|
حسینیه منتظران _ "لطفا پست اول را مطالعه نمایید"
|
|
۲۳:۲۷, ۱۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۱ ۱۷:۴۲ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ، أَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ؟ أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ؟ [اى پروردگار] کجاست حسن بن على؟ کجاست حسین بن على؟ آن پاکان و راستگویان عالم کجایند؟ آنها که یکی بعد از دیگرى، رهبر راه خدا و برگزیده از خلق خدا بودند؟ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ؟ أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَهُ؟ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَهُ؟أَیْنَ أَعْلامُ الدّینِ، وَ قَواعِدُ الْعِلْمِ؟ کجا رفتند تابان خورشیدها؟ کجایند آن فروزان ماهها؟ کجا رفتند ستارگان درخشان؟ کجا رفتند آن رهنمایان دین و ارکان علم و دانش؟ أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلُوا مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ؟ کجاست حضرت بقیه اللَّه که عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟ دوستان و همراهان عزیز، ان شاء الله در ایام حزن و اندوه و مناسبتهای شهادت معصومین(علیه السلام)، پستها و دردنوشتهایتان را در این تاپیک قرار دهید. البته به غیر از ایام بزرگی چون محرم، فاطمیه که با توجه به استقبال بیشتر و همچنین اهمیت فوق العاده آنها برای هریک از آنها تاپیک جداگانه ای ایجاد خواهد گردید. و من الله التوفیق
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۵, ۱۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۰ ۲۳:۵۱ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم کمتر از یک هفته تا اربعین مولا حسین بن علی (سلام الله علیهما) مانده است. انشاالله خداوند توفیقمان دهد تا در این چند روز مطالبی را پیرامون وقایع پس از شهادت مولا و زائرین آن حضرت مرور نماییم. خواب حضرت سکینه بنت الحسین (سلام الله علیهما): در روز چهارم ورود اهل بیت به شام ایشان خوابی دیدند که اینگونه نقل فرمودند: پنج ناقه از نور پیدا شدند که بر روی هر کدام پیرمردی سوار بود . ملائکه بسیار بر ایشان احاطه کرده و با ایشان خادمی بود. پس آن خادم بنزد من آمد و گفت که جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ترا سلام می رساند. گفتم بر ایشان سلام باد ای پیک رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ،تو کیستی و آن پیرمردان کیانند؟ گفت: من خدمتکاری از خدمتکاران بهشتم و آن جماعت را اول آدم صفی الله ،دوم ابراهیم خلیل الله ، سوم موسی کلیم الله و چهارم عیسی روح الله است. پرسیدم آن مرد که دست بر ریش خود گرفته و از ضعف می افتد و بپا می خیزد کیست؟ گفت :جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) . گفتم به کجا می روند؟ گفت به زیارت پدرت حسین (علیه السلام). چون نام جدم را شنیدم دویدم تابه ایشان برسم و شکایت برم به نزدش از آنچه که بر ما گذشت که ناگاه پنج هودج از نور پدیدار شد که در میان آنها پنج زن نشسته بودند. از خادم پرسیدم که اینان کیستند؟ گفت: اول بانو حوا ام البشر، دوم آسیه زن فرعون، سوم مریم دختر عمران و چهارم خدیجه دختر خویلد است. گفتم : آن پنجمین کیست که از اندوه دست بر سر گذاشته و گاهی می افتد و گاه بر می خیزد؟ گفت : جده تو فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. پس چون نام جده ام را شنیدم دویدم و خود را به ایشان رسانیدم و در پیش رویشان ایستادم و گریستم و فریاد برآوردم:که ای مادر ! بخدا قسم که ظالمان این امت انکار حق ما کردند و جمعیت ما را پراکنده نمودند و حریم ما را مباح دانستند . ای مادر ! بخدا سوگند حسین (علیه السلام) پدرم را کشتند. ایشان به من گفتند: سکینه بس است . همانا جگرم را آتش زدی و رگ دلم را قطع کردی ، این پیراهن پدرت حسین (علیه السلام)است که با من است و از من جدا نخواهد شد تا خدا را ملاقات نمایم . پس از خواب بیدار شدم. ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۹:۳۲, ۱۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم جابر انصاری ،نخستين زائر كوي حسيني عليه السلام آنچه بر شهرت "جابر" افزود و نام او را جهاني و جاودانه ساخت، اين بود كه در روز اربعين سال 61 هجري، به عنوان «نخستين زيارت كننده مرقد شريف امام حسين عليه السلام ، به كربلا آمد و به زيارت پرداخت.» پيوند مقدس و مخلصانه با امام حسين عليه السلام به وي رنگ حسيني داد و او در كنار امام حسين عليه السلام بر قلّه رفيع جهان و زمان قرار گرفت؛ زيرا زيارت او زيارتي معمولي نبود، بلكه زيارتي سياسي و انقلابي و پايه گذار شكستن زرق و برق طاغوت زمان (يزيد) و طاغوتهاي ديگر بود. اين زيارت چون پتكي بر سر يزيديان و بردگان زر و زور فرود آمد. گويا خداوند مي خواست تا جابر در پرتو نور حسيني در همه جا حضور يابد و شيوه اش، الگويي براي مسلمانان راستين گردد. چگونگي زيارت جابر «عطيّه عوفي» مي گويد: من با جابر بن عبداللّه انصاري به زيارت قبر حسين عليه السلام رفتم. وقتي به كربلا رسيديم، جابر نزديك شط فرات رفت، غسل كرد. پس جامه را لنگ کرد و جامه دیگر را بر دوش افکند. سپس كيسه اي كه همراهش بود را گشود و از آن «سُعد» (ريشه خوشبوي كوفي) برون آورد و خود را خوشبو كرد. سپس به طرف مرقد شريف امام حسين عليه السلام حركت كرد؛ در حالي كه مشغول ذكر خدا بود، خود را نزديك قبور رساند و گفت: مرا به قبر حسين عليه السلام برسان تا آن را لمس كنم. دستش را گرفتم و به قبر رساندم. هنگامي كه دستش به خاك مرقد حسين عليه السلام رسيد، از شدت اندوه بيهوش شد و به روي قبر افتاد. من بر وي آب پاشيدم. وقتي به هوش آمد، سه بار گفت: ياحسين! ياحسين! ياحسين! سپس گفت: «حبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ» آيا دوست جواب دوستش را نمي دهد؟! بعد گفت: چگونه جواب دهي كه خون از رگهاي گلويت برسينه و شانه ات فرو ريخته و ميان سرو بدنت جدايي افتاده است ! من گواهي مي دهم تو فرزند بهترين پيامبران و سرور مؤمنان و اسوه تقوا و پرهيزكاري و زاده هاديان و رهبران، و پنجمين تن از اصحاب كسا، فرزند بزرگترين نقبا "علي عليه السلام " و فرزند سرور زناني. چرا چنين نباشي كه دست سيد المرسلين تو را پروراند، در دامن پرهيزكاري بودي از پستان ايمان شير خوردي، با اسلام از شير باز گرفته شدي و در زندگي و هنگام مرگ پاك بودي. قلب مؤمنان، از فراقت سوخت. آنها شك ندارند كه تو زنده اي، سلام و خشنودي خدا بر تو باد. گواهي مي دهم داستان تو مانند جريان شهادت حضرت يحيي بن زكريّا بود. (كه طاغوت زمان سر از پيكرش جدا كرد.) عطيه عوفي مي گويد: سپس جابر، به اطراف قبر امام حسين عليه السلام متوجه شد و ساير شهيدان كربلا را چنين زيارت كرد: «السلام علیکم أیتها الأرواح التی حلت بفناء الحسین و أناخت برحله أشهد أنکم قد أقمتم الصلوة و آتیتم الزکوة و أمرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم الملحدین و عبدتم الله حتی أتاکم الیقین» «درود و سلام بر شما ارواحي كه در محور قبر امام حسين عليه السلام جاي گزيديد. و شتر خود را در آستان او خوابانيديد. گواهي مي دهم شما نماز را به پا داشتيد و زكات را ادا كرديد و امر به معروف و نهي از منكر انجام داديد و با منحرفان و ملحدان جنگيديد. شما خدا را عبادت كرديد تا مرگتان فرا رسيد.» عطيّه عوفي مي گويد: از او پرسيدم: ما چگونه در جهاد و پيكار آنها (شهيدان كربلا) شركت داريم؟ ما در فراز و نشيب همراه آنها نبوديم و شمشير نكشيديم؛ ولي اين شهيدان جانبازي كردند، به گونه اي كه سرهايشان از بدنشان جدا شد و فرزندانشان يتيم و زنانشان بيوه گشتند؟! جابر در پاسخ گفت: اي عطيّه، از حبيب خود رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه مي گفت: هركس قومي را دوست بدارد، با آنها محشور مي شود و هر كس عمل قومي را دوست بدارد، در آن عمل با آنها شريك است. سوگند به خداوندي كه محمد صلي الله عليه و آله را به راستي فرستاد، نيت من و اصحابم همان نيت امام حسين عليه السلام و اصحاب اوست؛ نيتي كه بر اساس آن به شهادت رسيدند. ديدار با امام سجاد عليه السلام و همراهان آن حضرت آيا جابر در روز اربعين كاروان اهل بيت عليهم السلام را نيز زيارت كرد؟ در اين باره، چهار نظر وجود دارد: 1 ـ امام سجاد عليه السلام و همراهانش درهمان اربعين اول (20 صفر سال 61) از شام به كربلا آمد و در همان روز با جابر ملاقات كردند. 2 ـ اين ملاقات، در اربعين دوم همان سال يا در اربعين سال بعد (سال 62 هجري) تحقق يافت. 3 ـ جابر و همراهان در اربعين اول سال 61 هجري به زيارت قبر امام حسين عليه السلام توفيق يافتند، ولي ملاقات اهل بيت عليهم السلام بعد از خروج از كوفه، در مسير خود به شام نخست به كربلا آمدند، به زيارت پرداختند و سپس به شام رفتند؛ آنها در اين روز كه مصادف با اربعين بود با جابر و همراهانش ملاقات كردند. نقل قول اول که سید بن طاووس در مصباح الزائر آورده نزدیکتر است. نام جابر بر ضريح امام حسين عليه السلام جالب توجه اينكه در بالاي ضريح مقدس امام حسين عليه السلام كه به وسيله شيعيان از هندوستان تهيه شده ،با آب طلاي خالص آيه نور و پس از آن، اين حديث نبوي نگاشته شده است: «يا جابِرُ زُر قَبْرَ الْحُسَيْن فَاِنَّ زِيارَتَهُ تَعْدِلُ مِأَةَ حَجَّةٍ وَ اِنَّ قَبْرَالحسين بن علي تُرْعَةٌ مِنْ تُرُعِ الْجَنّة ... وَ اِنَّ كَربلا اَرْضُ الجَنّة» اي جابر، قبر حسين عليه السلام را زيارت كن؛ زيرا پاداش زيارت قبرحسين عليه السلام با پاداش انجام دادن صد حجّ (مستحبي) برابر است؛ و در حقيقت قبر حسين بن علي عليه السلام گلزاري از گلزارهاي بهشت است... و زمين كربلا، زمين بهشت به شمار مي آيد جابر به سفارش پيامبر صلي الله عليه و آله عمل كرد و به عنوان نخستين زائر، در موقعيتي دشوار، اين سنت عظيم را بنيان نهاد. ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۲۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۲۲:۵۷ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم و اما دو مطلب که دانستن آن خالی از لطف نیست. اول محل دفن سر مبارک حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و دیگری ارتباط بین ایشان و حضرت یحیی بن زکریا . مدفن سر مبارک سید الشهدا (علیه السلام) اقوالی در محل سر مبارک حضرت امام حسین (علیه السلام) در کتب مختلف آمده است که چند مورد را ذکر می کنیم. اول آنکه یزید چون آن سر مقدس را برای عامل خود عمر بن سعید در مدینه فرستاد آن سر نازنین را نزد مادرش در بقیع دفن نمودند. دوم آنکه سلیمان بن عبدالملک آنرا در خزانه یزید دید و او را در پنج پارچه دیباج پوشانید و با جماعتی بر او نماز خواند و در باب قرادیس شام دفن نمود. سوم آنکه آن سر مبارک را در مسجد قاهره دفن نمودند. چهارم آنکه آنرا در بالای سر پدرش امیر المؤمنین (علیه السلام) در نجف دفن کردند و لذا زیارت آن سر مبارک در بالای سر علی بن ابیطالب (علیه السلام) مستحب است و مؤمنین از عبور در بالای سر مولا احتیاط می نمایند. پنجم آنکه سر مبارک حضرت سید الشهدا (علیه السلام) توسط امام زین العابدین (علیه السلام) از شام به کربلا آورده شده و به بدن مطهر ایشان ملحق گشته است. آنچه مسلم است سر مبارک حضرت سید الشهدا (علیه السلام) به مانند مدفن مادرشان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تا زمان حضور مولایمان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خفی است و با