کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راهبردها در کلام امام خامنه ای ((ویژه))
۱۹:۴۷, ۲۳/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۰ ۲۳:۵۷ توسط SARV.)
شماره ارسال: #1
آواتار

[b]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
طی ایجاد تاپیک هایی در تالار با مضمون های مظلومیت رهبری و حمایت از رهبری به فکر ایجاد تاپیکی افتادم که به نظرم جاش در تالار خیلی خالیه .
(( راهبردها در کلام امام خامنه ای ))
دوستان؛ اگر به طور واقعی صحبت ها و راهبرهای رهبر عزیزمون رو گوش بدیم و به
اونها عمل کنیم صد درصد به هدفی که همه ما به دنبالش هستیم یعنی بیداری اندیشه
خواهیم رسید . متأسفانه در این دوره عده ی زیادی از مردم حتی کسانی که حامی
[/font][font=Tahoma]
ولایت هستند و همچنین عده ای از مسئولین توجهی به صحبت ها و راهبرد های
حضرت آقا ندارند ، که این مسئله خود باعث به وجود آمدن خیلی از مشکلات در جامعه
شده است . امیدوارم با توجه خاص به رهنمود های نائب عمومی به حق امام
زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود و جامعه خود را برای ظهور آماده کنیم . انشاءالله
( از مدیران این بخش تقاضای عاجزانه دارم که این تاپیک را ادغام نفرمایند . )

اولین رهنمود : اراده و قدرت انسان
من به نقش انسان و اراده و قدرت انسانی ، ایمان زیادی دارم . این جزو اصول فکری
ماست که در طول دوران انقلاب و در بررسی مسائل اسلامی به آن رسیده ایم و آن را در
عمل اجرا کرده ایم و آثار و نتایجش را هم دیده ایم . ایمان به اراده انسانی و در کنارآن ،
اعتقاد و ایمان و اطمینان به کمک الهی ، باعث میشود که بزرگترین مشکلات به آسانی
حل شوند . با این دید ، من نسبت به آینده انقلاب و کشور و نظام خوشبینم و این

خوشبینی را با قوت تمام حفظ کرده ام و امروز به اندازه یک ذره ، احساس بدبینی و
ضعف نمیکنم ؛ به خصوص که حرکت عظیم مردم ، معجزه الهی را نشان می دهد و مارا
با عظمت و تأثیر نقش مردم آشنا میکند .

mall">مراسم بیعت وزیر کشور به همراه استانداران سراسر کشور 19/3/68
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، azade ، رهیافته ، EMPERATOR ، sayed reza ، میلاد.م ، خادمة الزهرا ، rastin ، أین المنتظر ، حسن.س. ، Agha sayyed

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۲۲, ۱۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
دوازدهمین راهبرد:الگو جوانان از نگاه رهبری

[b]به عنوان یک دختر دانشجو، ما چگونه مى‏توانیم از زندگانى حضرت زهرا علیهاسلام الگو بگیریم؟ الگوهاى خود شما در دوره جوانى چه کسانى بوده‏اند؟


سؤال خوبى است. اولاً من به شما بگویم که الگو را نباید براى ما معرفى کنند و بگویند که این الگوى شماست. این الگوى قراردادى و تحمیلى، الگوى جالبى نمى‏شود. الگو را باید خودمان پیدا کنیم؛ یعنى در افق دیدمان نگاه کنیم و ببینیم از این همه چهره‏اى که در جلوِ چشممان مى‏آید، کدام را بیشتر مى‏پسندیم؛ طبعاً این الگوى ما مى‏شود. من معتقدم که براى جوان مسلمان، بخصوص مسلمانى که با زندگى ائمّه و خاندان پیامبر و مسلمانان صدر اسلام آشنایى داشته باشد، پیدا کردن الگو مشکل نیست و الگو هم کم نیست. حالا خود شما خوشبختانه از حضرت زهرا سلام‏اللَّه علیها اسم آوردید. من در خصوص وجود مقدّس فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها چند جمله بگویم؛ شاید این سررشته‏اى در زمینه بقیه ائمّه و بزرگان شود و بتوانید فکر کنید.
شما خانمى که در دوره پیشرفت علمى و صنعتى و فنآورى و دنیاى بزرگ و تمدّن مادّى و این همه پدیده‏هاى جدید زندگى مى‏کنید، از الگوى خودتان در مثلاً هزاروچهارصد سال پیش توقّع دارید که در کدام بخش، مشابه وضع کنونى شما را داشته باشد، تا از آن بهره بگیرید. مثلاً فرض کنید میخواهید ببینید چگونه دانشگاه می‏رفته است؟ یا وقتى که مثلاً در مسائل سیاست جهانى فکر می‏کرده، چگونه فکر می‏کرده است؟ اینها که نیست.
یک خصوصیات اصلى در شخصیت هر انسانى هست؛ آنها را بایستى مشخّص کنید و الگو را در آنها جستجو نمایید. مثلاً فرض بفرمایید در برخورد با مسائل مربوط به حوادث پیرامونى، انسان چگونه باید برخورد کند؟ حالا حوادث پیرامونى، یک وقت مربوط به دوره‏اى است که مترو هست و قطار هست و جت هست و رایانه هست؛ یک وقت مربوط به دوره‏اى است که نه، این چیزها نیست؛ اما حوادث پیرامونى بالاخره چیزى است که انسان را همیشه احاطه مى‏کند.
انسان دوگونه مى‏تواند با این قضیه برخورد کند: یکى مسؤولانه، یکى بى‏تفاوت. مسؤولانه هم انواع و اقسام دارد؛ با چه روحیه‏اى، با چه نوع نگرشى به آینده. آدم باید این خطوط اصلى را در آن شخصى که فکر مى‏کند الگوى او میتواند باشد، جستجو کند و از آنها پیروى نماید.
من این موضوع را یک وقت در سخنرانى هم گفته‏ام. در این سخنرانیهاى ما هم گاهى حرفهاى خوبى در گوشه کنار هست؛ منتها غالباً دقّت نمى‏شود و همین‏طور ناپدید می‏گردد! ببینید؛ مثلاً حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏ علیها در سنین شش، هفت سالگى بودند - اختلاف وجود دارد؛ چون در تاریخ ولادت آن حضرت، روایات مختلف است - که قضیه شعب ابى‏طالب پیش آمد. شعب ابیطالب، دوران بسیار سختى در تاریخ صدر اسلام است؛ یعنى دعوت پیامبر شروع شده بود، دعوت را علنى کرده بود، بتدریج مردم مکه - بخصوص جوانان، بخصوص برده‏ها - به حضرت مى‏گرویدند و بزرگان طاغوت - مثل همان ابولهب و ابوجهل و دیگران - دیدند که هیچ چاره‏اى ندارند، جز این‏که پیامبر و همه مجموعه دوروبرش را از مدینه اخراج کنند؛ همین کار را هم کردند. تعداد زیادى از اینها را که دهها خانوار مى‏شدند و شامل پیامبر و خویشاوندان پیامبر و خود ابى‏طالب - با این‏که ابى‏طالب هم جزو بزرگان بود - و بچه و بزرگ و کوچک مى‏شدند، همه را از مکه بیرون کردند. اینها از مکه بیرون رفتند؛ اما کجا بروند؟ تصادفاً جناب ابى‏طالب، در گوشه‏اى از نزدیکى مکه - فرضاً چند کیلومترى مکه - در شکاف کوهى ملکى داشت؛ اسمش «شعب ابی‏طالب» بود. شعب، یعنى همین شکاف کوه؛ یک درّه کوچک. ما مشهدیها به چنین جایى «بازه» مى‏گوییم. اتفاقاً این از آن لغتهاى صحیحِ دقیقِ فارسىِ سره هم هست که به لهجه محلى، روستاییها به آن «بَزَه» مى‏گویند؛ اما همان اصلش «بازه» است. جناب ابى‏طالب یک بازه یا یک شعب داشت؛ گفتند به آن‏جا برویم. حالا شما فکرش را بکنید! در مکه، روزها هوا گرم و شبها بینهایت سرد بود؛ یعنى وضعیتى غیرقابل تحمّل. اینها سه سال در این بیابانها زندگى کردند. چقدر گرسنگى کشیدند، چقدر سختى کشیدند، چقدر محنت بردند، خدا مى‏داند. یکى از دوره‏هاى سخت پیامبر، آن‏جا بود. پیامبر اکرم در این دوران، مسؤولیتش فقط مسؤولیت رهبرى به معناى اداره یک جمعیت نبود؛ باید مى‏توانست از کار خودش پیش اینهایى که دچار محنت شده‏اند، دفاع کند.

مى‏دانید وقتى که اوضاع خوب است، کسانى که دور محور یک رهبرى جمع شده ‏اند، همه از اوضاع راضیند؛ مى‏گویند خدا پدرش را بیامرزد، ما را به این وضع خوب آورد. وقتى سختى پیدا مى‏شود، همه دچار تردید مى‏شوند، مى‏گویند ایشان ما را آورد؛ ما که نمى‏خواستیم به این وضع دچار شویم!
البته ایمانهاى قوى مى‏ایستند؛ اما بالأخره همه سختیها به دوش پیامبر فشار مى‏آورد. در همین اثنا، وقتى که نهایت شدّت روحى براى پیامبر بود، جناب ابى‏طالب که پشتیبان پیامبر و امید او محسوب مى‏شد، و خدیجه کبرى که او هم بزرگترین کمک روحى براى پیامبر به‏شمار مى‏رفت، در ظرف یک هفته از دنیا رفتند! حادثه خیلى عجیبى است؛ یعنى پیامبر تنهاى تنها شد.
من نمى‏دانم شما هیچ وقت رئیس یک مجموعه کارى بوده‏اید، تا بدانید معناى مسؤولیت یک مجموعه چیست!؟ در چنین شرایطى، انسان واقعاً بیچاره مى‏شود. در این شرایط، نقش فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها را ببینید. آدم تاریخ را که نگاه مى‏کند، این‏گونه موارد را در گوشه کنارها هم باید پیدا کند؛ متأسفانه هیچ فصلى براى این‏طور چیزها باز نکرده‏اند.
فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها مثل یک مادر، مثل یک مشاور، مثل یک پرستار براى پیامبر بوده است. آن‏جا بوده که گفتند فاطمه «امّ ابیها» - مادر پدرش - است. این مربوط به آن وقت است؛ یعنى وقتى که یک دختر شش، هفت ساله این‏گونه بوده است. البته در محیطهاى عربى و در محیطهاى گرم، دختران زودتر رشد جسمى و روحى مى‏کنند؛ مثلاً به اندازه رشد یک دختر ده، دوازده ساله امروز. این، احساس مسؤولیت است. آیا این نمى‏تواند براى یک جوان الگو باشد، که نسبت به مسائل پیرامونى خودش زود احساس مسؤولیت و احساس نشاط کند؟ آن سرمایه عظیم نشاطى را که در وجود اوست، خرج کند، براى این‏که غبار کدورت و غم را از چهره پدرى که مثلاً حدود پنجاه سال از سنش مى‏گذرد و تقریباً پیرمردى شده است، پاک کند. آیا این نمى‏تواند براى یک جوان الگو باشد؟ این خیلى مهمّ است.
نمونه بعد، مسأله همسردارى و شوهردارى است. یک وقت انسان فکر مى‏کند که شوهردارى، یعنى انسان در آشپزخانه غذا را بپزد، اتاق را تر و تمیز و پتو را پهن کند و مثل قدیمیها تشکچه بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید! شوهردارى که فقط این نیست. شما ببینید شوهردارى فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها چگونه بود. در طول ده سالى که پیامبر در مدینه حضور داشت، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین علیهماالسّلام با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال، جنگهاى کوچک و بزرگى ذکر کرده‏اند - حدود شصت جنگ اتّفاق افتاده - که در اغلب آنها هم امیرالمؤمنین علیه‏السّلام بوده است. حالا شما ببینید، او خانمى است که در خانه نشسته و شوهرش مرتّب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ مى‏ماند - این قدر جبهه وابسته به اوست - از لحاظ زندگى هم وضع روبه‏راهى ندارند؛ همان چیزهایى که شنیده‏ایم: «و یطعمون الطّعام على حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه اللَّه»(3)؛ یعنى حقیقتاً زندگى فقیرانه محض داشتند؛ در حالى که دختر رهبرى هم هست، دختر پیامبر هم هست، یک نوع احساس مسؤولیت هم مى‏کند.
ببینید انسان چقدر روحیه قوى مى‏خواهد داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند؛ دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاریهاى زندگى خالى کند؛ به او دلگرمى دهد؛ بچه‏ها را به آن خوبى که او تربیت کرده، تربیت کند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام، امام بودند و طینت امامت داشتند؛ زینب علیهاسلام که امام نبود. فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها او را در همین مدت نُه سال تربیت کرده بود. بعد از پیامبر هم که ایشان مدّت زیادى زنده نماند.

این‏طور خانه ‏دارى، این‏طور شوهردارى و این‏طور کدبانویى کرد و این‏طور محور زندگى فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفت. آیا اینها نمى‏تواند براى یک دختر جوان، یک خانم خانه‏دار یا مُشرف به خانه‏دارى الگو باشد؟ اینها خیلى مهم است.
حالا بعد از قضیه وفات پیامبر، آمدنِ به مسجد و آن خطبه عجیب را خواندن، خیلى شگفت‏انگیز است! اصلاً امثال ما که اهل سخنرانى و حرف زدن ارتجالى هستیم، مى‏فهمیم که چقدر این سخنان عظیم است. یک دختر هجده ساله، بیست ساله و حداکثر بیست‏وچهار ساله - که البته سنّ دقیق آن حضرت مسلّم نیست؛ چون تاریخ ولادت آن بزرگوار مسلّم نیست و در آن اختلاف است - آن هم با آن مصیبتها و سختیها به مسجد مى‏آید، در مقابل انبوه جمعیت، با حجاب سخنرانى مى‏کند که آن سخنرانى، کلمه به کلمه‏اش در تاریخ مى‏ماند.
عربها به حافظه خوش معروف بودند. یک نفر مى‏آمد یک قصیده هشتاد بیتى مى‏خواند، بعد از این‏که جلسه تمام مى‏شد، ده نفر مى‏گرفتند آن را مى‏نوشتند. این قصایدى که مانده، غالباً این‏گونه مانده است. اشعار در نوادى - یعنى آن مراکز اجتماعى - خوانده مى‏شد و ضبط مى‏گردید. این خطبه‏ ها و این حدیثها، غالباً این‏گونه بود. نشستند، نوشتند و حفظ کردند و این خطبه‏ ها تا امروز مانده است. کلماتِ مفت در تاریخ نمى‏ماند؛ هر حرفى نمى‏ماند. این‏قدر حرفها زده شده، آن‏قدر سخنرانى شده، آن‏قدر مطلب گفته شده، آن‏قدر شعر سروده شده؛ اما نمانده است و کسى به آنها اعتنا نمى‏کند. آن چیزى که تاریخ در دل خودش نگه مى‏دارد و بعد از هزاروچهارصد سال هر انسان که مى‏نگرد، احساس خضوع مى‏کند، این یک عظمت را نشان مى‏دهد. به نظر من، این براى یک دخترِ جوان الگوست.

شما راست مى‏گویید؛ تقصیر ما متصدّیان این امور است. البته منظورم امور دولتى نیست؛ منظورم امور معنوى و دینى است که این جوانب را، آن چنان که باید و شاید، درست در مقابل نسل جوان قرار نداده‏ایم؛ اما شما خودتان هم مى‏توانید در این زمینه‏ها کار کنید. همه زندگى ائمّه از این قبیل دارد.
زندگى امام جواد علیه‏السّلام هم الگوست. امام جواد علیه‏السّلام - امامى با آن همه مقامات، با آن همه عظمت - در بیست‏وپنج سالگى از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم؛ تاریخ مى‏گوید؛ تاریخى که غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانى و خردسالى و نوجوانى، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتى پیدا کرد. اینها چیزهاى خیلى مهمّى است؛ اینها مى‏تواند براى ما الگو باشد.
البته در زمان خودمان هم الگو داریم. امام الگوست. این جوانان بسیجى ما الگو هستند؛ هم کسانى که شهید شدند، و هم کسانى که امروز زنده‏اند. البته طبیعت انسان این‏گونه است که درباره کسانى که رفته‏اند و شهید شده‏اند، راحت‏تر مى‏شود حرف زد. ببینید چه الگوهایى مى‏شود پیدا کرد! ما در جنگ کسانى را دیدیم که از شهر یا از روستاى خودشان بیرون آمده بودند؛ در حالى که یک آدم کاملاً معمولى به نظر مى‏رسیدند. اشاره کردم که آن رژیم نمى‏توانست استعدادها را رشد دهد، یا به بروز بیاورد. اینها در آن رژیم یک آدم معمولى بودند؛ اما در این نظام، به میدان جنگ - که میدان کار بود - آمدند؛ ناگهان استعدادشان بروز کرد و یک سردار بزرگ شدند، بعد هم به شهادت رسیدند. از این قبیل زیاد داریم.
چند سال پیش، شرح حال اینها را در جزوه‏هایى به نام «فرمانده من» مى‏نوشتند؛ خاطرات جوانان از فرماندهانشان در جبهه بود. نمى‏دانم اینها ادامه پیدا کرد یا نه؟ یک داستان کوتاه، یا یک خاطره کوچک را نقل کرده‏اند، آن خاطره عظمت این شخصیت را به انسان نشان مى‏دهد. اینها مى‏توانند الگو باشند. البته در شخصیتهاى علمى خودمان، در شخصیتهاى ورزشى خودمان، در شخصیتهاى ادبى خودمان، در شخصیتهاى هنرى خودمان، مى‏شود الگوهایى پیدا کرد؛ شخصیّتهایى که انصافاً برجستگیهایى دارند.

البته انسان هم الگو را با معیارهاى خودش انتخاب مى‏کند. من خواهش مى‏کنم هر الگویى که خواستید انتخاب کنید، معیار «تقوا» را که توضیح دادم، حتماً در نظر داشته باشید. تقوا چیزى نیست که بشود از آن گذشت. براى زندگى دنیوى هم تقوا لازم است؛ براى زندگى اُخروى هم تقوا لازم است
بخشی از سخنرانی رهبری در جمع جوانان به مناسبت هفته جوان - 08/02/1377
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra
۲۰:۰۷, ۲۲/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۰ ۲۰:۰۸ توسط SARV.)
شماره ارسال: #12
آواتار
سیزدهمین راهبرد : انتخابات باید سالم باشد

انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از

تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى

اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب

نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد.

كسانى كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از

طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم

پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.

مجريان بايد تمام سعى خودشان را بكنند كه امانتدارى كنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما

در طول اين سالهاى متمادى - اين همه ما انتخابات داشتيم؛ بيش از سى انتخابات در

اين سى و دو سال - انتخابات سالمى بودند.
برخى اوقات بعضى‌ها ادعا كردند كه

انتخابات ناسالم است؛ ما فرستاديم تحقيق كردند، تدقيق كردند - هم در زمان حيات

مبارك امام (رضوان الله عليه)، هم بعد از آن - ديدند نه، ممكن است گوشه و كنار

تخلفاتى باشد، اما چيزى كه انتخابات را ناسالم كرده باشد، نتيجه‌ى انتخابات را تغيير

بدهد، مطلقاً اتفاق نيفتاده؛ همانى كه مردم انتخاب كردند، در بيرون واقع شده است.

بايد سعى كنند انتخابات سالم باشد؛ اين به عهده‌ى مجريان است؛ چه مجريان در

دولت و وزارت كشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed
۸:۰۴, ۲۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
گزارش آمده که فلان مسول در یکی از دستگاهها، خودش ماشین دارد، ولی ماشین دولتی سوار می‌شود! من نوشتم که حق ندارد این کار را بکند. برای من جواب آمد که این کار رویه است و همه می‌کنند!
این آقا خودش یک ماشین دارد، که برای خودش لازم است؛ یکی هم خانمش دارد و نمی‌شود که خانمش از این ماشین استفاده کند! عجب! این چه حرفی است؟ من الان اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده بکنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتی یعنی چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمی‌گرفتم که مرتب ملاحظه‌ی جهات امنیتی را توصیه می‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون می‌آمدم.
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران 70/5/23)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۳۶, ۱۵/تیر/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن لیالی قدر ماه مبارک رمضان برخی از توصیه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای استفاده‌ی هرچه بهتر و کامل‌تر از این فرصت گران‌بها را مرور می‌کند:

[تصویر: 139304241955400082_26977.jpg]
[تصویر: li_star_1.gif] با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید
در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

[b][تصویر: li_star_1.gif] ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید[/b]
قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

[b][تصویر: li_star_1.gif] از رذائل مادی خود را دور کنید[/b]
ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

[b][تصویر: li_star_1.gif] بهترین اعمال در این شب، دعاست[/b]
فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بنده‌ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده‌ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

[b][تصویر: li_star_1.gif] به معانی دعاها توجه کنید[/b]
ادعیه‌ی رسیده‌ی از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهای آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.
و من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

[b][تصویر: li_star_1.gif] با خدا حرف بزنید[/b]
من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته‌ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی‌حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته‌های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

[b][تصویر: li_star_1.gif] از خدای متعال عذرخواهی کنید[/b]
شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن‌جا جای عذرخواهی نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

[b][تصویر: li_star_1.gif] دلهایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید[/b]
مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه‌ی کامل آن و برجسته‌ترین الگو برای آن خصوصیت است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

[b][تصویر: li_star_1.gif] به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید[/b]
امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

[b][تصویر: li_star_1.gif] در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید[/b]
از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمه‌ی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی‌اعتباری این زندگی مادّی و این‌که همه‌ی این چیزهایی که میبینید، مقدّمه‌ی آن عالمی است که لحظه‌ی جان دادن، دروازه‌ی آن عالم است، بگذرانید. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲

[b][تصویر: li_star_1.gif] برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید[/b]
شبهای قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

[b][تصویر: li_star_1.gif] حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید[/b]
نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض‌دارها، به جانبازان، به غم دیده‌ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسانهایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شبهای قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید. ۱۳۷۳/۱۱/۲۸
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مهمترین و به یاد ماندنی ترین جمله امام خامنه ای در سال 1393 سیمرغ 9 4,495 ۲۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۴۱
آخرین ارسال: علی املشی
  مهمترین و به یاد ماندنی ترین جمله امام خامنه ای در سال 92 عبدالرحیم 15 6,272 ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۰:۰۰
آخرین ارسال: mohamad
  شرح حدیث امام خامنه ای مصباح 3 2,589 ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۴۴
آخرین ارسال: مصباح
  ***راز نهفته در تابلوی روبروی امام خامنه اي *** عبدالرحیم 0 2,000 ۷/مهر/۹۲ ۲:۳۱
آخرین ارسال: عبدالرحیم
  مهمترین و به یاد ماندنی ترین جمله امام خامنه ای در سال 91 میلاد.م 10 6,312 ۲۱/فروردین/۹۲ ۱۷:۲۹
آخرین ارسال: میلاد.م
  امام خامنه ای (فهرست موضوعات مهم) Agha sayyed 0 1,894 ۸/آبان/۹۱ ۱۴:۲۴
آخرین ارسال: Agha sayyed

پرش در بین بخشها:


بالا