(۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۳۱)emadm نوشته است: [ -> ]سلام
به نظر من این طور نیست که همه افرادی که مرتد میشن به خاطر نفع شخصیشون باشه. به خصوص در کشورهایی مثل ایران که نفع فرد در مسلمان بودنه.
فکر کنم در حال حاضر شرایط جور دیگری باشه چون اگر کسی بخواهد مسلمان واقعی باشد بیشتر( از نظر دنیوی )ضرر میکنه.
اسلام میگه :
دزدی و کلاهبرداری ممنوع ولی الان توی جامعه چیز دیگه ای می بینم. در جامعه امروز به این کارها میگن زرنگی برادر من.
توی این دوره و زمونه اگر دوست دختر نداشته باشی و یا با زن نامحرم دست ندی بهت میگن امل و عقب مونده.
اگر جوکهای آنچنانی و قومی و قبیله ای تعریف نکنی تقریبا توی اکثر جمع های دوستانه!!! جایی نداری و اگر یکی در میون توی صحبتهات فحش ندی کسی تحویلت نمی گیره (میخام صد سال تحویل نگیره

).
حالا خواندن نماز اول وقت و روزه گرفتن پیش کش...
اسلام شريعتى كامل ، جامع و جاويدان است . براى رويدادها و مسائل متناسب هر زمان ، قوانين و اصول كلى دارد و راه به كارگيرى آن ها را اجتهاد مى داند . راه اجتهاد هميشگى است و پاسخ گوى نيازمندى هاى بشر ، متناسب با رشد افكار او در همه زمان هاست .
شهید مطهری
پس بدون شک با تحقیق و تفحص در این باب به نتیجه دیگری نخواهند رسید .
یعنی شما اعتقاد دارید که دین رو از پدر و مادر به ارث میبریم ؟!!!
ممکنه تا حدی شرایط اجتماعی ما دراین امر دخیل باشد . ولی این امر قطعیت ندارد بخصوص در جوامع امروزی با این سرعت بالای انتقال اطلاعات و مناسبات اجتماعی نمیشود گفت که چون ما در یک جامعه مسلمان پرور زندگی کرده ایم درکی از شریعت و زندگی مثلا یک مسیحی نداریم . و فقط و فقط مجبور به انتخاب یک گزینه هستیم ، کما اینکه امروزه بیشتر از پیش شاهد مسلمان شدن غربی ها هستیم .
و یک نکته دیگه اینکه میشه بهتر راجع به ادیان ابراهیمی توضیح بدین ؟!!
نقل قول:اسلام میگه :
دزدی و کلاهبرداری ممنوع ولی الان توی جامعه چیز دیگه ای می بینم. در جامعه امروز به این کارها میگن زرنگی برادر من.
سایر ادیان هم همینو می گن.
اما اگر فردی به هیچ دینی اعتقاد نداشته باشه، نفع شخصیش اینه که تظاهر کنه به اسلام. به نظر من این خیلی بده و دین رو از داخل می پوسونه.
نقل قول:ممکنه تا حدی شرایط اجتماعی ما دراین امر دخیل باشد . ولی این امر قطعیت ندارد بخصوص در جوامع امروزی با این سرعت بالای انتقال اطلاعات و مناسبات اجتماعی نمیشود گفت که چون ما در یک جامعه مسلمان پرور زندگی کرده ایم درکی از شریعت و زندگی مثلا یک مسیحی نداریم . و فقط و فقط مجبور به انتخاب یک گزینه هستیم ، کما اینکه امروزه بیشتر از پیش شاهد مسلمان شدن غربی ها هستیم .
مشکلی که اینجا هست، وجود مقالات نادرستیه که ادیان دیگر رو به صورت نادرست معرفی می کنند. در واقع تنها منبع قابل اعتماد برای تحقیق، کتابهای خود ادیان اند.
این که کسی از دین دیگه به اسلام بیاد، نشون میده که اون فرد تحقیق کرده و اسلام رو بهترین دین تشخیص داده و این خیلی خوبه. یعنی فرد لزوما قرار نیست دین پدر و مادرش رو قبول کنه و جامعه هم حق نداره دینی رو بهش تحمیل کنه.
نقل قول:و یک نکته دیگه اینکه میشه بهتر راجع به ادیان ابراهیمی توضیح بدین ؟!!
منظورم ادیانی است که خودشون رو دنباله رو دین ابراهیم (علیه السلام) می دونند. مثل یهودیت، مسیحیت، اسلام و بهاییت.
اما ادیان دیگری هم در دنیا هست، مثل ادیان شرقی.
یک سوال:
اگر هر کسی با تحقیق می تونه درستی اسلام رو تشخیص بده، پس چه نیازی است به حکم ارتداد؟
(۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۵۸)emadm نوشته است: [ -> ]نقل قول:و یک نکته دیگه اینکه میشه بهتر راجع به ادیان ابراهیمی توضیح بدین ؟!!
منظورم ادیانی است که خودشون رو دنباله رو دین ابراهیم (علیه السلام) می دونند. مثل یهودیت، مسیحیت، اسلام و بهاییت.
بهاییت دین ابراهیمی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا بیان کننده ی این مطلب مفهوم دین ابراهیمی را نمیداند
یا از تاریخچه ی مسلک ساختگی و غیر الهی بهاییت بی اطلاع است که یک فردی به صورت من در آوردی با ادعای نبوتی که کذبش هم در همان زمان آشکار شد بی اطلاع است
یا قصد و غرضی دارد
یا...
(۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۴۷)emadm نوشته است: [ -> ]حالا اگر به نتیجه دیگری رسید چی؟
مطمئنا نفع شخصی در کشوری مثل ایران، نمی تونه باعث پذیرش دینی عیر از اسلام بشه.
البته این هم راه داره ، اگر کسی به این نتیجه رسید که راه رو داره باطل می شه ، دو حالت داره :
- یا معاند هست ، که می شه همون مرتد که حکمش گفته شد
-یا واقعا دنبال حقیقته ، این جا باید به همون مرجع یا یک مجتهد آگاه مراجعه کنه ، یا به حقیقت اسلام پی می بره (که حتما همینه) یا قبول نمی کنه (که این جا هم معاند میست دیگه که بخواد کشته بشه.)
نقل قول:یک دسته از ادیان هستند به اسم ادیان ابراهیمی. اما تمام ادیان از این دسته نیستند.
ادیان دیگری هم در جهان هست که اگر بخوایم در موردشون تحقیق کنیم، مطمئن ترین مرجع، کتابهای خود ادیان اند.
البته خواندن هر کتالی توصیه نمیشه ، مگر با همراهی یک عالم دینی ، یا رسیدن به درجه حداقل دین اسلام ، وگرنه اگر کسی که نمیدونه دین الآنش اصلا چی هست ، بعد بره دنبال شناخت یک دین دیگه ، این کار دیگه بی عقلیه.
منظورم ادیانی است که خودشون رو دنباله رو دین ابراهیم (علیه السلام) می دونند. مثل یهودیت، مسیحیت، اسلام و بهاییت
شما چطور بهاییت رو در کنار ادیان محکم و استوار چهار پیامبر بزرگ و دارای کتب آسمانی بزرگ که معمولا در هرکدام خبر از آمدن پیامبر بعدی و خاتم الانبیا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار میدید?
چه کسی گفته بهاییت آنقدر دین استواری است که میتونه در کنار مسیحیت و اسلام و یهودیت قرار بگیره? در حالی که خیلی از قسمت های این دین اصلا پاسخ قابل قبولی نمیتونه داشته باشه.
اگر اشتباه نکرده باشم در نظرم هست شما چند جای دیگه هم اشاره ای به این فرقه و مذهب (نه دین) کرده بودید. اگر اشتباه میکنم که هیچ ولی اگر درست گفتم سوالم از شما اینه که ایا شما برهانی بر آسمانی بودن این دین دارید که اون رو در کنار ادیان بزرگ قرار میدید? چرا دارید این دین رو بلد میکنید?
(۲/اسفند/۹۰ ۱۵:۰۲)emadm نوشته است: [ -> ]سلام محمد عزیز
می تونید به این تاپیک مراجعه کنید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13...l#pid95331
این فرد یکبار هم به این سوالات پاسخ نداده
یا لینک میدهد
یا موضوع را عوض میکند
هر بار که جواب سوالی را میگیرد بدون اقرار به دریافت پاسخ مسئله جدید را پیش میکشد
بعد یه مدت هم می آید و مجدد میگوید
مسائل قبلی که به درستی اثبات نشد
یا اصلاً گویی که جوابهایی را که خودش قبلاً دریافت کرده و پذیرفته را نخوانده و ندیده دوباره عیناً در جای دیگری همان سوال را تکرار میکند
خدارا شکر که دیگر دوستان با این فرد و انگیزه هایش در تالار کم و بیش آشنایند

(۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۵۸)emadm نوشته است: [ -> ]منظورم ادیانی است که خودشون رو دنباله رو دین ابراهیم (علیه السلام) می دونند. مثل یهودیت، مسیحیت، اسلام و بهاییت
سلام
نسخه هاي توبه نامه ي سيد علي محمد باب
مؤلف: احسان الله شكراللهي طالقاني
برگرفته از:
فصلنامه مطالعات تاريخي / ويژه نامه بهائيت / سال 4 / شماره 17 / 1386
در رابطه با بهاییت
لینک بالا اطلاعات خوبی بهت میده و نیز لینک زیر
و اينگونه علي محمد باب را كوك كردم!
بهائیت یکی از مسلکهای بیبنیاد بشری است که فاقد اصول، معیارها و ملاکهای دینی قوی و مستند میباشد؛ عقاید و اصول فکری آن نه تنها فاقد شالوده مستحکم ادیان آسمانی است، بلکه از لحاظ اصول و معیارهای اولیه شکلگیری و منابع مستند، کاملاً ضعیف و غیرعلمی است به همین دلیل نقد این فرقه در قالب انتقادهای رایج در علوم مربوط به ادیان و مذاهب امکان ندارد و به تعبیر دیگر از آنجا که فرقه بهائیت در مورد مسائل اعتقادی گنگ و نامفهوم بوده و آسمان و ریسمان را به هم بافته، ساختار فکری و عقیدتی منسجم و مستقلی ندارد و قابل دفاع و استناد نیست. از این رو به هیچ وجه توان پاسخگویی به افراد آگاه و تیزبین را ندارد و صاحبان و متولیان این فرقه تنها، با استفاده از ابزارها و شگردهای سیاسی، تبلیغاتی، اجتماعی و اقتصادی و...، در گوشه و کنار جامعه سعی میکند افراد ساده و کماطلاع را فریب داده و جذب نمایند. برخی از این اشکالات و انتقادات عمده عبارتند از:
به نقل از
نقدوبرسی اصول اعتقادی بهائییت
اگر بخواهی قبول کنی