تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اثبات الهیت دین اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۲)emadm نوشته است: [ -> ]عربستان اون زمان در همسایگی سه تمدن نسبتا پیشرفته بود و نمیشه گفت که هیچی چیزی از اونها نگرفته باشه.
نقل قول:به این نکته هم توجه داشته باشید که تا امروز کسی پیدا نشده که بگوید من سوره ای مشابه قرآن آورده ام! یکی بیاد قضاوت کنه که درسته یا نه...
حداقل ادعایش وجود داشته، اما بررسی اش نیاز به یک فرد بی طرف داره.


شما سوره اش را نشان دهید، بررسی اش با بنده و شما. اگر من و خودتان را (!) قبول ندارید یک غیر مسلمان را برای داوری می اوریم...
نقل قول:اگر میخواهید ثابت کنید که اسلام دینی برای همه زمان ها نیست باید این را ثابت کنید که مسائلی در زمان حاضر وجود دارد که اسلام راهی برای دستیابی به نظر دین اسلام راجع به آن مسائل پیش روی ما نگذاشته باشد
بحثهایی مثل اخلاقیات رو که شاید بشه گفت ثابت اند و با گذشت زمان تغییر نمی کنند. در بحثهای جزئی گاهی اوقات مشکل پیش میاد که اونها رو گاهی اوقات با چیزی غیر از دین میشه رفع کرد (مثلا با علم) یا میشه اونها رو با توجه به سایر مسائل استنباط کرد.
اگر اینطوری بهش نگاه کنیم خیلی ادیان می تونند جوابگو باشند.

یک نکته هم که در این تاپیک در موردش بحث میشه، اینه که نقش اخلاقیات در دین چی هست و آیا می توان درستی دین رو با اخلاقیات سنجید؟
نقل قول:شما سوره اش را نشان دهید، بررسی اش با بنده و شما. اگر من و خودتان را (!) قبول ندارید یک غیر مسلمان را برای داوری می اوریم...
در اوایل اسلام چند موردی مطرح شد که شاید ذکر کردنشون درست نباشه، اما مشکل اینه که فرد غیر مسلمان هم ممکنه بی طرف نباشه. یعنی ممکنه نسبت به اسلام موضع گیری منفی داشته باشه.
البته می توان اثبات کرد که عین سوره را نمی توان آورد و منظور هم این نبوده. منظور این بوده که چیزی با همان فصاحت و بلاغت آورده شود.
به عنوان مثال، آیا نهج البلاغه از نظر فصاحت و بلاغت بالاتر است یا قرآن؟
در نقاط مختلف عربستان اجمالا تمدنهايي بوده ولي نمي تواند گواه بر وجود تمدن در تمام نقاط عربستان باشد.
شكي نيست كه داشتن روابط تجارتي با ملل مترقي جهان گواه ترقي و تمدن آنها است ولي آيا تمام نقاط عربستان از اين روابط بهره اي داشتند. يا اينكه غالبا منطقه حجاز از آن بي بهره بود ؟ از طرفي نيز روابط دو منطقه حكومت نشين حجاز / حيره – غسان / با ايران و روم گواه تمدن آنان نيست زيرا تمام اين حكومتها جنبه دست نشاندگي و به اصطلاح استعماري داشت امروز بسياري از كشورهاي آفريقا جزء مستعمرات دول غربي هستند لكن نشانه اي از تمدن غرب در آنجا وجود ندارد.
البته تمدن شگفت انگيز // سبا و مارب يمن // را نمي توان انكار كرد زيرا گذشته از آنچه در تورات و آنچه از // هردوت // و ديگران نقل شده است مورخ نامي /// مسعودي /// در باره مارب چنين مي نويسد : / از هر طرف عمارات زيبا – درختهاي سايه دار – نهرهاي آب جاري – آنرا احاطه كرده بود و عرض كشور تا اين حدود بود كه يك نفر سوار قابل نمي توانست عرض و طول آنرا در يك ماه قطع كند و هر مسافري اعم از سواره و پياده كه از اين سر تا آن سر كشور عبور مي كرد – آفتاب را نمي ديد زيرا از هر دو طرف درختهاي سايه دار بر معابر احاطه كرده بود . اراضي آباد و سر سبز و آبهاي فراوان – و سلطنت پايدار آن معروف تمام دنيا بود.
ولي بايد توجه نمود كه اين دلائل ما را به تمدني كه بر تمام اقطار عربستان حكومت كند هدايت نمي كند بالاخص منطقه حجاز كه بطور مسلم بوئي از اين تمدن نبرده بود . حتي خود / گوستاولبون / در اين باره مي گويد : عربستان باستثناي سر حدات شمال از دستبرد اجانب محفوظ مانده و كسي نتوانست آنرا بتصرف خود در آورد جهانگيران بزرگ از ايران – روم و يونان كه تمام دنيا را زير و رو نموده بودند كمترين توجهي بعربستان نداشتند.
برگرفته از مقاله عرب پیش از اسلام اثر حسین شاهد خطیبی
فکر کنم بحث دارد منحرف میشود .

