کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چله نشین آفتاب (روز چهلم: تربیت) + ویژه محرم
۶:۰۲, ۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۰ ۱:۴۳ توسط منتظر کوچولو.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]

ای نه دله ده دله هر ده یله کن *** صراف وجود باش و خود را چله کن

یک صبح با خلاص بیا بر در دوست *** گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن
(ابوسعید ابوالخیر)

چل شب در این حریم به خلوت چله نشین *** تا محرم حریم شوی در صف صفا

(عطار نیشابوری)

در این 40 روزی که در پیش روی داریم تا عاشورای حسینی علیه السلام، ان شاءالله هر روز یک ویژه نامه خواهیم داشت با عنایت خداوند و توجهات خاصه حضرت ولی عصر علیه السلام و دعوت می کنیم تا شما نیز در این «کم» ما سهیم باشید.


این ویژه نامه هر روز با موضوعات :

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]نکات خواندنی به بهانه بازخوانی صحیفه سجادیه؛


[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif] کلمات قصار علمای اخلاق؛


[تصویر: qatre-book.gif] گزیده ای از کتب دینی آماده می شود.



ان شاءالله که این اندک مورد عنایت امام زمان علیه السلام قرار گیرد و لبخند رضایت بر لبان مبارکشان بنشیند و طبع لطیف حضرتش را بیاراید.

آمین یا رب العالمین

[تصویر: Quran-Sobh.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: warior ، MohammadMeraj ، میلاد.م ، Agha sayyed ، saloomeh ، rastin ، MESSENGER ، SARV ، خاک ، بیداری اندیشه ، MohammadSadra ، parisan ، خادمة الزهرا ، meshkat ، فاطمه خانم ، MAHDI59 ، میثاق ، Seyed Mohsen ، EMPERATOR ، مسافر ، paradise ، حسن عزتي ، Mitsonary ، رهیافته ، فدایی امام حسین ، MiNuTeS ، libera ، yamin ، nafas ، Ramin_Ghn ، najmeh ، fandogh ، محب الزهرا ، mahdy30na ، مجید املشی

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۴, ۲۴/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۱۷:۰۶ توسط منتظر کوچولو.)
شماره ارسال: #21
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز هیجدهم: سه شنبه >>> سفره داران :
امام سجاد، امام باقر و امام صادق سلام الله علیهم

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
فَقَصَدْتُكَ، يَا إِلَهِي، بِالرَّغْبَةِ، وَ أَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجَائِي بِالثِّقَةِ بِکَ
(صحیفه سجادیه، دعای 13، بند 19)
اى خداى من از سر شوق و رغبت آهنگ تو كردم، و از باب اطمينان اميد خويش به تو بستم
الْيَوْمَ يَئسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْاسْلَامَ دِينًا
(سوره مبارکه مائده، آیه3)
امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد!
امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏
اُمید:

1. امام صادق علیه السلام: سه چیز مایه افتخار و زینت مؤمن در دنیا و آخرت است: نماز شب، قطع امید از آنچه در دست مردم است، و پذیرش ولایت امام [معصوم] از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم.[1]

2. امام صادق علیه السلام: خوش ترین آسایش، نومیدی از مردم است.[2]

3. امام سجاد علیه السلام: دیدم هرچه نیکی است در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است، جمع آمده است و کسی که در هیچ چیز امید به مردم نبندد و همه امور خود را به خداوند تعالی واگذارد، خدایتعالی در همه چیز حاجت او را برآورد.[3]

4. از امام صادق علیه السلام در مورد وصیت لقمان پرسش شد، حضرت فرمودند: شگفتی هایی در آن بیان شده بود و عجیب تر، چیزی بود که به پسر خود گفته بود: از خداوند آنگونه بترس که اگر طاعت انس و جن را برای او آورده باشی هر آینه تو را عذاب کند و به خداوند متعال آنگونه امیدوار باش که اگر گناهان انس و جن را انجام داده باشی، هر آینه تو را بیامرزد.[4]

5. امام علی علیه السلام: در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید.[5]

توجه:

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: انسان احمق كسى است كه نفس وى از هوس هاى شيطانى ‏اش پيروى كند و در عين حال، آرزومند بهشت، از خداوند باشد.[6]

* به امام صادق عليه ‏السلام گفتند: گروهى از پيروان شما در حالى كه نامه اعمال خود را به وسيله گناه سياه كرده ‏اند، مى گويند: ما اميدواريم! حضرت فرمود: دروغ مى‏ گويند، آنها پيروان ما نيستند. آنها گروهى هستند كه آرزوها ايشان را به اين سو و آن سو مى‏ برد. هر كسى كه اميد چيزى را داشته باشد، به خاطر آن كوشش مى‏ نمايد و هر كس از چيزى بترسد، از آن مى‏ گريزد.[7]


گفت پیغمبر که چون کوبی دری /// عاقبت زان در برون آید سری
چون نشینی بر سر کوی کسی /// عاقبت بینی تو هم روی کسی
(مولوی)

[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]
آیة الله بهجت رحمة الله علیه:
ما قدردان اهل بیت علیهم السلام نیستیم. مثل کسانی که گنجی در خانه دارند ولی گویا ندارند و از آن غافل محض اند، بلکه کار و حال ما بدتر از آنهاست. گویا مانند کسانی که به امامت اعتقاد ندارند، ما نیز امیرالمؤمنین علیه السلام نداریم و مانند آنهایی زندگی می کنیم که آن حضرت را ندارند. با اینکه قرآن را در یک دست و عترت را در دست دیگر داریم، ولی گویا دستمان خالی است و هیچ نداریم و سنگینی آنها را احساس نمی کنیم. گویا چیزی در اختیار ما نیست.[8]


[تصویر: qatre-book.gif]
پرسش:
حد خوف و رجاء تا کجاست؟

پاسخ:
راه درست در زمينه خوف و رجا راه اعتدال است؛ زيرا رجاى الهى دقيقاً در راستاى نجات انسان از گناهان گذشته و توبه و پشيمانى از آنها و رهايى از ادامه گناه عمل مى ‏كند، اگر نتيجه رجا ادامه گناه يا افزايش روحيه عصيان باشد طبعاً رجاى غلط و انحرافى است كه نمى‏ تواند همراه با خوف باشد.
انسان به واسطه رجاى بيش از حد به وادى آمال و آرزوهاى بى جا كشيده مى‏ شود و از انجام تكاليف باز مى‏ ماند و به واسطه خوفِ زياد به نا اميدى كشيده مى‏ شود و در او انگيزه‏ اى براى انجام وظايف باقى نمى‏ ماند. به عبارت ديگر، رجا تا حد معيّنى خوب و پسنديده است و آن حد غلبه نكردن بر خوف است و چنانچه اميدوارى از حدّ خود تجاوز كند به غفلت از مكر و عذاب الهى مى‏ گرايد.

قرآن كريم مى‏ فرمايد:
«تنها زيانكاران هستند كه از مكر خدا ايمن هستند
.»[9]

همچنين خوف نيز در حد معيّنى پسنديده است و آن حد تحت الشعاع قرار ندادن اميد است. اگر خوف از حد خود تجاوز كرد، به نااميدى منجر مى‏ شود و عين گمراهى خواهد بود.

قرآن كريم مى‏ فرمايد:
«از رَوْح و رحمت خدا مأيوس نمى‏ شوند، مگر گروه كافران.»[10]

اگر انسان بين خوف و رجا باشد، به همان راه مستقيمى كه راه اوليا و برگزيدگان خداست، دست يافته است.

قرآن كريم آنان را چنين توصيف مى‏ كند:
«براستى آنان پيشى گيرندگان در خوبيها بودند و ما را از روى اميد و بيم مى‏ خواندند و در برابر ما خاشع و فروتن بودند.»[11]

امام صادق عليه‏السلام از پدر بزرگوارش چنين نقل مى ‏كند:
«هيچ بنده مؤمنى نيست، مگر اينكه در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش كه مبادا خداوند متعال او را كيفر دهد) و نور اميد (به رحمت، فضل و آمرزش الهى كه او را مى‏بخشد) كه اگر اين دو نور با هم سنجيده شود، هيچ يك بر ديگرى زيادتى نكند»[12]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار،ج87،ص140
2. مشکاة الانوار،ص324
3. الکافی،ج2،ص148
4. الکافی،ج2،ص67
5. بحارالانوار،ج52،ص123
6. محجّةالبيضاء،ج7،ص250
7. اصول كافى،ج3،ص111
8. جناب عشق(رهنمودهای اخلاقی آیة الله بهجت رحمة الله علیه)،ص62
9. اعراف،آيه99
10. يوسف،آيه87
11. انبياء،آيه90
12. اصول كافى،ج3،ص114
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، parisan ، خادمة الزهرا ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، paradise ، nafas
۱۷:۲۹, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز نوزدهم: چهارشنبه >>> سفره داران :
امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی سلام الله علیهم

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَاةً دَائِمَةً نَامِيَةً لَا انْقِطَاعَ لِأَبَدِهَا وَ لَا مُنْتَهَى لِأَمَدِهَا،
وَ اجْعَلْ ذَلِكَ عَوْناً لِي وَ سَبَباً لِنَجَاحِ طَلِبَتِي، اِنَّکَ وَاسِعٌ کَرِيمٌ
(صحیفه سجادیه، دعای 13، بند 24)
و بر محمد و آلش دورد فرست، درودى دائمى و فزاينده كه انقطاع نپذيرد، و زمان آن را پايانى نباشد،
و اين درود را براى من مددكار قرار ده و سبب برآمدن حاجتم گردان، همانا كه تو كارگشاى كريمى.

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليما
(سوره مبارکه احزاب، آیه56)
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى ‏فرستد اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد،
بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملًا تسليم (فرمان او) باشيد.
صلوات:

1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: بخیل واقعی کسی است که وقتی نام من برده شود، صلوات نمی فرستد.[1]

2. امام مجتبي عليه السلام: قلب زنگار مي گيرد و با صلوات صيقل پيدا مي كند.[2]

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: من در روز قیامت نزد میزانم. پس هرکس که گناهانش بسیار باشد که کفه سیئاتش را سنگین کند، من صلوات او را که بر من فرستاده، بیاورم تا به آن کفه حسناتش را سنگین کنم.[3]

4. امام صادق علیه السلام: دعا پيوسته محجوب است (ميان آن و اجابتش حجاب و پرده اى حايل است) تا بر محمد و خاندانش صلوات فرستاده شود.[4]

5. امام رضا علیه السلام: کسی که نمی تواند کفاره گناهانش را بدهد، پس زیاد بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آل او صلوات بفرستد، چون صلوات آثار گناهان را از بین می برد.[5]

نکته:

* امام علی علیه السلام:هر گاه از خداي سبحان درخواستي داري، ابتدا بر پيامبر اسلام صلّي اللّه عليه و آله و سلّم درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زيرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده، يكي را برآورد و ديگري را باز دارد.[6]
يــک روز که پيغمبـــر، از گـــرمي تـــابستــان
همــراه عــلي مي‌رفــت، در سايه نخلستان
ديــدنــد کــه زنبـــوري، از لانــه خــود پـــر زد
آهستـــه فـــرود آمـــد، بــر دامـــن پيغمبــــر
بــوسيـــد عبـــايــش را، روي قـــدمش پر زد
پيغمبـــر از او پــرسيـــد: آهستــه بگـو جانم
طعم عسلت از چيست؟ هرچند که مي‌دانم
زنــبــور جــوابــش داد، چـون نـام تو مي‌گويم
گــل مي‌کنــد از نـامت، صد غنچه به کندويم
تــا نــام تـو را هر شب چون گل به بغل دارم
هــر صبــح کــه برخيزم در سينه عسل دارم
از قنـد و شکر بهتر، خوشتر ز نبات است اين
طعم عسل از من نيست طعم صلوات است اين


[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]
مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
همان طور كه گاهي اوقات نور شديد چشم ظاهر را مي زند و آن چشم ديگر نمي تواند ببيند، نور هستي هم به خاطر شدّتش باطنها را زده است و چشمهاي باطن نمي تواند ببيند. همان گونه كه چشمي را كه نمي بيند سرمه مي كشند و قدرت ديد پيدا مي كند، با صلوات هم چشم دل باز و بينا مي شود. سرمه ايمان صلوات بر پيامبر و اهل بيتش است. [7]
[تصویر: qatre-book.gif]
پرسش:
فايدۀ صلوات براي پيامبر و خاندان او چيست؟ آنها كه به درود و صلوات ما نياز ندارند؟

پاسخ:
از ديدگاه قرآن و جهان بيني الهي، خداوند كمال مطلق است و همة انسان ها در مسير تكامل و رهسپار خداوند سبحان مي باشند كه يا به لقاي مهر و جمال يا قهر و جلال حضرت حق راه مي يابند.[8] مفهوم صلوات، تقاضاي رحمت تازه پروردگار براي محمد و آل محمد است. بنابراين درود و صلوات فرستادن پيروان آنها در حقيقت تقاضاي مقام بالا و والاتر براي آن بزرگواران است چه آن كه ايشان در اين مراتب، لحظه به لحظه در حال سير و حركت تكاملي مي باشند و الي الابد كه بروند اين راه پايان ندارد، همان گونه كه خود پيامبر مي فرمود:« ربّ زدني علما» خدايا علم (و هدايت) مرا بيشتر كن و آن كه در آيه ديگر آمده است كه خداوند هدايت هدايت يافتگان را افزون مي كند. [9و10]
در عين حال، بايد توجه داشت كه فوايد و بركات درود و صلوات بر پيامبر و اهل بيت اطهارش نسبت به مؤمنان و محبان خاندان رسالت و امامت نيز زياد است، شايد بدان جهت است كه خداوند متعال در قرآن مجيد، مؤمنان را امر به صلوات بر پيامبر مي فرمايد. (احزاب : 56)
در احاديث و روايات، كلمات بلندي در عظمت و شرافت اين ذكر وارد شده كه گوشه اي از فوايد آن را نسبت به مؤمنان بيان كرده است. به عنوان نمونه به چند مورد را اشاره مي كنيم:

الف) ملائكه براي فرستنده صلوات، صلوات مي فرستند و براي او استغفار مي كنند.
ب) سبب قرب به حق تعالي مي گردد.
ج) موجب رضاي حق تعالي مي گردد.
د) موجب قرب به حضرت رسالت ـ صلي الله عليه و آله ـ مي گردد.
هـ) موجب شناخت آن حضرت مي شود.
و) موجب كفارة گناهان مي شود.
ز) موجب استجابت دعا مي شود.
ح) موجب دفع نفاق مي شود.
ط) موجب درود و صلوات فرستادن جميع خلايق بر صلوات فرستنده مي شود.
ک) موجب پاكيزه شدن اعمال مي گردد.
ل) موجب عافيت مي گردد.
م) موجب نزول رحمت پروردگار مي شود.
ن) سبب طيب مجالس مي شود.
س) موجب سنگيني ميزان حسنات مي گردد و...[11]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. وسائل الشیعة،ج7،ص206
2. وسايل الشیعة،ج4،ص216
3. وسائل الشیعة،ج7،ص195
4. اصول کافی،ج4،ص247
5. وسائل الشیعة،ج7،ص194
6. نهج البلاغه، حکمت361
7. مصباح الهدی،ج1،ص273
8. آشنايي با قرآن، شهیدمطهری،ج1و2،ص115
9. مريم:76
10. انسان کامل،شهید مطهری،ص346
11. شرح و فضایل صلوات، حسینی اردکانی،ص45
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، parisan ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، paradise ، nafas
۱۸:۵۵, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیستم: پنج شنبه >>> سفره دار :
امام حسن عسکری سلام الله علیه

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِي ، وَ أَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنِي ،
وَ اعْصِمْنِي مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ ، وَ لَا تَجْعَلْنِي فِي مِثْلِ حَالِهِ
(صحیفه سجادیه، دعای 14، بند 8)
بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ستمكار را رخصت ستم بر من مده،
و مرا در برابرش نيكو يارى كن، و مرا از ارتكاب نظير كارهاى او حفظ كن، و در حالتى مانند حالت او قرار مده.

يَأَيُّها النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلىَ أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا
ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون‏
(سوره مبارکه یونس، آیه23)
اى مردم! ستم هاى شما، به زيان خود شماست! از زندگى دنيا بهره (مي بريد)،
سپس بازگشت شما بسوى ماست و ما، شما را به آنچه عمل مي كرديد، خبر مي دهيم!

ستم:

1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از ستم کردن بپرهیزید، که دل های شما را ویران می کند.[1]

2. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: روز قیامت، بنده، خوشحال از کارهای نیک خود وارد محشر می شود. مردی می آید و می گوید: پروردگارا! این مرد به من ظلم کرده است. پس از حسنات او برداشته و در حسنات آن مرد دادخواه گذاشته می شود. به همین ترتیب افرادی که در حق آنها ستم کرده است، می آیند تا جایی که حتی یک حسته و کار نیک برای او باقی نمی ماند. از آن پس اگر کسی بیاید و حق خود را از او بخواهد از گناهان آن مرد برداشته و به گناهان او افزوده می شود. به این ترتیب همچنان دادِ مردم از او گرفته می شود، تا آنکه به آتش در آید.[2]

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از ظلم کردن بپرهیزید، که آن، ظلمت های روز قیامت است.[3]

4. امام علی علیه السلام: ظلم کردن، قدم ها را می لغزاند، نعمت ها را از بین می برد و امت ها را نابود می کند.[4]

5. امام علی علیه السلام(در خطبه ای که ضمن آن از بیدادگری بیزاری می جوید): به خدا سوگند اگر شب را تا صبح روی بوته های خار اُشتر به سر ببرم و مرا، در قُل و زنجیر ببندند و بکشانند، خوش تر دارم از این که در روز قیامت با دامنی آلوده به ستم بر یکی از بندگان خدا یا غصب کم ترین چیزی از متاع پست دنیا بر خدا و رسول او وارد شوم، چگونه به خاطر جسمی که تار و پودش به سرعت به سوی پوسیدگی می رود و روزگاران درازی در زیر خاک می ماند، بر کسی ستم کنم؟[5]

نکته:

* امام صادق علیه السلام: ما خاندانى هستيم كه، جوانمردى‏ مان گذشت از كسى است كه بر ما ستم كرده است.[6]

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: نسبت به يكديگر فروتن باشيد تا كسى بر ديگرى ستم روا ندارد.[7]

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: آن كس كه حق ستمديده را از ستمگر بستاند، در بهشت همراه من است.[8]

* امام علی علیه السلام: بدانید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که هرگز بخشیده نمی شود، ظلمی که بازخواست می شود و ظلمی که بخشوده می شود و بازخواست نمی گردد. اما ظلمی که هرگز بخشیده نمی شود، شرک ورزیدن به خداست... اما ظلمی که بخشوده می شود، ستمی است که بنده با ارتکاب بعضی گناهان کوچک به خود روا می دارد و اما ظلمی که بازخواست خواهد شد، ستم بندگان به یکدیگر است.[9]

گــرت از دست بـرآید دهنی شیــریــن کــن /// مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
(سعدی)

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس /// تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مُشت

(ناصر خسرو)
[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]

آیة الله بهجت رحمة الله علیه:
جماعتی از اینجانب، طلب موعظت و نصیحت می کنند. اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست؛ و اگر بگویند کلمه ای می خواهم که ام الکتاب باشد و کافی برای سعادت مطلقه در این، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر آن را کشف فرماید و به شما برساند. پس عرض می کنم غرض از خلقت، عبودیت است و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح؛ و ترک معصیت حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت.[10]
[تصویر: qatre-book.gif]
پرسش:
بزرگ‏ترين ظلم كدام است؟

پاسخ:
در قرآن معمولًا كلمه‏ «أظلَم» كه به معناى ظلم‏ بزرگ است در مورد ظلم‏ هاى فرهنگى بكار رفته است، نظير:

1. دروغ و افترا بر خدا. «أظلم ممن افترى على اللّه»[11]
2. جلوگيرى از مراكز و مساجد توحيد. «أظلم ممّن منع مساجد اللّه»[12]
3. سعى و تلاش براى خرابى مساجد و كتمان شهادت. «و من أظلم ممن كتم شهادة عنده»[13]

با اين كه خداوند در مورد مفاسد اقتصادى تنها يكبار كلمه‏ توبيخ كننده «ويل» را بكار برده، «ويل للمطفّفين»[14] و در مورد زخم زبان‏هاى اجتماعى نيز يكبار كلمه‏ «ويل» را استفاده كرده است، «ويل لكلّ همزة لمزة»[15]، ولى در مورد ظلم‏ هاى فرهنگى در آيه‏ 79 سوره بقره سه بار كلمه‏ «ويل» بكار برده است و مى‏ فرمايد: پس واى بر كسانى كه مطالبى را از پيش خود مى‏ نويسند، سپس مى‏ گويند اين از طرف خداست تا با آن بهاى اندكى بستانند! پس واى بر آنها از آنچه دست‏هايشان نوشت و واى بر آنچه از اين راه به دست مى‏ آورند![16]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]


پی نوشت ها:
1. مستدرک الوسائل،ج12،ص103
2. نهایة البدایة و النهایة،ج2،ص55
3. الکافی،ج2،ص332
4. غررالحکم،ص456
5. نهج البلاغه،ص346
6. بحارالانوار،ج71،ص401
7. میزان الحکمة،ج10،ص508
8. بحارالانوار،ج72،ص359
9.نهج البلاغه،ص255
10. جناب عشق(رهنمودهای اخلاقی آیة الله بهجت)،ص62
11. انعام،93
12. بقره،144
13. بقره،140
14. مطففین،1
15. همزه،1
16. پرسش و پاسخهای قرآنی،قرائتی،ج1،ص64
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، MESSENGER ، parisan ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، paradise ، nafas
۱۳:۰۱, ۲۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۰ ۱۳:۰۵ توسط منتظر کوچولو.)
شماره ارسال: #24
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
خدا رو شاکرم ـ الحمدلله رب العالمین ـ که توفیقاتش شامل حال این کمترین شد و تونستم نیمی از مسیری رو که با خودم عهد کرده بودم رو طی کنم...
اولاً از خداوند منان بخاطر این لطفش تشکر می کنم
ثانیاً از وجود نازنین حضرت ولی عصر روحی لتراب مقدمه الفداء سپاسگزارم که اجازه داد تا با نام او قدم در این راه بگذارم
ثالثاً از تمامی بزرگوارانی که در طول این 20 روز با نفس گرمشون بنده رو یاری رسوندن و... صمیمانه قدردانی می کنم

این روزها، قطعاً بهترین روزهای زندگی بنده است...
برکات و نعمات الهی بیشماری نصیبم شده و یکی از بهترین اتفاقات زندگیم برام رقم خورده که حتماً بی ارتباط با این نیت مبارک و فرخنده نیست...
برکاتی که زبان از بیان آن قاصر و قلم از نگارش آن عاجز است...
امیدوارم که مقصود اصلی این چله نشینی که همان تعجیل در فرج دردانه عالم آفرینش حضرت مهدی صاحب الزمان سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ نیز ان شاءالله محقق بشه و مزد اصلی مون رو از خداوند منان دریافت کنیم.

خیلی حرفای دیگه داشتم و دوست داشتم که بگم اما...
ان شاءالله اگر توفیقی بود و لطف پروردگار لطیف و مهربان شامل حالم شد، در انتهای این چله، آنها را بیان خواهم کرد

اجازه می خوام که از خداوند عزیز و قادر متعال مسئلت کنم که این قلیل توسلات ما را به بهترین وجه از ما قبول بفرماید و چراغی سازد در تاریکی قبر و مونسی گرداند در هنگام وحشت و تنهایی قیامت... ان شاءالله

خدایا همه این تلاش ها به طمع لبخند رضایتی است بر لبان مبارک حضرت ولی عصر سلام الله علیه ... که همانا رضایت توست
التماس دعا
یاعلی!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خادمة الزهرا ، parisan ، MESSENGER ، sevenmoons ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، paradise ، nafas
۱۷:۳۴, ۲۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیست و یکم: جمعه >>> سفره دار :
حضرت ولی عصر امام زمان سلام الله علیه
و عجل الله تعالی فرجه الشریف

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]

اللَّهُمَّ لَا تَفْتِنِّي بِالْقُنُوطِ مِنْ إِنْصَافِكَ
(صحیفه سجادیه، دعای 14، بند 13)
بار خدايا مرا به نااميدى از عدل خود آزمايش مكن

وَ أَقْسِطُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِين‏
(سوره مبارکه حجرات، آیه9)
عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مى‏ دارد.

عدالت:

1. امام علی علیه السلام: عدالت، شالوده ای است که هستی بر آن استوار است.[1]

2. امام علی علیه السلام: خداوندسبحان، عدالت را قوام بخش(زندگی) مردم قرار داده است و مایه دوری از حق کُشی ها و گناهان و وسیله آسانی و گشایش برای اسلام.[2]

3. امام علی علیه السلام: به سبب عدالت، برکات دوچندان می شود.[3]

4. امام صادق علیه السلام: عدالت، از آبی که شخص تشنه به آن می رسد شیرین تر است.[4]

5. امام علی علیه السلام (در سفارش به فرزند بزرگوارش امام حسین علیه السلام): تو را سفارش می کنم به تقوا داشتن از خدا، در روزگار توانگری و تهی دستی ... و به رعایت عدالت با دوست و دشمن.[5]

6. امام علی علیه السلام: عادل ترین مردم، کسی است که با داشتن قدرت، انصاف ورزد.[6]
نکات:

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: هرکه در رفتار خود با مردم به ایشان ستم نکند و هرگاه با آنان سخن گوید، دروغ نگوید و چون وعده شان دهد، خُلف وعده نکند، انسانیتش کامل و عدالتش آشکار و دوستی اش لازم و غیبتش حرام است.[7]

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: هرکه با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنان با او رفتار کنند، عادل است.[8]

* امام علی علیه السلام: عدالت، سپر دولت هاست.[9]

* امام صادق علیه السلام: عادل ‏ترين مردم كسى است كه آنچه را براى خود مى‏ پسندد، براى مردم نيز بپسندد و آنچه را بر خود روا نمى‏ دارد، بر مردم نيز روا ندارد.[10]

شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد /// قدر یک ساعتِ عمر که در او داد کند
(حافظ)

[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]
علامه طباطبایی رحمة الله علیه:
عدالت، مساوى با حُسن و لازمه آن است؛ زيرا حُسن، چيزى جز آنچه كه نفس به آن ميل مى ‏كند و به سويش جذب مى ‏شود، نمى ‏باشد و قراردادن هرچيز در جايى كه سزاوار است قرار داده شود از جمله امورى است كه انسان به آن تمايل داشته و به خوبى ‏اش اعتراف دارد و در صورتى كه به‏ عدالت رفتار نكند- اگر كسى او را در اين مورد سرزنش كند- پوزش مى‏ طلبد و در اين مسأله دو نفر هم اختلاف ندارند. اگر چه مردم به دليل تفاوت روششان در زندگى، اختلاف زيادى در مصاديق آن دارند.[11]

[تصویر: qatre-book.gif]

پرسش:
اينكه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده، آيا با عدالت سازگار است؟

پاسخ:

عدالت، غير از تساوى است. عدالت همه جا ارزش است، ولى تساوى گاهى عدل است و گاهى ظلم.
مثلًا اگر پزشك به همه مريض‏ ها يك نوع دارو بدهد، يا معلّم به همه شاگردان يك نوع نمره بدهد، تساوى هست، امّا عدالت نيست.

عدالت، آن است كه به هر كس بر اساس استحقاقش بدهيم، گرچه موجب تفاوت شود، زيرا تفاوت گذاشتن بر اساس لياقت‏ ها و كمالات حقّ است، امّا تبعيض باطل است.


تبعيض آن است كه بدون دليل و بر اساس هواى نفس يكى را بر ديگرى ترجيح دهيم، ولى تفاوت آن است كه بر اساس معيارها يكى را بر ديگرى ترجيح دهيم.


بنابراين بايد آرزوى عدالت داشت، ولى تمنّاى يكسان بودن همه چيز و همه كس نابجاست. اعضاى يك بدن و اجزاى يك ماشين از نظر جنس و شكل و كارايى‏ متفاوتند، امّا تفاوت آنها حكيمانه است. اگر خداوند، همه را يكسان نيافريده، طبق حكمت اوست.


بنابراين، در امورى كه به دست ما نيست، مثل جنسيّت، زيبايى، استعداد، بيان، هوش، عمر و ... بايد به تقسيم و تقدير الهى راضى بود. ما كه خدا را عادل و حكيم مى‏ دانيم، اگر در جايى هم دليل و حكمت چيزى را نفهميديم نبايد قضاوت عجولانه و جاهلانه همراه با سوءظن به خداوند حكيم داشته باشيم و يا بر دارندگان اين نعمت‏ها حسد ورزيم، چرا كه با فزونى هر نعمتى، مسئوليّت بيشتر مى ‏شود و با آمدن هر نعمتى، غم از دست دادنش همراه است. اين حقيقت را در نهج ‏البلاغه مى ‏خوانيم.


البتّه در موارد اختيارى، بايد با كوشش و تلاش و پرهيز از كسالت و تنبلى، در رقابتى سالم به قوّت و كثرت و استقلال رسيد و اجازه استثمار و استعمار به ديگران نداد و در مواردى كه به دست ما نيست، بايد تفاوت‏ها را دليل رشد و آزمايش و تحرك و تعاون و پيوستگى جامعه دانست، زيرا كه اگر همه مردم داراى امكانات يكسان باشند، صفات انسانى از قبيل سخاوت، شجاعت و ايثار در انسان رشد نمى ‏كند.

انسان در لابلاى فراز و نشيب‏ ها خود را نشان مى ‏دهد، حركت مى‏ كند و با ديگران به خاطر نيازش پيوند مى‏ خورد.[12]


[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار،ج75،ص83
2. مستدرک الوسائل،ج11،ص320
3. همان
4. الکافی،ج2،ص146
5. تحف العقول،ص88
6. غررالحکم،ص394
7. وسائل الشیعة،ج27،ص396
8. بحارالانوار،ج74،ص173
9. غررالحکم،ص340
10. بحارالانوار،ج75،ص25
11. الميزان،ج12،ص331
12. تمثيلات تفسير نور(قرائتی)،ص42
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، parisan ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، nafas
۱۸:۱۴, ۲۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیست و دوم: شنبه >>> سفره دار :
رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
وَ أَيِّدْنِي مِنْكَ بِنِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ
(صحیفه سجادیه، دعای 14، بند 15)
و مرا از جانب خود به نيت صادقانه و صبر هميشگى يارى فرما

لِّلَّهِ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ إِن تُبْدُواْ مَا فىِ أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ
فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ
(سوره مبارکه بقره، آیه284)
آنچه در آسمانها و زمين است، از آنِ خداست. و (از اين رو) اگر آنچه را در دل داريد، آشكار سازيد يا پنهان،
خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه مى ‏كند. سپس هر كس را بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، مى‏ بخشد
و هر كس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات مى‏ كند. و خداوند به همه چيز قدرت دارد.

نیّت:

1. امام صادق علیه السلام: دوزخیان در حقیقت بدان سبب در آتش جاویدان می شوند که نیت آنها در دنیا این بوده که اگر در آن جاودان باشند برای همیشه خدا را نافرمانی کنند و بهشتیان در حقیقت بدان سبب در بهشت جاویدان می مانند که نیت آنها در دنیا این بوده که اگر در آن باقی بمانند برای ابد خدا را اطاعت کنند. پس جاودانگی هر دو گروه به سبب نیت هاست. حضرت سپس آیه «قل کل یعمل علی شاکلته: بگو: «هر كس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏كند...»[1] را تلاوت نمود و فرمود: یعنی برپایه نیت خود.[2]

2. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: ای ابوذر! قصد کار نیک کن هرچند انجامش ندهی، تا از غافلان نوشته نشوی.[3]

3. امام علی علیه السلام (به مردی که آرزو می کرد برادرش نیز حاضر می بود تا شاهد پیروزی خدا بر دشمنانش در جمل باشد): آیا دل برادرت با ماست؟ عرض کرد: آری. حضرت فرمودند: پس، او با ما بوده است. هر آینه در این سپاه ما افرادی حضور داشته اند که هنوز در پشت پدران و زهدان مادرانند. به زودی روزگار آنان را به جهان هستی آورد و با وجود آنها [جبهۀ] ایمان نیرو گیرد.[4]

4. امام محمد باقر علیه السلام: نیت مؤمن برتر از عمل اوست؛ چون، گاه نیت کارهای خیر می کند، امام موفق به انجام آنها نمی شود و نیت کافر بدتر از عمل اوست؛ زیرا کافر نیت بد در سر می پروراند و به انجام بدی هایی امید می بندد، ولی امکان به کار بستن آنها را نمی یابد.[5]

5. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: ای ابوذر! باید در هر کاری نیتی پاک داشته باشی حتی در خوابیدن و خوردن.[6]

6. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: برترین عمل، نیت صادق است.[7]

7. امام علی علیه السلام: با فاسد شدن نیت، برکت می رود.[8]

8. امام علی علیه السلام: هرگاه نیت فاسد شود، بلا و گرفتاری پیش آید.[9]

راستی بهترین گفتار است /// داند آن کس که اهل ادراکست
همچنین بهترین هر عملی /// دان که اخلاص و نیت پاکست
(خوشدل)


[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]


آية اللّه مصباح یزدی (زید عزه):
كارهايى كه به‏ وسيله بدن انجام مى‏ گيرد مسلّماً از آن جهت كه از اراده و اختيار انسان سرچشمه مى‏ گيرد، ارتباط با نفس پيدا مى‏ كند.

وقتى نفس آگاهانه انجام كارى را اراده كرد و بدن به دنبال آن حركت كرد، اين كار بدنى از راه توجه نفس، با نفس هم ارتباط پيدا مى‏ كند و اگر اين كار بدنى موجب كمالى براى نفس شود، از راه همان توجه نفس است به بدن و به اين كار. در واقع، كارهايى كه از بدن صادر مى‏ شود اگر ارادى و اختيارى باشد، با نفس ارتباط دارد كه منشأ اين اراده هم توجه نفس است به آن شأن و آن كمالى كه برايش حاصل مى ‏شود.


پس در واقع، كارهاى بدنى از آن جهت موجب كمال نفس مى‏ شود كه از مسير اراده و توجه نفس تحقق مى‏ يابد.


پس آنچه موجب كمال مى ‏شود براى نفس، همان اراده و توجه نفس است و از اين اصل، اين نتيجه را مى‏ گيريم كه افعال اخلاقى- كه موضوعش افعال اختيارى انسان است و در آن‏ها اراده اخذ شده- از همين مسير اراده است كه موجب كمال نفس مى‏ شود؛
[b]يعنى: روحِ افعال اختيارى، نيّت است.


انگيزه نفس براى انجام اين‏كار، چيزى است كه از خود نفس سرچشمه مى‏ گيرد. آن توجهى كه نفس پيدا مى‏ كند و انگيزه مى‏ شود تا بدن را به‏ كار گيرد و كارى را انجام دهد، همان است كه به اين كار ارزش مى‏ بخشد و اين كار را مؤثر قرار مى‏ دهد تا كمال براى نفس حاصل شود. اگر نبود اراده، اگر نبود توجه نفس به اين فعل بدنى، هيچ كار بدنى موجب كمال نفس نمى‏ شد و اين اصل، مبيِّن اين است كه چگونه «نيّت» در فعل اخلاقى مى‏ تواند اثر داشته باشد و مخصوصاً اين جهت كه موجب كمالِ نفس هم بشود.
[10]


[تصویر: qatre-book.gif]
پرسش:
چرا در اسلام، ارزش عمل به نيّت آن است و قبولى عمل به قصد قربت و اخلاص وابسته است؟

پاسخ:
در كارهاى دنيوى نيز ارزش كارها، به نيّت آنها بستگى دارد.

به اين مثال‏ ها توجّه كنيد:

جرّاح و چاقوكش هر دو شكم پاره مى ‏كنند، امّا كار جراح، خدمت است و كار چاقوكش جنايت.
همين جرّاح مى‏ تواند براى پول كار كند و مى‏ تواند براى نجات يك انسان كار كند، هر كدام از اين هدف‏ ها نيز ارزش مخصوص به خود دارد.

مثالى ديگر:

يك ليوان آب را به سه نفر عرضه مى‏ كنيم؛ يكى نمى‏ خورد، چون ميل ندارد، ديگرى نمى ‏خورد چون قهر كرده است، سومى نمى ‏خورد و مى‏ گويد: نفر چهارم از من تشنه‏ تر است، آب را به او بدهيد! اين سه نفر، در ننوشيدن آب يكسانند ولى به خاطر آن كه هدف‏ هاى آنها متفاوت است، ارزش كارشان نيز تفاوت دارد.

در اسكناس‏ها نخى است كه نشانه اصالت اسكناس و وسيله جدايى اسكناس اصلى از قلابى است، در عبادات نيز بايد ريسمانى محكم ميان بنده و خدا باشد كه همان‏ قصد قربت و اخلاص است. اگر آن نخ نباشد يا پاره شود، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نيست.
[11]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. سوره مبارکه اسراء،آیه84
2. بحارالانوار،ج67،ص212
3. وسائل الشیعة،ج1،ص56
4. نهج البلاغه،ص55
5. وسائل الشیعة،ج1،ص48
6. همان.
7. کنزالعمّال،حدیث7238
8. غررالحکم،ص92
9. همان.
10. دروس فلسفه اخلاق،ص166-167
11. پرسش هاى مهم،پاسخ هاى كوتاه(قرائتی)،ص28
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، parisan ، rastin ، MESSENGER ، MohammadSadra ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، nafas
۲۲:۲۰, ۲۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #27

(۲۷/آبان/۹۰ ۱۳:۰۱)منتظر کوچولو نوشته است:  
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
خدا رو شاکرم ـ الحمدلله رب العالمین ـ که توفیقاتش شامل حال این کمترین شد و تونستم نیمی از مسیری رو که با خودم عهد کرده بودم رو طی کنم...
اولاً از خداوند منان بخاطر این لطفش تشکر می کنم
ثانیاً از وجود نازنین حضرت ولی عصر روحی لتراب مقدمه الفداء سپاسگزارم که اجازه داد تا با نام او قدم در این راه بگذارم
ثالثاً از تمامی بزرگوارانی که در طول این 20 روز با نفس گرمشون بنده رو یاری رسوندن و... صمیمانه قدردانی می کنم

این روزها، قطعاً بهترین روزهای زندگی بنده است...
برکات و نعمات الهی بیشماری نصیبم شده و یکی از بهترین اتفاقات زندگیم برام رقم خورده که حتماً بی ارتباط با این نیت مبارک و فرخنده نیست...
برکاتی که زبان از بیان آن قاصر و قلم از نگارش آن عاجز است...
امیدوارم که مقصود اصلی این چله نشینی که همان تعجیل در فرج دردانه عالم آفرینش حضرت مهدی صاحب الزمان سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ نیز ان شاءالله محقق بشه و مزد اصلی مون رو از خداوند منان دریافت کنیم.

خیلی حرفای دیگه داشتم و دوست داشتم که بگم اما...
ان شاءالله اگر توفیقی بود و لطف پروردگار لطیف و مهربان شامل حالم شد، در انتهای این چله، آنها را بیان خواهم کرد

اجازه می خوام که از خداوند عزیز و قادر متعال مسئلت کنم که این قلیل توسلات ما را به بهترین وجه از ما قبول بفرماید و چراغی سازد در تاریکی قبر و مونسی گرداند در هنگام وحشت و تنهایی قیامت... ان شاءالله

خدایا همه این تلاش ها به طمع لبخند رضایتی است بر لبان مبارک حضرت ولی عصر سلام الله علیه ... که همانا رضایت توست
التماس دعا
یاعلی!


بسم الله الرحمن الرحیم
.
من توو بعضی از این روزها جاموندم و گاهی توو این روزا لنگیدم و یه جاهایی هم یه چیزایی رو فراموش کردم و اگه واقع بینانه نگاه کنم باید بگم خودمو زدم به فراموشی که از خدا می خوام منو ببخشه ...
.
خدایا توو این روزای باقی مونده نذار این اشتباه هارو تکرار کنم ؛ کمکم کن تا حسابی آدم بشم.
.
این چندروزی که گذشته با وجود این عهد و چله نشینی عاشقانه و کارگاه معنویت واقعا دارم تغییراتی رو که توو اعمال و رفتارم به وجود اومده حس می کنم . اینا رو مدیون این تالار و نگاه خاص مولامون هستیم که ایمان دارم به جوونای اینجا این نگاه خاص مولا وجود داره ...
.
آرزوم اینه که این حس بهتر شدن توو همه به وجود اومده باشه که به لطف خدا حتما همین طوره ...Blush
.
خدایـــــــــــــــــــــا
.
منو ... با این همه ادعا ...و اعمال هرچند کمم ... و نیت اعمالمو اونقدر مخلص و پاک بگردان تا شایسته ی تو و مولامون باشه ...

.
ببخشید که این پست رو ارسال کردم خواستم به خاطر این مطالب فوق العاده زیباتون تشکری کرده باشم . چون کلید تشکر رو زدن واقعا به نظرم کم لطفی می یومد ...
اجر این کار بزرگتون با خود مولامونBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، منتظر کوچولو ، MESSENGER ، MohammadSadra ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، nafas
۱۴:۴۶, ۲۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #28
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیست و سوم: یکشنبه >>> سفره داران :
امیرالمؤمنین حضرت امام علی و حضرت زهراء سیدة نساء العالمین
سلام الله علیهما و آله و سلم

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
وَ أَعِذْنِي مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ وَ هَلَعِ أَهْلِ الْحِرْصِ
(صحیفه سجادیه، دعای 14، بند 16)
و از رغبت ناشايسته و آزمندى اهل حرص پناه ده

إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَ إِذَا مَسَّهُ الخَیرُ مَنُوعًا * إِلَّا الْمُصَلِّينَ *
(سوره مبارکه معارج، آیه19 - 22)
به يقين انسان حريص و كم‏ طاقت آفريده شده است، هنگامى كه بدى به او رسد بيتابى مى‏ كند،
و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مى‏ شود (و بخل مى‏ ورزد)، مگر نمازگزاران،

حرص:

1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: انسان پیر می شود و دو چیز در او زنده و جوان می شود: یکی حرص و دیگری آمال و آرزوهایش.[1]

2. امام علی علیه السلام: بیماری حرص، رنجی دائمی و پایدار است.[2]

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از نشانه های شقاوت، خشکی چشم، سختی دل و شدت حرص در دنیا و پافشاری بر گناه است.[3]

4. امام صادق علیه السلام: حريص آزمند، حرارتش در سوزاندن فضايل و كمالات، از آتش زيادتر است‏.[4]

5. امام صادق علیه السلام: حريص از دو خصلت محروم و دچار دو خصلت است: از قناعت محروم و دچار درد سر و از خشنودى نسبت به حق محروم و دچار بى‏ يقينى به واقعيت‏ ها است‏.[5]

6. امام صادق علیه السلام: مردى كه در او بخل و حسد و ترس است ايمان ندارد، مؤمن ترسو و حريص و بخيل نيست.[6]

توجه:

* رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: اى على! ترس، بخل و حرص غريزه‏ هائى هستند كه از سوء ظن به خداوند پديد مي آيند.[7]

* از امام على عليه السّلام سؤال شد: حرص چيست؟ فرمودند: دنبال كم رفتن و زياد را ضايع كردن‏.[8]

* امام باقر عليه السلام فرمود: مَثَل حريص به دنيا مانند كرم ابريشم است هر چه بر دور خود ببافد راه بيرون رفتن برايش تنگ تر مى‏ گردد تا آنكه از غم و گرفتارى بميرد.[9]

سعي كن حرص و طمع خانه خرابت نكند
غافل از واقعه روز حسابت نكند

اي كه دم مي زني از نوكري احمد و آل
آن چنان باش كه ارباب جوابت نكند


[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]

ریشه نخل کهنسال از جوان افزونتر است...!

من كه حتى خَراشى هم بر آن نمى ديدم،
بيچاره آن كودك مى رفته است، و پايَش را بى آنكه بخواهد، به عصاى آن پير خورده بود، و او چه فريادها كه مى كرد! و اگر كسى نمى دانست، و تنها آن فريادها را مي شنيد، مى گفت: دودمانش دود شده است! و همه چيزش از دست رفته است!
و من، با ديدن آن ماجرا، خاطرم مشغول بود، از اينكه: چگونه مى شود، كه پيران، حرصى بيش دارند!
كه پدرم گفت: به گمان تو، ريشه هاى يك نخل كهنسال بيش است، يا ريشه هاى يك نخل جوان؟!
پاسخش را هيچ نگفتم، زيرا دانستم، او مرا پاسخ گفته است، پاسخ همان شبهه اى كه در خاطرم بود!
آرى، آن پدرِ سينه صاف، خاطرم را خوانده بود! [10]

ريشه نخل كهنسال از جوان افزونترست
بيشتر دلبستگى باشد به دنيا پير را

[تصویر: qatre-book.gif]

آفات حرص

امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايد:
حريص دچار هفت آفت است كه نجاتش از هر يك از آن آفات در نهايت صعوبت و دشوارى است:

1- فكر و انديشه و نقشه و حيله براى جمع كردن اضافه‏ تر از نياز و مقرّرى كه اين‏گونه فكر، آفت آخرت است و نسبت به دنياى انسان نفع و سودى ندارد، چرا كه زائد بر قسمت، آن هم از كسى كه با خدا معامله ندارد، قابل انتفاع نيست و غير زحمت و رياضت و بار سنگين آخرت، چيزى بر آن مترتب نيست!

2- همّ و غم و هيجان كه محصول حرص بر تحصيل دنياست و اين همّ و غم‏ زاييده عدم رضايت انسان به قسمت الهى است و اين آفتى است كه از درون و برون هم چو خوره انسان را مى ‏خورد!

3- رنج و زحمت كه جز به وسيله مرگ از آن راحت نمى ‏شود.

4- ترس از دست رفتن جمع شده كه مورث ترس ديگر است. به اين صورت كه حريص مى‏ ترسد چه شود و به كه بدهد و از كه بستاند، تا تلف نشود و در سرمايه قصورى راه نيابد و حاصل هر خوفى نيست، مگر افتادن در خوف ديگر، مثل طلبى كه از كسى دارد، تا وصول نشده است خوف دارد كه آن كس شايد بميرد و مالش بسوزد و بعد از وصول خوف آن دارد كه مبادا به چنگ سارقى افتد، يا آفتى به او رسد، غرض اين كه حريص مالدار، مانند ماردار هرگز از خوف و ترس فارغ نيست و از تشويش و اضطراب نسبت به ثروتى كه جمع كرده خالى نيست.

5- حزنى كه اكثر اوقات عيش را بر او مكدّر كند و در خوشى و راحت او نقص بيندازد.

6- حسابى كه هرگز از آن فارغ نيست، چنان كه ديگران در حساب عمر و طاعت و گناه و وضع آخرت خود هستند، او در حساب مال است و گرفتار غصه و عذاب كه چند شده و به كجا رسيده، يا حساب ماه و سال كى منقضى شود تا تن خواه و طلب‏ ها وصول گردد و البته نتيجه اين حساب، عذاب درون و زحمت برون و محصولش حسرت وقت مرگ و زحمت در برزخ و آتش در قيامت است.

7- مفسده عظيمه ديگر حرص، عقاب الهى است كه حريص را از آن گريز و فرارى نيست، چرا كه حريص در به دست آوردن گناهكار و در نگاه داشتن مال، مجرم است و چه بسيار كه ثروت دنيا، حريص را به انواع محرمات و ارتكاب گناهان دچار كرده و اين محرّمات و معاصى، در قيامت مورث عذاب سخت الهى است.

راستى، چه بدبخت و بيچاره ‏اند آنان كه دچار مرض حرص مال و جاهند و چه خوشبخت و سعادتمند آنان كه در حرص ملاقات و لقاى حضرت رب العزه هستند.
آنان ذكرشان مال مال و اينان گفتار قلب و جان و زبانشان يار يار است!
[11]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. ارشادالقلوب،ج1،ص39
2. غررالحکم،ص294
3. الکافی،ج2،ص290
4. الخصال،ج2،ص348،حديث21
5. وسائل الشيعة،ج16،ص20
6. الخصال،ج1،ص82،حديث8
7. بحارالانوار،ج2،ص594
8. همان،ص598
9. وسائل الشیعة،کتاب جهادالنفس،ص295
10. دامن دامن حكمت،حجت الاسلام رنجبر
11. عرفان اسلامى(انصاریان)،ج‏8،ص116
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، MohammadSadra ، محیصا ، rastin ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، parisan ، nafas
۱۳:۱۱, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #29
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیست و چهارم: دوشنبه >>> سفره داران :
سیدی شباب اهل الجنة: امام حسن و امام حسین
سلام الله علیهما

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]
أَمْ وَقْتُ الْعِلَّةِ الَّتِي مَحَّصْتَنِي بِهَا، وَ النِّعَمِ الَّتِي أَتْحَفْتَنِي بِهَا، تَخْفِيفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَيَّ ظَهْرِي مِنَ الْخَطِيئَاتِ،
وَ تَطْهِيراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِيهِ مِنَ السَّيِّئَاتِ، وَ تَنْبِيهاً لِتَنَاوُلِ التَّوْبَةِ، وَ تَذْكِيراً لِمحْوِ الْحَوْبَةِ بِقَدِيمِ النِّعْمَةِ
(صحیفه سجادیه، دعای 15، بند 5 و 6)
... يا به هنگام بيمارى كه مرا به آن پاك مى‏ سازى، و نعمت هائى كه به من تحفه داده ‏اى، تا گناهانى را كه از آن گران بار شده‏ ام تخفيف دهى، و مرا از سيئاتى كه در آن فرورفته ‏ام پاك نمايى، و آگاهيم دهى كه پليدى گناه را به توبه از دل بشويم، و با يادآورى نعمت قديم، گناه بزرگم را از پرونده ‏ام محو نمايم*
و در خلال اين بيمارى از جمله تحفه‏ ها كه به من عنايت مى‏ كنى اين است كه فرشتگان به حساب من اعمال پاكيزه ‏اى نوشته ‏اند كه فكر آن به خاطرى نگذشته، و بر زبانى نرفته، و هيچ يك از اعضاء در انجامش رنجى نبرده، بلكه اين همه از باب تفضل و احسان تو بر من نوشته شده.

وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين‏
(سوره مبارکه شعراء، آیه80)
و هنگامى كه بيمار شوم مرا شفا مى ‏دهد.
بیماری:

1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: گناهان شخص بیمار، همچون برگ درخت، می ریزد.[1]

2. امام کاظم علیه السلام: هرگاه مؤمن بیمار شود، خداوند عزوجل به فرشته دست چپ او وحی می فرماید که برای بنده ام، تا زمانی که در زندان و بند من است، گناهی ننویس و به فرشته دست راست و وحی می فرماید که همان حسناتی را که در زمان سلامتی بنده ام می نوشتی، برایش بنویس.[2]

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از گنج های نیکی، پنهان داشتن مصیبت ها، بیماری ها و صدقه است.[3]

4. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: خداوند عزوجل فرمود: هرکه سه روز بیمار شود و از آن به هیچ یک از عیادت کنندگان شِکوه نکند، گوشت و خونی بهتر از آن گوشت و خونی که دارد جایگزینش کنم. پس، اگر او را عافیت بخشم، عافیتی بدون گناهش دهم و اگر جانش را بستانم، او را به جوار رحمت خود برم.[4]

5. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: خداوند عزوجل در روز قیامت می فرماید: ای فرزند آدم! من بیمار شدم اما عیادتم نکردی؟ عرض می کند: پروردگارا! چگونه تو را عیادت کنم حال آنکه تو پروردگار جهانیانی(و بیمار نمی شوی)؟ خداوند فرماید: آیا نمی دانستی که فلان بنده ام بیمار شد و عیادتش نکردی، مگر نمی دانی که اگر به عیادتش می رفتی، مرا نزد او می یافتی؟[5]

نکته:

* امام صادق عليه السلام: هنگامى كه گناه و معصيت عبدى زياد شود و در برابرش عامل جبرانى نيابد، خداوند وى را به غصّه و اندوه در دنيا مبتلا مى ‏كند تا جبران شود، وگرنه در بدنش مرضى پديد آورد تا كفّاره گناهانش گردد، وگرنه مرگ را جهت جبران گناه بر وى سخت نمايد و گرنه عذاب قبر بر او بگمارد، تا روز قيامت پاك و پاكيزه وارد شود و چيزى بر گناه او شهادت ندهد.[6]


مريضم من دواى من حسين است///فقيرم من غناى من حسين است‏
به بيمارى خوشم تا روز محشر///كه اى ياران شفاى من حسين است‏
به محشر هر كه را باشد ندايى///در آن صحرا نداى من حسين است‏
(شیخ حسین انصاریان)



[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]

آیة الله حق شناس رحمة الله علیه:

چرا من توان پريدن ندارم؟ چون مانعى دركارم وجود دارد. يكى از رفقا مى‏گفت: از پروردگار درخواست كردم كه موانع پريدن مرا به من نشان بدهد. زمانى نگذشت تا اينكه به يك شخصى برخوردم كه واقعاً بيداركننده بود و مرا تحت كنترل خود قرار داد.

ورنه موش دزد در انبار ما است /// حاصل آن گندم چل ساله كو؟


[b]اين موش ‏هايى كه موانع راه هستند را به كمك طبيب روحانى بايد گرفت، داداش ‏جون!
حضرت عبدالعظيم حسنى رحمة الله علیه خدمت امام[هادی] علیه السلام رسيد و عقايد و اعمال خود را بر ايشان عرضه كرد. همان‏طور كه نزد طبيب جسمانى احوالات خويش را بيان مى ‏كنيد، بيمارى روحى را هم بايد به طبيب روحانى عرضه كنيد و موانع را برطرف كنيد، ان شاءالله و اين قفس تن را شكسته و به سوى سماواتيان پرواز كنيد.


طبيب عشق مسيحا دم است و مشفق ليك /// چو درد تو را نبيند كه را دوا بكند[7]

[تصویر: qatre-book.gif]

پرسش:
در آيه 67 سوره رعد[8] مي خوانیم: خداوند هركس را بخواهد گمراه مي كند، مگر خدا باعث گمراهى مي شود؟

پاسخ:
گاهى آب و غذا براى افراد مريض مضرّ است، امّا اين ضرر نه از آن جهت كه در آب و غذا ضررى وجود دارد، بلكه بخاطر بيمارى اين افراد است. آرى! افرادى كه از نظر روحى مريض ‏اند، مانند مريض جسمانى در پذيرش آيات ناب الهى دچار ناراحتى مى‏ گردند، زيرا به محض مواجهه با حقّ، روح لجاجت در آنها تحريك شده و هدايت را پس مى ‏زند و اين همان معناى «يضّل» است.
گاهى مراد از گمراه كردنِ مجرمان توسط خداوند، واگذاردن آنان به حال خود است، نه آنكه آنان را از راه درست منحرف كند و گمراه سازد. درست همانند فرزندى كه مورد قهر پدر قرار گرفته و از راهنمايى او بى‏ بهره مى‏ شود و اين امر موجب بدبختى و هلاكت او مى‏ گردد.
چنانكه خداوند در آيه 33 سوره غافر مى فرمايد: «و من يضلل الله فما له من هاد»
يا مانند كشاورزى كه دانه و هسته فاسد و خراب را رها كرده و كنار مى‏ گذارد، ولى دانه سالم را نگه مى‏ دارد و اسباب رشد آن را فراهم مى ‏كند. پس گمراه كردن خداوند ابتدايى نيست، بلكه كيفر كافران است. مانند دزدى كه وارد خانه شده و شما درب را به روى او مى‏ بنديد. در اينجا زندانى كردن سارق، جنبه كيفرى دارد.[9]


[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. الترغیب و الترهیب،ج3،ص76
2. الکافی،ج3،ص115
3. مستدرک الوسائل،ج2،ص68
4. الکافی،ج3،ص115
5. وسائل الشیعة،ج2،ص417
6. مستدرك الوسائل،ج2،ص52
7. ز ملک تا ملکوت،ج2،ص200
8. وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرَواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَهٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَ يَهْدِى إِلَيْهِ مَنْ أَنَاب‏:كفّار مى‏ گويند: چرا از طرف پروردگارش معجزه ‏اى (به دلخواه ما) بر او نازل نشده است؟ بگو: همانا خداوند هر كه را بخواهد (به حال خود رها و) گمراه مى‏ كند و هر كس را كه به سوى او رو كرده و توبه نمايد، به سوى خويش هدايت مى ‏نمايد.
8. تمثيلات تفسير نور(قرائتی)،ص74
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، rastin ، محیصا ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، parisan ، nafas
۱۷:۲۴, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #30
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: quran-tova.gif]
روز بیست و پنجم: سه شنبه >>> سفره داران :
امام سجاد، امام باقر و امام صادق
سلام الله علیهم

[تصویر: Tuba-Sahife.gif]

وَ أَوْجِدْنِي حَلَاوَةَ الْعَافِيَةِ
(صحیفه سجادیه، دعای 15، بند 7)
و از لذت عافيت كاميابم فرما.

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فىِ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ(45) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ءَامِنِينَ(46)
(سوره مبارکه حجر)
به يقين، پرهيزگاران در باغها(ى سرسبز بهشت) و در كنار چشمه‏ ها هستند. (45)
(فرشتگان به آنها مى‏ گويند: داخل اين باغها شويد با سلامت و امنيّت! (46)

عافیت:
1. امام علی علیه السلام: عافیت 10 جزء است. 9 جزء آن در دم فرو بستن[سکوت] است، مگر از یاد خدا و یک جزء در ترک همنشینی با نابخردان.[1]

2. امام صادق علیه السلام: هرکه خوش دارد، از عافیت طولانی برخوردار شود، تقوای خدا در پیش گیرد.[2]

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: از خداوند عافیت طلب کنید؛ زیرا بعد از (نعمتِ) یقین، نعمتی بهتر از عافیت به کسی داده نشده است.[3]

4. امام سجاد علیه السلام، مردی را دید که طواف کعبه می کند و می گوید: بار خدایا! به من صبر عطا فرما. دستی به شانه او زد و فرمود: بلا می طلبی؟! بگو: بار خدایا! به من عافیت و شکر بر عافیت عطا فرما.[4](اللهم انی اسئلک العافیة، و الشکر علی العافیة)

5. امام کاظم علیه السلام: بار خدایا! من از تو عافیت مسئلت دارم، عافیتی نیکو عطایم کن و شکر بر عافیت و شکر بر شکر عافیت ارزانیَم فرما.[5](اللهم انی اسئلک العافیة، و اسئلک جمیل العافیة، و اسئلک شکر العافیة، و اسئلک شکر شکر العافیة)

6. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: هرکس یک بار بر من صلوات بفرستد، خداوند دری از عافیت به رویش باز می کند.[6]

7. امام صادق علیه السلام: عافیت نعمتی پنهان[و ناشناخته] است. هرگاه باشد به دست فراموشی سپرده می شود [و کسی قدرش را نمی داند] و هرگاه نباشد به یاد آورده می شود.[7]

8. امام علی علیه السلام: هیچ جامه ای زیباتر از عافیت نیست.[8]

9. امام باقر علیه السلام: هيچ نعمتى چون سلامت و عافيت نيست، و هيچ عافيتى مانند مساعدت نمودن توفيق با انسان نيست‏.[9]

دریاب کنون که نعمتت هست به دست /// کین نعمت و ملک می رود دست به دست

[تصویر: Menhaj-akhlaq.gif]
دعای معروف ابوذر، در آسمانها:
ابوذر غفاری روزی به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد، جبرئیل به صورتِ دحیه کلبی، در محضر پیامبر بود، و با آن حضرت، خلوت کرده بود. وقتی که ابوذر آن دو را دید، بازگشت و گفتگوی آنها را قطع ننمود، جبرئیل به پیامبر گفت: ای محمد! این ابوذر بود، که از اینجا عبور کرد و بر ما سلام نکرد، اگر بر ما سلام می کرد، جوابِ سلام او را می دادیم، ای محمد! این اباذر دعایی را می خواند که نزدِ اهل آسمان، معروف می باشد، آنگاه که من به آسمان رفتم آن دعا را از او بپرس!
هنگامی که ابوذر به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد، ایشان به او فرمود: ...آن دعایی که می خوانی چیست که جبرئیل به من خبر داد که دعایِ ابوذر در آسمانها نزد اهل آسمان، معروف است؟
ابوذر گفت: آری ای رسول خدا، من این دعا را می خوانم:
اللهم انی اسألک الامن و الایمان بک، و التَّصدیق بنبیّک، و العافیة مِن جمیع البَلاء، و الشُّکر علی العافیة و الغنی عن شِرار الناس؛
خدایا! در درگاهت درخواست دارم: امنیت و ایمان به تو را، و تصدیق نمودن به پیامبرت، و عافیت از همه بلاها و شکرگزاری در برابر عافیت، و بی نیازی از مخلوقات بدت را.[10]

[تصویر: qatre-book.gif]

راه عافيت در آزمايش‏ها

پرسش:
حال كه همه انسان‏ها در يك امتحان گسترده و همگانى الهى شركت دارند؛ راه موفقيت و عافيت در آزمايش‏ها چيست؟

پاسخ:
پاسخ را در آيات و روايات مى ‏يابيم كه به شرح زير است:

1- رمز پيروزى در اين راه، صبر و پايدارى است كه بشارت و شادكامى تنها به صابران و راست قامتان داده شده است.

2- توجه به گذرا بودن حوادث جهان و سختى ‏ها و مشكلات دنيا كه گذرى بيش نيست و همه ما از گذرگاهى چند روزه عبور مى ‏كنيم، پس به خود بگوييم «ما از آن خدا هستيم و به سوى خدا بازمى ‏گرديم.»
اين جمله كه به كلمه استرجاع معروف است، عصاره ‏اى از بهترين درس‏هاى توحيد و انقطاع الى اللّه و تكيه بر ذات پاك او در همه چيز و در هر زمان است.

3- استمداد از نيروى ايمان و الطاف و امداد الهى در بروز حوادث دشوار كه انسان را از پاى در مى‏ آورد؛ زيرا هر انسان معمولى در مشكلات گرفتار اضطراب و ترس و سردرگمى مى‏ شود؛ اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند آرام به راه خود ادامه مى‏ دهند.

4- توجه به تاريخ گذشتگان و بررسى موقعيت آنان در برابر آزمايش ‏هاى خداوند، جهت آماده سازى روحى و روانى در برابر امتحانات پروردگار موثّر است.
چون گاهى انسان در تنهايى احساس نااميدى و شكست مى‏ كند و از نيروى مقاومت او كم مى ‏شود؛ پس دقت در حقيقت گذشته اقوام و ملّت‏ها، سبب عبرت و افزايش نيروى پايدارى مى‏ گردد. به همين دليل خداوند در قرآن بارها براى دلدارى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و تقويت روحيه ايشان و مؤمنان، به گذشته دردناك پيامبران اشاره مى ‏كند كه: اگر تو را مسخره كنند نگران مباش، پيامبران پيشين نيز گرفتار اهانت جاهلان بودند. اما با نيروى استقامت بر آنها پيروز شدند.

5- توجه به اين حقيقت كه همه آزمايش‏ ها و بلاها در پيشگاه خداوند مهربان رخ مى‏ دهد و او از همه چيز آگاه است. مثل كسانى كه در ميدان مسابقه ‏اند تا گروهى تماشاگر و تشويق كننده در اطراف ميدان كه آنها را تحت نظر داشته و حمايت مى‏ كنند، به كار شوق و عشق بيشترى نشان مى ‏دهند.
جايى كه چند نفر انسان چنين اثرى در روح انسان دارند؛ پس آن حقيقتى كه ما را مى‏ بيند و كوشش‏ هاى ما را در صحنه‏ هاى آزمايش مى‏ سنجد، چه عشق و شورى در كار مى‏ آفريند.
سالار شهيدان، فرزند عزيز كوچك او على اصغر عليه السلام با فجيع ‏ترين حالت شربت شهادت نوشيد؛ امّا حضرت حسين عليه السلام فرمود:
همين كه اين امور در برابر ديدگان خداوند انجام مى ‏گيرد، تحمّل آن بر من آسان است. [11]

[تصویر: Quran-Usof-88.gif]
پی نوشت ها:
1. مستدرک الوسائل،ج8،ص337
2. امالی(شیخ طوسی)،ج11،ص304
3. سنن ابن ماجه،حدیث3849
4. مهج الدعوات،ص114
5. همان،ص84
6. مستدرک الوسائل،ج5،ص333
7. من لا یحضره الفقیه،ج4،ص406
8. الکافی،ج8،ص18
9. تحف العقول،ص286
10. الکافی،ج2،ص587
11. تفسير و شرح صحيفه سجاديه(انصاریان)،ج‏8،ص103
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، MESSENGER ، rastin ، بیداری اندیشه ، خادمة الزهرا ، paradise ، parisan ، nafas
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا