کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حماسه حسینی(کتابی بی نظیر)
۱۸:۴۰, ۲۵/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۸:۴۲ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
معرفی کتاب

حماسه حسینی مجموعه ای است مشتمل بر کلیه سخنرانی ها و یادداشت های استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری درباره حادثه کربلا. این کتاب در چاپ های اولیه در سه جلد انتشار یافت، ولی در چاپ های اخیر در دو مجلد ارائه گردیده است. جلد اول این مجموعه شامل هفت فصل است. فصل اول با عنوان «حماسه حسینی»، مجموعه سه سخنرانی استاد شهید می باشد که تحت همین عنوان ایراد شده است. فصل دوم را سخنرانی های استاد تحت عنوان «تحریفات در واقعه تاریخی کربلا» تشکیل می دهد.

«ماهیت قیام حسینی» عنوان فصل سوم این کتاب است و فصل چهارم را سخنرانی آن شهید بزرگوار پیرامون «تحلیل واقعه عاشورا» تشکیل می دهد. «شعارهای عاشورا» عنوان فصل پنجم این کتاب می باشد. فصل ششم شامل هفت سخنرانی استاد شهید تحت عنوان «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی» است. در این فصل، علاوه بر مورد بحث واقع شدن موضوع اصلی، «امر به معروف و نهی از منکر» مسائل اجتماعی و سیاسی روز نیز مطرح گردیده و «کارنامه مسلمین در قبال مسأله فلسطین» بررسی شده است.

«عنصر تبلیغ در نهضت حسینی» فصل هفتم این کتاب است که هفت سخنرانی استاد تحت همین عنوان را شامل می گردد.

جلد دوم مجموعه «حماسه حسینی» شامل نوشته ها و یادداشت های استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری در این باب است. این کتاب حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته اند و هدف از این نگارش، یادداشت مطالب قابل توجه جهت مراجعات بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. این مطالب از نظر اجمال و تفصیل متفاوت می باشند، به طوری که برخی از آن ها به صورت یک مقاله است و برخی دیگر چند سطری بیش نیست و در موارد اندکی، مطلب با اشاره بیان شده است.

این جلد از کتاب شامل هشت فصل است که موضوع برخی از آن ها همان موضوعات جلد اول است. برخی موضوعات و مطالب نیز اختصاصی است، به طوری که می توان گفت فصول جلد اول و دوم به نوعی مکمل یکدیگرند.

منبع

به امید خدا به رسم دیگر تاپیک های حقیر قسمت هایی از کتاب رو قرار میدم.فقط خواهش دارم بی تفاوت نباشید.چرا که مطالبی در این کتاب هست که کمتر جایی دیده میشه.
موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin015 ، Anti gods ، SAViOR ، Agha sayyed ، MESSENGER ، mahdyshr ، MAHDI59 ، SARV ، rastin ، آزاد اندیش ، jkb ، تازه مسلمان ، MohammadMeraj ، hajiali.m ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، ali.khm ، saloomeh ، antizinom3 ، ضرغامیان ، حسن.س. ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۲۷, ۲۵/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۰ ۱۰:۲۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #11
آواتار
به نام خدا
به امید خدا مطالبی در مورد امر به معروف و نهی از منکر رو در ادامه می نویسم.
مطالب برگرفته از جلد دوم کتاب ارزشمند حماسه حسینی
کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر
تمام هدفهاي منفي اسلامي داخل در منكر است ، و گر چه در امر به معروف و نهي از منكر ، تعبير امر و نهي هست ، ولي با توجه به قرائني كه از خود قرآن كريم مي‏توان استنباط كرد و به نص احاديث قطعي اسلامي و به دليل‏ اينكه از مسلمات فقه اسلامي ما است و تاريخ اسلامي ما بدان گواهي مي‏دهد ، مقصود از آن تنها امر و نهي لفظي نيست ،
بلكه مقصود استفاده كردن از هر وسيله مشروع براي پيشبرد هدفهاي اسلامي است .
پس اگر بخواهيم روح امر به‏ معروف و نهي از منكر را با ترجمه و تعبير فارسي خودمان بيان بكنيم بايد
بگوئيم :

لزوم استفاده از هر وسيله مشروع براي پيشبرد اهداف اسلامي .


