کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیان عجایبی از کربلا
۱۷:۰۰, ۱/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۱۷:۰۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان. قصدم از ایجاد این تاپیک این بود که خواستم شما رو با زمین کربلا و همچنین عجائبی که در احادیث و روایات در رابطه با این شهر و این زمین و همچنین حادثه کربلا بیان شده، آشنا کنم. امیدوارم مورد نظر و مورد قبول خداوند و امام حسین (علیه السلام) قرار بگیره.

1- ارزش زمین کربلا بیشتر است یا زمین کعبه؟؟؟
امام صادق (علیه السلام):
زمین کعبه گفت: کیست مثل من و حال آنکه خانه خدا بر پشت من ساخته شده است که مردم از اطرف عالم بسوی من می آیند و حرم خدا و محل امن او هستم.


خداوند به او وحی فرمود:

ساکت شو و آرام بگیر. فضلی که تو داری، در مقابل سرزمین کربلا فضلی نیست مگر به اندازه رطوبت سرسوزنی که در دریا فرو برند. و اگر تربت کربلا نبود، تو را فضیلت نمی دادم و اگر کسی که زمین کربلا او را در بر می گیرد نبود، اصلا نه تو را می آفریدم و نه آن خانه ای که به آن فخر کردی.
پس آرام بگیر و در مقابل کربلا متواضع و ذلیل باش و در برابرش تکبّر مکن. وگرنه تو را در آتش می افکنم.

بحارالأنوار، ج 101، ص 106
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، وحید110 ، Mitsonary ، Abasaleh ، EMPERATOR ، Agha sayyed ، r_bashiri89 ، محمود ، فدایی امام حسین ، رهیافته ، بیداری اندیشه ، خیبر110 ، hesam110 ، مگان ، nafas ، حسین آکردی ، mohamad ، mohammad008 ، am_po ، sarbaz 313 ، خادمة الزهرا ، مسافر ، SARV ، سدرة المنتهی ، yektaparast ، میثاق ، محمداحسان ، antiKabbalah ، zarati313 ، mahdiar ، F_R ، MOH3N-P ، saloomeh ، Hadith ، MohammadMeraj ، yamin ، تفکر ، asire entezar ، عبدالرحمن ، Night_World ، یاســین

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۳۳, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
5- حائر حسینی

متوکّل عباسی، در سال 236 ه.ق امر کرد که روضه مقدّسه حضرت سیّدالشّهداء را با زمین هموار کنند. و برای زراعت، آب به آن بستند. ولی هرچه سعی کردند، آب به قبر مقدّس جاری نشد و آب ها به روی هم برمی گشتند. امر کرد که گاو ببندند و شخم کنند. گاو ها نیز قدم از قدم برنداشتند. و این سبب حیرت خلائق شد. لذا آن زمین را «حائر» نامیدند.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، mohager ، انتصـار ، montazer_rm ، Agha sayyed ، محمداحسان ، zarati313 ، MohammadSadra
۱۷:۲۲, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12
آواتار
6- يك دانه تسبيح از تربت كربلا

شيخ طوسى قدس الله سره نقل فرموده كه : حسين بن محمّد عبداللّه از پدرش نقل نمود، كه گفت :
در مسجد جامع مدينه نماز مى خواندم مردان غريبى را ديدم كه به يك طرف نشسته با هم صحبت مى كردند.
يكى به ديگرى مى گفت : هيچ مى دانى كه بر من چه واقع شده؟ گفت : نه.
گفت : مرا مرض داخلى بود كه هيچ دكترى نتوانست آن مرض را تشخيص ‍ بدهد تا ديگر نا اميد شدم .
روزى پيرزنى بنام سلمه كه همسايه ما بود به خانه من آمد مرا مضطرب و ناراحت ديد گفت اگر من تورا مداوا كنم چه مى گويى ؟ گفتم ! به غير از اين آرزويى ندارم .
به خانه خود رفته و پياله اى از آب پر كرده و آورد و گفت : اين را بخور تا شفا يابى من آن آب را خوردم بعد از چند لحظه خود را صحيح و سالم يافتم ، و از آن درد و مرض در من وجود نداشت تا چند ماه از آن قضيّه گذشت و مطلقا اثرى از آن مرض در من نبود .
روزى همان عجوزه به خانه من آمد، به او گفتم اى سلمه بگو ببينم آن شربت چه بود كه به من دادى و مرا خوب كردى ! و از آن روز تا به حال دردى احساس نمى كنم و آن مرض برطرف گرديد .
گفت : يك دانه از تسبيحى كه در دست دارم پرسيدم ، كه اين چه تسبيحى بود، گفت : تسبيح از تربت كربلا بوده است كه يك دانه از اين تسبيح در آب كرده به تو دادم .
من به او پرخاش كردم و گفتم : اى رافضه (اى شيعه ) مرا به خاك قبر حسين مداوا كرده بودى ، ديدم غضبناك شد و از خانه بيرون رفت و هنوز او به خانه خود نرسيده بود كه آن مرض بر من برگشت ، و الحال به آن مرض ‍ گرفتار و هيچ طبيبى آن را علاج نمى تواند بكند، و من بر خود ايمن نيستم و نمى دانم كه حال من چه خواهد شد.
در اين سخن بودند كه مؤذّن اذان گفت ما به نماز مشغول شديم و بعد از آن نمى دانم كه حال آن مرد به كجاست و چه به حال او رسيده است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، saloomeh ، zarati313 ، MohammadSadra
۲۲:۰۶, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله النور
سلام علیکم
اسرار حرم حضرت ابوالفضل (علیه السلام)


آیا می دانستید که سالهاست آب روانی
در زیر حرم مطهر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) جاریست ؟

[تصویر: image009.jpg]

همان آبی که فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش در حسرتش جان دادند.

همین آب امروز در حرم قمر بنی هاشم، به طرز معجره آسایی نا بینا را بینا می کند
بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود !

[تصویر: image010.jpg]

شیخ عباس 74 ساله،که 36 سال است خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام مي باشد، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشیده و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی ها هم بهتر بود. آن سرداب پله داشت، مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند و آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

[تصویر: image011.jpg]

از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود. وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت ابوالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند يا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کرده‌اند.

[تصویر: image012.jpg]

وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت ابوالفضل تمام می‌شود. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر ابوالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی درِ ورودیِ آن و راه ورودي سرداب را به روی زوار بسته‌اند.


[تصویر: image015.jpg]

موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، أین المنتظر ، montazer_rm ، محمداحسان ، میلاد.م ، MohammadSadra ، hesam110 ، F_R ، بیداری اندیشه ، Elia
۲۱:۵۲, ۲۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #14
آواتار
7- زمین کربلا به بهشت می رود

از حضرت زين العابدين عليه السلام روايت شده است كه خداوند سبحان و تعالى كرب بلا را حرم امن و با بركت قرار داده بيست و چهار هزار سال قبل از آن كه كعبه را خلق نمايد، و چون حقّ تعالى در ابتداى قيامت زمين را به زلزله در مى آورد، و زمين كربلا را با خاكش نورانى و صاف بالا برند.
پس آن را بهترين باغ از باغهاى بهشت مى گرداند و بهترين مساكن از مسكنهاى بهشت كه ساكن نمى شود در آن مگر مقربان و پيامبران و رسولان و آن زمين روشنائى مى دهد در بهشت چنانكه ستاره هاى بسيار روشن در ميان ستاره ها براى اهل زمين روشنائى مى دهند كه نورش ديده هاى اهل بهشت را خيره ميكند.
و آن زمين مقدّس ندا ميدهد در ميان بهشت منم آن زمين طيّب و مباركى كه در آغوش گرفتم و در بر داشتم نعش بهترين شهيدان و سيد جوانان اهل بهشت حسين بن على عليه السلام را.


كامل الزّيارة ص 86
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: montazer_rm ، محمداحسان ، zarati313 ، MohammadSadra ، hesam110
۹:۰۸, ۲۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
باب آنچه از اوضاع دنیایى به حسین اختصاص یافت

با اینكه خداوند متعال دنیا را براى اولیایش نخواسته است، اما از آنجا حسین علیه السلام را از آب و غذا منع كردند و بدن ایشان را دفن نكرده رها نمودند، خداوند سه چیز از جنس همان چیزهایى كه ایشان را از آن منع كردند، به حسین علیه السلام عطا فرمود. یعنى براى ایشان سقایت، اطعام و عمارت متصل دایم تا روز قیامت قرار داد.
درباره سقایت باید گفت كه، این كار در كنار قبر شریفش در شب عاشورا پاداش ویژه اى دارد. در روایت وارد شده است كسى كه شب عاشورا در كنار قبر آن حضرت دیگران را سیراب كند، مانند كسى است سپاهیان حسین علیه السلام را سیراب كرده باشد. از این مساءله استنباط مى شود، سقایتى كه پاداش آن اولین پاداشى است كه روز قیامت داده شود، بزرگترین اجر آن به حسین عطشان اختصاص دارد؛ از این رو شیعیان آن حضرت در هر جایى كه فى سبیل الله به دیگران آب دهند، این كار را به نام آن حضرت انجام مى دهند. تا جایى كه گویا تنها براى حسین علیه السلام سقایت انجام مى شود.
موضوع اطعام در مراسم عزادارى آن حضرت، همیشه، بویژه در ماه محرم و شاید در تمام روزهاى سال استمرار دارد؛ و اگر آنچه در مجالس عزاى آن حضرت به عنوان اطعام به مصرف مى رسد، به تعداد روزهاى سال تقسیم شود، هر روز بیش از یك خروار مى شود.
درباره عمارت آن حضرت؛ از آنجا كه پیكر آن حضرت را بر زمین رها كردند، خداوند در مقابل - آن طور كه جبرئیل از جانب خداوند خبر داد و حضرت زینب از امام سجاد آن خبر را روایت كرد - بارگاه رفیعى به امام داد كه تا روز قیامت به علو و مرتبه آن افزوده مى شود؛ از این روست كه عمارت و تعمیر بیت الله الحرام و عتبات مقدسه به اتمام رسیده و كار بناى و ساخت آنها به پایان رسیده است، اما حرم حسینى از روزى كه بنا شد تا روزى كه متوكل آن را ویران كرد و دوباره خودش آن را ساخت، خلفا و سلاطین به ساخت و ساز آن اشتغال داشته اند و این كار پایانى نخواهد داشت و بناها و نقاشان و تذهیب كاران به طور دایم مشغول به آن هستند و ظاهرا این امر تا روز قیامت استمرار داشته باشد.

احترامات ویژه به هر آنچه به آن حضرت تعلق دارد

اولین آن مربوط به حامله شدن به آن حضرت است كه در فرمایش پیامبر صلى الله علیه وآله حالت هاى حضرت زهراء سلام الله علیها آشكار است. پیامبر خطاب به حضرت فاطمه فرمودند: من در پیشانى تو نورى مى بینم و تو براى این خلق، حجتى به دنیا مى آورى. همچنین حضرت زهراء فرمودند: در زمان باردارى به حسین، در خانه تاریك نیاز به چراغ نداشتم. در دوران باردارى صداى تقدیس و تسبیح او را مى شنیدم. هر گاه مى خوابیدم دو شخص نورانى را در خواب مى دیدم كه بر من قرآن قرائت مى كنند.
دوم؛ احترام خاص و تبریك و تهنیت به مناسبت ولادت آن حضرت است.
هنگام ولادت حسین علیه السلام پنج قسم وحى نازل شد. خداوند به بهشت رضوان وحى فرستاد كه جنان را به احترام و كرامت فرزندى كه براى محمد صلى الله علیه وآله به دنیا آمده است، خوشبو كنند و زینت ببخشند. به حورالعین وحى فرستاد كه به احترام این مولود خود را زینت كنند. به ملائكه وحى كرد كه بپاخیزند و صف ببندند و به كرامت این مولود تسبیح، حمد، ثنا و تكبیر بگویند. به جبرئیل علیه السلام وحى كرد كه با هزار گروه، كه هر هزار گروه هزار هزار فرشته اند، و به همراه فرشتگان روحانى كه مشعل هایى از نور به دست دارند، بر اسب هاى ابلق مزین شده به قبه هاى در و یاقوت بر بیت پیامبرم فرود آیید و بر او مناسبت این مولود تهنیت گویید. این تعداد فرشته و این كیفیت براى اداى تبریك به پیامبر جاى تاءمل دارد.
سوم؛ احترامات ویژه به نامگذارى ایشان است. خداوند به جبرئیل فرمود به پیامبر خبر بده و نام او را حسین نهاده ام. خداوند همچنین در كتابش از حسین نام برده و او را به اوصاف خاصى توصیف كرده است و آن طور كه در روایت آمده در آسمان ها نیز اسامى خاصى به حسین علیه السلام اختصاص داده است.
چهارم؛ احترام ویژه به عزادارى آن حضرت است. خداوند بعد از تهنیت به پیامبر و نامگذارى حسین علیه السلام، به جبرئیل فرمود كه به او بگو امت تو حسین را خواهند كشت.
پنجم؛ احترام ویژه براى قابله آن حضرت مى باشد. خداوند حوریه خاصى را كه برتر از حور است، به هنگام ولادت حسین علیه السلام، به عنوان قابله آن حضرت فرستاد.
ششم؛ احترام ویژه به گهواره آن حضرت مى باشد، كه فطرس (ملك) به آن پناه برد." 1 ".
هفتم؛ احترام مخصوص به جنباندن گهواره حسین علیه السلام است كه ملائكه و میكائیل گهواره جنبان آن حضرت بودند.
هشتم؛ احترام ویژه به سخن گفتن با او در گهواره است. خداوند جبرئیل را ماءمور كرد كه با حسین علیه السلام در گهواره سخن بگوید.
نهم؛ احترام مخصوص به شیرخوارگى حسین علیه السلام مى باشد. خداوند حسین علیه السلام را از زبان مبارك پیامبر و انگشت ابهام ایشان تغذیه كرد. ضمن اینكه آن حضرت از سینه مادرى شیر نوشیده است كه خداوند آن را اشرف از همه سینه ها قرار داده است؛ ولى از آنجا كه پیامبر اسلام اشرف و افضل از همه است، مصداق آنچه در زیارت جابر خطاب به امام حسین علیه السلام آمده، براى آن حضرت تحقق یافت. در زیارت مذكور مى خوانیم: دستان (پیامبر) رحمت تو را تغذیه كرد و از سینه ایمان شیر نوشیدى و در دامن اسلام تربیت یافتى.
دهم؛ احترام خاص به لباس آن حضرت است. خداوند به امام حسین علیه السلام لباس مخصوصى اهداء كرد. پیامبر صلى الله علیه وآله، هنگامى كه آن را بر حسین علیه السلام پوشاند درباره آن فرمود: این هدیه اى است كه پروردگارم به حسین اهداء فرموده و من آن را بر او مى پوشانم.
یازدهم؛ احترام ویژه به قبر آن حضرت است. از شگفتى هاى قبر امام حسین علیه السلام این است كه هیچ قبرى قبل از آنكه بدنى در آن به خاك سپرده شود، زیارت نشد، اما مدفن امام حسین علیه السلام را تمام پیامبران از آدم تا خاتم (علیهم السلام) قبل از دفن زیارت كردند.
دوازدهم؛ احترام ویژه به اشكى است كه براى حسین علیه السلام ریخته مى شود. طبق روایاتى كه بعدا خواهد آمد، اشك چشم دوستان و عزاداران حسینى را جمع مى كنند و براى گریه كننده ذخیره مى نمایند و فرشتگان آن را با آب حیات ممزوج مى كنند.
سیزدهم؛ احترام مخصوص به خون آن حضرت مى باشد. خون حسین علیه السلام از چنان احترام و قداستى برخوردار است كه پیامبر با دست مباركشان آن را جمع كرد و در شیشه اى سبز رنگ قرار داد كه آن شیشه را ملكى از مقامى عظیم به همین منظور آورد.
چهاردهم؛ احترام مخصوص به محل جریان اشك است. چهره آنكه بر حسین علیه السلام گریه كند، چون محل جریان اشك چشم اوست، هرگز گرد پریشانى و ذلت بر او ننشیند.
پانزدهم؛ احترام خاص به مجلس آن حضرت است. به این مساءله هنگام یادآورى خواص مجالس حسینى پرداخته خواهد شد.
شانزدهم؛ احترام ویژه به شفاعت آن حضرت مى باشد. خداوند چنان احترامى براى شفاعت حسین علیه السلام قایل است كه ایشان را در روز ولادتشان شفیع ملائكه قرار داد و در روز قیامت نیز مردم از شفاعت او برخوردار خواهند شد.
هفدهم؛ احترام مخصوص به خاك حریم قبر امام حسین علیه السلام مى باشد.
علاوه بر حرمت و شرافت خاك قبر شریف امام حسین علیه السلام، خاك اطراف قبر امام نیز داراى حرمت است كه احترام آن از حیث نزدیكى و دور بودن با قبر شریف تفاوت مى كند. همچنین خداوند در روز دحوالارض كربلا را براى مدفن امام برگزید و براى آن خصوصیاتى قایل شد كه عبارتست از:
- از امام باقر علیه السلام به سندهاى معتبر روایت شده است كه خداوند این سرزمین را قبل از خلق كعبه آفرید و آن را تقدیس كرد و مبارك شمرد.
- همچنین از آن حضرت به سندهاى متعدد نقل شده است كه این سرزمین قبل از خلق موجودات، مقدس و مبارك بوده و همچنان مى باشد. حتى خداوند آن را برترین سرزمین در بهشت و بهترین منزل و مسكنى قرار داد كه اولیایش را در آن ساكن مى گرداند.
- خداوند تربت كربلا را از نوع تربت بهشت قرار داد.
- از امام سجاد علیه السلام نقل شده است كه وقتى زلزله قیامت برپا شود، سرزمین كربلا با تربت نورانى و پاكش - همان طور كه هست - در جایگاه وفیعى قرار مى گیرد و در بالاترین و برترین روضه از ریاض جنت قرار داده مى شود و در میان ریاض جنت آن طور مى درخشد كه ستاره زهره در میان ستارگان دیگر مى درخشد، و نور آن دیدگان اهل بهشت را خیره مى كند و ندا مى دهد من سرزمین مقدس، طیب و مبارك خداوند هستم كه (پیكر) سیدالشهداء و سرور جوانان اهل بهشت را در بر دارم.
- ذكر تسبیح و استغفار با دانه هایى كه از تربت كربلا ساخته شده باشد، ثوابش هفتاد برابر است. گرداندن تسبیح از تربت كربلا بدون ذكر نیز ثواب تسبیح را دارد.
- اگر از خاك كربلا تسبیح ساخته شود و هنگام صبح گفته شود: خدایا من صبح كردم و تو را حمد و ستایش مى كنم و تو را شایسته و اهل ستایش مى دانم، تا زمانى كه تسبیح در دستم مى چرخد تو خود آن را شمارش كن (و به حساب حمد و ستایش خودت قرار بده)، تا وقتى آن تسبیح را در دست دارد، براى او ثواب حمد و ذكر تسبیح مى نویسند، و اگر آن ذكر را قبل از اینكه بخوابد، بگوید و تسبیح را زیر سر بگذارد - بر اساس روایت نقل شده از امام سجاد علیه السلام - همان ثواب را براى او مقرر مى دارند.
- سجده بر خاك كربلا، حجاب هاى هفتگانه را پاره مى كند. مفهوم این حدیث یا شكافتن آسمان ها براى صعود است و یا منظور حجاب هاى هفتگانه را پاره مى كند. مفهوم این حدیث یا شكافتن آسمان ها براى صعود است و یا منظور حجاب هاى هفتگانه گناهان است كه - بنابر روایت معاذبن جبل - مانع قبولى اعمال مى شوند.
- خوردن هر نوع گلى حرام است و در روایت از امام صادق علیه السلام آمده است كه مثل خوردن گوشت خوك است و اگر كسى خاك بخورد و بمیرد بر او نماز نگذارند؛ مگر خوردن خاك قبر امام حسین علیه السلام براى شفا یافتن. البته این كار نسبت به مكان برداشتن آن خاك، نگهدارى، خوردن و نیت بر آن، شرایط و آدابى دارد كه عمده ترین آن نیت است. در حدیث از ابن ابى یعفور با سندهاى متعدد آمده است كه نقل كرده است: به ابى عبدالله (امام صادق) علیه السلام گفتم انسان از خاك قبر امام حسین بر مى دارد و از آن بهره مند مى شود، اما غیر از خاك قبر او را بر مى دارد ولى از آن منتفع نمى شود. امام فرمودند: سوگند به خدایى كه جز او نیست، هر كس از آن خاك بر دارد و اعتقاد داشته باشد كه خداوند به واسطه آن به او نفع مى رساند، قطعا چنین خواهد شد.
البته اثر این تربت اگر آن را نپوشانند، از بین مى رود؛ چون جن و شیاطین آن را مسح مى كنند و آن طور كه در روایت آمده پوشاندن آن نیز راه هایى دارد.
- خاك كربلا را با خود داشتن، انسان را پناه مى دهد و او را از امور ترس آور مصون مى دارد، البته اگر به نیت حمل شود.
- در روایت آمده است؛ گذاشتن خاك كربلا در كالایى كه براى داد و ستد است، موجب بركت در آن مى شود.
- در روایت آمده است كه به كام فرزندان خود پس از ولادت، تربت قبر امام حسین علیه السلام برسانید كه موجب امان است.
- اگر به همراه میت در قبر او مقدارى از تربت حسین علیه السلام قرار دهند، در امان است. نقل شده است كه زنى بدكاره بود و فرزندان خود را مى كشت، وقتى مرد و دفن شد، زمین چندین بار جنازه او را بیرون افكند، به دستور یكى از امامان مقدارى از تربت قبر حسین علیه السلام را با او دفن كردند، دیگر زمین جسد او را بیرون نینداخت.
- مستحب است حنوط را با تربت كربلاى حسین علیه السلام مخلوط نمود.
- دفن در خاك كربلا موجب ورود به بهشت - بدون حساب - است.
- حورالعین تربت قبر حسین علیه السلام را به عنوان هدیه براى متبرك شدن، از فرشتگانى كه به زمین نازل مى شوند، درخواست مى كنند.
- تربت قبر حسین را هر ملكى برداشته و آن را به پیامبر صلى الله علیه وآله اهداء نموده است.
- پیامبر و حسین علیهماالسلام نیز خودشان از آن برداشته اند.
- همان طور كه در روایت آمده در این خاك قبل از دفن امام حسین علیه السلام، دویست پیامبر، دویست وصى و دویست سبط كه همه از شهدا هستند، دفن شده اند.
- بوییدن تربت حسین علیه السلام موجب جارى شدن اشك است و این موضوع قبل از دفن آن حضرت نیز براى پیامبر اسلام و امام حسین اتفاق افتاد.
- تربت امام حسین علیه السلام، آنگاه كه خون آن حضرت به زمین ریخته شد، به خون تبدیل گردید. این مساءله از روایت هاى فراوان از جمله روایتى كه نزد ام سلمه است و عامه و خاصه آن را نقل كرده اند، آشكار مى شود. پیامبر اسلام آن حضرت تربت را كه جبرئیل در شب معراج برایش آورده بود، با دست شریف خود به ام سلمه داد و به او فرمود: این خاك را نگه دار و هر زمان به خون تبدیل شد، فرزندم كشته شده است. ام سلمه مى گوید: من آن را در شیشه قرار دادم و هر روز به آن نگاه مى كردم و مى گریستم تا روز عاشورا در ماه محرم هنگام صبح به آن نگاه كردم، خاك به همان حال خود بود، سپس بعدازظهر مراجعه كردم و ناگهان دیدم كه به خون تبدیل شده است؛ آنگاه فریاد زدم. سلمى مى گوید: من دیدم كه آن شیشه مقابل اوست و خون از آن مى جوشد.
- ورود به خاك كربلا موجب حزن و اندوه مى شود، بویژه وقتى به قبر شریف نزدیك شوى و ملاحظه كنى كه قبر فرزندش در پائین پاى مبارك ایشان قرار داد. در روایت آمده است كه هر كس به قبر فرزندش در پائین پاى ایشان نگاه كند، مشمول رحمت حق واقع مى شود.
- در روایت آمده است كه هر فرشته اى كه به خدمت پیامبر رسید، با او مقدارى تربت كربلا بود و هر پیامبرى كه كربلا را زیارت كرده، از تربت آن برداشته و آن را بوئیده است و خاك كربلا مقام همه پیامبران تا روز قیامت است.
- خداوند در مقابل هتك حرمت امام توسط دشمن، براى ایشان احترام مخصوصى مقرر فرموده است؛ تا جایى كه حتى آنانى كه حرمت امام را شكسته و در صدد اذلال آن حضرت بر آمدند، خودشان امام را عزیز شمرده و احترام كرده اند، كه من این معنا را در نزدیك به چهل قضیه ملاحظه كرده ام. براى تاءئید این امر كافى است كه به جزئیات سرگذشت كسانى كه بر امام جسارت كردند و حرمت او را شكستند، دقت كنى.
از سوى دیگر، اذلال و هتك حرمت یك موضوع است و كشته و مجروح شدن به دست دشمن، موضوع دیگرى. و از آنجا كه از جمله الطاف واجب بر خداوند این است كه اولیایش را به نحوى ذلیل نگرداند كه دل ها از آنها روى گردان شوند، آنها را در عین ضعف و تنگدستى ظاهرى، آنچنان قرار داده است كه غنا، صولت و هیبت و وقارشان دیدگان را پر مى كند و بر قلب ها چیره مى سازد.
خداوند در این زمینه براى امام مظلوم ما، ویژگى خاصى را قابل ذكر شده اند (كه فقط به ذكر چند نمونه اكتفا مى شود):
معاویه اولین كسى بود كه علاقه مند به كشتن امام حسین علیه السلام بود، اما همین معاویه در وصیتش به یزید، او را به احترام به امام توصیه كرد. او گفت: من نسبت به تو از حسین بن على نگرانم، اما اگر بر او پیروز شدى حقش را رعایت كن، زیرا او پاره جگر رسول خداست.
اولین كسى كه دستور كشتن امام را داد، ولید حاكم مدینه بود. اما او گفت: از این كه به ریختن خون حسین مبتلا شوم، به خدا پناه مى برم.
پسر سعد - كه لعنت بر او باد - زمانى تصمیم به جنگ با امام گرفت، ایشان را احترام كرد و ابیاتى سرود؛ از جمله گفت:
ملك رى را رها مى كنم در حالى كه رى آرزوى من است؛ یا اینكه با كشتن حسین گناهكار مى شوم. كشتن او موجب آتشى است كه حجاب و مانعى براى آن وجود ندارد، اما ملك رى نور چشم من است.
شمر نیز وقتى دستور هجوم بر آن حضرت را صادر كرد، ایشان را احترام نمود او گفت: حسین حریف بزرگوار و كریمى است كه كشته شدن به دست او عار نیست.
حامل راءس حسین علیه السلام نیز امام را احترام كرد. او گفت ركاب مرا از طلا و نقره پر كن كه من سید بزرگوارى را كشته ام كه پدر و مادر او بهترین خلق خدایند.
آنانى كه هم است بر پیكر مطهر امام حسین علیه السلام دوانیدند، آن حضرت را احترام كردند و با سرودن اشعارى به ایشان تعظیم نمودند. حتى یزید - كه لعنت خدا بر او باد - آنگاه كه سر امام حسین علیه السلام در مقابلش بود، با مدح و ستایشى كه از امام نمود، ایشان را احترام كرد.
علاوه بر اینها، همزمان با این موضوع كه برخى در صدد برآمدند با زبان، هتك حرمت امام را نمایند، مسائلى رخ داد كه نشان از احترام خاص امام دارد؛ از جمله: كسى در شب عاشورا به امام گفت: تو را بشارت باد بر آتش، كه خداوند این گفته او را همزمان كرد با این مساءله كه اسبش رم كرد و او پایش در ركاب گیر كرد و اسب او را به طرف خندق آتش برد و در آنجا افكند. در همین مورد باز گفته شده كه فردى در آن روز به امام حسین علیه السلام گفت: اى حسین! از طرف رسول خدا چه حرمتى به تو رسیده است؟ در همان ساعت براى قضاى حاجت بیرون رفت و مارى او را نیش زد و او در میان آلودگى ها و كثافات خود در جا مرد. همچنین شخصى به امام گفت: به آب نگاه كن اما تو حق نوشیدن از آن را ندارى تا تشنه از دنیا بروى. در همین حال امام فرمود: خدایا! او را تشنه بمیران. آنگاه حالتى به او دست داد كه فریاد العطش سر داد. مشك آبى به او دادند، او نوشید و باز فریاد تشنگى سر مى داد تا از عطش مرد.
- طعام امام از احترام خاصى برخوردار است. خداوند، هر گاه امام میلشان كشید، از میوه هاى بهشتى به ایشان اهداء فرمودند كه حدیث رطب و گلابى و سیب از آن جمله است. بلكه هر طعامى كه از بهشت به جد، پدر، مادر و برادر ایشان اهدا گردید، عمدتا به استدعاى ایشان یا به خاطر او بود.
- براى لباس امام نیز تشریفات مخصوصى وجود دارد. خداوند حسن و حسین علیهماالسلام را مختص به این گردانید كه بارها از لباس هاى بهشتى به آن دو اهداء نماید، اما خداوند امام حسین علیه السلام را به لباس مخصوصى ملبس فرمودند.
ام سلمه مى گوید: دیدم پیامبر لباسى بر حسین مى پوشاند كه مانند آن را در دنیا ندیده بودم، از ایشان در این باره سؤ ال كردم. فرمودند: این هدیه اى از جانب خداوند براى حسین است و من آن را بر او مى پوشانم.حسین مظهر الطاف خاص ربانى
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohager ، أین المنتظر ، MohammadSadra ، hesam110 ، Elia
۲۰:۴۷, ۲۱/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مهر/۹۰ ۱۸:۰۴ توسط paradise.)
شماره ارسال: #16
آواتار
ضمن تشکر از موسس این تایپک

از دوستان محترم تالار تقاضا دارم در مورد ایجاد پست و پاسخ دادن به تایپک ها دقت بیشتری
داشته باشند و موضوع، سبک بیان و روند تایپک رو در نظر بگیرن تا کیفیت تایپک حفظ شود

قرار دادن مطالب طولانی، تصاویر بزرگ و عدم گزینش و ارائه مناسب تنها باعث طولانی تر شدن و افت کیفیت
تایپک ها می شود و جان کلام از دست می رود.

اگر هم حذف کنیم دوستان لب به اعتراض گشوده و شرمنده آنها می شویم.

ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، saloomeh ، paradise ، علی 110 ، MohammadSadra ، hesam110
۲:۵۵, ۲۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
مسلمان شدن به برکت خاک کربلا
در زمان شاه صفوى سفيرى (كه در علوم رياضيه و نجوم مهارتى تمام داشت و گه گاهى هم از ضماير و اسرار و اخبار غيبيه مى گفت ) از طرف دولت استعمارگر فرنگ به ايران آمد در آن زمان پايتخت ايران اصفهان بود وارد اصفهان شد تا كه تحقيقى درباره ملت و اسلام كند و دليلى براى آن پيدا نمايد.
سلطان وقتى او را ديد و از خيالاتش آگاهى پيدا كرد تمام علماى شهر اصفهان را براى ساكت كردن و محكوم كردن آن شخص خارجى دعوت نمود، كه از جمله آنها مرحوم آخوند ملامحسن فيض كاشانى ( رضوان الله تعالى عليه ) كه معروف به فيض كاشى بود حضور پيدا كرد.
حضرت آخوند كاشى رو به آن سفير فرنگى نمود و فرمود: قانون پادشاهان آن است كه از براى سفارت مردان بزرگ و حكيم و دانا و فهميده و با سواد را اختيار مى كنند.
چطور شده كه پادشاه فرنگ آدمى مثل تو را انتخاب كرده ؟!
سفير فرنگى خيلى ناراحت شده و بر آشفت و گفت : من خودم داراى علوم و سرآمد تمام علم ها مى باشم آن وقت تو به من مى گويى ، من حكيم و دانا نيستم ؟!
مرحوم فيض كاشى فرمود: اگر خود را آدم دانا و فهميده و تحصيل كرده مى دانى بگو ببينم در دست من چيست ؟
سفير مسيحى به فكر فرو رفت و پس از چند دقيقه اى رنگ صورتش زرد شد و عرق انفعال بر جبينش پيدا شد .
مرحوم كاشى لبخندى زد و فرمود: اين بود كمالات تو كه از اين امر جزئى عاجز شدى ؟ تو كه مى گفتى از نهان و اسرار انسانها خبر مى دهم چه شد؟
سفير گفت : قسم به مسيح بن مريم كه من متوجّه شده ام كه در دست تو چيست و آن تربت از تربتهاى بهشت است ، ليكن در حيرتم كه تربت بهشت را از كجا به دست آورده اى ؟!
مرحوم آخوند فيض كاشى فرمود: شايد در محاسباتت اشتباه كرده اى ! و قواعدى را كه در استكشافات اين امور به كار برده اى ناقص بوده است ، سفير مسيحى گفت : خير اين طور نيست ، لكن تو بگو تربت بهشت را از كجا آورده اى ؟
مرحوم فيض فرمودند: آيا اگر بگويم اقرار به حقانيت اسلام ميكنى ؟! آنچه در دست من هست تربت پاك آقا سيد الشهداء عليه السلام مى باشد.
سپس دست خود را باز كرد و تسبيحى را كه از تربت كربلا بود، به سفير نشان داد و گفت : پيغمبر اسلام (ص ) فرمودند، كربلا قطعه اى از بهشت است . تصديق سخن توست! تو خود اقرار كردى و گفتى ، قواعد و علوم اين حديث من خطاء نمى كند و حديث پيغمبر(ص ) را هم در صدق گفتارش ‍ اعتراف كردى ، و پسر پيغمبر ما در اين تربت كه قطعه اى از بهشت است ، مدفون است اگر غير اين بود در بهشت و تربت آن مدفون نمى شد، سفير چون قاطعيت برهان و دليل را مشاهده كرد مسلمان شد.
منبع : دار السلام - امالى
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MohammadSadra
۱۰:۲۰, ۲۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
جنایات متوکل عباسی در حق آن حضرت


و بعد از آن از هر جانب شیعیان بزیارت می‏آمدند در زمان بنی‏امیه، و ایشان منع می‏کردند، و می‏کشتند، و بر دار می‏کردند، و دست و پا می‏بریدند، فائده نمی‏کرد، تا اینکه نوبت به متوکل عباسی رسید، و آن ملعون ناصبی بود، و عداوت بسیار با حضرت فاطمه (سلام الله علیها) داشت، پس منع شدید از زیارت آن جناب نمود، و چون دید ثمری ندارد، امر کرد که قبر مبارک را خراب کنند، و اثرش را محو نمایند، و شخم کنند، و آب بر آن بندند، و از خصائص آن حضرت آن است که همین ملعون، عاقبت امر به تعمیر قبر مطهر نمود، و منادی گذاشت که هر کس به زیارت رود، مرخص است، و تفصیل این قضیه [چنان است] که در اخبار مأثور است که متوکل از خلفای بنی‏عباس، بسیار عداوت و بغض نسبت به اهل بیت رسالت داشت، پس امر نمود که قبر مطهر را خراب کنند، و آب از نهر علقمه بر او جاری نمایند، تا اثری از آن نماند، و تهدید شدید نمود بر کسانی که به زیارت روند، و اشخاصی را معین کرد بر سر راهها، و امر کرد که هر کس را بیابند، که به قصد زیارت می‏رود، او را بکشند، تا اینکه نور خدا را مگر خاموش نماید، و این خبر رسید به شخصی از اهل خیر و صلاح، که او را زید مجنون می‏گفتند، و لکن مردی بود، باعقل و زیرک، و دانا، او را مجنون می‏خواندند [زیرا]، در مقام محاجه بر همه کس غالب می‏شد، و همیشه مخالفین را الزام می‏کرد، و از جواب عاجز نمی‏شد، از این جهت او را مجنون خواندند، چون شنید که قبر آن حضرت را شخم کردند، بسیار بر او گران آمد، و مصیبتش تازه شد، و در آن وقت در مصر مسکن داشت، پس متحیرانه از مصر روانه شد، و به کوفه آمد.
و در آن وقت بهلول در کوفه بود، روزی مجنون او را ملاقات کرد، و بر او سلام کرد، بهلول پرسید که از کجا مرا شناختی و حال، اینکه ندیده بودی؟ گفت عالم ارواح را ارتباطی است، بهلول گفت: ای زید به چه خیال از وطن حرکت کرده‏ای و به این دیار آمده‏ای؟ گفت: شنیدم این ملعون امر کرده است به شخم کردن قبر حسین (علیه‏السلام)، و قتل زوارش، پس عیش من مکدر شد، و از شدت حزن و الم بی‏اختیار بیرون آمدم، بهلول گفت: من نیز به این احوالم، پس بیا برویم به کربلا، تا ببینیم چه می‏کنند؟ پس دست یکدیگر را گرفته و روانه شدند، چون به قبر حضرت رسیدند، دیدند بحال خود باقی است، هر چند بنیان آن را خراب کرده‏اند، و لیکن هر چه می‏خواهند، آب بر او جاری کنند، آب متحیر می‏شود بدور قبر به قدرت خدا، و یک قطره به قبر شریف نمی‏رسد، و چون آب بنزدیک قبر می‏رسد، زمین قبر بلند می‏شود به اذن خدا، پس تعجب نمود زید، و گفت: ای بهلول ببین، که می‏خواهند نور خدا را خاموش کنند و خدا البته نور خود را تمام خواهد نمود هر چند مشرکین کراهت داشته باشند. " 1 "

- بحار 407 - 403 :45 - منتخب طریحی 69 - 67 :2 - مجلس 5
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، علیرضا110 ، أین المنتظر ، MohammadSadra ، Islam
۱۸:۳۲, ۲۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
امیر المؤمنین (علیه السلام) و وعده بهشت به عاشوراییان...

هرثمةبن سلیم می گوید
:
در سفر شام همراه علی (علیه السلام) به سرزمین کربلا رسیدیم. نماز به جاعن خوانده شد. س از نماز امام مقداری از خاک کربلا را بویید و فرمود:
کربلا؛ مردانی از تو روز محشر می آیند که بدون حسابرسی وارد بهشت می گردند.
پس از جنگ صفین این خبر غیبی امام را با شگفتی به همسرم رساندم. و او گفت:
علی (علیه السلام) جز سخن حق نمی گوید.
روزگار سپری شد، تا لشکرهای ابن زیاد به سوی کربلا می رفت. من هم با آن ها به کربلا رسیدم که سخن امیرالمؤمنین یادم آمد. فوراً خود را به حسین (علیه السلام) رسانده و خبر غیبی علی (علیه السلام) را به امام گفتم.
امام فرمود: به یاری ما آمدی یا جنگ با ما؟
گفتم: هیچکدام
فرمود: پس دور شو. زیرا کشته شدن ما را بنگرد و ما را یاری ندهد، در جهنم خواهد بود.


شرح ابن ابی الحدید، ج3، ص961.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، saloomeh ، MohammadSadra ، hesam110 ، Islam ، khadem
۱۸:۳۹, ۲۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #20
آواتار
نماز و ياد حسين عليه السّلام
بهترين چيزى كه سجده بر آن سفارش شده ، خاك كربلا و تربت امام حسين عليه السّلام است . امام صادق عليه السّلام هنگام سجده پيشانى مقدّسش را بر خاك كربلا مى گذاشت . براى همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين نيز رواياتى وارد شده است تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان اللّه است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پرده ها و قرب بيشتر به ذات مقدّس خداوند است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، أین المنتظر ، saloomeh ، MohammadSadra ، hesam110 ، Islam ، khadem
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) صبح صادق 4 2,181 ۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳
آخرین ارسال: صبح صادق

پرش در بین بخشها:


بالا