند، محرابی بود که با سنگ های روشن مرمرین مانند آیینه آذین یافته بود. همچنین در داخل آن محراب قطعه سنگ سیاهی دایره شکل و به قطر تقریبی 40 سانتی متر وجود داشت که در حفاری های دهه های پیشین در حرم مطهر به آن دست یافته و تنها برای برکت و تیمّن آن را در وسط محراب نصب کرده بودند.(1) در کتاب «بغیةالنبلاء» آمده است: «از امام زین العابدین (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: خداوند در قرآن فرموده است که چون مریم خواست عیسی را بدنیا آورد، از مردم دوری جست و به گونه ی اعجاز آمیزی به کربلا و کرانه نهر فرات رفت. آن جا مسیح در نزدیکی جایی که مرقد امام حسین (علیه السلام) است، دیده به جهان گشود و مریم نیز همان شب به دمشق بازگشت.» این محراب و نقش نوشته هایش را در سال 1947م. از میان برداشته اند و امروزه اثری نیست. 1- مدینةالحسین، ج1، ص 54
|
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۲۱/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۰ ۱۶:۱۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
فرشتگانى است كه خداوند به حسین عطا فرمود خداوند سه دسته از ملائكه را به حسین علیه السلام عطا فرموده است. دسته اول فرشتگانى كه در ایام حیات آن حضرت خادم ایشان بودند. در روایت ها آمده است كه اسرافیل بر جبرئیل افتخار كرد كه او صاحب و همراه حاملان عرش و صورت هاست و مقرب ترین ملائكه از نظر مكان است. جبرئیل نیز افتخار كرد كه امین وحى و فرستاده خدا به سوى پیامبران مى باشد و صاحب قذوف و خسوف و صیحه و زلزله ها مى باشد. آنگاه داورى به نزد خدا بردند. خطاب به آنها وحى آمد كه ساكت شوید. قسم به عزت و جلالم كسى را آفریده ام كه از شما بهتر است. پرسیدند: چگونه، در حالى كه ما را از نور عظمت خود خلق كرده اى؟ آنگاه به ساق عرش نگاه كردند، دیدند كه بر آن نوشته شده است لا اله الا الله، محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسین آنگاه شرمنده شدند و جبرئیل گفت: پروردگارا! به حق آنها بر تو، از درگاهت مى خواهم كه مرا خادم آنها قرار بدهى. خداوند درخواستش را پذیرفت و جبرئیل خادم آنها شد. ولى حسین علیه السلام (در این باره) ویژگى خاصى دارد، زیرا جبرئیل علیه السلام گهواره او را تكان مى داد و برایش لالایى مى خواند و مى گفت: در بهشت نهرى از شیر جارى است كه متعلق به على، حسن و حسین علیهم السلام است. هر كس محب آنها باشد، بى دردسر وارد بهشت مى شود. همچنین جبرئیل علیه السلام بارها از بهشت براى امام حسین علیه السلام میوه و زیور آورد و لباسش را رنگ زد و در عزاى او نازل شد و تربتش را با خود برد و با اینكه پس از وفات پیامبر خدا نازل نشد، اما آن طور كه در روایت امام سجاد علیه السلام آمده است، وقتى حسین علیه السلام به شهادت رسید، جبرئیل بر زمین نازل شد. امام سجاد علیه السلام فرموده است: وقتى حسین علیه السلام به شهادت رسید، در حالى كه آنها در اردوگاه بودند، كسى نزد آنها آمد و فریاد سر داد. به او گفته شد چرا فریاد مى زنى؟ گفت چرا فریاد نكنم، در حالى كه پیامبر خدا ایستاده و یك بار به زمین مى نگرد و بار دیگر به حزب و گروه شما، و من خوف آن دارم كه بر اهل زمین نفرین كند و زمین و هر آنچه در آن است هلاك شود. در این هنگام بسیارى از آنها متنبه شدند. امام سجاد فرمود: آن كسى كه فریاد مى زد، جبرئیل بود. و در صورتى كه اجازه داشت آنچنان صیحه اى مى كشید كه جانشان از بدنشان جدا مى شد، اما خداوند به آنها مهلت داد. آنچه بیان شد، درباره افضل ملائكه بود؛ غیر او نیز، خداوند فرشتگان زیادى را ماءموریت داد كه خادم آن حضرت باشند؛ از جمله فرشتگانى كه حامل تربت او براى جدش صلى الله علیه وآله بودند؛ همچنین فرشتگانى كه براى تهنیت نازل شدند و غیر از اینها فرشتگان خادم دیگرى نیز وجود دارند كه وضع آنها در ضمن روایات و حكایت معلوم مى گردد. - دسته دوم، ملائكه انصار امام. ملائكه در چند جا براى نصرت و یارى امام آمدند: یك جا، خارج مدینه بود. وقتى امام حركت كرد، چندین فوج ملائكه نشان دار كه در دست نیزه هایى داشتند و سوار بر اسب هاى بهشتى بودند، آمدند و بر امام سلام كردند و گفتند: اى حجت خدا بر خلق پس زا جد و پدر و برادرت! خداوند سبحان جدت را در مواقع زیادى به واسطه ما یارى كرد و خداوند تو را به واسطه ما كمك و یارى مى كند. امام به آنها گفت: وعده ما در بارگاه و محل دفنم و آنجا كه شهید مى شوم، كه آن مكان كربلا است؛ چون به آنجا وارد شدم، نزد من آیید. آنها گفتند: اى حجت خدا! شما دستور دهید، ما اطاعت مى كنیم. آیا از دشمنى كه با تو رو به رو مى شود، خوف دارى در حالى كه ما با تو هستیم. امام فرمود: براى آنان راهى بر من نیست و از آنها ناپسندى به من نمى رسد تا اینكه من به بقعه ام برسم. - محل دیگر در مكه بود. واقدى و زرارة بن صالح گفته اند كه ما حسین بن على علیهماالسلام را سه روز قبل از رفتن به عراق دیدیم و به آن حضرت اوضاع مردم كوفه را و اینكه قلب هاى آنها با حضرت است، اما شمشیرهایشان علیه او مى باشدت، اطلاع دادیم. اما با دست به طرف آسمان اشاره كرد، درهاى آسمان گشوده شد و ملائكه به تعداد بى شمارى نازل شدند. بعد امام فرمود: اگر نه اینكه مى باید كارها به صورت عادى جریان یابد و از بین رفتن اجر شهادت مطرح نبود، با این ملائكه با آنها مى جنگیدم، اما به طور یقین بدان كه من و اصحابم كشته مى شویم و كسى جز فرزندم على نجات پیدا نمى كند. - محل سوم در كربلا بود. وقتى كار بر او سخت شد، ملائكه آمدند و پرچم نصر و پیروزى را بر فراز امام به اهتزاز درآوردند و آن حضرت میان پیروزى و دیدار خداوند مخیر شد، اما لقاى پروردگارش را برگزید. [b]فرشتگان در خدمت: دسته سوم فرشتگانى هستند كه به خدمت رسانى به آن حضرت و امور مربوط به ایشان در كنار قبر شریفش مشغول مى باشند. این فرشتگان داراى اعمال و مشاغل مختلفى هستند و چندین گروه و دسته مى باشند: گروه اول؛ فرشتگانى كه در كنار قبر آن حضرت هستند و در حالى كه غبارآلودند، كارشان شبانه روز گریه بر حسین علیه السلام است؛ تعداد آنها به چهار هزار مى رسد. گروه دوم: فرشتگانى هستند كه ماءموریتشان هستند استقبال از زائران حسین علیه السلام و مشایعت آنها و عیادت از بیمارانشان و حضور یافتن در مراسم اموات آنها است. گروه سوم: ملائكه اى كه در هر صبحگاه در كنار قبر آن حضرت ندا مى دهند: اى آنكه خیر را اختیار كردى! بشتاب به سوى كه براى خدا خالص شده و با كرامت بار سفر ببند و از ندامت ایمن باش. گروه چهارم: فرشتگانى كه خطاب به زائرانى كه از كنار قبر آن حضرت مراجعت مى كنند، مى گویند: خوشا به حالت اى بنده خدا! غنیمت بردى و سالم ماندى و خداوند تو را آمرزید، پس دوباره این كار را از نو آغاز كن. گروه پنجم: فرشتگانى كه به عنوان زائر و گریه كننده بر آن حضرت نازل مى شوند و در كنار قبر ایشان مى مانند و سپس عروج مى كنند. تعداد این فرشتگان نیز در هر روز چهار هزار مى باشد. گروه ششم: تعداد صدهزار فرشته از هر آسمان در هر روز كه بر او درود و صلوات مى فرستند. گروه هفتم: فرشتگانى كه ماءموریت آنها استغفار براى زائران آن حضرت است. گروه هشتم: فرشتگان شب و روز كه از فرشتگان حافظ مى باشند، آنها بر ملائكه حرم وارد مى شوند، و با آنها مصافحه مى كنند و سپس عروج مى نمایند. گروه نهم: فرشتگانى كه بر زائران آن حضرت صلوات مى فرستند. گروه دهم: فرشته اى كه ماءمور ابلاغ سلام از راه دور به آن حضرت است كه همان فطرس مى باشد. خداوند این فرشته را از روزى كه به گهواره حسین علیه السلام پناهنده شد، به این كار اختصاص داده است. گروه یازدهم: فرشتگانى كه زائران آن حضرت را ممهور به نور خدا مى كنند، با این عنوان كه این شخص زائر قبر بهترین شهداء است و آن زائران با این نور در قیامت شناسایى مى شوند و پیامبر صلى الله علیه وآله و جبرئیل علیه السلام بازوى آنها را مى گیرند. گروه دوازدهم: فرشتگانى كه اشك هاى گریه كنندگان بر آن حضرت را مى گیرند. در حدیث آمده است كه ملائكه آن اشك هاى جارى شده را مى گیرند و آن را با آب حیوان ممزوج مى كنند و گوارایى آن بیشتر مى شود. گروه سیزدهم: ملائكه اى كه ایستاده و مفاصل آنها از ترس و وحشت، از هنگامى كه روح حسین علیه السلام (از آسمان ها) عبور كرد تا روز قیامت، مرتعش است و آن طور كه در حدیث ابوذر غفارى رضوان الله علیه آمده، تعداد آنها در هر آسمان هفتاد هزار است. گروه چهاردهم: فرشتگان یاور آن حضرت به هنگام رجعت ایشان. این فرشتگان همانهایى هستند كه وقتى كار بر امام سخت شد، از خداوند اجازه نصرت و یارى او را خواستند و خداوند این اجازه را به آنها داد و طولى نكشید كه آماده شدند و چون نازل شدند، ملاحظه كردند، امام به شهادت رسیده است. آنگاه ملائكه گفتند: خدایا! تو به ما اجازه فرود آمدن و یارى حسین را دادى، آنگاه ما را معذور داشتى و جان او را گرفتى. خطاب به آنها وحى شد، ملازم قبه او باشید تا اینكه ببینید او را كه خروج مى كند؛ آنگاه او را یارى كنید و براى او و به خاطر اینكه نصرت و یارى او را از دست دادید، گریه كنید. فرشتگان در آنجا مانده اند و مشغول گریه اند و چون امام خروج نماید، آنها از یاران و انصار آن حضرت خواهند بود. در اینجا باید گفت هر گاه یكى از شیعیان آن حضرت گریه كند، او را یارى كرده و امید آن مى رود كه یكى از این ملائكه باشد. گروه پانزدهم: فرشتگانى كه از جانب پیامبر خدا صلى الله علیه وآله به زائر حسین علیه السلام سلام مى رسانند. چنانچه این مطلب در روایت آمده است. گروه شانزدهم: در روایت عقبه از امام صادق علیه السلام آمده است كه شنیدم آن حضرت فرمودند: خداوند تعالى هفتاد هزار فرشته را ماءمور كرده است در كنار قبر حسین علیه السلام او را عبادت كنند و نماز هر یك از آنها معادل صدهزار نماز آدمیان است و ثواب این نماز به زائران حسین علیه السلام تعلق دارد. گروه هفدهم: پروردگارا! این بنده توست كه به خانه اش رسیده است. آنگاه به آنها دستور داده مى شود كه بر در خانه آن شخص زائر بمانند و به نیابت از او خدا را عبادت كنند. فرشتگان همین كار را انجام مى دهند تا زمانى كه آن زائر از دنیا برود سپس مى گویند: اى خدا! بنده تو از دنیا رفت؛ خطاب به آنها وحى مى شود كه به نیابت از او، تا روز قیامت حسین علیه السلام را زیارت كنید. گروه هیجدهم: فرشتگانى كه پس از وفات زائر حسین علیه السلام در كنار قبر او باقى مى مانند و تا روز قیامت براى او طلب آمرزش مى كنند. گروه نوزدهم: ملائكه اى كه در گرد و اطراف حرم آن حضرت قرار دارند. تعداد آنها در هر روز تا روز قیامت، هزار فرشته است. گروه بیستم: فرشتگانى كه درباره امر امام به درگاه الهى ضجه مى كشند كه همه فرشتگان را شامل مى شود و همه آنها وقتى حسین علیه السلام بر زمین افتاد و بعد سر مباركش را از تن جدا كردند، به یكباره ضجه مى زدند. از امام باقر علیه السلام نقل است كه تمام ملائكه به یك باره با گریه و نهیب ضجه زدند و گفتند: خدایا! سرور و مولاى ما! با حسین صفى تو و فرزند پیامبرت و بهترین خلقت این گونه رفتار مى كنند. خداوند خطاب به آنها وحى فرمود: اى ملائكه من آرام بگیرید، به عزت و جلالم از آنها انتقام مى گیرم؛ و لو بعد از گذشت زمانى باشد. آنگاه خداوند امامان را كه از نسل حسین علیه السلام هستند، ظاهر فرمود و سایه حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه را در حالى كه ایستاده بود و نماز مى خواند، براى آنها برپا نمود و خداوند به آنها فرمود: توسط این قائم از آنها انتقام مى گیرم. گروه بیست و یكم: فرشتگانى كه تربت حسین علیه السلام را بعد از شهادت آن حضرت به آسمان ها بردند؛ از جمله، فرشته اى از فرشتگان فردوس بر دریا نازل شد و بال هایش را بر همه دریاها گسترد. سپس فریاد زد: اى اهل دریاها! لباس حزن و اندوه بر تن كنید، چرا كه فرزند رسول خدا را سر بریدند، سپس از تربت آن حضرت بر بال هاى خود به آسمان ها برد و هیچ فرشته اى باقى نماند مگر اینكه آن را استشمام كرد و از آن تاءثیر پذیرفت. گروه بیست و دوم: فرشتگانى كه براى تجهیز، غسل و حنوط و تكفین امام حسین علیه السلام نازل شدند. ما این مطلب را در عنوان مربوط به اقامه تجهیز حسین علیه السلام .[/b]
|
|||
|
|
۱۱:۵۳, ۱۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام کدام زمین پر فضیلت تر است؟ سرویس جهان اسلام«شیعه نیوز» : امام صادق عليه السلام فرمودند: عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم . ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد، و اگر خاك كربلا نبود تو را فضيلت نميدادم ، و اگر آن شخص (امام حسين عليه السلام ) كه در آنجا مدفون است نبود نه تو را و نه خانه را خلق مى كردم پس بجاى خود باش و تواضع و خشوع نما، و تكبّر مكن بر كربلا و الّا تو را به جهنّم خواهم انداخت . خصائص الحسينيه ص 327. و قال على بن الحسين عليه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان يتّخذ مكّة حرما باربعة عشرين الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى . بحار الانوار ج 10 - تحفة الزّائر امام سجّاد عليه السلام فرمودند: خداوند زمين كربلا را حرم قرار داد 24 هزار سال قبل از آنكه مكّه را حرم قرار دهد، و آن زمين ميدرخشد براى مردم بهشت مانند ستاره درخشان . و عن ابى جعفر عليه السلام قال خلق اللّه كربلا قبل ان يخلق الكعبة باربعة عشرين الف عامٍ و قدّسها و بارك عليها فما زالت قبل ان يخلق اللّه الخلق مقدّسة و مباركة و لاتزال كذلك و جعلها اللّه افضل الارض فى الجنّة . و امام باقر عليه السلام مى فرمايد: خداوند كربلا را خلق كرد 24 هزار سال قبل از آنكه كعبه را خلق نمايد و آن زمين را مقدس نمود و بركت داد و قبل از آن خلق ننموده بود مقدّسى و مباركى مانند آن زمين و خداوند زمين كربلا را در بهشت افضل زمينها قرار داده است . كشكول النور ج 1 ص 14- هر آنكس عارف حقّ شد بسر شور و نوا دارد هر آن دل پر ز ايمان شد هواى كربلا دارد شنيدى كربلا، امّا نديدى اصل معنا را هر آنكس ديد آنرا صد هزاران مدّعا دارد بيا بين از شميم درگهش جانها شود زنده بهر صبحى به از جنّت نسيم جان فزا دارد گلستان على در كربلا گشته خزان يكسر كه بهر ديدنش دلها همه شوق لقادارد بيا در كربلا بنگر، جلال شاه مظلومان ببين اين بارگه بى شك تجلّى خدا دارد با گر آرزو دارى ، تهى كن عقده دل را نگر آن شه به زوّارش چه سان مهر و وفا دارد چه گوئيم اى عزيزان از مزار زاده زهرا كه خاكش برترى بر كعبه و ارض و سماء دارد صلوات یا حق |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) | صبح صادق | 4 | 2,183 |
۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: صبح صادق |
|









