|
قدم به قدم با زیارت جامعه کبیره....شرح و تفسیر
|
|
۰:۱۵, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۳۹ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام . خلاصه عرض می کنم که از حوصلتون خارج نشه... یکی از وظایف اصلی منتظران حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیدا کردن شناخت و معرفت نسبت به امام زمانشون هست.(نجمالثاقب، ص 424) و یکی از روش های توصیه شده برای افزایش معرفتمان نسبت به امام ، مطالعه و تدبر در زیارت جامعه کبیره است... به همین خاطر به همراه دوستان تصمیم گرفتیم چند روز یک بار ، چند خطی از زیارت جامعه کبیره رو قرار بدیم و به معانیش فکر کنیم .و از تفاسیری هم که وجود داره استفاده کنیم و نکات مهمش رو ذکر کنیم(حداقل نتیجه ای که ممکنه از این کار حاصل بشه اینه که یک بار هم که شده این زیارت رو با توجه به معنی مطالعه کردیم. ان شاءالله...) الهی کمک کن نیتمون خدایی باشه... اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن علی اعدائهم اجمعین |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۱۶, ۲۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم بحث ما در بررسی زیارت جامعه کبیره رسید به جایی که می گوییم: وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ مواردی که در پست ها قبل مطرح شد: مفهوم رسالت ، انسان صاحب رسالت دارای چه ویژگی هاییست ، و هدف رسالت چیست؟
حال میخواهیم ببینیم که مواد اساسی که رسولان به انسان آموزش می دهند چیست. در پست گذشته دیدیم که رسالت به معنای ایجاد یک تحول و دگرگونی در درون انسان ها برای حرکت دادن آنها از آنجایی که هستند به اون موقعیتی که خداوند برای انسان در نظر گرفته است، می باشد. و رسولان الهی اولا خودشان به اون موقعیت وصول پیدا کرده اند و ثانیا دائما در حال کوششند برای رساندن انسان ها به اون موقعیت. رسالت به دو گونه است : رسالت جزئی و رسالت کلی رسالت جزئی : رسالتی است که انسان هایی که در مسیر انبیاء الهی هستند، در طول تاریخ، کار خودشون رو در یک مقطع و در یک منطقه خاصی انجام داده اند. رسالت کلی: آن چیزی که محل بحث ماست و منظور زیارت جامعه کبیره از "موضع الرساله" می باشد، همین رسالت کلیست که مشمول انبیاء عظام و اولیای طاهرین (علیهم السلام اجمعین) می شود. رسالتی که آنها انجام داده اند به همه زمان ها، به همه اعصار، به همه مکان ها و به همه بشریت تعلق می گیرد. در این رسالت کلی انبیاء و اولیا ، تمام کوششان این بوده است که در درون انسان ها یک تحول عمیقی را ایجاد کنند که اولا استعدادهای درونی انسان ها پرورش یابد و ثانیا انسان ها با مشاهده لحظه به لحظه هدف زندگی احساس نشاط کنند. یک نکته ظریفی اینجا وجود دارد. این روزها ما مدام با این سوال مواجه می شویم: چرا انسان های بسیاری در جامعه کنونی دچار افسردگی می شوند؟ شاید مهمترین علت این باشد که انسان ها در لحظه به لحظه زندگی خودشون ، با هدف اعلای حیات همراه نیستند... کار انبیاء الهی اینست که طوری زندگی کردن را به انسان بیاموزند که لحظه لحظه اش با هدف اصلی حیات، مانوس باشد. برای انجام چنین رسالتی صاحب رسالت باید دو شرط اساسی رو دارا باشد. (که ما با بیان این دو شرط می خواهیم بعضی شخصیت های بزرگ رو که عده ای به غلط صاحب رسالت کلی دانسته اند، از آن خارج کنیم.) که إن شاءالله در پست بعدی این دو شرط رو مطرح می کنیم یا امام علی النقی(علیه السلام) مددی |
|||
|
|
۰:۱۶, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
نقل قول:کار انبیاء الهی اینست که طوری زندگی کردن را به انسان بیاموزند که لحظه لحظه اش با هدف اصلی حیات، مانوس باشد. اولا کسی می تواند رسالت کلی را انجام دهد که به یک طهارت و صفای درونی ، به صورت کامل دست پیدا کرده باشد ؛ و دارای تمام صفات عالی الهی باشد. ثانیا تَخَلُق به اخلاق الهی تأدب به آداب الهی در همه زمینه ها و در تمام ابعاد. جالب اینجاست : کسی که صاحب طهارت نفس به صورت کامل گردید و تخلق به اخلاق الهی پیدا کرد، اولا یک انسان شناس کامل خواهد گردید (انسان را به طور کامل خواهد شناخت) و ثانیا هم به چهره طبیعی انسان احاطه دارد و هم به چهره ماورای طبیعی انسان احاطه کامل پیدا خواهد کرد. هرکسی نمی تواند مدعی شناسایی کامل شخصیت انسان باشد، این فقط اختصاص به انبیا و اولیای الهی دارد. این صاحبان رسالت 3 کار اساسی رو انجام دادند.(دقت کنید که اگر کسی خواست به دین دعوت کند، باید روی این سه محور حرکت کند.) (وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ)موضع و جایگاه رسالت انبیا و اولیا این 3 محور اساسیست. و آن چیزی که امروز جامعه بشری و کل دنیا احتیاج دارد این 3 نکته اساسیست. اولین ماده اساسی رسالت انبیا و اولیای طاهرین ؛ تحریک و تشویق به شناخت انسان به جهان در حد امکان انسان است. (آنها دائما این مساله رو پیگیری می کردند که انسان ها را تشویق بکنند که شوق شناخت انسان و جهان را پیدا بکنند.) دومین ماده؛ شناساندن آفریننده هستی و آغاز و پایان هستی ، و تحریک انسان ها به ارتباط با این آفریننده. سومین ماده ؛ شناساندن هدف هستی ، هدف این جهان ، هدف حیات انسانی و بعد تحریک انسان ها برای وصول به این هدف است. پس مواد رسالت این 3 مورد شد : در مرحله اول آشنا کردن انسان با خویشتن؛ در مرحله دوم آشنا کردن انسان با آفریننده هستی و میل ارتباط با او را در انسان ها ایجاد کردن، و در مرحله سوم معرفی کردن هدف خلقت این عالم وجود و بعد تحریک انسان ها برای حرکت در مسیر این هدف. پس اشتباه نکنیم ؛ انبیا نیامده اند قوانین حاکم بر طبیعت رو کشف کنند! درد بشریت این نیست که قوانین حاکم بر طبیعت کشف نشده است. درد بشریت این نیست که قانون جاذبه و قوانین فیزیک کشف نشده است. درد بشریت اینست که نمی داند قانون جاذبه و سایر قوانین موجود بر طبیعت برای چه چیزی در این عالم قرار گرفته اند... انبیا هم آمده اند این قضیه رو مشخص کنند! غایت قانون جاذبه را؛ نه خود قانون جاذبه را! توضیح این 3 ماده إن شاءالله در پست آینده یا امام علی النقی(علیه السلام) |
|||
|
|
۲۲:۴۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم دوستان تصمیم گرفتم این سخنرانی رو خلاصه کنم.و نکاتی که برای خودم جالب و مهم بود رو قرار بدم . اگر خواستید، می تونید کامل این جلسه رو از این دو لینک دانلود کنید : 1 و 2 نکته اول : یکی از آموزش هایی که انبیا و اولیا به ما داده اند اینست که جهان هستی شعور دارد! این مساله بسیار مهمیست و در مواد آموزشی رسالت رسولان در سطر اول قرار گرفته است! وقتی من و شما باور کردیم که جهان هستی دارای شعور است و همه اعضایش حالات مارو ادراک می کنند، طبیعتا نوع واکنش ما با جهان آفرینش متفاوت خواهد بود. خدا می داند که تنها با پذیرش همین اصل که تمام هستی از شعور برخوردار است چه تعداد انسان هایی هدایت یافته اند. نکته دوم : یکی دیگر از آموزه های رسولان، اینست که انسان جهان هستی را بازیچه و بیهوده تصور نکند.همچنین وجود خودش در جهان هستی را هدفمند بداند. (یک نکته جالبی که اینجا مطرح کردند در مورد این بود که دنیای امروز این موضوع رو کمرنگ کرده...یعنی نظام آفرینش و قوانین اون رو بازیچه ای بیش نمی دونه و این تفکری بسیار خطرناکه که در نهایت به پوچ انگاری می رسه. مثالی هم فرمودند که بیانش خالی از لطف نیست : جالب اینجاست که در شناسنامه گروهک های اخلاقی مثل rap یا مثل heavy metal اگر در مبانی اینها (و نه در مصادیق و رفتارهای ظاهریشون) تحقیق بکنید ، می بینید ایدئولوژی حاکم بر هوی متال و رپ ، القای بازیچه بودن نظام آفرینش است! این موضوع در صنعت فیلم سازی هم وجود دارد.{ اگر نگوییم همه، بیشتر فیلم هایی که می بینیم چنین تفکری را القا می کنند.} اما چرا؟ دلیلش اینست که القای پوچ بودن نظام آفرینش باعث بارآوردن نسل و مردمی مصرف کننده می شود. (اتفاقی که الان افتاده!)) نکته سوم : یکی از آموزه های رسولان که بسیار بر آن اصرار داشته اند، آشنایی انسان با حرمت و عظمت ذات خویش است. پیامبران و امامان همواره به انسان قدر و مرتبه داده اند و برای ذات او ارزش قائل شده اند.زمانی که انسان برای ذات خود حرمت قائل شد، برای حیاتی که از این ذات صادر می شود و زندگی ای اش هم حرمت قائل خواهد شد. تفکر مادی یعنی ابطال حرمت ذات انسان. یعنی بی اعتنایی به عظمت انسان. (مثال: کسانی که سقط جنین را تجویز می نمایند، هیچ ارزشی رو برای ذات انسان قائل نیستند،) یا علی النقی (علیه السلام) مددی |
|||
|
|
۱۴:۳۳, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم نکته چهارم: یکی دیگر از آموزه های رسولان، تعدیل کردنِ خودِ طبیعی و خودِ حیوانی انسان است.(یعنی به هیچ وجه بحث افراط و تفریط نباید در زندگی وجود داشته باشد.) نکته اینجاست که این مساله تعدیل خود طبیعی، زیربنای عرفان اهل بیت (علیه السلام) است! و در حقیقت مبارزه با روش زندگی غرب(که کاملا نفس را آزاد گذاشته) و مبارزه با تصوف است.مهم ترین انحرافی که در تصوف وجود دارد اینست که قدرت تعدیل کردن خود طبیعی در آن موجود نیست و خود طبیعی رو پایمال می کند. (یک حدیث خیلی خیلی جالب هم فرمودند از امام کاظم(علیه السلام) که بنده تابه حال نشنیده بودم. ترجمش رو قرار می دهم : برای خود بهره ی از دنیا برگیرید؛ و آنچه خواهش حلال باشد و رخنه در جوانمردی ایجاد نكند و اسراف نباشد منظور دارید، و به این وسیله بری انجام امور دین یاری جویید. زیرا كه روایت شده است: «از ما نیست كسی كه دنیایش را برای دینش ترك گوید یا دینش را برای دنیایش رها سازد.»
یعنی برای نفس خودتون حظ و بهره ای از دنیا از چیزی که نفس شما به آن میل دارد ؛ از کانال حلال قرار بدهید.یک کاری نکنید که در مروت این جوان ها نقص پدید بیاد!{برطبق حدیثی دیگر در تنهایی کاری نکن که در آشکارا خجالت بکشی از انجام دادن اون کار} ) پس وقتی می گوییم و موضع الرسالة ، یعنی تربیت انسان ، تنظیم زندگی انسان باید از این کانال صورت بگیرد...یعنی من تسلیم روش شما هستم، هرجوری که شما می فرمایید باید انسان تربیت یابد. نکته پنجم : از آموزه های دیگر رسولان که خیلی هم مهم است و امروزه می بینیم که عدم رعایت همین مساله چقدر ضربه به زندگی فردی و اجتماعی زده است، بحث آزاد کردن انسان ها از مطلق سازیست. مطلق سازی یعنی چی؟ مثلا یکمرتبه می بینیم در جامعه ، عدالت مطلق می شود! بدبخت می کند جامعه را! همه دم از عدالت می زنند... یا در یک جامعه ای اقتصاد مطلق می شود! دوستان این ها مسائل ساده ای نیست که مطرح می شود.اینها ابتلائاتِ روز جوامع دنیاست خیلی از جوامع امروز به بیماری مطلق سازی آزادی مبتلا شده اند.آزادی بسیار مهم و ضروریست. مثل حیات، مثل اکسیژن برای جامعه ضروریست و در این تردیدی نیست.اما مطلق سازی آزادی میدانید به کجا ضربه می زند؟ ما در نظام آفرینش از دیدگاه صاحبان رسالت ، یک مطلق بیشتر نداریم! و او کیست؟ پروردگار یا علی النقی (علیه السلام) مددی....این رو بدانید هرچیزی جنبه مطلق پیدا کرد اولین ضربه ای که می زند ، نادیده گرفتن مطلق حقیقیست. مواظب باشید رفاه مطلق نباشه براتون، توسعه سیاسی مطلق نشه، کار یا مسکن یا ... مطلق نشه چراکه همه این ها یک جایگاه نسبی دارند. (قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ یعنی فقط خداست که مطلقست! غیر خدا را رها کنید...) یک روایت بسیار بسیار بسیار زیبا از امام علی(علیه السلام) : اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولَ بِالرِّسَالَةِ وَأُولِي الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ
بشناسید خدا را به وسیله خدا! رسول اکرم را اگر خواستید بشناسید بروید رسالت او را بشناسید، اولی الامر را اگر خواستید بشناسید، اولی الامر اولا کسیست که امر به معروف می کند و ثانیا به عدل و احسان عمل می کند.
آخرین نکته : یکی دیگر از آموزه های رسولان، رهاساختن انسان ها از کابوس تخیلات است.(عدل یعنی چه؟ یعنی هرچیزی رو در جایگاه خودش قرار میدهد.اقتصاد در جایگاه خودش، کار درجایگاه خودش، آزادی در جایگاه خودش....) این که به انسان ها می گویند، مواظب باشید زندگی رو، با ادای زندگی را دراوردن یکی نکنید!امروز اکثریت ما ادای زندگی کردن رو در میاریم و زندگی حقیقی نمی کنیم! زندگی حقیقی آنست که در داخلش عنصر گزینش، آگاهانه حرکت کردن،مصالح و مفاسد را موازنه کردن و ... با چنین ویژگی هایی همراه باشد. نتیجه بحث : پس کار رسالت و خانواده رسالت (یعنی اهل بیت) تعلیم و تربیت انسان ها برای حرکت به سوی کمالی است که در انتظار نوع انسانی است؛ نه یاد دادن علوم و صنایع و هنرهای مربوط به حیات طبیعی انسان. |
|||
|
|
۱۴:۵۵, ۳۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام.
خیلی ممنون.زحمت کشیدین.اجرتون با خدا و صاحب الامرشون. در معنای سلام یک نکته خیلی مهم رو یاداوری میکنم. ریشه کلمه سلام سِلم هستش.که معنی صلح و اشتی رو داره. این که به یک نفر میرسیم و میگیم سلام یعنی ای شخص من با تو در صلح و اشتی هستم. برای همینه که ناخوداگاه انسان احساس ارامش میکنه.یک شخص غریب رو میبینید بهش سلام کنید تا متوجه بشه که شما با ایشون در صلح هستی. ان شا الله که تمامی سلام های ما به ائمه اینجوری باشه انی سلم لمن سالمکم |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۴/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۰ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام، این پست خلاصه ای از پست های قبل هست که به پیشنهاد یکی از دوستان برای دوستانی که وقت کمی دارند و موفق نشدند همه رو بخونند تنظیم شده. دوستان تا اینجا دو تا از عبارات زیارت جامعه کبیره رو بررسی کردیم : اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ مباحث مطرح شده در مورد "اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ" : 1- برای سلام معانی مختلفی ذکر شد که باید هر کدام را به طور جداگانه با جمله فوق تطبیق می دادیم...به یکی از این معانی اشاره می کنیم : "سلام یعنی کنار بودن از همه آفات ظاهری و باطنی" السلام که یکی از اسماء خداوند هم است به این معنیست که او مالک سلامتی مطلق است.از این رو هر نوع سلامتی چه سلامتی فکری چه روحی و چه جسمی که به هر انسان سرایت بکند از پرتو اسم السلام است. پس وقتی می گوییم : السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ، داریم میگیم ای کسانی که مظهر اسم "السلام" خداوند هستید؛ هر سلامتی که از هر جنبه به هر کسی خدا برساند (علیکم یا اهل بیت النبوة!) به واسطه مظهر اسم "السلام" می رساند. پس شاید وقتی ما می گوییم ، السلام علیکم یا اهل بیت النبوة در حقیقت می خواهیم از مظهر اسم "السلام" که اهل بیت هستند تقاضای سلامتی بکنیم...سلامتی نفس ، سلامتی قلبی و روحی و سلامتی جسمی... 2-در مرحله بعد فوایدی برای سلام ذکر شد که به یکی از آنان اشاره می کنیم :طبق آیه ای از قرآن به این مضمون که "اگر کسی به شما سلام کردم یا مانند او یا بهتر از او پاسخش رو بدید" و باتوجه به اینکه اهل بیت (علیه السلام) قرآن ناطقند و به آیات عمل می کنند؛ وقتی ما به آنان سلام می کنیم ، آنان نیز بهتر از ما پاسخ می گویند و از آنجایی که اینان مجرای جاری شدن تمام فیوضات الهی به انسانند خیر و برکت فراوانی به زندگی ما وارد می شود... 3- طبق آیه تطهیر همه می دانیم که منظور از اهل بیت چه کسانیست.پس رسیدیم به کلمه نبوة از عبارت "اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ" برای کلمه نبی هم معانی مختلفی ذکر شد که به یکی اشاره می کنیم: نبا به معنای خبر دادن است و نبی کسی است که از غیب وجود یک موجود خبر می دهد 4- تفاوت نبی و رسول رو هم ذکر کردیم : تفاوت مهمی که دارند اینست که "رسول" کسیست که با واسطه با او سخن گفته می شود و او پیام را می رساند (مثلا فرشته از جانب حضرت حق نازل می شود و پیام را به او می دهد و او هم پیام را به خلق می رساند.دقت کنید حتی خواب هم یک نوع واسطه هست.الهام هم یک واسطه است...) [b] اما نبی کسی است که خدای متعال مستقیما پیام خودش را به او می رساند. قرآن کریم حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را گاهی رسول و گاهی نبی معرفی می کند.و این نکته مهمیست. 5-رسیدیم به عبارت وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ از زیارت جامعه "یعنی سلام بر شما ای جایگاه های رسالت"
6- تعریف رسول : رسول کسیست که تصرف می کند در جان انسان ها و آنها را از درون متحول می کند، تغییر در ارکان شخصیت اونها ایجاد می کند تا به اون اهدافی که خداوند متعال برای رسالت رسولان در نظر گرفته است برسند. 7- بحث اصلی ما در بررسی این عبارت اینست که صاحبان رسالت دارای چه ویژگی هایی هستند. شش ویژگی اصلی رو برای صاحبان رسالت بررسی کردیم که در اینجا نام می بریم : انسان صاحب رسالت دارای عظمت عقلی و هوشی، دارای عظمت شخصیتی، دارای قدرت دریافت و اصولی که از ازلیت تا ابدیت انسان ادامه دارد، دارای شخصیتی که تمام قلب و فطرت انسان ها را جذب می کنند، دارای درک از خواسته های اجتماع و دارای قدرت ایجاد تحول در روح انسان ها است. 8- نکته آخری که در خلاصه تاپیک عرض می کنم ، هدف رسالت رسولان هست: هدف انسان های صاحب رسالت ، انتقال دادن انسان هاست از اون موقعیتی که هستند به اون موقعیتی که باید به آن برسند. چون مهم ترین مشکلی که در راه صاحبان رسالت وجود دارد اینست که شخصیت ما قالب گیری شده!و این کار فوق العاده مشکل است میدانید چرا؟ و انتقال یک انسان که تحت سیطره قالب هاست به موقعیتی که باید به آن برسد کار بسیار دشواریست این قالب ها از کجا به وجود میاد؟؟ به محض اینکه ما به ماده و مادیات چسبیدیم تحت سیطره قالب ها درمیاییم!و شکستن این قالب ها کاریست که صاحبان رسالت از عهده آن برمیایند. به همین دلیل است که همیشه در برابر انسان های صاحب رسالت موضع گیری میشود. و این موضع گیری ها از جانب کسانیست که در سیطره قالب ها گیر کرده اندیا علی النقی (علیه السلام) مددی |
|||
|
|
۲۰:۱۷, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان
واقعا بودن در این تاپیک لیاقت و قسمت میخواد که من به نوعی از این قسمت بی بهره امانشاالله که بیشتر بتونیم حضور داشته باشیم یا علـــــــــــــــی مدد التمـــــــــــــــــاس دعا |
|||
|
|
۱۲:۰۶, ۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۵۰)یا ثارالله نوشته است: ... همه چیز عالی هستش فقط کمی خلاصه اگر ممکن هست مثل پست آخری با تشکر |
|||
|
|
۱۸:۱۸, ۹/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام، دوستان آیت الله جوادی آملی کتاب زیبایی در شرح زیارت جامعه کبیره دارند به نام "ادب فنای مقربان" من متاسفانه این کتاب رو ندارم ولی بخش هایی از اون رو در یکی از وبلاگ ها (این آدرس) مطالعه کردم و تصمیم گرفتم خلاصه ای از آن خلاصه رو هم توی تاپیک بذارم. تا همراه با تفسیری که از جناب معمار منتظرین می خونیم اون رو هم داشته باشیم. إن شاءالله... فراز اول ( السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ) : نکته اول ) سلام به معنای سلامت است و «السلام علیکم» یعنی سلامت از جانب خدا بر شما [مخاطبان] باد. نکته دوم ) سلام های ما به معصومین (علیهم السلام) سلام تکریمی و مایه ترفیع درجاتشان است؛ چون سبب می شود که سلامت ویژه ای از ناحیه ذات اقدس باری تعالی به آنان افاضه شود. تمثیل استاد علامه طباطبایی (رحمه الله) در این باره چنین است: اگر کسی دسته گلی را از باغ خود بچیند و به دیگری هدیه بدهد، می تواند بگوید: چیزی که از آنِ من بود به تو هدیه کردم امّا اگر نوکری که تمام وجود و شئون او مربوط به مولایش است و از خود چیزی ندارد با اجازه مولا و با استفاده از وقتی که باید در خدمت مولا باشد، دسته گلی را از باغ مولا بچیند و تقدیم او کند، هرگز نمی تواند بگوید: چیزی که تو نداشتی من آن را به تو اهدا کردم، بلکه مولا می تواند بگوید: وسیله توفیق تو را من فراهم کردم. کاری که خدمتگزار در اینجا انجام داده، چیزی جز اظهار ادب کردن در محضر مولا نیست. صلوات ها و دعاهای ما در حق ائمّه اطهار (علیهم السلام) شبیه قسم دوم است، نه قسم اول. نکته سوم ) از این خط تا پایان پست، پاسخ دو سوال زیر است : آیا ائمه بعد از رحلتشان از این دنیا متوجه سلام ما می شوند ؟ آیا زیارت کردن ما فایده ای خواهد داشت؟ بله... زیرا مرگ و حیات ائمه (علیه السلام) یکسان است! اللّهمّ إنّى أعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشریف فى غیبته کما أعتقدها فى حضرته وأعلم أنّ رسولک وخلفائک علیهم السلام أحیاءٌ عندک یرزقون یرون مقامى ویسمعون کلامى ویردّونَ سلامى وأنّک حجبت عن سمعى کلامهم... ؛ خدایا! من در غیبت صاحب این مزار و حرم شریف مانند حیات مبارک او معتقد به احترامش هستم. خدایا! من می دانم که رسول تو (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلفای تو (علیهم السلام) زنده اند و پیش تو روزی می خورند، مرا می بینند، کلام مرا می شنوند و سلامم را جواب می دهند، لیکن تو کلام آنها را از گوش من پوشاندی. علی (علیه السلام) نیز از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است:هرکس از ما که می میرد [به ظاهر] می میرد [ولی در حقیقت] مرده نیست. این حیات، حتی غیر از حیاتی است که حکما برای روح قایل هستند و می گویند: روح، فنا نمی پذیرد و آدمی با مرگ از عالَمی به عالَم دیگر منتقل می شود، بلکه از سنخ حیاتی است که لسان الغیب با اشاره به آن گفته است: ما در پیاله عکس رُخ یار دیده ایم ای بیخبر ز لذّتِ شربِ مدامِ ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالَم دوام ما این، حیاتی برتر از سایر حیات هاست که اختصاص به اولیای خدا دارد و نمونه آن را قرآن کریم برای شهدا اثبات کرده و فرمود: هرگز مپندارید کشته شدگان در راه [احیای دین] خدا مرده اند.... اگر شهید جبهه ایمان از چنین حیاتی برخوردار است، امامان نور به طریق اولی از این حیات و بلکه برتر از آن برخوردارند شواهدی دیگر نیز این مدعا را ثابت می کند : الف) پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مثل آن است که در زمان حیاتم به زیارت من آمده باشد و در روز قیامت شاهد و شفیع او خواهم بود؛ ب) اولیای الهی نه تنها زنده اند و کسی نزدیک مزارشان به آنان سلام دهد، می شنوند، بلکه از راه دور هم می توان به آنان سلام داد: امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر کسی از شما در نقطه دوردستی قرار گرفت به گونه ای که رفتن برای زیارت امام بر او شاقّ است، به پشت بام خانه خود برود و دو رکعت نماز بخواند و با اشاره کردن به قبرهای ما، سلام و صلوات بر ما بفرستد که به ما خواهد رسید؛ ج) آنان شاهد بر اعمال امّت هستند و در روز قیامت شهادت می دهند شهادت بر اعمال و تحمّل آن ملازم با حیات و ادراک است. بدین ترتیب، حیات و مرگ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمّه اطهار (علیهم السلام) یکسان است. یعنی مرده آن ذوات نوری به منزله زنده آنان است چنان که زندگی عدّه ای از تبهکاران همانند مرگ است. همین طور خواب و بیداری آنها نیز مساوی است. این روایت هم بخونیم در این زمینه که زیباست .... امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) دنبال پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می گشت. به وی گفتند: پیامبر در فلان باغ حضور دارد. ابوذر به سمت آن باغ رفت. متوجّه شد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوشه ای خوابیده است. بیدار کردن آن حضرت بر ابوذر گران آمد. تصمیم گرفت آن حضرت را بیازماید که آیا خوابیده است یا بیدار. از این رو شاخه خشکیده ای را شکست تا صدای آن به گوش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد (به طور طبیعی اگر بیدار باشد صدای آن را می شنود و چشم خود را باز می کند و اگر چشم خود را نگشود، معلوم میشود در خواب است). پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صدای شکستن شاخه درخت را شنید، سر خود را بلند کرد و فرمود: ابوذر! می خواهی مرا امتحان کنی؟ آیا نمیدانی که من اعمال شما را در خواب نیز مشاهده میکنم آنگونه که در بیداری شاهد آن هستم. چشم های من می خوابد ولی قلبم نمی خوابد.. یا امام هادی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۱۲/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/خرداد/۹۱ ۱۱:۵۳ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا امام هادی(علیه السلام) در ادامه به فراز دیگر زیارت جامعه کبیره یعنی" و مهبط الوحی" می پردازیم: انسان در هیچ امری از امور زندگیش بی نیاز از وحی نیست واین گرفتاری هایی که امروز برای انسان به وجود آمده است زاییده فاصله ایست که انسان از وحی گرفته است. موضوعی که برای همه زندگی انسان قوانینی را ارائه نموده است... در این پست به اهمیت وحی و تعریف آن می پردازیم. اهمیت وحی و تعریف آن: وحی اللهی مانند بسیاری از موضوعاتی که انسان باید با پی بردن به آثار آن واقف شود و واقعا با ابزار حسی و تجربی قابل شناسایی نیست، وحی هم همین ویژگی را داراست. ما از طریق آثار وحی می توانیم به مفهوم آن واقف شویم.. تعریف وحی از علامه طباطبایی: وحی همان شعور مرموز درونی است که گاهی به صورت علم در مسائل نظری ظهور میکند و گاهی هم به صورت مسائل عملی... یعنی سخنی که گیرنده وحی مطرح می کند وحی است و عملکردی هم که گیرندگان وحی در درون خودشان دارا بودند(پیامبران) آن هم صورتی از وحی الهی است... مسئله وحی لازمه پذیرش جهان بینی توحیدی و بینش اسلامی است. یعنی اگر کسی جهان بینی توحیدی را بپذیرد یکی از لوازم پذیرش جهان بینی توحیدی پذیرش وحی الهی است. هرچه بخواهید در تفکر اسلامی مطرح کنید بر مسئله وحی استوار است. به همین دلیل است که می توان گفت اعتقاد به وحی زیربنای جمیع اعتقادات یک مسلمان است. در غرب یک اشتباه بزرگ مرتکب شده اند و بین انبیا و نوابغ مقایسه کرده و بعضا گفته اند که انبیا الهی جز نوابغ هستند. که این یک اشتباه بزرگ است چرا که اگر رابطه ای که انبیا الهی با خداوند داشته اند را قطع کنیم، دیگر هیچ چیزی از دین را نمی توانیم بر اساس اصل ثابت استوار کنیم. بنابراین شناسایی سیستم وحی و تاثیرگذاری آن یک ضرورت است. در قرآن کریم نحوه ارتباط خداوند با خاکیان به سه طریق ارائه شده است:
همچنین لازم به ذکر است که رسالت وحی در دو بخش اصلی صورت میگیرد:
آنچه گفته شد مقدمه ای بود برای درک بهتر مسئله وحی و انشالله در ادامه به سوال بالا پاسخ داده خواهدشد. در واقع میخواهیم جایگاه" مهبط الوحی" راتعیین نماییم.
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله ضیاء آبادی | عبدالرحمن | 100 | 23,008 |
۱۱/دی/۹۳ ۱:۰۴ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| چرا ثواب زیارت کربلا بسیار عظیم تر از زیارت کعبه است؟# | جویای حقیقت | 6 | 5,113 |
۲۲/اسفند/۹۰ ۱۹:۲۳ آخرین ارسال: جویای حقیقت |
|









واقعا بودن در این تاپیک لیاقت و قسمت میخواد که من به نوعی از این قسمت بی بهره ام