|
درباره مردی که رؤیاهایش صادق بود و نفسش حق
|
|
۹:۲۰, ۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
![]() حالا روزها گذشته اند و بیش از چهار سال از رحلت جانسوز آیتالله عبدالکریم حقشناس گذشته است، ولی هنوز هم بسیاری دل به سیر و سلوکی سپردهاند که او به آنها آموخته است. گزارش زیر نگاهی گذراست به زندگی آن بزرگوار به زبان خودش که هفته نامه پنجره آن را روایت کرده است: «مادرم سواد نوشتن و خواندن نداشت؛ اما به خوبی قرآن و مفاتیح را میخواند و حتی آیات مبارکه قرآن را میان کلمات دیگر تشخیص میداد. این را به خوابی که از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دیده بود، مربوط میدانست. در آن رؤیا ایشان امام(علیه السلام) را دیده بود که به او دو قرص نان میدهد؛ یکی از آنها را شیطان میدزدد، اما او موفق میشود که دیگری را بخورد. پس از این که صبح از خواب برخاسته بود، دیگر میتوانست قرآن را بشناسد و بخواند.» آیت الله حاج میرزا عبدالکریم حقشناس تهرانی، در سال 1298 شمسی در خانوادهای متدین در خیابان عینالدوله تهران (ایران کنونی) متولد شد. نام پدرش علی بود و نشانان صفاکیش. او سالها بعد نام خانوادگیاش را برای رفع مشکل سربازی به حقشناس تغییر داد. پدرش یکی از صاحبمنصبان فرمانداری تهران بود و به همین دلیل به علیخان شهرت داشت، ولی او در همان دوران طفولیت عبدالکریم فوت کرد و سرپرستی بچهها بر دوش مادر افتاد. مادر هم تا سن 15 سالگی عبدالکریم زنده بود. روایت تغییر مسیر زندگی «من در همان سنین از مادر مرحومه ام خوابی دیدم. ایشان در عالم رؤیا دست دراز کرد و چراغی روشن را از سقفی با سیم کند. مادرم آن چراغ را به دست من داد. چراغ همچنان روشن ماند.» راه زندگی عبدالکریم پس از دیدن این خواب تغییر کرد و چراغی پرفروغ در زندگیاش روشن شد. او در همین دوران از جمع فارغالتحصیلان مدرسه دارالفنون جدا شد و به جای ادامه تحصیل در دانشگاه یا اشتغال در یک اداره دولتی، به دنبال علوم دینی رفت. عبدالکریم نخست در محضر شیخ محمد حسین زاهد به یادگیری دروس حوزوی و نیز سلوک اخلاقی پرداخت. خیلی زود استاد از اوضاع زندگی شاگرد جوانش آگاه شد و به او توصیه کرد که برای مؤمن، شایسته نیست دست بر سفره دیگران داشته باشد. عبدالکریم پس از توصیه استاد، از خانه دایی بیرون رفت و با توجه به تسلط بر ریاضیات جدید و زبان فرانسه که ارمغان تحصیل در دارالفنون بود، کار حساب و کتاب یکی از تجار بازار را بر عهده گرفت. حقوق ماهانه پیشنهادی تاجر به عبدالکریم بین 20 تا 25 تومان بود، ولی او حقوق سه تومان را درخواست کرد و در ازای تعجب تاجر گفت: «من حقوق کمتری میگیرم تا بتوانم نماز و درسم را سر وقت به جای آورم.» ادامه دارد ان شاء الله .... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۱, ۲۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
باسلام [b]امروز به روايتي ميلاد بابركت حضرت امام محمدباقر (سلام الله عليه) ميباشد . در ذيل خلاصه اي از زندگي و 140 جلسه درس اخلاق حضرت آيت الله شيخ عبدالكريم حق شناس (رحمة الله علیه) كه بحق يكي از تربيت يافتگان مكتب امام باقر(سلام الله عليه) مي باشند را بحضورتان ارسال مي دارد .[/b] شرح مختصري از زندگاني استاد اخلاق مرحوم حضرت آيت الله شيخ عبدالكريم حق شناس (رضوان الله تعالي عليه ) v سال 1298 شمسي در تهران متولد شد . پدرشان صاحب منصب در فرمانداري تهران بودند وبه علي خان شهرت داشتند . و سه فرزند بنام ولي ، كريم و رحيم داشتند . منزل پدر در خيابان عين الدوله ( ايران ) سابق بود . و پدر بزرگوارشان را در سن كودكي از دست دادند . و مادر تا سن 15 سالگي ايشان در قيد حيات بودند . v آقاي حق شناس كسب معنويت خود را مديون مادرشان مي دانستند و مي فرمودند : مادرم سواد خواندن و نوشتن نداشت ، اما به خوبي قرآن و ادعيه را مي خواند . بعداز وفات مادرشان تحت كفالت دايي بزرگشان قرار مي گيرند . [b]v دوران دبيرستان را در دارالفنون گذراندند ( كه در آن زمان دارالفنون هم دانشگاه و هم ادارات دولتي را نويد مي داد ) كه برادران ديگرش همين راه را طي كردند . v سال اخر دبيرستان با روحاني وارسته و عامل آقاي شيخ محمدحسين زاهد آشنا مي شوند كه ايشان را شيفته معنويت و كسب علوم ديني مي گردند . v آقاي شيخ محمدحسين زاهد وقتي از اوضاع زندگي ايشان آگاه مي شود ، مي فرمايند : براي مومن شايسته نيست كه دست بر سفره ديگران داشته باشد .باتوجه به اينكه ايشان رياضيات جديد و زبان فرانسه را به خوبي مي دانست ، كار حساب و كتاب يكي از تجار بازار تهران را عهده دار ميشوند ( اين شغل در آن روزگار ميرزائي خوانده مي شد و اصطلاح حسابدارري هنوز در عرف مردم وجود نداشت ) . v وقتي از مقدار حقوق كه بين 20 تا 25 تومان بود به ايشان پيشنهاد مي شود آقاي حق شناس پيشنهاد 3 تومان را مي دهد ؛ تعجب مي كنند و مي پرسند چرا؟ مي فرمايند : من حقوق كمتري مي گيرم تا بتوانم نماز و درسم را سروقت به جا آورم . v ايشان همينطور كه كار مي كردند به تحصيل دروس علوم ديني مشغول بودند و در يكي از حجرات مسجد جامع تهران سكونت داشتند . v بعد از كسب علم و معارف از استاد خود آقاي شيخ محمدحسين زاهد از اساتيد ديگر همچون آيت اله شاه آبادي و آيت اله ميرسيد علي حائري در تهران بهره هايي فراوان مي برند ( يك هم بحث و درس با استعداد و خوب بنام ميرزا ابوالقاسم گرجي پيدا مي كنند كه بعدها ايشان به دانشگاه رفتند و با نام « دكتر ابوالقاسم گرجي » استاد ممتاز دانشگاه تهران شدند ) v آقاي حق شناس مي فرمودند : براي آينده تحصيل به حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل شدم ، در خواب حضرت را زيارت كردم و آن حضرت مرا به مدرسه دارالشفاي قم رهنمون شدند ؛ بعدها وقتي به قم رفتم متصدي حجرات كه مرحوم شهيد صدوقي بودند كليد حجره اي را به من دادند كه حضرت قبلا آن حجره را نشان داده بودند . v [/b]يكسال همراه كسي در حجره بودند كه او از بيداري قبل از اذان صبح امتناع داشت ، و به ايشان اجازه نمي داد ساعت را قبل از اذان كوك كند . مي فرمودند : چاره اي نداشتم ، آزار هم حجره هم كه جائز نبود تمام آن يكسال نماز شبم را در طول روز قضا خواندم ؛ در نتيجه اين صبر سال آينده خداوند توفيق عنايت فرمود با امام خميني (رض) هم حجره شدم كه اين يك فوز بود . v طبق فرموده خودشان بعلت شدت مطالعه و درس خواندن بارها گرفتار خونريزي بيني شدند و در نهايت در امتحانات دروس آيت الله العظمي بروجردي (رض) به شاگرد اولي رسيدند . v در دهه چهل سفري چند ماهه به عتبات عاليات داشتند در اين سفر آيت الله العظمي خويي (رحمة الله علیه) به ديدن ايشان مي روند و بعد از تعارفات مرسوم وارد بحث علمي مي شوند . بعدا آيت الله خويي (رحمة الله علیه) فرموده بودند : در اجتهاد ايشان ترديدي نيست . [b]v سال 1331 اقاي شيخ محمدحسين زاهد وفات يافتند ؛ ايشان وصيت كرده بودند براي اداره و امامت مسجد از آيت الله حق شناس دعوت كنند . v بزرگان و سرشناسان اهل مسجد به قم مي روند و به محضر آيت الله العظمي بروجردي (رض) مي رسند و از معظم له درخواست مي كنند كه حاج آقاي حق شناس را براي امامت مسجد امين الدوله ( در بازار تهران ) مامور نمايند . آيت الله العظمي بروجردي (رض) فرموده بودند : شما فكر نكنيد يك طلبه است كه به تهران مي آيد ، شما مرا به همراه خود به تهران مي بريد . v ايت اله حق شناس مي فرمودند : بازگشت به تهران براي من بسيار گران بود ، قم براي من محل پيشرفت و ترقي علمي و عملي بود و به هيچ وجه ميل به آمدن به تهران را نداشتم . روزهاي سختي را بر ايشان گذشته بود و به مشورت با حضرت امام (رض) مي روند و ايشان مي فرمايند : وظيفه است بايد برويد عرض مي كنند شما چرا نمي رويد ؟ ايشان مي فرمايند : به جدم قسم اگر گفته بودند روح الله بيايد من مي رفتم . v با عزيمت ايشان به تهران مسجدشان پايگاهي براي كسب معارف ديني و تربيت جوانان مي گردد . و بسياري از رزمندگان و شهدا از اين استاد گرامي كسب فبض نمودند و ايشان را مدافع راستين انقلاب و حضرت امام (رض) ديدند . v در اوائل جواني از يك تعليم غيبي دستور يافته بودند كه بعنوان دستور سلوك ، سه كار را به هيچ وجه رها نكنند ؛ نمازجماعت ، نماز شب و درس . v [/b]از خصوصيات ممتاز حضرت آيت الله حق شناس (رض) 1- انجام حوائج مردم 2- عشق به مردم 3- احترام خاص به بانوان و رعايت حق و حقوق آنها تا جايي كه اگر مي دانستند كسي به همسرش بدرفتاري مي كند بسيار ناراحت مي شدند و مي فرمودند : « من كمال خود را در خدمت به همسرم مي دانم و خود را موظف مي دانم كه آنچه ايشان مي خواهد را فراهم كنم .» 4- حساسيت شديد نسبت به گناه غيبت . [b]v
سرانجام اين عبد صالح و عالم عامل و استاد اخلاق در روز دوشنبه اول مرداد 1386 شمسي روي در نقاب خاك كشيد و روح مطهرش به سوي مقعد صدق عند مليك مقتدر پرواز كرد . ******************************* [font=B Mitra][/font] |
|||
|
|
۸:۲۴, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۸:۲۸ توسط كارمند پيمانی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
چكيده 140 جلسه مباحث اخلاقي و عرفاني مرحوم حضرت آيت الله شيخ عبدالكريم حق شناس (رضوان الله تعالي عليه ) [/font] [/b] [b]مومن از شئونات حضرت حق است . [/b] وسائل وصال به مطلوب را بايد دوست داشت . تنها راه تشخيص وسوسه شيطاني از نفخات قدسيه، مراقبه است . اگر تحصيلات علمي شما با علم اخلاق توام نباشد ، منقطع مي شود. خداي متعال مي فرمايد : اي دنيا! خدمتگزار باش كسي را كه خدمتگزار من است و آزار بده كسي را كه خدمتگزار توست. علم را براي عمل كردن ياد بگيريد . علت عدم رسيدن ما به مقامات عاليه اين است كه ما عمل در كلاسهاي قبل نكرديم . تا توجه به كثرات است مقام وحدت را نمي توان ديد . امر آخرتتان را اصلاح كنيد تا امورات دنياي شما اصلاح شود . هرانساني يك تكليف اجتماعي دارد و يك تكليف انفرادي. آنچه كه شما در سفر آخرت همراهتان داريد علم و عمل صالح خود شما است . قدم به قدم عمل خود را با فرمايشات معصومين سلام الله عليهم منطبق كنيد . تنها ياور شما در مواجهه با حضرت ملك الموت سلام الله عليه عمل صالح شماست . تعلقات است كه مانع پرواز انسان مي شود . كسي كه مبارزه با نفس مي كند خداوند متعال عيوب زندگي اش را به او گوشزد مي كند و راه و روش زندگي حقيقي را به او مي آموزد . دين عمل به بندگي حضرت حق است . اولياي خدا وقتي مي توانند براي ما كاري بكنند كه شناخته نشده باشند . توقف شما در سير الي الله منوط به اين اين است كه چقدر به افراد جامعه احسان مي كنيد و اين در راس امور است . در هر كاري هستيد علم اخلاق لازم بر شماست . فقط با مواعظ الهيه است كه قلبتان شستشو داده مي شود . اگر سالك بداند در شناخت پروردگار چه چيزي نهفته است ديگربه زرق و برق دنيا اهميت نمي دهد . اگر از باب رحمت حق ، قصد ورود داريد ، بايد كمي پول خرج كنيد و به فقرا و مسكينان و يتيمان كمك كنيد . كساني كه در سير الي الله از راه حكمت عملي وارد مي شوند ، سريعتر قلب آنها از نور ايمان اشراب مي شود . بعداز امام زمان سلام الله عليه اشرف خلائق پروردگار متعال (ابليس) است ، شيطان به مبذا و معاد نيز اعتقاد دارد آيا ما به اندازه شيطان اعتقاد به مبدا و معاد داريم ؟! شيطان فقط عمل نداشت والا علمش كامل بود . علم حجاب اكبر است . كلاس اول علم است ، اين تازه اول حجاب است . بعداز اين مرحله تازه بايد آن علم را در قلب پياده كرد ، اين قوه برهاني بايد به قلب برسد كساني كه در زمان غيبت قرار دارند افضل افراد زمان هستند و آنقدر به آنها شناخت عنايت مي شود كه اصلا غيبت مفهومي براي آنها ندارد. اگر سير نزولي تان را هم به شما اطلاع دهند ،بدانيد كه در نظر پروردگار متعال هستيد و جزو قلم خورده ها نيستيد. آن نيروي كه بتواند شما را در مقابل شيطان و نفس محافظت كند محبت به پروردگار متعال است . اگر پروردگار متعال را دوست داريم بايد ثابت كنيم ، بايد از نعمتهاي او در راه خود او استفاده كنيم . علت اينكه دست و زبانم در كنترل من نيست براي اينست كه قلبم تاريك است و كنترل قلب با رعايت دستورات شرع ميسر است . بايد به ضد خطورات ذهنيه با نفس مبارزه كرد ، آرزو و آمال شما را به سوي فقر و ناداري سوق مي دهد و يك افكار پيچيده بر قلب شما مسلط مي شود . اگر دروس مادي را مي خوانيد علم اخلاق را هم بايد فرا بگيريد والا آن زرق و برقها شما را تحت تاثير قرار مي دهد. وقتي نعمتهاي خداي متعال از شما برداشته شد ، اگر از روي عقيده خالص پروردگار را بخوانيد خداوند متعال نيز فساد كارتان را به شما نشان مي دهد . موسي (علیه السلام) 10سال در مدين شاگردي كرد و استاد شد ، بدون استاد نمي شود سير كرد. اگر اراده كني كه خودت را حفظ بكني پروردگار هم در هنگام ارتكاب به معاصي براي تو ايجاد مانع مي كند . اگر بخواهيد از دنيا استفاده كنيد بايد اول از پله آخرت شروع كنيد. علم خداي متعال علم حضوري است (مثل علم حضوري نفستان به اعضاء و جوارح خودتان ) و علم ائمه عليهم السلام علم ارادي است . براي رفع اشتباه بايد به استاد رجوع كرد ، فقط يك عده خاصي هستند كه نياز به استاد ندارند و آنها كساني هستند كه به باب سلامت رسيده اند.ادامه دارد ... قربيل مردم آخرالزمان مثل قربيل اصحاب حضرت امام حسين (علیه السلام) است در شب عاشورا . [/b] دين دوپايه دارد 1- ايجاد مقتضي 2- رفع مانع (اين يكي كار هركسي نيست فقط بايد خدايمتعال كمك كند) ابليس شاگرد نفس است ، اگر شما بخواهيد اين نفس را كه استاد شيطان است بكوبيد و رامش كنيد بايد 1- خود را فقير كنيد ، بايد خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هيچ بدانيد . 2- بعداز اين مرحله ، مرحله شب زنده داري است ، اين دو راه ، راه مبارزه با نفس است . خداوند متعال در آخرت با فضيلتش با ما برخورد مي كند و مزدي در كار نيست . اگر تفقه در دين نداشته باشيد پروردگار متعال نظري به شما ندارد . يا ايها الذين آمنوا آمنوا ... اي كساني كه به عقلتان باور كرديد ، به قلبتان باور كنيد . قلب خانه ملائكه است ، صفات رذيله مثل سگهاي پارس كننده اي هستند و ملائكه در خانه اي كه سگ باشد وارد نمي شوند . خداوند متعال مي فرمايد : من هروقت بخواهم عذاب كنم بندگانم را ملاحضه كساني را كه در حال مراقبه هستند مي كنم . پس اول قدم ترك معاصي است (رفع مانع). حضرت موسي (علیه السلام) از حضرت خضر (علیه السلام) سوال كرد كه چرا من مامور به اطاعت تو شدم ؟ حضرت فرمودند : به دليل اينكه من اول رفع موانع از خودم كردم نه ايجاد مقتضي . دنبال مقام و منزلت معنوي نباشيد . دنيا همان تعلقات خاطر شماست ، تعلقات بيجا ، اين بت است ، لازم نيست بتراشي ، همان تعلقات بت شماست . فيض كاشاني (رحمة الله علیه) مي فرمايند : اعانت الهي علامت دارد و آن حزن و اندوه است . نگراني سالك به اينكه آيا بهشتي است يا جهنمي !؟ افضل مراتب در نزد خاندان عصمت (سلام الله علیها) رتبه فقيه است .يعني تفقه در دين داشتن .(افضل الناس المتفقهون) فقاهت فقط مسئله گفتن نيست بلكه درك آن پيچ و خمهاي پيچيده روزگار است . دونصيحت شيطان به يكي از انبياء (علیه السلام) : اول : بازن اجنبيه خلوت نكن ! دوم : اينكه غضب نكن . اگر به احكام اسلام پشت بكنيد خداوند متعال شما را دچار سه مصيبت مي كند : 1- اينكه در راس شما يك سلطان جائر قرار مي دهد .2- اينكه شما را بي ايمان از دنيا مي برد .3- اينكه شما را خوار و ذليل مي كند تا زماني كه زنده هستيد. تا به امروز چگونگي ارتباط اين قلب صنوبري و نفس ناطقه را كسي درك نكرده است . حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايد : وقتي فرمايشات ما به قلبتان نريزد ، قلب مي ميرد . خواندن كتاب معراج السعاده كافي نيست بايد استاد داشته باشيد . نبي اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اواخر عمر مباركشان فرمودند : مردم بايد بدانند به مقاصد خودشان دست پيدا نمي كنند مگر به مجاهده ، منتهي مجاهده بايد درراه ما باشد ، مجاهده در مسير ديگر قبول نيست . آن شيطاني كه مسئول نماز شب است از همه قوي تر است در وسوسه كردن ، اما نسبت به مخلصين اسلحه اش كارگر نيست . مواظب آن شيطان باشيد. هي درصدد نباشيد روايت بنويسيد و علم ديگري ياد بگيريد ، بايد عمل هم با آن همراه باشد . اگر به دانستني هايتان عمل نكرديد هر روز از پروردگار متعال دورتر مي شويد . هرچقدر ايمان مومن ترقي بكند يك غصه اي براو مسلط مي شود كه مبادا حجابي بيايد و بين او و محبوبش جدايي افكند . در آخرالزمان شيطان مي آيد و اول كاري كه مي كند عقيده ها را مي برد . حضرت مي فرمايند : كسي كه به اخلاق عملي متصف نيست ، اصلا صلاحيت امر به معروف و نهي از منكر را ندارد . اگر مودب با افراد جامعه رفتار كنيد و آنها را تحقير نكنيد ، حضرت مي فرمايند : شما سيد زمان خودتان هستيد . اگر با اين ديد به امور اجتماع بنگري از امور عباديت بهرمند خواهي شد . اين نظر امام (علیه السلام) است . آن حديثي كه ضامن اجرايي ان خود خداست . حديث : « من اخلص اليه اربعين ... است » هر كس خودش را 40 روز در راه خدا خالص بكند ، پروردگار متعال عيوبش را به او متذكر مي شود و او را به دار سلامت رهبري مي كند . به بندگي كردن است كه انسان از ماسوي الله منقطع مي شود . خداوند متعال مي فرمايد : همانطوريكه اراده من نافذ است اراده شما نيز نافذ است . عمل جاهل بدون استاد هرچقدر هم كه برسرعت سيرش اضافه بكند از هدفش دورتر مي شود . اگر به درجه اجتهاد هم كه برسي تازه بايد از حجاب اكبر كه علم است بترسي ، تازه اول راه است . امام حسن عسگري (علیه السلام) مي فرمايند : سفر الي الله ممكن نيست مگر به سوار شدن در شب . امام صادق (علیه السلام) مي فرمايند : نورانيتي را كه خداوندمتعال به كسي افاضه بفرمايد تا قيام قيامت از او نمي گيرد . اگر انحرافاتي هم به علت معصوم نبودن پيدا بكند آن نورانيت كم مي شود ولي در اثر توجه به پروردگار متعال مجددا شعله ور خواهد شد . امروزه اعتقاداتمان را كه سرمايه اصلي استجابت دعا است ، از ما گرفته اند . اگر مطلوبي داريد در نزد پروردگارتان ، حداقل يك كار بدتان را ترك كنيد و يا يك امر عبادي را بر امور روزانه تان اضافه كنيد ، بعد مشاهده مي كنيد كه چه پرده هايي براي شما باز مي شود اگر صادقانه وارد شويد . يا انسان بايد به آن كمال مطلق برسد و يا در طريق رسيدن به آن كمال مطلق باشد . اول قومي كه در زمان ظهور حضرت بقيه الله ( عج) ايمان مي آورند ژرمن ها هستند . چرا ؟ چون مطالعات خارجي زياد دارند . قضاوت برنارد شاورل فيلسوف ايرلندي در مورد اسلام : من پيش بيني مي كنم كه اروپا در آينده به دين محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي گرود . و ما بايد محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نجات دهنده عالم بشريت بدانيم . هرچه بشر عقلش پخته شود و دنياي روز در مراحل علم توام با اخلاق جلوتر برود و هرچه عقل كه نجات دهنده بشر است ترقي كند بهتر احكام اسلام را درك مي كند . اگر كسي بخواهد بداند كه نمازش قبول است يا خير ! حضرت مي فرمايد : بايد ببيند تا چه حدي ار فحشاء و منكر دور شده است اگر عملتان خوب بود نمازتان هم خوب بوده است . از خودتان حساب بكشيد تا پشت پرده را به شما نمايان كنند. زيارت قبور معصومين (سلام الله علیها) به نيت سياحت مورد قبول نيست بايد ببينيد محرك اصلي تان در زيارت چيست . مگر در زمان غيبت نفرموده اند كه ( بين الدفعتين ) براي شما كافي است ؟! خبر واحد اينست كه (بين الدفعتين) متواترا قرآن كريم است و همين هم تا ظهور دولت حقه شما را را كافي است ، با 15 هزار صلوات فرستادن و انتظار زيارت حضرت را داشتن كار درست نمي شود بايد عمل كنيم به دستورات حضرت ، آيا عمل ما كافي است كه آقا را زيارت كنيم ؟ كسي كه بدون داشتن استاد خبير اكتفا كرد به سير و سلوك خودش ، وساوس نفسانيه به او هجوم مي آورد و چون كيفيت عبادتش را از صاحب شرع نگرفته است ع آنوقت در قلبش خيالات فاسده و تصورات باطله هجوم مي اورد و به كفر كشيده مي شود و از جاهلين خواهد شد . حضرت علي (علیه السلام) فرمودند كه دو نفر به من ضربه زدند : عالم متحتك ، عالمي كه به علمش عمل نمي كند /مقدسي كه احكام شرع را نمي داند . امام صادق (علیه السلام) فرمودند : درونت را به حضرت حق عرضه كن ، به شرطي كه اگر حضرت حق دستت را گرفت استقامت داشته باشي . واسطه فيض حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است . اين حضرت كه مقام و منزلت او اينقدر بزرگ است . پروردگار متعال به او مي فرمايد : به بنده كه گنه كار من سلام كن ! مومن در مقام انسانيت به جايي مي رسد كه بدنش در ميان مردم است و عقل و روح و قلب او در آخرت سير مي كند . اين قضيه چيست كه سابقين عقيده شان نسبت به معبود در درجه اول بوده است . حالا معصيت كه مي كردند زود توبه مي كردند ، اما متاسفانه اولياي خدايي هم كه در نزد ما هستند معلوم نيست استقامت انان به اندازه سابقين باشد ، مگر اوليايي كه در درجه اول هستند . ادب كنيد نفوس خود را به تلاوت قرآن و تضرع در سحر . امام سجاد (علیه السلام) مي فرمايند : بين شب و روز باغهايي است كه ابرار و نيكان در آن باغها تنعم مي كنند و روحشان را قوت مي بخشند . آنچه كه از ملكات و فضائل در ماه مبارك رمضان كسب كرده ايد ، تداومش موضوعيت دارد ! اگر چنانچه بخواهيد به خواهشهاي نفساني خودتان اطاعت كنيد ، مادامي كه آسمان و زمين برقرار است در مرتبه بهيميت و حيوانيت باقي خواهيد ماند . بايد آنقدر زحمت بكشيد تا عقل را بر اريكه سلطنت بنشانيد و آن خاطرات بد را از خود دور نمائيد تا آنوقت از باطن شما و آن جرقه از نهاد شما ظهور كند و ان راهي كه سبيل انبياء عظام است شما ببينيد . مبادا آن وساوس شيطاني شما را به اين طرف و آن طرف دعوت كند و شما از آن راه اصلي كه هدف انبيائ است باز بمانيد . كساني كه بي حساب وارد بهشت مي شوند سحر خيزان و صبر كنندگان هستند . آن ملكاتي كه در شب كسب كرديد ، در طي روز حفظ كنيد ( با جلوگيري از گناه ). در آخرت عمل شما معرفت شماست . اگر تقوي كه درجه اولش ترك محرمات و فعل واجبات است انجام داديد قوه شنوايي در قلب شما ايجاد مي شود و موعظه براي شما مثل چدن مي شود . اگر خداي ناكرده گناه كرديد قوه شنوايي موعظه را از شما خواهند گرفت . يا عالم باش ، يا متعلم ، يا مستمع و يا دوستدار علم باش . ملاك در مومنين عطوفت ، مهرباني و انسانيت است . خداي متعال مي فرمايد : اگر شما در نزد اهل معصيت و در امور دنيايي تان و هنگامي كه غرائز شيطاني بر افكار شما هجوم مي آورد مرا ياد كنيد من هم در ايام گرفتاري شما را ياد مي كنيم و گره از كارتان باز مي كنيم . علت بدبختي دنياي امروز اين است كه عقل خانه نشين شده است و نفس بر اريكه سلطنت نشسته است . وقتي به اين سه چيز متخلق شدي وسوسه شيطاني در تو از بين مي رود : اول اينكه هرآنچه در دست توست ملك خودت نداني . دوم اينكه مدبر امورات را خداوند متعال بداني و اگر عمل نيكي انجام دادي از آن خدا بداني . سوم اينكه تمام اشتغال خود را در انجام اوامر و نواهي الهي صرف كني . در جلسات موعظه ملائكه حضور دارند و بدها را به ميمنت حضور خوبان مي بخشد . براي كساني كه در راه رهايي از نفس عماره مجاهده كردند و نورانيت قلب پيدا كردند ، پرده ها از روي چشم آنها در همين عالم مادي دنيا برداشته مي شود ، ولي براي بقيه انسانها آن پرده را شب اول قبر بر مي دارند و به او عالم غيب را نشان مي دهند . اگر اهل دوزخ و بهشت را مي بينيد بايد زبانتان را ببنديد ، چرا ؟! چون خداي متعال ستارالعيوب است ، نبايد آبروي كسي را ببريد . راههاي زيادي براي رسيدن به خداي عزوجل و قرارگرفتن در صراط مستقيم وجود دارد ، ولي بايد ببينيد استاد خبير كدام راه را براي شما در نظر خواهد گرفت ؟ خداي عزيز و رحيم بايد دردي در شما ببيند كه دوا بكند ، اگر شما خودتان را مظلوم و فقير در خانه خدا بدانيد و درد خود را به خداي متعال ابراز كنيد غيرممكن است لبيك نگويد و دعاي شما را مستجاب نگرداند . پس مادامي كه من در وادي نفس هستم و آن خطورات ذهني قلب مرا مشغول كرده است حضرتمي فرمايد : ابواب معارف و مكاشفات بواسطه آن تعلقات به روي او بسته است و همين كه بواسطه رياضت شرعيه از اين خانه تاريك مسافرت كرد انوار هدايت بر قلب او باز مي شود ، وقتي انوار هدايت بر قلب او سرازير شد ، ديگر به دنيا و دل بستگي هاي آن اهميت نمي دهد ، و راه را از چاه تشخيص مي دهد . ايا شما تشخيص مي دهيد ؟ خير ! چرا؟ چون قلب تاريك است ، وبه جاي اينكه عيوب خودت را ببيني مرا مي بيني ، اين مانع است . اگر چشم خدا بيني ببخشد نبيند هيچ كس عاجزتر از خود اولياي خدا ملاكي دارند كه فقط در خود آنهاست . به محض اينكه اراده عمل بدي كنند قلب آنها در حجاب مي رود و اين حجاب قلب نشانه اين است كه اين عمل را انجام ندهند ، آيا ما هم اين ملاك سنجش را داريم ؟ اگر نداريم بايد برويم خدمت استاد . نور بالقوه در همه هست ، فعليتش اين است كه انسان عقل را بر اريكه سلطنت بنشاند و نفس را خانه نشين بكند ، بايد اطاعت دستورات رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بكنيد . اگر اطاعت كرديد آن نور در شما بالفعل خواهد شد . در قيامت كساني مي آيند كه حسنات و اعمال نيك دارند و چهره هاي آنها نورانيت فراواني دارد ، ولي منادي ندا سر مي دهد كه برويد به سمت آتش ! سوال شد از حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه آيا آنها نماز مي خواندند و روزه هم مي گرفتند ؟! حضرت فرمودند : بلي ! نماز شب هم بپا مي داشتند ولي از دنياي حرام اجتناب نمي كردند . [b] اين موانع با نماز شب برطرف نمي شود بلكه فقط با مراقبه و دوري از حرام اين موانع رفع مي گردد كسي كه چل روز در جماعت شركت كند مرتبه خلوص را به او مرحمت خواهند كرد . ( اگر توجه داشته باشد ) كار امروز را به فردا مسپاريد ، امر شده كه هي تصميم قاطع بگيريد ولو اينكه نقض شود ، دومرتبه ، سه مرتبه و ... بايد قاطعيت داشته باشيد . اگر شده در يك برهه زماني كوتاه . حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند : خدا رحمت كند كسي را كه زير همه گناهش يك استغفار داشته باشد .[/b] شصت مرتبه هم كه در مبارزه نفس شكست خوردي بايد بلند شوي و بگويي من پيروزم ! مهم آن قاطعيت و تصميم اول شماست . خداوند متعال در نهايت شما را ياري مي كند . انشاالله بايد خداي متعال به شما عقلي را عنايت كند كه استادتان را بشناسيد . از ريزه كاري هاي تهذيب اخلاق مراقبت رفتارتان در منزل است . مجاهده به مراقبه ميسر است و مراقبه به محاسبه . علامت ايمان از نظر رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ايجاد يك نداي دروني در مومن است . اگر گناه كرديد عمرتان كوتاه مي شود ! خداوند متعال مصالح و مفاسد شما را در احكام دين قرار داده است . يك نورانيت و توجهي لازم است كه ما بفهميم شيطان از چه راهي وارد مي شود و آن هم ميسر نيست مگر با مراقبه . جبهه مبارزه با نفس قوي تر از مبارزه با شيطان است . در اينجا هي بايد خدا را در سحرگاهان صدا بزنيد و از او كمك بخواهيد . به حضرت داود (علیه السلام) خطاب رسيد كه اگر واقعا عباد من را اطاعت كنند من آنان را كفايت مي كنم و بر خود واجب مي دانم كه اطاعت آنان را بكنم ، اگر فقط مرا بخوانند . خطاب «ادعوني » با ذهن مشغول به تعلقات اجابت ندارد ، بايد توجه به حضرت حق داشته باشيد . قلب استقامت پيدا نمي كند تا مادامي كه زبانش تحت اختيار عقل باشد . مذاكره علم ، افضل است بر شب زنده داري در شب قدر . ساعتي كه شما در تحصيل علم صرف كنيد مساوي با احياء شب . آن چيزي كه دنيا را گرفتار كرده بيكاري جوانان در شب است ولي ما در اسلام مناجات با پروردگار و سحرخيزي را داريم . تا زماني كه دلم مي خواهدها در شما هست قطعا بدانيد كه خوفي از پروردگار عزيز نداريد و بندگي شيطان و نفس خودتان را مي كنيد . در مقام تعبد و بندگي به گونه اي باشيد كه انگار او را مي بينيد . حضرت مي فرمايند : من مبعوث شدم كه بشر را بيدار كنم از اينكه در پشت پرده خبري است . رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند : تائب كسي است كه بدهي هايش را پرداخت نمايد . اگر اينكار را نكنيد توبه شما مورد قبول درگاه حق قرار نمي گيرد . كسي كه توبه بكند و گشايش قلب پيدا نكند معلوم است كه كارهايي كه انجام داده كافي و وافي نبوده است . پروردگار متعال مي فرمايند : اگر تا چهل سالگي آمدي ، آنوقت من هم در بعد از چهل سالگي دست شما را مي گيرم . (بعداز چهل ) آنوقت بايد خيلي گريه و زاري بكني به درگاه حق تا دست شما را رها نكند ! بايد نفس اماره را با بيداري شب و نماز اول وقت كنترل كنيد . رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند : اصلاح كنيد امر آخرتتان را . درهر سن و سالي كه هستيد . دوستي شما نسبت به غير بايد طولي باشد عرضي نباشد . از علامات محبت پروردگار دوست داشتن وسايل وصول به يار است . مخلصين در خطر بزرگ عجب هستند . زماني كه غصه ها تراكم پيدا كرد استمداد به حضرت حق پيدا كنيد . اميرالمومنين (علیه السلام) مي فرمايند : وقتي كه مردم در ياد گرفتن احكام دينشان كوتاهي كردند خداي متعال غم و غصه را بر قلبشان مستقر مي كند . فرموده اند : كسي كه صبح كند و آخرت هم او باشد يعني : نماز اول وقت / يادگيري احكام دين / دنيا را در طول آخرت قرار داده باشد [b]– پروردگار متعال بيچارگي ها را از او دور مي كند . اگر در حال كسب علوم غير حوزوي هم كه باشي ، نماز اول وقت را بخوان ، آنوقت ببين چگونه سلولهاي مغز شما پذيراي آن علم مي گردد . زماني كه خطورات ذهن شما در يك نقطه متمركز شد آنوقت است كه تمام علوم در ذهن شما نقش مي بندد . علم امام (علیه السلام) در همه شئونات مادي و معنوي است .[/b] طلب علم واجب تر از طلب مال است . براي اينكه پروردگار عزيز تعهد كرده است روزي شما را ، ولي تعهد نكرده است علم شما را ، علم را بايد از صاحب علم طلب كنيد . اگر نكنيد همه اينها براي شما وزر و وبال مي شود . نشانه حب به اهل بيت (علیه السلام) اطاعت از اوامر و نواهي حضرات حضرات معصومين (علیه السلام) است . [font=B Mitra]مومن كسي است كه مهاجرت كند از بديها . پنج چيز قلب را منور مي كند : 1- كثرت قرائت سوره مباركه حمد 2- كم خوري 3- مجالست با علما و دانشمندان دين 4- مشي در مسجد 5- نماز شب |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره مردی که انسان تربیت می کرد | میلاد.م | 23 | 13,913 |
۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱ آخرین ارسال: میلاد.م |
|







![[تصویر: 63610_874.jpg]](http://tabnak.ir/files/fa/news/1389/5/2/63610_874.jpg)



