کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عرفانهای دروغین .........
۱۰:۳۷, ۲۸/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۰ ۱۰:۵۶ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
آواتار
قصد دارم به یاری خدا در این تاپیک به عرفانهای دروغینی که در دنیا داره براش تبلیغات میشه بپردازم . دوستان خواهش میکنم اگر در مورد عرفانهای خاصی که هم اکنون در کشور ما داره تبلیغ میشه اطلاعاتی دارند در این تاپیک اطلاع رسانی کنند . یا حق
برای شروع با این خبر :
قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی از آغاز طرح شناسایی شیطان پرستان و عرفانهای دروغین در کشور خبر داد.
[تصویر: vqo014u15hlqypswgh.jpg]
به گزارش گرداب، افشار افزود: «این طرح جزئی از اجرای طرح تحول اجتماعی و در کارگروه وحدت و همبستگی ملی تعریف شده است.»

علیرضا افشار از اجرای طرح شناسایی و پیشگیری فرهنگی از فرق و عرفانهای کاذب و مدعیان دروغین و فرقه های انحرافی از طریق ارتقای فرهنگ عمومی در 10 استان کشور خبر داد و افزود: «استانهای دیگر در مرحله بعدی طرح قرار دارند.»
وی افزود: «در این طرح یک موسسه غیردولتی طرف قرارداد با وزارت کشور است و زیر پوشش استانداری‌ها و دستگاه‌های مسئول همراه با برنامه های فرهنگی این طرح را اجرا می کند.»

قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی اجرای این طرح را بخش بسیار کوچکی از اجرای طرح تحول اجتماعی عنوان کرد و افزود: «هنوز اجرای طرح تحول اجتماعی کلید نخورده است ولی برخی از مصوبات این طرح ضرورت بیشتری داشته که اجرایی شده است.»

افشار گفت: «البته قوه قضائیه، سپاه، اطلاعات و نیروی انتظامی با افرادی که قصد برهم زدند امنیت ملی، گمراهی مردم و شیادی دارند برخورد می کند ولی ارتقای فرهنگ عمومی و پیشگیری از گرایش مردم به فرقی که عمدتا با هدایت مالی استکبارجهانی است در اولویت است.»

قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: «البته افرادی هم هستند که با فریب خانواده ها چنین کارهایی را انجام می دهند که از سوی این گروهها راهنمایی و ارشاد می شوند تا در دام آنها قرار نگیرند. در واقع هدف بیشتر این طرح آشنا کردن مردم با شیادیهایی اینچنینی است.»

منبع: مهر

[تصویر: atj0yfliydqq9cyzbal.jpg]
mall">
[B]mall">معروفترین گرایشهای ضاله در کشور ما شیطان پرستی ،عرفان کیهانی، اوشو، اکنکار، سرخپوستی، رام الله، پائولو کوئیلو و دالایی لاما هستند

فرقه ضاله رام الله سعی در تفسیر مسیحی و هندویی از اسلام دارد و به دنبال تجویز صدور هرگونه ارتباط زن و مرد است و از سخنان رهبر این فرقه ضاله چیزی جز انانیت، غرور و تکبر، اسرارآمیز و قدرتمند جلوه دادن خود، بازی با الفاظ، خود را مقدس جلوه دادن چیز دیگری فهمیده نمی شود.
فرقه رام‌الله به هند باز می‌گردد، مؤسس این فرقه در هند «شیخ کبیر پانتیس» است که در سال ۱۴۴۰ متولد و در سال ۱۵۱۸ از دنیا رفت. وی که مادرش تایع مذهب ویشنو و پدرش مسلمان بود، شاعر و شغلش بافندگی بود. او از یک طرف معتقد به تناسخ و چرخش گوناگون ارواح بود و از سوی دیگر به خدای واحد که ارمغان آیین اسلام است؛ اعتقاد داشت.
وی سعی کرد آیینی مرکب از افکار عالی اسلامی و تفکر هندوها به ویژه ویشنو را مطرح کند. از این رو ترکیبی میان خدای اسلام و خدای ویشنو فراهم نمود. خدای اسلام «الله» و خدای ویشنو «رام» است و از اینجا جریانی به نام «رام‌الله» پدید آمد. پیام این نام‌گذاری این بود که «رام» همان «الله» است و «الله» همان «رام».
این فرقه که عقایدش تا حدی شبیه به آیین سیک می باشد ، چند صباحی است که در ایران شروع به فعالیت کرده است. نماینده نحله رام‌الله در ایران شخصی است به نام ا.م.رام‌الله که با کمک همراهان خود به ترویج اندیشه‌های شیخ کبیر و آیین سیک می‌پردازد.
رام‌الله جوانی است حدود سی ساله که رهبری این فرقه را در ایران به عهده گرفته است. او در بین پیروان خود بیشتر به «آواتار» نامیده می‌شود و خود را یکی از اساتید حق در جهان می‌داند. شاگردان آواتار درباره او حرف‌های عجیبی می‌زنند و برای او اعمال شگفت‌انگیزی نقل می‌کنند، او همه چیز را به روح خدا نسبت می‌دهد و سعی دارد فراتر از مذاهب سخن بگوید.
تعالیم ا.م.رام‌الله در دو سطح جریان دارد؛ سطح اول شامل آموزشی ساده و عمومی است که آن را مرحله احیا و تولد دوباره می‌نامد. این دوره، بیداری از خواب، گشودن چشم ها و گوش‌ها و قلب‌ها می‌باشد. سطح دوم که آموزش‌های آن بر مبنای منتخبین و برگزیدگان برگزار می‌شود، هنر ماورایی یا مرحله تعلیم اسرار، نام‌ دارد. چند سالی است که هر دو مرحله در ایران آغاز شده و در حال توسعه است. او نام استراتژی خود را «جریان هدایت الهی» یا «تعلیمات حق» یا «هنر زندگانی متعالی» می‌نامد.
گفتنی است که این دو جریان، دو نشریه منتشر کرده‌اند؛‌ یکی به نام «هنر زندگی متعالی» که سه شماره از آن در دولت اصلاحات (سال ۱۳۸۲) منتشر شد و نشریه دوم تحت عنوان «حرکت دهندگان» که تعطیل شد.
همچنین به همت یکی از اعضای این دو نشریه؛ یعنی آقای مهندس حمیدرضا همتی، مجموعه‌ای با عنوان «صدای او» که به احادیث قدسی اختصاص دارد، پدید آمده است. تنها کتابی که از این فرقه به صورت مستقیم و رسمی در دسترس است، اثری است با نام «جریان هدایت الهی»، در این نوشته اندیشه‌ها و تعالیم «الیاس رام‌الله» گردآوری شده است.
چندین ناشر به نام‌های «تعالیم حق» و یا «تعالیم مقدس» یا «هدایت الهی» و «رحم» در این رابطه فعالیت می‌کنند. البته ناشرانی به نام‌های مذکور آثار دیگری از اشو،‌ پاراماهانسا، سای بابا، یا در رابطه با مدیتیشن رؤیا و خرد سرخ‌پوستان تولتک و حتی ستاره‌شناسی را منتشر کرده‌اند.
نکته قابل توجه علامت و نماد این فرقه است که در آثار آن‌ها به چشم ‌می‌خورد. در این علامت دایره‌ای داخل یک مثلث قرار دارد که درون آن پنج علامت با عنوان «لا اله الا الله» وجود دارد.
تعالیم:
۱٫ رام‌الله کاملاً به مبانی آیین‌های هندی به خصوص تفکرات یوگا پایبند و معتقد است. رام‌الله در بحثی تحت عنوان «سیال حیاتی» ضمن بحث از چاکراها و نادی‌ها می‌گوید: «همان‌طور که بدن انسان دارای رگ‌هایی برای عبور خون است و با اختلال در جریان گردش خون، جسم، بیمار و درمانده می‌شود. روان‌ انسان نیز دارای مسیرهایی برای عبور جریان حیاتی است. در علم امروزی، این مسیرها با عنوان مریدین‌ها یا نادی‌ها (و در سطوح بزرگ‌تر چاکراها) شناخته شده‌اند. هرگاه جریان انرژی حیاتی در مسیرهای روانی انسان متوقف یا دچار اختلال شود، بیماری، نارسایی و رنج پدید می‌آید.»
۲٫ از تعالیم دیگر رام‌الله تأکید بر عشق است. او حتی عبادت بدون عشق را، خالی از فایده می‌داند و می‌گوید: «عبادت، سعی، تلاش، تمرین، همه این‌ها بدون وجود عشق الهی و حضور خداوند بی‌فایده و حتی خطرناک است.»
۳٫ رام‌الله از مسیح با کمال احترام و ادب یاد می‌کند و حتی معتقد است که او به صلیب کشیده شده است. او ضمن پرسش و پاسخ‌هایی این گونه موضع خود را اعلام می‌کند:
....

....
«س: آیا شما مسیح هستید؟
ج: مسیح که بود، کسی که توسط روح خدا مسح شده و روح الهی در او فعال و جاری است. چه بسا تو هم بتوانی مسیح شوی و مسیح باشی، ولی عیسی مسیح یکی بیشتر نیست. او خودش است و نه کس دیگر؛
س: آیا عیسی مسیح مصلوب شد؟ برخی دیگر می‌گویند شد و برخی بر این اعتقادند که نشد؟
ج: عیسی مصلوب شد، اما مسیح مصلوب نشد.
س: حضرت عیسی چطور؟ آیا حضرت عیسی مصلوب شد؟
ج: حضرتش مصلوب نشد، اما عیسی شد.
س: عیسی چطور؟ آیا عیسی مصلوب شد؟
ج: عیسی به تنهایی هرگز وجود نداشت.
س: تفاوت اساسی حضرت مسیح با سایر پیامبران چه بود؟
ج: مسیح حاصل ازدواج میان زمین و آسمان بود.
س: در احادیث آمده که در زمان ظهور، حضرت مسیح (سلام الله علیها) در پشت سر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز می‌خواند. آیا این درست است؟
ج: وای بر این ذهن تاریک و تفرقه‌اندیش. وای بر این فکر برتری‌طلب و جداکننده که راه به ملکوت خدا ندارد.
س: به نظر شما حضرت مسیح ‍[س] بهتر است یا حضرت محمد [صلی‌الله علیه و آله]؟
ج: خدا بهتر است، آسمان ابری بهتر است یا آسمان صاف و آفتابی؟ بهتر از آسمان صاف و آسمان ابری، خود آسمان است.
س: آیا شما این واقعیت را قبول دارید که مسلمین در نزد خداوند بر همه امت‌ها و ملت‌ها برتری دارند؟
ج: اتفاقاً اکثر ملت‌ها و اقوام همین حرف را می‌زنند. بله، مسلمانان راستین در نزد خداوند محبوب‌ترین‌اند.
آدم، نوح، ابراهیم، موسی، داوود و عیسی هم مسلمان بودند. بسیاری از مسلمانان از امت‌های پیشین بودند. مسلمان کسی است که در حضور خداوند تسلیم است و خواست او خواست خداست.
س: چه کسی از همه بهتر است؟
ج: هیچ‌کس؛
س: یعنی چه؟
ج: یعنی خدا. زیرا خداوند کسی و چیزی نیست، این خداوند است که از همه بهتر است.
س: آیا شما مسلمان هستید؟
ج: مهم این است که خداوند ما را چگونه و به چه نامی می‌پذیرد و نه این که ما چگونه وانمود می‌کنیم، چه می‌گوییم و چه نامی بر خود می‌نهیم، این را خداوند متعال می‌داند.» ( کتاب جریان هدایت الهی تدوین پیمان الهی/ ص ۱۵۷)
۴٫ از نظر رام‌الله تمام ادیان برابرند و هیچ دینی بر دین دیگر ترجیح و امتیازی ندارد. او در پاسخ سؤالی می‌گوید: «هر دینی را که پذیرفته‌اید، می‌بایست به احکام آن عمل کنید و نمی‌توانید به دلخواه خود چیزی بر آن بیافزایید یا از آن بکاهید.»
او همچنین در پاسخ به این سؤال که شما چه دینی دارید می‌گوید: «دین من، دین تو، این دین الهی نیست. دین من، دین خداست. حقیقت مذهب، عشق است. ادیان و مکاتب، روش‌های آشکار شدن و نشان دادن این عشق می‌باشند. همه ادیان در اصل یکی هستند اختلاف از شماست، نه از کلام و روش خداوند. تفرقه به هر شکلی که باشد، عمل شیطانی است و تفرقه در میان تعالیم الهی و بندگان خداوند از مکرهای به ثمر نشسته‌ شیطان است؛ دین من عشق است و عشق و عاشق و معشوق یکی است.»
۵٫ یکی دیگر از دیدگاه‌های نماینده رام‌الله در ایران، در زمینه پیوند دو جنس انسانی است. او در ارتباط با پیوند زن و مرد تأکید را بر یکپارچگی و وحدت قرار می‌دهد. او معتقد است که پیوند بیرونی می‌تواند منشأ ازدواج درونی بشود. اگر وجود انسان از دوگانگی رها شود و به یگانگی برسد، می‌توان امید داشت که انسان به ازدواج متعالی درونی هم نائل شود. او می‌گوید: «تا یگانگی را در زمین تجربه نکنی تجربه آن در آسمان بعید است.» آواتار در ادامه جهت تفهیم بهتر به مثال چرخ دنده اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر بخواهید برای یک چرخ‌دنده، شریک و جفتی انتخاب نمایید، چگونه عمل می‌کنید؟ معقول و طبیعی است که باید چرخ دنده‌ای را انتخاب کنید که برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌های آن، با این چرخ‌دنده کاملاً‌ متناسب باشد، به گونه‌ای که برآمدگی‌های هر کدام در فرو رفتگی‌های دیگری قرار گیرد. در غیر این صورت چرخ‌دنده شما از حرکت باز می‌ایستد و اگر فشار زیادی به آن بیاورید، پره‌هایش می‌شکند.»
تحلیل و بررسی
تا اینجا دیدگاه رام‌الله در ایران را، در ارتباط با مباحث مختلف به اجمال بررسی کردیم.
او از یک‌سو بخشی از مبانی خود را از مکاتب عرفانی هندی می‌گیرد و از سویی دیگر از مسیحیت متأثر است و از طرف سوم سعی دارد به آیه و حدیث هم تمسک کند. لذا به نظر می‌رسد همان ایده شیخ کبیر را که هدفی جز تقریب آیین هندو با اسلام نداشت، پی‌گیری می‌کند. علاوه بر این که از دین مسیحیت هم جانب‌دارانه حمایت می‌کند، تا جای بیشتری و مخاطبین فزون‌تری برای خود دست‌وپا کند.
او همچنین با تأیید برابری ادیان، پلورالیسم دینی را تأیید کرد و انحصار حقانیت را از اسلام ستاند و آن را در میان تمام ادیان از جمله آیین یهود و آیین مسیحیت، که قطعاً‌تحریف شده‌اند تقسیم کرد چنان که آیین‌‌هایی شبیه بودا را هم دین تلقی می‌کند و بر تمامی آنها مهر تأیید می‌نهد در حالیکه براساس ملاک‌های مورد نظر قرآن و اسلام در باب تعریف دین، هیچ کدام از این‌ها دین محسوب نمی‌شوند.
ا.م.رام‌الله در آخرین مسئله‌ای که بیان شد در رابطه با نسبت زن و مرد دیدگاهی بیان کرد که ریشه در اندیشه‌های آیین‌ تنتریک داشت. از سوی دیگر ترویج این‌گونه افکار حاصلی جز فساد جنسی و صدور جواز هرگونه ارتباط ندارد.
بد نیست در پایان به این نکته جالب بپردازیم که او خود را چگونه معرفی می‌کند. به این سؤال‌ها و جواب‌ها توجه بفرمایید.
«س: چرا نام‌های مختلفی دارید؟
ج: این‌طور نیست من یک نام بیشتر ندارم.
س: اما شما را به اسامی گوناگون خطاب می‌کنند. چرا؟
ج: زیرا هر کسی از زاویه‌‌ای و از بینش خاص خودش به من نگاه می‌کند…
س: اسم اصلی شما چیست؟
ج: من و او هم اسمیم.
س: آیا منظورتان از اسم اصلی، همانی است که در شناسنامه‌‌ افراد وجود دارد؟
ج: شناسنامه‌ اصلی شما در غیب و در عالم بالاست…
س: اسمی که پدر و مادرتان برای شما انتخاب کرده‌اند چیست؟
ج: آنها انتخابی نکرده‌اند؛ به آنها تحمیل شد…
س: ما باید شما را به چه اسمی بخوانیم؟
ج: باید در کار نیست. اصلاً می‌توانید مرا نخوانید.
س: آیا تعلیمات شما نوعی دین و مذهب است؟
ج: نه این‌طور نیست.
س: آیا این تعلیمات مکتب عرفانی جدیدی است؟
ج: نه این‌طور نیست.
س:‌این مکتب یا حرکت که نه شریعت است و نه طریقت، پس چیست؟
ج: هنر زندگی متعالی، آشکاری حقیقت است.
س: آیا شما امام یا پیامبرید؟
ج: نه این‌طور نیست.
س: آیا شما فقیه و روحانی هستید؟
ج: نه این‌طور نیست.
س: آیا شما از مردان مقدس هستید؟
ج: خدا می‌داند و این به قضاوت اوست.
س: نظر خودتان در این‌باره چیست؟
ج: هرگاه روح پاک خدا بر ما ببارد مقدس می‌شویم…
س: آیا شما مذهبی هستید؟
ج: زندگی هستم.
س: یعنی چه؟
ج: زندگی من، مذهب من است و مذهبم زندگیم…
س: آیا شما درس خوانده‌اید؟
ج: من از مدرسه آمده‌ام تا شما را به مدرسه ببرم…
س: پس بنابراین از دانشگاه هم محروم بوده‌اید؟
ج: این دانشگاه‌ها هستند که از وجود ما محرومند…
س: الگوی شما کیست؟
ج: الگوی من، منم….» ( کتاب جریان هدایت الهی تدوین پیمان الهی/ ص ۱۵۷)
آیا از این جمله‌ها جز انانیت، غرور و تکبر، اسرارآمیز و قدرتمند جلوه دادن خود، بازی با الفاظ، از زیر سؤال در رفتن، خود را مقدس جلوه دادن و خود را به عنوان یک رهبر طریقت عرفانی نشان دادن، چیز دیگری فهمیده می‌شود؟
نویسنده: ابوالفضل عنابستانی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، خاک ، بیداری اندیشه ، سرگشته ، mahdy_mir ، یا ثارالله ، m.hossein ، SARV ، Elia
۲:۵۸, ۱۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2

منم کتابش رو کمی خوندم. پر از حرفای قشنگ بی سرو ته. دلخوش کنک. کلا میگه هرچی دلت میگه گوش کن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، Tiara
۳:۴۱, ۱۳/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۰ ۱۷:۴۴ توسط Tiara.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بازی با الفاظش خوب بود. خداوند بزرگ به امت مسلمان فرمودند: من دین را بر شما تمام کردم..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرگشته
۲۰:۴۸, ۱۳/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۰ ۲۰:۵۰ توسط SARV.)
شماره ارسال: #4
آواتار
فرقه شبه دینی کنکار ECKANKAR

شاید درمبان جنبش هاي شبه معنوي جديد ، « اكنكار» ، شايد تنها فرقه شبه ديني جديد باشد كه بصورتي منسجم تر و مشخص تر در ايران به تبلیغ پرداخته است. مروجین این فرقه انحرافی مدعی هستندمکتب اک می تواند توسط افراد با مذاهب مختلف پذیرفته شود و مذهب قبلی آن هاراقدرتمندتر سازد . اکنکار نیز مانند بودیسم و هندو به تناسخ و حلول(زندگی های مکرر)اعتقاد دارند اکها برخلاف بوداییها به دنبال تجربه خدا هستند یعنی برای خود خدایی را متصور هستند و نور و صوت خداوندرا مطرح می نمایند آنها می گویند هدف اصلی ما این است که فرد درک کاملتری از زندگی خود داشته باشد .

موسس اين عرفان پال توئیچل است.نامبرده عضو نيروي دريايي ايالت متحده آمريكا بوده كه در سال 1965 مثلا به روشنايي رسيده و تعاليم اش را تحت عنوان « عرفان اك » عرضه كرده است. مكتبي تعليم گرفته از آموزه هاي يكي از اهالي تبت بنام « ربازارتابارز» توئيچل خود را پيامبر ميدانست و پس از خود نيز اين مقام را به شخص ديگري به نام «هارولد كلمپ» عضو نيروي هوايي ايالت متحده آمريكا شاگرد سري او بوده واگذار كرد كه امروزه استاد حق در قيد حيات در طريقه اكن كار بشمار مي آيد . كتاب مقدس اين فرقه « شريعت كي سوگمات » نام دارد و مكتب ياد شده نيز به « فرقه ي دانش باستاني سفر روح » اشتهار يافته است .

اِکنکار خود را ريشه اساسي و اصلي تمامي اديان و مذاهب دانسته و پيروان آن معتقدند كه ديگر مذاهب ، شكل انحراف يافته اي از مكتب « اك » به شمار مي آيند . خلاصه طريقه اك آن است كه بايد روح را از بدن جدا كرد. راهكارهاي مختلفي را براي نيل به هدف فوق ارائه ميكنند يكي از اين راهكارها.
• استفاده از مواد مخدر را به تمامي انواع آن است دوم روابط است سوم يوگا چهارم نوشيدن مشروبات الكلي است متاسفانه يكي از طريقت هاي سري كه در ايران در حال نفوذ بسيار گسترده است. و ميتوان گفت با نفوذترين طريقت ها ي ذكر شده در ايران اول اوشو و بعد اكنكار است. اکنکار(عرفان اک):بانی اش توئیچل بوده بعد شاگردش کلمپ استاد این فرقه است.۶۰ کتاب بزرگ دارد و دوسال پیش کلمپ اعلام کرده که :من دوسال دیگه از دنیا میروم و رهبر بعدی از آسیاست.الان ۳ نفر تو ایران هستند که به حد استادی تو این فرقه رسیده اند و فعلا هم بینشون اختلاف شدیدی بر سر رهبری این فرقه است.تا اونجایی که سقط جنین طلاق همجنس گرایی و ازدواج با محارم و... رو رد نمیکنند و یک مسئله شخصی میشمارند .
- ترويج آيينهاي ساختگي و وارداتي در ايران رو به افزايش است.:اگر اخيراً به مناطق كوهستاني تهران رفته باشيد، با شنيدن فرياد «هيو» متوجه خواهيد شد كه طرفداران آييني جديد در پايتخت ايران نيز فعال شده اند. گروهي كه نام خود را «آكيست» گذاشته اند، آييني ساختگي را در حال ترويج هستند كه پس از چند كشور خارجي، امروزه شاهد فعاليت طرفداران آن در ايران نيز هستيم. پيروان اين آيين موهوم هم اكنون تحت رهبري يك عضو نيروي هوايي ارتش آمريكا قرار دارند كه در اعزام سربازان آمريكايي به ژاپن حضور داشته و در اين كشور با « اکنکار » آشنا مي شود. اکنکار يكي ديگر از تعابير طرفداران آكيست شد كه منشأ آن ناشي از آشنايي «هارودكلمپ»، رهبر آمريكايي اين فرقه در ژاپن بود. در اعتقادات «آكيست»، هيو نور و صوت خداست و تكراركنندگان آن به ميزان تكرارشان به درجات معنوي دست پيدا كرده و به خدا نزديك مي شوند ! متاسفانه برخي از طرفدا ران اك با تعصبي بسيار عجيب و غير منتظرانه خود و استاد زنده اك خويش را تنها راه خدا و شنيدن صداي او توهم كرده اند در حالي كه همه انسانها در آشكار و نهان با خداي خود در ارتباطند و صدا و نور خدا را نه در استاد اك بلكه در همه زمزمه هاي پرندگان و رنگين كمان آسمان و زمزمه هاي جويباران و گفتگوهاي كودكان ميبينند و مي شنوند . برخي از طرفداران اك خدا را به جاي گلها و سبزه ها و همه چهره هاي ظاهري و باطني طبيعت تنها در راهها مخفي و نهاني مي جويند و تصور مي كنند كه تنها راه تجربي و عملي و عرفاني ناب و مستقيم براي رسيدن به نور و صوت خدا را كشف كرده اند . بسياري از تعاليم اك تنها متكي برتلقينات توهم آميز و رويايي از حضور استاد زنده اك در پشت همه درها و صداهاست آيين خرافي مذكور به رغم اين كه در شعارهاي خود بر پايداري خانواده تأكيد دارد، وروديهاي خود به آكيست را با از هم پاشيدگي خانواده و گوشه نشيني اعضايش، روبرو كرده است. از ديگر تبعات عضويت در اين فرقه، پشيماني زودرسي است كه اعضا را با پوچي روبرو كرده و در اثر فشارهاي ناشي از اين موضوع، برخي از آنها دست به خودكشي زده و در ميان جوانان نيز ازدواج گريزي شاخصه مهم آكيست به شمار مي رود.

پيروان اين مكتب مدعي اند كه از طريق رويا بيني ، خود را تا مقام « همكار خداوند » ارتقا ميدهند . از اين طريقه امروز شصت كتاب به زبان فارسي ترجمه شده و با تيراژهاي گسترده به چاپ رسيده است.
اين فرقه معبد مركزي در ايالت مينه سوتاي آمريكا بر پا كرده كه پيروان اصلي آن هر ساله در زماني خاص به آنجا سفر كرده و آداب معنوي اين فرقه را بجا مي آورند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، saloomeh ، Elia
۲۲:۱۰, ۱۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
به نام خدا

سلام

ما هم موضوعی به نام تجربه از عرفانهای کاذب تو انجمن ایجاد کردیم و من چیزایی که از نزدیک تو فرقه ها دیده بودم بصورت تجربی نوشته ام اما نکته جالب این فرقه ها , اشتراکاتیه که دارن از قبیل

1- اعتقاد به تناسخ

2- یا از مذهب برترند یا خودشونو ریشه مذاهب میدونن

3- اسمی از خدا رو آنها نیست یا بشر رو تا اندازه خدا بالا میبرن

4- هر کدوم , خودشونو مستقیم ترین راه میدانن

5- رهایی از عقاید بقول خودشون دست و پاگیر و آزاد بودن , مخصوصا در مسائل ج ن س ی

و موارد دیگه . اما سوال من اینه که چرا اینهمه مکتب و روش اومده ؟ فقط برای اینکه به خدای واحد ایمان نیاریم ؟ فقط برای اینکه از نماز و روزه و ولایت دور بمونیم ؟

اتفاقا هر کدوم از این فرقه ها , بیشتر باعث ایمان من به اسلام شد . اسلام , پاسخ نیازهای دنیا و آخرته .

از موضوع خوبی که ایجاد کردید ممنونم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، saloomeh ، freewish
۲۲:۱۴, ۱۳/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۰ ۰:۲۷ توسط Amirsaeed.)
شماره ارسال: #6

در مورد عرفان نو ظهور فرادرمانی یا عرفان حلقه یا عرفان کیهانی میخواستم اطلاعات کسب کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، mahdy_mir
۲۲:۳۰, ۱۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #7

(۱۳/بهمن/۹۰ ۲۲:۱۴)Amirsaeed نوشته است:  در مورد عرفان نو ظهور فرادرمانی یا عرفان حلقه یا عرفان کیهانی میخواستم اطلاعات کسب کنم اگر کسی از این عرفان اشکالات اساسی میتونه بگیره به ما هم بده تا در اختیار دیگر دوستانمان در خارج از محیط نت قرار بدم.


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دوست عزیز دراین تاپیک میتوانید اطلاعات نسبتا کاملی بدست آورید:

عرفان کیهانی (حلقه)

یاحق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، Amirsaeed ، mahdy_mir ، فاطمه خانم
۲۳:۴۱, ۱۳/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۰ ۰:۲۶ توسط Amirsaeed.)
شماره ارسال: #8

[/quote]

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دوست عزیز دراین تاپیک میتوانید اطلاعات نسبتا کاملی بدست آورید:

عرفان کیهانی (حلقه)

یاحق
[/quote]

بابت این راهنمایی از شما تشکر میکنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، mahdy_mir ، شهیدطیبه واعظی
۱۳:۵۰, ۱۸/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
"صراط"-امروز در جامعه شاهد بروز فرقه‌های نوظهوری هستیم که با تکیه بر روح معنویت خواهی مردم و سودجویی از این احساسات سعی می‌کنند، جوانان را به دام خویش کشیده و به امیال خود دست یابند، هر چند که بیشتر این عرفان‌های نوپدید از جانب دشمنان به خصوص آمریکا هدایت می‌شود، لذا روشنگری فرهنگی در این زمینه می‌تواند از آسیب‌های مخرب آن جلوگیری کند، جوانی که در پی آرامش و معنویت است هنگامی که با آموزه‌های اسلام مأنوس نباشد، طبیعی است که آرامش درونی خود را در جای دیگر جستجو می‌کند، فرقه‌های نوظهور که با رنگ و لعاب جنسی و شهوتی جوانان را به سوی خود می‌کشاند! در گسترش بی‌حیایی و بی دینی در جامعه مؤثر است.
به منظور بررسی بیشتر آسیب‌های عرفان‌های نوظهور و نقش آنان در واپس‌گرایی دینی در جامعه فارس با «محمد محمدی» کارشناس مسایل فرهنگی و آسیب‌شناس فرق انحرافی گفت‌و‌گویی انجام داده است که مشروح آن در پی می‌آید.

نقش ممتاز رسانه در کاهش ظهور عرفان‌های کاذب
[/b]
*عوامل پیدایش عرفان‌های نوظهور چیست؟
[/b]
- یکی از عمده‌ترین عوامل آن کم‌کاری رسانه‌هاست، اگر رسانه‌ها رسالت خود را به درستی انجام دهند و آنچه را که باید اطلاع‌رسانی کنند ناب، صحیح و کامل باشد، مردم نیز به آنها اعتماد می‌کنند و دیگر به دنبال آرامش در جای دیگر نمی‌‌‌روند. وقتی نیاز به آرامش و یافتن حقیقت داشته باشیم به دنبال جایی می‌گردیم که آن اطلاعات را به ما ارائه دهند، اگر آنجا را پیدا نکنیم، عده‌ای سودجویی کرده و با ادعای اینکه اطلاعات صحیح و آرامش را عرضه می‌کنند، به دنبال جذب مخاطب می‌گردند و مخاطب نیز قاعدتاً از آن استقبال می کند.
به عنوان مثال در جریان فتنه بی‌بی‌سی فارسی رسانه اول و کعبه آمال عده‌ای از مردم شد، این در حالی است که بی‌بی‌سی فارسی ریشه در بهائیت دارد اما نبود اطلاعات کافی باعث شد، برخی آن را انتخاب کنند، در حالی‌که در بهائیت، اسلام پاک شده است و هیچ حرفی برای مباحث اسلامی ندارند، ولی خودشان را در جایگاه مسلمان‌ها می‌دانند، شما می‌بینید که بقیه فرقه‌ها به همین شکل می‌آیند و مردم نیز از آنها رضایت و آرامش خاطر دارند.


نباید حالات روحانی مردم با چیزی غیر از اسلام پر شود

*آیا فرقه‌سازی در کشور با هدف خاصی صورت می‌گیرد یا صرفاً به دلیل علاقه به مباحث عرفانی و خلاء باورهای اصیل دینی است؟
[/b]
-ما مردمی با سلیقه‌های گوناگون هستیم و از نژادهای مختلف در کشور، حضور عینی دارند. چند عامل می‌تواند نقطه اتصال اقوام باشد که از جمله آن زبان مشترک، دین مشترک، اخلاق مشترک (انسان‌دوستی)‌ است، همچنین به تمامیت ارضی نیز معتقدند، باید از این چهار عامل به درستی بهره‌ برد و بر آنها تأکید کرد، در واقع به یک نوع ارتزاق روحانی نیاز داریم -که البته شاید عده‌ای از این موضوع به عنوان نیازهای معنوی نام ببرند- شاید این موضوع یک مقداری گم شده است، چرا که در میان جامعه ما عملاً دشمنان زیاد تبلیغ می‌کنند،لذا بعضی‌ها احساس می‌کنند که از حاکمیت نمی‌شود معنویت را گرفت و معنویت را باید از جای دیگر گرفت و یا دیدگاه سیاسی بر قضیه حاکم است.
مردم که این چیزها را می‌بینند، کناره‌گیری می‌کنند، پس نباید بگذاریم، حالات روحانی مردم با چیزی غیر از اسلام پر شود، زیرا اسلام آخرین دین و دین حق است، باید توجه داشت اگر ما این نیازها را پر نکنیم، قطعاً دیگران پر می‌کنند و اینجاست که فرقه‌ها بروز خواهند کرد.
لذا اگر نتوانیم خوب دعوت کنیم و لحظات معنوی مردم را با برنامه‌ پر کنیم، قطعاً دیگران پر می‌کنند، اینجاست که فرقه‌ها به شکل‌های مختلف پدید می‌آیند و این فرقه‌ها با چند هدف می‌آیند نظیر: شکاف در جامعه و ایجاد تفرقه میان دین ناب، بهره‌های اقتصادی، اثرگذاری‌های سیاسی، در بعضی نابسامانی‌ها به عنوان عناصر جایگزین خوب ایفای نقش می‌کنند که در دوران فتنه آن را داشتیم، استفاده از جایگاه علمی، دفاتر نشر، NGO

ها، دفاتر هنری و در رسانه‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای نیز تبلیغات مناسب دارند.

حتی روستاهای دور را حساب کنید، اصلاً مصونیت ندارد هیچ مرکزی هنر نیست مثلا آموزش و پرورش را ببینید، این طوری هم نیست، صدا و سیما نیست، دانشگاه‌ها و مراکز علمی اتفاقا شاید بیشتر باشد، مغز متفکر یا در ایران و یا در خارج از کشور است در همه جای کشور پیدا می‌شد، برخی فرقه‌ها هستند خاصه یک منطقه‌اند و قطب‌شان، رهبرشان، در آنجا حضور دارند.

عرفان‌‌‌‌‌های نوظهور همانند شیطان در همه جا حضور دارند
[/b]
*آسیب‌پذیرترین مناطق کشور از زاویه‌ اندیشه‌های کاذب دینی کجاست؟

-هیچ نقطه‌ای در کشور را مصون نمی‌دانم، حتی ممکن است فرقه‌ها در یک روستا نیز شکل بگیرند، همچنین مراکز دولتی آموزشی و مراجع علمی نیز مصون نیستند، مغز‌های متفکر هم در ایران و هم در خارج از کشور حضور دارند و تبلیغات و آثار آن فرقه‌ها در بسیاری از نقاط دیده می‌شوند، طرح این سؤال مانند این است که بگویم شیطان در فلان‌جا حضور ندارد، در صورتی که خطر گمراهی از طریق شیطان همیشه و همه جا وجود دارد، وقتی اینترنت با اندکی هزینه در دسترس قرار می‌گیرد، پس امکان آشنایی با این فرقه‌ها نیز در هرجا که اینترنت باشد وجود دارد.
افکار «اوشو»، «پائلوکوئیلو»، «بروخس»، «کاستاندا»، «سای بابا» و انواع و اقسام افکار انحرافی دیگر یافت می‌شود و شخص هر کدام را که احساس می‌کند با روح و ذهنیتش قرابت بیشتری دارد، انتخاب می‌کند.
هم‌ اکنون بسیاری از افراد احساس می‌کنند، می‌توانند هادی یک جمع باشند و آن جمع را به لحاظ فرهنگی یا درمانی هدایت کنند. لذابه عنوان اینکه فرهنگ‌ساز یا به عنوان درمانگر هستند یک جریانی را شکل می‌دهند، مثلاً اخیراً در «اخبار ۲۰:۳۰» سیما یک جریانی را به نام «انجمن وسواس» را افشا کرد که وزارت ارشاد آن را تعطیل کرد، این جریان، افرادی را که وسواس در روحیه دارند و وسواس آنها را منزوی کرده است و همیشه احساس می‌کنند، آبروی آنها در خطر است، به رهبران جریان مراجعه کرده تا به کمک آنها آرامش یابند، فرد با ارائه مبلغ گزافی به مشاور مراجعه می‌کند و باید به همه کارها و افکاری که انجام داده اقرار کند، در صورتی که این مشاوران از وزارت بهداشت تأییدیه ندارند و همچنین پزشک یا روانپزشک نیستند.
مرحله دوم فرد باید تمام خطاها و تصورات خود را در جمع بیان کند، این با دستور کدام دین سازگاری دارد. نه تنها اسلام بلکه مسیحیت نیز اقرار گناهان در جمع را نمی‌پذیرد،در حالی که آنها ادعا می‌کنند، وقتی همه جمع، خطاکار هستند و یکدیگر را می‌شناسند، پس می‌توانند از خطای یکدیگر
چشم‌پوشی کنند و این اقرار در جمع به افزایش روحیه کمک می‌کند، سپس این جمع ۱۵ تا ۲۰ نفره را
به غسالخانه بهشت‌زهرا می‌برند و می‌گویند پس از مرگ جایگاهت این است پس بیا توبه کن و فرد در آنجا به حالت تضرع و سجد می‌افتد، سپس ادعا می‌شود که فرد به تعالی رسیده است.
این تعالی چیست؟! این چه تعالی است که فرد گناه خودش را به دیگران بگوید تا امنیت فکری پیدا کند تا سواسش از بین برود و آرامش خاطر پیدا بکند، این کجای دستورات دینی است! بله! در دین داریم که فرد به غسالخانه برود و به قبرستان هم در موقع شادی و غم برود تا عاقبت آخر کارش را ببیند، ولی برای این کار نیاز نیست که همگان از عیوب و گناهان او آگاه باشند، بلکه فقط باید خود و خدای او از این موضوع مطلع باشد، به راستی این روش کثیف و زننده در هیچ آیینی پذیرفته نیست.
ریختن آبروی افراد با عقل سلیم جور درنمی‌آید، ممکن است آن دختر یا پسر فردا روزی بخواهند تشکیل خانواده بدهند و انتشار فیلم او صدمات جبران‌ناپذیری به آنها وارد ‌کند، اینجا مثلاً در یک آیین دیگر مدعی هستند که وقتی فرد توبه کرد و وارد جمع شد یک مسیر پاک و روحانی را طی می‌کند، اما این کار دیری نمی‌پاید و او را روی سن می‌برند و «گادمادر» به او می‌گوید، برای اینکه بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و خجالتش بریزد، باید نقش یک فاحشه را بازی کند، این موضوع مصداق بارز بی‌حیایی است، نه راه پاکی که آنها ادعا می‌کنند یا مثلاً فرد را مجبور می‌کنند که در جمع فحاشی کند و الفاظ رکیک را بر زبان براند، آیا این راه، همان راه پاکی است که ادعا می‌شود!
به این صورت فرد به جریان فکری و مادر روحانی وابسته می‌شود، از طرفی نیز چون جوان است به دختر یا پسرهای جمع نیز وابستگی پیدا می‌کند و ممکن است به عیاشی نیز بپردازد، البته برای آنها لحظات روحانی نیز در نظر گرفته می‌شود، بدین صورت که باید با غیر همجنس خود روبه‌روی هم نشسته دست یکدیگر را بگیرند و به صورت مدیتیشن ساعت‌ها چشم در چشم هم نگاه کنند، تا مثلاً به آرامش دست پیدا کنند، این جریان مدتی است در تهران شکل گرفته و هنگامی که درباره ریشه‌های شکل‌گیری آن تحقیق می‌شود، ردپای عرفان «کابالیستی یهودی» در آن بارز است.


به لحاظ معنوی فرقه «حلقه» بیشترین نفوذ را دارد

*بیشترین و پرطرفداراترین فرقه‌های انحرافی در کشور ما کدام است؟
[/b]
-در بحث عرفان‌های تازه‌وارد و نوگرا به لحاظ معنوی هم‌اکنون فرقه حلقه بیشترین نفوذ را دارد و گستردگی هرمی پیدا کرده است، البته چون در کار پزشکی دخالت داشتند و همچنین مجوزی نیز برای برگزاری کلاس‌های خود نداشتند تا حدودی جلوی فعالیت‌های آنها گرفته شده است، البته باید یک تفکیکی نیز قائل شد، زیرا برخی موضوعات فرقه نیستند و جریان فکری هستند.
فرقه‌ساز از جمله تفکرات «پائولو کوئلیو» که سرمنشأ آن عرفان کابالاست
، «پائولو» در کتاب‌هایش به دنبال این است که مردم را به سمتی سوق دهد که به جای اینکه دنبال خدا باشند، به سمت منویات درونی متمایل شوند، اوج عرفان آنها نیز فکر است، مطالبی که اینها مطرح می‌کنند، می‌تواند سرلوح گروه‌ها و جریان‌های انحرافی قرار گیرد.
مثلاً «پائولو» در بحث کیمیاگری به دنبال یک زبان کیهانی است و این زبان را مشترک میان انسان، نبات و حیوان می‌داند و می‌گوید باید این زبان را پیدا کنید، شعور کیهانی نیز می‌گوید، من این زبان را پیدا کرده‌ام، ماده شعور دارد و ما از طریق اتصال به روح‌القدوس می‌توانیم، درمانگری کنیم؛ یعنی تفکر پائولو بدین صورت در فرقه حلقه تبیین می‌شود.
یا فرقه «رجویه»، از تبیین جهان شروع کرد؛ یعنی هستی را تعریف کرد و تعریفی از خالق هستی، غیب، جایگاه انسان در هستی ارائه داد، نقش و جایگاه شیطان را مشخص کرد، این در حالی که فرقه‌ها هستی را تعریف می‌کنند و در پس این تعریف از جهان، ایدئولوژی وجود دارد و در مرحله ایدئولوژی عملکرد ارائه می‌دهند، «رجویه» تعریف جهانی از خودش ارائه می‌دهد و در مرحله ایدئولوژیک تئوری می‌دهد و با تبیین جهان می‌‌تواند یک فرد را وادار کند که دیگری را بکشد و یک سیانور را زیر زبان خودش بگذارد که وقتی به خطر افتاد خودش را بکشد و احساس کند که کشتن دیگران و کشتن او تعالی است، این تعریف اولیه است که عملکرد ثانویه را شکل می‌دهد.
فرقه‌ها همین طور هستند، فرقه وقتی تعریفی از جهان می‌کند، می‌گوید قانونی وجود ندارد و اگر این قانونی که می‌گویید وجود دارد، این قانون، قرون وسطایی است و من گالیه‌ام و باید مثل گالیه‌ عمل کنم، فرقه با این زمینه، جهان را تبیین می‌کند، یعنی اول یک تعریفی را برای خودش رقم می‌زند و در مرحله عمل می‌‌گوید، نه باید این گونه عمل کنیم، این خیلی خطرناکه! به هیچ صراطی مستقیم نیست و اصلاً معنا ندارد و می‌‌گوید که حالا من تعریفی از جهان هستی دارم، حالا من خودم، می‌توانم یک قانون گذار باشم، من راهنما و قانون هستم، هر کس می‌تواند برای خودش قانون باشد، جوان به دنبال حرکت‌های اعتراض‌گویانه باشد، حرکت‌های مخفی و سری علیه نظام خودش انجام دهد و همه چیز امکان دارد، اینکه در فرقه ترور و حذف فیزیکی یکدیگر را می‌کنند، مشکلی ندارند، چون تعریفشان از اول این طوری بوده که این کارها امکان پذیر است و اشکالی ندارد!
لذا رسانه‌ها برای جوانان روشن کنند که به جوان‌ها بگویند، مواظب باشند اگر به سمت پنهان کاری رفتید، هر موقع که احساس کردید چیزی به نام قانون دست و پاگیرشان است و باید آن را حذف کنند، همین که احساس کردند چیزی به نام مذهب دست و پاگیرشان است یا چه لزومی دارد که غسل کنند و هر روز وضو بگیرند، حساب مالشان را چک کنند، چشمش را ببندد که به نامحرم نیفتد، وقتی این احساس به آن جوان دست داد، معلوم است که حرکتش چی می‌شود، پس به جوان باید گفت که دچار فرقه‌گرایی شده‌ای، بدان که پشت سر فرقه‌گرایی خیلی خطرات است.

ناپاکی عرفان‌های نوظهور توسط رسانه‌ها به تصویر کشیده شود

*رسانه‌ها چگونه در زمینه عرفان‌های نوظهور اطلاع‌رسانی کنند تا از آسیب تبلیغ ناخواسته جریانات مصون بمانند؟
[/b]
-برای اینکه تبلیغ فرقه‌ها نشود،واقعیت فرق که همان زشتی‌های پنهان آنان است، را نشان دهیم، وقتی که یک فرقه ترور می‌کند زشت است، وقتی خانواده را از هم جدا می‌‌کند، به همسر می‌گوید که تو مشکل نداری که بدون اجازه شوهرت بیرون بروی، به دختر می‌‌گوید برای چه حرف مادرت را گوش می‌کنی، تو الان راه، مکتب و مرام داری، برو بیرون، هر کلاسی که حق داری، می‌توانی بروی، هر جایی که فکر می‌کنی برایت مناسب است می‌توانی بروی!، دختر را به سمت بی‌حیایی سوق می‌دهد و از مادر و پدر جدا می‌کند، همین طور همسران را از هم جدا می‌کند، یعنی همسران احساس می‌کنند که دست و پا گیر همه هستند، اینها خیلی نگران کننده است، لذا رسانه باید دختر را به مادر، پسر را به پدر و خانواده پیوند دهد و نگذارد این پیوندها به هم بخورد.
هر چند که فقدان کار فرهنگی باعث می‌شود که جذب فرقه‌ها بیشتر شود، ولی حرکت امنیتی در این راستا نیاز است، چرا که فرقه‌ها به دنبال نفوذ می‌روند و در جایگاه‌های مختلف نفوذکرده و به دنبال جذب، سندسازی، دنبال جمع‌آوری اخبار، خبر رسانی دشمن، ارتباط با بیگانگان، شایعه‌سازی برای کار فرقه‌ای می‌روند، اینها در سرآمد مسائل امنیتی هستند، لذا نمی‌تواند دستگاه امنیتی و انتظامی آنها را نادیده بگیرید.ماسون تیوب

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohager ، mahdy_mir ، Elia ، فاطمه خانم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Exclamation تجربه از عرفانهای کاذب محمد رضا. 105 52,907 ۲۴/آبان/۹۱ ۱۴:۲۷
آخرین ارسال: mahdy_mir
  تبلیغات رودررو برای عرفانهای جدید saloomeh 0 1,640 ۲۶/شهریور/۹۰ ۸:۳۰
آخرین ارسال: saloomeh
  آزادي‌جنسي عرفانهای کاذب برای جذب جوانان SAEED_KOSAR 1 3,062 ۱۷/آذر/۸۹ ۱۵:۳۷
آخرین ارسال: امیر گیمر

پرش در بین بخشها:


بالا