|
شعوبیه
|
|
۲۳:۲۹, ۱۷/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۰ ۲۳:۴۴ توسط omoridi.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به هنگاميکه عربان به سوی ايران زمين تاختند بر خلاف اصول اسلام که اوای برابری و برادری سر می داد شهرها و قلعه های بسياری را ويران بساختند و دودمانهای زيادی را ازميان برداشتند . عربان مال و ثروت توانگران و اغنيا را غارت نموده و غنايم وانفال نام نهادند و دختران و زنان ايرانی را در بازارهای حجاز به نامهايی بسان سبايا و اسرا فروختند و از کشاورزان و پيشه وران ايرانی که اسلام را نمی پذيرفتند به زور باج گرفته و نام جزيه بر ان نهادند . بديهی است که تمامی اين اعمال در سايه تازيانه و شمشير انجام می پذيرفت . اما ايرانيان نيز که به ويژه پس از تاسيس سلسله موروثی امويان به دست معاويه بن ابوسفيان که پايه های حکومت خويش را برپايه برتری نژادی اعراب و تحقير غيرعربان بنا نهاده بود مورد ستم وازار بيشتری نسبت به دوران حکومت خلفای راشدين قرار گرفته بودند و بسيار پست شمرده می شدند و با انان بسان بندگان رفتار می گشت و موالی خوانده می شدند سکوت اختيار نکرده و از هر فرصتی سود جسته و برای بدست اوردن فر و شکوه پيشين خويش تلاش نموده و برای خلفا دردسر فراهم می ساختند .
پس از حملهٔ اعراب به ایران و گذار از روند اشغال جنبشهای مردمی بسیاری در برابر اشغالگران سازماندهی شد. یکی از این جنبشها نهضت شعوبیه بود که از پیش از سده دوم هجری آغاز و تا پس از سده پنجم هجری دوام یافت. پیدایش شعوبیه این جنبش به رهبری ایرانیان آنچنان گیرایی و کششی داشت که تودههای بزرگی از رستههای گونه گون اجتماع را به خود کشید و تبلیغات ایشان به اندازهای بود که دیگر ملل و حتا عربها نیز به جرگهٔ آن در آمدند. گواه این سخن گسترهٔ نامهای سرشناس شعوبیه در کتابهای تاریخی و ادبی است علت برپایی جنبش چرایی برپایی چنین جنبشی به رفتار عرب با ایرانیان و نژادهای ناعرب باز میگردد. نمونهای از این نگرش نژادپرستانه را از گفته نویسندهای عرب میآوریم: جاحظ مینویسد:«به عبید کلابی که مردی فقیر بود گفتم: میل داری هجین باشی(هجین=کسی که پدرش عرب و مادرش از نژاد دیگر باشد) و در مقابل هزار جریب از آن تو باشد؟ عبید گفت: هرگز زیر بار این پستی نمیروم[!] گفتم امیرالمومنین هجین و کنیز زاده بود. گفت: خدا رسوا کند کسی را اطاعت این خلیفه کند.» اعراب با عجمیان حتی بعد از گرویدن به اسلام به عنوان انسانهای درجه دوم برخورد میکردند. حتی در بصره مسجد موالی که تازه مسلمانان بودند از دیگران جدا بود. امویها با استناد به احادیث مجعول زبان مردم عجم را تحقیر میکردند. مقدسی در احسن التقاسیم یکی از این احادیث را بدین مضمون نقل نمودهاست:«مبغوضترین زبانها در نزد خدا زبان فارسی است، و زبان خوزستان زبان شیطان است و زبان اهل جهنم زبان بخارایی و زبان اهل جنت زبان عربی است.» تعصب امویها به حدی بود که قتیبه بن مسلم والی خراسان، علیه کسانی که خط خوارزمی مینوشتند و سنت علمی سرزمین خود را میشناختند با شدت عمل برخورد میکرد. در این میان عجمیان نیز بی کار ننشستند و به جعل احادیث و نقل روایات در برتری ذاتی عجم بر عرب پرداختند که آهسته آهسته این مناقشات رنگ علمی به خود گرفت. در طی این مدت یک طبقه دانشمند از عجم با زبان عربی آشنایی کامل پیدا نمودند و دین و فرهنگ اسلامی را فرا گرفتند که منازعات بین عرب و عجم بدین ترتیب در سطحی علمی جریان پیدا کرد و علما و دانشمندانی که مخالف امویها بودند موضعی جدی اتخاذ نمودند. مباحثات و منازعات از صورت تفاخر رنگ جدی به خود گرفت و و مخصوصا دانشمندان عجم را بر آن داشت که به جستجوی مفاخر و تاریخ کهن بپردازند. شعرا و خطبای عجم که به زبان عربی مسلط بودند وارد معرکه شدند و در این میان حتی شعرای عرب نیز زبان به ستایش مفاخر و نژاد عجم زبان گشودند. جاحظ کار را به جایی رسانید که هموطنان خود را «طبقه بی دانش» میخواند. مورخان نیز برای احیای تاریخ و سنتهای باستانی کوشیدند کسانی چون حمزه بن الحسن اصفهانی و دینوری کتب خود را تحت تأثیر روح میهن پرستی تالیف نمودند و قسمت زیادی از آثار خود را به تاریخ گذشته عجم اختصاص دادند. ابن مقفع آشکارا از دین مانی حمایت مینمود. دفاع مقفع از دین مانی دلیل مذهبی نداشت بلکه ناشی از حس ملی وی بود. مجموع این تحولات منجر به بر پایی جنبش «شعوبیه» گردید که شاخص جنبش قومی عجم از نظر اعراب شمرده میشد. عربها در نوشتههای این گروه مورد حمله و تحقیر قرار میگرفتند. احیای مجدد روح ملی که از اهداف شعوبیه بود در نبرد قلمی منحصر نماند بلکه جنبشهای سیاسی و حتی قیامهای نظامی به وجود آمد که اندیشهٔ تشکیل مجدد دولتهای ساسانی و هخامنشی را در سر میپروراندند. نتایج جنبش شعوبیه شعوبیه یکی از کنشهای سرنگونی امویان و بر سر کار آمدن عباسیان بود.شعوبیه با این که نگرش و پشت گرمیشان به فرهنگ ایرانی در برابر آنچه عرب بدان میبالید بود ولی گهگاه از سلاح دین اسلام نیز سود میبرد. برای نمونه استناد به آیههایی از قرآن مانند آیهٔ یازده سورهٔ حجرات؛ آیهٔ ۶۴ سورهٔ آل عمران و پیشاپیش همهٔ اینها گفتهٔ قرآنی نام آشنای «الاعراب اشد کفراً و نفاقاً»، در بین ایشان کاربرد داشتهاست. شعوبیان در سال ۱۰۱ هجری نمایندگانی نزد امام محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم فرستادند و با او به عنوان امام بیعت کردند و دست وفاداری در راه سرنگونی امویان دادند. بیشترین نهال جنبش در خراسان بزرگ کاشته شد.اینان در پی راهی برای پاسخگویی ستمهای حجاج و قتیبه و مهلب و دیگر ستمگران عرب بودند. به عبارتی شعوبیه گرویدن زرتشتیان را به اسلام آسان ساخت. گیرشمن می گوید: ملت ایران در برابر همه تهاجمات مقدونیه، عرب، مغول، ترک نه تنها توانست نیروی ادامه زندگی خویش را حفظ کند بلکه همچنین توانست این عناصر خارجی را ایرانی سازد، این ملت در طی تاریخ متمادی خویش نیروی حیاتی خارق العادهای نشان داده است. این نیروی خارق العاده همان فرهنگ کهن و ریشه دار ایرانی ایست. نهضت شعوبیه هم به طریق تکیه بر معیارهای ایرانی مانند نهضت مرجئه و ... سرانجام به کاهش اختلافات اجتماعی میان مسلمانان عرب و ایرانی شد که در آن فضای جدید، مسلمانان قدیم و جدید زمینهای مشترک یافتند. این نهضت با وجود اینکه گاهی به بیراهه رفت اما در کل باعث یک رنگ شدن ملت شد منبع ویکی پدیا |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۵۲, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول:از خدا بدور، ایا شما جای خدا نشسته اید و قضاوت میکنید. بسم الله بنده جای خدا ننشسته ام و قضاوت نکردم .... عین جمله ای که بنده نوشته ام در پست قبلی--------------> نقل قول:باید خدمت جناب عالی عرض کنم که کسانی که برای اسلام نرفتندو فقط برای وطن و ناموس رفتند خب خونشون که هدر نرفته مملکتشون و ناموسشون حفظ شده و ما با اونها کاری نداریم اصلا ... اجرشون با خدا... ولی الگوی ما باید انسانهای اهل آخرت باشند....بنده این رو میگم که کسانی که هدف اخروی نداشته اند الگوی ما نیستند و ماهم کاری با ایشون نداریم هرچند کارشون بسیار ارزشمند و قابل تقدیر باشد ... نقل قول: شما خیلی کوچکتر و بی تجربه تر و کم علم تر از آن هستی که معنای این جمله امام را بفهمی ... برادر چون که صد آمد نود هم پیش ماست... امام نگفتند که فرد نباید متخصص باشد و فقط باید تعهد داشته باشد... بلکه در کنار تخصص تعهد هم باید باشد شما هیچ وقت دیدی یک رفتگر شهرداری بتواند کار پزشک را بکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هرچند خیلی متعهد باشد و بخواهد جان انسانها را نجات بدهد... این حرف خنده داریست!!!!!!!!! و هیچ عقل سالمی یک همچنین ایده بیخودی نمیدهد... پس شما هم نیا و حرف امام را اینگونه ساده لوحانه تفسیر نکن... بنده به این دلیل که بحث سیاسی نشود توضیحاتم را ادامه نمیدهم. بنده ختم ادامه این بحث رو اعلام میکنم و درخواست دارم دیگر مسائل سیاسی را پیش نکشید.... وگرنه بنده حذف خواهم کرد تا اینجا هم اجازه بحث دادم باید جوابگوی مدیران ارشد تالار باشم... حال بپردازیم به بحث اعراب و کاری که در حمله هایشان به ایران زمین کردند... ببین برادر اینها هیچکدوم به پای اسلام نوشته نمیشه (حداقل از نظر بنده) چون اکثر اوقات دین و مذهب دستاویزی برای حاکمان بوده تا به مقصد برسند... مانند قرون وسطی در اروپا... حالا یک شخصی که حمله کرده و اگر جنگ ها و کشتارها طبق سنت پیامبر و دستور قرآن بوده ماهم حرفی نداریم و اونجایی که اینطور نیست ما این رو پای اسلام نمیزاریم ... حسابش هم با خود خدا... من بیام و یک فرد رو بکشم بعد بگم چون من مسلمونم برحقم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب کردم کشتم؟؟؟؟؟؟ شما هم با این حرف از اسلام زده میشید؟؟؟؟ نه برادر من دلیل اینکه میبینید الان مردم از اسلام دارن زده میشند به دلیل سوء تبلیغات گشترده و بافته شدن داستان های خیالی ست که چهره ائمه و اسلام رو خدشه دار کنند ... و مردم هم یک ذره مطالعه نمیکنند کتب معتبر رو تا یاد بگیرند و هر حرفی به خوردشان نرود... طرف میره فیس بوک ... چه توهین هایی که به ائمه نشد در اونجا ... ماهواره چه سوء تبلیغاتی که نمیکند... بهر حال این جای خالی قلب رو یک چیزی باید پر کند دیگه ... وقتی که قلب از حب دنیا پر شد حب اسلام و آخرت بیرون میرود... اصلا برای اکثر مردم مهم نیست که اسلام حقیقی چیست؟؟؟؟ دغدغه نداریم ببینیم حق چیست!!!! الان که میبینید این همه مسلمان شیعه در ایران هست ... این یعنی که دل مردم با اسلام است ... حتما چیزی دیده اند از ائمه و پیامبر و خدا و قرآن و عشقی در وجودشون نسبت به این ها وجود دارد که شیعه شده اند... وگرنه هیچ چیز زورکی در ذهن مردم نمیرود و اعتقاد نمیشود... یا الله |
|||
|
|
۲۳:۰۷, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دوست من اون جنگها یکی از هزاران دلایلی بود که شعوبیه گری بوجود آمد.
خوش حالم که حرف خود من را میزنید. من خودم یک تاپیک داشتم به اسم، رفتار اعراب را به پای اسلام نگذارید. گویا از دیشب تا به حال این تاپیک حذف شده است. در ضمن گل من شما هم که حرف امام را مثل من تفسیر کردید. بعد میگید من نمیفهمم؟ من شعور ندارم؟ عجب مسلمانی هستید! بعد تهدید میکنید که حذف میکنید! عجب، فعلا قدرت دست شما است. پس در حقیقت دارید اعتراف میکنید که تاپیکها را بر اساس سلایق شخصی پاک میکنید! خوب اینم باز از نظر من اشکالی نداره و به نظر من توهین به افراد جامعه چه رو در رو باشه چه در سایه سایبر بی جواب نمیمونه. جوابش با کسی که جای حق است. وقتی شما به عنوان یک فرد عادی که چند صباحی یک قدرت بی اهمیت در دست دارید و این چنین به این قدرت غره میشید، نباید از کساییکه قدرت واقعی در دست دارند و غره میشوند، خرده گرفت. اجر شما با خدا. |
|||
|
۲۳:۲۹, ۱۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۰ ۲۳:۳۲ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
نقل قول:بعد میگید من نمیفهمم؟ من شعور ندارم؟بسم الله لطفا متن نوشته بنده را بخوانید و در حرف توی دهن من نگزارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من کی گفتم شما شعور نداری؟؟؟؟؟ من کی گفتم شما نفهمی؟؟؟؟؟ خوبه خواجه حافظ شیرازی هم خاک براش خبر برده که محمد790 توی تالار مخالف دعوا و جدل و توهین و این حرفهاست... این حرف شما با حرف من زمین تا آسمون فرق میکنه؟؟؟؟؟ من توهین نکردم و نخواهم کرد... نقل قول:نه عزیز دل من من گفتم که چون بحث سیاسی میشه من مجبور به حذف کردن میشوم... نگفتم اگه مخالف سلیقه من حرفی بزنی حذف میکنم آقا توی این تالار بحث سیاسی ممنوعه.... من چه کنم؟؟؟ مشکلی داری برو با کسی که قوانین تالار رو وضع میکنه طرف شو. نقل قول:خیلی خوشحالم که عقیده مان یکی است و یک جای مشترک داریم... ولی فرق حرف بنده با شما این است که بنده حرفم را رک وراست میگم ولی شما آنچنان دو پهلو حرف میزیند که آدم نمیفهمه کدوم طرف طناب رو دارند میکشند؟؟؟؟؟ حرف تون رو کامل و واضح بیان کنید تا اینجور کج فهمی ها پیش نیاد برادر من. بنده که با شما پدر کشتگی یا خصومت شخصی ندارم که ... بنده حرف منطقی میزنم اگر اینطور نبود شما بیا به من اعتراض کن... و حرف رو منطقی و واضح بیان کن. برداشت محمد عزیز هم از تفسیر شما از کلام امام مثل بنده بوده مثل اینکه... چون از پستشون معلومه... لطفا واضح منظورتون رو مشخص کنید از این به بعد. یا الله |
|||
|
|
۲۳:۳۶, ۱۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اقای مریدی قدیمیا مثلای قشنگی میزدن
بفرما و بشین و بتمرگ سه تاش یه معنی رو میرسونه ولی این کجا و اون کجا |
|||
|
|
۰:۰۶, ۲۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۰:۲۲ توسط omoridi.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
جناب محمد من از شما چنین انتظاری را نداشتم.
نقل قول:در ضمن مواردی را که از تاریخ طبری عنوان کردید کذب است برای اثبات حرفم از اینجا کتاب را دانلود کنید و بخوانید. پاراگراف مربوطه نعیم شبانگاه یک دسته سوار با وی ..... و نعیم شبانگاه به آنها تاخت و از شهر غافلشان کرد و بجنگید و پایمردی کرد تا وقتی که از پشت سر صدای تکبیر شنیدند و هزیمت شدند و چندان از آنها کشته شد که کشتگان را با نی شمار کردند و غنمیمتی که خدا در ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنایم مداین بود. (تاریخ طبری، جلد پنجم، ص 1975). در ضمن خود تاریخ طبری برای حمایت از اعراب نوشته شده است و خیلی از بخشهای اون حذف شده. خود تاریخ طبری زیاد منبع قابل استنادی نیست ولی با کنار هم گذاشتن جندین تاریخ و نتیجه گیری میتوان چنین نوشت. درباره تاریخ طبری مطالعه نمایید. http://www.pasokhgoo.ir/node/38428 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










