|
ایران (نا)امن!
|
|
۰:۵۶, ۸/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۳ ۱:۰۲ توسط Kol.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا.
سلام بر همه. این تاپیکی که زدم بحث مهمی هست و لطفا شرکت کنید و راهکار ارائه بدید. --------- ( همه داستان های واقعی اند )
-------------------- حالا یک چند تا سوال دارم از شما: 1- اگه شما یک بچه داشته باشید، ( حدودا 8 سال ) و مدرسه تا خونه 20 دقیقه راه باشه، اجازه میدید خودش بره و بیاد؟ 2- شما نصف شب اگه لازم باشه جایی برید، سوار تاکسی میشید؟ 3- چرا تو اتوبوس و مترو، بیشتر مردم ساکت اند و حرف نمی زنند؟ 4- چه عواملی باعث میشه این همه معتاد تو جامعه باشه ؟ 5- چرا جامعه ما به اینجا رسیده؟ 6- راهکارتون برای درست شدن این اوضاع و احوال چیه؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۱۴, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ببینید آقای کول اون کوچه میخانه به احتمال زیاد از قبل انقلاب به صورت رسمی میخانه یوده. پس به نظام هم ربطی نداره...
اما واقعا این همه تجاوز وانحراف اخلاقی وگسترشش تو این چند سال اخیر وتغییر فوق وحشتناک پوشش خانومها وبه ابتذال رفتن محیط های فرهنگی وبه اصطلاح هنری به قول شما از کجا آب می خوره؟! ببینید اینکه قشر مذهبی ما ضعیف هستن درست من خودم با یسریشون هر روز در ارتباطم اما اما خدا عقل رو واسه چی داده واسه تمیز حق هز باطل..امروز بایه عده که دقیقا با بهونه اینکه مذهبی ها خودشون بدترن بی دین شدن و خداوپیغمبر رو گذاشتن کنار بحث بود می گفت ما معنی صدقه رو نمی فهمیم آخه چه جوری با روزی500تومن یه فقر دارا می شه اگه تونستی بری واسش یدست لباس کامل بخری اونوقت هنر کردی بیخودی هم واسه صدقه دادن نگید70تا بلا رفع می شه خب پس می بینید که شبه انداختن ورفع مسءولیت و خودمحوری وحشتناک بیشتر کارو به اینجا رسونده اینکه بگم با 500تومن من کی دارا می شه !!هیشکی خب پس صدقه بی صدقه فلان روحانی ومسءول که ظاهر مسلمون داره ونماز خونه این همه پول از کجا میاره مدام سفر خارجه خب پس معلومه دیگه نماز واین چیزا رو از خودشون درههوردن یعنی این آدم به جای رفتن و فهمیدن وتحقیق کردن و پیدا کردن حقیقت با چهار تا توجیه به اصطلاع دو دوتا چارتا کردن خودشو از مسلمونیو دینداری راحت کرد.. حاج آقا پناهیان می گفتن تو دوره آخرالزمان ظلم وفساد زیاد می شه اما در مقابلش مبارز و مسلمون واقعی هم زیاد می شه چون اینا قرار حکومت حضرت مهدی رو جهانی کنن وگرنه که ایشون معجزه نمی کنن یا فوت نمی کنن همه دنیا گلستون شه..
|
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
1-معلومه که نه! 2-نه... من انقدرمیترسم که آژانسم زنگ نمیزنم جدی میگم بایدیکی ازاهل خانوداه روبیدار کنم منوببره 3-منکه باهمه حتی اگه نشناسم حرف میزنم سرصحبتوبازمیکنم حوصلم سرنره ولی بنظرم اونایی که حرف نمیزنن افسرده هستن یااینکه حتی ازصحبت باادم غریبه ترس دارند 4-یاغم زیاد یاخوشی زیاد! 5-اینودوستان خوب گفتن همش بخاطربی دینی 6-اینکه مردم بسوی دین روبیارندولی نمیدونم چطور!وهمچنین فرهنگ سازی |
|||
|
|
۴:۱۵, ۹/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۳ ۴:۲۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
امنیت فرق داره با احساس امنیت.
بحث ظریفی هست. اینکه ما چه حسابی روی محیط اطرافمون میکنیم مربوط به احساس امنیت میشه. درسته که احساس امنیت مربوط میشه به میانگین تمام حوادثی که رخ بده، اما در واقع میزان امنیت فقط به حوادثی مربوط میشه که دارای روندهای قابل پیش بینی هستن. بسیاری از تک حادثه هایی که رخ میدن و مخل امینت میشن، حداقل در بخشی از خودشون روند قابل پیش بینی ای ندارن. به همین خاطر میزان قدرت پلیس در برخورد با اونها معنا پیدا نمیکنه. پلیس فقط میتونه با دستگیری عاملین پس از ارتکاب جرم و ایجاد ناامنی، و سپردنشون به دست عدالت، هزینه ی ارتکاب جرم رو بالا ببره. این تنها کاری هست که منطقاً در مورد اونها ممکن هست. نیازی به توضیح نداره که اصل امنیت از قوه ی انتظامی منشأ نمیگیره و مربوط میشه به سلامت مردم. عامل از دست رفتن سلامت مردم اینه که مردم سست عنصر باشن. یک قسمتش که مسلماً سستی مردم در کار خودشون هست، اما یک قسمت بزرگش که نباید فراموش کرد اینه که مردم در قبال عیوب و آفات اطرافشون کاری نکنن(نپرداختن به امر به معروف و نهی از منکر، که بارها در قرآن کریم فرموده شده که این کار موجب فساد جامعه میشه تا حدی که به قهر خدا گرفتار بشن). امنیت و احساس امنیت، همدیگر رو تشدید میکنن. یعنی هر چقدر که مردم بیشتر احساس امنیت کنن بر رونق فعالیتها اثر مثبت میذاره و خود این باعث میشه امنیت بالا بره، و به تبعش باز احساس امنیت بیشتر بشه. برعکسش هم صادقه. البته هر دو این تشدیدها(چه مثبت چه منفی) عامل مزاحم دارن که نمیذاره تا بینهایت برن. بخاطر همین اثر احساس امنیت، سیاستمداران تمام تلاششون رو میکنن تا طوری صحبت کنن که احساس امنیت رو بیشتر کنن. پلیس هم همینطور. یک اشکالی که به عنوان تاپیک وارده در همین مورد هست. خاصیت چنین عنوانی صرفاً اطلاع رسانی در مورد موضوع نیست، بلکه یک خاصیت تبلیغی هم در بیان وجود ناامنی داره، و احساس امنیت رو کم میکنه. از این جهت، همین تیتر زدن خودش در خلاف جهت امنیت داره حرکت میکنه. هب شدغخدث صخعمی مخخن هدفخ فاهس فاهدلو اث صخعمیدگف سثث شدغفاهدل ذعف قعذذهساو ذعف فاث ضعثسفهخد هسو یخثس فاهس ثرثد یهببثق بخق سخئث حثخحمث؟ |
|||
|
|
۱۱:۲۹, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۹/دی/۹۳ ۴:۱۵)درست پسند نوشته است: امنیت فرق داره با احساس امنیت. اون جمله آخرش من رو داغونم کرد اصن!! ![]() ![]() شوخی کردما حالا به جرم تمخسر تکفیرمون نکنید ![]()
|
|||
|
|
۱۲:۰۴, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
امنیت کشور که طبیعتا به سه چهار تا حادثه ختم نمیشه! به شخصه فکر نمیکنم نا امنی خاص و شدیدی تو کشور وجود داشته باشه . درضمن خیلی از چیزا ، یه س ی مسائل فردی هستن. مثل اون قضیه داداشه که ماشین داداششو فروخت . خب این مشخصه که طرف یا روده راست تو شکمش نبوده ، یا مال حرم خورده ! ولی هرچی بوده ، خیلی نامرد بوده
اگر نا امنی ای هم وجود داشته باشه ، نا امنیصرف نیست ، بلکه معلول مسائل دیگه ای هست . مثل حروم خوری ، مال شبهه دار ، کم فروشی از زوایای مختلف و ... که متاسقانه کم هم نیست توی جامعه ما 1. الان همه بچه ها خستن! کی حوصله راه رفتن داره من به شخصه تا سن 9 سالگی که مدرسم همچین دورم نبود ، صبح میگفتم یا عمو و پسر عمو و داداش منو میبره یا مدرسه نمیرم . فکر نکنم یه بار هم پیاده رفته باشم بابراین اصلا سوال رو غلط میدونم ، اما بر فرض درست بودن ، پاسخ من نه هستش2. اساسا بنده نصفه شب جایی نمیرم .ثانیا نصفه شب تاکسی خطی پیدا نمیشه! پس سوار شدن به ماشین شخصی قطعا ریسکه 3. چون مردم همه گرفتاری خودشونو دارن ، راجع به چی با بغل دستی حرف بزنن؟! اصلا چه دلیلی داره حرف بزنن؟ 4 و 5 . به همون دلیلی که گفتم.اینها ، معلول کار ها و حرام هایی هستن که ما در گذشته انجام دادیم. باید اونارو درست کرد تا اینا خود به خود درست شه. وقتی معنویت تو جامعه کم میشه ، و خود این کم شدن معنویت ، باعث کمتر شدن معنویت بشه ، طبیعیه که همچین اتفاقاتی رخ بده! درضمن ، در ادامه حرفهام ، به طور مثال دزدی که فقط دست تو جیپ مردم کردن نیست! منظورمو که متوجه میشید؟ 6. در بطن مطالب بالا گفتم |
|||
|
|
۱۹:۰۰, ۹/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۳ ۱۹:۰۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۹/دی/۹۳ ۱۱:۲۹)Ali#59 نوشته است: اون جمله آخرش من رو داغونم کرد اصن!!یکبار یک نفر چیزی که بهش علمی نداشت رو به عنوان علم جا زد تا به توسطش آیات خداوند رو زیرسؤال ببره، و بعد که گفتیم کجاش دلیل داشت و براساس چه دلیلی پی بردید که اون مسئله درست هست و علم هست، فرار کرد. محاجّه کردیم که: اگر دلیلی دارید بیارید و اگر ندارید حرفتون رو پس بگیرید، ولی اگر بیآنکه دلیل داشته باشه و به توسطش به علمی رسیده باشید در آیات خدا جدل میکنید، قطعاً از مسلمونی خارج میشید و میتونید برید پیش کفار، چون بحث دین خدا و حق و باطل ابداً شوخی نیست و بسیار سنگینتر از حد تصور هست. هر چند بعضی افراد دیگر هم چیزی از توضیحاتمون نفهمیده بودند و حرفهای روشنفکرمآبانه در ذهنشون جولان میداد که باید با هر چیزی مسالمتآمیز برخورد کرد. حالا هم شما با زدن چنین کنایهای، جرم ِ اون فرد موردنظر رو سبک نگیرید. بزرگترین جرم وهابیها و صهیونیستها، قتل و غارتشون نیست. بلکه جابجا کردن حق و باطل(دروغگویی) و تحریف دین هست. |
|||
|
۰:۳۵, ۱۰/دی/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۹/دی/۹۳ ۱۹:۰۰)درست پسند نوشته است: یکبار یک نفر چیزی که بهش علمی نداشت رو به عنوان علم جا زد تا به توسطش آیات خداوند رو زیرسؤال ببره، و بعد که گفتیم کجاش دلیل داشت و براساس چه دلیلی پی بردید که اون مسئله درست هست و علم هست، فرار کرد.مطمئن که نشدم ولی فک کنم اون تایپیک همجنس گراها رو میگید؟! ![]() ![]() جدا از این که کلا ربطش رو به این موضوع متوجه نشدم...منتها در مورد دلیل ادامه ندادنم به بحث با شما (در اون تایپیک و بعدش در تمام تواپیک!) باید بگم که : شما قانع بشو نیستید!! یعنی قرار نیست چیزی رو قبول یا رد کنید،بلکه فقط یک سری چیزها رو باور کردید و فقط سعی دارید ازش «دفاع» کنید. خب من با چنین کسی چطور باید بحث کنم!!! شما هر وقت یک درصد احتمال دادید که حرفاتون میتونه اشتباه باشه،اون وقت میتونید «بحث» هم کنید.(بحث علمی که کلا نیاز به عدم پیش داوری داره...یعنی احتمال بدید ممکنه حرفای شما 100% اشتباه و حرفای طرف مقابل 100% درست باشه) به هر حال...! فک کنم شما بحث که هیچی،قابلیت شوخی هم ندارید!! ![]() ![]() با زندگی زیباتون خوش باشید
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |














