فردوسی تنها شاعر ایران زمین است که رسماً و علناً شیعه بوده است
در دربار سنی نشین غزنویان هم بسیار بسیار بابت همین مطلب شاعران دیگر او را آزار داده اند
اشعار مفصلی دارد در مدح اهل بیت عصمت و طهارت در همان مطلع شاهنامه
شاعری خرد محور است که توحید و یکتاپرستی را میتوان در سراسر شاهنامه در آن دید
فرازهای متعدد استغاثه ی پلوانان و نامداران شاهنامه به درگاه خدا از نمونه های بارز این مسئله است
من نمیدانم دوستان چقدر با خود شاهنامه و زندگی نامه ی فردوسی آشنا هستند
اما به هر حال نه حافظ و نه سعدی و نه مولوی و نه... هیچ یک به جز فردوسی علنی اعلام شیعه بودن نکرده اند!!!!!!
در مورد اشعار شاهنامه هم مثل آیات قرآن و روایات و هر اشعار حافظ و خیلی چیزهای دیگر و حتی مثل مقالات علمی نیاز به شناخت چند مسئله داریم تا بفهمیم دقیقاً منظور فردوسی از یک بیت شعر چیست
من بسیار متأسفم که ایجاد کننده ی پست حتی آن بیت را هم ذکر نکرده و به یک نقل قول اکتفا کرده است
نه تنها ذکر یک بیت الزامی هست برای نسبت دادن چنین اتهامی بلکه باید تمام آن شعر را که آن بیت در آن بوده ذکر کند تا بررسی شود
بعلاوه با غلط بودن یک بیت هم نمیتوان باعث نفی کلیت شخصیت یک انسان و شاعر شود!!!!!!!!
اگر اینگونه باشد که گافهای بسیار بزرگتر از این در اشعار امثال حافظ و مولوی و سعدی و سایر بزرگان عرصه ادب میتوان دید
این بزرگان که معصوم نیستند
و عدم عصمت هم باعث وجود خطا در آثار ایشان خواهد بود
اما آیا ما مجاز هستیم که کل شخصیت یک انسان را با یک نقل قول از او زیر سوال ببریم
بابا حساب کتابی هست
من نمیدانم چرا اینقدر ما بی پروا هستیم در اظهار نظر در مورد دیگران
شما میتوانید به نقد کلام بپردازید اما نفی شخصیت و بازی کردن با آبروی انسانها چیزی نیست که خداوند به راحتی از آن عبور کند
ابیات مزخرفی از لحاظ معنی مانند:
عبادت به جز خدمت خلق نیست
که در برابر این گاف یک ابر گاف هست که خوب بسیار فجیعتر است
اما مهم این دلیل نمیشود که کلیت شخصیت انسانها را با یکی دو نمونه زیر سوال برد!
در ضمن ما روایات بسیاری داریم در نقص و ضعف قوی عاقله ی نوع زن نسبت به مرد
در نهج البلاغه ، نهج الفصاحه و بسیاری از کتب معتبر روایی دیگر هم میتوان دید
آیا سند همه ی اینها مشکل دارد؟
یا نه باید این مسئله توضیح داده شود و تفسیر شود؟
در پایان به ذکر چند نمونه از این شاعر شیعه ی ایران زمین بسنده میکنم:
منم بنده آل بیت نبی----
ستایند خاک پای وصی
اگر چشم داری به دیگر سرای---- به نزد نبی و وصی گیر جای
بدین زادم و هم بدین بگذرم----
چنان دان که خاک پی حیدرم
به گفتار پیغمبرت راه جوی----- دل از تیرگی ها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل وحی---- خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیم در است---- در است این گهر قول پیغمبر است
ایا ای شاه محمود کشور گشای ---- زکس گر نترسی بترس از خدای
که پیش تو شاهان فراوان بدند ---- همه تاجداران کیهان بدند
فزون از تو بودند یک سر به جاه ---- به گنج و کلاه و به تخت و سپاه
نکردند جز خوبی و راستی ---- نگشتند گرد کم و کاستی
همه داد کردند بر زیر دست ---- نبودند جز پاک یزدان پرست
نجستند از دهر جز نام نیک ---- وزان نام جستن سرانجام نیک
.
.
.
این جواب دندان شکن به اهل تسنن و سلطان محمود غزنوی در مورد شیعه بودن فردوسی هست
هر آن شد که در بند دینار بود ---- به نزدیک اهل خرد خوار بود
گر ایدون که شاهی به گیتی تراست ---- نگویی که این خیره گفتن چراست
ندیدی تو این خاطر تیز من ---- نیاندیشی از تیغ خونریز من
که بد دین و بد کیش خوانی مرا ---- منم شیر نر میش خوانی مرا
مرا غمز کردند کان بد سخن ---- به مهر نبی و علی شد کهن
هر آن کس که در دلش کین علی است ----- از او خوارتر در جهان گو که کیست
منم بنده ی هر دوتا رستخیز ---- اگر شه کند پیکرم ریز ریز
من از مهر این هر دو شه نگذرم ---- اگر تیغ شه بگذرد بر سرم
.
.
.
منم بنده ی اهل بیت نبی ---- ستاینده ی خاک پای وصی
مرا سهل دادی که در پای پیل ---- تنت را بسایم به دریای نیل
نترسم که دارم ز روشندلی ----- به دل مهر جان نبی و علی
چه گفت آن خداوند تنزیل وحی ---- خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیم درست ----- دُر است این سخن گفت پیغمبر است
.
.
.
چو باشد تورا عقل و تدبیر و رای ---- به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه من است ---- چنین است این رسم و راه من است
به این زاده ام هم بدین بگذرم ---- چنان دان که خاک پی حیدرم
.
.
.
این هم پاسخی کوبنده از نیت سرودن شاهنامه به اهل سنت و شخص شاه محمود:
که فردوسی توسی پاک جفت ----- نه این نامه بر نام محمود گفت
به نام نبی و علی گفته ام ---- گهرهای معنی بسی سفته ام
(۱۹/بهمن/۹۰ ۰:۳۱)emadm نوشته است: [ -> ]سلام
برای من هم تازگی داشت
یه سرچ کردم این صفحه پیدا شد که در این مورد بحث می کرد:
http://www.mborjian.com/2011/10/blog-post_04.html
البته سایتهایی هم بودند که مفصل تر بحث کرده بودند، ولی خیلی طولانی بودند.
برید در شاهنامه وصف زنانی مانند رودابه و تهمینه را بخوانید بعد اظهار نظر بگذارید و لینک بگذارید
ما در شاهنامه سودابه هم داریم که زنی هوسران است که همسر کیکاووس است می خواهد از فرزند کیکاووس یعنی سیاوش کام بگیرد
اما زنان خردمندی هم در شاهنامه داریم
حتی زنانی که رزم جامه ی مردانه پوشیده اند و در میادین کارزار مردانه مبارزه کرده اند
پس لازم است ما خود این شاهنامه را هم بخوانیم و بی اطلاع اظهار نظر نکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!
به صرف یک لینک!
از ناظر بخش هم تقاضا دارم که نظارتشان را دقیقتر کنند تا پستهای بی ربطی مانند این در بخش دشمن شناسی در اسلام بی خود ماندگار نشود که به بخش هم ارتباطی ندارد
گُردآفرید یا گُردآفرین پهلوان زن ایرانی و دختر گژدهم است. در داستان رستم و سهراب گردآفرید با سهراب رزم کرد و به دست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند.
درشاهنامه ی فردوسی چنین آمدهاست:
زنی بود بر سان گرد سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
که چون او به جنگ اندرون کس ندید