مطلبي كه مي‏خواهم به طور خلاصه عرض بكنم ، كارنامه ما درباره امر به‏
معروف و نهي از منكر است . همانطور كه در جلسات گذشته عرض كردم ، اين‏ اصل يكي از اركان تعليمات اسلامي است ، يكي از اركاني است كه به نص‏ صريح متون اسلامي و گفته پيغمبر اكرم ،


اگر از بين برود ، تمام تعليمات‏ اسلامي از بين رفته است .


اگر اين اصل منسوخ شود ، جامعه اسلامي به صورتي‏ كه بايد وجود داشته باشد ، هرگز وجود نخواهد داشت .
كارنامه ما در اين باب چگونه كارنامه‏اي است ؟ متاسفانه كارنامه ما مسلمين در اين زمينه درخشان نيست . از آن نظر كارنامه درخشاني نيست كه‏

اولا ما آن حساسيتي را كه اسلام در اين زمينه دارد نداريم ، يعني آن اهميتي‏ را كه اسلام به اين موضوع داده است ، درك نكرده‏ايم ، و
ثانيا در حدودي‏ هم كه به حساب و خيال خودمان به اهميت اين موضوع پي برده‏ايم ، واجد شرايط آن نبوده‏ايم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: jkb ، rastin ، MAHDI59 ، saloomeh
۲۳:۲۷, ۲۴/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اسفند/۹۰ ۲۳:۲۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
+ معذرت خواهی.
من اسم کاربر فعال معرفی کتاب رو خراب کردم.بنده رو ببخشید که خیلی ضعیف عمل می کنم.به علت پاره ای از مشکلات تمرکز کافی برای ایجاد تاپیک و معرفی کتاب جدید ندارم.
ولی الان داشتم این تاپیک رو می دیدم،حیفم اومد که یه یاد آوری نکنم.
خواهش می کنم این تاپیک رو از اول بخونید که دنیایی ارزش داره.

موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، saloomeh
۲۱:۲۴, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خدا


رسالت و وظيفه ما


مخصوصا در اين عصر بدانيد كه وظيفه سنگيني داريم . با حادثه تحريف شده‏
نمي‏شود به مردم خدمت كرد ، در گذشته هم نمي‏شد . در گذشته اگر فايده‏اي‏
نداشت ضررش كم بود ولي در اين عصر ضررش خيلي زياد است .

ما و شما
بزرگترين وظيفه‏اي كه داريم اين است كه ببينيم چه تحريفاتي در تاريخ ما
شده است ، چه تحريفاتي در نقاشي شخصيتها و بزرگان ما شده است ، چه‏
تحريفاتي در قرآن شده است ؟

اما تحريف قرآن تحريف‏لفظي نيست ، يعني در
قرآن نه يك كلمه كم شده است و نه يك كلمه زياد . خطر تحريف‏معنوي قرآن‏
به اندازه خطر تحريف‏لفظي آن است . تحريف معنوي قرآن يعني چه ؟ يعني‏
تفسير غلط ، توجيه غلط ، قرآن را غلط تفسير كردن ، توجيه غلط كردن ، همين‏
هم نبايد باشد . ببينيم در تاريخهاي ما ، آن تاريخهايي كه بايد براي ما
درس آموزنده باشد و سند اخلاقي ماست ، سندتربيت اجتماعي ما است ،
مانند حادثه تاريخي‏عاشورا ، چه تحريفاتي شده است ؟ بايد با اين تحريفات‏
مبارزه كنيم .

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MAHDI59
۱۲:۰۶, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا



چگونه امت پيغمبر فرزند پيغمبر را كشتند ؟



حادثه شهادت امام حسين عليه السلام نه تنها فجيع بود و نه تنها مظهر
يك فداكاري عظيم و بي‏نظير است ، حادثه بسيار عجيبي است از نظر توجيه‏
علل روحي قضيه . اين قضيه پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر اكرم واقع شده‏
به دست مسلمانان و پيروان رسول اكرم و مردمي كه معروف به تشيع و دوستي‏
آل علي بودند و واقعا هم علاقه به آل علي داشتند در زير پرچم كساني كه تا
سه چهار سال قبل از وفات پيغمبر با او جنگيدند و عاقبت كه مردم ديگر
مسلمان شدند آنها هم اجبارا و ظاهرا مسلمان شدند . ( به قول عمار ياسر :
استسلموا و لم يسلموا )
. ابوسفيان در حدود 20 سال با پيغمبر جنگيد
كه در حدود پنج شش سال آخر ، قائد اعظم تحريك عليه اسلام بود و حزب او
يعني امويها اعدي عدو والد الخصام پيغمبر بودند . بعد از ده سال از وفات‏
پيغمبر معاويه كه هميشه دوش بدوش و پا بپاي پدرش با اسلام مي‏جنگيد ،
والي شام و سوريه شد و سي سال بعد از وفات پيغمبر خليفه و اميرالمؤمنين‏
شد ! و پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر پسرش يزيد خليفه شد و با آن وضع فجيع فرزند
پيغمبر را كشت به دست مسلماناني كه شهادتين مي‏گفتند و نماز مي‏خواندند و
حج مي‏كردند و به آئين اسلام ازدواج مي‏كردند و به آئين اسلام مرده‏هاي خود را
دفن مي‏كردند .
نه اين مردم منكر اسلام شده بودند - و اگر منكر اسلام شده‏
بودند معمائي در كار نبودند - و نه انكار حرمت امام حسين را داشتند و
معتقد بودند كه امام حسين نعوذ بالله از اسلام خارج شده بلكه عقيده آنها
به طور قطع بر تفضيل امام حسين بر يزيد بود . حالا چگونه شد كه اولا حزب‏
ابوسفيان زمام حكومت را در دست گرفتند و ثانيا مردم مسلمان و بلكه شيعه‏
قاتل امام حسين ( ع ) شدند در عين اينكه او را مستحق قتل نمي دانستند
بلكه احترام خون او از خون هر كسي در نظر آنها بيشتر بود .


ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59
۲۰:۰۷, ۳۰/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۱ ۲۰:۰۸ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #15
آواتار
به نام خدا


نقل قول:
در عين اينكه او را مستحق قتل نمي دانستند
بلكه احترام خون او از خون هر كسي در نظر آنها بيشتر بود .



اما اينكه چرا حزب ابوسفيان زمام را در دست گرفت براي اين بود كه‏
يكنفر از همين امويها كه او سابقه سوئي در ميان مسلمين نداشت و از
مسلمين اولين بود به خلافت رسيد . اين كار سبب شد كه امويها جاي پائي در
دستگاه حكومت اسلامي پيدا كنند ، جاي پاي خوبي به طوري كه خلافت اسلامي را
ملك خود بنامند ، ( همان طوري كه مروان به انقلابيون همين را گفت ) هر
چند جاي پا در زمان عمر پيدا شد كه معاويه والي سرزمين زرخيز شام و سوريه‏
شد خصوصا با در نظر گرفتن اين معما كه عمر جميع حكام را عزل و نصب مي‏كرد
و تغيير و تبديل مي‏داد به استثناء معاويه .
امويها سبب فساد در دستگاه عثمان شدند و مردم هم عليه عثمان انقلاب‏
كردند و او را كشتند و معاويه كه هميشه خيال
خلافت را در دماغ مي‏پروراند از كشته شدن عثمان استفاده تبليغاتي كرد و
نام خليفه مظلوم ، خليفه شهيد به عثمان داد و پيراهن خون آلود عثمان را
بلند كرد و وجهه مظلوميت خليفه پيغمبر را تقويت كرد و به مردم هم گفت‏
: رأس و رئيس كشندگان عثمان ، علي ( ع ) است كه بعد از عثمان خليفه‏
شده و انقلابيون را هم پناه داده و چه گريه‏ها و اشكها كه از مردم نگرفت !
تمام مردم شام يعني قبائلي از عرب كه بعد از فتح اسلام در شام سكني كرده‏
بودند يكدل و يكزبان گفتند كه در مقام انتقام و خونخواهي خليفه مظلوم تا
قطره آخر خون خود حاضريم و هر چه تو فرمان دهي ما اطاعت مي‏كنيم . به اين‏
وسيله معاويه نيروي اسلام را عليه خود اسلام تجهيز كرد .


ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا