|
پیشگویی های هزارهی آخرالزمانی در قرآن
|
|
۲۲:۵۲, ۱۷/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۰ ۲۳:۰۱ توسط عـلـی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پیش از آنکه به پیشگوییهای قرآن در خصوص شروع هزارهی آخر عمر کرهی زمین (قیامت اول) بپردازیم لازم است بدانیم دورانی به نام هزارهی آخر دنیا یا قیامت اول از کجا بدست آمده است و وجه تسمیهی آن به قیامت اول را بیشتر بررسی نماییم. شادروان دکتر صادق تقوی در این رابطهمینویسد: قرآن مجید برای مسلمانان دو قیامت مجزا از هم را در آیات 67 الی 69 از سورهی زمر به روشنی تشریح فرموده است « و زمین در روز قیامت به تمامی در مشت الله قرار خواهد گرفت همچنین آن آسمانها در دست راست او پیچیده خواهند شد و در آن شیپور پر صدا دمیده میشود(اشاره به زمانی است که سیارات منظومه شمسی که در قرآن به آسمانهای هفتگانه معروفاند جملگی پیش از زمین متلاشی شده و به دنبال آن با شنیده شدن صدای مهیب، زمین ما نیز متلاشی خواهد شد) پس هرکس در آسمانهای هفتگانه و هرکس در زمین باشد بیهوش میگردد مگر کسانی که الله بخواهد. پس از مدتی دوباره در شیپور پر صدای دوم دمیده خواهد شد پس در آن زمان است که آن بیهوششدگان، قیام و رستاخیزی دارند که آنچه را باید ببینند خواهند دید و زمین آخرت به نور پرورندهاش روشن میگردد و کتاب اعمال و پیغمبران و گواهان به میان آورده میشوند و از روی حق میان مردم داوری خواهد شد» در مطالب بالا به روشنی میبینید که در دو زمان در آن شیپور پر صدا که معروف به نفخهی صور است دمیده میشود و بین دو نفخه یک فاصلهی ممتد است که مردم آسمانها و زمین در بیهوشی خواهند بود (یعنی ساکنان هر یک از سیارات هفتگانهی مذکور) و قبل از نفخهی اول قیامت اول است و بعد از نفخهی دوم، قیامت دوم که قیامت کبری و زمان زندهشدن مردگان و معلوم شدن داوری اعمال ایشان است. (در قرآن مرگ فقط نوعی بیهوشی است) از عبارات فوق به وضوح معلوم میگردد که قیامت اول قبل از متلاشی شدن زمین است و آن زمانی است که زمین در مشت الله قرار خواهد گرفت یعنی خالق عالم آن را میگیرد و کم کم بیمارترش مینماید تا آن را متلاشی سازد. دوران قیامت اول هزار سال است و این تعیین زمان قیامت اول در آیات 4 و 5 سورهی سجده چنین آمده است: "الله کسی است که آسمانها و زمین و میان آن دو را در شش دوره آفریده است پس بر آن عرش قرار گرفت و الله امر زمین را از آسمان به زمین تدبیر میکند و پس از مدتی امر زمین که از آسمان اداره میشد به سوی الله پله پله بالا میرود در مدت زمانی که مقدار آن هزار سال به حساب شمارش سال شما مردم است". همچنین خالق عالم در آیهی 47 از سورهی حج نیز در توضیح مشابهی میفرماید: "ای پیغمبر به تو میگویند چرا آن عذاب که هزاران سال است بوسیلهی پیغمبران گذشته وعده داده شده زودتر نمیآید، به ایشان بگو که الله هرگز وعدهای را که داده خلاف نخواهد کرد ولی نزد پروردگارت روزی میباشد که مقدار آن هزار سال است از سالهای مورد شمارش شما". در این آیات روز یعنی زمان یا دورهای از زمان، و سال نیز همان مبنای سال مردم مکه و مدینه یعنی سال قمری است و موضوع امر گفته شده