|
چله نشین آفتاب (روز چهلم: تربیت) + ویژه محرم
|
|
۶:۰۲, ۷/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۰ ۱:۴۳ توسط منتظر کوچولو.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ![]() ای نه دله ده دله هر ده یله کن *** صراف وجود باش و خود را چله کن یک صبح با خلاص بیا بر در دوست *** گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن (ابوسعید ابوالخیر) چل شب در این حریم به خلوت چله نشین *** تا محرم حریم شوی در صف صفا (عطار نیشابوری) در این 40 روزی که در پیش روی داریم تا عاشورای حسینی علیه السلام، ان شاءالله هر روز یک ویژه نامه خواهیم داشت با عنایت خداوند و توجهات خاصه حضرت ولی عصر علیه السلام و دعوت می کنیم تا شما نیز در این «کم» ما سهیم باشید. این ویژه نامه هر روز با موضوعات : نکات خواندنی به بهانه بازخوانی صحیفه سجادیه؛ کلمات قصار علمای اخلاق؛ گزیده ای از کتب دینی آماده می شود.ان شاءالله که این اندک مورد عنایت امام زمان علیه السلام قرار گیرد و لبخند رضایت بر لبان مبارکشان بنشیند و طبع لطیف حضرتش را بیاراید. آمین یا رب العالمین ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۰, ۱۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز نهم : یکشنبه >>> سفره داران :
امام علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما ![]() بِكُلِّ ذَلِكَ يُصْلِحُ شَأْنَهُمْ ، وَ يَبْلُو أَخْبَارَهُمْ ، وَ يَنْظُرُ كَيْفَ هُمْ فِي أَوْقَاتِ طَاعَتِهِ ، وَ مَنَازِلِ فُرُوضِهِ ، وَ مَوَاقِعِ أَحْكَامِهِ ، لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا ، وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى.
(صحیفه سجادیه، دعای 6، بند 8) به تمام اين امور كار ايشان را به سامان مى آورد، و اعمالشان را مى آزمايد، و مى نگرد كه به هنگام طاعت، و اوقات بجا آوردن واجبات، و موارد احكام او چگونه اند؟ تا بدكاران را به جزاى عملشان و نيكوكاران را به مزد كردار نيكشان برساند. وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشىَْءٍ مِّنَ الخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِين (سوره مبارکه بقره، آیه 155) قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه ها، آزمايش مى كنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان! آزمایش الهی: 1. امام صادق علیه السلام: همانا اجر و پاداش بزرگ با امتحان و آزمایش بزرگ همراه است خداوند قومی را دوست ندارد، مگر آنکه او را مورد آزمایش قرار می دهد.[1] 2. امام صادق علیه السلام: همانا مؤمن به منزله کفه ترازو است که هرگاه به ایمانش افزوده شود، بلایش نیز زیاد گردد.[2] 3. پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم: دو نعمت است كه بسيارى از مردم با آنها آزمايش مى شوند: آسایش و تندرستى.[3] 4. امام صادق علیه السلام: شيعيان ما را در سه چيز آزمايش كنيد: در اوقات نماز كه تا چه اندازه مراقبت آنها را دارند و در اسرار مذهبى كه چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ مي كنند و در ثروتشان كه با برادران دينى خود تا چه مقدار كمك و همراهى مي كنند.[4] 5. امام صادق علیه السلام: آفريننده جهان مردم را به چيزى دشوارتر از پول دادن آزمايش نكرده است.[5] نکته: * امام علی علیه السلام: هیچ کس از شما نگوید خداوندا، من به تو پناه می برم، از امتحان و آزمایش، چراکه هرکس دارای وسیله آزمایشی است[و حداقل مال و فرزندی دارد و اصولاً طبیعت زندگی دنیا، طبیعت آزمایش و بوته امتحان است] ولکن کسی که می خواهد به خدا پناه برد، از امتحانات گمراه کننده پناه برد چه اینکه خداوند می فرماید: بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمون است.[6] نشنيده اي که زير چناري کدو بُني بر رست و بر دويد بر او به روز بيست پرسيد از آن چنار که تو چند ساله اي؟ گفتا دويست باشد و اكنون زيادتي است خنديد از او كدو كه من از تو به بيست روز برتر شدم، بگوي که اين کاهلي ز چيست؟ او را چنار گفت که امروزه اي کدو با تو مرا هنوز نه هنگام داوري است فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان آن گه شود پديد که از ما دو ، مرد کيست (ناصرخسرو)
![]() علامه طباطبایی رحمة الله علیه: خداوند متعال می فرماید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم: مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت نمایم.»[7] از این آیه شریفه برمی آید که در دعا دو چیز معتبر است: اول: شخص حقیقتاً دعا کند و به راستی بخواهد ... دوم: خدا را بخواند! چنانکه می فرماید: نِی(مرا)؛ و قطع علایق از غیر خدا کند و خیال نکند که مستقلاً از وسایط کاری ساخته است.[8] ![]() حال که همه انسانها در یک امتحان گسترده الهی شرکت دارند، راه موفقیت در این آزمایشها چیست؟ پاسخ: 1. الکافی،ج2،ص252پاسخ این پرسش را آیات قرآن می دهد:
الف) و بشر الصابرین[9] : رمز پیروزی در این راه، صبر و پایداری است و به همین دلیل بشارت پیروزی را تنها به صابران و افراد با استقامت می دهد. ب) انا لله و انا الیه راجعون[10] امیرمؤمنان در تفسیر این جمله می فرمایند: اینکه ما می گوییم انا لله؛ اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک اوییم و اینکه می گوییم و انا الیه راجعون؛ اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جای دگر است.[11] ج) والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا[12] استمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی عامل مهم دیگری است. کسانی هستند که هر وقت دستخوش حوادث می گردند، اعتدال خود را از دست داده، گرفتار اضطراب می شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنی دارند بدون حیرت و سرگردانی، مطمئن و آرام به راه خود ادامه می دهند و... د) و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا علی ما کذبوا و اوذوا حتی اتاهم نصرنا[13] توجه به تاریخ پیشینیان و بررسی موضع آنان در برابر آزمایشهای الهی برای آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار بسیار مؤثر ست. هـ) و اصنع الفلک باعیننا[14] توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ می دهد و او از همه چیز آگاه است عامل دیگری برای پایداری است. از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا، امام حسین علیه اسلام همین معنی نقل شده که در صحنه کربلا به هنگامی که بعضی از عزیزانش با فجیع ترین وجهی شربت شهادت نوشیدند، فرمود: (هون علی ما نزل بی انه بعین الله؛ همین که می دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام می گیرد تحمل آن بر من آسان است.)[15] ![]() 2. همان،ص253 3. خصال(صدوق)،ج1،ص60 4. همان،ص117 5. همان،ص8 6. نهج البلاغه،کلمات قصار،کلمه93 7. سوره مبارکه غافر،آیه60 8. حکمت زلال، فصل هفتم،ص145 9. سوره مبارکه بقره آیه 155 10. همان، آیه156 11. نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمه 99 12. سوره مبارکه عنکبوت، آیه 69 : کسانی که در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راههای خود هدایت می کنیم. 13. سوره مبارکه انعام، آیه 34: اگر تو را تکذیب کنند جای تعجب نیست، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردندو آنها در برابر تکذیب مخالفان پایداری و شکیبایی به خرج داند، و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یاری ما به سراغشان آمد. 14. سوره مبارکه هود، آیه 37: [خطاب به نوح]در برابر ما اقدام به ساختن کشتی کن! 15. بحارالانوار،ج45،ص46 |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۱۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز دهم : دوشنبه >>> سفره داران :
امام حسن و امام حسین سلام الله علیهما ![]() اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ ارْزُقْنَا حُسْنَ مُصَاحَبَتِهِ ، وَ اعْصِمْنَا مِنْ سُوءِ مُفَارَقَتِهِ بِارْتِكَابِ جَرِيرَةٍ ، أَوِ اقْتِرَافِ صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ
(صحیفه سجادیه، دعای 6، بند 14) بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و حسن همنفسى با اين روز را روزى ما گردان، و ما را از سوء مفارقتش به خاطر ارتكاب گناه، يا كسب معصيت كوچك و بزرگ حفظ فرما بَلْ يُرِيدُ الْانسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ (سوره مبارکه قیامت، آیه 5) (انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند! گناه: 1. امام علی علیه السلام: هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد، مگر بواسطه گناهانی که انجام دادند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی دارد، هرگاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعمتها با صدق نیت به پیشگاه خدا تضرع کنند، و با دلهای پراشتیاق و آکنده از مهر خدا از او درخواست جبران نمایند، مسلماً آنچه از دستشان رفته به آنها باز می گرداند و هرگونه مفسده ای را برای آنها اصلاح می کند.[1] 2. امام صادق علیه السلام: هنگامی که انسان گناهانش افزون شود و اعمالی که آنرا جبران کند نداشته باشد، خداوند او را گرفتار اندوه می کند تا گناهانش را تلافی کند.[2] 3. امام صادق علیه السلام: آنها که بر اثر گناهان می میرند بیش از آنها هستند که به مرگ الهی از دنیا می روند، و کسانی که بر اثر نیکوکاری عمر طولانی پیدا می کنند بیش از کسانی هستند که بر اثر عوامل طبیعی عمرشان زیاد می شود![3] 4. امام صادق علیه السلام: گاه هنگامی که بندگان سرکش گناه می کنند خداوند به آنها نعمتی می دهد، آنها از گناه خود غافل می شوند، و توبه را فراموش می کنند، این همان استدراج و بلا و عذاب تدریجی است.[4] 5. امام صادق علیه السلام: خداوند هیچ نعمتی را که به بنده ای بخشیده از او نمی گیرد مگر اینکه گناهی کند ک بخاطر آن مستحق سلب آن نعمت شود.[5] 6. امام صادق علیه السلام: گاهی انسان گناه می کند و از اعمال نیکی همچون نماز شب باز می ماند [بدانید] کار بد در فنای انسان از کارد در گوشت سریعتر اثر می کند.[6] 7. امام علی علیه السلام: شدیدترین گناهان، گناهی است که صاحبش آن را سبک بشمارد.[7] 8. امام علي عليه السّلام: مجاهدي كه در راه خدا به شهادت رسيده باشد، پاداشش بيشتر از كسي نيست كه بتواند (گناه كند) و پاكدامني ورزد.[8] 9. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: اگر آنقدر نماز بخوانيد و بر پا بايستيد كه ميخ هاي كوبيده در زمين بشويد، و آنقدر روزه بگيريد كه در ضعف مانند چوبهاي تراشيده شويد، خدا اين كارها را از شما نمي پذيرد مگر با ورع و تقوايي كه شما را از گناه باز دارد.[9] 10. امام علي عليه السّلام: كمترين وظيفه ي شما در قبال خداوند اين است كه از نعمت هاي او در راه معصيتش كمك نگيريد.[10] 11. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: مسلماني كه از يك گناه اعراض كند اجر هفتاد حج مقبول در پيشگاه خداوند دارد.[11] 12. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از جمله گناهان، گناهاني هستند كه جز مشكل كسب معيشت هيچ كفّاره اي ندارند.[12]
بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن ***حيف باشد چو تو مرغي كه اسير قفسي (حافظ)
![]() حاج آقا رنجبر(زید عزه): قديم ها وقتى مى خواستند جامه اى را بشويند، آن را خيس كرده و قدرى مواد شوينده به آن مى زدند و آنگاه بر سنگى مى نهادند و پيوسته با سنگى ديگر بر آن مى كوبيدند و با همين كار چرك ها و آلودگى ها از جامه جدا شده و پاك و تميز مى شد.
پرسش:حال گناه، چيزى شبيه همان آلودگى جامه است و بسيارى از بلاها و رنج ها شبيه همان سنگ ها كه نتيجه اش مى تواند پاكى و صفاى ما باشد.[13] ![]() [b]مواردي كه مكلف بايد به جاي وضو و غسل، تيمم بگيرد را لطفاً توضيح دهيد؟ پاسخ: در هفت مورد به جاي وضو و غسل بايد تيمم كرد: 1. آنكه تهيهي آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد. 2. آنكه به واسطهي پيري، يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيلهاي كه آب از چاه بكشد، دسترسي به آب نداشته باشد. 1. نهج البلاغه،خطبه1783. آنكه از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه به واسطهي استعمال آب مرض يا عيبي در او پيدا شود. 4. آنكه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا اطرافيانش از تشنگي بميرند يا مريض شوند يا به مشقت افتند. 5. كسي كه بدن يا لباسش نجس است و كمي آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند، براي آب كشيدن بدن يا لباس او نميماند. 6. اگر غير از آب يا ظرفي كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگري ندارد. 7. هرگاه وقت به قدري تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده ميشود. [14] ![]() 2. کافی،ج2،کتاب الایمان و الکفر،باب تعجیل عقوبة الذنب،حدیث2 3. سفینة البحار،ماده(ذنب) 4. مجمع البیان،ج10،ص340 5. اصول کافی،نقل از تفسیر نورالثقلین،ج2،ص163 6. سفینة البحار،ماده(ذنب) 7. نهج البلاغه،کلمات قصار،شماره348 8. میزان الحکمه،ج6،ص265 9. اخلاق اسلامی(سادات)،ص286 10. نهج البلاغه،حکمت330 11. مستدرک الوسایل،ج2،ص302 12. محجة البیضاء،ج3،ص71 13. سلوک باران 14. ر.ك توضيح المسائل دوازده مرجع، ج1، ص386 الي398 |
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۱۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۰ ۱۷:۳۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بی اندازه بابت این تاپیکِ بی اندازه ارزشمند سپاس گذارم نکات بسیار ارزشمندی همراه با عطر توکل و توسل در این تاپیک گنجانده شده اجرتان با ساقی کوثر یا علی
|
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۱۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز یازدهم: سه شنبه >>> سفره داران : امام سجاد، امام باقر و امام صادق سلام الله علیهم
![]() وَ نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَنْطَوِيَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ ، وَ أَنْ نُعْجِبَ بِأَعْمَالِنَا ، وَ نَمُدَّ فِي آمَالِنَا
(صحیفه سجادیه، دعای 8، بند 6) و پناه مى بريم به تو از اينكه نيت داشته باشيم به كسى خيانت ورزيم، [b]و در كردارمان خودپسندى نمائيم، و آرزوهاى خود را دور و دراز سازيم. قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً(103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فىِ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحسَبُونَ أَنَّهُم يُحسِنُونَ صُنْعًا(104) (سوره مبارکه کهف) بگو: «آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ (103) آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده با اين حال، مى پندارند كار نيك انجام مى دهند!» (104) عُجب: 1. امام علی علیه السلام: زينهار بپرهيز از خودپسندى و تكيه كردن به چيزى كه ترا به خودپسندى وادارد و از اينكه دوست داشته باشى كه مردم ترا بستايند، زيرا كه اين حالت مهمترين فرصتهاى شيطانست تا نيكوكاران را از ميان ببرد.[1] 2. امام علی علیه السلام: هر كه بتواند خود را از چهار چيز نگه دارد، هرگز دچار ناراحتى نشود. عرض كردند آنها چيست؟ فرمود: 1- عجله و شتاب. 2- لجاجت و ستيزه جوئى 3- عجب و خودپسندى. 4- تنبلى و سستى.[2] 3. امام علی علیه السلام: ابتداى خودپسندى شخص، فساد و تباهى عقل اوست.[3] 4. امام صادق علیه السلام: خدا ميداند كه گناه براى مؤمن بهتر از عُجب و خودپسندى است اگر نه اين بود هيچ گاه مؤمن گرفتار گناه نميشد.[4] 5. امام علی علیه السلام: خودپسندي مانع افزايش كمال معنوي و سدّ راه رشد انساني است.[5] 6. رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداي عزّوجلّ فرمود: اي داود! گناهكاران را مژده بده و صدّيقان (راستگويان درست كردار، كساني كه قولشان با فعلشان راست باشد.) را بترسان، عرض كرد: چگونه (و چرا) به گناهكاران مژده دهم و صدّيقان را بترسانم ؟ فرمود: گنهكاران را مژده ده كه من توبه را مي پذيرم و از گناه در مي گذرم ، و صدّيقان را بترسان كه به اعمال خود عُجب نكنند (مغرور و خودبين نشوند)، زيرا بنده اي نيست كه او را به پاي حساب آورم مگر آنكه هلاك مي شود.[6] نکته: * امام رضا علیه السلام: عجب چند درجه دارد: از جمله اين است كه كردار بد بنده به نظرش جلوه كند و آن را خوب پندارد و از آن خوشش آيد و گمان كند كه كار خوبي مي كند، و از جمله اين است كه چون بنده به پروردگارش ايمان دارد بر خداي عزّوجلّ منّت مي نهد، در صورتي كه خدا بر او منّت دارد (كه به ايمان هدايتش كرده).[7] در كوي ما شكسته دلي ميخرند و بس *** بازار خودفروشي از آن سوي ديگر است (شیخ بهایی)
![]() شیخ صدوق رحمة الله علیه:
پرسش:«عجب» عبارتست از بخود باليدن، و مرد معجب، آدم خودپسندى را گويند كه هر عملى (چه زشت و چه زيبا) كه از او سرزند پسنديده پندارد و بر خود ببالد، و «عجب» در عبادت، افتخار شخص به سبب انجام عمل صالح و يا گردنكشى و اظهار خوشحالى (از عمل خود) و به رخ كشيدن آنست، و يا اينكه خودش را از اين حدّ كه كوتاهى نموده باشد، خارج بيند، و اين عجبى است كه فاسدكننده عبادت است، زيرا او پرده اى ميان دل و خدا آويخته كه مانع از ديدن نيكى و احسان و نعمت و فضل و توفيق و يارى پروردگار مى گردد، و امّا «كبر» آن است كه شخص خود را بدليل عمل، يا نژاد، يا دانش يا نيرو، يا زيبائى و يا ساير چيزهايش بالاتر از ديگرى بداند و براى خود مرتبه اى قائل باشد و براى غير خودش مرتبه ديگر، و خويشتن را بالاتر از وى بداند و بر او گردنكشى و سرافرازى نمايد. «عجب» ميان انسان و پروردگارش مى باشد، و وجود شخصى ديگر و ملاحظه برترى بر او لازم نيست، و «كبر» ميان انسان است و همجنسانش، كه خويشتن را بهتر از آنان بداند. و مادامى كه اين صفت در باطن او پنهان است «كبر» ناميده مى شود، و هر وقت اظهار برترى بر غير نمود آن را تكبّر نامند.[8] ![]() نشانه عُجب چیست؟ 2. ايمني از مكر خدا.پاسخ: با توجه به آیات و روایات، از نشانه های عُجب و خودپسندی می توان به موارد زیر اشاره نمود: 1. قائل نشدن فضيلت براي ديگران 3. از خود راضي بودن 4. امتناع از قبول موعظه و نصيحت. 5. كوچك شمردن مردم و نعمتها 6. ترك مشورت (خصوصا در امور مهمه). 7. مزكي دانستن خود 8. منت مي گذارد و توقع بله قربان گفتن از ديگران دارد. 9. كار ديگران را كم مي بيند و كار خودش را زياد. 10. در انجام عبادات سنگين است و خود را بي نياز مي داند. 11. به رأي خود اصرار مي ورزد. 12. خود را تزكيه شده و والا معرفي مي كند. 13. كار كم خود را زياد مي پندارد. 14. توقع دارد دعايش مستجاب شود. 15. به اعمالش اطمينان دارد و خود را از خداوند به خاطر ايمان و عملش طلبكار مي داند.[9] ![]() 1. نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر (زمامدار مصر)؛ کتاب الروضة،باب10،ص277 2. بحارالانوار،ج17،بخش16،ص41 3. همان،ص49 4. اصول کافی،ج5،ص225 5. نهج البلاغه، حکمت167 6. الکافی،ج2،ص314 7. الکافی،ج2،ص313 8. معانی الاخبار،ج2،ص100 9. توشه تبلیغ،حاج آقا قرائتی |
|||
|
|
۱۱:۰۷, ۱۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز دوازدهم: چهارشنبه >>> سفره داران :
امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی سلام الله علیهم[/b] ![]()
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَنَاوُلِ الْإِسْرَافِ ، وَ مِنْ فِقْدَانِ الْكَفَافِ
(صحیفه سجادیه، دعای 8، بند 8) و به تو پناه مىبريم از آلوده شدن به اسراف، و بلاى تنگدستى ... وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا(26) إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كاَنُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ كاَنَ الشَّيْطَنُ لِرَبِّهِ كَفُورًا(27) (سوره مبارکه اسراء) ... و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26) چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! (27)
اسراف:
1. امام صادق علیه السلام: خداوند عزّ و جلّ وقتى مى بيند كه اهل قريه و باديه اى اسراف در معاصى مى كنند در حالى كه سه نفر مؤمن در بين آنها است نداء مى كند: اى كسانى كه نافرمانى مرا مى كنيد اگر مؤمنينى كه اظهار محبّت و مودّت به جلال من نموده و زمين و مساجد مرا با نمازشان آباد مى كنند و به جهت خوف از من در سحرها طلب آمرزش مى نمايند، نبودند حتما عذابم را بر شما فرود مى فرستادم و باكى هم نداشتم.[1] 2. امام علی علیه السلام : شخص اسراف كار سه علامت دارد: چيزى را كه شايسته او نيست مى خورد و لباسى را كه شايسته او نيست مى پوشد و چيزى را كه شايسته او نيست مى خرد. (در خوراك و پوشاك و خريدن كالا از حدّ خود تجاوز مى كند و بيشتر از آنچه در شأن اوست خرج مى كند)[2] 3. امام حسن عسکری علیه السلام: هرکس در مصرف آب[وضو و غسل و...] زیاده روی کند، مانند کسی است که وضو و غسل خود را باطل کند.[3] 4. امام باقر علیه السلام: هرکس میانه روی و قناعت پیشه کند، نعمت بر او پایدار مانَد، و آن کس که تبذیر و اسراف کند، نعمت از کف او بیرون رود.[4] 5. امام علی علیه السلام: میانه روی ثروت خیز و زیاده روی و اسراف باعث هلاکت است.[5] 6. امام صادق علیه السلام: اموال، وديعه و امانت الهى در دست انسان است و مصرف بايد دور از اسراف باشد.[6] 7. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: فشار قبر براى افراد باايمان، كفّاره گناه اسراف و ضايع كردن نعمتهايى است كه انجام داده است.[7] نکته: * امام صادق عليه السلام: آنچه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد، اسراف است.[8] ** «اسراف» به هر نوع تجاوز از حدّ گفته مى شود، خواه تجاوز در مصرف باشد و خواه تجاوز در برخورد و اخلاق. كسى كه دلايل و معجزات انبيا را ناديده بگيرد، مسرف است. در متون اسلامى ابوطالب پدر حضرت على عليهماالسلام در چگونگى ايمانش به مؤمن آل فرعون تشبيه شده است.[9] خودخواه چو شد مرد، به خواری افتد ******** اسراف چون ورزد، به نداری افتد آن کز پی خودخواهی و اسراف رود ******* از برتری و بزرگواری افتد ![]() علامه طباطبایی رحمة الله علیه:
عالم هستى يك پارچه نظم و صلاح است و حتى با تضادّى كه گاهى در ميان اجزاى آن ديده مى شود، تأليف و التيام و هماهنگى فراوان دارد، اين نظام به سوى اهداف صالحى در جريان است و براى هر يك از اجزاى خود، خط سيرى تعيين مى كند، حال اگر يكى از اجزا از مدار خود خارج شود و راه فساد را پيش گيرد، ميان آن و ساير اجزاى اين جهان درگيرى ايجاد مى شود، اگر توانستند اين جزء نامنظّم اسراف كار را به مدار اصليش بازگردانند چه بهتر والّا نابودش مى كنند، تا نظام به خط سير خود ادامه دهد. انسان كه يكى از اجزاى اين عالم هستى است از اين قانون عمومى مستثنى نيست، اگر بر اساس فطرت، بر مدار خود حركت كند و هماهنگ نظام هستى باشد به هدف سعادت بخش كه براى او مقدّر شده است مى رسد، اما اگر از حدّ خود تجاوز كند و قدم در جاده «فساد در ارض» بگذارد، نخست خداوند او را گوشمالى مى دهد و با حوادث سخت و دردناك او را هشدار مى دهد، چنان كه در قرآن مى فرمايد: در خشكى و دريا به سبب اعمال زشتى كه مردم به دست خود مرتكب شدند، فساد و تباهى نمودار شده است تا [خدا كيفر] برخى از آنچه را انجام داده اند به آنان بچشاند، باشد كه [از گناه و طغيان] برگردند.[10] اما اگر اين هم مؤثّر نيفتاد و فساد در اعماق جان او ريشه دوانيد، خداوند با عذاب استيصال صفحه زمين را از لوث وجود چنين كسانى پاك مى كند. و از اينجا روشن مى شود كه چرا در آيات قرآن، خداوند اسراف را با فساد در ارض و عدم اصلاح، هماهنگ ذكر كرده است.[11] ![]() چرا تراشيدن ريش حرام است؟ پاسخ:
هر حكم شرعي از دو جهت قابل دليل يابي است: 1. علل الشرائع(صدوق)،ج1،ص789الف) دليل شرعي. مقصود از آن، متون و نصوصي است كه حكم الهي را بيان مي كند. اين دليل ها ابزار اصلي فقيه و كارشناس ديني است كه از طريق آن، مي تواند حكم الهي را استنباط كند. ب) فلسفه حكم. مقصود از آن اين است كه چرا خداوند بر موضوع مفروض، فلان حكم را داده است. چنين كاوشي تحقيق فقهي نيست مگر در مواردي كه «كشف فلسفه حكم» در «استنباط حكم» دخيل باشد. در اين رابطه بايد چند نكته را در نظر داشت: اولاً فلسفه همه احكام و جزئيات آنها به طور تفصيلي روشن نيست و آگاهي از آن دانشي فراتر از تنگناهاي معارف عادي بشري مي طلبد. ليكن به طور اجمال روشن است كه همه احكام الهي تابع مصالح و مفاسد واقعي در متعلق آنهاست. بنابر اين در صورتي كه فلسفه حكمي را بالخصوص ندانيم بنابر قاعده كلي فوق از آن بايد پيروي كرد. زيرا يقين به وجود مصلحتي در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد. ثانياً در جست و جوي فلسفه احكام نبايد هميشه به دنبال علوم تجربي رفت و دليلي مادي و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه هميشه در پي يافتن مصلحت يا مفسده اي طبي يا ... باشيم برخاسته از نگرشي مادي گرايانه است. در حالي كه بسياري از احكام، مصالحي معنوي دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشري قابل تحقيق نيست و آنها با متد تجربي خود قادر به اثبات حكم يا نفي آن نيستند و يا اگر نظري بدهند بسيار سطحي است و چه بسا مسأله حكمتي برتر و بالاتر داشته باشد. چنانكه در مورد روزه علوم به خواص بهداشتي آن پرداخته اند ولي قرآن مجيد فلسفه اي بالاتر را بيان فرموده و آن «متقي شدن» است. در مورد تراشيدن صورت نيز از نظر طبي گفته اند: وجود محاسن براي محافظت از لثه ها و دندان ها و پوست صورت مفيد است. حتي امروز يكي از راههاي انتقال ويروس ايدز را تيغ زدن به صورت مي دانند. ليكن به نظر مي رسد فلسفه اصلي حكم اثري معنوي و روحي و نيز حفظ حالت طبيعي خلقت مرد باشد.[12] ![]() 2. خصال(صدوق)،ج1،ص153 3. تحف العقول،ص489 4. تحف العقول،ص471 5. الکافی،ج4،ص52 6. تفسیر نور،ج3،ص52 7. بحارالانوار،ج6،ص169 8. کافی،ج6،ص499 9. تفسیر نور،ج8،ص244 10. سوره مبارکه روم، آیه41 11. تفسير الميزان، ذيل آيات 141- 159 سوره شعراء. 12. حكم شرعي درباره ريش از كتاب مسائل جديد از ديدگاه مراجع، ج1، ص74 |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز سیزدهم: پنجشنبه >>> سفره داران :
امام حسن عسکری سلام الله علیه ![]() فَسَهِّلْ لَنَا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ، وَ أَجِرْنَا مِنْ عَذَابِكَ بِتَجَاوُزِكَ،
فَإِنَّهُ لَا طَاقَةَ لَنَا بِعَدْلِكَ، وَ لَا نَجَاةَ لِأَحَدٍ مِنَّا دُونَ عَفْوِكَ (صحیفه سجادیه، دعای 10، بند 2) الهى به رسم احسان، عفوت را نصيب ما كن، و به آئين چشم پوشى ما را از عذاب برهان، كه ما را طاقت عدل تو نيست، و بدون عفوت براى هيچ يك از ما آزادى ميسر نيست، وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَعْفُواْ عَنِ السَّيَّئاتِ وَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ(25) (سوره مبارکه شوری) او كسى است كه توبه را از بندگانش مى پذيرد و بديها را مى بخشد، و آنچه را انجام مى دهيد مى داند. عفو و گذشت:
1. امام علی علیه السلام: خدایا! مرا با عفو خود بپذیر، و با عدل خویش، با من رفتار مکن[1] 2. امام علی علیه السلام: عفو و گذشت، زينت بزرگوارى هاست.[2] 3. امام صادق عليه السلام: در تورات نوشته شده: اى فرزند آدم، مرا به هنگام خشم خويش به ياد آور تا تو را به هنگام خشم خود ياد آورم.[3] 4. امام علی علیه السلام در تفسیر آیه: (فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ:به طريق نيكو گذشت كن)[4] فرمود: صفح جميل، عفو بدون عتاب و سرزنش مجرم است.[5] 5. امام صادق عليه السلام: ما خاندانى هستيم كه، جوانمردى مان گذشت از كسى است كه بر ما ستم كرده است.[6] 6. امام علی علیه السلام به مالک اشتر: آنان (مردم) را از عفو و اغماض خويش برخوردار ساز به گونه اى كه دوست مى دارى خداوند تو را از عفو و اغماض خويش برخوردار سازد.[7] توجه: * امام علی علیه السلام: عفو و گذشت همان اندازه كه بزرگوار را اصلاح مى كند، فرومايه را تباه مى سازد.[8] * امام سجاد علیه السلام: حق كسى كه به تو بدى كرده، آن است كه از او بگذرى، ولى اگر عفوِ او را مضرّ دانستى، مى توانى او را عقوبت كنى.[9] * امام علی علیه السلام: آن كه با بصيرت بر زشتى گناه، آن را مرتكب مى شود، سزاوار عفو نيست.[10] ![]() آیة الله مجتهدی تهرانی:
مرد عرب خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: یا رسول الله! روز قیامت حساب بنده ها با کیست؟ حضرت فرمود: با خودِ خدا. مرد عرب خوشحال شد و گفت: خیالم راحت شد و رفت. حضرت فرمود: این مرد حقیقت مطلب را فهمیده است. اطرافیان او را صدا کردند و پرسیدند: تو چطور خیالت راحت شد؟ مرد عرب عبارتی گفت که آن را باید با آب طلا نوشت. او گفت: «اَلکَریمُ إذا قَدَرَ عَفا» یعنی کریم اگر قدرت بر انتقام پیدا کند، عفو می کند. به راستی اگر چنین نبود، ما کارمان زار بود. خدا می داند ما دلمان به همین حرف ها خوش است. اما کمی باید حیا کنیم، مواظب باشیم، خطا نکنیم و از خدا شرم کنیم.[11] ![]() پرسش:
پی نوشت ها:عفو و گذشت در حق دیگران چه آثاری دارد ؟ پاسخ: در قرآن كريم و روايات پيشوايان معصوم آثار و بركات زيادى براى عفو ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از: أ) شمول عفو الهى؛ قرآن كريم عفو و گذشت بندگان خدا از يكديگر را زمينه ساز عفو خداوند مى داند. «و بايد عفو كنند و درگذرند، آيا دوست نمى داريد كه خداوند بر شما ببخشايد.»[12] ب) نصرت الهى؛ امام كاظم عليه السلام فرمود: «هرگز دو گروه با هم روبه رو نشدند، مگر آن كه بخشنده ترين آن دو يارى شد.»[13] ج) طول عمر؛ از رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است: «آن كه عفوش بسيار شد، عمرش طولانى مى شود.»[14] د) دوام حكومت؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله عفو و گذشت زمامدار را موجب پايدارى حكومتش مى داند: «گذشت زمامدار سبب پابرجاشدن حكومت است.»[15] هـ) از بين رفتن كينه ها؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «از يكديگر در گذريد تا كينه ها از ميانتان رخت بربندد.»[16] و) عزّت دنيا و آخرت؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كه از لغزشى درگذرد، خداوند به سبب اين گذشت، عزّت دنيا و آخرت را به او عطا مى كند.»[17] ز) رهايى از عذاب دوزخ؛ حضرت على عليه السلام عفو را موجب نجات از عذاب جهنّم دانسته است: «گذشت در هنگام توانايى، سپرى در برابر عذاب خداوند است.»[18] ح) پاداش بسيار؛ امام على عليه السلام پاداش انسان با گذشت را غير قابل سنجش مى داند و مى فرمايد: «پاداش دو چيز را نمىتوان سنجيد: عفو و عدل.»[19] ![]() 1. نهج البلاغه،خطبه227 2. شرح غررالحكم،ج1،ص140 3. كافى،ج2،ص304 4. سوره مبارکه حجر،آیه85 5. تفسیر مجمع البیان،ج6،ص344 6. بحارالانوار،ج71،ص401 7. نهج البلاغه،ص993 8. بحارالانوار،ج77،ص419 9. بحارالانوار،ج74،ص9 10. شرح غررالحكم،ج1،ص391 11. طریق وصل(مجموعه رهنمودهای اخلاقی آیة الله مجتهدی تهرانی،ص50) 12. وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا الا تُحِبُّونَ انْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ(سوره مبارکه نور،آیه22) 13. بحارالانوار،ج 75،ص 359 14. همان 15. تفسيرنورالثقلين،ج4،ص210 16. ميزان الحكمه،ج6،ص367 17. بحارالانوار، ج 71، ص 420 18. شرح غررالحكم،ج1،ص398 19. همان،ج4،ص184 |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۲۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز چهاردهم: جمعه >>> سفره دار :
حضرت ولی عصر امام زمان سلام الله علیه ![]() إِنَّكَ رَحِيمٌ بِمَنْ دَعَاكَ ، وَ مُسْتَجِيبٌ لِمَنْ نَادَاكَ
(صحیفه سجادیه، دعای 11، بند 6) [الهى] تو نسبت به هر كه تو را بخواند مهربانى، و تقاضاى هر كه تو را صدا بزند اجابت كننده اى وَ لَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ بِكُمْ رَحِيمًا(29) (سوره مبارکه نساء) خودكشى نكنيد! خداوند نسبت به شما مهربان است. مهربانی:
1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: خداى تعالى قبل از آنكه آسمانها را خلق كند هفت فرشته خلق كرد و در هر آسمان فرشته اى گذاشت كه از عظمت آن فرشته آن آسمان بزرگ گرديد و بر هر درى از درهاى آسمان فرشته اى براى دربانى قرار داد ... ملايكه حافظ عمل بنده ديگرى را كه عبارت از نماز و زكات و حج و عمره است مى گيرند، و به آسمان ششم مى برند فرشته مى گويد: صبر كنيد من موكل مهربانى هستم اين عمل را به صورت صاحبش بزنيد و چشمانش را كور كنيد، زيرا صاحب اين عمل بى رحم است وقتى بنده اى از بندگان خدا در مسير آخرت مرتكب اشتباهى مى شد و يا به ضرر دنيوى مبتلا مى شد او را دشنام مى داد. پروردگارم به من دستور داد كه نگذارم عملش بالا برود.[1] 2. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: مؤمنان، در مقام مهربانى و عطوفت نسبت به يكديگر همانند يك پيكرند. وقتى عضوى از اين گروه بيمار شود، ساير اعضا در تب دارى و شب بيدارى با او همراهى مى كنند.[2] 3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: خداوند مهربان است و مهربانى را دوست مى دارد. و بر مهربانى چيزى مى بخشد كه بر سخت گيرى نمى بخشد، و [و نيز چيزى مى بخشد] كه برما سواى آن نمى بخشد.[3] 4. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: سه خصلت است كه چون در كسى باشند، خداوند متعال حمايت خود را بر او مى گستراند، و او را وارد بهشت خود مى كند: مهربانى با مهمان، دلسوزى بر پدر و مادر و نيكى كردن به بندگان.[4] 5. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: مدارا كردن با مردم يك نيمه ايمان و مهربانى كردن با آنان نصف زندگى است.[5] 6. نامه امام علی به امام حسن سلام الله علیهما: ... گاه است كه دريغ از برادرت با مهربانى بهتر است، تا بخشش با ترشروئى.[6] 7. امام علی علیه السلام: مؤمن اهل رفت و آمد و مشاركت در اجتماعات مى باشد و با مردم با محبت و مهربانى رفتار مى كند.[7] ![]() آیة الله بهجت رحمة الله علیه: همه رذایل اخلاقی، از ضعف در معرفت خداوند متعال پدید می آیند و آنها را انسِ ِ انس گیرندۀ انس گیرندگان در عبادت، دفع و رفع می نماید. اگر انسان دریابد که خداوند متعال همیشه و در همه حال از هر زیبایی زیباتر است، از انس به او هرگز جدا نخواهد شد.[8] ![]() پرسش: معنای «لطیف» چیست ؟ پاسخ: «اللطيف»به بندگانش نيكى مى كند و با آنان از طريق رفاقت و مهربانى رفتار مى نمايد به طورى كه حتى خودشان هم نمى فهمند. «لطف» يعنى نيكى و احترام. گفته مى شود: فلانى نسبت به مردم «لطيف» است، يعنى نيكوكار است و با آنان از طريق نيكى و مهربانى رفتار مى كند. لطف، گاهى اوقات به معناى ظرافت در تدبير و فعل مى باشد، اگر كسى حاذق و ماهر باشد، مى گويند فلانى سازنده اى است كه دستانش لطيف است. در خبر آمده: «معنى اللطيف هو انّه خالق للخلق اللطيف كما انّه سمّى العظيم لانّه خالق للخلق العظيم». يعنى: «معناى لطيف اين است كه او خالق خلق لطيف است، همچنان كه او را «عظيم» ناميدند، چون خالق خلق عظيم مىباشد». و گفته شده: خدا «لطيف» است، يعنى به بندگان لطف دارد، از اين طريق كه بنده را به انجام طاعات، نزديك و از ارتكاب گناهان، دور مى نمايد.[9] ![]() پی نوشت ها: 1. آداب راز و نیاز به درگاه بی نیاز،ص198 2. سفینة البحار،ج1،ص13 3. پیام پیامبر،ص505 4. همان،ص770 5. همان،ص837 6. تحف العقول،ص129 7. بحارالانوار،ج1،ص145 8. جناب عشق(مجموعه رهنمودهای اخلاقی آیة الله بهجت)،ص48 9. آيين بندگى و نيايش،ص588 |
|||
|
|
۱۳:۵۷, ۲۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز پانزدهم: شنبه >>> سفره دار :
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امروز شنبه است و آن روز توست و من در این روز مهمان تو و پناهنده به تو ام پس مرا پذیرایی کن و پناهم ده که همانا تو بزرگواری و مهمان نوازی را دوست داری و مأمور به پناه دادن هستی. پس پذیراییم کن و نیکو پذیرایی ام کن و پناهم ده و نیکو پناهم ده ... آمین یا رب العالمین ![]() وَ يَحْدُونِي عَلَى مَسْأَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلَى مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَيْكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ إِلَيْكَ، إِذْ جَمِيعُ إِحْسَانِكَ تَفَضُّلٌ ، وَ إِذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدَاءٌ (صحیفه سجادیه، دعای 12، بند 4) آنچه مرا بر درخواست از تو ترغيب مى كند احسان توست به آن كه با نيت پاك به تو روى آورده، و از طريق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زيرا كه تمام احسان هايت از روى تفضل است، و نعمت هايت همه بى سبب و بدون سرآغاز يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... (سوره مبارکه حجرات آیه 12) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است ظنّ و گمان:
1. امام باقر علیه السلام: در كتاب على عليه السلام يافتيم كه پيامبر بر بالاى منبر فرمودند: قسم به خدايى كه معبودى جز او نيست، هرگز به عبد مؤمن خير دنيا و آخرت عنايت نشده مگر به خاطر حسن ظنَّش به خدا و اميد به حضرت او و نيكى اخلاق و خوددارى از غيبت مردم مؤمن. و قسم به معبودى كه جز او معبودى نيست، خداوند مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى كند مگر به خاطر سوء ظنّش به خدا و كم اميدى وى به رحمت دوست و بدخلقيش و غيبتش از مردم مؤمن. و قسم به خدايى كه جز او خدايى وجود ندارد، بنده مؤمن به خدا حسن ظنّ نمى ورزد مگر اين كه خدا در كنار حسن ظنّ اوست؛ زيرا كه حضرت حق آقا و بزرگوار است، تمام خوبى ها و خيرات به دست اوست، حيا مى كند به حسن ظنّ عبد و اميد به رحمت او توجه نكند و خلاف آن با عبدش رفتار كند، پس به حضرت معبود حسن ظنّ بورزيد و به او رغبت كنيد.[1] 2. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: بزرگترين گناهان كبيره بدگمانى به خداست.[2] 3. امام علی علیه السلام: بالاترین درجه پرهیزگاری، گمان نیک بردن است.[3] 4. امام علی علیه السلام: کسی که دچار بدگمانی است ایمان ندارد.[4] 5. امام علی علیه السلام: بدگمانى به (انسان) نيكوكار، بدترين گناه و زشت ترين ستم است.[5] 6. امام علی علیه السلام: کارِ برادر دینی ات را به بهترین وجه ممکن قرار بده مگر آنکه وضع به گونه ای شود که حمل به صحت ناممکن گردد. همچنین به سخنی که برادرت گفته گمان بد مبر با آنکه می توانی برای آن کلام، محمل خوب و شایسته بیابی.[6] توجه: * امام صادق علیه السلام: سه چیز است که احدی از آنها سلامت و مصونیت ندارد؛ اول فال بد، دوم حسد و سوم گمان بد. عرض شد وظیفه ما در برابر این سه امر چیست؟ حضرت فرمودند: در مقابل فال بد اعتنا مکن، در برابر حسد ستم مکن و وقتی گمان بد بردی، کنجکاوی و تجسس نکن.[7] * امام علی علیه السلام: اى بندگان خدا! بدانيد كه مؤمن، صبح را به شام و شب را به صبح نمى رساند، مگر آنكه به نفس خود، بدگمان است و پيوسته از او عيبجويى مى كند و زيادتر از آنچه نموده است، از آن مى طلبد ....[8] ![]() علامه طباطبایی رحمة الله علیه:
اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفّا کنند، و بالاخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است، در یکی از این دو حال بوده است: اول، در حین تلاوت قرآن مجید ... دوم، از راه توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام؛ زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا، عنایتی عظیم است.[9] ![]() چه كارهايى موجب بدگمانى ديگران مى شود؟ به عبارت ديگر، اسباب بدگمانى، نسبت به ديگران چيست؟ پاسخ: اسباب بدگمانى دوگونه است؛ گاهى در «گمانه زن» است و گاه در «مظنون». نوع اول عبارت است از: الف) ابتلاى انسان بدگمان به ضعف و ناهنجارى خاص، او را به گمانه زنى درباره ديگران وا مى دارد و به عبارت ديگر: «كافر همه را به كيش خود پندارد.» امام على عليه السلام: انسان شرور، به ديگران گمان خير نمى برد چون آنان را نيز با سرشت خويش مى سنجد.[10] ب) شتابزدگى و نسنجيده اقدام كردن نيز موجب بدگمانى مى شود؛ انسانى كه در قضاوت هاى خود، شتابزده است، به اعمال ديگران به ديده ترديد مى نگرد و با سرعت و عجله آن را حمل بر بدى مى كند. همان امام همام مى فرمايد:ديدگاه شتابزده كمتر به صواب مى رسد.[11] ج) بى ايمانى يا ضعف ايمان نيز سبب بدگمانى مى گردد. چنانكه همان حضرت مى فرمايد:بدگمان دين ندارد.[12] و نيز مى فرمايد: ايمان با بدگمانى همراه نيست.[13] د) پستى درونى و دورى از اخلاق زيبا و شخصيت انسانى از اسباب سوء ظن است، همان امام مى فرمايد: بدگمانى به كسى كه خيانت نمى ورزد، از پستى است.[14] و اما مسائلى كه در طرف مقابل، سبب بدگمانى مردم را فراهم مى سازد عبارت است از: الف) قرارگرفتن در مواضع تهمت: گاهى، بعضى از افراد خود را در معرض گمانِ بدِ مردم قرار مى دهند، يعنى كارهايى مى كنند كه هر كسى مشاهده كند، درباره آنان گمان بد مى كند. اين كارها از نظر اسلام، مجاز نيست، زيرا در چنين صورتى، انسان با اراده خود، گمان بد ديگران را متوجه خود ساخته و مقدمات آن را فراهم نموده است. پيامبراكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: از جاهايى كه موجب بدگمانى مردم به شماست، بپرهيزيد.[15] همچنين اميرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: هر كس به جاهاى بد، وارد شود، متهم مى شود. كسى كه خود را در معرض تهمت قرار دهد، پس ملامت نكند، كسى را كه به او گمان بد برده است. [16] ب) همنشينى با اشرار؛ به طور معمول، انسانهاى بدكردار و شرور، نسبت به صالحان و درستكاران، ساكت نيستند، بلكه مى كوشند از آنان عيبجويى كنند و اگر ضعف كوچكى در آنان بيابند آن را بزرگ كنند و اگر نقطه ضعفى نديدند برايشان بتراشند. همنشينى با چنين افرادى سبب مى شود انسان به افراد شايسته بدبين شود و رفتار و تفكرات آنان واژگونه تفسير و تحليل گردد و كار نيك آنان زشت جلوه كند. اميرمؤمنان سلام الله عليه مىفرمايد:همنشينى با بدان، بدگمانى به خوبان را در پى دارد.[17][18] ![]() 1. مشکاة الانوار،ص35 2. ميزان الحكمه، ج 5، ص 631 3. غررالحکم،ص253 4. غررالحکم،ص264 5. شرح غررالحكم،ج4،ص132 6. الکافی،ج4،ص362 7. الکافی،ج8،ص108 8. نهج البلاغه،فیض،خطبه175 9. حکمت زلال(گزیده ای از اندیشه های حضرت علامه)،فصل سوم،ص57 10. شرح غررالحكم،ج2،ص76 11. همان،ج4،ص496 12. همان،ج6،ص358 13. همان،ج6،ص362 14. همان،ج4،ص132 15. جامع السعادات،ج1،ص318 16. بحارالانوار،ج78،ص93 17. بحارالانوار،ج74،ص197 18. اخلاق اسلامی،یوسفیان،ج3،ص68 |
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۲۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز شانزدهم: یکشنبه >>> سفره داران :
امیرالمؤمنین امام علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما ![]()
فَهَا أَنَا ذَا، يَا إِلَهِي، وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِيلِ،
وَ سَائِلُكَ عَلَى الْحَيَاءِ مِنِّي سُؤَالَ الْبَائِسِ الْمُعيِلِ (صحیفه سجادیه، دعای 12، بند 5) اى خداى من اينك منم كه به پيشگاه عزتت همچون تسليم شونده ذليل ايستاده ام، و با شرم و حيا همچون نيازمندى عيالوار از تو درخواست مى كنم، فَجَاءَتْهُ إِحْدَئهُمَا تَمْشىِ عَلىَ اسْتِحْيَاءٍ ... (سوره مبارکه قصص آیه 25) ناگهان يكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى داشت... حیاء:
1. امام علی علیه السلام: ایمان درختی است که ریشه اش یقین، شاخه اش پرهیزگاری و شکوفه اش حیا و میوه اش بخشندگی است.[1] 2. امام علی علیه السلام: حيا ريشه جوانمردى و ميوه آن پاكدامنى است.[2] 3. امام صادق علیه السلام: چهار ويژگى اگر در كسى باشد، ايمانش كامل است: راستگويى، امانتدارى، حيا و خوشخويى.[3] 4. امام علی علیه السلام: حيا جامه اش را بر هر كس بپوشاند مردم عيبش را نبينند.[4] 5. حضرت زهرا سلام الله علیها: بهترين زينت زن، حيا و پاك دامنى است و اين كه مردان نامحرم او را نبينند و او هم به مردان نامحرم چشم ندوزد.[5] نکته: * از امام علی علیه السلام: جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم من مأمور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم، پس یکی را برگزین و دو تا را واگذار. آدم علیه السلام گفت: آن سه چیز چیست؟ گفت: عقل و حیاء و دین. آدم گفت عقل را برگزیدم. جبرئیل به حیاء و دین گفت: شما بازگردید و او را واگذارید. آن دو گفتند: ای جبرئیل! ما مأموریم هرجا عقل باشد، با او باشیم. گفت: خود دانید و بالا رفت.[6] ز شرم ار با فرشته همنشینی ز بی شرمی تو با دیوان قرینی (ناصر خسرو) ![]() بادبادک بازی!
یادش بخیر بچه بودیم و بادبادک بازی می کردیم. بادبادک ها به یکسر نخ بند بودند و یکسر دیگر نخ هم در دستان ما بود، و آرام آرام نخ را باز می کردیم و بادبادک میدان می یافت و بالا و بالاتر می رفت. و شاد و شنگول به هر طرف که می رفتیم بادبادک دنبال ما بود و چه لذتی می بردیم، برای لذت بیشتر نخ را بیشتر باز می کردیم و بادبادک هم بالاتر می رفت اما یکباره می دیدیم بادبادک به دنبال ما نمی آید و گویا از باد و هوا بیشتر شنوایی دارد تا از ما، دیگر این ما بودیم که اسیر آن شده و باید دنبال آن می دویدیم! حال چشم ما شبیه همان بادبادک است و گوش و دل و زبان ما هم همینطور، پس اگر به آنها بسیار میدان دهیم میدان دار می شوند و دیگر بجای آنکه آنها تحت اراده ما باشند ما باید مطیع و فرمانبردار آن ها باشیم. ندیدی وقتی به دوستت می گویی چرا فلان حرف را زدی؟! می گوید: چه کنم! دست خودم نبود...[7] ![]() آثار حفظ حريم در روابط زن و مرد را توضيح دهيد؟
پاسخ: خداوند خالق ماست او براي ما قوانين و دستوراتي وضع كرده كه منافع آنها به سود خود ماست. او به همه چيز آگاه است، همه كارهايش از روي حكمت است و از مادر به ما مهربان تر. است پس هر دستورش منشاً فوائد روحي رواني(دنيوي و اُخروي) زيادي است از جمله اين دستورات رعايت حفظ حريم در روابط زن و مرد است كه در زير به برخي از آنها اشاره مينمايم: 1. رضايت خداوند: رعايت حفظ حريم ها يعني متعبّد بودن به دستورات خداوند و سپاسگزاري از خالق هستي. اين امر آن قدر بزرگ است كه با هيچ اثر ديگري قابل مقايسه نيست، چيزي كه انسان را به بهشت نزديكي به خدا نزديكتر مي كند. 2. پرهيز از آزار و اذيت ها: گاهي از مواقع بخاطر عدم رعايت اين حدود و حريم ها انسان ها دچار اذيت هايي مي شوند يكي از نمونه هاي بارز آنها اذيت هاي خياباني دختران بدحجاب مي باشد. 3. پرهيز از قرار گرفتن در موضع تهمت: در برخي مواقع افرادي كه بدون قصد اين حدود و حريم ها را حفظ نميكنند مورد تهمت قرار ميگيرند ولي كسي كه اين حريم ها را رعايت مي كند از آرامش رواني بيشتري برخوردار است و كس بر او تهمتي نمي زند. 4. تفاهم بيشتر: آمار و دادگاه هاي طلاق و اقرار بسياري از زوجها نشان دهنده اين است كه افرادي كه به رعايت حريم ها و مسايل محرم و نامحرمي توجه دارند زندگي شيرينتري دارند و در مسائل زناشويي از تفاهم بيشتري برخوردارند. به همين خاطر اين امر باعث تحكيم خانواده، آرامش رواني فرزندان، وفاداري همسران به يكديگر ميگردد. 5. تربيت فرزندان: پدر و مادراني كه خود به اين مسائل شرعي(رعايت حريم ها) توجه دارند براي فرزندان خود الگوي مناسبي مي باشند. اما برخي از والدين بهخاطر بي توجهي به اين، ناخواسته فرزندان خود را وارد اين ميدان فساد ميكنند و يك زندگي بي ثباتي را براي آنها به ارمغان ميآورند. برخي از دختران فراري در گزارش هاي خود اعلام داشتهاند كه پدران و مادران ما نسبت به اين حريمها بي مبالات بوده اند و حتي ما را تشويق به دوستي هاي غير شرعي مي كردند و از مهمانيها با افراد نامحرم مسائل شرعي را رعايت نميكردند. 6. پيشرفت تحصيلي: افرادي كه به اين حريم ها توجه دارند كمتر دچار مصرف گرايي، چشم و همچشمي در مد گرايي هاي افراطي، غيبت هاي طولاني در كلاس و عدم تمركز حواس در كلاس درسي مي شوند. به همين خاطر است كه در بين افرادي كه اين مسائل را رعايت نمي كنند شاهد افت تحصيلي، گريز از مدرسه، بي رغبتي هستيم. 7. در امان ماندن از ازدواج هاي نامناسب: در ازدواج ملاكهاي اساسياي بايد رعايت شود(ايمان، اخلاق، تناسب در زيبايي، اقتصادي، اجتماعي و ....) افرادي كه اين حريمها را رعايت نميكنند بيشتر گرفتار ازدواجهاي نامناسب ميشوند. ازدواجهايي كه با تصميم عجولانه و بي تدبيری انجام ميگيرد و پس از چند صباحي به سردي ميانجامد. 8. آرامش رواني: كساني كه در كل به مسائل ديني توجه دارند و آنها را در زندگي خود اجراء ميكنند از نظر روان شناسي دين، آرامش بيشتري دارند. اين امر مورد تأييد روان شناسان و بسياري از دانشمندان غرب نيز هست، به همين خاطر امروز بسياري از روان شناسان و روانپزشكان به مردم توصيه ميكنند كه براي حفظ بهداشت جسم و روان و نشاط و شادابي در زندگي و دوري از فشارهاي زندگي و .... به دين و مسائل ديني توجه بيشتر مي كنند و دعا نيايش و توجه به دستورات الهي را در زندگي خود جزء برنامه هاي هميشگي قرار دهند. هيچ كنجي بي دد و بي دام نيست جز به خلوتگاه حق آرام نيست ![]() 1. غررالحکم،ص87 2. غررالحکم،ج2،ص418 3. اصول کافی،ج2،ص99 4. نهج البلاغه،حکمت223 5. تفسیر حکیم،ج4،ص329 6. الکافی،ج1،ص10 7. سلوک باران(تمثیلات حجت الاسلام رنجبر)،دفتر دوم،ص18 |
|||
|
|
۱۱:۲۱, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ![]() روز هفدهم: دوشنبه >>> سفره داران :
آقای جوانان اهل بهشت، امام حسن و امام حسین سلام الله علیهما[/b] ![]() ... وَ أَنَّ أَحَبَّ عِبَادِكَ إِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الاِسْتِكْبَارَ عَلَيْکَ، وَ جَانَبَ الْاِصْرَارَ، وَ لَزِمَ الاِسْتِغْفَارَ
(صحیفه سجادیه، دعای 12، بند 14) ... محبوب ترين بندگانت نزد تو كسى است كه در پيشگاه تو دست از سركشى و نافرمانى بردارد، و از پافشارى بر گناه اجتناب نمايد، و درخواست آمرزش را ادامه دهد وَ مَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا(110) (سوره مبارکه نساء) كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت. استغفار:
1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: بهترین عبادت، استغفار کردن است.[1] 2. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: زیاد استغفار کنید؛ زیرا خداوند عزوجل استغفار را به شما یاد نداد، مگر برای اینکه می خواهد شما را بیامرزد.[2] 3. امام علی علیه السلام: در شگفتم از کسی که آمرزش خواهی را دارد و با این حال نومید می شود.[3] 4. امام علی علیه السلام: با آمرزش خواهی، خود را معطر کنید تا بوی گناهان شما را رسوا نکند.[4] 5. امام علی علیه السلام: به هرکس [نعمت] آمرزش خواهی داده شود، از آمرزیده شدن محروم نشود.[5] 6. امام صادق علیه السلام: هرگاه بنده گناهی مرتکب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده می شود، اگر آمرزش خواست، آن گناه برایش نوشته نمی شود.[6] 7. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: هرکس زیاد آمرزش بخواهد، خداوند از هر غمی برای او گشایشی قرار دهد و از تنگنایی نجات یابد.[7] 8. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: هركس از خانه اش براى كسب علم خارج شود؛ هفتاد هزار ملك الهى او را مشايعت كرده و براى او استغفار مى كنند.[8] توجه: * امام رضا علیه السلام: کسی که از گناهی استغفار می کند و باز آن را انجام می دهد، مانند کسی است که پروردگارش را ریشخند کند.[9](پناه بر خدا) * لقمان حکیم به فرزندش: فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگ تر باشد، هنگام سحر که تو در خوابی او برمی خیزد و آمرزش می طلبد![10] تــا نـگــرید طفلـک حلــوا فــروش /// دیگ بخشایش کجا آید به جوش (مولوی) ![]() توصیه آیة الله بهجت رحمة الله علیه جهت جلوگیری از گناه
از غذای خود از نظر کمّ و کیف، کم کنید و از خوردن غذاهای محرّک بپرهیزید، خصوصاً شب ها و بین الطلوعین مقداری قدم بزنید، ورزش در هوای آزاد نمایید و از نظر فکر و نظر در مناظر مهیّج خودداری نمایید؛ و برای ازدواج به نحو آسان اقدام کنید و با توبه و تضرّع به درگاه خداوند مهربان و توسل به امام عصر سلام الله علیه از خداوند بخواهید که شما را از گناه حفظ فرماید.[11] ![]() پرسش:
چه عواملی موجب مغفرت و آمرزش آدمی می شوند ؟ پاسخ: در قرآن کریم عواملی برای مغفرت بیان شده است از جمله: الف) ایمان : (ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان ... را ببخشايد.)[12] ب) تقوا : (اگر از خداوند پروا كنيد، ... شما را مى آمرزد.)[13] ج) پیروی از انبیاء : (از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد)[14] د) عفو و گذشت از مردم : (آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند آيا دوست نمىداريد خداوند شما را ببخشد؟!)[15] هـ) قرض الحسنه و وام دادن به مردم : (اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، ... شما را مى بخشد)[16] و) جهاد : (در راه خدا جهاد كنيد ... (اگر چنين كنيد) گناهانتان را مى بخشد)[17] ز) عبادت : (خدا را پرستش كنيد ... اگر چنين كنيد، خدا گناهانتان را مى آمرزد)[18] ح) پرهیز از گناهان کبیره : (اگر از گناهان كبيره اى كه از آنها نهى شده ايد اجتناب كنيد، ما از بديهاى شما صرفنظر مى كنيم)[19] ط) دعا و استغفار و انابه خود انسان : (عرض كرد: پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم... خداوند او را بخشيد)[20] ی) دعای اولیاء خدا برای انسان : (گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه ...)[21] ![]() 1. الکافی،ج2،ص517 2. مجموعه ورّام،ج1،ص5 3. نهج البلاغه،ص482 4. وسائل الشیعه،ج16،ص70 5. وسائل الشیعه،ج7،ص28 6. الکافی،ج2،ص437 7. مستدرک الوسائل،ج5،ص277 8. الامالى، للشيخ الطوسى. 182 المجلس السابع 9. الکافی،ج2،ص504 10. مستدرک الوسایل،ج12،ص146 11. جناب عشق(رهنمودهای اخلاقی آیة الله بهجت)،ص68 12. طه/73 13. انفال/29 14. آل عمران/31 15. نور/22 16. تغابن/17 17. صف/11و12 18. نوح/3و4 19. نساء/31 20. قصص/16 21. یوسف/97 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: quran-tova.gif]](http://yasebeheshti.persiangig.com/Image/40-Aftab/quran-tova.gif)
نکات خواندنی به بهانه بازخوانی صحیفه سجادیه؛
کلمات قصار علمای اخلاق؛
گزیده ای از کتب دینی آماده می شود.![[تصویر: Quran-Sobh.gif]](http://yasebeheshti.persiangig.com/Image/40-Aftab/Quran-Sobh.gif)




![[تصویر: Quran-Usof-88.gif]](http://yasebeheshti.persiangig.com/Image/40-Aftab/Quran-Usof-88.gif)