کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حماسه حسینی(کتابی بی نظیر)
۱۸:۴۰, ۲۵/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۱۸:۴۲ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
معرفی کتاب

حماسه حسینی مجموعه ای است مشتمل بر کلیه سخنرانی ها و یادداشت های استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری درباره حادثه کربلا. این کتاب در چاپ های اولیه در سه جلد انتشار یافت، ولی در چاپ های اخیر در دو مجلد ارائه گردیده است. جلد اول این مجموعه شامل هفت فصل است. فصل اول با عنوان «حماسه حسینی»، مجموعه سه سخنرانی استاد شهید می باشد که تحت همین عنوان ایراد شده است. فصل دوم را سخنرانی های استاد تحت عنوان «تحریفات در واقعه تاریخی کربلا» تشکیل می دهد.

«ماهیت قیام حسینی» عنوان فصل سوم این کتاب است و فصل چهارم را سخنرانی آن شهید بزرگوار پیرامون «تحلیل واقعه عاشورا» تشکیل می دهد. «شعارهای عاشورا» عنوان فصل پنجم این کتاب می باشد. فصل ششم شامل هفت سخنرانی استاد شهید تحت عنوان «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی» است. در این فصل، علاوه بر مورد بحث واقع شدن موضوع اصلی، «امر به معروف و نهی از منکر» مسائل اجتماعی و سیاسی روز نیز مطرح گردیده و «کارنامه مسلمین در قبال مسأله فلسطین» بررسی شده است.

«عنصر تبلیغ در نهضت حسینی» فصل هفتم این کتاب است که هفت سخنرانی استاد تحت همین عنوان را شامل می گردد.

جلد دوم مجموعه «حماسه حسینی» شامل نوشته ها و یادداشت های استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری در این باب است. این کتاب حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته اند و هدف از این نگارش، یادداشت مطالب قابل توجه جهت مراجعات بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. این مطالب از نظر اجمال و تفصیل متفاوت می باشند، به طوری که برخی از آن ها به صورت یک مقاله است و برخی دیگر چند سطری بیش نیست و در موارد اندکی، مطلب با اشاره بیان شده است.

این جلد از کتاب شامل هشت فصل است که موضوع برخی از آن ها همان موضوعات جلد اول است. برخی موضوعات و مطالب نیز اختصاصی است، به طوری که می توان گفت فصول جلد اول و دوم به نوعی مکمل یکدیگرند.

منبع

به امید خدا به رسم دیگر تاپیک های حقیر قسمت هایی از کتاب رو قرار میدم.فقط خواهش دارم بی تفاوت نباشید.چرا که مطالبی در این کتاب هست که کمتر جایی دیده میشه.
موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amin015 ، Anti gods ، SAViOR ، Agha sayyed ، MESSENGER ، mahdyshr ، MAHDI59 ، SARV ، rastin ، آزاد اندیش ، jkb ، تازه مسلمان ، MohammadMeraj ، hajiali.m ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، ali.khm ، saloomeh ، antizinom3 ، ضرغامیان ، حسن.س. ، عبدالرحمن
۲۱:۰۶, ۲۵/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۰ ۲۲:۰۱ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #2
آواتار
"بخش اول : تحريفات در واقعه تاريخي كربلا
"جلسه اول : معني تحريف و انواع آن
"الحمد لله رب العالمين باري‏ء الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علي‏
عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابي‏القاسم محمد
صلي الله عليه و آله و سلم و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ
بالله من الشيطان الرجيم :
« فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏
مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »
موضوع بحث ، تحريفات در واقعه تاريخي كربلاست . در بازگوئي اين واقعه‏
بزرگ ، تحريفاتي صورت گرفته است . لهذا اين بحث را در چهار فصل خلاصه‏
مي‏كنيم . فصل اول در اطراف معني تحريف و انواع تحريفاتي كه در دنيا
وجود دارد ...
بحث اول درباره معني تحريف است . تحريف يعني چه ؟ تحريف در زبان‏
عربي از ماده حرف است ، يعني منحرف كردن چيزي از مسير و وضع اصلي خود
كه داشته است يا بايد داشته باشد . به عبارت ديگر تحريف نوعي تغيير و
تبديل است ، ولي تحريف مشتمل بر چيزي است كه كلمه تغيير و تبديل نيست‏
. شما اگر كاري كنيد كه جمله‏اي ، نامه‏اي ، شعر و عبارتي آن مقصودي را كه‏
بايد بفهماند ، نفهماند و مقصود ديگري را بفهماند ، مي‏گويند شما اين‏
عبارت را تحريف كرده‏ايد . مثلا شما گاهي مطلبي يا حرفي را به يك نفر
مي‏گوئيد ، بعد آن شخص سخن شما را در جاي ديگري نقل مي‏كند ، پس از آن‏
كسي به شما مي‏گويد فلاني از قول شما چنين چيزي نقل مي‏كرد ، شما مي‏فهميد كه‏
آنچه شما گفته بوديد با آنچه كه او نقل كرده خيلي متفاوت است . او
سخنان شما را كم و زياد كرده است ، قسمتي از حرفهاي شما كه مفيد مقصود
شما بوده است را حذف كرده و قسمتهايي از خود به آن افزوده است ،
"در نتيجه سخن شما مسخ شده و چيز ديگري از آب در آمده است . آن وقت شما
مي‏گوئيد اين آدم حرف مرا تحريف كرده است . مخصوصا اگر كسي در سندهاي‏
رسمي دست ببرد ، مي‏گويند سند را تحريف كرده است . اينها مثالهائي بود
براي روشن شدن معني كلمه تحريف و اين كلمه بيش از اين احتياج به توضيح‏
ندارد . حال به شرح انواع تحريف مي‏پردازيم :
تحريف انواعي دارد كه مهمترين آنها عبارت است از : تحريف لفظي و
تحريف معنوي . تحريف لفظي اين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند ، مثلا
از يك گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود ، و يا جمله‏ها
را چنان پس و پيش كنند كه معني آن فرق كند ، يعني در ظاهر و در لفظ
گفتار تصرف كنند .
تحريف معنوي اين است كه شما در لفظ تصرف نمي‏كنيد ، لفظ همان است كه‏
بوده ، ولي آن را طوري معني مي‏كنيد كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است .
آن را طوري معني مي‏كنيد كه مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلي‏
گوينده .
قرآن كريم كلمه تحريف را مخصوصا در مورد يهودي ها بكار برده و با ملاحظه‏
تاريخ معلوم مي‏شود كه اين ها قهرمان تحريف در طول تاريخ هستند . نمي‏دانم‏
اين چه نژادي است كه تمايل عجيبي به قلب حقايق و تحريف دارد لهذا
هميشه كارهايي را در اختيار مي‏گيرند كه در آنها بشود حقايق را تحريف و
قلب كرد . من شنيده‏ام بعضي از همين خبر گزاريهاي معروف دنيا كه راديوها
و روزنامه‏ها هميشه از اينها نقل
"مي‏كنند منحصرا در دست يهوديهاست . چرا ؟ براي اينكه بتوانند قضايا را
در دنيا آن طوري كه دلشان مي‏خواهد منعكس كنند و قرآن چه عجيب درباره‏
اينها حرف مي‏زند . اين خصيصه يهوديان كه تحريف است ، در قرآن بصورت‏
يك خصيصه نژادي شناخته شده است . در يكي از آيات قرآن در سوره بقره‏
مي‏فرمايد : « افتطمعون ان يؤمنوا لكم »اي مسلمانان آيا شما طمع بستيد كه‏
اينها به شما راست بگويند ؟ اينها همانها هستند كه با موسي مي‏رفتند و
سخن خدا را مي‏شنيدند اما وقتي كه برمي‏گشتند تا در ميان قومشان نقل كنند
آن را زير و رو مي‏كردند .
« افتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم‏
يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون »
تحريف هم كه مي‏كردند ، نه از باب اينكه نمي‏فهميدند و عوضي بازگو
مي‏كردند ، نه ، اينها ملت باهوشي هستند و خوب هم مي‏فهميدند ، اما در
عين اينكه خوب مي‏فهميدند معذلك حرفها را ، سخنان را به گونه‏اي ديگر
براي مردم بيان مي‏كردند . تحريف همين است . يعني پيچ دادن ، كج كردن‏
چيزي ، از مسير اصلي منحرف كردن . اينها در كتب الهي تحريف كردند .
قرآن در اين مورد در بسياري از جاها يا كلمه تحريف را آورده و يا به‏
صورت ديگري مطلب را بيان كرده است . ولي مفسرين ذكر كرده‏اند كه تحريفي‏
كه قرآن مي‏گويد اعم از تحريف
"لفظي و تحريف معنوي است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، MAHDI59 ، SARV ، rastin ، آزاد اندیش ، jkb ، hajiali.m ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، ali.khm ، saloomeh
۱۷:۴۱, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
"در شب عاشورا امام عليه السلام اصحابش را در خيمه عند قرب الماء يا
نزديك آن خيمه جمع كرد و آن خطابه بسيار معروف شب عاشورا را به آنها
القاء كرد كه نمي‏خواهم آن را به تفصيل نقل كنم . در اين خطبه امام بطور
خلاصه به آنها مي‏گويد شما آزاد هستيد . امام نمي‏خواسته كسي رو دربايستي‏
داشته باشد و خودش را مجبور ببيند ، حتي كسي خيال كند كه به حكم بيعت‏
لازم است بماند . لذا مي‏گويد همه شما را آزاد كردم ، همه يارانم ،
خاندانم ، برادرانم ، فرزندانم ، برادرزاده‏هايم . اينها جز به شخص من به‏
كس ديگري كار ندارند ، شب تاريك است و از اين تاريكي شب استفاده‏
كنيد و برويد و آنها هم قطعا با شما كاري ندارند . در اول هم از اينها
تجليل مي‏كند و مي‏گويد منتهاي رضايت را از شما دارم ، اصحابي بهتر از
اصحاب خودم سراغ ندارم ، اهل بيتي بهتر از اهل بيت خودم سراغ ندارم .
اما همه آنها بطور دسته جمعي مي‏گويند آقا چنين چيزي مگر ممكن است ،
جواب پيغمبر را چه بدهيم ، وفا كجا رفت ، انسانيت كجا رفت ، محبت‏
كجا رفت ، عاطفه كجا رفت ؟ و آن سخنان پر شوري كه آنجا گفتند كه واقعا
دل سنگ را كباب مي‏كند ، يعني انسان را به هيجان مي‏آورد . يكي مي‏گويد
مگر يك جان هم ارزش اين حرفها را دارد كه كسي بخواهد فداي شخصي مثل تو
كند ،
[b]اي كاش"هفتاد بار زنده مي‏شدم و هفتاد بار خودم را فداي تو مي‏كردم
. آن يكي‏
مي‏گويد هزار بار ، [/b]
ديگري مي‏گويد اي كاش امكان داشت جانم را فداي تو كنم‏
، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاكسترش كنند ، آنگاه خاكسترش را بباد دهند
و دوباره مرا زنده كنند و
[b]ب
از . . . اول كسي كه به سخن آمد برادرش‏
ابوالفضل بود و بعد همه بني هاشم . همينكه اين سخنان را گفتند ، امام‏
مطلب را عوض كرد و از حقايق فردا قضايائي را گفت . به آنها خبر كشته‏
شدن را داد كه همه آنها درست مثل يك مژده بزرگ تلقي كردند . [/b]
همين‏
جواني كه اين قدر به او ظلم مي‏كنيم و آرزوي او را دامادي مي‏دانيم ، سؤالي‏
كرد كه در حقيقت خودش گفته است كه آرزوي من چيست ؟
وقتي كه جمعي از
مردان در مجلسي اجتماع مي‏كنند ، يك بچه سيزده ساله در جمع آنها شركت‏
نمي‏كند ، پشت سر مردان مي‏نشيند .
مثل اينكه اين جوان پشت سر اصحاب نشسته بود و مرتب سر مي‏كشيد كه‏
ديگران چه مي‏گويند . وقتي كه امام فرمود همه شما كشته مي‏شويد ، اين طفل‏
با خودش فكر كرد كه آيا شامل من هم خواهد شد يا نه ؟ آخر من بچه هستم‏
شايد مقصود آقا اين است كه بزرگان كشته مي‏شوند و من هنوز صغيرم . لذا رو
كرد به آقا و عرض كرد : و انا في من يقتل ؟ آيا من هم جزء كشته شدگان‏
هستم يا نيستم ؟ حالا ببينيد آرزو چيست ؟ امام فرمود اول من از تو يك‏
سؤال مي‏كنم ، جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را مي دهم . من اينطور فكر
مي‏كنم كه
آقا اين سؤال را مخصوصا كرد ، مي‏خواست اين سؤال و جواب پيش‏
بيايد تا مردم آينده
فكر نكنند كه اين جوان ندانسته و نفهميده خودش را به كشتن داد ، و
نگويند اين جوان در آرزوي دامادي بود ، ديگر برايش حجله درست نكنند ،
جنايت نكنند . لذا آقا فرمود كه اول من سؤال مي‏كنم : « كيف الموت‏
عندك » پسركم ، فرزند برادرم ، اول بگو كه مردن و كشته شدن در ذائقه تو
چه مزه‏اي دارد ؟ فورا گفت : « احلي من العسل » ، از عسل شيرينتر است .

اگر از ذائقه مي‏پرسي ، كه مرگ از عسل در ذائقه من شيرينتر است . يعني‏
براي من آرزوئي شيرينتر از اين آرزو وجود ندارد . منظره چقدر تكان دهنده‏
است ! اينهاست كه اين حادثه را يك حادثه بزرگ تاريخي كرده و ما بايد
اين حادثه را زنده نگه داريم . چون ديگر حسيني پيدا خواهد شد و نه قاسم‏
بن الحسني . اين است كه اين مقدار ارزش مي‏دهد نه كه بعد از چهارده قرن‏
اگر يك چنين حسينيه‏اي بنامشان بسازيم كاري نكرده‏ايم . و گرنه‏
آرزوي دامادي داشتن كه وقت صرف كردن نمي‏خواهد ، پول صرف كردن نمي‏خواهد
، حسينيه ساختن نمي‏خواهد ، سخنراني نمي‏خواهد . ولي اينها جوهره انسانيت‏
هستند ، مصداق
[b]« اني جاعل في الارض خليفه »
هستند ، اينها بالاتر از
فرشته هستند . امام بعد از گرفتن اين جواب فرمود : فرزند برادرم تو هم‏
كشته مي‏شوي ، « بعد ان تبلو ببلاء عظيم » اما جان دادن تو با ديگران خيلي‏
متفاوت است و گرفتاري بسيار شديدي پيدا مي‏كني .... [/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SARV ، MAHDI59 ، MESSENGER ، وحید110 ، rastin ، آزاد اندیش ، مسافر ، chista3 ، mohamad ، jkb ، میلاد.م ، أین المنتظر ، hajiali.m ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، saloomeh
۱۱:۲۹, ۱۸/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۰ ۱۱:۲۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #4
آواتار
اباعبدالله نيامد فقط بجنگد تا كشته شود و حرفش را نزند ، حرف خودش‏
را زده است ، هدف و مقصد خودش را مشخص كرده است .
بايد ديد شعارهاي حسين بن علي در روز عاشورا چيست ؟ همين شعارها بود
كه اسلام را زنده كرد ، تشيع را زنده كرد و پايه دستگاه خلافت اموي را
چنان متزلزل كرد كه چنانچه نهضت اباعبدالله نبود ، بني‏عباس اگر پانصد
سال خلافت كردند ، حزب اموي كه به قول عبدالله علائيني و خيلي افراد ديگر
با برنامه آمده بود تا بر سرنوشت كشورهاي اسلامي مسلط شود ، شايد هزار
سال حكومت مي‏كرد . با چه هدفي ؟ هدف برگرداندن اوضاع به ما قبل اسلام ،
احياي جاهليت ولي در زير ستاره و پرده اسلام . شعارهاي اباعبدالله بود كه‏
اين پرده‏ها را پاره كرد و از ميان برد .
ما در عاشورا دو نوع شعار مي‏بينيم . يك نوع شعارهائي
"است كه فقط معرف شخص است و بيش از اين چيز ديگري نيست . ولي‏
شعارهاي ديگري است كه علاوه بر معرفي شخص ، معرف فكر هم هست ، معرف‏
احساس است ، معرف نظر و ايده است ، و اينها را ما در روز عاشورا زياد
مي‏بينيم ، هر دو نوع شعار را مي‏بينيم .
ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، jkb ، mia'd ، hajiali.m ، MAHDI59 ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، saloomeh
۱۹:۰۱, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
اما شعارهاي خود اباعبدالله ، خود داستان مفصلي است كه همه آن را
نمي‏توانم در اين يك جلسه براي شما عرض بكنم .
اباعبدالله در مقام افتخار ، خيلي تكيه مي‏كرد روي علي مرتضي . البته به‏
اعتبار جدش هم افتخار مي‏كرد ، آنكه جاي خود دارد ، ولي مخصوصا به پدرش‏
علي مرتضي افتخار مي‏كرد ، با اينكه آنها كه در آنجا بودند دشمنان علي‏
بودند ولي مدعي بودند كه ما امت پيغمبر هستيم . امام حسين كوشش داشت‏
كه افتخارش را به علي مرتضي رسما بيان كرده باشد
اشعاري كه اباعبدالله در روز عاشورا خوانده‏اند ، خيلي مختلف است ، با
آهنگهاي مختلف سروده شده است كه بعضي از آنها از خود اباعبدالله و بقيه‏
از ديگران است و ايشان استشهاد كرده‏اند ، مثل اشعار معروف "" فروه بن‏
مسيك "" كه سراپا حماسه است . يكي از اشعاري كه اباعبدالله در روز
عاشورا مي‏خواند و آنرا شعار خودش قرار داده بود ، اين شعر بود ( مخصوصا
يك مصراع آن ) :

الموت اولي من ركوب العار
و العار اولي من دخول النار


"نزد من ، مرگ از ننگ ذلت و پستي بهتر و عزيزتر و محبوبتر است .

اسم‏ اين شعار را بايد گذاشت شعار آزادي ، شعار عزت ، شعار شرافت . يعني‏ [/b]
[b]براي يك مسلمان واقعي ، مرگ ، هميشه سزاوارتر است از زير بار ننگ‏

ذلت رفتن .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، hajiali.m ، MAHDI59 ، paradise ، یاران مهدی ، yamin ، saloomeh
۱۹:۰۷, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #6

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام وتشکر دوباره ازشما بابت معرفی این کتاب ارزشمند.

بنده جلد دوم کتاب حماسه حسینی 2رو دردست مطالعه دارم...

انشاءالله اگر توفیقی بود بنده هم قسمتهایی از متن کتاب رو برای دوستان خواهم گذاشت.

یاحق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، hajiali.m ، MAHDI59 ، yamin ، saloomeh
۱۹:۵۰, ۱۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
سلام
بسیار بسیار خوشحال میشم اگر کمک کنید.
یا حق.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin
۲۳:۲۴, ۱۹/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۰ ۲۳:۲۴ توسط rastin.)
شماره ارسال: #8

بسم الله الرحمن الرحیم

بعنوان شروع چندسطری ازفصل اول کتاب رو میگذارم ...که به حق شایسته این روزهاست.دلتون گرفت اشکتون جاری شد التماس دعا:

حماسه حسینی2---صفحات 36و37

...درلحظات آخر اباعبدالله وقتی که درآن گودی قتلگاه افتاده است وقدرت حرکت کردن ندارد،قدرت جنگیدن بادشمن ندارد،قدرت ایستادن برسرپاراندارد وبزحمت میتواند حرکت کند،بازمیبینیم از سخن حسین غیرت می جهد .
از سخن حسین ، عزت تجلی میکند . از سخن حسین بزرگواری پیدا میشود . لشگر میخواهند سر مقدسش را از بدن جدا کنند ولی شجاعت و هیبت سابق اجازه نمیدهد.
بعضی ها میگویند نکند حسین حیله جنگی به کار برده که اگر کسی نزدیک شد حمله کند و در مقابل حمله او کسی تاب توانایی ندارد .
نقشه پلید و ناجوانمردانه ای میکشند ، میگویند اگر به سوی خیمه هایش حمله کنیم او طاقت نمی آورد . امام حسین افتاده است .
من نمیتوانم آن حالت ابا عبد الله را مجسم بکنم .
لشگر به طرف خیام حرمش حمله میکند .
یک نفر فریاد میکشد حسین تو زنده ای ؟ به طرف خیام حرمت حمله کرده اند !
امام به زحمت روی زانوهای خود بلند می شود ، به نیزه اش تکیه می کند و فریاد می کشد:


ویلکم یا شیعه ال ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و لا تخافون المعاد فکونو احرارا فی دنیا کم .

ای مردم که خود را به آل سفیان فروخته اید ، ای پیروان آل سفیان ،اگر خدا را نمی شناسید ، اگر به قیامت ایمان و اعتقاد ندارید ، حریت و شرف انسانیت شما کجا رفت ؟

یکی میگوید :
ما تقئل یا بن فاطمه ؟
پسر فاطمه چه میگویی ؟

فرمود :


انا قاتلکم و انتم تقاتلوننی و النساء لیس علیهن جناح طرف شما من هستم ، این پیکر حسین حاضر و آماده است برای اینکه آماج تیرها و ضربات شمشیرهای شما واقع شود ، ولی روح حسین حاضر نیست او زنده باشد و ببیند کسی نزدیک خیام حرم او می رود .
و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، shakiba ، یاران مهدی ، MAHDI59 ، shafagh_mah ، yamin ، saloomeh ، ضرغامیان
۱۲:۳۳, ۲۳/آذر/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
به نام خدا

مردم دنيا ! بدانيد اگر حسين حاضر است كه تا آخرين قطره خون‏

خود و جوانانش ريخته شود ، براي چيست ؟ حسين در دامن پيغمبر و علي‏

بزرگ شده است ( تعبير از خودش است ) ...


خطبه‏اي دارد اباعبدالله در روز عاشورا ، در آنوقتي كه از نظر ظاهر ،

همه اميدها قطع شده است و هر كسي باشد ، خودش را مي‏بازد . ولي اين خطبه‏

آنچنان شور و احساسات دارد كه گوئي آتش است كه از دهان حسين بيرون‏

مي‏آيد ، اينقدر داغ است .

آيا اين جمله‏ها شوخي است ؟ :


« الا و ان الدعي ابن الدعي قد ركز بين‏

اثنتين بين السله و الذله ، و هيهات منا الذله » .


پسر زياد از شمشيرش خون مي‏چكيد . پدر سفاكش بيست سال قبل آنچنان از

مردم كوفه زهر چشم گرفته بود كه تا مردم كوفه شنيدند پسر زياد مامور كوفه‏

شده است ، خودبخود از ترس خزيدند به خانه‏هاي خودشان ، چون او و پدرش‏

را مي‏شناختند كه چه خونخوارهائي هستند .

همينكه پسر زياد آمد به كوفه و امير كوفه شد ، به خاطر رعبي كه پدرش‏

در دل مردم كوفه ايجاد كرده بود ، مردم از دور مسلم پراكنده شدند .

اينقدر مردم مرعوب اينها بودند .


امام حسين خطاب به مردم كوفه مي‏فرمايد : « الا و ان الدعي ابن الدعي »

مردم ! آن زنازاده پسر زنازاده ، آن امير و فرمانده

"شما « قد ركز بين اثنتين بين السله و الذله » ( گريه استاد ) مي‏دانيد به‏

من چه پيشنهاد مي‏كند ؟ مي‏گويد حسين ! يا بايد خوار و ذليل من شوي و يا

شمشير . به اميرتان بگوئيد كه حسين مي‏گويد : « هيهات منا الذله » حسين‏

تن به خواري بدهد ؟ ! ( گريه استاد ) آيا او خيال كرده كه من مثل او هستم‏

؟ « يابي الله ذلك لنا و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت »
(

گريه استاد ) خدا مي‏خواهد حسين چنين باشد . شما مگر نمي‏دانيد ، آن‏

زنازاده مگر نمي‏داند كه من در چه دامني بزرگ شده‏ام ؟ من روي دامن پيغمبر

بزرگ شده‏ام ، روي دامن علي مرتضي بزرگ شده‏ام ، من از پستان فاطمه شير

خورده‏ام ( گريه استاد ) . آيا كسي كه از پستان زهرا شير خورده باشد ، تن‏

به ذلت و اسارت مثل پسر زياد مي‏دهد ؟ ! « هيهات منا الذله » ما كجا و

تن به خواري دادن كجا ؟ !

شعار حسين در روز عاشورا از اين تيپ است . آقايان سردسته‏ها كه براي‏

دسته‏هاي خ ودتان شعار مي‏سازيد ، ببينيد شعارهايتان با شعارهاي حسين‏

مي‏خواند يا نمي‏خواند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، rastin ، MAHDI59 ، saloomeh
۱۷:۲۱, ۲۴/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۰ ۱۷:۲۳ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #10
آواتار
به نام خدا

« يحول بينه و بين السماء العطش »

اينقدر تشنگي اباعبدالله زياد بود كه وقتي به آسمان نگاه مي‏كرد بالاي سرش را درست نمي‏ديد .

اينها شوخي‏ نيست . ولي من هر چه در مقاتل گشتم ( آن مقداري كه مي‏توانستم بگردم ) تا اين جمله معروفي را كه مي‏گويند اباعبدالله به مردم گفت :
« اسقوني شربه‏ من الماء »

يك جرعه آب به من بدهيد ، ببينم ، نديدم .
حسين كسي نبودكه از آن مردم چنين چيزي طلب بكند .


فقط يك جا دارد كه حضرت در حالي‏ كه داشت حمله مي‏كرد « و هو يطلب الماء » . قرائن نشان مي‏دهد كه مقصود
اينست : در حالي كه داشت به طرف شريعه مي‏رفت ( در جستجوي آب بود كه‏ از شريعه بردارد ) نه اينكه از مردم طلب آب مي‏كرد .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، jkb ، MAHDI59 ، saloomeh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا