یکی از زیباترین نعمت های خدا همین خنده است...خیلی عجیبه،مسری بودنش و تاثیر خیلی خوبی که بر روی خود آدمی که می خنده و اطرافیانش داره...
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ضَحِکُ الْمُؤْمِنِ تَبَسُّمٌ
امام صادق (علیه السلام) :خنده فرد با ایمان را به تبسم تعریف می نمایند
امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) میفرماید:
مومن کسی است که همیشه لبخند بر لب دارد اگر غمی در دل دارد غم را نشان نمی دهد.
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید : " مؤمن شوخ ( طبع ) است و لبخند بر لب دارد . "
(رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند:
نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است.
(امام علی علیهالسلام):
بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست
(امام علی علیهالسلام ) :
خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است.
(امام صادق علیهالسلام) : خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزشتر است.
(امام رضا علیهالسلام) : نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است.
(امام جواد علیهالسلام) : هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد میکند.
(امام حسن عسگری علیهالسلام) : هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمیکند.
امام باقر عليه السلام :
إِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛
خداوند عزوجل دوست دارد كسى را كه در ميان جمع شوخى كند به شرط آن كه ناسزا نگويد. كافى، ج2، ص663، ح4
امیرالمومنین علی (علیه السلام):
علی (علیه السلام): سه چیز که خداوند متعال به آنها توجه ندارد خواب درغیر شب ، خنده درغیرجایگاه او ،خوردن هنگام سیری.
خنده درمانی
مؤمن خنده رو و شوخ است، و منافق عبوس و خشمناک.
امام رضا (علیه السلام):سعی کن برادری از برادرانت را ملا قات نکنی مگر اینکه در صورتش تبسم کنی و در محدوده رضایت االهی با او بخندی چرا که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که : کسی که در صورت برادر مومن خود لبخند بزند با فروتنی برای خداوند عز وجل او را در بهشت داخل می کند .
امام علی (علیه السلام) می فرماید :کسی که غریبی را در غربتش کرامت کند. یا غم او را برطرف نماید .یا او را سیراب نماید،یا در صورتش لبخند بزند . پس برای او بهشت است .
استاد مطهری در باره خنده رو بودن اهل البیت بیان می کند که (نام حضرت امیر و به نام ائمه دیگر مثلًا حضرت امام حسین قبول نکنید؛ خشن است، قیافه عجیبى که نمىخواهم تعبیر زشتش را به کار ببرم؛ همیشه على علیه السلام را با یک شمشیر دو زبانهاى که مثل زبان افعى دو سر دارد، با یک قیافه خشمناکى نشان دادهاند. على کِى این جور بوده؟!
دشمنهاى على مىگفتند عیبش براى خلافت این است که خنده روست. مىفرماید: عَجَباً لِابْنِ النّابِغَةِ! یَزْعُمُ لِاهْلِ الشّامِ انَّ فِىَّ دُعابَةً وَ انِّى امْرُؤٌ تِلْعابَةٌ.
عجبا براى پسر نابغه (عمرو عاص)- مىگویند قبل از او عمر این جمله را گفته بود - عیبى که به من براى خلافت مىگیرد این است که مىگوید من یک آدم خوش مشربم، شوخى مىکنم و خندهرو هستم. على خاصیت هر مؤمنى را داشت
((دکتر جکینسون مینویسد: در یک آزمایش ، از گروهی هنر پیشه خواسته شد .حلات مختلفی از چهره را در رابطه با هیجانات مختلف به نمایش بگذارند از آنها خواسته شد ، بترتیب چهره ای از خوشحال،غمگین ، متنفر،ومتعجب به خود بگیرند. این گروه هنر پیشه با هر حالتی که به چهره خود می دادند، هم زمان هر تغییری در میزان ضربان قلب ، درجه حرارت پوست و فشار خون توسط دستگاهی ضبط می شد . آنها به این نتیجه رسیدند که هر یک از حالات صورت با تغییرات فیزیولوژیکی گسترده ای همراه است . در اغلب حالاتی که هنر پیشگان تقلید می کردند تمام سیستمهای بدن متاثر می شدند . وقتی آزمایش شوندگان شروع به لبخند زدن می کردند میزان ضربان قلب کاهش می یافت . فشار خون پایین می آمدوسیستم های بدن آرام می شدند.
استاد شهید مطهری می نویسد: «الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فى وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فى قَلْبِهِ» مؤمن بشاشتش در چهرهاش است و اندوهش در دلش. مؤمن اندوه خودش را در هر موردى (اندوه دنیا، اندوه آخرت، مربوط به زندگى فردى، مربوط به عالم آخرت، هرچه هست) در دلش نگه مىدارد و وقتى با مردم مواجه مىشود شادىاش را در چهرهاش ظاهر مىکند.
امیر المومنین على علیه السلام همیشه با مردم با بشاشت وبا چهره بشّاش روبرو مىشد، مثل خود پیغمبر. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) با مردم مزاح مىکرد مادام که به حد باطل نرسد ،همچنانکه پیغمبر مزاح مىکرد.
رنود [ضد] مولا یگانه عیبى که براى خلافت به على گرفتند - عیب واقعى که نمى توانستند بگیرند - این بود که گفتند : «عیب على این است که خنده روست و مزاح مىکند؛ مردى باید خلیفه بشود که عبوس باشد و مردم از او بترسند، وقتى به او نگاه مىکنند بىجهت هم شده از او بترسند.» پس چرا پیغمبر اینطور نبود؟
لازم به ذکر است ،ارزش درمانی لبخند زدن فقط محدود به فردی که لبخند میزند نمی گردد ،بلکه اصولا لبخند زدن وخنده امری مسری است . زیرا افرادی که لبخند به لب دارند در واقع می توانند حالت جمع اطراف خود را نیز تغییر دهند . آنان که زیاد لبخند میزنند نه تنها خود حال خوبی دارند بلکه به بهتر شدن حال دیگران نیز کمک می کنند .
افراد می توانند بیماریهای جدی خود را با خنداندن خود معالجه کنند . مشهور ترین نمونه آن مورد «نورمن کازینز» است او زمایکه توانست بیماری خود را که تصور می شد ،غیر قابل علاج است با کرایه فیلم های خنده دار مدوا کند
وقتی خنده خنده آور نیست !
خنده در غیر جایگاه خود ! امیرالمؤمونین علی (علیه السلام): سه چیز که خداوند متعال به آنها توجه ندارد خواب درغیر شب ، خنده درغیرجایگاه او ،خوردن هنگام سیری.
ابوذر می گوید :گفتم :یا رسول ا... صحف موسی چه بود ؟ فرمود : همه آن عبرت انگیز بود .شگفت انگیز برای کسی که یقین به آتش جهنم داردو می خندد .حضرت فرمودند :از خنده زیاد بپرهیز زیرا که قلب رامی میراند و نور صورت را می برد .
در این باب دکترجکینسون می نویسد: خنده استهزا آمیز عصبی ، خندیدن بر دیگران نه با آنها ، خنده تصنعی که بدلیل موقعیت سر گرم کنندهای تولید نشده باشد .،خندیدن به چیزهایی که خنده دار نیست ،مثل معلولین جسمی وذهنی خنده هستریک همگی بر افراد ی که مجبور به شنیدن آن هستند. احساس استرس زا و ناراحت کننده تولید میکند .
خنده با صدای بلند!
انس بن مالک گفت : دیدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تبسم نمودند تا دندانهای مبارک آشکار گردید.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام): اگر ( مومن) خندید صدای خنده را بالا نبرد.
دکتر جکینسون می نویسد : خنده با صدای بسیار بلند ابدا برای ما سرگرم کننده نیست . در حقیقت چنین خنده ای ممکن است تاثیری کاملا متضاد داشته باشد . و بسیار ترسناک باشد . افرادی که با صدای بلند به جوکهای خود شان می خندند و با طعنه با دیگران حرف می زنند معمولا مصحبان سرگرم کننده ای نیستند و همچنین آنان که به بد بختی دیگران می خندند. افرادی که بنابر عادت دیگران را دست می اندازند نیز سرگرم کننده نیستند.
خنده در قبرستان : امیرالمؤمونین علی (علیه السلام) فرمود :کسی که بر جنازه ای (در تشییع) بخندد خداوند در روز قیامت در حضور همه به اهانت خواهد کرد . ودعای او به اجابت نخواهد رسید.وکسی که درقبرستان بخندد در حالی بر می گردد که مثل کوه احد بر او سنگینی می کند .وکسی که براو مهربانی کند از آتش جهنم نجات پیدا می کند.
در این باره دکتر لیزها اشاره میکند : نوع دیگر خنده ای که آن هم خنده دار نیست . خنده ای است که درموقعیتهای تنش زایی مثل مراسم تدفین تولید می شود: ممکن است احساس کنید دلتان می خواهد در مراسم تدفین بخندید ، این بدان علت نیست که موقعیت سرگرم کننده است بلکه بدان جهت است که موقعیت بسیار بی ترحم وناراحت کننده ای است. یکی از خصوصیات مهم خنده آن است که به ما این توانایی رامی دهد تا مقداری از تنش راکه در طول موقعیتی دشوار تولید شده آزاد کنیم .
خنده زیاد و کم هوشی!
روایات زیادهروى در مزاح وخنده را همواره نکوهش کرده و آن را نشانه جهالت ، حماقت و پستى دانستهاند. حضرت على علیه السلام، طىّ سه سخن کوتاه به این واقعیّت چنین اشاره مىکند: «مَنْ کَثُرَ مِزاحُهُ اسْتُحْمِقَ »، مَنْ کَثُرَ مِزاحُهُ اسْتُجْهِلَ »، مَنْ کَثُرَ مِزاحُهُ اسْتُرْذِلَ»
هر کس شوخى او بسیار شود، احمق، نادان و فرومایه مىشود..
در این باره دکتر جکینسون می نویسد: « با وجود اینکه آن افرادی که راحت تر می خندند معمولا برای مصاحبت مطلوب تر هستند ، اما این خطر نیز وجود دارد که آنها نادان یا سبک مغز انگاشته شوند ،زیرا متاسفانه خنده راحت و خود به خود به نسبتی با کم هوشی در ارتباط است .اگر چه ما از مصاحبت کمدین ها لذت می بریم و در مقابل شوخ طبعی آنان قدرت ایستا دگی نداریم ، اما اکثر ما احساس می کنیم دلمان نمی خواهد کشور به دست چنین افرادی اداره شود . شاید به این دلیل که آنها نمی توانند هیچ چیز را جدی بگیرند . در ضمن ما این احساس را داریم افرادی که زیاد می خندند تا حدودی کم هوش تر از افراد همیشه جدی هستند .»
آثار خنده
1.عمل خندیدن موجب رسید اکسیژن بیشتری به ششها وعمیق تر شدن تنفس می گردد که این
2.امر موجب تحرک بیشتر وبهبود جریان خون میشو د .
3.پزشکی فرانسوی به نام «پیر واچت » که سالها فزیو لوژی خندیدن را مورد مطالعه قرار داده بود ، به این نتیجه رسید که خنده موجب گشادگی رگهای خونی گردیده وخون بیشتری را با حد اکثر سرعت به اندامها می فرستند . .
4.شخص دیگری «هنری راوین اشتاین » که عصب شناس فرانسوی است معتقد است خنده در ضمن موجب کاهش میزان ضربان قلب گردیده و اشتها را تحریک می کند .
5.ظاهرا خنده موجب تحریک تولید – بتا اندروفین – مسکن طبیعی که در مغز تولید می شود می گردد
6.افرادی که زیاد می خندند کمتر از افرادی که به سختی قادر به خندیدن هستند در معرض ابتلا ء به اختلالات گوارشی و زخمهای معده می با شند .
7.خنده سیستم بدن ما را از فضولاتی مثل کلسترول زیاد ودیگر چربیهای ناخواسته پالایش میدهد .
8.خنده همچنین با تحریک و تولید مسکن های طبیعی در مغز،مغز را هم از فضولات پالایش می دهد .
9.تمام تحقیقات مربوط به فشار روانی افسردگی ودیگر حلات منفی ذهن به این حقیقت اذعان دارد که هر آنچه که بر ذهن تاثیر بگذارد در نهایت جسم را هم متا ثر خواهد ساخت . می دانیم افکار می توانند باعث تولید هورمونها گردند – هورمونهایی که در تمام بدن جریان می یابند . تنش های دراز مدت روانی همانطور که اکنون بر ما آشکار شده است ، در نهایت می تواند بصورت نا راحتیهای جسمانی نمایان گردد . ما می دانیم مواردی چون سردرد مزمن ، میگرن ، زخم ها و اشکالات مربوط به هضم همگی ارتباط نزدیکی با حالات ذهن دارند . تعداد در حال افزایش از صاحب نظران معتقدند بیماریهای بسیار خطرناک و مهلک مثل سرطان و بیماریهای قلبی متاثر از حالات ذهنی ، شکل ظاهری و برخورد فردی می با شد . در مورد قربانیان سرطان ، پزشکان کشف کرده اند . تغییر برخورد شخصی با بیماری از منفی به مثبت غالبا اولین گام موثر در فرایند درمان می باشد ..
10 وقتی مضطرب و وحشت زده هستیم ، ویا از درد جسمانی رنج میبریم تمام جسم ما منقبض وسخت می شود .
11.خنده بدون شک، به آرام کردن جسم کمک می کند.در واقع غیر ممکن است به هنگام خندیدن بتوان منقبض بود ، زیرا خند هاحساس است که در تمتم بدن جریان می یابد و باعث حرکت جسم می گردد .
12..لبخند زدن همانطوریکه تمام متخصصان زیبایی می دانند ، یکی ازعوامل مهم برای بهبودی زیبایی است .به همین دلیل بسیارمنطقی است افرادی که زیاد لبخند می زنند به راز جوانی جاودانه دست یافته باشند .
منبع:پایگاه اطلاع رسانی سحر-مرکز مشاوره حوزه معاونت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد
1.مجموعه آثار شهید مطهری،جلد16 ،ص211
2.مستدرک الوسایل ،جلد 8،ص418
3.جامع الاخبار ص86
4.مجموعه آثار شهید مطهری،جلد25،ص385
5.لبخند در مانی،جکینسون،ص10
6.مجموعه آثار شهید مطهری،جلد 16 ،ص176
7.لبخند در مانی،جکینسون،ص12
8.همان،ص13
9.همان،ص13
10.من لا یحضره الحدیث،جلد 1،ص503
11.مستدرک الوسایل ،جلد 8،ص417
12.لبخند در مانی،جکینسون،ص49
13.بحار الانوار ،جلد7،ص286
14.مستدرک الوسایل ، جلد 8 ،ص414
15.لبخند در مانی،جکینسون،ص50
16.وسایل الشیعه ،جلد 3،ص233
17.لبخند در مانی،جکینسون،ص50
18.غرر الحکم جلد5،ص195
19.لبخند در مانی،جکینسون،ص52