(۱۲/دی/۹۰ ۱۶:۳۷)Rman نوشته است: [ -> ]در زیر یه سری مطالبی گفتم که اگر تونستم جواب قابل قبولی بگیرم و همین طور جرات کردم,به موضوع تاپیک ربطش میدم.
همون طور که همه میدونیم و یادمونه تو کتابای دبیرستان(یا راهنمایی) بهمون میگفتن رهبر از 2 راه میتونه انتخاب بشه(با توجه به شرایط لازم که میشد همون مقبولیت و مشروعیت):
1-انتخاب به روش مستقیم:مانند ایت الله خمینی که با رای مستقیم مردم انتخاب شدند
2-انتخاب عیر مستقیم:در واقع در این روش نهادی به وجود میاد به نام "مجلس خبرگان" که اعضای اون همگی توسط مردم انتخاب میشوند و کار این نهاد در واقع انتخاب رهبر ور مواقع لازم میباشد مثالش هم الله خامنه ای هستند.
همون طور که میدونید خبرگان رهبری حتی قدرت این رو هم داره که در صورت نیاز رهبر رو عزل بکنه!!
خب حالا اینجا یه سوال برای بنده پیش اومده؟(خیلی به خودم افتخار میکنم که جرات کردم این سوالو بکنم!!!!!!)
تا حالا شده رهبر انقلاب به وسیله ی "خبرگان" مورد بازخواست قرار بگیره یا از رهبری انتقادی بشه؟!
چرا نهادی که باید بر تمامی کارهای رهبری نظارت داشته باشه هر ماه با تمام اعضا خدمت رهبر میرن و پای منبر ایشون میشینن و یه جورایی از ایشون درس میگیرن؟!
چرا من باید برای اینکه فقط سوال بکنم(و نه انتقاد) درباره ی رهبری کل تن و بدنم بلرزه؟
خدایا اخر و عاقبت ما رو به خیر کن...
من از ته قلب اعلام میکنم کسی که باعث شده شما بترسی از اینکه در مورد ولایت فقیه سوال کنی بویی از ولایت نبرده و از کسانی که حامی عقلانی رهبر هستند تشکر میکنم.
اما پاسخ سوالاتتون :
1- آیا از رهبر تابحال از طرف شورای خبرگان بازخواست شده؟
باید بگم که اگر از ایشون بازخواست و انتقاد بشه شما نمیفهمی و مطلع نمیشی چرا؟ چونکه باعث میشه سوژه دست دشمن بدیم. دشمن رو که میشناسی که چقدر مارموزه!اما اینکه آیا انتقاد شده از ایشون یا نه رو نمیدووننم!
2-چرا نهادی که باید بر تمامی کارهای رهبری نظارت داشته باشه هر ماه با تمام اعضا خدمت رهبر میرن و پای منبر ایشون میشینن و یه جورایی از ایشون درس میگیرن؟!
یک مثال : بیداری اندیشه و.... در این تالار مسئول هستند و مدیران و ناظران تالار رو انتخاب میکنند و اگر تخلف کردند بهشون هشدار میدن. این به این معنیه که اینها از همه بالاتر و بهترند و دیگه هیچ کسی از اینها بهتر نیست؟ نه اینطوری نیست.
شورای خبرگان هم وظیفش این هست که ناظر اعمال رهبر باشند چونکه قدرت کلا برای انسان غیر معصوم
ممکنه یک سری مشکلات رو بوجود بیاره.
و این دلیل نمیشه که دیگه از بیانات ایشون استفاده نکنند.
(۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۵۰)emadm نوشته است: [ -> ]راستش من یادمه که در مباحث مربوط به عصمت امامان که در کتابهای درسی مطرح میشد، یکی از استدلالها این بود که خدا انسان رو به پذیرش ولایت فردی که معصوم نیست و احتمال خطا داره نمیده. (با توجه به معنایی که ولایت داره، یعنی اولی به تصرف بودن)
پس آیا میشه ولایت آقای خامنه ای رو پذیرفت؟
اگر منظور ما از ولایت فقیه این باشه که بر اساس دین حکومت کنه، چرا میگن ولایت فقیه، میشه گفت مثلا حکومت فقیه.
نقل قول:عصمت در آيه «اولي الأمر»
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم.
النساء/59.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را!
يكى از آياتى كه عصمت پيامبر اسلام و ائمه عليهم السلام را ثابت مىكند، همين آيه است؛ چرا كه خداوند در اين آيه، اطاعت از رسول خدا و « اولى الأمر » را به صورت مطلق واجب كرده است؛ يعنى هر دستورى كه آنها در هر زمينهاى دادند، بايد بدون چون و چرا پذيرفته شود.
اگر «اولى الأمر» معصوم نباشد، ممكن است عمداً و يا سهواً دستورى بدهد كه مخالف دستور خداوند و يا رسول خدا صلى الله عليه وآله باشد كه در اين صورت اگر از دستور خدا و رسول او اطاعت شود، از دستور «اولى الأمر» سر پيچى شده است، و اين مخالف با صريح آيه است؛ چون
در اين آيه، اطاعت از آنها به صورت مطلق واجب شده است. و اگر از دستور « اولى الأمر » اطاعت شود، از دستور خداوند سر پيچى شده است.
اين تناقض در صورتى حل مىشود كه «اولى الأمر» معصوم از هر گونه خطا و اشتباه باشد.
حتى فخر رازى، مفسر معروف اهل سنت نيز از اين آيه عصمت «اولى الأمر» را فهميده است. و ذيل همين آيه مىگويد:
فثبت أن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم، وثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد وأن يكون معصوما.
بنابراين ثابت شد که فرمان خدا به اطاعت از أولو الامر حتمى و قطعى است (چون خداوند با کسى شوخى ندارد) و نيز ثابت شد که هر کس خداوند پيروى و اطاعتش را واجب بداند بايد معصوم از خطا و اشتباه باشد وقتى اين چنين بود اولى الامر در اين آيه به ناچار و قطعا بايد معصوم باشند.
وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم (صلی الله علیه واله) و ائمه (علیهم السلام) داشتند, بعد از غیبت , فقیه عادل دارد,
برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه و رسول اکرم است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست بلکه صحبت از وظیفه است.
((ولایت)): یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس - یک وظیفه سنگین و مهم است نه اینکه برای کسی شان و مقام غیر عادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد.
به عبارت دیگر , ((ولایت)) مورد بحث , یعنی حکومت و اجرا و اداره بر خلاف تصوری که خیلی از افراد دارند - امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است مثل این است که امام (علیه السلام) کسی را برای حضانت , حکومت ,یا منصبی از مناصب ,تعیین کند.در این موارد معقول نیست که رسول اکرم و امام با فقیه فرق داشته باشد.
مثلا یکی از اموری که فقیه متصدی ولایت آن است اجرای ((حدود)) یهنی قانون جزای اسلام است.
آیا در اجرای حدود بین رسول اکرم و امام و فقیه امتیازی است؟
یا چون رتبه فقیه پایین تر است باید کمتر بزند ؟
حدزنی که صد تازیانه است اگر رسول اکرم جاری کند, 150 تازیانه می زند, و حضرت امیر المومنین (علیه السلام) صد تازیانه , و فقیه 50 تازیانه ؟ ...
آیا در این امور ولایت رسول اکرم با حضرت امیر المومنین و فقیه فرق دارد؟
خداوند متعال رسول اکرم را ((ولی )) همه مسلمانان قرار داده و تا وقتی آن حضرت باشند, حتی بر حضرت امیر ولایت دارند.
پس از آن حضرت , امام بر همه مسلمانان , حتی بر امام بعد خود ولایت دارد یعنی , اوامر حکومتی او درباره همه نافذ و جاری است و می تواند قاضی و والی نصب و عزل کند.
همین ولایتی که برای رسول اکرم و امام در تشکیل حکومت و اجرا و تصدی اداره هست , برای فقیه هم هست... در این معنا مراتب و درجات نیست که یکی در مرتبه بالاتر و دیگری در مرتبه پایین تر باشد , یکی والی و دیگری والی تر باشد.
منبع : کتاب ولایت فقیه ص 50