|
سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب انسان و ایمان))
|
|
۱:۱۱, ۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۱:۳۲ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دوستان عزیزم سلام
به امید خدا چکیده گفتار اول از کتاب انسان و ایمان که اولین کتاب از سیر مطالعاتی شهید مطهری هست رو قرار می دم. تا بتونیم در موردش بحث کنیم و اگه ابهاماتی در باره مسائل مطرح شده داریم به کمک هم و البته دوستانی که مطالعه بیشتری دارن بر طرف کنیم.البته بهتر اینه که دوستان خودشون کتاب رو به صورت کامل به همون شیوه ای که اول تاپیک پیشنهاد دادم مطالعه کنن .من چون هیچ پیش زمینه ای در مورد این طور بحثها در تالار گفتگو ندارم این شیوه رو انتخاب کردم اگه در باره این روش نظری دارید حتما بهم بگید. بسم الله الرحمن الرحیم انسان و ایمان گفتار اول: انسان وحیوان: انسان نوعی حیوان است که به دلیل یک سلسله تفاوت از جانوران دیگر متمایز شده است. که این تفاوت عمده در دو ناحیه بینشها و گرایشهای انسان وجود دارد. عموم جانوران قادر به درک خود و جهان خارج هستند و به وسیله همین درک و آگاهی برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند. انسان نیز از این قائله مستثنی نیست. با این تفاوت که شعاع و وسعت آگاهی های انسان گسترده تر و سطح خواسته هایش از سایر جانداران بالاتر است و این در واقع ملاک انسانیت است. شعاع آگاهی و سطح خواسته حیوان آگاهی حیوان در این چهار چوب قرار دارد: 1- ظواهر(حواس پنجگانه) 2- فردیت (عمومیت ندارد) 3 – محیط زیست ( محدود به محیط زندگی خود است) 4 – زمان حال ( از گذشته و آینده بریده است) خواسته ها و مطلوب های حیوان در این چهار چوب قرار دارد: 1 – مادی ( خوردن، آشامیدن و...) 2 - فردی 3 – منطقه ای ( محدود به محیط زیست) 4- زمان حال یعنی حیوان چه از نظر آگاهی و چه از نظر خواسته ها در محدوده خاصی زندانی است.حال اگر حیوان از این محدوده خارج باشد ( مانند زنبور عسل که زندگی اجتماعی دارد) نا آگاهانه و به حکم غریزه و به فرمان آفریدگار جهان است. شعاع آگاهی و سطح خواسته انسان از نظر آگاهی : 1- به درون ذات و ماهیت پدیده ها نفوذ می کند 2- عمومیت دارد و فقط فردی و جزئی نیست 3- محدود به مکان نیست( مثلا می تواند کرات دیگر را بشناسد) 4- محدود به زمان نیست( از گذشته خود باخبر است و به آینده می اندیشد) از نظر خواسته ها : 1 – ارزشجو و آرمان خواه است و این آرمان ها مادی و از جنس سود نیستند. 2- آرمانهای انسان فردی نیست بلکه عام و شامل همه بشریت است 3- این آرمانها به مکان و زمان خاصی محدود نمی گردد. انسان بسیار آرمان پرست است حتی ممکن است ارزش آرمان و عقیده انسان بالاتر از همه ارزشهای دیگرش قرار گیرد. و این دلبستگی به عقیده تا جایی ادامه پیدا می کند که انسان حیات و هستی خود را به راحتی فدای آن می کند. ملاک امتیاز انسان تعریف علم: یعنی مجموع تفکرات (بینش های) بشری در باره جهان که شامل فلسفه هم می شود و محصول کوشش جمعی بشر است که نظم خاص منطقی یافته است. تعریف ایمان : (( گرایشهای)) والا و معنوی و فوق حیوانی انسان آن گاه که پایه و زیربنای اعتقادی و فکری پیدا کند پس می توان نتیجه گرفت که بینش ها و گرایش های انسان که باعث تفاوت او با سایر جانداران می شود و ملاک انسانیت اوست به نوعی ((علم)) و ((ایمان)) است. در باره انسان و حیوان نظرات زیادی بیان شده است که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم: 1- انسان و حیوان از نظر بینش ها و گرایش ها هیچ تفاوتی ندارند (نظر هابز فیلسوف معروف انگلیسی) 2- تنها انسان جان دارد و حیوانات ماشین های بی جانند شبیه جاندار(نظریه معروف دکارت) 3- سایر اندیشمندان که معتقدند میان انسان و حیوان تفاوت اساسی وجود دارد اما هر یک از این گروه ها تنها به یکی از امتیازات انسان توجه کرده اند.بنابراین تعاریف مختلفی از انسان ارائه داده اند مانند: حیوان ناطق ، لایتناهی، ارزشجو... اما به نظر می رسد جامع ترین تعریف این است که بگوییم انسان حیوانی است که با دو امتیاز ((علم و ایمان )) از دیگر جانداران امتیاز یافته است. آیا انسانیت روبناست؟ باتوجه به مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت که انسان دارای دو زندگی است: زندگی حیوانی و زندگی انسانی. به عبارت دیگر زندگی مادی و معنوی. از دیدگاه اومانیستی انسانیت انسان به هیچ وجه اصالت ندارد و تنها حیوانیتش اصالت دارد و بس.( مانند نظر هابز) طبق این نظریه اصالت گرایش های انسانی مانند حقیقت گرایی و اصالت واقع گرایی از دید انسان در باره جهان و واقعیت نفی می شود. اما حقیقت چیست؟ سیر تکاملی انسان از حیوانات آغاز می شود و به سوی انسانیت کمال می یابد. تکامل روح در دامن جسم. در واقع می توان گفت فرد تکامل یافته یعنی وارسته از محکومیت محیط بیرونی و درونی و وابسته به عقیده و ایمان. یعنی سیر تکاملی فرد به سوی آزادی و استقلال و حاکمیت بیشتر روح است. این سیر شامل جامعه انسانی نیز می شود. نهادهای اقتصادی به منزله جسم و جنبه های فرهنگی و معنوی جامعه به منزله روح جامعه هستند. یعنی جامعه بشری در مجموع حرکات خود هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی رو به پیشرفت است. البته این حرکت تکاملی یک حرکت یکنواخت روی خط مستقیم نیست و ممکن است گاهی انحراف به راست ،چپ، داشته باشدو یا حتی به عقب برگردد.(مانند جهان امروز که بشر با همه پبشرفتهای علمی از نظر معنوی ، مرحله ای به انحطاط کشیده شده است) . پس می توان نتیجه گرفت واقعیت انسانی ، خود واقعیتی است مستقل و تکامل یابنده، همانطور که از جنبه های مادی اثر می پذیرد در آن تاثیر می کند. ان شاالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۰:۲۶, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با درود به روح شهيد مطهري و تمامي شهداي انقلاب و دفاع مقدس
در صفحه 12 ايمان را تعريف مي كند: گرايشهای والا و معنوی و فوق حيوانی انسان آنگاه كه پايه و زيربنای اعتقادی و فكری پيدا كند نام " ايمان " به خود میگيرد . مي گويم. آنگاه كه پايه زيربناي اعتقادي و فكر ي پيدا كند نام ايمان به خود ميگيرد و آنگاه كه زير بناي آن خرافه و احساس باشد چه نام مي گيرد؟ 1-((انسان و واقعيت و اصالت آن كه امروز به نام اصالت انسان يا اومانيسم خوانده میشود كشيده میشود ، و آن اينكه انسانيت انسان به هيچ وجه اصالت ندارد ، تنها حيوانيتش اصالت دارد و بس ، انسان از اصالتی به نام انسانيت در برابر يوانيت خويش برخوردار نيست يعنی نظر همان گروه تاييد میشود كه منكر يك تمايز اساسی ميان انسان و حيواناند .)) 2-((اصالت واقعگرائی از ديد انسان درباره جهان و واقعيت نيز نفی میشود زيرا هيچ ديدی نمیتواند فقط " ديد " باشد ، بیطرفانه باشد ، هر ديدی يك گرايش خاص مادی را منعكس میكند و جز اين نمیتواند باشد . )) در جمله داخل پرانتز 1و2 سوال دارم. 1- آيا معني اومانيسم همچنان همان معني است كه شهيد در اينجا آورده است؟ 2- معتقدم كه جهان مدرن كه براساس تجربه بنيان گذاشته به جد براساس آزمايش نظريات جلو ميرود.چه در حيطه تجربي و چه در حيطه فلسفه. و اين معناي واقع گرايي نيست؟ اينكه هر تجربه اي را با واقعيت محك زده شود؟ البته با اين وصف كه ايشان از هر حيث به تفاوت كلمه واقعيت و حقيقت نسبت به بنده كمترين متبحرتر هستند.. از دو جمله زير بسيار خوشم اومد. فرد تكامل يافته يعنی وارسته از محكوميت محيط بيرونی و درونی ، و وابسته به عقيده و ايمان . تعيين كننده سرنوشت نهائی انسان سير تكاملی اصيل فرهنگی او و واقعيت اصيل انسانی او است نه سير تكاملی ابزار توليد تا صفحه 18 |
|||
|
۱:۲۰, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در رابطه با سوال اول آیا شما تعریف دیگه ای از اومانیسم دارید؟ مگه غیر از اینه که (( اومانیسم)) انسان رو یک حس گرای محض می دونه؟
|
|||
|
۱۲:۵۳, ۷/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۸۹ ۱۲:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان در حد وسع کوچکم سعی میکنم پاسخ دهم
معنای اومانیسم یعنی انسان خدایی انسان خدایی مهمترین بعدش ربوبیت است یعنی چه؟ یعنی بحث خالقیت خیلی در اومانیسم محل منازعه نیست چون به آنچه که ما هستیم خیلی ارتباط ندارد، اگر در اینجا هم بعضاً منازعاتی رخ میدهد به این علت است که با نفی خدا و خالقیت خدا ربوبیتش و عبودیتش هم از موضوعیت خارج میشود اما ربوبیت در امانیسم به چه معنا است یعنی انسان به صورت خود بنیاد و تکیه بر عقل خودش تعیین میکند که سعادتش در چیست و چگونه میخواهد به آن سعادت نائل شود معبود چیست؟ معبود آن هدفِ مطلوبی است که انسان برای نیل به آن تلاش میکند و این تلاش برای رسیدن به معبود همان عبادت است ربوبیت چیست؟ ربوبیت تعیین چگونگی رسیدن به این معبود است که میتوان از آن به دین تعبیر کرد مجموعه ای از باید ها و نباید ها که با انجام باید ها و پرهیز از نباید ها شما به معبودتان میرسید به طور مثال کسی که معبودش ثروت است به هر قیمتی، حربه ها و راهکارهایی را که برای بدست آوردن آن ثروت به کار میبرد ولو به قیمت کلاه برداری و جعل سند و... میشود همان ربوبیت در اومانیسم معبود امیال نفسانی انسان است، و هدف رسیدن به هر آنچه که انسان دوست دارد به آن دست یابد فارغ از آنکه بخواهد ببینید آیا خالق (آنهم در صورتی که به خالق تازه اعتقادی داشته باشد) برای او این معبود را جایز میداند یا نه و دینش هم میشود راهکارهایی که با عقل خود بنیانش برای رسیدن به این اهداف و معبود ها و امیال شخصی اش برمیگزیند. در اومانیسم تعیین کننده معبود و قانون گزار و تعیین کننده باید ها و نباید ها خود انسان است بی توجه به مفاهیم الهی. اما در این جا توضیحی میدهم در باره ی چگونگی کار عقل و منتق حاکم بر عقلانیت و چرا هر برداشتی از پدیده ای که ما میبینیم یا حس میکنیم را نمیتوان واقعیت نامید ببینید دوستان عقل انسان منفک از هوای نفس او نیست به چه معنا ببینید آیا شما میتوانید اصلحه به دست بگیرید و به علت نداشتن پول مورد نیازتان یک بچه ای را که پول زیادی در دست دارد به قتل برسانید؟ پاسخ منفی است چرا که عقل شما این کار را کاری غلط و غیر منتقی میداند اما یک سارق مسلح چی؟ هیتلر چی؟ چنگیز چی؟ عمر سعد چی؟ ببینید عقل و منتق انسان ها به طور معمول در قریب به اتفاق ما حاکم بر هوای نفسمان نیست که بتواند به تنهایی درست و غلط را تعیین کند چرا که اگر چنین بود که نیازی به وحی و انبیا و ائمه نبود از این سخن دو نکته مشخص میشود یکی این که چرا خدا در قرآن میفرماید اگر تقوای الهی پیشه کنید خدا به شما فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) را میدهد تقوا چه میکند؟ تقوا هوای نفس را کنترل میکند و حال که هوای نفس کنترل شد عقل میتواند درست تشخیص دهد حق از باطل و درست از غلط را و آن عقلی که در قرآن به کرّات یاد میشود و به آن لُب میگوید (یا اولوالباب) عقل خالی از هوا و هوس است که همان عقل انبیا و ائمه معصوم است و این عقل است که هرچه حکم کند ، دین هم به همان حکم میکند نه عقل من و شما که تحت تأثیر هوای نفسمان است عقل تحت تآثیر هوای نفس بر نوع منتق ما هم اثر میگذارد به طور مثال شما فکر میکنید که هیتلر که با کارهایش ملیون ها نفر کشته و زخمی و آواره به جای گذاشت آیا از نظر خودش منتقی عمل نمیکرد یا معاویه و یا ... هوا و هوس ها و اهداف انسان بر دستگاه منتق انسان نیز تآثیر میگذارد اما سخنی درباره برداشت ما از واقعیت ببینید دوستان برداشت انسان ها را از یک پدیده دو چیز تحت تأثیر قرار میدهد یکی پیش فرض های ما و یکی اهداف ما یک مثال ملموس میزنم شخصی به نیت گرفتن نمره بیسن کتابی را مطالعه میکند و شخص دیگه ای به نیت آموختن مطالب کتاب و دریافتن پرسشهایش از مطالب کتاب، پس از آنکه این دونفر کتاب را مطالعه کردن به این دو نفر میگوییم مهمترین مطالب کتاب را بگویید، هر دو یک کتاب را خوانده اند اما با توجه به متفاوت بودن پیشفرضهایشان و متفاوت بودن اهدافشان دو برداشت متفاوت از مطالب مهم دارند یکی به درد امتحان میخوره و یکی به درد پرسشهای خودش دو مثال بهتر و ملموس تر خدمت دوستان میزنم بحث مفصلی باید صورت بگیره در مورد علوم مدرن که بعد از رنسانس پی ریزی شده و شده ابزار ساختن نظم نوین جهانی یا تمدن شیطان باید بحث بشه آیا فیزیک و فلسفه با هم رابطه دارند؟ آیا فیزیک و شیمی با هم رابطه دارند؟ آیا فلسفه و منطق با هم رابطه دارند؟ آیا ریاضی و منطق با هم رابطه دارند؟ ببینید دوستان هر دستگاه فلسفی که از نوعی جهان بینی نشأت میگیره برای خودش از منطق و به دنبالش ریاضی خاص خودش و فیزیک و شیمی خاص خودش استفاده میکنه ما از سه دیدگاه بسیار متفاوتِ فلسفی در باره انسان و رابطه اون با پیرامونش، سه طب بسیار متفاوت سنتی ایرانی با محوریت اخلاط چهارگانه و گیاهان دارویی و طب سوزنی و طب سلولی مدرن رو داریم اساساً نگاه های فلسفی متفاوت در مورد ماده و انرژی و زمان مولد سه نوع فیزیک متفاوت کلاسیک ، نسبیتی و کوانتوم شده و .... پس میبینید که تفسیر از هر پدیده چیزی هست که با عوامل بسیاری درگیر هست و نمیتوان هر برداشتی را برداشت مطابق واقع دانست من نمیدونم شما چقدر از علوم مدرن مطلع هستید اما تعریف علم از بعد از رنسان که مدرنیسم آغاز شده دیگه مطابق واقع بودن نیست به عبارت دیگه شرط اینکه یک مطلب علمی باشه این نیست که تفسیری مطابق با واقعیت به ما بده اگر یک مطلب بتواند رفع نیاز ما را بکند و هدف ما را برآورده کند از نظر علوم مدرن یک مطلب علمی است و این به علت همان اومانیسم و اصالت سود و اصالت برآورده شدن میل انسان است ببینید دوستان به طور مثال در مکانیک که رشته تحصیلی من بود ما تئوری های بسیاری داشتیم که با فرض های ساده سازی بسیار می آمد و سعی در توجیه یک پدیده فیزیکی میکرد و بعد آن مدل ساده شده را می آمد وعوامل موثر بر آن را تعیین میکرد و تقریبی قابل قبول برای ما بدست میآورد که با کمک آن ما به هدفمان میرسیدم مثلاً برای انتقال یک سیال از جایی به جای دیگر فورمولی ارائه میشد که هرچند همه ما میدانستیم که سیال مطابق تفسیر فیزیکی فورمول عمل نمیکند اما چون خروجی فورمول قابل قبول بود ما آن را میپذیرفتیم به علاوه مهمترین دلیلی که اثبات کننده عدم مطابق واقع بودن نظریات به اصطلاح علمی علوم مدرن بعد از رنسان است همین سیر تحولی آن است که بعضاً نظریاتی با پیش فرضهای متضاد به وجود میآیند که همهشان از برداشت از پدیده های واحد منشا میگیره این مباحث بسیار عمیق هست و من میتونم بازهم ادامه بدم اما فکر میکنم فعلاًکافی باشه دوستان بحث رو ادامه بدن این متن رو با دقت بخونید اما فعلاً در موردش سوالی نکنید باشه تا دم بکشه در ذهنمون {ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ} (یوسف-40) ((این معبودهايى كه غير از خدا مىپرستيد، چيزى جز اسمهايى (خالی از حقیقت) كه شما و پدرانتان آنها را نامگذاری مکرده اید، نيست خداوند هيچ دليلى بر حقانیت آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير از او را نپرستيد! اين است آيين پابرجا ولى بيشتر مردم نمىدانند! )) این معبود ها در جامعه امروز ما چیست؟ و چرا بیشتر مردم نمیدانند؟ تعریف معبود چیست؟ معبود آن مطلوبی است که بشر برای خود برمیگزیند و برای رسیدن به آن تلاش میکند و عبادت هم یعنی اعمالی است که برای نیل به آن معبود باید توسط عبد انجام شود. حال امروز حقیقتاٌ بشر در زندگی برای رسیدن به چه چیز بیش از همه چیز به برنامه ریزی تلاش می پردازد؟ آیا تکنولوژی مدرن در جهان امروز به عنوان معبودِ بشر مدرن مد نظر قرار نگرفته؟ آیا بشر بعد از رنسانس حقیقتاً به تکنولوژی به چشم یک وسیله و ابزار مینگرد یا رسیدن به مدرنترین محصولات تکنولوژی مدرن امروز هدف بشر مدرن شده است؟ چند سوال: آیا به راستی از هر تکنولوژی را میتوان در هر فرهنگی استفاده کرد؟ در تعامل بین انسان و تکنیک، رعایت جایگاه تعادل روح و روان انسان کجاست؟ رابطه تولید انبوه با ماشینی شدن روح و قلب انسان چگونه و به چه قیمت باید باشد؟ آیا تکنولوژی مدرن که پایه های آن از رنسانس بنا نهاده شد هم مانند چاقویی است که هم میتوان با آن شکم بیماری را در عمل جراحی برای بهبودش برید و هم میتوان با آن قلب انسان بیگناهی را درید؟ تفاوت ماهیت تکنولوژی مدرن و صنعت و صنایع ماقبل رنسان در چیست؟ این تکنولوژی مدرنی که به سرعت در تمام جهان پخش میشود، در یکسان سازی فرهنگ جهانی، یکسان سازی ارزشها و آرمان های بشر و یکسان سازی اهداف و مطلوب های جوامع بشری چه نقشی دارد؟ مدرنترین کشور جهان که از پیشرفته ترین محصولات تکنولوژی مدرن در زندگی روزمره استفاده میکنند، ژاپن است و این کشور بالاترین آمار خود کشی را در جهان دارد آیا بین این دو گزاره خبری ارتباطی هست؟ اگر هست به چه شکل و به چه میزان؟ آیا علومی که قرار است در زمان ظهور حضرت حجت بر مردم عرضه شود و باب هایش گشوده شود از همین سنخ چیزهایی هست که امروزه ما نام علم رو بر آنها مینهیم؟ این به اصطلاح علوم مدرن که بسیاری از ما در دانشگاه ها آنها را میخوانیم آیا همان اثری را دارد که خدا برای علم برشمرده؟ ****ص88 و 90: ((مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار))((کسی که طلب علم کند تا در نزد علما به آن علم ببالد یا به جدال با بی خردان برخیزد یا بخواهد به واسطه علمش مردم را متوجه خود سازد، جایگاه خود را در آتش مهیا ببیند))"بحار الأنوار، ج2، ص: 38" علمی که برای خدا تحصیل شود نشانه اش خوف و خشیت است. و علمی که برای دنیا تحصیل گردد نشانه اش غرور و تکبر و ظلمت و سایر صفات رذیله است . لطفاً دوستان سریعتر کتاب انسان و ایمان رو به پایان ببرند تا برسیم به کتاب بسیار مهم و زیبا و عمیق و پرنکته انسان در قرآن خود من تا حالا چهار بار این کتاب رو خوندم بسیاری از سوالات دوستان در این کتاب انسان و ایمان جوابش در انسان در قرآن اومده موفق و منصور باشید التماس دعا و یا علی |
|||
|
|
۲۳:۲۸, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
علي آقا از پاسخت ممنون ، به قول guided عزيز ، باز كلي سوال پيش اومد، اين سوالارو نگه مي دارم ، تابعد از كتاب انسان و قرآن ، اگه جواب گرفتم هيچ و گرنه اينجا مطرح ميكنم.
اون حديث آخري كه آوردي بدجور ، منو توفكر برده ، باوركنيد تنمو لرزوند، مي ترسم واقعا نيت من صاف نباشه. من كمي كند جلو ميرم اگه دوستان حوصلشون سر رفت خوب جلوتر بريد من خودمو ميرسونم. تا صفحه 38 خوندم. اما جالب ترين بيان شهيد كه ميشه يه نثر ادبي و يك مقاله علمي رو با هم در اون ديد در اين قسمت مطالب زير ه: علم به ما روشنائی و توانائی میبخشد و ايمان عشق و اميد و گرمی ، علم ابزار میسازد و ايمان مقصد ، علم سرعت میدهد و ايمان جهت ، علم توانستن است و ايمان خوب خواستن ، علم مینماياند كه چه هست و ايمان الهام میبخشد كه چه بايد كرد ، علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون ، علم جهان را جهان آدمی میكند و ايمان روان را روان آدميت میسازد ، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش میدهد و ايمان به شكل عمودی بالا میبرد ، علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز هم علم به انسان نيرو میدهد ، هم ايمان ، اما علم نيروی منفصل میدهد و ايمان نيروی متصل علم زيبائی است و ايمان هم زيبائی است علم زيبائی عقل است و ايمان زيبائی روح ، علم زيبائی انديشه است و ايمان زيبائی احساس هم علم به انسان امنيت میبخشد |
|||
|
|
۰:۳۷, ۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۸۹ ۰:۴۲ توسط MAHDI59.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دوستان با توجه به اینکه دوست خوبم Ramin_Ghn لینک دانلود کتابهای شهید مطهری رو توی همین تاپیک قرار دادن به نظرم اومد دیگه لازم نباشه چکیده مطالب نوشته بشه . و من فقط مواردی که توی هر قسمت به نظرم جالب میان اینجا قرار میدم . انشاالله که دوستان هم کمک کنن.
انسان و ایمان گفتار دوم: علم و ایمان این بخش همون طور که از اسمش پیداست رابطه بین علم و ایمان رو بررسی می کنه و یک سوال اساسی مطرح می کنه : آیا علم به چبزی می خواند و ایمان به چیز دیگری ضد آن ؟ آیا علم ، مارا به گونه ای می خواهد بسازد و ایمان به گونه ای مخالف آن؟ که اگه دوستان این قسمت رو بخونن پاسخ سوال رو پیدا می کنن. اما نکته ای که توجه منو جلب کرد تحریف زیرکانه ی باب دوم آیه 16 و 17 عهد عتیق سفر پیدایش هست : " خداوند ، آدم را امر فرموده گفت : از همه درختان باغ بی ممانعت بخور ، اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخوری زيرا روزی كه از آن خوردی هر آينه خواهی مرد " در آيات 1 - 8 از باب سوم میگويد : " و مار از همه حيوانات صحرا كه خدا ساخته بود هوشيارتر بود و به زن ( حوا ) گفت : آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همه درختان باغ نخوريد زن به مار گفت از ميوه درختان باغ میخوريم لكن از ميوه درختی كه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس نكنيد مبادا بميريد مار به زن گفت هر آينه نخواهيد مرد بلكه خدا میداند در روزی كه از آن بخوريد چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود و چون زن ديد كه آن درخت برای خوراك نيكو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذير و دانش افزا ، پس ، از ميوهاش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند پس برگهای انجير دوخته ، سترها برای خويشتن ساختند " . در آيه 23 از همين باب میگويد : " و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل يكی از ما شده است كه عارف نيك و بد گرديده اينك مبادا دست خود را دراز كند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند " . دوستان این قسمت رو با آیات قرآن در باره همین موضوع مقایسه کنید: سوره الاعراف – آیات 19 تا 25 ای آدم ، تو و همسرت در بهشت مکان گيريد از هر جا که خواهيد بخوريدولی به اين درخت نزديک مشويد که در شمار بر خويش ستم کنندگان خواهيد شد پس شيطان آن دو را وسوسه کرد ، تا شرمگاهشان را که از آنها پوشيده ، بوددر نظرشان آشکار کند و گفت : پروردگارتان شما را از اين درخت منع کردتا مباد از فرشتگان يا جاويدانان شويدو برايشان سوگند خورد که نيکخواه شمايم و آن دو را بفريفت و به پستی افکند چون از آن درخت خوردند شرمگاههايشان آشکار شد و به پوشيدن خويش از برگهای بهشت پرداختند پروردگارشان ندا داد : آيا شما را از آن درخت منع نکرده بودم و نگفته بودم که شيطان به آشکارا دشمن شماست ? گفتند : ای پروردگار ما ، به خود ستم کرديم و اگر ما را نيامرزی و بر، مارحمت نياوری از زيان ديدگان خواهيم بود گفت : فرو شويد ، برخی دشمن برخی ديگر ، و تا روز قيامت زمين قرارگاه و جای تمتع شما خواهد بود می بینید که با تحریف این قضیه چطور دین رو در برابر علم قرار دادن و البته توی این کار هم تا حدی موفق شدن. مهدی |
|||
|
|
۲۱:۴۷, ۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
خدا رو شكر كتاب تمام شد و من آماده ام تا كتاب بعدي رو شروع كنيم.
البته يه قسمت از كتاب اخير رو وقت كردم و روي پاورپوينت پياده كردم . اميدوارم خوشتون بياد. [img] [/img]
|
|||
|
|
۲۱:۲۵, ۲۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
به نظرمن عبودیت به معنای تلاش برای هدف مطلوب نیست بلکه حقیقت عبد خودت رو فقر محض و عین نیاز در برابر خدا دیدنه!به نظر من تلاش برای این عبودیته!] |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بررسی کتاب :نگهبانانِ قدرت؛ افسانۀ رسانههای آزاداندیش | mahdy30na | 0 | 1,257 |
۷/آبان/۹۴ ۱۵:۱۶ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| کتاب «ضیافت بلا» - بررسی مقامات سلوکی در زیارت عاشورا | Reza2035 | 1 | 2,791 |
۵/آبان/۹۳ ۹:۵۸ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| کتاب " انسان 250 ساله" **ویژه** | عبدالرحمن | 3 | 2,794 |
۳۱/تیر/۹۳ ۲۱:۵۶ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| کسی کتاب "انسان از آغار تا انجام" رو خونده؟ | Islam | 1 | 1,377 |
۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۵۶ آخرین ارسال: Islam |
|
| بررسی تناقضات کتاب “دوقرن سکوت” اثر عبدالحسین زرین کوب | nooromahdi | 6 | 4,937 |
۱۵/مهر/۹۲ ۲۲:۴۰ آخرین ارسال: سجاد313 |
|
| سیر مطالعاتی (( بررسی کتاب : شرح حدیث عنوان بصری )) | یا صاحب الزمان | 5 | 5,030 |
۲/مهر/۹۲ ۱۲:۵۴ آخرین ارسال: SAViOR |
|
| سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب ايمان)) | علی 110 | 31 | 22,350 |
۸/مرداد/۹۱ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: یا صاحب الزمان |
|












[/img]