حضور توأم با ظهور ایشان جلی گردد این قبور متبرکه . ارتباط امام حسین (علیه السلام) و حضرت یحیی بن زکریا(علیه السلام) حدیثی از امام الساجدین علی بن حسین (علیه السلام) روایت گردیده که فرمود: بیرون شدیم با پدرم حسین (علیه السلام) ، پس فرود نیامد در منزلی و کوچ نکرد از آنجا مگر آنکه یاد نمود یحیی بن زکریا (علیه السلام) را . و روزی فرمود که از پستی این جهان بود که سر یحیی را هدیه فرستادند برای زن زناکاری از بنی اسرائیل ، وبعید نیست که تکرار ذکر امام حسین (علیه السلام) یحیی (علیه السلام) را ، اشاره به همین معنی بوده باشد. اما وجه شباهت بین این دو مظلوم بسیار است و تنها به ذکر چند مورد بسنده می نماییم. اول : همنامی برای این هر دو معصوم پیش از تسمیه آنها نبوده چنانچه آمده است نام یحیی و حسین (سلام الله علیهما) را کسی پیش از آنها نداشته است. دوم : مدت حمل هر دو ششماه بوده است. سوم : قبل از ولادت هر دو اخبار و وحی آسمانی بولادت و شرح مجاری احوال هر دو آمد . ودر روایت است که حضرت زکریا (علیه السلام) از خداوند فرزندی چون یحیی (علیه السلام)را درخواست مینماید تا او را ذبح نماید برای حسین (علیه السلام). چهارم : گریستن آسمان بر هر دو که در روایات فریقین در تفسیر آیه کریمه "فَما بَکَتُ عَلیهِم السَّماءُ و الاَرضُ" وارد شده است . و در روایتی از مولا امام صادق (علیه السلام) آمده که به هنگام طلوع و غروب سرخی مخصوصی در آسمان ظاهر می شد که همان ، گریه آسمان است . پنجم : قاتل هر دو زنازاده بوده و در این باب روایات متعدد نقل گردیده از جمله حدیثی از مولا امام باقر (علیه السلام) که انبیا را نکُشد مگر اولاد زنا . ششم : هر دو سر را در طشت طلا قرار داده و برای زناکاران و زنازادگان هدیه بردند ، چنانچه در جمله ای از روایات هست لکن تفاوت در این است که سر یحیی (علیه السلام) را در طشت بریدند تا خونش به زمین نرسد تا سبب غضب الهی گردد ، اما کفار کوفی لعنة الله علیهم اجمعین این رعایت را هم نکردند . هفتم : تکلم سر های بریده آن دو معصوم . هشتم : انتقام الهی برای یحیی و سیدالشهدا (سلام الله علیهما) بکشته شدن هفتاد هزار تن از اولاد آنان . مطالب این 3 ارسال از دو کتاب منتهی الآمال و منهاج الدموع استخراج شده بودند. ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۲۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم حدیثی در باب علامات مؤمن از حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام )روايت شده که فرمودند: علامات مؤمن پنج چيز است: 1- اقامه پنجاه و يک رکعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز. 2- زيارت اربعين. 3- انگشتر به دست راست کردن. 4- جبين را در سجده بر خاک گذاشتن. 5- در نماز بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. درسى كه اربعين به ما مىدهد درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند. حتّى افراد معدودى از آدمهاى سادهدل و جاهل و نيز انسانهاى موجّه و غير موجّهى در كشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهايى مىزدند كه ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقايق بود. همين چيزها بود كه امام عزيز را برمىآشفت و وادار مىكرد كه با آن فرياد ملكوتى ، حقايق را با صراحت بيان كند. اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است. البته، اكثريت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به بركت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبليغات دشمن بيمه هستند و مصونيت پيدا كردهاند. از بس دشمن دروغ گفت و چيزهايى را كه در مقابل چشم مردم بود، به عكس و واژگون نشان داد و منعكس كرد، اطمينان مردم ما نسبت به گفتهها و بافتهها و ياوهگوييهاى تبليغات جهانى ، بكلى سلب شده است. دستگاه ظالم جبار يزيدى با تبليغات خود، حسينبنعلى(علیه السلام) را محكوم مىساخت و وانمود مىكرد كه حسين بن على(علیه السلام) كسى بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت اسلامى و براى دنيا قيام كرده است!! بعضى هم، اين تبليغات دروغ را باور مىكردند. بعد هم كه حسينبنعلى(عليهالسّلام)، با آن وضع عجيب و با آن شكل فجيع، به وسيلهى دژخيمان در صحراى كربلا به شهادت رسيد، آن را يك غلبه و فتح وانمود مىكردند! اما تبليغات صحيح دستگاه امامت، تمام اين بافتهها را عوض كرد. حق، اين گونه است. از بيانات حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالى)29/ 06/ 68 منبع : پايگاه مقام معظم رهبري ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۸:۵۷, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم دلیل اصلی ایجاد این تاپیک تاکید ائمه و بزرگان دین بر زنده نگه داشتن واقعه کرببلا در اربعین شهادت جضرت سیدالشهدا (علیه السلام) است. لذا در آخرین ارسالات به شرح و بررسی زیارت اربعین که منقول از مولا امام صادق (علیه السلام) است می پردازیم. سند زيارت اربعين شيخ طوسي در تهذيب و مصباح ، زيارت مخصوصه روز اربعين را از حضرت امام صادق (عليه السلام )نقل کرده است. بررسي زيارت اربعين امام حسين (عليه السلام) فراز اول: سلام هاي توصيفي - السلامُ علي وَليِّ الله و حبيبه؛ سلام بر ولي و حبيب - دوست- خدا. - السلامُ عـَلي خليلِ اللهِ وَ نجيبه؛ سلام و درود بر خليل و گزيده خدا. - السلامُ علي صَفيِّ اللهِ و ابن ِ صَفيّـه؛ درود بر برگزيده خدا و پسر انتخاب شده خدا. - السلامُ علي الحُسين ِ المظلوم الشهيد؛ درود بر حسين مظلوم شهيد. - السلامُ علي اسيرِ الکربات و قـَتيلِ العـَبرات؛ سلام بر کسي که اسير و گرفتار بلايا و اندوه ها شد و کشته براي اشک ها. در سلام هاي اوليه زيارت، امام صادق (عليه السلام) به نوعي اصالت خانوادگي امام حسين (عليه السلام) را بيان مي نمايد که ايشان فرزند رسول خدا که حبيب خداست، مي باشد . برخي از انبياء در درگاه الهي با نام خاصي توصيف و معروف شده اند. حضرت ابراهيم (علیه السلام) با عنوان خليل الله ، حضرت موسي(علیه السلام) با عنوان کليم الله ، حضرت عيسي(علیه السلام) با عنوان کلمة الله ، حضرت نوح (علیه السلام) با عنوان نبي الله - که البته ايشان اولين پيامبري بودند که مقام نبوت را به دوش کشيدند- حضرت آدم (علیه السلام) با عنوان صفوة الله و حضرت محمد (صلی الله علیه واله) با عنوان حبيب الله مطرح هستند. براي سلام معاني مختلف ذکر کرده اند، که به اختصار نام مي بريم. 1- سلام، يکي از نام هاي خداي عزوجّل است و مراد آن است که خداوند حافظ تو باشد. 2- سلام به معناي تسليم. 3- سلام به معناي سلامتي. حال که معناي سلام مشخص شد که به معناي آسايش، امنيت و سلامتي است، به تفسير سلام بر امام حسين (عليه السلام) مي پردازيم. سلام بر امام به اين صورت است که شخص زائر در حالي که حضور امام ايستاده يا از دور ايشان را در ذهن حاضر نموده و به حضرت سلام مي نمايد و در دل مي گذراند که هيچ آزاري و آسيبي از ناحيه من به آن امام، نه در آن وقت و نه پس از آن نخواهد رسيد؛ زيرا هدف تمامي آن بزرگواران جز هدايت و اصلاح مردم و اعلاي کلمه توحيد و شيوع طاعت خداوند در مردم نيست، لذا آنها از معصيت خدا و تخلف از اوامر و نواهي او، از اخلاق ناپسند مردم از قبيل خود بزرگ بيني، حرص، ريا، بخل، حّب قدرت، غيبت، آزار رساندن و ... اذيت خواهند شد. زائر بايد حال خود را به گونه اي قرار دهد که مورد رضايت امام باشد، نه مايه اذيت آن حضرت. آن وقت است که در گفتن کلام سلام، صادق است. لذا بايد دل را با آب توبه شستشو داده، و اشک پشيماني از ديده فرو ريزد، و پس از آن به امام عرض سلام داشته باشد. زائر با عرض سلام، خود رابه آن حضرت نزديک نموده و با تکرار واژه ادب، روح و روان خود را به لحاظ نزديکي به ايشان از پستي ها و رذايل و آلودگي ها پاک مي نمايد و سلام را چنان با ادب و خلوص و اشک و آه بر دل القا مي نمايد، تا سلامتي کامل حاصل گردد و موجب جواب سلام آن بزرگوار گردد. در واقع زائر با عرض سلام بر آن حضرت و يارانش چهره اجتماعي - سياسي خود را نمايان ساخته و اعلان مي دارد که نه تنها با بت درون مبارزه مي کند، بلکه همانند خود آن بزرگوار، با طاغوتيان، ظالمان، مستبدان و خائنين به مردم، مبارزه کرده و با شعار سلام، خود را در زمره ياران آن حضرت قرار مي دهد. فراز دوم:شهادت و گواهي امام صادق (عليه السلام) به عظمت و برتري امام حسين (عليه السلام) - اللهم اني اَشهَدُ أنـَّهُ وَليـُّکَ وَ ابنُ وَليِّک؛ بار خدايا گواهي مي دهم که ( امام حسين) ولي تو و فرزند ولي تو است . - وَصَفيـُّکَ وَ ابنُ صَفيـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک ؛ و نيز گواهي مي دهم که او برگزيده ي تو و پسر برگزيده ي تو است که به کرم تو رستگار است. - اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة ؛ خدايا گواهي مي دهم که او را به وسيله شهادت گرامي داشتي . - و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة ؛ و به او سعادت عطا فرمودي. - و اجتـَبـيتـَه بطيبِ الولادة ؛ و او را از اصل و نسب ، پاکي ولادت بخشيدي. - و جَعَلتـَه سيداً من السادة و قائِداً من القادة ؛ او را آقايي از آقايان و رهبري از رهبران قرار دادي. - و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطيتـَهُ مَواريثَ الانبياء ؛ و او را مدافعي از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبياء را به ايشان عطا فرمودي. - و جعلته حُجَة ًعلي خـَلقِک مِنَ الاوصِياء ؛ و شهادت مي دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصياء قرار دادي. - فـَاَعذَرَ في الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح ؛ پس امام حسين عليه السلام نيز در دعوت ، عذري باقي نگذاشت و خير خواهي نمود. در اين دنيا هر کس توسط چيزي و يا عملي به عزت مي رسد. امام صادق (عليه السلام )در اين فراز از زيارت، امام حسين (عليه السلام )را توصيف مي نمايد که خدايا او ولي تو و فرزند ولي توست، او برگزيده و پسر برگزيده توست. يعني با تمام عزت و احترامي که براي ايشان قائل بودي ولي به وسيله شهادت به او عزت بخشيدي. تو خواستي که امام به وسيله شهادت، آن هم چنين شهادتي به عزت برسد. خدا به وسيله شهات، امام حسين(علیه السلام) را به سعادت رسانيد. طوري که يزيد و وزرايش به دنبال دنيا و کسب مقامات دنيوي بودند و به نوعي به دنبال کسب اعتبار بودند ولي امام حسين(علیه السلام) که هيچ چشم داشتي به دنيا نداشت و حکومت را هم صرفاً به عنوان ابزاري براي برافراشتن اسلام و اقامه عدالت مي دانست. امام حسين (عليه السلام) و اهل بيت ايشان در فجيع ترين وقايع و جنايت ها، قرار گرفته بودند. اگر چه مدت زمان جنگ کم بوده؛ اما در اين مدت کم، انواع و اقسام جنايت ها و پستي ها ديده مي شود که البته بزرگترين چهره اين جنايات اينست که بر امام معصوم وارده شده است. شهيد مطهري(رحمة الله علیه) مي فرمايد: " يک وقت حساب کردم و ظاهراً در حدود بيست و يک نوع پستي و لئامت در اين جنايت ديدم و خيال نمي کنم در دنيا چنين جنايتي پيدا بشود، که تا اين اندازه تنوع داشته باشد."(2) و به امام با گذراندن چنين وضعيتي کرامت و شرافت داده شد. فراز سوم:اهداف قيام امام حسين عليه السلام - و بَذلَ مُهجَتـَهُ فيکَ ليَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَيرَةِ الضـَلالة َ؛ - خدايا- جانش را در راه تو بخشيد تا بندگانت را از ناداني، سرگرداني و گمراهي نجات دهد. امام حسين (عليه السلام) قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفيه وصيت نامه اي نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قيام اعلام مي دارند. در آنجا مي فرمايد: من براي اصلاح دين جدّم رسول الله و امر به معروف و نهي از منکر قيام مي نمايم. با مطالعه تاريخ زمان امام حسين (عليه السلام) در مي يابيم که در دين پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) تغييرات بسياري ايجاد شده و بدعت هاي فراواني نهاده شده بود. امام براي اين که حقيقت دين رسول اکرم (صلی الله علیه واله) حفظ شود و ديني سالم به نسل هاي بعدي رسانده شود هيچ راهي نداشت جز اين که قيام نمايد و بدين وسيله اعلام کند که حقيقت دين اسلام به يغما برده شده و دين کنوني، ديني است تحريف شده که خلفا به واسطه آن راهي براي حکومت نامشروع خود يافته اند. پس امام قيام مي کند تا پيام دين واقعي را به گوش افرادي که خواهان شنيدن حقيقت هستند برساند. ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم فراز چهارم:قاتلان امام حسين عليه السلام - وَ قـَد تـَوازَرَ عـَلـَيه مَن غـَرَّته الدُنيا؛ کساني بر عليه او( امام) همدست شدند که دنيا آنها را فريب داد. - و باعَ حـَظـَّهُ بالاَرذَلِ الاَدني وشَري اخِرَتـَهُ بالثـَّمَنِ الاَوکـَس ِ؛ و بهره هستي خود را به بهاي ناچيز و پستي فروختند و آخرت خود را به بهاي کمي دادند. - و تـَغـَطرَسَ وتـَرَدّي في هواه؛ گردن فرازي کرده و خود را در پرتگاه هوس انداختند. - و اَسخَطَکَ و اَسخَطَ نـَبيکَ ؛ و تو و پيغمبر تو را به خشم آوردند . - و اَطاعَ مِن عِبادِکَ اهلَ الشـِّقاق ِ وَ النفاق؛ و آن( دنيا پرستان) پيروان بنده هايت شدند که خلاف انگيز و نفاق انگيز بودند. - و حـَمـَلـَة َ الاوزارِ المـُستوجبينَ النار؛ و بار گناه به دوش کشيده و به آتش سزاوار شدند. - فـَجاهدهُم فيکَ صابراً مُحتـَسـباً؛ پس ( امام) جهاد کرد با آنها درحالي که شکيبا بود. - حتي سُفـِکَ في طاعـَتِکَ دمه؛ تا اين که در ( راه) طاعت تو خونش ريخته شد. - وَ استـُبيحَ حَريمَهُ ؛ هتک حرمت به حرم امام مباح شد. امام صادق (عليه السلام) در اين فراز از زيارت به توصيف قاتلان مي پردازد که ما در اين اينجا به عرض از آنان را معرفي مي نماييم. عمربن سعد بن ابي وقاص يکي از افرادي از که در جريان حادثه کربلا نقش بسزايي را ايفا مي نمايد. سعد پدر عمر از مسلماناني است که در سالهاي نخست بعثت رسول اکرم (صلوات الله عليه و آله )مسلمان شد و در راه دين، شکنجه و محروميت ديده بود که فتح ايران و بناي کوفه به دست او انجام شد؛ ولي مانند بسياري از ياران رسول خدا(صلی الله علیه واله) علاقه به دنيا بر او غالب گشته و در ماجراي خلافت حضرت علي (عليه السلام) با آن حضرت بيعت نکرد و در سال 55 يا 58 از دنيا برفت . عمربن سعد؛ اگرچه به خاطر شخصيت معروف پدرش نام درخشاني داشت؛ اما مرد دنياپرست و بُزدلي بود که بر طبق روايات رسيده، رسول اکرم(صلی الله علیه واله) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) او را مذمت کردند، به همين جهت پدرش هم از او راضي نبود، به طوري که او را از ارث محروم نمود.(3) نقش عمربن سعد در کربلا، بسيار اساسي بود؛ زيرا او فرمانده کل و جنگ در کربلا، از طرف ابن زياد بود که پيش از ورود امام حسين (عليه السلام) به سرزمين کربلا، مأموريت يافته بود که با چهار هزار نفر از مردم کوفه براي بازپس گرفتن يکي از شهرهاي استان همدان برود و فرمان حکومت "ري" را نيز به نام او صادر کرده بود. "شمربن ذي الجوشن" يکي ديگر از سران و فرماندهان در حادثه کربلا بود. وي در زمان حضرت علي (عليه السلام) جزو شيعيان و طرفداران حضرت به شمار مي آمد، او در جنگ صفين از افراد تحت فرمان اميرمؤمنان بود و در جنگ با معاويه شرکت داشت و شجاعت زيادي از خود نشان داد.(4) وي علي رغم اين که در زمره ياران حضرت علي (عليه السلام) بود؛ ولي همانند بسياري از دوستان حضرت، عاقبت به خير نشد؛ چرا که بر اثر گرفتاري نفساني، در رديف دشمنان حضرت و وطرفداران بني اميه قرار گرفت. اينها نمونه هايي از قاتلان امام حسين (عليه السلام) بودند که به وسيله حبّ دنيا و مقام وسوسه شده و با فرزند پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) جنگيدند و امام را به شهادت رساندند. دلائلي نقلي و تاريخي متذکر اين نکته است که عامل دنياپرستي و منفعت طلبي در حادثه کربلا نقش اساسي داشته است. فرزدق شاعر مي گويد: من در سال شصت هجري که با مادرم از کوفه عازم مکه و انجام مراسم حج بودم با امام حسين (عليه السلام) ملاقات نمودم، حضرت از من سؤال کرد: از کوفه چه خبر داري؟ گفتم: قلوب النّاس معک و سيوفهم مع بني اميّه و ...؛ مردم دلهاشان با توست ، ولي شمشيرهاشان با بني اميه است و ...(5) سپس حضرت امام حسين (عليه السلام) در طي بيان مطالبي فرمودند: "انّ النّاس عبيد الدّنيا و الدّين لعقٌ علي السنتهم يحوطونه مادرّت معائشهم فاذا محصوا باالبلاء قلّ الدّيّانون؛ به راستي که مردم، بندگان دنيا هستند و دين و دينداري بر سر زبان و لقلقه آنهاست و دين را فقط زماني مي خواهند که وسيله اي براي تأمين دنياي آنان شود؛ اما وقتي که به گرفتاري و بلا مورد آزمايش قرار مي گيرند ، دينداران حقيقي ، بسيار اندک هستند".(6) هميشه در طول تاريخ انسان ، دنيا پرستي و قدرت خواهي ، عامل انحراف بشر بوده و هست. بعضي از قاتلين حسين (عليه السلام) نيز گرفتار دنيا و خواسته هاي آن شدند. آنچه را به طور قطع مي توان گفت اين است که عامل دنياخواهي در رؤسا و فرماندهان لشکرها همانند عمر سعد و شمر و عاملان اصلي جنگ (يزيد و ابن زياد) نقش اساسي داشته است ؛ زيرا آنها به طور يقين به مقام حسين (عليه السلام) و حقانيت او آگاهي داشتند؛ وليکن به خاطر منافع دنيوي و رسيدن به قدرت ، راضي به قتل آن حضرت شدند ، چنانکه عامربن مجمع بعيدي به امام گفت: "امّا رؤساؤهم فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائزهم ؛ اما رؤساي آنها که رشوه فراوان به آنان داده شده و خورجين هاشان پر شده است، لذا همه يکدست عليه تواند." علاوه بر رؤسا تعدادي ديگر در لشکر دشمن بودند ، علي رغم آگاهي به حقانيت و مظلوميت حسين (عليه السلام) ، به خاطر از دست ندادن دنيا و زن و بچه در قتل حسين شرکت نمودند؛ البته آنها کساني بودند که واقعاً نماز مي خواندند و شهادتين مي گفتند ؛ وليکن به خاطر شکم و رياست يا ترس از دادن جان و دنياي خود ، برخلاف اعتقاد خود با حسين (عليه السلام) جنگيدند ، به همين جهت جنگ اصحاب ابن زياد در راه عقيده و ايمان نبوده ؛ بلکه جنگ با عقيده و خود بوده است ؛ يعني آنها کساني بودند که به خاطر شکم با اعتقادات خود جنگيدند ، به همين دليل يعني آنها کساني بودن که به خاطر شکم با اعتقادات خود جنگيدند ، به همين دليل آنها از کفّاري که در راه عقيده خود مي جنگيدند ، پست ترند ، عقاد در همين باره مي گويد: "در پستي ياوران يزيد همين بس که در کربلا به جهت اعتقادي به کرامت و حق آن حضرت داشتند از مقابله رو در رو با وي مي هراسيدند؛ ولي پس از شهادت ، لباس او و اهل بيتش را در ميان اموال غارت شده بيرون مي آوردند و اينان اگر به دين او و رسالت جدّش هم کافر بودند اين عمل آنها در مذهب مردانگي پست ترين کار بود".(7) البته خيانت و فاجعه به اين بزرگي را نمي توان با عامل دنيا طلبي فرموله کرد؛ زيرا غريزه منفعت خواهي، کم و بيش عامل انحراف بيشتر انسان ها مي شود؛ وليکن در بعضي از اعمال همانند قتل و کشتار بايد خبث باطن و اسارت کامل دنيوي، غرق شدن در شهوات و از خود بيگانگي کامل را عامل داشت، چنانکه عقاد مي گويد: "آنان مسخ شدگان زشت رويي بودند که سينه هايشان از کينه فرزندان آدم آکنده بود، به ويژه از کساني که اخلاق استوار و آثار نيکو داشته اند و به همين دليل تمامي کينه هاي خود را از روي دشمني با وي بر سر آنان ريختند، هر چند که از اين کار پاداش و غنيمتي نصيبشان نشد."(8) پس در کربلا، دنيا چشم و دل يزيد، ابن زياد، شمر، عمر سعد و امثال آنها را کور کرده بود، به طوري که با فجيع ترين وضع ممکن، فرزند پيغمبر صلي الله عليه وآله و نور چشم فاطمه (سلام الله علیها) را به شهادت رساندند که لعنت خداوند بر تمام آنها باد. فراز پنجم:عبرت آموزي از سالار شهيدان - اشهَدُ انـَّکَ اَمينُ الله وابنُ امينهِ؛ گواهي مي دهم که تو امانت دار خدا و پسر امانت دار او هستي. - عِشتَ سَعيداً وَ مَضَيتَ حَميداً وَ متَّ فـَقيداً مـَظلوُماً شهيداً؛ گواهي مي دهم که سعادتمند زندگي کردي و ستوده در گذشتي، و هنگامي که رحلت کردي از وطن خود دور بودي و در حالي که ستم ديده بودي، به شهادت رسيدي. - و اشهـَدُ انَّ الله مـُنجـِزٌ ما وَعـَدَکَ ؛ و گواهم که خدا وفا کند بدان چه تو را وعده داد. - و مُهلِکٌ مَن خـَذلـَکَ و مُعـَذبٌ مَن قتلکَ؛ و ( خدا) هلاک کند هر آن کس که تو را رها کرده و ترک گفته وعذاب کند کسي که تو را کشت. - و اشهـَدُ انـَّکَ وَفيتَ بِعَهدِ الله؛ و گواهي مي دهم که به عهد خدا وفا کردي . - و جاهـَدتَ في سـَبيلِهِ حتي اتيکَ اليـَقينُ ؛ و در راه (خدا) ، تا رسيدن لحظه مرگ جهاد کردي . آن حضرت به دليل موقعيت خاصّي که برايش پيش آمده، درس هاي زيادي به طور عملي به تمام انسان هاي تاريخ و جوامع بشري داده است که به اختصار بيان مي کنيم: الف - فضايل شخصي و فردي: 1- توحيد و عرفان. 2- عبادت و بندگي. 3- ترک از خودبيگانگي در برابر دنيا و خواسته هاي آن. 4- تسليم در برابر رضاي خداوند. 5- آگاهي و شناخت به تمام ارزش هاي الهي و انساني. 6- شجاعت و مروّت. 7- استقامت و پايداري در برابر ناملايمات و سختي ها. 8- عزّت نفس و مناعت طبع. 9- عفو و بخشش. 10- نترسيدن از مرگ و شهادت و استقبال نمودن از آن. و ديگر ويژگي هاي فردي که در کتب ديگر مطرح است ب - اجتماعي و سياسي: 1- ايثار و از خودگذشتگي. 2- وفاداري. 3- برابري و نفي تبعيضات ناروا. 4- عزّت سياسي. 5- امر به معروف و نهي از منکر. 6- نبودن پيروزي حقيقي در اکثريت. 7- قرباني کردن مصلحت در پاي حقيقت؛ يعني ترک سياست هاي محافظه کارانه، براي اثبات حقيقت. 8- مبارزه با زور و استبداد، و بيعت نکردن با مستبدان و مستکبران. 9- جدا نبودن سياست حقيقي از ديانت و يکي بودن حماسه و عرفان. اين درس ها و پيام ها ، قطره اي است از درياي بي کران از عالي ترين نمونه انسانيّت. حال چگونه مي شود، کسي خود را هماهنگ آن امام کرده باشد، وجيه و آبرومند نزد خداوند نبوده و عاقبت به خير نشده باشد. و چگونه ممکن است، انساني در دنيا با آن حضرت، همگون و هم عقيده و هم جهت (فردي، اجتماعي، سياسي) باشد و در آخرت از مقام قرب، رحمت و مغفرت به دور باشد، اصولاً تضمين آخرت و سعادت در آنجا بستگي، به سعادت در دنيا دارد، پس حال که دانستيم در همراهي با حسين (عليه السلام) چه ارزشي نهفته است، جاي آن دارد که با تمام خضوع و خشوع از خداي متعال خواستار وجاهت و مقبوليت نزد خودش به واسطه همراهي با حسين (عليه السلام) باشيم. ولعن الله علی القوم الظالمین انشاالله ادامه دارد.. الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱:۱۳, ۲۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم فراز ششم:تجديد بيعت با سرور شهيدان حسين بن علي (عليهما السلام) - اللهم انّي اُشهـِدُکَ اَنّي وَليٌ لِمَن والاهُ ؛ خدايا! من تو را گواه مي گيرم که هر آن که حسين(علیه السلام) را دوست دارد، دوست مي دارم . - و عـَدُوٌ لـِمَن عاداهُ ؛ و دشمنم با هر کسي که دشمن اوست. - بِابي انتَ وَ اُمّي يابنَ رَسولِ الله ؛ پدر و مادرم به فدايت اي فرزند پيغمبر اکرم. اين اذکار يعني پيروي ما از آن بزرگواران در حدي است که در مقابل دوستان آنان، حقيقت "صلح" و در برابر دشمنان آنان حقيقت "جنگ و محاربه" هستيم و در حقيقت اين مطلب است ، که در تمام شدايد و سختي ها و گرفتاري ها و همچنين در تمام شادي ها و آرامش ها با شما ، بلکه عين شما هستيم. مگر ممکن است پيرو حقيقي، در صلح و آرامش با اهل بيت بوده و در جنگ و محاربه، بي تفاوت و يا رو در روي آنها باشد و مگر ممکن است شيعه راستين، در جنگ با آن بزرگواران بوده و در صلح به مخالفت با آنان برخيزد، هرگز اين چنين نيست؛ زيرا معناي حقيقي شيعه، پيروي در تمام چهره ها است و پيرو واقعي، روحش با امام خود، يکي مي شود، لذا صلح امام صلح او، جنگ امام، جنگ او مي شود ، چنانکه پيغمبر (صلي الله عليه و آله) پس از آن که خامس آل عبا را تحت کساء جمع نمود ، فرمود: "اللّهم انّ هؤلاء اهل بيتي و خاصّتي و حامّتي ، لحمهم لحمي و دمهم دمي، يؤلمني ما يؤلمهم و يُحرجني ما يُحرجهم ، انا حربٌ لمن حاربهم و سلمٌ لمن سالمهم و عدوٌّ لمن عاداهم و محبٌّ لمن احبّهم، انّهم مني و انا منهم... ؛ پس آن زماني که تمامي آنان (پنج تن) گرد آمدند و تعداد کامل شد، رسول خدا طرفين عبا را گرفتند و با دست راست خود به سوي آسمان اشاره فرمودند: پروردگارا اينان اهل بيت و خاصان و ياوران منند، گوشت آنان گوشت من و خون آنان خون من است، آنچه که ايشان را بيازارد مرا آزرده است و آنچه که آنان را به زحمت افکند، مرا به زحمت افکنده، هر که با آن بجنگد، با من جنگيده و هر که با آنان در سلم و صلح باشد با من در سلم و صلح است و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني ورزيده و هر که آنان را دوست بدارد مرا دوست داشته است. من از آنانم و آنان از من. پس پروردگارا صلوات و برکات و رحمت و آمرزش خود را بر من و آنان قرار بده و پليدي را از آنان زدوده، و پاکشان گردان... ."(9) يعني نتيجه را بيان مي داريم، که نزديکي و اتصال من در حدي است که گويي حقيقت سازش شده ام با کساني که با شما در صلحند و حقيقت جنگ و دشمني شده ام با کساني که با شما در جنگند. بابي انت و امّي : پدر و مادر من فداي تو باد. باء، در "بابي" براي تفديه (فدا و قرباني شدن) است. و ابي، به معناي پدر من و امي، مادر من است. اين جمله "بابي انت و امي" در اصل براي دعاي تفديه آمده است، معناي آن چنين است: اگر بلايي يا آفتي بر تو وارد شود، خداوند، جان پدر و مادر مرا فديه و نگهدار تو کند و در حقيقت اين دعا براي احترام به جلالت و بزرگي طرف مقابل است ، همانند الفاظي که در زمان ما براي احترام بيان مي شود ، مثل فداي تو شوم، قربانت گردم، دورت بگردم و ... در آن زمان نيز اين لفظ را براي احترام و ادب به کار مي بردند والا چه بسا پدر و مادر ما زنده نباشند. از طرفي اين لفظ در مورد مخاطب زنده استعمال مي گردد، در حالي که ظاهرا "امام" از دنيا رفته است؛ ولي به نظر ما اولا امام حداقل زنده به حيات ابدي، همانند اموات است، ثانياً، در بسيار از موارد فدا شوند مرده است، چنانکه گاهي ما در مورد فلان کس که از دنيا رفته مي گوييم، فدايش گردم، پس استعمال اين لفظ در اين مقام اشکالي نداشته و معناي آن چنين است که: تو چنان هستي که اگر پدر و مادرم زنده بودند فداي تو مي کردم. از طرف ديگر، به کار بردن اين لفظ در مورد امام مي تواند ، معناي بالاتري داشته باشد و آن اين که ما نهايت اتصال وحدت خود را با حضرت بيان مي داريم تا حدّي که کشته شدن آن حضرت ، مردن ما و پدر و مادر ما است. يعني وقتي آن بزرگوار کشته شد؛ من و پدر و مادرم و هر کس که با من است ، هزاران مرتبه کشته و زنده شديم ، چنانکه خود ابي عبدالله فرمود: اليوم مات جدّي رسول الله ، امروز ، جدم رسول خدا کشته شده است و اين در حالي است که در عالم ظاهر پيغمبر (صلي الله عليه وآله) مدتها قبل ، از دنيا رفته است؛ و ليکن همه معاني بيانگر اين نکته است، که سلسله خداپرستان در رضا و غضب، مردن و زندگي، خوشحالي و ناراحتي، صلح و جنگ و ... يکي هستند. فراز هفتم:اصالت خاندان امام حسين (عليه السلام) - اشهَدُ انـَّکَ کـُنتَ نوراً في الاَصلابِ الشـّامِخة والارحامِ المـَطهَّرة ؛ گواهي مي دهم که تو نوري بودي در اصلاب پدران بزرگوارت و ارحام مادران پاک. - لم تـُنَجـِّسک الجاهلية ُ بانجاسِها؛ دوران جاهليت تو را به پليدي هاي خود، آلوده نکرد. - و لم تـُلبـِسکَ المُدلَهمـّاتُ مِن ثيابـِها ؛ و( دوران جاهليت) جامه هاي درهم و برهم خود را بر تن تو نکرد. - و اشهـَدُ انـَّکَ مِن دَعائم ِ الدّين ِ وَ ارکان ِ المـُسلمين ومَعقــِلِ المـَؤمنين؛ و گواهم که تو از ستون هاي دين، ارکان مسلمين و دژ محکم مؤمنين هستي. - و اشهـَدُ انـَّکَ الامامُ البـِرُّ التـَّقي ِ الرَّضي الزَّکي ِالهادي المهدي ؛ و شهادت مي دهم که تو پيشوايي نيکو رفتار، پرهيزکار، پسنديده و پاک، هدايت گر و هدايت شده هستي. فراز هشتم:توصيف فرزندان امام حسين (عليه السلام) - و اشهـَدُ انَّ الائِمَة َ مِن وُلدِکَ کـَلِمَة ُ التـَّقوي ؛ و گواهي مي دهم که اماماني که از اولاد و ذريه تو مي باشند، کلمه تقوا هستند. - و اعلامُ الهُدي وَ العـُروَة ُ الوثـقي وَ الحُجَّة ُعلي اَهلِ الدُّنيا؛ و نشانه هاي هدايت و حلقه محکم تر و حجت، بر همه اهل دنيا هستند. فراز نهم:اعتقادات شيعه - و اشهـَدُ انّي بـِکُم مؤمِنٌ وَ بايابِکُم مُوقن بـِشرايع ِ ديني و خـَواتيم ِ عَمـَلي؛ شهادت مي دهم که من به شما و رجعت شما يقين دارم و در انجام کارهايم بر طبق دستورات دين عمل مي کنم . - وَ قـَلبي لـِقـَلبـِکـُم سـِلم ؛ و قلبم با قلب شما آميخته است . - و اَمري لامرِکـُم مـُتـَّبـِع وَ نُصرَتي لـَکُم مُعدَّة ، حتي ياذنَ اللهُ لـَکـُم ؛ و در هر کارِ خود پيرو دستورات شما هستم و آماده ياري و نصرت شما مي باشم، تا اين که خدا به شما اجازه ظهور دهد. - فمعکم لا مع عدوکم؛ و من با شما هستم نه با دشمنان شما. فراز دهم:صلوات بر اهل بيت (عليهم السلام) - صلواتُ اللهِ علـَيکـُم و علي ارواحِکـُم وَ اجسادِکُم؛ صلوات خدا بر شما، بر ارواح مقدستان، بر پيکر پاک شما. - وَ شاهـِدِکـُم و غائبـِکـُم وَ ظاهـِرِکـُم و باطنکم؛ و حاضر شما و غائب شما و آشکار شما و نهانتان . - امينَ ربَّ العالمين؛ به اجابت رسان، اي پروردگار جهانيان . پي نوشت ها: 1- مصباح المتهجد، شيخ طوسي، ص 730 . 2- حماسه حسيني، ج 3، ص 121. 3- سيد هاشم محلاتي، زندگاني امام حسين(علیه السلام)، ص 378. 4- تاريخ طبري، ج 6، ص 16. 5- مقتل مقرم، ص 206. 6- کشف الغمه، ج 2، ص 308. 7- حماسه حسيني، ج 3، ص 145. 8- همان، ص 49. 9- فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سيد محمدکاظم قزويني، ص 92، به نقل از عوالم الکبير. ولعن الله علی القوم الظالمین الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۲۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
اربعین یعنی چهل شب ترکِ یار ….. بـارش ِ پـیـوسـتـه ی ابــر ِ بهــار اربعین یعنی چهل شـب در فـراق ….. صـبـر بـر رنـجِ مـسـیـرِ اشـتیـاق اربعین یعنی چهل شب خستگی ….. دل بـریـدن در پـی ِ دلـــبـسـتـگی اربعین یعنی چهل شب بی کسی ….. غــربـت و تـنـهــایـی و دلــواپـسـی اربعین یعنی چهل شب قید و بند ….. وحشت و تـحقیـر با نیـش و گـزند اربعین یعنی چهل شب درد و غم ….. اربـعـین یـعـنی جـوان و قـــدِّ خــم اربعین یعنی تپیدن در بلا ….. زنـدگی با خاطـراتِ کـربلا اربعین یعنی خـداونـد و رسـول ….. اربعین یعنی علی ، یعنی بتول اربعین یعنی حسن یعنی حسین ….. اربـعـیـن یـعـنی تـمـام ِ عـالـمـیـن اربعین یعنی طنین ِ ذوالفقـار ….. در تعامل بین ِ جبر و اختیار اربـعـــیـن یـعـنـی نـجـاتِ انـقــلاب ….. گرچه تشنه جان دهی در شطِّ آب اربعین یعنی نثـار ِ چشم ِ یار ….. از سر و جان تا همه آل و تبار اربعین یعنی تبسّم روی نِی ….. صوتِ قرآن از لبِ خونین ِ وی جلوه ی خورشید در تشتِ طلا ….. حــدِّ اعــلای مـصـــادیــق ِ بــلا اربعین یعنی نمادِ حلم و صبر ….. گـریه ی آئـیـنـه و طـغـیانِ ابـر اربعین یعنی چهل شب با خدا ….. وز دو رنگی های این دنیـا جدا وایِ ما کاینگونه محبوس ِ دلیم ….. وز تـعـالــیـم ِ حـسینی غافلـیم بـر مصـیبت هاش می بـاریم اشک ….. همچو دریایی که می ریزد ز مشک دستِ خود را بر جبین می افکنیم ….. بر سر و بر سینه ها مان می زنیم لیک فارغ مانده ایم از محتوا ….. وز تــدبـّــر در قــیــام ِ نـیـنـوا ای مسلمان ، دین ِ احمد را بیاب ….. رســم و آئـیـــن ِ مـحـمّــد را بیاب زنده کن اندیشه های ناب را ….. سنّت و فرهنگِ عالَـم تاب را آیـه هـای بـکـــر ِ قــرآن را بـخوان ….. تا شود روشن دل و چشم و زبان سرگذشتِ انبیـا را کن مرور ….. تا بیابی لذّت و شوق ِ حضور سِیر کن در سیره ی اسلافِ خود ….. عاقبت ، هر قـوم را بنگـر چه شد از احـادیــث و روایــاتِ مـبـیـــن ….. ریشه های محکم ِ دین را ببین خــون ِ پــاکــان شــد غــذای ایــن درخــت ….. کاینچنین شد شاخ و برگـش سبز و سخت جـانِ مـولا دور شـو از ادّعـا ….. « لَیسَ لِلإِنسانِ اِلّا ما سَعَی » گوش ِ شیطان می شود مشعوفِ ما ….. کـــو صــدای امـــر ِ بــالـمـعــروفِ ما ؟ شیوه ی « هَیهات مِنَّا الذِّلَّه » کو ؟ ….. نــردبــانِ آســمــان را پــلّــــه کــو ؟ ای بـــرادر ، بی خـدایی تا به کِی ؟ ….. عُجب و کبر و خودنمایی تا به کِی ؟ از قــیــام ِ کـــربـلا درسی بگــیر ….. اینچنین در جهل و در غفلت نمیر کن نظر « کونوا دُعاةَ النّاس » را ….. در عمــل تـزریـق کـن اخـلاص را ترک کن عاداتِ زشت و پست را ….. رام کـن ایـن اژدهــای مسـت را نفس ِ شر را در غُل و زنجیر کن ….. روح ِ خود را از حقایق سیــر کن کسب کن در مکتبِ خون و جهاد ….. درس ِ تـسلـیـم و رضــا و انـقیــاد معـرفـت را با بـصـیـرت درک کن ….. غفلت و جهل و خطا را ترک کن اربعین یعنی مدار ِ زندگی ….. بـر مسیـر ِ عـزّت و آزادگی عــزّت و آزادگـی در بـنـــدگـی ســت ….. بندگی مفهوم ِ عشق و زندگی ست ای پرستو بالِ خود را باز کن ….. سوی عـزّت تا خدا پـرواز کن سروده سید علیرضا(پرستو) [/b] |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۲۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
روز بیستم ماه صفر، روز اربعین، روز بازگشت اهل حرم امام حسین علیه السلام از شام به مدینه، و روز ورود اولین زائر آن حضرت جابربن عبدالله انصاری به کربلا، جهت زیارت امام حسین علیه السلام است .
زیارت حضرت امام حسین علیه السلام در این روز مستحب است و به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام از نشانه های مؤمن است. قال العسکری علیه السلام: "علامات المؤمنین خمس : صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم."(1) از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند: علامت مؤمن پنچ چیز است: 1- اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز. 2- زیارت اربعین. 3- انگشتر به دست راست کردن. 4- جبین را در سجده بر خاک گذاشتن. 5- در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
جان جهان ز پیکر هستی جدا شده خاموش، شمع محفل نورالهدی شده ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب واویلتا عزای رسول خدا شده التماس دعا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عزاداری در مساجد یا حسینیه ها؟ | شاهین نقوی | 8 | 4,748 |
۲۶/آبان/۹۱ ۲۱:۴۸ آخرین ارسال: mohammad reza |
|
| حسینیه منتظران(وِیژنامه ی اعیاد موالید) _ "لطفا پست اول را مطالعه نمایید" | oO DaViD Oo | 106 | 39,525 |
۱۵/خرداد/۹۱ ۱:۴۸ آخرین ارسال: جانثار مهدی |
|











