|
ارتداد و احکام ان
|
|
۱۴:۰۴, ۲۰/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۰ ۱۴:۰۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ارتداد در قران اسن و راجع بهش قبلا بحث شده . به این راحتی ها نیست و شرایط خاصی داره ...
مشهور ميان فقهاء چنين است كه مرتد بر دو گونه است: 1- مرتد فطري، كسي كه مسلمان متولد شده باشد يعني هنگام انعقاد نطفه او، پدر يا مادرش و يا هردو مسلمان باشند. اگر از اسلام برگردد، بازگشت او به اسلام پذيرفته نميشود وكشتن او واجب است. 2- مرتد ملي، كسي كه كافر بوده مسلمان شده وسپس از اسلام برگشته؛ چنين كس توبه داده ميشود وتا سه روز به او ملهت داده ميشود اگر توبه كرد كه رها ميشود واگر از توبه خودداري كرد كشته ميشود. زن با مرتد شدن كشته نميشود بلكه توبه داده ميشود اگر توبه كرد توبهاش پذيرفته ميشود هرچند مرتد فطري باشد واگر توبه را نپذيرفت حبس ابد در «زندان دائمي» ميشود.[1] در آياتي از قرآن كريم به موضوع ارتداد پرداخته شده است، در اين نوشتار به چند آيه اشاره مي شود. سوره بقره آيه 109: بسياري از اهل كتاب با توجه به اينكه حق براي آنها روشن شده، دوست دارند شما را پس از ايمان آوردنتان به كفر بازگردانند. در آيه 217 از سوره ي بقره عذاب اخروي مرتد بيان شده: مشركان پيوسته با شما كارزار ميكنند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند وهركس از دين خود برگردد وكافر بميرد، اعمالش در اين جهان وآن جهان نابود ميشود واهل جهنم بوده در آنجا جاودانه ميماند. آيه 54 مائده: اي كساني كه ايمان آوردهايد هركس از شما از دين خود برگردد، خداوند به زودي گروهي را بياورد كه دوستشان دارد واينان نيز خداوند را دوست دارند. در آيات 86 تا 89 آل عمران توبه مرتد مطرح شده كه توبه وي پذيرفته ميشود: چگونه خداوند جمعيتي را هدايت ميكند كه بعد از ايمان وگواهي به حقانيت رسول وآمدن نشانههاي روشن براي آنها، كافر شدند؟ وخداوند گروه ستمكار را هدايت نميكند مگر كساني كه بعد از آن توبه كنند واصلاح نمايند زيرا خداوند آمرزنده وبخشنده است. آيات ديگر عبارتند از: آيه 72 و 90 و 100 و 149 سوره آل عمران آيه 71 انعام. در آيات قرآن اشارهاي به حد مرتد نشده است؛ ولي عذاب دردناك وشديدشان به طور اجمال حكايت از مجازات هاي سنگين دنيوي نيز ميكند. پس حكم مرتد فطري قتل است وحكم مرتد ملي ابتداء توبه ودر صورت نپذيرفتن توبه قتل است. ممكن است كساني از اين سختگيري تعجب كنند وآن را يك نوع خشونت شديد وغير قابل انعطاف بدانند كه با روح اسلام سازگار نيست. ولي در حقيقت اين حكم حكمتي دارد وآن حفظ جبهه داخلي كشور اسلام وجلوگيري از متلاشي شدن آن و نفوذ بيگانگان ومخالفان است؛ زيرا ارتداد در واقع يك نوع قيام بر ضد رژيم كشور اسلامي است كه در بسياري از قوانين دنياي امروز نيز مجازات آن اعدام است. اگر به افراد اجازه داده شود هر روز خود را مسلمان معرفي كنند وهر روز استعفا دهند، بزودي جبهه داخلي اسلام از هم متلاشي خواهد شد وراه نفوذ دشمنان وعوامل وايادي آنها باز خواهد گرديد وهرج ومرج شديدي در سراسر جامعه اسلامي پديد خواهد آمد بنابراين حكم مزبور در واقع حكم سياسي و حكومتي است كه براي حفظ حكومت وجامعه ومبارزه با عوامل بيگانه ضروري است. [2]پس ميتوان گفت: اولا، حكم اعدام مرتد فطري مخصوص كساني است كه مرد ومسلمانزاده باشند ودر آغاز اسلام را بپذيرند وسپس از آن بازگردند، كسي كه اسلام را از آغاز بلوغ نپذيرد، مشمول احكام مرتد نيست. ثانيا، كساني كه در حال تحقيق باشند مشمول اين حكم نيستند، حتي اگر نتيجه تحقيقشان بازگشت از اسلام وگرايش به آيين ديگر باشد. مشروط به اين كه سخني برخلاف اسلام نگويند ودر صدد ترويج عقايد خود نباشند. ثالثا، هرگاه در مورد مرتد سكوت شود بيم آن ميرود كه هر روز گروهي (مانند يهوديان در آغاز اسلام) به توطئهاي بر ضدّ مسلمين برخيزند واينجاست كه هرج ومرج بزرگي در جامعه اسلامي بوجود ميآيد. [3] اما حكم مرتد در روايات: 1- در فروع كافي، ج 6، ص 174، روايت 1، وسائل الشيعه، ج 28، ص 324 آمده است، عمار ساباطي گويد: از امام صادق - عليه السلام- شنيدم كه فرمود: هركس از مسلمانان از اسلام برگردد(مرتد شود) وپيامبري حضرت محمد-صلي الله عليه و سلم- را انكار كند وبه او نسبت دروغ دهد، براي هركسي كه ميشنود خون او مباح است وزنش براي هميشه از او جدا ميشود ومالش بين ورثه تقسيم ميشود وزنش عده وفات ميگيرد. 2- در فروع كافي، ج 7، ص 257، روايت 10، استبصار، ج 4، ص 245، روايت 8 آمده است، علي بن جعفر گويد: از موسي بن جعفر-عليه السلام- در مورد مسلماني كه مسيحي ميشود سؤال كردم؛ فرمود: كشته ميشود وتوبه داده نميشود. سؤال كردم شخصي كه مسيحي بوده وبعد اسلام آورده وبعد از اسلام برگشته (مرتد شده) فرمود: توبه داده ميشود اگر قبول كرد (رها ميشود) واگر قبول نكرد كشته ميشود. 3- در من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 152، روايت 3552 آمده است: حضرت علي- عليه السلام- فرمود: هركس از مسلمانان به فطرت به دنيا آمده وبعد مرتد شود من گردن او را ميزنم، وهركس بر فطرت تولد نيافته او را توبه ميدهم اگر توبه كرد (رها ميشود) واگر نپذيرفت گردن او را ميزنم. 4- در من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 150، روايت 3549 آمده است: حضرت علي- عليه السلام- فرمود: زن اگر از اسلام برگردد ومرتد شود كشته نميشود؛ ولي حبس ابد دارد. اعدام مرتد در زمان پيامبر اكرم- صلي الله عليه و سلم- وائمه عليهم السلام 1. در فتح مكه پيامبر از خونريزي خودداري كردند، اما در عين حال كساني را نام برد ومسلمانان را امر فرمود كه هر يك از آنان را هر كجا بيابند بكشند. اين افراد عبارتند از: 1- عبدالله بن سعد ابي سرح، كه قبلا اسلام آورد وسپس مرتد ومشرك شده ونزد قريش بازگشت. بعد از فتح مكه عثمان بن عفّان (خليفه سوم) كه برادر رضاعي او بود او را پنهان كرد و پس از آنكه آرامش برقرار شد او را نزد رسول خدا آورد وامان خواست پيامبر خاموش ماند تا شايد كسي از مسلمانان او را گردن بزند. اما كسي به اين فكر نيفتاد وپيامبر او را امان داد. 2- عبدالله بن خطل ادرمي كه قبلا اسلام آورده بود مرتد شد وبه مكه گريخت در فتح مكه او را در حالي كه پرده كعبه را گرفته بود در آوردند وكشتند. 3و4- فرتنا وقريبه دو كنيز آوازخوان ابن حظل كه اشعار مشتمل بر هجو (ناسزاگويي) رسول خدا آوازخواني ميكردند، قريبه روز فتح مكه كشته شد وفرتنا اسلام آورد. 5- قيس بن صبابه ليثي كه وارد مدينه شد واسلام آورد وسپس مرتد شد و گريخت و در روز فتح مكه كشته شد. [4] در زمان ائمه عليهم السلام نيز نمونههايي بسياري بوده است. يك نمونه آن جنگ حضرت علي - عليه السلام- با خوارج است، خوارج از دين خارج شده وبه آن حضرت نسبت گناه وكفر دادند حضرت با آنها جنگيد واكثر آنها را كشت. نمونه ديگر كشته شدن متوكل عباسي است به دست فرزندش معتصم به خاطر جسارتي كه به حضرت علي كرده بود. [5] معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن (تفسير موضوعي) قم، (جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1377)، ج 10، ص207-203. 2. محمد آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، (تهران مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاهي، 1359)، ص 527-524. 3. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، (قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، 1412)، ج28 ص 356، 323، ابواب حد مرتد. 4. سيف الله صرامي، احكام مرتد از ديدگاه اسلام وحقوق بشر، (مركز استراتژيك بيتا رياست جمهوري)، بخشهاي مختلف كتاب. منابع: [1]. محمدي، ابوالحسن، حقوق كيفري اسلام، ترجمه حدود وتعزيرات وقصاص وديات از كتاب شرايع ومسالك، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1374، ص 157. [2]. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1368، ج 2، ص 497. [3]. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، تفسير موضوعي قرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1377، ج 1، ص207. [4]. آيتي، محمد، تاريخ پيامبر اسلام، تهران، مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاهي، 1359، ص 524. [5]. رك : قمي، عباس، تتمه المنتهي در تاريخ خلفاء، تهران، پيام آزادي، 1379، ص284 قتال هم منظورتون چیه؟! |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۴۳, ۲۱/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۰ ۱۸:۰۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. دوستان گرامی لطفا ادامه ی بحث رو اینجا پیگیری کنید : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-13144.html آقا وحید هم سقف پست هاشون امروز به اتمام رسیده و تا فردا نمی تونن در بحث شرکت کنن! یا علی |
|||
|
|
۱:۱۲, ۳۰/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۰ ۱:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۱/بهمن/۹۰ ۰:۲۷)emadm نوشته است: غیر انسانی یعنی چه ؟ امثال ریگی که انسانهایی را که با آنها سر جنگ ندارند را میگیرند و به فجیعترین شکل پس از شکنجه سر میبرند زنده زنده کارشان از نظر ایشان مثل جهاد با کافران حربیِ جهاد گران اسلام است شما یکبار در یک جا در تاریخ اسلام به من نشان دهید که مجری حقیقی اسلام یعنی رسول اکرم و ائمه در پیکار و نبرد حکمی و عملی مانند امثال ریگی کنند چنین مقایسه ای یا ناشی از نداشتن حداقل اطلاعات از تاریخ اسلام و سیره ی الگوهای حقیقی مسلمانی یعنی 14 معصوم است یا ناشی از نهایت ضعف استدلالی شخص است یا ناشی از مغرض بودن شخص مطرح کننده برای ایجاد شبهه و انکار حقانیت اسلام است یا ناشی از.... |
|||
|
|
۹:۴۳, ۳۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
نقل قول:شما یکبار در یک جا در تاریخ اسلام به من نشان دهید که مجری حقیقی اسلام یعنی رسول اکرم و ائمه در پیکار و نبرد حکمی و عملی مانند امثال ریگی کنندسلام به نظر من ممکنه خیلی از احکامی که در دین وجود داره ناشی از تحریف دین باشه. هیچ کدوم از ما در اون زمان نبودیم که به چشم خودمون ببینیم. مثلا در مورد حکم ارتداد، دوستان نمونه هایی رو در مورد اجرای این حکم توسط پیامبر مطرح کردند. اما شاید مطالب تاریخی که در این زمینه وجود داره نادرست باشند. |
|||
|
۱۳:۵۶, ۳۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام اگر کسی در حال تحقیق به این نتیجه برسه که مثلا فلان دین هم داشتن خوبه و اون هم میتونه آدم رو به سر منزل حقیقت برسونه در حالی که از اسلام چیزی جز اینکه از پدر و مادر مسلمان متولد شده و تمام اشهد گفتن هاش از روی نا آگاهی باشه حسین حسین گفتناش و گریه کردناش زبانی باشه و اصلا تحقیقی در این زمینه نکرده باشه که اسلام بر حق است و تحقیقاتشو از ادیان دیگه شروع کرده باشه و به دین دیگه ای علاقه مند شده باشه در حالی که از ترس حکم قتل ارتداد به اون دین در نیاد ولی آرزوش این باشه که رفت به خارج تغیر دین بده از طرفی بشدد با شیعه بد بشه و سنی بشه اون هم باز از روی ناآگاهی(شما فرض کنید آدم راست بازی باشه بگه یا رومی روم یا زنگی زنگ) مسلمان باشه و قرآن رو قبول داشته باشه و بگه چون خدا گفته لا اکراه فدین میشه با هر دینی به سعادت رسید ولی سنی شده باشه و آرزوش هم تغیر دین در صورت خارج رفتن باشه و به شیعه و مقدساتش در یک برهه کوتاه توهین کرده باشه مثل وهابی ها و تحت تاثیر سایتهای زد اسلام بگه باید تحقیق بشه شاید اسلام هم دروغ باشه در حالی که خودش نماز میخونه روزه میگیره و از احانت به قرآن بدش میاد (این شخص قطعا دچار تضاد ارزشیه. من چنین شخصی رو میشناسم بعد از خوندن کتابای تاریخی به ایران باستان علاقه مند و به آیین زرتوشتی عتاقه مند تر شده بود و میخواست نمازهای یومیشو به فارسی بخونه ملی چون نمیشود بعد از هر نمازی که میخوند وایمیستاد و معانیه عربی نمازو به فارسی میخوند و اسمشو گزاشته بود نماز زرتوشتی اطلاعات زیادی هم از دین زرتوشتی نداشت بعد تحت تاثیر یکی از دوستاش که کتاب 23سال علی دشتیرو خونده بود و حقانیت حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را زیر سوال برده بود میگفت شاید قرآن تضاد داشته باشه و حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم ممکنه آدم زرنگی بوده باشه ولی بازم باید تحقیق بشه ولی با این حال نماز میخوند و شدیدا به قرآن اعتقاد داشت و نبی اکرم را پیامبر خدا میدونست ولی شدیدا زد شیعه بود و آرزوش گرایش به دین زرتشتی بود و میگفت لا اکراه فدین اسلام هم دین خداست زرتوشت هم دین خداست اینجا که نمیشه تغیر دین داد میرم خارج زرتوشتی میشم) ولی مادرش نتونست وضعیتشرو ببینه و تغیر عقایدشو به یکی از برادراش که اهل دین بود گفت با صحبت هایی که برادرش باحاش کرد دست از لجاجت برداشت ولی بازم اون عقاید زد عربشرو که بخاطر دشمنی با برادران ناتنی عربش داشت هنوز داشت خودشم تورک بود البته از پدری مشترک و فارس البته اونیکی برادرش که اهل دین بود اونهم ناتنی و از طرف مادرش بود با این حال اعتقادش به شیعه بازگشت و دیگه نمیخواست تغیر دین بده ولی باز اونچنان مقید نبود نمازاش همیشگی نبود هنوز ضد عربها بود ولی با یک کار نیکو و پسندیده که انجام داد من خودم شاهد کارش بودم انگار خدا خواست و کلا تغیر کرد رفت تحقیقاتشرو کامل کرد فهمید ادیان دیگه تحریف شدن حقانیت اسلامرو با چشمانی باز پذیرفت دست از لجاجت و دشمنی با شیعه بر داشت از کارای گوزشتش توبه کرد و به همه گفت در حال اشتباه بوده یکی از دوستاش که ضد فراماسونری بود اونو با فراماسونا آشنا کرد الان دشمن اونهاست و آرزوش جنگ و شهادت در راه اسلام و خداست این شخص که فکر نکنم مرتد باشه ولی با توهین به شیعه که از روحانیها پرسیدم گفتن احباط کرده حالا سوال من اینه که این شخص توبش پذیرفته هست یا نه اصلا مرتد محصوب میشه یا نه چون آرزوی تغیر دین داشته ولی حقانیت حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو هم قبول داشته و قرآنرو مقدس میشمرده احباط کرده یا نه که قطعا کرده چون تحت تاثیر سایتهای ضد اسلام ضد شیعه شده بود حالا خدا میبخشتش یا نه ؟ الان این انسان ساده و احمق با چشمانی باز اسلام را پذیرفته.و مثل گزشتش الکی مسلمان نیست و دیگه نمیخواد تغیر دین بده؟ دشمنی هم با شیعه نداره و عاشقانه به شیعه عشق میورزه اللخصوص به امام حسین(علیه السلام). شرایط خانواده اشرو هم در نظر بگیرید . البته چون اطلاعاتتون در این زمینه بالاست ازتون پرسیدم؟ من از وقتی تغیر کرده بیشتر ازش خوشم میاد فکرم میکنم خدا بخشیدتش وگرنه هیچ وقت اینجوری تغیر نمیکرد که از دوستداشتن زندگی در اروپا و آمریکا به جنگیدن با شیاطین برسه. یا حق |
|||
|
|
۸:۱۷, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
خب خدارا شکر من گفتم 1روزه همه میشن حاکم شرع و حکم به ارتداد میدن خدارو شکر که هیچکس دنبال قاتل بوروسلی نمیگرده
|
|||
|
|
۱۰:۲۶, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۰/بهمن/۹۰ ۲۳:۲۰)mhvvhm نوشته است: خوب برگشتن یعنی چی؟مگه یارو مغز خر خورده بیاد به من و شما بگه من مرتدم!!!خیلی احتمالش کمه!مگر اینکه بره جایی که دست کسی بهش نرسه بگه من مرتدم!سلام مرتد یعنی کسی که یکی از ضروریات دین (مثلا حجاب) رو آگاهانه منکر بشه. معمولا مرتد های عادی نمیان بروز بدن ، در این صورت وظیفه ای هم بر گردن دیگران نیست (حتی اگر مطمئن باشیم نماز نمی خونه). اما مرتدی که بروز بده هم هست ، مثل کی؟ خوب معلومه ، همین دکتر سروش که قرآن رو بالکل زایده ذهن پیغمبر می دونه (از بس ماشاء الله عقلش ناقصه). |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
به عقیده بنده اگر بفهمیم اصلا فلسفه ارتداد در اسلام چیه خیلی خوب میتونیم درک کنیم که این حکم تمام و کمال به نفع افراد یک جامعه که دارای دین مشخصی هستند تمام میشود. ودیگر از این دست ان قلت ها نمی آوریم که اگه داشتیم تحقیق میکریدم واجبه یا نه اصلا کی گقتته که قاضی باید تعیین کننده حکم ارتداد باشه این قاضی چه شرایطی داره یا نداره و ........
خدا در قران می فرماید : «لا اكراه فی الدین " [/b][/font]در انتخاب دین خود آزاد هستید . اما چقدر آزاد ؟ آیا آنقدر که بیایید دینی را انتخاب کنید بعد اگر یک جایی دیدید که منافع شما را تهدید میکند اعلام برائت کنید ؟ به راحتی میشود حدس زد که این عمل چه عواقب خطر ناکی را برای جامعه رقم خواهد زد.. [font=Tahoma] ارتداد در صدر اسلام، ارتداد و بازگشت از دين بود، شخص مسلماني پس از گرايش به اسلام، مشرك يا مسيحي يا يهودي مي شد، در اين دوره ارتداد فكري مطرح نبود، ارتدادها معمولاً با انگيزه سياسي يا اقتصادي يا قومي همراه بود; مثلاً برخي از اشخاص در برابر وجوب زكات مقاومت كرده و براي آن كه زكات نپردازند، از اسلام بر مي گشتند يا به خاطر خلافي كه مرتكب شده بودند; بايد قصاص مي شدند، براي آن كه از حكم قصاص بگريزند، از دين خارج مي شدند. يا رئيس قوم و قبيله اي به يكي از دو انگيزه فوق يا انگيزه ديگري از اسلام خارج مي شد، همه افراد قبيله به تبعيت از او از اسلام روگردان مي شدند. قبائل بنوحنفيه، بنو مدلج و بنو اسد به خاطر خروج رئيس قبيله از دين، همگي از دايره اسلام خارج شدند.(1) ابوحمار رئيس بنو مدلج پس از آن كه مسلمان شد، ادعاي نبوت كرد و از اسلام خارج شد، و افراد قبيله به پيروي از او مرتد شدند. مسيلمه كذّاب رئيس بنوحنفيه با ادعاي نبوت از دين خارج شد، و همه افراد قبيله به تبعيّت از او مرتدّ شدند. بعضي از افراد هم براي فرار از جهاد مرتد مي شدند. به عنوان نمونه: پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، عبدالله بن جحش را به فرماندهي گروهي براي سريه اي اعزام كرد، ولي به او دستور داد حكم مأموريت را در فلان نقطه مطالعه كن و به هر آن چه در آن نامه آمده،عمل كن. عبدالله در مكان مورد نظر نامه را باز كرد، مأمور شده بود كه به اطراف مكه برود، اما اطرافيان خود را براي رفتن مجبور نسازد، هر كه مايل بود با او برود و هر كه مايل نبود بازگردد. عبدالله اعلام كرد كه هر كس آماده شهادت است همراه من حركت كند. از هفت يا نه يا دوازده نفري كه ـ به اختلاف نقل ها ـ همراهش بودند، جز دو نفر به نام هاي سعد بن ابي وقاص و ربيعه كه بازگشتند، بقيه او را همراهي نمودند.(2) وقتي آن دو بازگشتند، آيه مباركه سوره بقره نازل شد آیه 217 .....وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَدر زمان ابوبكر نيز هفت طائفه زكات ندادند و مرتد شدند. يك طائفه هم در زمان عمر مرتد شدند. جريان از اين قرار بود كه شخصي بنام (جبلة) از اعيان و اشراف، لباس احرامي نفيسي خريداري كرد و به مسجدالحرام آمد. پس از طواف كه در گوشه اي از مسجد نشسته بود، عربي بياباني هنگام عبور از كنار او بي توجهي كرد و لباس او را آلوده و كثيف نمود. جبله ناراحت شد و با چوب دستي كه در دستش بود، چند ضربه به او زد. عرب بياباني چيزي نگفت و رفت ولي پس از طواف با خليفه عمر بن خطاب روبه رو شد و به او شكايت كرد. خليفه جبله را احضار كرد و ماجرا را جويا شد و او اقرار كرد كه با چوب دستي اش چند ضربه به او وارد كرده است. مرد عرب خواستار قصاص شد و هر چه جبله از او خواست كه از قصاص صرف نظر كند و در مقابل پولي از او دريافت كند، نپذيرفت. خليفه نيز حاضر نشد از قصاص صرف نظر كند مگر آن كه مرد عرب رضايت دهد از اجراي قصاص چشم بپوشد. جبله كه به سختي ناراحت بود از مرد عرب براي اجراي قصاص چند روز مهلت گرفت، از اين مهلت استفاده كرد و براي گريز از حكم قصاص، به شامات رفت و گفت: (من ديني را كه در آن مرد عرب بيابان گردي جز به قصاص من راضي نشود، نمي خواهم.) و بدين وسيله از اسلام روگردان شد.(3) نمونه ديگر، روزي پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگام موعظه مردم، از منافقي نام برد. شخصي پشت سر پيامبر گفت: اگر سخن پيامبر صحيح باشد، من از خر پست ترم. مردي به نام عامر اين سخن را شنيد و به او گفت: سخن پيامبر درست است و تو واقعاً از خر پست تري. عامر نزد پيامبر آمده، ماجرا را تعريف كرد. پيامبر او را خواست و از او نيز ماجرا را سؤال كرد ولي آن شخص گفته عامر را انكار كرد. پيامبر از آنان خواست بر سخن خويش سوگند ياد كنند. آن مرد به دروغ قسم ياد كرد كه من پشت سر پيامبر چنين سخني نگفته ام. عامر براي سوگند برخاست و پس از آن ادعا كرد كه پروردگارا! اگر او چنين سخني را بر زبان رانده، مرا تأييد كن. پيامبر و اصحاب آمين گفتند.جبرئيل آمد آيه اي نازل شد و عامر را تأييد كرد و كذب آن شخص برملا شد. پس از رسوا شدن، اقرار كرد ولي توبه نمود و پيامبر توبه اش را پذيرفت.(4) با توجه به نکات مطرحه شده باز هم میشود به سلامت این حکم ایرادی وارد کرد . مسلما خداوند حربه ای برای دفاع از حیثیت دین خود خواهد داشت و نمیگذارد به هر طریقی معاندان با آبروی اسلام بازی کنند. مسلما اگر این حکم نمی بود چه بسا دشمنان ضربه ای جبران ناپذیری را به بدنه اسلام وارد می کردند و دیگر کسی اقبالی به این دین نشان نمیداد. 1 . سوره مائده، آيه 21 . 2 . سوره مائده، آيه 22 . 3. سوره مائده، آيه 54 . 4 . سوره نحل، آيه 106 . |
|||
|
|
۱۱:۳۱, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
به نظر من این طور نیست که همه افرادی که مرتد میشن به خاطر نفع شخصیشون باشه. به خصوص در کشورهایی مثل ایران که نفع فرد در مسلمان بودنه. فرض کنید کسی از پدر و مادر مسلمان به دنیا بیاد. این فرد رو این طور تصور می کنند که مسلمان به دنیا اومده. حالا آیا بعد از تحقیق و تفکر و ... مسلمان شده؟ مطمئنا نه. در بچگی هم دین به صورت یک طرفه بهش معرفی میشه و بچه هم می پذیره. حالا فرض کنید این فرد بزرگ شد و تحقیق کرد و فهمید موضوع متفاوت از چیزی بوده که بهش گفته شده. متوجه نادرستی استدلالهایی میشه که براش مطرح کردند و متوجه قسمتهایی از دین میشه که سانسور شده و چیزی دربارش بهش نگفتند و متوجه ادیانی میشه که به تشخیص خودش بهتر از اسلام اند. خب این فرد باید چکار کنه؟ بره تحقیق کنه و دینی رو که درست تر می دونه بپذیره، یا به خودش تلقین کنه که اسلام بهترین دینه، یا از ترس حکم ارتداد و ... یک عمر مثل یک آدم دو رو زندگی کنه؟ |
|||
|
۱۱:۴۱, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
شما میتونید به این سوال جواب بدید که چرا دین دیگه ای بعد از اسلام نیامد ؟
مطمئنا اگر اون فرد بره و تحقیق کنه متوجه خواهد شد که اسلام بهترین و کاملترین دینه مگر اینکه به همان دلایلی که گفتم نخواد بپذیره حقانیت این دین رو. |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۰ ۱۱:۵۲ توسط emadm.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول:مطمئنا اگر اون فرد بره و تحقیق کنه متوجه خواهد شد که اسلام بهترین و کاملترین دینه مگر اینکه به همان دلایلی که گفتم نخواد بپذیره حقانیت این دین رو.حالا اگر به نتیجه دیگری رسید چی؟ مطمئنا نفع شخصی در کشوری مثل ایران، نمی تونه باعث پذیرش دینی عیر از اسلام بشه. اما یک موضوع هست: میگن اعتقادی که فرد در بچگی پیدا می کنه، مثل نقشی است که روی سنگ حک میشه.این غیر قابل تغییر بودن عقیده می تونه با یقین اشتباه گرفته بشه، در حالی که اینها تفاوت دارند. نقل قول:شما میتونید به این سوال جواب بدید که چرا دین دیگه ای بعد از اسلام نیامد ؟یک دسته از ادیان هستند به اسم ادیان ابراهیمی. اما تمام ادیان از این دسته نیستند. ادیان دیگری هم در جهان هست که اگر بخوایم در موردشون تحقیق کنیم، مطمئن ترین مرجع، کتابهای خود ادیان اند. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره حکم ارتداد خواننده هتاک | Havbb 110 | 11 | 7,667 |
۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۲۴ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|