نیز همان نیروی کنترل کنندهی کرهی زمین و منظومه شمسی است و همچنان که میدانیم مهمترین نیروی کنترل کنندهی سیارهی زمین و سایر اجرام منظومهی شمسی نیروی گرانش و جاذبه حاکم بر آنهاست. این آیه میرساند که در هزارهی قیامت که هم اکنون در آن به سر میبریم تغییراتی در وضعیت منظومهی شمسی و کرهی زمین به وجود خواهد آمد که در پایان این تغییرات منظومه شمسی و تمام اجرام آن از جمله زمین متلاشی خواهند شد اما تا زمین به دوران هزار سالهی خرابیاش نرسد و متلاشی نگردد آخرت فرا نمیرسد؛ دستگاه خلقت الله بیحساب نیست که هرچه افراد بخواهند همان مستجاب شود. سابقهی مطالب بالا در کتب دینی یهود و نصارا نیز آمده است. همچنین در کتب یهود از جمله کتاب حزقیان و یوئیل نبی به طور مبهم مطالبی دربارهی زمان هزار سالهی آخر عمر زمین وجود دارد و بصورت کمی واضحتر در کتاب دانیال نبی نیز مطالبی در این خصوص آمده است. بصورت واضحتر در باب بیستم از مکاشفهی یوحنا صریحاً ذکر قیامت اول و دوم به مانند توضیحی که در قرآن داده شده نوشته شده است بطوری که معلوم میگردد حقیقتی بوده و آنرا نویسندگان کتب فوق کم و بیش تحریف کردهاند. همچنین عین آنچه در سورهی حج اشاره شده است در باب سوم از رسالهی پطرس رسول نوشته شده اما به روشنی مطلب قرآن نیست و مشخص میگردد که آیات قرآن تصحیح کنندهی آن است و اگر این آیات نباشد کسی از مجموع کتب یهود و نصاری مطلب روشنی (که در آن موهوماتی نباشد) نخواهد فهمید. برای اطلاع بیشتر به کتاب معجزات علمی قرآن رجوع گردد. در روند بررسی کتب مرحوم دکتر صادق تقوی تدریجاً به مطالب این کتاب اشاره خواهیم نمود. ادامه دارد ...
|
|||
|
|
۰:۱۴, ۱۸/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مهر/۹۰ ۰:۱۶ توسط عـلـی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اولین پیشگویی هزارهی آخرالزمانی در قرآن: ذوالقرنین، یاجوج و مأجوج و دیوار چین
اولین علامت و حادثهی مهم در قرآن برای شروع قیامت اول یا هزارهی آخرالزمان و حوادث مرتبط با آن مربوط به مطالبی در خصوص یاجوج و مأجوج و ذوالقرنین است. این مطالب در آیات 82 تا 98 از سورهی کهف چنین آمده است: «از تو پیامبر میپرسند آن شخصیتی که معروف به ذوالقرنین است کیست؟» (از پاسخ داده شده توسط خالق عالم معلوم است سوالکنندگان عدهای بودند که برای تجارت به چین رفته و مدتی در آنجا اقامت داشته و نام ذوالقرنین را شنیده بوده و معنای تحت لفظی آن صاحب دو سد میباشد را تعمداً پس از برخورد با محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و برای آزمایش صحت ادعای پیامبری وی به زبان آوردند. این سوال و پاسخ آن که حتی برای خود سوالکنندگان به درستی مشخص نبوده نه تنها به شکل کامل توسط خالق عالم توضیح داده شده است بلکه آن را مرتبط با موضوعی بسیار پراهمیت یعنی مسألهی زندگی بعد از مرگ و مقدمهی قیامت اول اعلام نموده است) ادامهی آیه: «جواب این است که او کسی است که ما (خالق عالم) برای او در آن سرزمین قدرت و امکانات قرار دادیم و از هر چیزی وسیلهی مناسبی برای اقداماتش در اختیار او گذاشتیم، پس او تصمیم گرفت به طرف مغرب مملکت خود برای بازدید و اقدامات لازم برود و در مغرب مملکت خویش به جایی رسید که محل سکونت قومی شرور بود که به ناچار با مخالفتها تسلیم قدرت او شدند و ما به او گفتیم ای ذوالقرنین روی مصلحتی که تصور میکنی با آنان رفتار مناسبی کن و او اعلام داشت هرکس از شما که ظلم به دیگران کرده باشد او را عذاب خواهیم کرد و چون به سوی پروردگارش رود (بمیرد) دچار عذاب بدی از جانب او نیز میشود» این مطلب میرساند که عدهای از افراد اشاره شده در آیهی فوق به علت جنایت و ظلمی که مرتکب شده بودند و مستحق شدیدترین مجازاتها شده و توسط ذوالقرنین به اعدام محکوم شدند و برخی دیگر که شدت جرایم آنان کمتر بود به تناسب گناه مرتکب شده مجازاتهای مختلفی مانند بیگاری (که در آن زمان مرسوم بود) برایشان تعیین گردید و در میان آنان تعدادی افراد نیکوکار و مومن نیز وجود داشت که خداوند آیات بعد را به شرح حال آنان اختصاص داده است: «ولی کسی که به هدایتهای الله ایمان آورد و اعمال نیکو انجام دهد برایش هم در آخرت آن زندگی بهشتی خواهد بود و هم ما (ذوالقرنین) فرمان میدهیم کارش را در حکومتمان آسان بگیرند» (یعنی از امتیازات و تسهیلات خاص که در مقررات حکومتی ذوالقرنین وجود داشت بهرهمند گردیدند) «و آن قوم شرور در جلوی چشمههای گِل سیاهدار بهم متصلی بودند که وقت غروب ذوالقرنین خورشید را میدید که در آن چشمههای وسیع فرومیرفت» (یعنی منظرِ افقِ دید برای ذوالقرنین چنین بود و این موضوع یعنی افق دیدِ ناظرِ خارجی را کسانی که با علم جغرافیا و نقشهبرداری آشنا هستند به خوبی میدانند. به نظر دکتر تقوی این مطلب اشاره به یکی از استانهای غربی چین به نام "سین چیانگ یاسین چوان" است که مردمانش از تیرهی مغولی بوده و در آن زمان وحشی و متجاوز به شهرهای مجاور خود بودند، «از پس بازدید آن جا و دادن دستورات لازم برای بازدید مشرق مملکت وسیع خود به راه افتاد تا با جایی رسید که خورشید بر قومی طلوع میکرد که غیر از نور خورشید پوششی نداشتند» (منظور استان کانتون چین است که بسیار گرم بوده و کنار دریای زرد واقع است) «آری ما که تو ای محمد را به پیامبری برگزیدهایم اخبار حقیقی او را به طور کامل در اختیار خود گرفتیم تا آن را به تو بگوییم (پس از بازدید قسمتهای غربی مملکت خویش) باز به راه افتاد تا به قسمت میان آن دو سد رسید. در خارج آن دو سد قومی را یافت که سخن ذوالقرنین را درست درک نمیکردند آنان به او گفتند ای صاحب این دو سد (ذوالقرنین یعنی صاحب آن دو سد زیرا لغت قرن در عربی معانی مختلفی دارد مانند شاخ حیوانات، سن، صد سال، کوه کوچک سد مانند و قلعهای که بواسطهی دیوار قطور و بلندش مردم را از تجاوز متجاوزان محفوظ دارد لذا اعراب سوال کننده میخواستند پیامبر اسلام را با این پرسش بیازمایند و به جای استعمال کلمهی ذوالسدین لفظ ذوالقرنین را که کثیرالمعنا و مبهم بوده بکار بردند و برای بیخبران از جمله شخص محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشتباه انداز و غیر روشن هم بود. حقیقت این است که این دو سد که دو بخش جدا افتاده از دیوار بزرگ چین در زمان بازدید ذوالقرنین بود و هر بخش (سد) آن مانند دیوار قلعهای محکم، بخشی از تمام سرزمینهای