(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۷:۳۷)emadm نوشته است: [ -> ]سلام
مثلا اگر ما به دینی بر خوردیم که بعضی از احکامش ظاهرا با اخلاقیات در تضاده، چه چیزی می تونه به ما بگه که این حکم از خداست یا نه؟
مشکلی که هست اینه که ادیان تقلبی هم وجود دارند و نمیشه یک دین رو صرفا به خاطر ادعای خود اون دین پذیرفت.
مسئله دیگه اینکه در اثبات الهی بودن یک دین، شما نیاز به منابع برون دینی دارید نه منابع درون دینی. تا زمانی که ما الهی بودن قرآن رو اثبات نکردیم، نمی تونیم به آیه قرآن رجوع کنیم.
با همان دلایل بروند دینی که اثبات کردید نیاز به دین الهی وجود داره
با همان دلایل برون دینی هم اثبات میکنید که باید کتابی وجود داشته باشه که تجلی کلمه ی هادی خدا باشه، بی تحریف وگرنه این خدایی که شما قبول دارید یا عاجز است از آوردند کتابی بی تحریف که جلوگیری کنه از انحراف و یا دریغ داره که این خدا به درد پرستش نمیخوره به نظرم
حال باید بررسی کرد بین کتبی که ادعا میشه که الهی هست کدوم حقانی تر است
در مورد انجیل و تورات فعلی که خود یهودیان و مسیحیان که میگن این کلام کلام خدا نیست و سالها پس از حضرت موسی و عیسی به رشته ی تحریر در آمده
اما یک نکته ی اساسی!!!!!!!!!
یا بالاخره ما عبد و بنده ی خدا هستیم
یا عبد و بنده ی نفس خودمان
شیطان همه چیز را با عقل خود میسنجید
چون به نظر خودش آتش از خاک برتر بود حاضر به اطاعت فرمان خدا در مورد آدم نشد
این شباهت شیطان و انسانهای مستکبر است در نوع مواجه شدن با اوامر خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر بگیم من تا عقلم مجاب نشود در مورد هر دستوری در دین (دینی که حقانیت پیامبر و کتابش اثبات شده) بعد آن حکم را انجام میدهم به این نمیگویند بندگی خدا، میگویند بندگی نفس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در ضمن عقل ، عقل که میکنید این عقل که خالی از هوا و هوس نیست!!!!!!
همین هوای نفس هم در دستگاه منطق انسان اثر مستقیم میگذارد و اورا از فطرت انسانی اش دور میکند
شما گویا عقل را مفهومی مجرد میدانید که اثری از چیزی نمیپذیرد
آن عقل منطبق از فطرت است که خالی از هوای نفس باشد
نه این عقل من و شما
نفس انسان از محدودیت و بکن نکن بیزار است
به چیزی که به مضاقش خوش نیاید وقتی برخورد میکند هزار جور توجیه می تراشد تا زیر بارش نرود
در این مورد زیاد میشه صحبت کرد مجالش را ندارم فعلاً بیش از این
(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۷:۳۷)emadm نوشته است: [ -> ]یک سوال:
فرض کنید ما به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات یک دین درست است، آیا این لزوما به معنی درستی آن دین است؟
به طور مثال تصور کنید که دین دیگری وجود داشته باشد که اعتقاداتش دقیقا مانند اسلام باشد، اما آموزه هایش تفاوت زیادی دارد.
آیا ما با اثبات اعتقادات اون دین، می تونیم نتیجه بگیریم که آموزه هاش هم درست است؟
در اکثر داستانهای انبیا و ائمه ما داریم که در برابر اوامر پیامبران و امامان مردمانی با استدلال و به اصطلاح منطق خودشان مخالفت میکردند!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب ، این یعنی چی؟
یعنی یا این انبیا و ائمه که اثبات کرده اند حقانیت خود را درست میگویند
یا آن مخالفان احکام انبیا و ائمه که با عقل خود احکام و دستورات انبیا و ائمه را نادرست میدانند
این جا چه باید کرد به نظر شما؟
این جا متوجه میشوید که چرا من میگویم در اصول دین و اعتقادات باید خودمان با عقل خودمان به حقانیت پی ببریم و در فروع و احکام باید تقلید و اطاعت کنیم
اگر بنای ما بر بندگی خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برای چندمین بار
انسان خواب را میتوان بیدار کرد اما کسی را که خود را به خواب بزند، شما خود را بکشی هم بیدار نمیشود!
خدا در قرآن می فرماید:
انسان شك در معاد ندارد بلكه او مىخواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند (۵-قیامت)
و نفس و شیطان به هزار توجیه دست آویز میشه تا قضیه رو بپیچونه
والله یهدی من یشاء
خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند
سوال از جناب emadm:
آیا به نظر شما دین الهی وجود دارد
اگر وجود دارد شما چگونه به الهی بودن آن پی میبرید؟؟