|
اشعار و نوشته های ادبی کاربران (طوفان واژه ها)
|
|
۱۷:۲۸, ۱۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۳ ۶:۵۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت همه شما دوستان عزیزم این تاپیک رو ایجاد کردم تا هرکدام از شما عزیزان اشعار ونوشته های زیبایتان را که خودتان سرودید یا نوشته اید را در اینجا قرار دهید.همانطور که اطلاع دارید در تالار بیداری اندیشه بخشی زیبا به نام دلنوشته ها واشعار وجود دارد.ولی در آنجا کاربران اشعار ونوشته هایی که دیگر شاعران یا نویسندگان نوشته اند را قرار میدهند.من خواستم با ایجاد این تاپیک هرکس میخواهد اشعار و نوشته های ادبیش رو بقیه دوستان ببینند و یا در موردش نظر بدهند و نقدش کنند در اینجا قرار دهد. (۱۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۵)HermeS نوشته است:. |
|||
|
|
۰:۲۴, ۱۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من این شعر رو سوم راهنمایی گفتم
![]() ای مسلمان ای غرور زندگانی ای ستاره که همیشه جاودانی نور زیبای قشنگت را بتابان بر سر پژمرده گلهای پریشان کمک کن دیگران را ای مسلمان که باشد چهره ات شاداب و خندان تو گر نیکی کنی بر مستمندان ثوابش باز بینی چند چندان به قول آن قدیمیان که گفتند سخن چون در. و در را نیک سفتند تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز |
|||
|
|
۱:۴۱, ۱۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با تشکر از revengerعزیز
اما الان میخوام نحوه کار رو توضیح بدم: هرکسی میتونه شعری که خودش سروده ویا نوشته ای که خودش نوشته رو اینجا قرار بده.دوستان عزیزم اصلا هم نترسید وخجالت نکشید از اینکه شعری که خودتون سرودید رو میخواید برای بقیه به اشتراک بزارید.مطمئن باشید کسی شمارو به خاطر حرف دلتون سرزنش نخواهد کرد.هرچقدر هم اگر سطح شعر ویا نوشته پایین باشه.(که مطمئنم اینطور نخواهد بود)چون هیچکس انتظار شعرای سعدی وار از کسی ندارد. هر شعری که توسط دوستان قرار داده میشه خوانندگان اون شعر یا نوشته(منظورم از نوشته سخنان نسبتا کوتاه با بار ادبی که برای خواننده جالب باشه.مثل سخنان زیبایی که هرروز هممون به نقل از بزرگان میشنویم.)ابتدا هر سوال و پرسشی که درباره اون شعر یا نوشته دارند میپرسند.مثلا میپرسند منظور نویسنده یا شاعر از این بیت یا مصرع ویا لغت چی بوده.ویا چه آرایه ای در این قسمت به کاررفته.البته خود خواننده نوشته هم در ابتدا میتونه استنباط خودش رو از شعر بیان کنه.در هر صورت در مورد شعر بحث صورت بگیره. بعد از اینکه هم نویسنده یا شاعر وهم خواننده در مورد شعر نظرشونو بیان کردند.هر کاربر وخواننده میتونه به اون شعر نمره بده. نمره دادن به اشعار:چهار بخش در نمره دادن به اشعار وجود دارد: 1.مفهوم:هر شعر دارای هدف خاصیست وموضوع مشخصی رو دنبال میکنه.که به عنوان مفهوم اون شعر شناخته میشه. 2.قافیه و وزن(ریتم) 3.بار ادبی(آرایه ها واستفاده از لغات):هر شعری دارای نکات ادبی ریزیست که به زیبایی کلام قوت میبخشد.به این نکات ادبی آرایه گفته میشود.و استفاده از لغات هم که یعنی همان استفاده درست از کلمات.یعنی وقتی شما دو لغت هم معنی دارید از کدام استفاده کنید تا به زیبایی شعر اضافه کند. کل:60 نمره.یعنی بهترین شعر میتونه نمره 60 بگیره. دوستان گرامی توجه کنید که هر گزینه از بخشهای بالا از 20 نمره میباشد. (تمام نکاتی که در بالا ذکر کردم رو مطمئنم که همه شما خیلی بهتر از من میدونید.) واما در مورد نوشته های زیبا:فعلا بخشهای مختلفی در این مورد به نظرم نرسیده.(خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم.)هرکسیکه میخواد به نوشته کسی نمره بده از 20 میتونه بهش امتیاز بده. امیدوارم که از امتیازاتی که به همدیگه داده میشود ناراحت نشیم وبه نظرات همدیگه احترام بزاریم. در آخر هم میخواستم بدونید که با یک استاد ادبیات دانشگاه تهران طرف نیستید.منم مثل همه شما عاشق زبان و ادبیات فارسی هستم.نه بیشتر ونه کمتر. قصد من هم از ایجاد این تاپیک برهم زدن فضای تالار نبود.قصدم اینه که به ادبیات فارسی بیشتر اهمیت بدیم.وبگم که هرکسی که سر سوزن ذوقی داره نترسه وحرف دلشو بگه. در ضمن خوشحال میشم اگه پیشنهادات خودتونو بیان کنید.قطعا مفید خواهد بود.(بازم میگم اگه ناظران ویا مدیران محترم فکر میکنن که وجود همچین بخشی در این تالار احتیاج نیست به بنده بگن و این تاپیک رو حذف کنند.) یا حق. |
|||
|
|
۲:۲۶, ۱۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۰ ۲:۴۹ توسط افلاطون.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بچه ها اين يه پنج بيتي شعره اميدوارم ما را مورد عنايت خود قرار بدهيد (سروده افلاطون)
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مخصوص كنكوري ها بخصوص كارشناسي ارشد![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() جنگ امروز جنگ گرز و شمشير نيست جنگ با شير و كشتن ديو نيست جنگ امروز در ميان كتابهاست آنجا كه گفتن اول دعاست دوم تلاش و سوم رويش است چهارم تحقيق و دانش است به قول شاعر شهريار پنجم زمان را نبايد داد دست باد بايد خوب درس خواند خوب تا شكست غول كنكور را و دود |
|||
|
|
۲:۴۴, ۱۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
فکر جالبیه.
اینم یه درد دل از من که البته نمیشه اسمش رو شعر گذاشت ولی به هر حال یه دلنوشته اس: مهدی فاطمه را عاشق و غمخوار کم است دیده ی خون و دل غم زده و زار کم است از غم غربت مهدی چه کسی غمگین است؟ منتظر نیست کسی آه شرر بار کم است هرکه از راه رسد لاف انالحق دارد لیک در معرکه حلاج سر دار کم است شهر ما کوفه شده جنگ همان صفین است أین عمار؟ بیا، یار وفادار کم است همه جا کرببلا گشته ، کنون عاشوراست خم شده پشت حسین چون که علمدار کم است ای صبا خود برسان غربت مولایم را که در این کرب و بلا زینب غمخوار کم است دل سید علی اش خون شد از این مزدوران نیست یک مالک اشتر صفتی، میثم تمار کم است ای (سراج) این همه فریاد چرا سردادی همه در خواب گران سخت فرو رفته و بیدار کم است |
|||
|
|
۲:۵۲, ۱۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اينم بد نيست بخونيدش البته وقتي كه از فردا نيستم تاكي معلوم نيست
بوديم و كسي پاس نمي داشت كه هستيم باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم
|
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۱۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۰ ۱۴:۰۰ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
برای اولین شعر یعنی شعر revengerمیخوام نمره بدم.چون معنی شعر معنی روانییه وخواننده به سادگی متوجه مفهومش میشه دیگه فکر نمیکنم لازم باشه تا در این مورد بحث کنیم.
مفهوم:11 قافیه ووزن:13 بار ادبی(آرایه ها واستفاده از لغات):10:فکر میکنم این شعر دارای آرایه تضمین باشه.یعنی توی بیت آخر شما شعر یک شاعر دیگررو استفاده کردید. کل:34 در ضمن حتما لازم نیست که بیتهای شعر زیاد باشه.کمترین تعداد بیتهای یک شعر میتونه دو بیت باشه.اگر هم برای شعراتون اسم انتخاب کنید بهتره. |
|||
|
|
۰:۲۸, ۲۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۰ ۰:۴۹ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دوستان این شعر از خودمه البته اگر بشه اسمشو شعر گزاشت.قبل از خواندنش ازتون خواهش میکنم که این نوشته رو به آرامی بخوانید چون ریتمش به نظر خودم یه مقدار مشکله. ودر آخر نظرتونو بهم بگید.باتشکر.
ای خدا جمعه شبا همیشه بیمی دارم که تا جمعه ی بعد من امیدی دارم؟ گویند,منتظرش منتظر دست تر توست نادیده شدن گستره ی رسم تن توست نادیده ای که دیده شد به چشم کریمان دست ترتو درمان کرد به رسم طبیبان آن طبیبی که داروی تبش ایمان است این همه لطف ومحبت باعث این عالم دیوانست تو خود دانی فراتر از آنچه میگویم افسوسو صد افسوس که من خبط بشر میشویم تو حقیو به باطل همه جا میخندیم آب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم با اینهمه باطل,منتظرحقو حقیقت باشیم؟ با اینهمه قاتل منتظر منجی بشریت باشیم؟ با این همه اوصاف... امیدی نیست.وقتی اسم دین هست رسم دین نیست امیدی نیست.وقتی فرع دین هست اصل دین نیست امیدی نیست وقتی روبه دین مرد پشت دین مست امیدی هست وقتیکه تو باشی پشت یک نسل نسلی که هم از اصل افتاد وهم از اسب نسلی که همش حرف بافتو همش حرف حرفی که مثل گل,پشت آن خار روید من اگر خسته شدم چون همه عالم گویند... همه عالم گویندپشت کوه دشتی نیست همه عالم گویندبعدازهرسختی هیچ جشنی نیست همه عالم گویند که دم چشمه حق مشکی نیست گاه کافیست در این چشمه و مشک اشکی ریخت |
|||
|
|
۲۱:۳۷, ۲۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
این دوبیتی هم از منه یه روز جمعه بود خیلی دلم گرفته بود این دوبیتی رو گفتم روز جمعه ، روز بیعت با غم و دلتنـگی است روز جمعه ، روز پروازم به سوی مهدی است در میــان روز هـــا و مــاه هـــا و سـال هـــا روز جمعه ، روز اوج نالــه ی ادرکنــی است
|
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۲۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
گذشت سالی و هجر یار دارم
ز غربت گریه های زار دارم دعایم این بود در سال تحویل خدایا حاجت دیدار دارم (عید شما مبارک) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