وسیعی را که تحت سلطهی اولین امپراطور چین بود حفظ میکرد لذا دربازدید ذوالقرنین مردم بدون حفاظ میان آن دو سد با دادن لقب ذوالقرنین (ذوالسدین) از این امپراطور نیکوکار (که نام اصلی وی شین شیه هوانگ بود) خواستند تا با خرج آنان برایشان سدی بسازد و از شر متجاوزان مصونشان سازد. آن دو قوم متجاوز و وحشی که سرزمینهای دیگران را مورد حمله و تاراج قرار میدادند همان یأجوج و مأجوج هستند.) ذوالقرنین گفت من این کار را میکنم و فقط از شما نیروی انسانی (کمک قوهای) میخواهم بنابراین برای من پارههایی از آهن بیاورید تا دیواری محکم که این آهنها درون آن باشند و این دو سد را بههم وصل کند برای شما بسازم. باید در آتش بدمید تا مس گداخته را برای جوش دادن آن آهنها در محل اتصالشان بر آنها بریزیم و چون آن سد ساخته شد طوری بود که به دلیل مرتفع بودن آن نمیتوانستند نه بالایش بیایند و نه سوراخش کنند.» ملاحظه میکنید که خالق عالم در پاسخ به سوالکنندگان از پیامبر دربارهی اولین امپراطور چین (آن هم با ذکر لقبی که نام و نشان درستی از آن را در برندارد) چگونه ضمن رفع ابهام آنان، جزئیات داستانی را که مربوط به حدود نه قرن پیش از پیامبر اسلام بوده است را بیان نموده و دربارهی سرزمینی که تا کنون نیز دارای ابهامات تاریخی فراوانی است و در فاصلهی بسیار دوری از مکه قرار دارد حقیقت را نه تنها برای شنوندگان وحی بلکه برای تمامی کنجکاوان حقیقی و حتی مردم و محققان چین روشن ساخته و نتیجهای حیرت آور و محیر العقول از وقایع آخرالزمانی که هیچ گویندهای قادر به گفتن آن نیست را بازگو میسازد. این مطالب ثابت مینمایند که قرآن سخن محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست و حقیقتاً از جانب خالق یکتا و آن حکیم جهانی است. مرحوم دکتر صادق تقوی در کتاب معجزات علمی قرآن در این باره برای دانشمندان بیغرض مینویسد: بنابر آنچه ذکر شد معلوم میگردد که ذوالقرنین لقبی است که ابتدا مردم شمال چین به وی دادهاند و این لقب به نوعی معنای دیگری از کلمهی امپراطور را در بردارد و به نظر میرسد این لقب برای اولین امپراطور چین در ایالات شمالی آن کشور در زمان پیغمبر اسلام به نامی به زبان چینی مشهور بوده که ترجمهی عربی آن شامل معنای کلمهی ذوالقرنین میشود و شخص یا اشخاصی که وضعیت ذوالقرنین را از پیامبر اسلام پرسیدهاند یا به چین سفر کرده و یا آن را از مسافران شنیدهاند چون میدانستند که در مکه کسی از این وقایع اطلاع ندارد خواستهاند پیامبر اسلام را با آن بیازمایند. عبارات قرآن حاکی از آن است که زبان وحی علاوه بر اینکه ذوالقرنین را کاملاً معرفی کرده چند پیشگویی دربارهی آیندهی کشور چین نیز به آن اضافه نموده است. ادامهی آیات: «ذوالقرنین گفت این سد میانی که من ساختم رحمتی است از پروردگار من تا زمانی معین، پس وقتی آن زمان بوسیلهی پروردگار من برسد آن سد را مقدر داشته که فرو ریزد و این وعدهای است راست از پروردگار من» (این مطلب میرساند که ذوالقرنین پادشاهی بوده که از جانب الله به او وحی نیز میشده و او مردی خدا پرست و نیکوکار بوده ولی سازندهی تمام دیوار چین نبوده است) «و ما (الله) در پس خرابی آن سد اجازه میدهیم بعضی از افراد دو قوم یأجوج و مأجوج یعنی اول قوم یأجوج و پس از آنها قوم مأجوج چون موج داخل بعضی از مردم پشت سد شوند (یعنی داخل مردم چین شوند) و انتهای حوادث مربوط به این وعده به آن صدای جهانی مربوط به متلاشی شدن کره زمین میرسد که بعد از آن زنده شدن دوبارهی مردگان و جمعشدنشان در زمین آخرت بوسیلهی ما (الله) خواهد شد.» تاریخ و جغرافیای چین معلوم میدارد که قوم یأجوج همان قوم یوچانک است که وحشی بوده و در شمال غربی چین سکونت داشتند. این قوم را ژونک، هون، مانکول و مغول نیز مینامند. قوم مأجوج نیز همان مانچوها هستند که در منچوری واقع در شمال شرقی چین زندگی میکردند. طبق مستندات تاریخی هر دو قوم به مردم شهرنشین حکومتهای قدیمی چین هجوم آورده بودند و آن حکومتها هر یک سدی برای جلوگیری از هجوم این دو قوم ساخته بودند تا اینکه سد میانی را اولین امپراطور چین به آن سدها وصل کرد و مجموع آن سدها به دیوار چین معروف شد. در آیات فوق پیشگویی شده است که بعد از فرو ریختن دیوار مذکور ابتدا قوم یأجوج و سپس قوم مأجوج به مردم چین حمله و تجاوز میکنند. با مطالعهی تاریخ چین متوجه میشویم که اولین امپراطور چین بنام "شین شیه هوانگ" که در سال 246 قبل از میلاد به قدرت رسید ولی در دوران حکومتش سد که ساخته بود فرو نریخت. در سال 678 هجری قمری (1260 میلادی) پس از خراب شدن سد مذکور "قوبیلای قاآن" از طرف برادرش "منکو قاآن" امیر بزرگ مغول (یأجوج) وارد خاک چین شد و آن را فتح کرد و همزمان برادر دیگر آنها "هلاکو قاآن" کشور ایران و سپس خاورمیانه را تسخیر کرد. قوبیلای قاآن در چین بیست و سومین سلسله از سلاطین چین را بوجود آورد که حدود یکصد و ده سال در چین حکومت نمودند. در سال 788 هجری قمری مردم چین علیه حکمرانان مغول قیام کرده و آنان را از حکومتشان ساقط کردند و سلسلهی چینی مینک را بوجود آوردند که تا سال 1054 هجری قمری (1544 میلادی) دوام یافت و در این سال قوم مأجوج (مانچوها) مطابق پیشگویی الله به چین حمله کرده و آن را به تصرف خود درآوردند و تا سال 1917 میلادی بر آن کشور حکومت کردند تا اینکه مردم در سال مذکور ژنرال "چانکای چک" آخرین پادشاه چین را از قدرت برکنار کرده و بدین ترتیب حکومت چین کاملاً ملی گردید. یک توضیح ضروری: شادروان دکتر صادق تقوی در تحقیقات مکتوب خود دربارهی دیوار چین بر این باور بود که خرابی این دیوار باعث قابل عبور شدن آن برای یأجوج و مأجوج میگردد و این باور بر پایهی متن آیهی 98 از سورهی کهف است «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا» که در آن واژهی دکاء از ریشهی کلمهی "دک" به معنای دیوار را با خاک یکسان کردن، هموار کردن – در وصف زمین دک الارض – چهار پا را در راه رفتن خسته کردن – دک الدابه فی السیر – (دک – اسم میباشد و مصدر آن دَک میباشد) استاد سهراب بیات اسلام شناس و قرآنپژوه معاصر در این باره در صفحات 226 و 227 کتاب خود به نام "دیوار بزرگ چین یا بزرگترین سد روی زمین (سد ذوالقرنین)" مینویسد: «طبق چنین تفسیری (منظور تفاسیر المیزان و نظر مرحوم کامبوزیا) در زمان ما سد باید سالم و برقرار باشد، چون سد هنوز خراب نشده و پیشرفتهای فنآوری مهاجمین، نیاز به تخریب سد را از بین برده و سد ارزش دفاعی خود را از دست داده است، پس سد ذوالقرنین کجاست؟ همانطور که در تفسیر آیات سورهی کهف به اثبات رسید جز دیوار بزرگ چین به عنوان تنها شاهد مسلم تاریخی از رویدادهای 2200 سال پیش سد دیگری وجود ندارد و اما استاد دانشمندم مرحوم دکتر صادق تقوی که در تفسیر این آیات هجوم یأجوج و مأجوج را به سرزمین چین همزمان با فرو ریختن سد آهنین ذوالقرنین میداند باید برای چنین رویداد مهمی سند تاریخی ارایه میدادند زیرا حمله مغولان به چین تاریخ روشنی دارد و چگونگی عبورشان نیز از دیوار چین معلوم بوده و در تاریخ ضبط گردیده است. رنه گروسه در کتاب امپراطوری صحرا نوردان نحوهی عبور سپاهیان مغول را از دیوار چین اینگونه گزارش میکند: حراست و حفاظت نواحی شمالی "دیوار عظیم" طرف مغولستان درشمال ایالت شانسی از طرف پادشاهان کین به مؤتلفین تُرک که از قوم اونقوت بودند واگذار شده بود و این ترکان، مسیحی نستوری بودند. ما دیدیم که در منازعات بین قبایل مغول رئیس اونقوتها، "آلاقوش تکین" از سال 1204 در زمرهی دوستان و طرفداران چنگیزخان قرار گرفت وفاداری خاندان آلاقوش تکین کمک موثری برای چنگیزخان در این گیر و دار شد زیرا قوم اونقوت حافظ و حارث این حدود و ثغور بود و آنها راه ورود به سرزمین کین را بر روی چنگیزخان باز نمودند و چنگیزخان برای پاداش این خدمت شایان یکی از دختران خود بنام "آلاقای بیگی" را به پسر آلاقوش تکین موسوم به "پو یائو هو داد"». ایشان در صفحهی 224 کتاب مذکور مینویسند: «اشتباهات تفسیری فوق (خرابی دیوار چین در شروع هزارهی قیامت اول) اولاً با آن چه به شکل مستدل در تفسیر آیات سورهی کهف بیان شد مخالف است بنابراین صراحت قرآن چنان تفسیری را باطل میکند. ثانیاً در آیهی 95 تا 97 از سورهی انبیاء گشوده شدن راه یأجوج و مأجوج و حملات سنگین آنها علامت نزدیکی آن وعدهی معروف و مذکور در قرآن (در سورههای نازل شدهی قبل از انبیاء و از جمله سورهی کهف) یعنی دورهی هزار سالهی قیامت اول میباشد، بنابراین یک پیشگویی کاملاً مستقلی است به این معنا که وقتی این پیشگویی تحقق یافت آن دوره که باید حوادث اعلام شده در بخش اول آیات سورهی تکویر (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ(١) وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ(٢) وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ(٣) وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ(٤) وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ(٥) وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ(٦) وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ(٧) وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ(٨)...) همراه با واقعهی آیهی 14 سورهی الحاقه (وَحُمِلَتِ الأرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً و زمین و کوهها از مکان خود برداشته شود و به یک خرابی کوبندهای کوبیده گردند) نزدیک شود و در آن زمان است که دیوار بزرگ چین یا سد ذوالقرنین فرو ریخته و مفهوم گردد. ثالثاً با چنین تفسیری باید بگوییم ذوالقرنین بلافاصله بعد از اتمام ساختمان سد به مردم چین پیام داد: این سد بزرگ که رحمتی است از جانب پروردگار من به شما، در آینده بوسیلهی الله در هم کوبیده خواهد شد تا راه حملات اقوام وحشی به سرزمین شما گشوده شود! یعنی الله به کمک آن وحشیان آمده و جاده صافکن یورشهای چپاولگرانهی آنها خواهد شد! آیا چنین گفتاری از ذوالقرنین غیرخرمندانه نیست؟ چه رسد به خالق حکیم و توانا! رابعاً طبق نظریه مفسران فوق (علامه طباطبائی و فخر رازی) (الف) سد ذوالقرنین تا زمان پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یعنی اوایل قرن هفتم میلادی سالم و برقرار بوده است که قرآن دربارهی آینده آن پیشگویی میکند. (ب) اگر بعد از نزول آیات سورهی انبیاء تا این زمان حملات یأجوج و مأجوج صورت گرفته باشد و به فرض اگر اقوام ترک و مغول همان یأجوج و مأجوج بوده و حملات آنها به سرزمین چین و دیگر نقاط آسیا نیز با پیشگویی قرآن منطبق باشد چون چنین حادثهی بزرگی در دورهی تاریخی اتفاق افتاده باید خراب شدن سد در گزارشهای تاریخی ذکر شده و به عبارت دیگر تاریخ چین و تاریخ جهان بر این رخداد بزرگ گواهی دهد. (ج) علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان آخرین نظرش را در بیان سد ذوالقرنین چنین اعلام کرده است: لکن در دفع این اشکال آن چه به نظر میرسد این است که کلمه دکاء از دُک به معنای ذلت باشد همچنان که درلسان العرب گفته جبل دُک یعنی کوهی که ذلیل شود این بود کلام لسانالعرب و آن وقت مراد دک کردن سد این باشد که آن را از اهمیت و از خاصیت بیندازد به خاطر اتساع طرق ارتباطی و تنوع وسایل حرکت و انتقال بری و بحری و جوی و دیگر اعتنایی به شأن آن نشود پس در حقیقت معنای این وعدهی الهی وعده به ترقی مجتمع بشری در تمدن و نزدیک شدن امتهای مختلف است به یکدیگر بطوری که دیگر هیچ سد و مانعی و دیواری جلوی انتقال آنها از هر طرف دنیا به طرف دیگر را نگیرد» |
|||
|
۱۳:۰۴, ۱۸/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
دوست گرامی
لطفا مدارک و منابع مطلب خود را جهت بررسی قرار دهید با تشکر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نقش آخرالزمانی روسای جمهور حمهوری خواه | میثم2 | 7 | 3,311 |
۲۲/آبان/۹۵ ۵:۲۹ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| حمله روسیه به داعش و اطلاق "جنگ مقدس" آخرالزمانی است؟ | mostafaraei | 2 | 1,402 |
۲۶/مهر/۹۴ ۱۱:۰۹ آخرین ارسال: mostafaraei |
|
| پیشگویی پیامبر در مورد آخر الزمان | yaldaetemadi | 0 | 1,076 |
۲۸/مرداد/۹۳ ۱۳:۲۴ آخرین ارسال: yaldaetemadi |
|
| پیشگویی های شاه نعمت الله ولی ( سوال ) | Ali#59 | 4 | 4,386 |
۲۰/مرداد/۹۳ ۸:۳۸ آخرین ارسال: Agha sayyed |
|
| دانلود کتاب های آخرالزمانی | 313rahro | 0 | 1,483 |
۲۵/شهریور/۹۲ ۱۷:۵۹ آخرین ارسال: 313rahro |
|
| زنان آخرالزمانی، لباس نامرئی | ali0077 | 4 | 3,388 |
۱۶/شهریور/۹۲ ۹:۳۰ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| اثر پیشگویی بر تاخیر ظهور | basir | 9 | 5,050 |
۳۱/خرداد/۹۰ ۰:۵۱ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|








