|
مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
|
|
۱۷:۲۱, ۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۲۳:۰۷ توسط K-1.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت تمامی دوستان ببخشیدا نمیخواهم توهین کرده باشم ولی من از چند وقت پیش این سوال برایم پیش امد که ایا دکتر علی شریعتی فراماسونر است یا خیر ؟ هر چیزی از ایشان پیدا کردید خوشهالیم بدون هیچ چشم داشتی در این پست قرار دهید . |
|||
|
|
۱۷:۴۱, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دکتر شریعتی جزو اولین کسانی بود که علم مبارزه با نظم نوین دنیوی و اندیشه فراماسونری را بر افراشت در همین حسینیه ی ارشاد
|
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ولی یک جورایی حرف های بودار میزند شاید هم ماعلممان نمیرسد
مثلا یکی از دوستان که خوره ی سخنرانی های دکتر شریعتی هست میگوید دکتر در یکی از سخنرانی هایش میگوید حضرت رقیه (سلام الله علیها) وجود ندارد !!! |
|||
|
|
۱۸:۳۰, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۵۰, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام من هیج میونه ای با آثار مرحوم شریعتی ندارم چون ایشان یک اسلام شناس نیستند، یک جامعه شناس هستند با علقه های دینی و در آثارشون اشتباه فراوان پیدا میشه
اما در حسن نیت ایشان و غیرت دینی ایشان شکی نیست من آثار ایشون و تاریخ زندگیشون و جبهه گیری های غیرت مندانشون رو دربرابر جامعه غرب زده و به اصطلاح روشنفکر زمان خودشون مطالعه کردم یه نمونه اش رو خدمت دوستان ارائه میدم: در سال ١٣٣٨ ، انجمن دانشجویان ایرانی فرانسه - که آن ایام دست ِ دستهایی بود ! - جلسه ای داشت با حضور آقای "جهانگیر تفضلی" ، و آقای رزم آرا سخنرانی می فرمود و تعبیراتی از این قبیل که : « من هر وقت در ایران ، از جلو مسجدی می گذشتم و صدای واعظی را می شنیدم ... حالم به هم می خورد ، اوغم می گرفت ! من این مذهب را دوست ندارم ، متنفرم . این آخوندها عامل بدبختی مملکت و پایگاه استعمار بوده اند ...». من (مرحوم دکتر شریعتی) برخاستم و هر چه جزّ و پَر زدم ، اجازه حرف زدن ندادند . نوبت گرفتم ، نوبتم نمی شد . تا با داد و قال خودم را بر جلسه تحمیل کردم و گفتم : من از این آقای ... تعجب می کنم . امروز ، به دورترین قبیله آفریقایی هم اگر سر بزنید ، این اصل بدیهی اخلاق و تمدن را آموخته اند که به عقیده دیگران ظاهراً احترام بگذارند . شما تا چه حد "امپر مآبل" هستید که سالها در مرکز تمدن و آزادی عقیده و احترام به عقاید دیگران زندگی می کرده اید و هنوز نم رطوبتی از مدنیت به درزتان نرفته است ؟ شما که از همه دعوت کرده اید ، احتمال می دهید که کسانی چون من ، هنوز خیلی روشنفکر نشده باشند که بتوانند فرمایشهای شما را تحمل کنند ، چگونه بدون رعایت حرمت عقیده امثال من ، اینچنین هتاکی و اهانت می کنید ؟ ثانیا ً ، آقا جان ! مذهب که کلوچه قندی نیست که با ادا و اطوار ِ خاص ِ زنان آبستنی که ویار کرده اند و برای شوهرانشان ناز می کنند بگویید : من مذهب را اصلا ً دوست ندارم ! ثالثا ً گفتید آخوندها پایگاه استعمار بوده اند . این یک مسئله ذوقی نیست که بگویید من آخوند دوست دارم ، من آخوند دوست ندارم ؛ این یک مسئله عینی و تاریخی است . باید سند نشان دهید و مدرک . تا آنجا که من می دانم ، زیر تمام قراردادهای استعماری را کسانی که امضا گذاشته اند ، همگی از میان ما تحصیلکرده های دکتر و مهندس و لیسانسیه بوده اند و همین ما از فرنگ برگشته ها . یک آخوند ، یک از نجف برگشته اگر امضایش بود ، من هم مثل شما اعلام می کنم که : آخوند دوست ندارم ! از آن طرف ، پیشاپیش هر نهضت ضد استعماری و هر جنبش انقلابی و مترقی ، چهره یک یا چند آخوند را در این یک قرن می بینیم . از سید جمال بگیر و میرزا حسن شیرازی و بشمار تا مشروطه و نهضت اخیر [ ملی شدن نفت ] ... به این میگن غیرت دینی برادر من ایشان اسلام شناس نبودند اما مسلمان با غیرت و دلسوزی بودند یا علی و التماس دعا خدا عاقبت همه ی مارو ختم به خیر کنه |
|||
|
|
۲۰:۵۹, ۶/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۸۹ ۱۷:۲۱)K-1 نوشته است: من از چند وقت پیش این سوال برایم پیش امد که ایا دکتر علی شریعتی فراماسونر است ؟ اين سوالي كه براي شما پيش اومده بايد شواهدي براش وجود داشته باشه يا چيزي كه شما رو مشكوك كرده باشه، وگرنه معنايي نداره. هرچند سوال پرسيدن عيب نيست اما نسنجيده سوال كردن هم صحيح نيست. شايد ميشد جواب اين سوال رو با كمي مطالعه و حتي چند جستجوي ساده در اينترنت هم پيدا كنيد. (۶/بهمن/۸۹ ۱۸:۰۵)K-1 نوشته است: ولی یک جورایی حرف های بودار میزند شاید هم ماعلممان نمیرسد اين فقط صحبت ايشون نيست. تا جايي كه من مي دونم در بعضي رواياتي كه از كربلا هست اسم دختر سه ساله امام حسين (علیه السلام) "رقيه" ذكر نشده و از ايشون به اسم "فاطمه صغري" ياد ميشه. كه بعضي ايشون رو همون رقيه (سلام الله علیها) مي دونند و بعضي هم قبول ندارند. اما كلا نفهميدم ارتباطش با حرف شما چي بود.بله به ديدگاه هاي ايشون نقد زياد وارده و به قول شما حرف هاي بودار هم دارند. اما كسي نميتونه منكر اين بشه كه ايشون يك مبارز مسلمان بودند. يه صحبت با همه ي دوستان: من خيلي به اين رويه اي كه به وجود اومده و متاسفانه در بعضي قسمت هاي سايت هم وارد شده انتقاد دارم. اگر بخوايم اين طوري پيش بريم بايد يك بار تمام داشته هامون رو از لب تيغ بگذرونيم و بعد تبرئه كنيم. به نظر من اين بحث ها سودي نداره و بايد به مسائل عميق تري پرداخت.يا مثلا كاري كه الان داريم در مورد نمادها انجام ميديم كه بيشتر به نوعي وسواس تبديل شده تا آگاهي. اميدوارم دوستاني كه در اين زمينه ها فعالند مسير درستش رو هم براي بقيه روشن كنند وگرنه دير يا زود دشمن به نوع جديد دشمن شناسي! ما آگاه بشه، هر روز برامون يه شبهه در مورد نماد هاي شيطاني يا فراماسون بودن افراد درمياره و ما هم تا مشغول كشف نماد و شك به افراديم راحت و بي دردسر كار خودش رو انجام ميده. مقام معظم رهبري : به نظر من شريعتي به خلاف آنچه كه همگان تصور ميكنند، چهره اي هم چنان مظلوم است و اين به دليل طرفداران و مخالفان اوست؛ يعني از شگفتي هاي زمان و شايد از شگفتي هاي شريعتي اين است كه هم طرفداران و هم مخالفانش نوعي هم دستي با هم كرده اند تا اين انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه دارند و اين ظلمي به اوست. حسن رحيم پور ازغدي: آن زمان كه در رساله ها حتي جرات نمي كردند نام امام خميني را بياورند و به اختصار "خ" مي نوشتند دكتر شريعتي اعلام كرد كه مقلد امام خميني است. شريعتي منتقد روحانيون بود اما بهترين دفاع ها را از روحانيت آگاه، فعال و در صحنه نموده است. شريعتي منتقد روحانيت تشيع صفوي يا به تعبير امام (رحمة الله علیه) ، آخوندهاي درباري يا اسلام آمريكائي است. |
|||
|
|
۲۳:۵۳, ۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۲۳:۵۶ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اسم شریعتی برای من یادآور تبدیل ایمان احساسی به عقلانیت است. شریعتی برای من اولین تجسم روشنفکری دینی بود. جایی که به بیش از ظاهر فرامی خواند و عصبیت را و دانسته های محدود را به چالش می کشید. هر کس شریعتی را فهمیده باشد، این نسبت ها را به او روا نمی داند.
قسمتی از کتاب مسئولیت شیعه بودن شریعتی: اگر بخواهم مسئولیت های “ شیعه بودن “ را فهرست کنم، با تکیه بر مکتب علی و اساسی ترین مبانی اعتقادی و سرگذشت تاریخی شیعه باید بگویم: مسئولیت های شیعه بودن عبارت است از: 1- در برابر باطل، علیرغم هر مصلحتی - ولو به قیمت نابود شدن خویش - “ نه “ گفتن! 2- ارزش و معنی هر عملی و هر عقیده ای را در مذهب، به داشتن “ رهبری درست و پاک در جامعه “ وابسته دانستن و معتقد بودن که جامعه اگر رهبری درست را فاقد باشد هر عملی و عقیده ای بی ثمر است. 3- اعتقاد به این که از آغاز بشریت تا ختم نبوت ( آدم تا خاتم ) و از آنجا تا پایان عصر امامت، یک نهضت و یک مکتب خدایی بوده است و یک جهاد و هدفش کمال و نجات بشریت و آگاهی مردم و استقرار آزادی و برابری در جهان و این مسئولیت، وراثتی است که نسل به نسل به پیامبران و از آن پس به پیشوایان و در عصر غیبت، به فرد فرد انسان های مسئول حق پرست می رسد و این مسئولیتی است که در آن هر شیعه ای باید زندگی را “ عقیده و جهاد “ بفهمد و هر ماه را محرم و هر روز را عاشورا و هر قطعه از زمین را صحنه کربلا ببینند! 4- عدالت را به عنوان یک “ جهان بینی “ تلقی کند ( خدا عادل است ) و آن را هدف رسالت پیامبران بداند و ائمه خویش را قربانی وفادار ماندن به این رسالت و خود را متعهد استقرار و جهاد در راه استقرار آن زمین ببیند. 5- خود را بیشتر از هر مسلمانی منحصراً متکی بر قرآن و سنت بار آرد و اینچنین بیندیشد و عمل کند. 6- بیش از همه انسان ها ( چون مسلمان است ) و بیش از همه برادران مسلمان ( چون شیعه است )، در برابر اشرافیت، اختناق، نظام استضعاف، بهره کشی، تخدیر فکری، استبداد، بنیاد طبقاتی، مصلحت پرستی، محافظه کاری، سازش و نرمش با زشتی و خیانت، قساوت، عوام فریبی، جهل و ترس و طمع، غصب و تبعیض و تجاوز و زور و ظلم و جمود فکر و تقلید و تعصب و لذت و مرید بازی و دست بوسی و ستم پذیری و پول پرستی و زهد گرایی و گوشه گیری و صوفی منشی و فلسفه بافی و تعبد . . . و هرچه انسان را تضعیف، تخدیر و یا تحقیر و یا تقسیم می کند، سازش ناپذیر و مبارز ماندن. 7- علی وار کار کردن و پرستیدن و شمشیر زدن و سرسخت بودن و تحمل کردن و پاکباز بودن و سخن گفتن و عمل کردن و اندیشیدن و تولید کردن و گرسنگی بردن و به آگاهی خلق کوشیدن و زشتی ها را بی باک پرده دریدن و نهراسیدن و سربلند بودن و فروتنی کردن و در راه “ مکتب “ جهاد کردن و در راه “ وحدت “ تحمل نمودن و در راه “ عدالت “ از پا ننشستن و در راه یک “ آری “ نگفتن به کژی، خود را نابود ساختن. 8- مسئولیت روشنفکر ما وراثت نبوت را در تاریخ و مسئولیت علمای ما نیابت امامت را دراسلام داشتن و . . . 9- مسئولیت هر خانواده شیعی، پیرو خانواده ای بودن که در آن، علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین پسر! 10- بالاخره، مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و نسلی، از هرچیزی و هرکسی، به “ کربلای انقلاب “ و “ حسین شهادت “، “ گریز زدن “! و “ رهبری “ و “ برابری “ را اصل ایمان خویش و هدف خویش، و تحقق آن را مسئولیت خویش دانستن. و این همه، یعنی “ علی “ را نه چون بتی پرستیدن، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه: “ علی وار “ بودن و “ علی وار “ زیستن و “ علی وار “ مردن. که “ شیعه علی بودن “ یعنی این. و “ مسئولیت شیعه بودن “ یعنی این! |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بنده هم با این مسئله کاملا مخالفم!
دکتر شریعتی تو یه خانواده مذهبی و متدین بزرگ شد همین الان دارم کتاب" فاطمه فاطمه است" ایشونو مطالعه می کنم! مباحث بسیار جالبی رو مطرح کردند! حتی یه بخشی هم در مورد ماسون ها یه صحبت کوتاهی کردند و کاملا اونا رو زیر سوال بردند! ایشون به علما هم ارادت ویژه ای داشتند!اما با برخی از روحانیون مشکل داشتند!البته دلایلی رو در اینباره مطرح کردند که به نظر منطقی می اومد و نمی شد حرفشونو رد کرد!یه جورادئی میشه گفت درد دین داشت ولی خب به عنوان روشنفکر عقائد خاص خودشو داشت!رو همین حساب با بعضی از حرفاشون مخالفت هایی شده! به نظرم انسان خوبی بودند! اینا نظرات شخصی منه!
|
|||
|
|
۱۷:۰۶, ۷/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۸۹ ۱۷:۰۸ توسط 1404.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام و وقت به خیر یکی از فزرندان شهید مفتح (جناب استاد محمد هادی مفتح)که بنده افتخارش رو داشته و دارم دوسال با ایشون درس داشته باشم،یکبار که توی کلاس درباره همین موضوع بحث افتاده که علی شریعتی چطور ادمی بوده و ... ایشون یه خاطره از پدر شهیدشون تعریف کردن گفتن که بعد از مرگ اقای شریعتی گویا ایشون می سپارند که اثارشون رو اصلاح کنند گویا به پسرشون می گن و بعد یک گروه درست می شه که یکی از اعضای اون شهید مفتح بودن،گویا شهید بهشتی و چندی دیگر شهیدان بزرگوار انقلاب هم توی اون جلسه حضور داشتندو درباره اصلاح کتب ایشون بحث می شه و در اخر استاد شهید مفتح و می گوید:ما نباید در کتب ایشون دست ببریم شاید حرفی که ایشون امروز زدند و از نظر ما اشتباه است،ایندگان اون رو درست بدونند.به هر حال اقای شریعتی کسی بودند که روی وثاقت دین ایشون و شیعه بودنشون هم علامه طباطبایی و هم استاد شهید مطهری اتفاق نظر داشتند. از دوستان هم این خواهش رو دارم که به این بحث های روی نیاورن تا خدای ناکرده به دلیل عدم اطلاعات و عدم شناخت درست در خلال صحبت ها به افراد تهمت و بهتان زده نشود سلام و وقت به خیر
http://943.sub.ir/
یکی از فزرندان شهید مفتح (جناب استاد محمد هادی مفتح)که بنده افتخارش رو داشته و دارم دوسال با ایشون درس داشته باشم،یکبار که توی کلاس درباره همین موضوع بحث افتاده که علی شریعتی چطور ادمی بوده و ... ایشون یه خاطره از پدر شهیدشون تعریف کردن گفتن که بعد از مرگ اقای شریعتی گویا ایشون می سپارند که اثارشون رو اصلاح کنند گویا به پسرشون می گن و بعد یک گروه درست می شه که یکی از اعضای اون شهید مفتح بودن،گویا شهید بهشتی و چندی دیگر شهیدان بزرگوار انقلاب هم توی اون جلسه حضور داشتندو درباره اصلاح کتب ایشون بحث می شه و در اخر استاد شهید مفتح و می گوید:ما نباید در کتب ایشون دست ببریم شاید حرفی که ایشون امروز زدند و از نظر ما اشتباه است،ایندگان اون رو درست بدونند.به هر حال اقای شریعتی کسی بودند که روی وثاقت دین ایشون و شیعه بودنشون هم علامه طباطبایی و هم استاد شهید مطهری اتفاق نظر داشتند. از دوستان هم این خواهش رو دارم که به این بحث های روی نیاورن تا خدای ناکرده به دلیل عدم اطلاعات و عدم شناخت درست در خلال صحبت ها به افراد تهمت و بهتان زده نشود |
|||
|
|
۲۰:۵۳, ۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
امکان ندارد کسی که حب علی بن ابیطالب را ندارد بتواند در مورد مولا علی کتاب علی تنهاست رو بنویسه!!!!!
و هب علی و ماسونی بودن در یک قلب جای نمیگیرد البته باز هم تأکید میکنم که برای شناخت اسلام ناب نمیتوان با آثار ایشان رجوع کرد چون ایشان اسلام شناس نیستند خداوند قرین رحمتشان قرار دهد یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