ما دنبال این هستیم که بدانیم چه ره هایی وجود دارد برای تشخیص اینکه امری از طرف خداست .

اول حکم مشخص شود . سپس تطبیق موضوع .

با تشکر
دوستان بحث شما از ریشه ی درستی پیگیری نمیشه
به نظر حقیر تا به این شش سوال پاسخ دقیق داده نشه ریشه های اختلاف و اشتراک و نتیجه گیری صحیح انجام نخواهد شد:
(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۲:۳۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]سوال اول
آیا شما به خدا اعتقاد دارید؟
اگر بله
سوال دوم
آیا این خدا هادی هست؟
اگر بله
سوال سوم
چگونه این هادی بودن را تجلی داده و هدایت را برای بشر محقق کرده؟
سوال چهارم
آیا باید این خداوند را بندگی کرد؟
اگر بله
سوال پنجم
تعریف شما از بندگی چیست؟
سوال ششم
آیا شما به جهان پس از مرگ و حساب و کتاب اعتقاد دارید؟
اگر بله چرا و بر چه مبنایی
اگر هم نه باز چرا و بر چه مبنایی

ادامه ی مباحث قبل از پاسخ دقیق به این 6 سوال به نظرم راهگشا نیست
گیر کار در مراتب توحید ربوبی و توحید عبودی و صفات این خدایی هست که میشناسیم

صفات و ویژگیهای خدایی که ماها برای خود متصور هستیم اگر ابتدا مشخص نشود
رابطه ی بین این خدا و انسان ، ادامه ی بحث به درستی پی ریزی نمی شود
خود دانید
علی اقا

در بحث قبلی ما با بدیهی دونستن وجود خدا . ثابت کردیم که بشر با تکیه به عقل و دانش که ناقص هستند بیساری جاها نمیتونه تنهایی پیش بره و نیاز داره خداوند براش برنامه فرستاده باشه . و این برنامه رو انسان باید بدون چون و چرا انجام بده .

بین تمام برنامه های الهی موجود دیدیم اسلام همه بعدی به انسان و محیطش پرداخته و ...

حالا با توجه به اینکه نمیتونیم همه احکام رو یکی یکی با عقل خودمون رو بسنجیم . میخواهیم ثابت کنیم اسلام از طرف خداست . و هر چی خدا بگه رو انجام بدیم . حتی اگر با عقل ناقض ما جور در نیاد .

در واقع ما قبول داریم عبد بودن رو و با برهان عقلی اثبات کردیم .

الان میخواهیم ببینیم چی گفته که دربست گوش کنیم .

با تشکر

سوال اول آیا شما به خدا اعتقاد دارید؟


بله
اگر بله سوال دوم آیا این خدا هادی هست؟
بله


«وهرکس را خدا هدایت کند هیچ گمراه کننده اى نخواهد داشت» (وَمَنْ یَهْدِاللهُ فَمالَهُ مِنْ مُضِلٍّ). 37 زمر
انک لا تهدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء... قصص-56

((ای محمد)تو نمی توانی هر که را که دوست داشته باشی هدایت کنی،ولی خداست که هدایت می کند هر کسی را که بخواهد...)
[/b]

سوال سوم چگونه این هادی بودن را تجلی داده و هدایت را برای بشر محقق کرده؟ بوسیله انوار طیبه پیامبران

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کافَّةً لِلنّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ ( 28/ سبا )
ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى; ولى بیشتر مردم نمى دانند!


سوال چهارم آیا باید این خداوند را بندگی کرد؟
اگر بله
سوال پنجم
تعریف شما از بندگی چیست؟

عنوان بصری نزد امام صادق علیه السلام رفت و گفت : حقیقت بندگی در چیست ؟فرمودند :
1-عبد برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند چرا که بندگان ملکی ندارند و همه ی اموال را مال خدا می بینند و هر جا خدا امر نموده مصرف می کنن.



(پس اگر بنده باری خودش از انچیزی که خدا به او داده است ملکیتی نبیند انفاق کردن برای او اسان می شود)


2- بنده برای خودش تدبیر و اندیشه ای ندارد


(و هر گاه تدبیر خود را به مدبرش یعنی خداوند واگذارد مصایب دنیا برای او سهل و راحت می شود)


3- تمام اشتغالات بنده در چیزی است که خدا بدان امر و نهی فرموده.


( و زمانی که بنده به انچه خداوند امر و نهی نموده اشتغال ورزد دیگر برای خود نمایی و فخر فروشی به مردم فراغتی پیدا نمی کند.)


چون خداوند بنده را به این سه خصلت گرامی داشت ،دنیا و ابلیس و مردم در نظرش بی مقدار می گردند و


به خاطر زیاده طلبی و فخر فروشی به دنبال دنیا نمی رود و انچه نزد نردم از عزت و بزرگی است طلب نمی کند پس این اولین درجه تقوی است.

[/font]

سوال ششم آیا شما به جهان پس از مرگ و حساب و کتاب اعتقاد دارید؟ اگر بله چرا و بر چه مبنایی

وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (10) اسرا


[font=Tahoma]و اينكه براى كسانى كه به آخرت ايمان نمى‏آورند عذابى پر درد آماده كرده‏ايم



عدم ايمان بآخرت مستلزم تكذيب جميع انبياء است زيرا تمام انبياء خبر داده‏اند؛ و به همين جهت است كه مى‏بينيم خداى تعالى فراموش كردن قيامت را ريشه تمامى گمراهيها ناميده و فرمود:

[/b]

"إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ" "لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ " 26 / ص


[b]دوستان کمک کنندجوابهای ناقص بنده را کامل کنند .

[/b]


(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۷:۰۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]علی اقا

در بحث قبلی ما با بدیهی دونستن وجود خدا . ثابت کردیم که بشر با تکیه به عقل و دانش که ناقص هستند بیساری جاها نمیتونه تنهایی پیش بره و نیاز داره خداوند براش برنامه فرستاده باشه . و این برنامه رو انسان باید بدون چون و چرا انجام بده .

بین تمام برنامه های الهی موجود دیدیم اسلام همه بعدی به انسان و محیطش پرداخته و ...

حالا با توجه به اینکه نمیتونیم همه احکام رو یکی یکی با عقل خودمون رو بسنجیم . میخواهیم ثابت کنیم اسلام از طرف خداست . و هر چی خدا بگه رو انجام بدیم . حتی اگر با عقل ناقض ما جور در نیاد .

در واقع ما قبول داریم عبد بودن رو و با برهان عقلی اثبات کردیم .

الان میخواهیم ببینیم چی گفته که دربست گوش کنیم .

با تشکر
سلام
من در تکمیل فرمایشات آقا وحید ، بگم که ما از کجا رسیدیم به این بحث:
ما در بحثی که داشتیم، به یک سری احکام بر خوردیم که با عقل یا فطرت انسان یا اخلاقیات یا .... (این که دقیقا اسمش رو باید چی بگذاریم رو هنوز نفهمیدیم) تناقض دارند.
حالا سوالی که مطرح شد این بود که آیا میشه این احکام رو پذیرفت یا نه؟
پاسخی که مطرح شد این بود که باید ببینیم این احکام الهی هستند یا نه.
اما از کجا بفهمیم که الهی اند؟
مثلا اگر ما به دینی بر خوردیم که بعضی از احکامش ظاهرا با اخلاقیات در تضاده، چه چیزی می تونه به ما بگه که این حکم از خداست یا نه؟
مشکلی که هست اینه که ادیان تقلبی هم وجود دارند و نمیشه یک دین رو صرفا به خاطر ادعای خود اون دین پذیرفت.

مسئله دیگه اینکه در اثبات الهی بودن یک دین، شما نیاز به منابع برون دینی دارید نه منابع درون دینی. تا زمانی که ما الهی بودن قرآن رو اثبات نکردیم، نمی تونیم به آیه قرآن رجوع کنیم.
یک سوال:
فرض کنید ما به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات یک دین درست است، آیا این لزوما به معنی درستی آن دین است؟
به طور مثال تصور کنید که دین دیگری وجود داشته باشد که اعتقاداتش دقیقا مانند اسلام باشد، اما آموزه هایش تفاوت زیادی دارد.
آیا ما با اثبات اعتقادات اون دین، می تونیم نتیجه بگیریم که آموزه هاش هم درست است؟
(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۷:۳۷)emadm نوشته است: [ -> ]سلام
مثلا اگر ما به دینی بر خوردیم که بعضی از احکامش ظاهرا با اخلاقیات در تضاده، چه چیزی می تونه به ما بگه که این حکم از خداست یا نه؟
مشکلی که هست اینه که ادیان تقلبی هم وجود دارند و نمیشه یک دین رو صرفا به خاطر ادعای خود اون دین پذیرفت.

مسئله دیگه اینکه در اثبات الهی بودن یک دین، شما نیاز به منابع برون دینی دارید نه منابع درون دینی. تا زمانی که ما الهی بودن قرآن رو اثبات نکردیم، نمی تونیم به آیه قرآن رجوع کنیم.

با همان دلایل بروند دینی که اثبات کردید نیاز به دین الهی وجود داره
با همان دلایل برون دینی هم اثبات میکنید که باید کتابی وجود داشته باشه که تجلی کلمه ی هادی خدا باشه، بی تحریف وگرنه این خدایی که شما قبول دارید یا عاجز است از آوردند کتابی بی تحریف که جلوگیری کنه از انحراف و یا دریغ داره که این خدا به درد پرستش نمیخوره به نظرم
حال باید بررسی کرد بین کتبی که ادعا میشه که الهی هست کدوم حقانی تر است
در مورد انجیل و تورات فعلی که خود یهودیان و مسیحیان که میگن این کلام کلام خدا نیست و سالها پس از حضرت موسی و عیسی به رشته ی تحریر در آمده
اما یک نکته ی اساسی!!!!!!!!!
یا بالاخره ما عبد و بنده ی خدا هستیم
یا عبد و بنده ی نفس خودمان
شیطان همه چیز را با عقل خود میسنجید
چون به نظر خودش آتش از خاک برتر بود حاضر به اطاعت فرمان خدا در مورد آدم نشد
این شباهت شیطان و انسانهای مستکبر است در نوع مواجه شدن با اوامر خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر بگیم من تا عقلم مجاب نشود در مورد هر دستوری در دین (دینی که حقانیت پیامبر و کتابش اثبات شده) بعد آن حکم را انجام میدهم به این نمیگویند بندگی خدا، میگویند بندگی نفس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در ضمن عقل ، عقل که میکنید این عقل که خالی از هوا و هوس نیست!!!!!!
همین هوای نفس هم در دستگاه منطق انسان اثر مستقیم میگذارد و اورا از فطرت انسانی اش دور میکند
شما گویا عقل را مفهومی مجرد میدانید که اثری از چیزی نمیپذیرد
آن عقل منطبق از فطرت است که خالی از هوای نفس باشد
نه این عقل من و شما
نفس انسان از محدودیت و بکن نکن بیزار است
به چیزی که به مضاقش خوش نیاید وقتی برخورد میکند هزار جور توجیه می تراشد تا زیر بارش نرود
در این مورد زیاد میشه صحبت کرد مجالش را ندارم فعلاً بیش از این



(۲۳/بهمن/۹۰ ۱۷:۳۷)emadm نوشته است: [ -> ]یک سوال:
فرض کنید ما به این نتیجه رسیدیم که اعتقادات یک دین درست است، آیا این لزوما به معنی درستی آن دین است؟
به طور مثال تصور کنید که دین دیگری وجود داشته باشد که اعتقاداتش دقیقا مانند اسلام باشد، اما آموزه هایش تفاوت زیادی دارد.
آیا ما با اثبات اعتقادات اون دین، می تونیم نتیجه بگیریم که آموزه هاش هم درست است؟


در اکثر داستانهای انبیا و ائمه ما داریم که در برابر اوامر پیامبران و امامان مردمانی با استدلال و به اصطلاح منطق خودشان مخالفت میکردند!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب ، این یعنی چی؟
یعنی یا این انبیا و ائمه که اثبات کرده اند حقانیت خود را درست میگویند
یا آن مخالفان احکام انبیا و ائمه که با عقل خود احکام و دستورات انبیا و ائمه را نادرست میدانند
این جا چه باید کرد به نظر شما؟

این جا متوجه میشوید که چرا من میگویم در اصول دین و اعتقادات باید خودمان با عقل خودمان به حقانیت پی ببریم و در فروع و احکام باید تقلید و اطاعت کنیم
اگر بنای ما بر بندگی خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برای چندمین بار
انسان خواب را میتوان بیدار کرد اما کسی را که خود را به خواب بزند، شما خود را بکشی هم بیدار نمیشود!
خدا در قرآن می فرماید:

انسان شك در معاد ندارد بلكه او مى‏خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند (۵-قیامت)
و نفس و شیطان به هزار توجیه دست آویز میشه تا قضیه رو بپیچونه
والله یهدی من یشاء
خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند

سوال از جناب emadm:
آیا به نظر شما دین الهی وجود دارد
اگر وجود دارد شما چگونه به الهی بودن آن پی میبرید؟؟
سلام علی آقا
بحث در مورد احکامی نیست که صرفا انسان خوشش نمیاد، بلکه چیزهایی است که به دیگران صدمه میزنه.
حالا اگر دینی اومد و همین اعتقادات اسلام رو مطرح کرد، اما بین آموزه هاش مسائلی مثل کشتن انسانهای بیگناه بده و ... بود (که همه می دونند کار نادرستیه) در اون صورت آیا ما باید این دین رو بپذیریم یا نه؟
این موضوع رو در این دو تا تاپیک هم می تونه ادامه داده بشه:
بررسی تحلیلی اخلاق در اسلام و دیگر مکاتب
عقل گرایی . چیستی و چگونگی (عقلانیت و دین)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع