تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جملات خاص و زیبا از پستهای دست نوشته کاربران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ
آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آن‌ها می‌تازم، و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت)
اعراف 17


نمیدونم تا حالا فکر کرده اید که منظور از تاختن شیطان از چهار جهت جلو و عقب و چپ و راست چیست؟
چرا از بالا و پایین نمیتواند بتازد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شیطان از بالا و پایین راه ندارد
چه وقت نظر به آسمان داریم؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی که فقیرانه و عاجزانه دست به دعا برمیداریم!!!!!!!!
چه وقت به پایین روی می آوریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی خاضعانه و حقیرانه در برابر الله جل جلاله خود را به سجده می افکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!


در روایت است که اگر بنده میدانست که در سجده چه رحمتی او را در بر گرفته سر از سجده بر نمیداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


منبع
(۱۵/اسفند/۹۰ ۱۴:۳۸)منتقم زهرا نوشته است: [ -> ]پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
بیشترین گناه مردم، بخاطر پر حرفی درباره اموری است که به آنان مربوط نیست.

نهج الفصاحه، ح 1314



منبع
تشکر از کاربران گرامی
لطفا فقط مطالب دست نوشته کاربران رو در این تاپیک قرار دهید و مطالب نقلی رو در تاپیک:

***** مطالب ناب، زیبا و تأثیرگذاری که در تالار خوانده ایم *****

قرار دهید .
تشکر از همه
سلام
قسمت مشخصات بیشتر و زندگی نامه خانم محیصا خیلی زیباست.امضای ایشون هم که یه حس جالبی به آدم میده

کلیک کنید.
(۱۵/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]هر حق الناسی و حق النفسی در حقیقت حق الله است
چرا که تنها مالک حقیقی خداست
و تنها ذی حق حقیقی خداست
معنای عبودیت هم این است که به خاطر خدا هر عملی را انجام دهیم


تشکر از ایشان
لینک ارسال
(۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۲۰)مهسا110 نوشته است: [ -> ]شاید هم تو راس میگی و حجابت بدون چادر مشکلی نداشته باشه، ولی من به این نتیجه رسیدم اگه میخوای از چیزی لذت ببری باید کاملش رو داشته باشی، اگه میخوای از حجابت لذت ببری چادر سرت کن
...

لینک ارسال
جالب بود. ممنون از ایشون
بسم الله الرحمن الرحیم

جملاتی زیبا از پست کاربر محترم جناب فانوس *7* :



میدونی ما میاییم اینجا و فلان فیلم عکس نوشته خبر و یا آدم رو نقد می کنیم انقدر درگیرش میشیم که یادمون میره خودمون رو نقد کنیم
میدونی انقدر دنباله یه نشونه برای اومدنش هستیم که یادمون میره که : ما نیستیم !
باید دنباله نشونه برای خودمون گشت
اشکاله ما هیچ چیزی نیست ما فقط فراموش می کنیم
گاهی میریم دنباله مقاله نویسی سایت و وبلاگ زدن بیانیه و مستند سازی گیم سازی و خیلی چیزای دیگه چرا ؟ خب معلومه میخای آدمای دیگه رو بیدار کنیم
خنده داره مگه نه ! آخه ما خودمون خوابیم خواب خواب دلیل و مدرک میاریم که آقا جون کار فلانی غلطه حجت و آیه و حدیث سوار می کنیم اما یادمون میره خودمون رو تو آینه ببینیم یادمون میره فقط همین
بیایید تعارف و بذاریم کنار غریبه که نیست اگر هم باشه آبرو که رفت بذار بره
اگر هر کدوم از ما به جای جامعه سازی خود سازی کنیم آقا الان اومده بود اگر یک سوم اعضای این فروم هر ماه یک گناه رو کنار میذاشتن الان آقا اومده بود
نمیدونم چه سریه که ما همش دنباله راه حل های پیچیده و عجیب غریبیم همه چیزو میپیچونیم
ای بابا
آخه چرا بابا گناه نکن میشی یار آقا تمام شد
این فرمول های نسبیت انیشتین دیگه چیه ؟
تقصیر ما نیست
ما خودمون رو فراموش کردیم



راستی اگر حوصله داشتیم آیه ی 19 سوره ی حشر رو هم بخون


(آیه 19 سوره حشر :

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّـهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند. )



منبع
بسم الله الرحمن الرحیم

این هم از پست های یکی از کاربران ارزشمند و کم پیدای تالار...جناب تازه مسلمان



سلام
چقدر دلبسته دنیایم و غافل از آخرت
به متاع اندک دنیا دلبسته ام و از حقی که نظاره گر ماست چشم پوشیده
من حقیر چقدر باور دارم که آخرتی هست؟؟؟؟؟؟
اگه باور داشتم چنین می کردم؟؟؟
اگر باور داشتم عالم محضر خداست و اوست که همواره نظاره گر ماست، پیش خود نمی اندیشیدم که راهم خطاست؟؟؟

ای کاش حداقل به اندازه دانسته هایم، یقین داشتم
و
به اندازه یقینم ، عمل
و
به اندازه عملم، فروتنی


الهی تو ستاری، اما گناهانم را برای خودم مپوشان....

الهی تو عزیزی، اما مرا پیش خود عزیز مگردان ....

الهی صراط مستقیم را می شناسم که همانا، همان راه علی علیه السلام است و بس.
مرا لیاقتی ده که جز به صراط مستقیم، به صراطی مستقیم نباشم...
الهی
.....


لینک منبع
بسم الله الرّحمن الرّحیم

این پست یکی از کاربران در مورد سلام دادن به ائمه در زیارات است..(السلام علیکم یا اهل بیت النبوة)

تعبیر زیباییست دلم نیومد اینجا نذارم:

(۳۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۵۵)العبد نوشته است: [ -> ]در معنای سلام یک نکته خیلی مهم رو یاداوری میکنم.

ریشه کلمه سلام سِلم هستش.که معنی صلح و اشتی رو داره.
این که به یک نفر میرسیم و میگیم سلام یعنی ای شخص من با تو در صلح و اشتی هستم.
برای همینه که ناخوداگاه انسان احساس ارامش میکنه.یک شخص غریب رو میبینید بهش سلام کنید تا متوجه بشه که شما با ایشون در صلح هستی.

ان شا الله که تمامی سلام های ما به ائمه اینجوری باشه

انی سلم لمن سالمکم

منبع
بسم الله الرّحمن الرّحیم

(۶/تیر/۹۱ ۱۳:۳۴)meshkat نوشته است: [ -> ]تقدیرِ الهى

شاید نخستین سؤالى كه با شنیدن نام «قضا و قَدَر» به ذهن آدمى خطور مى‏كند این است كه:

اگر بنا باشد، هر آنچه كه در زندگى آدمى پیش مى‏آید و اتفاق مى‏افتد،بر طبق قضا و قدر الهى باشد، پس چه فایده‏اى براى دعا مى‏توان تصور كرد واساسا تلاش در زندگى بشر چه سودى مى‏تواند داشته باشد؟
در پاسخ به این سؤال مهم، آن هم به اجمال باید گفت:

اولاً ـ قضا و قدر همانند درختى با شاخه‏هاى انبوه است.

از جمله شاخه‏هاى آن این است كه: دعا نمودن و به دنبال آن، استجابت دعا،خود از مصادیق قضاى الهى است؛ یعنى قضا و تقدیر الهى بر آن تعلق گرفته است كه در زندگى آدمى، دعایى باشد و اجابتى.

همچنین خداوند این‏گونه اراده فرمود و این‏گونه قضا و قدر خویش را جارى ساخت كه هر كه در زندگى، اهل تلاش باشد، به آرزوهایش خواهد رسید و مقدرفرمود كه هركه تقوا پیشه كند، رستگار خواهد شد.

ثانیا ـ در مورد دعا، مطلب بالاتر از این حرف‏هاست؛ یعنى تأثیر دعا تاآنجاست كه مى‏تواند قضاىِ الهى را نیز تغییر دهد؛

همان‏گونه كه از امام باقر علیه‏السلام چنین نقل شده است كه:

«اَلدُّعاءُ یَرُدُّ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبْراما؛ دعا، قضاى الهى را تغییرمى‏دهد، اگرچه آن قضا، كاملاً محكم شده باشد»

یعنى در واقع، بنده توسط قضاى الهى كه دعا باشد ـ مى‏تواند قضاى دیگرى را رفع كند و این یكى از شگفتى‏هاى این شاهكار خلقت، یعنى انسان است كه تا این حد مى‏تواند در جهان هستى ـ به اذن الهى ـ تأثیرگذار باشد.

در اینجا مناسب است سخنى شیوا و دقیق از استاد شهید مرتضى مطهرى درتبیین سخنى كه ذكر شد، بیان گردد. ایشان چنین مى‏گوید:

زمانى كه با اراده یك پیغمبر یا ولى خدا، كارى خارق‏العاده انجام مى‏گیرد،شرایط عوض مى‏شود. یعنى یك روح نیرومند و پاك و متصل به قدرت لایزال الهى، شرایط را تغییر مى‏دهد، و به عبارت دیگر، عامل و عنصرخاصى وارد میدان مى‏شود. در مورد تأثیر دعا و صدقه در دفع بلاها و غیره نیز جریان از همین قرار است.

در حدیث آمده است كه از رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال شد با وجود اینكه هر حادثه‏اى كه در جهان رخ مى‏دهد به تقدیر الهى وقضاى حتمى او است، دعا و دوا چه اثرى مى‏تواند داشته باشد؟ در پاسخفرمودند: دعا نیز از قضا و قدر است.

ایشان همچنین مى‏گوید:

آیا ممكن است عالَم انسانى، در نظامِ عُلوى (یعنى عوالِم بالا) و علمى اثربگذارد و سببِ تغییراتى بشود؟ آیا علم ـ خدا تغییرپذیر است؟! آیا حكم خداقابلِ نقض است؟! آیا دانى مى‏تواند در عالى اثر بگذارد؟! جوابِ همه اینهامثبت است. بلى، علمِ خدا تغییرپذیر است، یعنى خدا علم قابل تغییر هم دارد.حكم خدا قابل نقض است، یعنى خدا حكم قابل نقض هم دارد. بلى دانى مى‏تواند در عالى اثر بگذارد، نظامِ سُفلى ـ و پایین‏تر ـ ، و مخصوصا اراده وخواست و عمل انسان، بلكه اختصاصا اراده و خواست و عملِ انسان،مى‏تواند عالَم عُلوى ـ و بالاتر ـ را تكان دهد و سببِ تغییراتى در آن بشود، واین عالى‏ترین شكل تسلط انسان بر سرنوشت است. اعتراف مى‏كنم شگفت‏آور است اما حقیقت است.


سخن آخر درباره مبحث قضا و قدر، موضوع «بَداء» است كه در واقع،ارمغانى بزرگ از ناحیه اهل بیت علیهم‏السلام براى انسان‏هاست.

بَداء به زبان ساده یعنى «اصل تغییرپذیرى تقدیرات الهى و اینكه هیچ یك از امور عالم جز به تقدیر خداوند تحقق نمى‏یابد، و البته این تقدیر، حتمى نیست.»

ناگفته نماند كه «بَداء» از آن دسته از اسرارِ الهى است كه احدى را جز خدا،بدان راه نیست. چنانچه امام صادق علیه‏السلام فرمود:
«همانا خداوند را دو علم است:1. علمِ نهفته و در خزانه كه جز او كسى نداند و بَداء از این علم است.
2. علمى كه خداوند به ملایكه و رسولان و پیغمبرانش تعلیم داده كه ما آن رامى‏دانیم.


و در قرآن نیز كه فرمود:

«یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ؛ خداوند هرچه راكه بخواهد محو مى‏كند (گرچه ثبت شده بود) و هرچه را بخواهد ثبت مى‏كند ـ گرچه قبلاً ثبت نشده بود ـ و اصل و كتاب مادر، منحصرا نزد اوست».
(رعد: 39) اشاره به همین مسئله بَداء دارد.

حاصلِ سخن آنكه، با وجود «بَداء» موضوع ناامیدى و افسردگى از میان مى‏رود و منتفى مى‏شود و همواره آنچه درجلوه است، ستاره امید است؛ چون همواره، احتمال تغییر شرایط موجود مى‏رود.

چنانچه حضرت سیّدالشهداء علیه‏السلام در دعاى عرفه این‏گونه زیبا و دل‏نشین به این موضوع اشاره فرموده كه:

اِلهى اِنَّ اخْتِلافَ تَدْبیرِكَ وَ سُرْعَةَ طَواءِ مَقادیرِكَ مَنَعا عِبادَكَ الْعارِفینَ بِكَ عَنِالسُّكُونِ اِلى عَطاءٍ وَ الْیَأْسِ مِنْكَ فى بَلاءٍ.

خداى من! به درستى كه اختلاف و دگرگونى تدبیرات و سرعت تحول تقدیرات تو، بندگان عارف تو را از توقف در عطا و یأس و ناامیدى در بلا باز مى‏دارد.

منبع
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع